20 روش کلیدی برای افزایش مشارکت کارکنان در فرایند آموزش
برای برنامههای توسعه کارکنان هزینه میکنید اما به نتایج دلخواه خود نمیرسید؟ شما تنها نیستید تقریباً 85 درصد از کارکنان در جلسات آموزشی پویا نیستند، علیرغم اینکه 74 درصد از کارکنان احساس میکنند به دلیل کمبود فرصتهای توسعه قادر به دستیابی به پتانسیل کامل خود نیستند. این یک چالش مداوم برای شرکتها است تا کارکنان را درگیر و مشتاق در فرایند آموزش نگه دارند. مقرراتی مثل تهدید کسر از حقوق در صورت عدم حضور در دوره آموزشی، کار را آسانتر نمیکند. روشهای آموزشی سنتی اغلب در جذب کارمندان شکست میخورد و ممکن است منجر به بیعلاقگی یا عدم ماندگاری شود.
در این مقاله به راه حلهایی که میتوانید کارکنان را در فرایند آموزش پویا و مشتاق نگه دارید پرداخته شده است.
روشهایی برای تقویت تعامل و مشارکت کارکنان در فرایند آموزش
1. استخدام افراد با روحیه یادگیری
افرادی را استخدام کنید که روحیه یادگیری دارند. شما نمیتوانید کسی را مجبور کنید که آموزش ببیند. حتی اگر در جلسات آموزشی شرکت کنند، کارمند بهتری نخواهند شد. یادگیرندگی فرد را در جلسات مصاحبه ارزیابی کنید.
2. حمایت مدیران
حمایت مدیر برای تشویق مشارکت کارکنان در آموزش بسیار مهم است. یک نظرسنجی گالوپ نشان میدهد که تنها 34 درصد از کارمندان به شدت احساس میکنند که شخصی در محل کار پیشرفت آنها را تشویق میکند. مدیرانِ موفقترین سازمانها، نه تنها توسعه را تشویق میکنند بلکه خود یادگیرنده مادامالعمر هستند و فرهنگی را ایجاد میکنند که برای یادگیری مستمر ارزش قائل است.
3. شفاف شدن چرایی نیاز به آموزش
اگر کارمندان شما بفهمند چرا باید آموزش ببیند، به احتمال زیاد انگیزه بیشتری برای مشارکت و توجه مناسب خواهند داشت.
اغلب آموزشها بر مقررات برگزاری دوره تاکید دارند و به اندازی کافی و اثربخش بر علت برگزاری و میزان اهیت آن تاکید ندارند. همکاران حق دارند که بدانند چرا یک دوره آموزشی، با چه هدفی و در جهت رفع چه نیازی برگزار میشود و مهمتر از همه نقش آنها در این فرایند و انتظاراتی که از آنها میرود چیست؟ به عبارتی درک ارزش آموزش برنامهریزی شده از سوی همکاران ضروری است.
آموختن نیاز به تلاش و خواستن آموزشگیرندگان دارد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: کارکنان سازمان ما چطور یاد میگیرند؟(اصول یادگیری بزرگسالان)
4. کاربردی بودن آموزشها
کارمندان به طور طبیعی از برنامههای آموزشی که ارزشی به کارشان نمیافزایند، بیزارند. راز درگیر کردن افراد این است که آموزش را برای نقش آنها قابل اجرا کنیم. این به معنای استفاده از مثالهای عملی است که تاثیر آموزش در شغل آنها نشان میدهد. به محض اینکه کارکنان ببینند که آموزش چگونه با توانایی آنها برای انجام بهتر شغلشان ارتباط دارد، طبیعتاً درگیر خواهند شد.
5. مربیگری
برنامه مربیگری را شروع کنید. گاهی اوقات پر ارزشترین کار کمک به دیگران است. به کارمندان با عملکرد بالا اجازه دهید با شروع یک برنامه مربیگری به رشد دیگران کمک کنند. مربیان باید آنچه را که کارمند میخواهد در محل کار به دست آورد، آموزش دهند. کوچ و کوچی با هم میتوانند روی توسعه مهارت، سبکهای ارتباطی و یا موضوعات تخصصی کار کنند.
6. استفاده از داستانسرایی در یادگیری و توسعه
همه ما داستانهای مورد علاقه خود را به یاد میآوریم. آنها به ما کمک میکنند تا با مردم و دنیای اطرافمان ارتباط برقرار کنیم. شرط میبندم هنوز داستان مورد علاقه خود را از دوران کودکی از یک کتاب، فیلم یا برنامه تلویزیونی به خاطر دارید.
داستانها این قدرت را دارند که ما را به گونهای درگیر کنند که روایتهای ساده نمیتوانند. بیاموزید که چگونه از قدرت داستانها برای ایجاد آموزش متقاعدکنندهتر استفاده کنید.
داستانها به افراد کمک میکنند با یک موضوع ارتباط برقرار کنند و قدرت الهام بخشیدن و ایجاد انگیزه را دارند. در نهایت، داستانها تجربه یادگیری را افزایش میدهند. در نتیجه، افراد به احتمال زیاد دانشی را که آموختهاند به خاطر میآورند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل ارتقای کارکنان در سازمان + دانلود چکلیست
7. بهره گیری از شبیهسازیها و سناریوها
در این شیوه، یادگیری چرخهای است که با تجربه کردن آغاز میشود، شرکتکنندگان در محیطی امن، تمریناتی شبیه سازی شده از مسائل واقعی زندگی شخصی و شغلی را متناسب با تغییر رفتاری که انتظار داریم، تجربه میکنند، یادگیرنده با موقعیتی مواجه میشود و باید بر اساس شرایط تصمیم بگیرد که چگونه پاسخ دهد. تسهیلگران شرکتکنندگان را در موقعیتهای کاری واقعی مشاهده کرده و پیشنهادات بهبود را ارائه میکند.
برای اینکه واقعاً به یادگیرندگان کمک کنید با محتوا و مطالب ارتباط برقرار کنند، سناریوها را در یک زمینه معتبر و واقع بینانه طراحی کنید. به عنوان مثال، از نام افراد، بخشها و فرآیندهای واقعی استفاده کنید.
8. بهره گیری از گیمیفیکیشن در آموزش
گیمیفیکیشن(بازیوار سازی آموزش) یک رویکرد آموزشی است که به دنبال ایجاد انگیزه در فراگیران با استفاده از عناصر بازی در محیطهای آموزشی است. هدف، به حداکثر رساندن لذت و مشارکت با جلب علاقه یادگیرندگان و الهام بخشیدن به آنها برای ادامه یادگیری است.
9. شخصیسازی شدن محتوای آموزشی
سازمانها به برنامههای آموزشی کاملاً شخصیسازی شده برای شرکت و پرسنل مورد نظر نیاز دارند. استفاده از نام شرکت، نام خطمشیهایتان، اصطلاحاتی که در کسبوکار استفاده میکنید و نام افراد خاص، آموزش را برای کارمندانتان بسیار واقعیتر و معنادارتر میکند و با معرفی عناصر هوشمند برای شخصیسازی، انطباق و بازیسازی محتوای آموزشی و تولید تحلیلهای ارزشمند، آن را موثرتر میکنید. دورههای سفارشی که به پر کردن شکافهای مهارتی فعلی یا پیشبینی شده کمک میکند نیز به نفع سازمان است. کارمندان بیشتر درگیر دورههایی هستند که نیازهای خاص آنها را برآورده میکند، چه به صورت فردی و چه به عنوان اعضای یک تیم خاص.
دوران برنامههای آموزشی یک اندازه برای همه دیگر گذشته است؛ امروزه تمرکز بر ارائه تجربیات یادگیری سفارشی است که نیازهای متنوع، مهارتها و آرزوهای شغلی تک تک کارکنان را برآورده کند.
10. تعادل بین حجم کار و آموزشها
وقتی وظایف استراتژیک با ضربالاجلهای فشرده در حال انباشته شدن هستند، هیچکس نمیخواهد در سخنرانیهای طولانی بنشیند. کارمندان شما منحرف میشوند و به جای تمرکز کردن بر محتوای آموزشی، نگران وظایف محول شده خود خواهند بود. با مدیران مربوطه صحبت کنید و آموزش را در زمانی که حجم کاری آنها نسبتاً کم است سازماندهی کنید و با نزدیک شدن به تاریخ آموزش، برای مدیران خوب است که وظایف موجود را اولویتبندی کنند، آنها را زودتر از حد معمول به کارمندان محول کنند و ضرب الاجلهای معقولی را تعیین کنند که آموزش را در نظر بگیرند. همه این موارد مطمئناً میتواند به کارمندان شما کمک کند تا کار و آموزش را به طور مؤثرتری متعادل کنند و انگیزه و مشارکت را افزایش دهند.
11. پرورش نگرش رشد و یادگیری
ذهنیت یادگیرنده مانند یک ابرقدرت است که چالشها را به شانس تبدیل میکند. با پرورش ذهنیت رشد و یادگیری، به تیم خود کمک میکنید تا مشکلات را بهعنوان مسیری برای پیشرفت ببینند. محیطی ایجاد کنید که در آن کنجکاوی نه تنها پذیرفته میشود بلکه مورد تجلیل نیز قرار میگیرد. همچنین بر مفید بودن یادگیری تاکید کنید. فرایند یادگیری را ارزشمند کنید و تمام مزایای کوتاهمدت و بلند مدتی که در صورت شرکت در آموزش به کارمندان ارائه میشود را به آنها بگویید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگیهای آنها (با مروری بر سایر نسلها)
12. کاهش موانع دسترسی به آموزش
تحقیقات نشان میدهد که استفاده از روشهای مختلف آموزشی برای مشارکت کارکنان مهم است. ویدیوها و برنامههای کوتاه، دسترسی به محتوای آموزشی را در هر زمان و هر مکان آسان میکند و موانع مشارکت آموزش را کاهش میدهد. گاهی اوقات تنها دادن حق انتخاب به افراد میتواند برای ایجاد تفاوت کافی باشد. در حالی که برخی از همکاران ممکن است آموزش آفلاین (پشت سیستم کامپیوتر) را ترجیح دهند، جایی که میتوانند آموزش را پشت میز خود کامل کنند، برخی دیگر ممکن است گزینههای یادگیری تلفن همراه را ترجیح دهند که به آنها امکان میدهد زمان و مکان یادگیری را انتخاب کنند. همه ما به روشهای مختلف یاد میگیریم، با گسترش گزینهها به همه این فرصت را میدهیم که به روشی که مناسبتر است یاد بگیرند.
13. به روز رسانی منظم محتوای آموزشی
هدف آموزش، تغییر رفتار، دانش یا هر دوی آن است. برای ایجاد تغییر، افراد باید احساس الهام کنند. این بدان معنی است که شما نمیتوانید سالانه همان پیامها را منتشر کنید.
14. تجدید آموزش کارکنان
سعی کنید میکرولرنینگ (microlearning)را ارائه کنید. یادگیری کوچک و خرد به راحتی در برنامه کاری قرار میگیرد و به حفظ دانش کارکنان کمک میکند.
- سناریوهای تعاملی را امتحان کنید که در آن کارکنان شما باید دانشی را که قبلاً به دست آوردهاند به کار ببرند.
- از روشهای آموزشی غیر سنتی، مانند یادگیری بازیسازی شده استفاده کنید.
گنجاندن عناصر تعاملی و چندرسانهای و اجرای میکرولرنینگ، میتواند مشارکت را تا 50 درصد افزایش دهد.
15. استفاده از فناوریهای نوین
مشارکت همکاران نیازمند فناوری آسان برای استفاده و تعامل میباشد. کارمندان زندگی شخصی و حرفهای خود را در دنیایی که فناوری اجتماعی نفوذ کرده است، میگذرانند. این موضوع باید به گونهای باشد که مشارکت همکاران را تسهیل کند نه اینکه آنها را ناامید یا خسته کند. لذا این امر مستلزم همراستایی فناوری با نیازهای کارکنان و ایجاد بستر تعامل میباشد.
16. یادگیری مشارکتی
انسانها به ارتباط نیاز دارند. یکی از مؤثرترین راهها برای جلب مشارکت کارکنان در طول آموزش، کارگاههای تعاملی و فعالیتهای گروهی است. با ترکیب تمرینات عملی، ایفای نقش، فعالیتهای تیم سازی، شرکتکنندگان فعالانه در فرآیند یادگیری شرکت میکنند.
یکی از موانعی که Harvard Business Review آن را “قاتل خاموش” برای یادگیری مشارکتی مینامد، فقدان تعامل اجتماعی و گفتگوهای صادقانه در مورد مفید بودن مطالب دوره است.
17. توجه به سبک یادگیری
بسياری معتقدند كه سبكهای يادگيری بر خود يادگيری تاثير میگذارند و افراد به روشهای مختلف یاد میگیرند. برنامههای آموزشی را طوری طراحی کنید تا هر یادگیرنده بتواند برنامههای آموزشی متناسب با سبک خود را بیابد. به عنوان مثال میتوان از فیلم ها، خواندنها و تعاملات زنده مانند ایفای نقش استفاده کرد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی تست سبک یادگیری VARK (به همراه پرسشنامه PDF)
18. ارسال یادآوریهای مداوم
کارمندان با اطلاعات موجود در صندوقهای ایمیل و سایر نرمافزارها بمباران اطلاعات میشوند. زندگی کاری روزانه آنها اغلب حول واکنش به موقعیتهای فوری میچرخد تا اینکه به اهداف استراتژیکتر فکر کنند. در محیط کار روزانه، کارکنان گاهی اوقات اهداف آموزشی را نادیده میگیرند. میتوانید با ارسال یادآوریهای مداوم از طریق ایمیل یا وسایل دیگر، به کارمندان کمک کنید تا در مسیر اهداف آموزشی خود قرار بگیرند.
19. بازخورد و ارزیابی مستمر
ایجاد فرهنگ یادگیری مستمر مستلزم بازخورد و ارزیابی مداوم است. بررسیهای منظم، نظرسنجیها و ارزیابیها تضمین میکند که کارکنان فعال و پاسخگو باقی میمانند. علاوه بر این، بازخورد به شناسایی زمینههای بهبود کمک میکند و به مربیان اجازه میدهد محتوای آموزشی را مطابق با آن اصلاح و تنظیم کنند و همچنین فراگیران پویایی بیشتری نسبت به رسیدن به سطح مطلوب از آموزشهای برگزار شده داشته باشند. با تأکید بر اهمیت بازخورد، کارکنان احساس ارزشمندی میکنند و در توسعه خود سرمایه گذاری میکنند، که منجر به افزایش مشارکت میشود.
20. تشویق جامعه یادگیرنده
بسیاری از کارمندان اگر بخشی از جامعه همسالان باشند، بیشتر درگیر هستند و بیشتر با هم همکاری میکنند. جوامع همتا میتوانند اعضا را تشویق به ادامه یادگیری و به اشتراک گذاری دانش کنند. ایجاد یک کانال برای کارمندان را در نظر بگیرید تا فرصتهای یادگیری را پیشنهاد کنند و در مورد آنها بحث کنند، محتوای مرتبط را بیاورند و نظرات خود را به اشتراک بگذارند.
استفاده از مدل 70-20-10 برای ایجاد فرهنگ یادگیری
مدل 70-20-10 یک مدل یادگیری و توسعه است که تقسیم متناسبی از نحوه یادگیری مؤثر افراد را نشان میدهد و به سادگی به ما یادآوری میکند که اکثریت یادگیری و توسعه از طریق یادگیری تجربی و اجتماعی در محیط کار به جای کلاسها و دورههای رسمی انجام میشود.
مدل 70-20-10 را می توان برای ایجاد فرهنگ یادگیری به طرق مختلف مورد استفاده قرار داد. در اینجا چند پیشنهاد ارائه میشود:
- یادگیری را در اولویت قرار دهید. این به این معنی است که زمان و منابعی را برای یادگیری کنار بگذارید و به کارمندان بفهمانید که یادگیری ارزش دارد.
- کارمندان را برای یادگیری توانمند کنید. این به این معنی است که به آنها آزادی انتخاب آنچه را که میآموزند و منابعی را که برای یادگیری موثر نیاز دارند در اختیار آنها قرار دهید.
- کارکنان را تشویق کنید تا وظایف چالشبرانگیز را انجام دهند، این میتواند شامل دادن پروژههای جدید به آنها، درخواست از آنها برای رهبری تیمها یا واگذاری مسئولیت حل مشکلات به آنها باشد.
- فرصتهایی را برای کارمندان ایجاد کنید تا از یکدیگر یاد بگیرند. این میتواند شامل راهاندازی برنامههای راهنمایی، تشویق یادگیری همتا به همتا، یا ایجاد گروههای منابع کارکنان (ERG) باشد.
- دسترسی به برنامههای آموزشی و توسعه رسمی را فراهم کنید. این میتواند شامل ارائه دورههای آنلاین، کارگاهها یا آموزش حضوری باشد.
- فرهنگ بازخورد و یادگیری ایجاد کنید این میتواند شامل تشویق کارکنان برای به اشتراک گذاشتن ایدههای خود، ارائه بازخورد منظم و جشن گرفتن موفقیتها باشد.
- یک محیط آموزشی حمایتی ایجاد کنید. این به معنای پرورش فرهنگ اعتماد و احترام و ایجاد فرصتهایی برای کارکنان برای به اشتراک گذاشتن یادگیری خود با دیگران است.
با پیروی از این پیشنهادات، میتوانید فرهنگ یادگیری ایجاد کنید که کارکنان را تشویق به رشد و توسعه مهارتهای خود کند. این می تواند منجر به افزایش بهرهوری، نوآوری و رضایت کارکنان شود.
جمع بندی
برای اطمینان از مشارکت حداکثری در آموزش در محل کار، باید روشهای آموزشی نوآورانه و موثری را اتخاذ نمایید و تأثیر روشهای آموزشی را اندازه گیری کنید تا یاد بگیرید چه چیزی مؤثر است و چه چیزی مفید نیست. با ترکیب کارگاههای تعاملی، گیمیفیکیشن، چند رسانهای (سبکهای یادگیری)، آموزش فعال، یادگیری خرد و دریافت بازخورد مداوم، کارمندان میتوانند به طور فعال در کل سفر یادگیری خود شرکت کنند. این روشها یک تجربه آموزشی مثبت ایجاد میکنند، تعامل را تقویت کرده و در نهایت به نیروی کار ماهر و با انگیزه کمک میکنند. هنگامی که کارکنان در تمام بخشهای فرآیند آموزش احساس مشارکت میکنند، بیشتر روی رشد حرفهای خود سرمایهگذاری میکنند که منجر به بهبود عملکرد و موفقیت کلی سازمان میشود.
منابع:
https://www.skillcast.com/blog/employee-engagement-training
https://www.skillcast.com/blog/storytelling-learning-development
Instructional Design Best Practices | Skillcast
https://trainingmag.com/7-ways-to-keep-employees-engaged-during-training-sessions/
https://voxy.com/blog/employee-engagement-in-training/
https://360learning.com/blog/training-engagement/
https://www.vevox.com/blog/6-employee-training-methods-that-increases-engagement
https://certifier.io/blog/corporate-training
https://blog.kainexus.com/employee-engagement/employee-engagement-activities/22-employee-engagement-activities-that-work
https://www.zoho.com/people/hrknowledgehive/5-ways-to-motivate-employees-to-participate-in-training.html
https://efectio.com/en/how-to-motivate-employees-to-participate-in-training/
نویسنده: تینا خیاطان
چطور یک کارشناس جذب و استخدام شویم؟
در دنیای پرشتاب امروز، یافتن شغل مناسب و کارکنان شایسته، دغدغهای مشترک برای افراد و سازمانها است. در این میان، کارشناس جذب و استخدام به عنوان پلی بین این دو دنیای به ظاهر متفاوت، نقشی کلیدی ایفا میکند. اگر به فعالیت در حوزه مدیریت منابع انسانی علاقه دارید، متخصص جذب و استخدام میتواند یکی از انتخابهای شغلی شما باشد.
در این مقاله شغل کارشناس جذب و استخدام را معرفی کرده و گامهای تبدیل شدن به یک متخصص حرفهای جذب و استخدام را مرور میکنیم.
کارشناس جذب و استخدام کیست؟
متخصصین و کارشناسان جذب و استخدام، کاندیداها را شناسایی، ارزیابی و مصاحبه میکنند، با آنها در مورد مزایا و حقوق مذاکره میکنند و در طول فرآیند استخدام، آنها را راهنمایی میکنند.
نقش یک متخصص جذب و استخدام در تیم منابع انسانی بسته به اندازه یا ساختار شرکت متفاوت است.
در شرکتهای کوچک تا سقف 50 کارمند کارشناسان استخدام چرخه کامل استخدام را از شناسایی و ارزیابی کاندیداها تا ارائه پیشنهاد شغلی مدیریت میکنند.
متخصصین استخدام در شرکتهای متوسط با ۵۰ تا ۲۵۰ کارمند ممکن است وظایف خاصی داشته باشند. آنها وظایفی مانند شناسایی کاندیداها یا انجام مصاحبههای اولیه را انجام میدهند. آنها همچنین با مدیران منابع انسانی بر روی اقدامات گستردهتری مانند توسعه استراتژیهای برند کارفرمایی یا شرکت در نمایشگاههای کار همکاری میکنند.
در سازمانهای بزرگ با بیش از ۲۵۰ کارمند، استخدام شامل وظایف خاصتری مانند شناسایی، ارزیابی و مصاحبه با متقاضیان شغلی میشود. افرادی که مسئول این وظایف هستند معمولاً متخصصان جذب و استخدام هستند که با مدیران منابع انسانی همکاری میکنند تا روشهای استخدام را بهینه کنند. برای مثال، اگر شما یک متخصص استخدام در یک شرکت فناوری باشید، ممکن است بر شناسایی کاندیداهایی با مهارتهای خاص فناوری تمرکز کنید.
به عنوان یک متخصص جذب و استخدام، مسیر شغلی شما میتواند از سه تا ۱۵ سال طول بکشد و شامل هر یک از نقشهای زیر باشد:
-
- کارشناس جذب و استخدام: این فرد مسئولیت چرخه کامل استخدام را از شناسایی کاندیدا تا ارائه پیشنهاد شغلی بر عهده دارد.
- متخصص جذب و استخدام ارشد یا رهبر تیم: این فرد معمولاً یک تیم از متخصصین جذب و استخدام را مدیریت میکند، وظایف را واگذار میکند و اطمینان حاصل میکند که تیم به اهداف استخدام خود میرسد.
- مدیر استخدام: این نقش مدیریتی میانی شامل مدیریت بودجه استخدام، هدایت عملکرد استخدام یا انجام استخدامهای پیچیده است.
- مدیر یا مدیر ارشد جذب استعداد: این نقش ارشد به معاون منابع انسانی گزارش میدهد و مسئولیت استراتژی و جهتگیری کلی استخدام شرکت را بر عهده دارد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: PHRi گواهی بینالمللی حرفهای منابع انسانی چیست؟
شرح وظایف کارشناس جذب و استخدام
شغل یک کارشناس جذب و استخدام معمولاً شامل موارد زیر است:
- همکاری با مدیران استخدام برای درک شایستگیها و الزامات موقعیتهای خالی مانند مهارتها، تجربه و تناسب فرهنگی
- تهیه توضیحات شغلی که به درستی منعکس کننده فرصتهای موجود باشد
- انتشار آگهیهای شغلی در صفحات شغلی شرکت، سایتهای کاریابی و پلتفرمهای اجتماعی
- کارمندیابی و شناسایی کاندیداها با جستجو در سایتهای کاریابی و پایگاههای داده آنلاین، حضور در رویدادهای صنعتی، استفاده از LinkedIn و جستجوی ارجاعات کارمندان
- تماس با کاندیداهای مناسب از طریق تلفن، ایمیل یا پیام مستقیم برای سنجش علاقه آنها
- بررسی درخواستها برای شناسایی کاندیداهای با صلاحیتهای مرتبط و تجربه
- انجام مصاحبههای اولیه با کاندیداها برای ارزیابی مهارتها و تناسب آنها و شرکت در مصاحبههای پنلی برای ارزیابی مهارتها، تجربهها و صلاحیتهای متقاضیان
- شرکت در مذاکرات حقوق و مزایا با کاندیداهای منتخب
- کمک به فرآیند ورود به شرکت برای اطمینان از انتقال روان برای استخدامهای جدید
- آگاهی از روندهای صنعتی کار، شاخصهای حقوق و قوانین کار برای اتخاذ تصمیمات استخدامی آگاهانه
- مشارکت در اقدامات برند کارفرما که تصویر شرکت را در نظر متقاضیان بالقوه بهبود میبخشد
حقوق متخصصین جذب و استخدام
میزان درآمد یک متخصص جذب و استخدام معمولاً بر اساس تحصیلات، سالهای تجربه، صنعت و صلاحیتها تعیین میشود. Indeed تخمین میزند که متوسط حقوق پایه یک متخصص جذب و استخدام در ایالات متحده حدود ۵۵۶۷۹ دلار در سال است، در حالی که بر اساسGlassdoor ، متوسط کل پرداخت سالانه برای یک متخصص جذب و استخدام با تجربه حدود ۱۰۳۹۱۱ دلار است.
میانگین حقوق نیز بر اساس شهر و ایالت متفاوت است. Glassdoor بیان میکند که میانگین حقوق سالانه برای متخصصین جذب و استخدام در شیکاگو کمی بالاتر از ۶۳۹۵۲ دلار است، در حالی که همتایان آنها در نیویورک بیش از ۸۱۳۷۷ دلار در سال درآمد دارند.
متوسط حقوق برای یک کارشناس جذب و استخدام در ایران حدود 20 تا 30 میلیون تومان است.
چگونه به یک کارشناس جذب و استخدام تبدیل شویم
مرحله 1: آموزش ببینید و گواهینامه دریافت کنید
در حالی که نیاز به پیش زمینه تحصیلی خاصی برای کار به عنوان یک متخصص جذب و استخدام وجود ندارد، بیشتر این متخصصین دارای مدرک در رشتههای مدیریت منابع انسانی، مدیریت کسب وکار، روانشناسی یا رشتههای مرتبط هستند.
همچنین لزوماً نیازی به داشتن مدرک مرتبط نیست؛ شما میتوانید از طریق دورههای آموزشی تخصصی مدیریت منابع انسانی به یک متخصص جذب و استخدام تبدیل شوید:
ما در آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی در قالب دوره پرورش متخصص حرفهای جذب و استخدام، به شما مهارتهای تخصصی را یاد میدهیم که شما را آماده ایفای نقش متخصص حرفهای جذب و استخدام در سازمانها میکند.
مرحله 2: توسعه مهارتهای استخدامی
برای موفقیت به عنوان یک متخصص جذب و استخدام، باید مجموعهای از مهارتها را داشته باشید:
-
ارتباطات
– نوشتن آگهیهای شغلی جذاب برای جذب استعدادهای برتر
– توضیح شرایط شغلی و فرهنگ شرکت به کاندیداها
– پرسیدن سوالات دقیق در مصاحبهها برای ارزیابی مهارتهای کاندیداها
– ارائه بازخورد به کاندیداها و مدیران استخدامی
این مقاله را هم مطالعه کنید: چگونه مصاحبه کنیم؟ (راهنمای مصاحبه کاری) (+ویدیو)
-
شناسایی
– شناسایی بهترین استعدادها با استفاده از سایت های کاریابی، شبکههای حرفهای، پلتفرمهای اجتماعی یامعرفی کارمندان
– درک پرسونا، مهارتها، شایستگیها و انگیزههای کاندیدای ایدهآل
-
ارزیابی
– بررسی رزومهها برای ارزیابی مهارت و تجربه کاندیداها و اینکه آیا آنها با توضیحات شغلی مطابقت دارند یا نه.
– انجام مصاحبههای تلفنی برای ارزیابی صلاحیتهای کاندیداها و انتخاب بهترین متقاضیان.
– استفاده از ارزیابیهای شخصیتی و مهارتی برای ارزیابی تناسب هر کاندیدا برای یک موقعیت خالی
– انجام بررسیهای پیشزمینه و رفرنس چک
-
مصاحبه
– پرسیدن سوالات درست از کاندیداها برای ارزیابی تناسب با شغل و سازمان و تعیین نقاط قوت و ضعف آنها
– تمرین گوش دادن فعال و دقت به پاسخها و نشانههای غیرکلامی آنها
– ایجاد ارتباط تا کاندیداها احساس راحتی کنند و تجربیات کاری خود را به اشتراک بگذارند و سوال بپرسند.
-
برند کارفرما
– توسعه یک پیشنهاد ارزش کارفرما قوی (EVP)
– ایجاد و نگهداری تصویر قوی در رسانههای اجتماعی با نمایش فرهنگ شرکت، داستانهای کارمندان و فرصتهای شغلی
– ایجاد تبلیغات مثبت دهان به دهان درباره شرکت به عنوان یک کارفرمای مطلوب
-
بینفردی
– کمک به کاندیداها تا احساس راحتی کنند و تجربیات و اهداف خود را به اشتراک بگذارند
– درک نیازهای مدیر استخدام و پیدا کردن کاندیدای مناسب بر اساس الزامات نقش
– تقویت روابط با حرفهایهای شبکه شما برای کمک به شناسایی کاندیداهای بالقوه
-
سازمانی
– مدیریت چندین موقعیت شغلی در مراحل مختلف فرآیند استخدام
– نظارت بر درخواستهای کاندیدا، رزومهها و یادداشتهای مصاحبه
– رعایت ضربالاجلها و پیگیری زمانبندیهای استخدام
– استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه برای کمک به اولویتبندی وظایف و به حداکثر رساندن بهرهوری
-
مذاکره
– تأمین بسته حقوق و مزایا رقابتی برای کاندیدا
– پاسخ به سوالات و نگرانیهای کاندیدا در مورد پیشنهاد
– تهیه پیشنهاد شغلی که رضایت هر دو طرف کارفرما و کاندیدا را جلب کند
-
فنی
– استفاده از سیستم ردیابی متقاضیان (ATS) برای مدیریت متقاضیان و زمانبندی مصاحبهها
– استفاده از رسانههای اجتماعی برای ساخت برند کارفرما و شناسایی کاندیداها
– استفاده از ابزارهای کنفرانس ویدئویی برای انجام مصاحبههای از راه دور
– استفاده از پلتفرمهای شغلی برای ارسال آگهیهای شغلی
میتوانید این مهارتها را از طریق تجربه عملی، برنامههای آموزشی، کارگاهها و دورههای آنلاین مدیریت منابع انسانی کسب کنید.
متخصصین جذب و استخدام باید دانش قوی از قوانین و مقررات استخدام مرتبط داشته باشند تا از مشکلات قانونی جلوگیری کنند.
مرحله 3: کسب تجربه مرتبط
هر تجربه حرفهای در مدیریت منابع انسانی، ارتباطات، خدمات مشتری یا فروش میتواند به شما کمک کند تا به یک متخصص جذب و استخدام تبدیل شوید. مهارتهای کسبشده در این زمینهها به شما کمک میکند تا مهارتهای شبکهسازی، ایجاد رابطه و مصاحبه را توسعه دهید.
با یک کارآموزی در منابع انسانی شروع کنید تا اصول ارسال آگهی شغلی، مصاحبه و مدیریت کارکنان را بیاموزید. همچنین میتوانید داوطلبانه به متخصصین جذب و استخدام در شرکت خود یا یک سازمان غیرانتفاعی کمک کنید. اگر میتوانید، به عنوان هماهنگکننده استخدام یا در موقعیتی مشابه کار کنید تا فرآیند استخدام را درک کنید.
مرحله 4: شبکه خود را بسازید
شبکهسازی در استخدام حیاتی است. میتواند به شما کمک کند شبکه خود را گسترش دهید و با کاندیداها و مشتریان بالقوه ارتباط برقرار کنید. یکی از راههای شروع این است که به سازمانها و انجمنهای حرفهای بپیوندید.
شما همچنین باید در رویدادهای صنعتی مرتبط با استخدام و کارکنان شرکت کنید و با حرفهایهای استخدام روابط برقرار کنید تا به فرصتهای شغلی، کارفرمایان و مشتریان بیشتری دسترسی پیدا کنید. علاوه بر این، میتوانید از پلتفرمهای اجتماعی مانندLinkedIn برای ارتباط با کاندیداها و سایر حرفهایهای صنعت استفاده کنید.
مرحله 5: به دنبال موقعیت متخصص جذب و استخدام باشید
پس از کسب مهارتها و تجربههای مرتبط، میتوانید برای موقعیتهای استخدامی در شرکتها، اقدام کنید. رزومه شما باید شامل همه مهارتها، تجربهها، گواهینامهها و مدارک مرتبط شما باشد. توضیحات شغلی هر موقعیت را به دقت بخوانید و رزومه خود را متناسب با نیازهای کارفرما سفارشی کنید.
تمام تجربه کاری مرتبط با استخدام خود را فهرست کنید، از جمله کارآموزی یا موقعیتهای داوطلبانه.
برای مصاحبههای شغلی با تحقیق در مورد جزئیات کارفرما و سوالات رایج در مصاحبههای متخصص جذب و استخدام آماده شوید.
مرحله 6: تخصص خود را انتخاب کنید
برخی متخصصین جذب و استخدام در یک حوزه خاص، نقش یا مجموعه مهارت خاص تخصص دارند. تخصص میتواند به شما کمک کند در یک حوزه خاص تخصص پیدا کنید و شما را برای مشتریان و کاندیداها در آن صنعت بازارپسندتر کند:
مثلا برخی متخصصین جذب و استخدام مهندسی در نقشهای فنی تخصص دارند و مهندسان واجد شرایط در رشتههای مختلف را شناسایی میکنند.
مرحله 7: همیشه ارتقا پیدا کنید
استخدام یک امر پویا است، بنابراین مطمئن شوید که در مورد روندهای صنعتی و فناوریها بهروز باشید. منابع آنلاین، گروههای شبکهسازی و سازمانهای حرفهای را برای بهترین روشها تحقیق کنید. به طور منظم ارتقا پیدا کنید، در کارگاهها ثبت نام کنید و در کنفرانسها و رویدادهای شبکهسازی شرکت کنید تا مهارتهای خود را به عنوان یک متخصص جذب و استخدام بهبود بخشید.
جمعبندی
شرکتها برای جذب کارمندان با استعداد برای رسیدن به اهداف تجاری خود به متخصصین جذب و استخدام نیاز دارند. از کارمندیابی داوطلبان گرفته تا استخدامهای جدید، متخصصین جذب و استخدام مسئول یک فرآیند استخدام موثر و کارآمد هستند.
اگر علاقهمند به کمک به افراد برای تحقق اهداف شغلی خود و تطبیق شرکتها با افراد مناسب هستید، تبدیل شدن به یک متخصصین جذب و استخدام ممکن است حرفه مناسبی برای شما باشد. اگر نگران پیشرفت شغلی هستید، به یاد داشته باشید که متخصصین جذب و استخدام بودن میتواند منجر به سمتهای بالاتری مانند مدیر استخدام یا مدیر منابع انسانی شود.
اگر قصد تبدیل شدن به یک متخصص حرفهای جذب و استخدام را دارید دوره پرورش متخصص حرفهای جذب و استخدام، برای شما مفید خواهد بود.
منبع:
https://www.aihr.com/blog/how-to-become-a-recruiter/
گردآوری و ترجمه: مسعود شکری
شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد کارکنان+ 60 نمونه
به گفته پیتر دراکر “شما نمیتوانید آنچه را که اندازهگیری نمیکنید مدیریت کنید.” این نقل قول اهمیت اندازهگیری و کمی کردن همه متغیرهایی را که بر شرکت از جمله افراد آن تأثیر میگذارند، یادآوری میکند. بنابراین ما باید شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد واضح و دقیقی را تنظیم کنیم. شاخصهای کلیدی عملکرد معیارهایی هستند که به ما کمک میکنند تا کیفیت کاری را که کارکنان شرکت انجام میدهند، کمی و ارزیابی کنیم.
در این مقاله در مورد مفهوم و اهمیت شاخصهای کلیدی عملکرد صحبت میکنیم همچنین 60 نمونه از شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد کارکنان را به تفکیک بخشهای مختلف سازمان مرور میکنیم.
شاخص کلیدی عملکرد چیست؟
شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) معیارهایی هستند که به ما کمک میکنند تا کیفیت کاری را که کارکنان شرکت انجام میدهند، کمی و ارزیابی کنیم. هدف تجزیه و تحلیل کارایی و تصمیمگیری بر اساس دادههای عینی است که به بهبود مدیریت کسب و کار کمک میکند. بنابراین، شاخصهایی که نشان میدهد کارمندان یک شرکت چقدر کارآمد هستند، در میان مهمترین شاخصهای کلیدی عملکرد ظاهر میشوند.
اگرچه اصطلاحات “KPI” و “هدف” اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما واقعاً یکسان نیستند. اهداف یک شرکت، نتایجی را که میخواهد به آن دست یابد، را به شکل قابل اندازهگیری تعریف میکند. از سوی دیگر، شاخصهای کلیدی عملکرد، شاخصهایی از عملکرد هستند که نشان میدهد آیا شرکت در مسیر دستیابی به آن اهداف است یا خیر.
عناصر مهم یک KPI
1- اندازهگیری: هر KPI باید قابل اندازهگیری باشد.
2-هدف: هر KPI باید هدفی داشته باشد که با معیار شما و دوره هدف شما مطابقت داشته باشد.
3-منبع داده: منبع داده هر KPI باید به وضوح مشخص باشد بطوریکه هیچ ابهامی در اندازهگیری و ردیابی آن وجود نداشته باشد.
4-گزارشدهی: اقدامات مختلف نیازهای گزارشدهی متفاوتی دارند اما اصل مهم این است که بازه زمانی ارائه گزارش مشخص و تعیین گردد.
5- مسئول: چه کسی مراقب ردیابی، گزارشدهی و اصلاح KPIها میباشد؟ برای برنامه سازمانی، بهتر است که مسئول ردیابی این امر مشخص گردد.
چرا انتخاب KPI مناسب بسیار مهم است؟
در سادهترین شکل، KPI نوعی سنجش عملکرد است که به شما کمک میکند درک کنید که سازمان یا بخش شما چگونه عمل میکند. اگر به درستی استفاده شود، باید به عنوان قطبنما عمل کند که نشان دهد آیا مسیر درستی را به سمت اهداف استراتژیک خود در پیش گرفتهاید یا خیر.
مشکل اینجاست که هزاران KPI برای انتخاب وجود دارد. اگر موردی را اشتباهی انتخاب کنید، در این صورت چیزی را میسنجید که با اهداف شما همخوانی ندارد. انتخاب نادرست KPI میتواند منجر به عواقب ناخواستهای مانند رفتارهای غیرمولد و از دست دادن اهداف استراتژیک شود.
فرض کنید شما یک تجارت معمولی غذا را مدیریت میکنید. یکی از اهداف شما صرفهجویی در غذا است بنابراین یک KPI مربوط به وعدههای کوچکتر را انتخاب میکنید. پیامد ناخواسته این اقدام میتواند مشتریان عصبانی باشد که ترجیح میدهند در جای دیگری غذا بخورند. با وجود اینکه از نظر فنی به هدف خود رسیدهاید، نتیجه نشان میدهد که KPI اشتباهی را دنبال کردهاید. یک مورد بهتر برای اندازهگیری ممکن است این باشد که فرآیند سفارش غذای تازه شما چقدر بهینه است (با KPI “میزان ضایعات غذا”)، بنابراین باید مقدار کمتری را دور بریزید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل ارزیابی عملکرد کارکنان+ دانلود فرم ارزیابی
نمونه شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد کارکنان
نمونه KPI بازاریابی
این گروه از شاخصها برای آگاهی از برند، جذب مشتری، ROI و نرخ تبدیل و پیشرفت میباشد.
- تعداد مشتریان جدید
- رتبه جستجو (بازاریابی دیجیتال)
- بازدیدکنندگان وب سایت
- بازگشت هزینه تبلیغات
- خالص ترویج کنندگانNPS
- لیدهای واجد شرایط بازاریابی
نمونه KPI فروش
این گروه از شاخصها برای بهینهسازی عملکرد و دستیابی به موفقیت در فروش، درآمد و حفظ مشتری میباشد.
- رشد فروش
- فروش به ازای هر فروشنده
- نسبت ریزش مشتری
- وفاداری مشتری
- دفعات خرید مشتری
- درصد درآمد فروش آنلاین
- زمان چرخه فروش
- درصد فروش جانبی
- فراوانی معاملات فروش
- هزینه جذب مشتری
- ارزش طول عمر مشتری
- زمان پاسخدهی سرنخ Lead
نمونه KPI خدمات مشتری
این دسته از شاخصهای ارزیابی عملکرد برای اندازهگیری و پیگیری پیشرفت به منظور بهینهسازی عملکرد و ارائه خدمات عالی به مشتریان است و بیشتر بر زمان پاسخگویی، رضایت مشتریان و هزینه تمرکز دارد.
- میزان رضایت مشتری
- میانگین زمان رسیدگی (AHT)
- تعداد شکایات
- درصد پاسخگویی
- میانگین زمان پاسخ
نمونه KPI مدیریت پروژه
- واریانس زمانبندی شده
- تخمین تکمیل پروژه
- تاثیر ریسک
- تطابق با برنامه
- هزینه مدیریت پروژه
- بازگشت سرمایه
نمونه KPI تحقیق و توسعه
- نرخ موفقیت پروپوزال
- انحراف از برنامه
- کل هزینههای تحقیق و توسعه
- بازگشت سرمایه
نمونه KPI مالی
این گروه از شاخصها روی درآمد و سودآوریها، هزینه و مخارج، نقدینگی و مدیریت حسابها متمرکز شده و پیشرفت آن را رصد میکند.
- درآمد خالص
- سود ناخالص
- حاشیه سود ناخالص
- حاشیه سود خالص
- حاشیه سود عملیاتی
- بازگشت سرمایه
- نسبت جاری (نقدینگی)
- هزینههای واقعی
- هزینههای بودجهبندی شده
- هزینههای مستقیم
- گردش موجودی
- واریانس بودجه
نمونه KPI منابع انسانی
این گروه از شاخصها از استخدام و حفظ کارکنان گرفته تا آموزش و توسعه، پیشرفت خود را برای دستیابی به موفقیت سازمانی و بهبود تجربه کارکنان پیگیری و اندازهگیری میکند.
- نرخ غیبت
- ساعت اضافه کاری
- زمان استخدام
- کیفیت استخدام
- نرخ خروج کارکنان
- کارایی کانالهای جذب
- هزینههای آموزش
- رضایت از آموزش
- درصد حضور در آموزش
- اثر بخشی آموزش
- نسبت آموزش درون سازمانی به برون سازمانی
این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مهمترین شاخصهای کلیدی منابع انسانی به همراه نحوه محاسبه
نمونه KPI فناوری اطلاعات
از زمان بهروزرسانی و امنیت گرفته تا رضایت و بهرهوری کاربر را ردیابی و اندازهگیری میکند.
- مجموع تیکتهای پشتیبانی
- تیکتهای پشتیبانی باز
- میانگین زمان پاسخگویی
- رضایت کارکنان
- شاخص مربوط به مدیریت شبکه
- شاخص مربوط به مدیریت سرور
اشتباهات رایج در انتخاب KPI
دو گام اشتباه رایج در طول فرآیند انتخاب KPI وجود دارد.
1- انتخاب KPIهایی که همیشه اندازهگیری کردهاید، ممکن است تغییراتی را در رفتار مشتری که میتواند به رشد شرکت شما کمک کند، در نظر نگیرد. برای مثال، بیایید به مثال رستوران برگردیم. اگر فقط تعداد افرادی که به صورت حضوری سفارش میدهند اندازهگیری میکنید، به این دلیل که این همان چیزی است که همیشه اندازهگیری کردهاید، ممکن است فرصتی را برای رشد از دست بدهید که میتواند با انجام کاری جدید، مانند ادغام یک سیستم سفارش آنلاین ایجاد شود.
2- انتخاب KPIهایی که اندازهگیری آن ساده هستند. در بیشتر موارد، انتخاب بر اساس سادگی به جای استراتژی، به شما کمک نمیکند. هر KPI را بر اساس ارتباط آن با اهداف کلی سازمان خود ارزیابی کنید.
برای انتخاب KPIهای مناسب (شاخصهای کلیدی عملکرد) میتوانید از رویکرد SMART استفاده کنید.
منظور از SMART بودن KPIها، این است که معیارهای انتخابی شما مشخص (Specific)، قابل اندازه گیری (Measurable)، دست یافتنی (Achievable)، مرتبط (Relevant) و زمانمند (Time-bound) باشند. برای سنجش چنین ویژگیهایی لازم است تا این سوالات را در مورد هر KPI بپرسید:
- آیا تعریف و درک آن ساده و مشخص است؟ (Specific)
- آیا به راحتی قابل اندازهگیری است؟ (Measurable)
- آیا استفاده از این KPI میتواند امکان سنجش عملکرد را فراهم کند؟ (Achievable)
- آیا این KPI با هدف و همچنین استراتژی کلی ما مرتبط است؟ (Relevant)
- آیا اندازهگیری آن در یک بازه زمانی معین امکانپذیر است؟ (Time-bound)
جمعبندی
برای شرکتهایی که در مورد اجرای استراتژی جدی هستند، توانایی پیوند KPIها به اهداف، مهم است زیرا همه کارکنان میتوانند ببینند که چگونه کار آنها بر پیشرفت به سمت اهداف سازمانی تأثیر میگذارد. این شفافیت انگیزه کارکنان را افزایش میدهد. همچنین ارزیابی اینکه آیا از KPIهای مناسب استفاده میکنید یا نه را آسانتر میکند.
اگر میبینید که یک KPI در حال بهبود است، اما هدف مرتبط بدون تغییر باقی میماند، شاید KPI آن تاثیری که فکر میکردید را نداشته باشد و زمان آن رسیده است که مجدد اهداف و شاخصها را بررسی کنید.
توجه داشته باشید که KPIهای مناسب برای سازمان دیگری ممکن است برای سازمان شما مناسب نباشد. اطمینان حاصل کنید تا آنجا که میتوانید شاخص های کلیدی عملکرد را بررسی کردهاید تا مشخص کنید کدام یک برای صنعت شما مناسب هستند. همچنین مشخص کنید که کدام اهداف KPI به شما کمک میکند تا اهداف خود را بیشتر درک کنید و به آنها دست یابید. KPI باید با استراتژی شما مطابقت داشته باشد، نه فقط با صنعت شما
منابع:
https://www.investopedia.com/terms/k/kpi.asp
https://blog.kenjo.io/key-performance-assessment-indicators
https://onstrategyhq.com/resources/27-examples-of-key-performance-indicators/
https://www.clearpointstrategy.com/blog/18-key-performance-indicators
https://www.stemexe.com/pages/blog/details/the-importance-of-kpis-for-your-organization-six-key-reasons-772498bcfc2554db
https://www.tableau.com/learn/articles/smart-goals-criteria
KPI Examples by Industry and Department | Spider Strategies
https://www.linkedin.com/pulse/91-kpis-key-performance-indicators-project-manager-anshuman-kumar
https://www.someka.net/blog/research-development-kpis/
نویسنده: تینا خیاطان
در رفرنس چک چه سوالاتی بپرسیم؟ + چکلیست
رفرنس چک یکی از مراحل مهم در فرآیند استخدام است که به کارفرمایان کمک میکند تا مطمئن شوند که اطلاعاتی که کاندیداها در رزومه یا مصاحبههایشان ارائه میدهند، صحیح و مطابق با واقعیت هستند. این فرآیند شامل بررسی پیشزمینه تحصیلی، تجارب کاری، مهارتها و مدارک ارائه شده توسط کاندیدا میشود.
یکی از مزایای اصلی رفرنس چک، کشف اطلاعاتی است که ممکن است کاندیدا در رزومه یا مصاحبه ارائه ندهد، همچنین، این فرآیند به کارفرما کمک میکند تا از تطابق ادعاهای کاندیدا با واقعیت اطمینان حاصل کند و تصمیمات استخدامی بهتری بگیرد.
در این مقاله، به مفهوم، اهمیت و نحوه اجرای رفرنس چک در فرآیند استخدام پرداخته میشود، 15 سوال برای استفاده در فرایند رفرنس چک پیشنهاد میشود و همچنین چک لیست رفرنس چک را دریافت میکنید.
رفرنس چک چیست؟
رفرنس چک “Reference Check” یک فرآیند است که کارفرمایان ممکن است به عنوان بخشی از فرایند جذب و استخدام انجام دهند تا اطمینان حاصل کنند که اطلاعاتی که متقاضیان شغلی ارائه میدهند صحیح و قابل اعتماد است. در این فرآیند، کارفرما با شخص یا اشخاصی که متقاضی به عنوان معرف یا رفرنس ارائه کرده است تماس میگیرد و اطلاعاتی از قبیل تجربه کاری، عملکرد شغلی، و ویژگیهای شخصیتی متقاضی را تأیید میکند.
رفرنس چک به شما به عنوان کارشناس جذب و استخدام کمک میکند که:
- تاریخچه کاری داوطلب را تایید کنید.
- تناسب آنها برای یک نقش را ارزیابی کنید.
- تعیین کنید که آیا آنها با فرهنگ شرکت شما هماهنگ هستند یا خیر
برای اجرای رفرنس چک، ابتدا کاندیدا موافقت خود را برای ارتباط با اشخاصی که به عنوان رفرنس اعلام کرده است، اعلام می کند. سپس، کارفرما یا نمایندهای از طرف کارفرما با این اشخاص تماس میگیرد و اطلاعات مربوط به کاندیدا را بررسی میکند.
سوالات در رفرنس چک، سوالاتی هستند که استخدامکنندگان از کارفرمایان قبلی، ناظران یا همکاران داوطلب جهت کسب اطلاعاتی نظیر سوابق کاری، مهارتها، عملکرد و رفتار آنها میپرسند. این سوالات بخش مهمی از فرآیند انتخاب هستند. آنها به تایید صحت رزومه داوطلب، ارزیابی تناسب آنها برای موقعیت شغلی و ارائه دیدگاههایی که از مصاحبهها به دست نمیآید، کمک میکنند.
در یک نظرسنجی، ۷۰٪ از کارمندان اعتراف کردند که در رزومههای خود دروغ گفتهاند و ۳۷٪ از این پاسخدهندگان اذعان داشتند که این کار را به طور مکرر انجام دادهاند.
۱۵ سوال خوب که در رفرنسچک میتوانید بپرسید
پرسیدن سوالات دقیق به شما کمک میکند تا بینش بهتری در مورد تناسب داوطلب با نقش مورد نظر به دست آورید. در ادامه تعدادی نمونه سوال به منظور استفاده در فرایند رفرنس چک پیشنهاد شده است.
سوالات بررسی سوابق شغلی کارکنان
-
آیا میتوانید مدت زمان اشتغال و عنوان شغلی داوطلب را تایید کنید؟
دلیل: برای تایید صحت جزئیات رزومه و درخواست داوطلب.
باید به دنبال چه چیزی باشید: کارفرمای قبلی باید بتوانند تاریخها و عنوانهای شغلی را که ارائه شدهاند، تایید کنند. تفاوتها میتوانند نشاندهنده عدم صداقت داوطلب باشند.
-
وظایف اصلی داوطلب چه بودند؟
دلیل: برای درک دامنه و نوع نقشهای قبلی داوطلب.
باید به دنبال چه چیزی باشید: لیستی دقیق از وظایف که با رزومه داوطلب همخوانی دارد و نشان میدهد که وی تجربه مرتبط دارد.
-
عملکرد کاری داوطلب را چگونه توصیف میکنید؟
دلیل: برای ارزیابی قابلیت اطمینان، کیفیت کار و عملکرد حرفهای کلی داوطلب.
باید به دنبال چه چیزی باشید: مثالها و موارد خاص از عملکرد برجسته یا ضعیف داوطلب.
-
آیا میتوانید یک نمونه از یک مشارکت مهم داوطلب را ارائه دهید؟
دلیل: برای شناسایی نقاط قوت خاص و دستاوردهای کلیدی داوطلب.
باید به دنبال چه چیزی باشید: مثالهای دقیق که مهارتها، خلاقیت و تاثیر داوطلب بر پروژهها یا سازمان را نشان میدهد.
-
داوطلب چطور با ضربالاجلها و فشارها برخورد میکرد؟
دلیل: برای شناسایی توانایی کار تحت فشار
باید به دنبال چه چیزی باشید: مثالهای دقیق که مهارت فرد در برخورد با چالشها و فشارهای کاری را نشان میدهد.
-
مهارتهای کار تیمی و همکاری داوطلب را چگونه توصیف میکنید؟
دلیل: برای درک توانایی داوطلب در کار کردن با دیگران در یک تیم.
باید به دنبال چه چیزی باشید: مثالهایی از تعاملات مثبت تیمی، پروژههای جمعی و نقش داوطلب در ترویج محیط مبتنی بر همکاری.
این مقاله را هم مطالعه کنید: چگونه مصاحبه کنیم؟ (راهنمای مصاحبه کاری) (+ویدیو)
-
زمینههای قابل بهبود داوطلب چیست؟
دلیل: برای به دست آوردن دیدگاهی متوازن از نقاط قوت و ضعف داوطلب.
باید به دنبال چه چیزی باشید: بازخورد سازنده درباره زمینههایی که داوطلب میتواند بیشتر توسعه یابد و نشانههایی از تمایل وی به بهبود و رشد.
-
اگر فرصت دوبارهای داشتید، داوطلب را مجدد استخدام میکردید؟
دلیل: برای ارزیابی رضایت کلی مرجع از داوطلب و اعتماد به او.
باید به دنبال چه چیزی باشید: یک پاسخ واضح بله یا خیر و دلایل تصمیم آنها. این سوال بینشی در مورد تناسب کلی داوطلب ارائه میدهد.
سوالات بررسی سوابق شغلی برای پستهای مدیریتی
-
داوطلب چگونه نقش رهبری خود را ایفا میکرد؟
دلیل: برای ارزیابی کیفیت رهبری و اثربخشی داوطلب در نقش مدیریتی.
باید به دنبال چه چیزی باشید: مثالهایی از اقدامات رهبری، چگونگی انگیزهبخشی به تیم، تصمیمات استراتژیک گرفته شده و تاثیر آنها بر سازمان.
-
آیا میتوانید یک موقعیت چالشبرانگیز را که داوطلب با آن مواجه شد توصیف کنید و اینکه چگونه آن را مدیریت کرد؟
دلیل: برای درک مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری داوطلب تحت فشار.
باید به دنبال چه چیزی باشید: جزئیات موقعیت چالشبرانگیز، رویکرد داوطلب برای حل آن و نتایجی که به دست آوردند.
-
داوطلب چگونه تیم خود را مدیریت میکرد؟
دلیل: برای ارزیابی مهارتهای مدیریتی و توانایی داوطلب در الهامبخشی و هدایت تیم.
باید به دنبال چه چیزی باشید: تکنیکهای استفاده شده توسط داوطلب برای انگیزهبخشی، مثالهایی از مدیریت تیم موثر و چگونگی تاثیر آن بر عملکرد تیم.
-
داوطلب چگونه با تعارضات درون تیم خود یا با سایر بخشها برخورد میکرد؟
دلیل: برای ارزیابی مهارتهای حل تعارض و اثربخشی بینفردی.
باید به دنبال چه چیزی باشید: مثالهایی از تعارضات، چگونگی برخورد با آنها و نتایج به دست آمده که نشاندهنده توانایی داوطلب در حفظ محیط کاری هماهنگ است.
-
داوطلب چقدر در دستیابی به اهداف استراتژیک موثر بود؟
دلیل: برای تعیین تواناییهای برنامهریزی استراتژیک و اجرای داوطلب.
باید به دنبال چه چیزی باشید: دستاوردهای آنها، اینکه آیا اهداف استراتژیک را برآورده یا فراتر از آنها رفتند، هر گونه ابتکاری که رهبری کردند و مشارکتهای آنها در موفقیت سازمان.
-
سبک و مهارتهای ارتباطی داوطلب را چگونه توصیف میکنید؟
دلیل: برای ارزیابی مهارتهای ارتباطی داوطلب که برای نقشهای مدیریتی حیاتی هستند.
باید به دنبال چه چیزی باشید: وضوح، اثربخشی و مناسب بودن ارتباطات داوطلب در موقعیتهای مختلف که شامل جلسات تیمی، ارائهها و تعاملات یک به یک است.
-
داوطلب چگونه ارزیابیهای عملکرد و بازخورد با تیم خود را مدیریت میکرد؟
دلیل: برای درک رویکرد داوطلب به مدیریت عملکرد و توسعه.
باید به دنبال چه چیزی باشید: روشهای ارائه بازخورد، مدیریت مسائل عملکرد و تشویق به رشد حرفهای درون تیم.
چک لیست رفرنس چک
در ادامه ۱۳ نکته برای انجام رفرنس چک در قالب یک چک لیست پیشنهاد شده است.
| ردیف | نکته | توضیح |
| 1 | از پیش آماده شوید | به وضوح تعیین کنید که از هر رفرنس چک چه چیزی میخواهید. بر روی شایستگیهای کلیدی و مهارتهای مرتبط با شغل تمرکز کنید. |
| 2 | کسب رضایت | اطمینان حاصل کنید که رضایت کتبی هر داوطلب برای تماس با مراجع آنها را دارید. هدف و اهمیت بررسی سوابق شغلی را به آنها توضیح دهید. |
| 3 | تایید مراجع | تایید کنید که مراجع ارائه شده معتبر و مرتبط هستند. با ناظران یا همکاران قبلی که میتوانند بینش دقیقی درباره عملکرد داوطلب ارائه دهند، تماس بگیرید. |
| 4 | سوالات باز بپرسید | از پرسیدن سوالات بسته که پاسخ “بله/خیر” دارند، خودداری کنید. به عنوان مثال، درباره نقاط قوت، زمینههای بهبود و مثالهای خاص از کار آنها سوال کنید. |
| 5 | سوالات رفتاری بپرسید | درباره موقعیتهای خاص و نحوه مدیریت آنها توسط داوطلب سوال کنید تا مهارتهای حل مسئله و بینفردی آنها را ارزیابی کنید. |
| 6 | بر شایستگیهای کلیدی تمرکز کنید | سوالات خود را برای ارزیابی شایستگیهای حیاتی هر نقش تنظیم کنید که میتواند شامل مهارتهای فنی، کار تیمی، رهبری و تواناییهای ارتباطی باشد. |
| 7 | به دنبال تناسب فرهنگی باشید | سوالاتی بپرسید که به تعیین تناسب داوطلب با فرهنگ و ارزشهای شرکت شما کمک کنند. |
| 8 | اطلاعات را به صورت مکمل بررسی کنید | اطلاعات را از مراجع با پاسخهای مصاحبه و رزومه داوطلب مقایسه کنید. به دنبال هر گونه تفاوت باشید. |
| 9 | به دنبال منابع متعدد باشید | اگر ممکن است، بازخورد از منابع متعدد بگیرید تا دیدگاه جامعی درباره عملکرد و رفتار داوطلب به دست آورید. |
| 10 | حرفهای و محترمانه باشید | اطلاعاتی که در طول بررسی سوابق شغلی به اشتراک گذاشته میشود را محرمانه نگه دارید و فقط با اعضای مرتبط تیم استخدام به اشتراک بگذارید. |
| 11 | به وقت منابع احترام بگذارید | تماسها را در زمانهای مناسب برنامهریزی کنید و همه مکالمات را متمرکز و مختصر نگه دارید. |
| 12 | بینشهای کلیدی را ثبت کنید | در طول بررسیهای سوابق شغلی، یادداشتهای دقیقی بردارید و بینشها و مثالهای کلیدی را مستند کنید |
| 13 | از فرم استاندارد استفاده کنید | استانداردسازی بررسیهای سوابق شغلی میتواند اطمینان حاصل کند که اطلاعات به طور مداوم در مورد داوطلبان مختلف جمعآوری میشود و از خطا جلوگیری میکند. |
با منابع متعدد تماس بگیرید تا دیدگاه جامع و متعادلی از داوطلب به دست آورید. دیدگاههای مختلف، درک کاملتری از عملکرد و رفتار آنها ارائه میدهند. در مقابل، اتکا به یک منبع میتواند منجر به دیدگاه ناقص از تواناییهای داوطلب شود. با جمعآوری بینشها از چندین منبع، میتوانید تصمیمات استخدامی آگاهانهتری بگیرید.
جمعبندی و نکات پایانی
رفرنس چک به عنوان یک ابزار مکمل در فرایند جذب و استخدام میتواند نقاط قوت و قابل بهبود داوطلب را تعیین و پرچمهای قرمز احتمالی را آشکار کند. شاید رفرنس چک بخشی وقتگیر و خستهکننده از فرآیند استخدام به نظر برسد، اما یک گام ضروری است زیرا رزومه اغلب تصویری دقیق از داوطلب ارائه نمیدهد.
پرسیدن سوالات هدفمند از کارفرمای قبلی داوطلب درباره سوابق کاری، مهارتها، عملکرد و رفتار آنها، میتواند دیدگاه شما را تایید یا نگرانیهای پنهان را آشکار کند.
رفرنس چک بخش ضروری و جداییناپذیر از فرآیند استخدام است که به شما کمک میکند تصمیمات آگاهانهتری بگیرید و کارکنان مناسبی را برای سازمان خود استخدام کنید.
اگر قصد دارید یک متخصص حرفهای در حوزه جذب و استخدام شوید دوره آموزشی پرورش متخصص حرفهای جذب و استخدام را بررسی فرمایید.
منابع:
https://www.aihr.com/blog/reference-check-questions/
https://www.personio.com/hr-lexicon/applicant-screening/
نوشته: مسعود شکری
چطور اخراج کنیم؟راهنمای عملی و گام به گام
فرض کنید یکی از اعضای تیمتان در کارش افتضاح است و با توجه به تلاشهای مستمر شما بهبودی در عملکردش اتفاق نیفتاده است. چطور باید اخراجش کرد؟
از نظر مستندات و دادهها همه چیز آماده است و با واحد منابع انسانی هماهنگ کردهاید. اما اکنون باید گفتگوی وحشتناکی داشته باشید. بهترین راه برای گفتن این خبر چیست؟ چه بگویید و چه نگویید و چگونه به بقیه اعضای تیم اطلاع دهید؟
نحوه اخراج آدمها واقعا مهم است. هدف اصلی این مقاله این است که یک راهنمای گام به گام و عملیاتی برای نحوه اخراج یک فرد به روش صحیح را در اختیار شما قرار دهد.
فرایند اخراج کارکنان
فرآیند اخراج یک کارمند به اندازه استخدام وی مهم است و این وظیفهای است که هر مدیر مستقیم و متخصص منابع انسانی باید برای آن آماده باشد.
مدیران معمولا برای اخراج آدمها بیش از حد معطل میکنند و احتیاط را به عجله ترجیح میدهند. یا خودشان را گول میزنند و فکر میکنند کار واجبی نیست. به دلیل ماهیت ظریف اخراج یک کارمند، دانستن اینکه چگونه یک کارمند را به روش صحیح اخراج کنید، یک مهارت ضروری است.
وقتی کسی را اخراج میکنید به او امکان میدهید جای دیگری پیشرفت کند. برای رسیدن به یک شغل خوب باید از شغل بد، یا شغلی که برای شما بد است دست بکشید. اما در عین حال اخراج یک کارمند هرگز کار آسانی نیست.
به گفته دیک گروت (مشاور مدیریت در دالاس تگزاس و نویسنده کتاب چگونه در ارزیابی عملکرد خوب باشیم)، «اخراج کردن سختترین کاری است که ما از رهبران میخواهیم انجام دهند». «حتی وقتی توجیه اقتصادی داشته باشد، شما مینشینید و به کارمندتان میگویید که دیگر از شما حقوق دریافت نمیکند و وقتی صبح از خواب بیدار میشود، جایی برای رفتن ندارد. این سخت است.”
جودی گلیکمن، نویسنده و مؤسس شرکت مشاوره ارتباطی Great on the Job، میگوید اخراج یک شر ضروری است. “به عنوان مدیر، باید در نظر داشته باشید که چه چیزی برای شرکت مناسب است.”
دلایل رایج برای اخراج یک کارمند
دلایل مختلفی وجود دارد که ممکن است از شما خواسته شود یک کارمند را اخراج کنید. معمولاً کارمندان به دلایل زیر اخراج میشوند:
- عملکرد ضعیف
- رفتار نادرست
- آزار و اذیت همکاران
- حضور ضعیف و نامنظم
- نقض ایمنی
وقتی بدیهای یک کارمند، بیشتر از خوبیهاست و وقتی کارمند بیشتر از خلق ارزش، مشکلاتی را ایجاد میکند، وقت آن است که شرکت را ترک کند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگیهای آنها (با مروری بر سایر نسلها)
راهنمای عملی اخراج کارمند
1- کارمند را با اخراج غافلگیر نکنید.
دقت کنید که هیچ کارمندی نباید از اخراج خود غافلگیر شود یعنی شما میبایست قبل از اخراج بارها و بارها برای تغییر شرایط تلاش کرده باشید.
قبل از اخراج این سوالات را از خود بپرسید:
- آیا اهداف و انتظارات را به روشنی برای او شفاف کرده بودید؟
- آیا بازخوردهای مداوم در خصوص گپهای عملکردی و رفتاری دادید؟
- آیا انتقادهای فروتنانه و در عین حال بیپرده داشتهاید؟
- آیا گفتگوهای عملکردی منظم داشتهاید؟
- آیا برای بهبود عملکردش راهنمایی کردید و برنامهای برای بهبود عملکرد و رفع نقاط ضعف ارائه دادهاید؟
اگر پاسخ سوالات بالا مثبت است و باز هم بهبودی حاصل نشده وقت اخراج فرا رسیده است. همچنین خوب است قبل از اخراج با شخص معتمدی در سازمان موضوع را در میان بگذارید. شنیدن یک دیدگاه بیرونی کمکتان میکند مطمئن شوید رفتارتان منصفانه بوده است.
2- اخراج را عقب نیندازید
اخراج شخصی که سالها با او کار کردهاید بهویژه فردی که به خوبی میشناسید و به او احترام میگذارید دلهرهآور است، اما نباید اجازه دهید عذاب وجدان باعث شود گفتگو را به تأخیر بیندازید. البته، اخراج باید آخرین گام در یک فرآیند عادلانه و شفاف باشد که از مدتها قبل آغاز شده است و باید مدارکی مثل نتایج ارزیابی عملکرد برای اثبات آن وجود داشته باشد.
گروت میگوید: «مدیران به ندرت از اقدام سریع برای اخراج پشیمان میشوند، اما از به تعویق انداختن اخراج پشیمان شدهاند.”
اگر هنوز شجاعت کافی برای اقدام کردن را ندارید، به تیم خود فکر کنید. به هر حال، آنها کسانی هستند که ساعات بیشتری کار میکنند، زیرا فردی که [شما باید اخراج کنید] کار خود را به درستی انجام نمیدهد و این جفا در حق بقیه اعضای تیم است.
3- واحد منابع انسانی را با خود همسو کنید
قبل از اینکه مکالمه اخراج را برنامهریزی کنید، برنامههای خود را با منابع انسانی هماهنگ کنید. اطمینان حاصل کنید که یک نماینده منابع انسانی میتواند در جلسه شرکت کند، زیرا از نظر قانونی مناسبتر است که شخص دیگری هم حضور داشته باشد. همچنین بخش منابع انسانی میتواند «تصویر کاملتری» از شرایط کارمند ارائه دهد. مثلا منابع انسانی ممکن است به شما بگوید که همسر او درمان سرطان را از بعدازظهر دوشنبه شروع میکند، در این صورت اخراج او در روز سه شنبه میتواند غیرانسانی تلقی شود.
4- جلسه اخراج را کوتاه نگه دارید
اخراج هر فرد میتواند برای وی و حتی خود شما بسیار احساسی و چالشبرانگیز باشد. بنابراین بهتر است این جدایی را زیاد طول ندهید. کلماتی که برای اخراج یک کارمند استفاده میکنید باید ساده و دقیق باشد.
گلیکمن میگوید: «به جایی خصوصی بروید و سپس با با گفتن این جمله شروع کنید: «خبر بدی برای شما دارم. امروز آخرین روز کار شما در اینجاست.» سپس دلیل اخراج را در یک جمله ساده بیان کنید و شفاف باشید. مثلا “همانطور که در جلسات ارزیابی عملکرد بارها صحبت کردیم شما به اهداف عملکردی خود نرسیدید” او توصیه میکند تاسف خود را با شرایطی که «مسئولیت شخصی مستقیماً بر عهده خود فرد است» ابراز کنید. مثلا چیزی شبیه این بگوید: «متاسفم که وضعیت به این نقطه رسیده است».
صحبت را با اطلاع به کارمند در مورد خاتمه دادن به همکاری با او از تاریخ مشخصی شروع کنید. برای اعلام خبر شفاف و متمرکز باشید، به طوری که کارمند متوجه شود تصمیم نهایی است و قابل مذاکره نیست. گام بعدی این است که به طور خلاصه توضیح دهید که چرا کارمند را اخراج میکنید.
سعی کنید وارد بحث در مورد تصمیم نشوید. اگر کارمند میخواهد خشم خود را خالی کند یا ناراحتی خود را ابراز کند، به سادگی میتوانید بگویید: “میفهمم که این احساس را دارید، اما تصمیم نهایی است.”
دقت کنید که لحن شما حرفهای و مؤدبانه باشد و در عین حال از صحبتهای غیررسمی پرهیز کنید چون این یک دیدار دوستانه نیست.
در انتهای جلسه هم طور خلاصه در مورد پرداخت حقوق و مرخصی، ادامه بیمه درمانی یا بیمه عمر و غیره صحبت کنید.
از عذرخواهی خودداری کنید. بحث نکنید و مستقیم صحبت کنید و از هرگونه بحثی که به شخصیت یا ویژگیهای فردی مربوط میشود، خودداری کنید.
5- حضور داشته باشید و دلسوزی نشان دهید
رهبری نیازمند شفقت است. یک اتفاق وحشتناک در زندگی این شخص اتفاق افتاده است. فرار نکنید و منابع انسانی را مجبور نکنید که به جای شما جلسه را اداره کند. شما باید آماده باشید که در صورت لزوم صحبت کنید و به سوالات پاسخ دهید. قبل از جلسه، باید در مورد مسائل اجرایی به خوبی آگاه باشید به عنوان مثال، جزئیات قرارداد کارمند سابق و اینکه چه اتفاقی برای مزایا و مرخصی استفاده نشده او میافتد. البته، همیشه مسائلی وجود خواهد داشت که شما در نظر نگرفتهاید. اگر چیزی پیش آمد، بگویید: «اجازه دهید عذرخواهی کنم، به آن فکر نکرده بودم» و سپس آن را به منابع انسانی بسپارید.
اخراج ممکن است برای شما که مدیر هستید، کار سختی باشد، اما برای فردی که اخراج میشود، کاملاً آسیبزا است؛ پس همدلی کنید. اگر واقعاً معتقدید که کارمند مورد نظر استعدادها و تواناییهایی دارد که میتواند در جای دیگری مفید باشد، به او بگویید که او را به سازمان یا بخش جدید معرفی خواهید کرد.
6- با تیم خود صحبت کنید
همکارانی را که تحت تأثیر این اخراج قرار گرفتهاند، جمع کنید و آنها را از اخراج فرد مطلع کنید البته دلایل پشت این تصمیم را فاش نکنید چون سابقه بدی را برای کارمند سابق ایجاد میکند.
هنگامی که به تیم خود توضیح میدهید که چرا کارمند سابق اخراج شده است، در انتخاب کلمات خود دقت کنید. هر چه کوتاهتر بهتر مثلا «علی دیگر اینجا کار نمیکند» یا «امروز آخرین روز مریم است». میتوانید بگویید برای آینده او آرزوی موفقیت دارید، اما عملکرد گذشته او را تحسین نکنید. این کار ریاکارانه به نظر میسد و شما نمیخواهید اعتماد تیم خود را از دست بدهید.
گروت این سناریو را پیشنهاد میکند: «همانطور که ممکن است برخی از شما بدانید، دایان دیگر بخشی از سازمان نیست. من نمیتوانم وارد جزئیات شوم زیرا این اطلاعات محرمانه است و میخواهم حریم خصوصی دایان را حفظ کنم. اگر پیشنهادی در مورد چگونگی به حداقل رساندن عدم حضور او دارید، به من بگویید.»
خاتمه دادن به همکاری با یک کارمند از نظر عاطفی کاری خسته کننده است، اما به خاطر تیم خود، نباید تسلیم شوید. اخراج احتمالاً چالشهای کوتاه مدتی را برای تیم شما ایجاد میکند. بنابراین در حالی که به دنبال جایگزین هستید، یک استراتژی برای نحوه مدیریت حجم کارها هم ارائه دهید.
7- برای جلسه، از قبل آماده شوید
تقریباً همیشه اسنادی وجود دارد که در زمان اخراج، نیاز به امضا دارند، بنابراین مطمئن شوید که آن را از قبل آماده کردید.
اگر نیاز به لغو دسترسی به دادهها، امکانات یا تجهیزات دارید، مطمئن شوید که میتوانید بدون تاخیر این کار را انجام دهید. این بدان معناست که از قبل به IT و مدیران اطلاع دهید که باید دسترسیها را لغو کنند. انجام این کارها از قبل میتواند به موارد زیر کمک کند:
- کوتاه نگه داشتن تجربه خاتمه تا حد امکان
- کاهش فرصت انتقامجویی از سوی کارمند
- رفع ابهام و سوالات بیپاسخ
- حفظ ظاهر حرفهای
- احترام گذاشتن به زمان و خدمات کارمند
8- ملاحظات قانونی را هنگام اخراج رعایت کنید
هر سازمانی که یک کارمند را اخراج میکند باید کاملاً از دلایل قانونی اخراج و قوانین کار آگاه باشد. دلایلی مانند عملکرد ضعیف، غیبتهای غیرقابل توضیح، یا آزار همکاران، همگی دلایل قابل قبولی برای اخراج یک کارمند هستند. با این حال، به خاطر داشته باشید که هر دلیلی که ارائه شود نه تنها قابل قبول باشد، بلکه درست و قانونی نیز باشد. همچنین شرایطی وجود دارد که در آن اخراج یک کارمند، غیرقانونی یا غیرقابل توصیه است. این دستورالعملهای قانونی ممکن است بسته به مکان سازمان شما، صنعتی که در آن فعالیت میکند، نقش کارمند در سازمان شما و موارد دیگر متفاوت باشد.
ناگفته نماند که نمیتوانید از سن، جنسیت، مذهب، جنسیت، ناتوانی یا هر وضعیت دیگری که توسط قوانین کار محافظت میشود، به عنوان دلیل اخراج استفاده کنید.
9- یک پایان خوب را رقم بزنید
سعی کنید این رفتارها را به عنوان راهی برای تسکین ضربه اخراج و حفظ روحیه مثبت به کار ببرید:
- پرهیز از تکرار بیمورد مسائل منفی
- گوش دادن، سوال پرسیدن، و قطع نکردن کارمند
- تمرکز بر مراحل بعدی و برجسته کردن هرگونه کمک یا توصیهای که شرکت میتواند برای آینده ارائه دهد.
- ارائه یادآوری اینکه ممکن است فرصتی برای یافتن شغل بهتری که متناسب با استعداد و شخصیت وی باشد به وجود بیاید.
احترام گذاشتن به احساسات و تجربیات کارمند به صورت واقعی، نشان دادن اینکه میدانید خاتمه کار بیاهمیت نیست و تشکر واقعی میتواند به کارمندان کمک کند تا شرایط آسانتری را تجربه کنند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: مدیران جدید به چه آموزشهایی نیاز دارند؟
جمعبندی اصولی که باید به خاطر بسپارید
این کارها را انجام دهید:
- از واحد منابع انسانی استفاده کنید تا به شما در مدیریت فرآیند اخراج کمک کند.
- نسبت به کارمند اخراج شده خود دلسوزی نشان دهید.
- اگر واقعاً معتقدید که او استعدادهایی دارد که میتواند در جای دیگری مفید باشد، به عنوان معرف به او کمک کنید شغل دیگری را پیدا کند.
- اخبار را شخصاً با تیم خود در میان بگذارید، اما جزئیات تصمیم را فاش نکنید.
این کارها را انجام ندهید:
- تأخیر در اخراج یک کارمند با عملکرد ضعیف.
- طولانی یا پیچیده کردن فرایند اخراج.
- از منابع انسانی انتظار داشته باشید که کارهای سخت را به جای شما انجام دهند.
اخراج یک کارمند هرگز آسان نیست، اما لازم نیست دردسرساز هم باشد. اگر شخصی کار شما را خوب انجام نمیدهد، دلیل نمیشود شغل دیگری در دنیا وجود نداشته باشد که خیلی خوب از عهدهاش برآید.
منابع
کتاب صراحت تمام عیار نوشته کیم اسکات
https://hbr.org/2016/02/the-right-way-to-fire-someone
How to Fire an Employee the Right Way | BambooHR
نوشته: مسعود شکری
انواع سبکهای رهبری به همراه دانلود پرسشنامه تعیین سبک رهبری
وقتی صحبت از رهبری میشود همه به رتبههای بالای چارت سازمانی نگاه میکنند، یا همه به افرادی مانند: گاندی، استیو جابز، ماندلا، فرگوسن و … فکر میکنند. رهبری ویژگیست که همه میتوانند داشته باشند و این ربطی به سمت و سلسله مراتب سازمانی ندارد. رهبری یک مهارت قابل توسعه است که در طول زمان میتواند بهبود پیدا کند. فقط کافی است به افرادی که به آنها اعتماد میکنید و در دل کوهستان و یا کویر به دنبال آنها راه میروید فکر کنید. بله آنها هم رهبر هستند، شما به آنها اعتماد دارید، به آنها گوش میدهید، آنها مسیر و اهداف سفر را میدانند و آنها به شما در طول مسیر یاد میدهند. این رهبران سبکهای رهبری متفاوتی دارند سبکهای رهبری به رویکرد رفتاری اطلاق میشود که رهبران برای تاثیرگذاری، ایجاد انگیزه و هدایت پیروان از آن استفاده میکنند. در این مقاله با انواع سبکهای رهبری آشنا میشویم و میتوانیم سبک رهبری خودمان را پیدا کنیم.
رهبری چیست؟
رهبری توانایی یک فرد برای تاثیرگذاری و هدایت پیروان و یا اعضای یک سازمان یا تیم است. رهبری در بیشتر جنبههای زندگی نمود دارد. در سیاست، در سازمان، در مذهب، در تجارت و …. رهبران افرادی هستند که چشم انداز دارند، آنها تصمیمهای دشوار میگیرند، آنها اهداف قابل دستیابی را عنوان خواهند کرد و ابزار و دانش کافی را در اختیار افراد برای دستیابی به اهداف خواهند داد. در تجارت و سازمان افرادیکه رهبری را برعهده دارند عموما به سمتهای بالای سازمان دست پیدا خواهند کرد، این افراد در حرفه خود بهترین هستند و شما این نامها را بارها و بارها شنیدهاید. استیو جابز، بیل گیتس، جف بزوس، ایلان ماسک، وارن بافت و …
چرا رهبری مهم است؟
رهبری نقش اساسی در موفقیت و جهتدهی یک کسب و کار دارد. سازمانها برای ارتباط گرفتن با ماموریت، چشم انداز، اهداف، متحد کردن افراد در راستای رسیدن به اهداف به رهبران موفق نیاز دارند. این ویژگی در زمانهای بحران بیشتر حائز اهمیت میشود، زیرا رهبران میتوانند در مواقع حساس تصمیمهای سخت را بگیرند. این سطح از اعتماد و داشتن هوش هیجانی بالا برای موفقیت، ایجاد یک محیط کاری مثبت و سازنده، کار تیمی، رفاه و فرهنگ مثبت مورد نیاز است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: مدیران جدید به چه آموزشهایی نیاز دارند؟
سبک رهبری چیست؟
سبکهای رهبری به رویکرد رفتاری اطلاق میشود که رهبران برای تاثیرگذاری، ایجاد انگیزه و هدایت پیروان از آن استفاده میکنند. این سبکها تعیین میکنند که رهبران چگونه برنامهها و استراتژیهایی را برای دستیابی به موفقیت اتخاذ میکنند. سبکهای رهبری در مجامع مختلف مورد مطالعه قرار گرفتهاند تا موثرترین سبک انتخاب گردد. مطالعات ثابت کرده است هرچه افراد به رهبر اعتماد داشته باشند میزان موفقیت تیم و سازمان بیشتر است و افراد بیشتر از رهبر و سازمان پیروی خواهند کرد. آنها به اهداف دست پیدا خواهند کرد، میتوانند آزادانه صحبت کنند و نظرات و ایدههای خود را عنوان کنند.
چرا سبکهای رهبری مهم است؟
سبک رهبریکه توسط هر رهبر اتخاذ میشود معمولا ترکیبی از شخصیت، تجربیات، هوش هیجانی، خانواده، طرز تفکر، فرهنگ و … آن رهبر است. بنابراین رهبران سبک رهبری خود را در رابطه با ویژگیهای بالا درک خواهند کرد و تعیین میکنند. رهبری موثر بیشتر با سبک رهبری ارتباط دارد. بنابراین توانایی یک رهبر برای برعهده گرفتن مسئولیت و دانستن این که آیا یک موقعیت نیاز به تصمیم اجرایی یا تصمیم مشورتی دارد، حیاتی است. از طرفی رهبر باید بداند چه سبک رهبری برای سازمان مفید است تا آن را اتخاذ کند. درک سبک رهبری و انجام آن به موارد ذیل ختم خواهد شد:.
-
- بهبود در ارتباطات و همکاریبین افراد.
- مشخص شدن مالکیت، مسئولیتها، اندازه و دامنه وظایف رهبر
- افزایش مشارکت کارکنان و اعضایتیم.
- تقویت اثربخشیو بهره وریعملکرد اعضایتیم.
- افزایش اثربخشیمدیران و توسعه آنها.
شاید یکی از بهترین تعاریف را دوایت دی.آیزنهاور (رئیس جمهور سابق آمریکا) بیان میکند: رهبری هنر وادار کردن شخص دیگری به انجام کاری است که شما میخواهید، زیرا او میخواهد آن کار را انجام دهد.
انواع سبکهای رهبری
حال که درک کردیم سبکهای رهبری چه چیزی است و چرا مهم است در ادامه برخی از این سبکها را با تاکید بر مهمترین آنها مرور خواهیم کرد:
-
رهبری دموکراتیک Democratic Leadership
سبکی است که رهبر بر مبنای ورودیها از تیم تصمیمها را میگیرد. این سبک رهبری مشورتی و مشارکتی است که هر کدام از اعضای تیم فرصت مشارکت در پروژهها را دارند. با این حال رهبر مسئول نهایی تصمیمگیری است. این سبک یکی از موثرترین و محبوبترین سبکهای رهبری است، زیرا توانایی اصلی آن شنیده شدن صدای تمامی افراد است حتی آن فردی که در ردههای پایین سازمان است و این به آنها احساس مهم بودن را خواهد داد. این سبک شامل تفویض اختیار به سایر اعضای تیم است که وظایف کاری را به آنها ارائه خواهد داد و از تجربیات و مهارتهای آنها برای رسیدن به موفقیت استفاده خواهد کرد. این سبک رهبری مشارکت و خلاقیت را تشویق خواهد کرد و باعث افزایش رضایت شغلی میشود. از طرفی ایجاد اجماع بین اعضای تیم میتواند زمانبر و پرهزینه باشد به ویژه در مواردی که باید تصمیم به سرعت اتخاذ شود.
این مقاله را مطالعه کنید: راهنمای کامل تفویض اختیار + فیلم+ دانلود چک لیست (PDF)
-
رهبریاستبدادی/خودکامه Autocratic Leadership
نقطه مقابل رهبری دموکراتیک است. این سبکی است که رهبر تمام تصمیمات را بدون در نظر گرفتن اعضای تیم خواهد گرفت. رهبر تمام مسئولیتها و اختیارات را برعهده خواهد گرفت، قدرت مطلق دارد و وظایف را دیکته خواهد کرد. هیچ مشورتی وجود ندارد و پس از تصمیمگیری افراد باید بدون هیچ نظری آن را اجرا کنند. این سبکی است که سطحی از ترس بین اعضا از رهبر وجود دارد. این سبک باعث نارضایتی میشود زیرا بیشتر تصمیمها به نفع کارکنان نیست، از طرفی این سبک اگر با دانش و مهارت رهبر و آشنایی وی با محیط باشد میتواند در تصمیمگیریهای سریع موثر واقع شود.
-
رهبری به سبک عدم مداخله Laissez-Faire Leadership
یک رویکرد منفعل است. رهبران منابع، ابزار و موارد مختلف را در اختیار اعضای تیم قرار میدهند و خود را کنار میکشند. این سبک رهبری به این مفهوم است که ((بگذار آنها کار خود را بکنند)). این روشی است بدون برنامهریزی، تصمیم گیری، رسیدگی به مشکلات، و تکمیل پروژه از سمت رهبر. این رویکرد برای کارکنان که خود انگیزگی دارند، خلاق هستند و آزادی عمل میخواهند بسیار مناسب است. سطح آزادی و استقلالی که به تیم داده میشود بسیار نشاطآور و سازنده است. از طرفی در صورت این که رهبر خود را به صورت کامل کنار بکشد باعث هرج و مرج و سردرگمی اعضایتیم خواهد شد و تعارض را بالا خواهد برد و شاید مسیر و هدف اصلی در میانه راه گم شود. طبق تحقیقات این سبک رهبری کمترین رضایت و کمترین اثربخشی را دارد.
-
رهبری تحولآفرین Transformational Leadership
این سبک رهبری در مورد دگرگونی است. دگرگونیکسب و کار، الهام بخشیدن به اعضای تیم و افزایش سطح خودآگاهی، دستیابی به هر آن چیزیکه فکر نمیکردید میتوانید بدست بیاورید. این رهبران از تیم خود انتظار بهترینها را دارند و به طور مداوم تا بهترین شدن آنها را تحت فشار قرار میدهند. این سبک در مورد تغییر در سازمان و افراد است. این سبک رهبری در مورد انگیزه دادن به افراد است تا از منطقه امن خود خارج شوند و به حداکثر توانایی خود برسند. رهبران این سبک باید از سطح بالایی از هوش هیجانی، صداقت، چشم انداز، همدلی و مهارتهای ارتباطی برخوردار باشند. این سبک بیشتر مناسب سازمانهای نوپا و نوگرا است که میخواهند موارد را تغییر دهند. این رهبران به افراد چالشهای مختلف سخت با ضرب الاجلهای معین ارائه میدهند. رهبران با فشار بیش از اندازه به اعضا و عدم شناسایی و درک توانایی آنها ممکن است افراد را از دست بدهند. در هر صورت این رهبران میتوانند با ایجاد چشم انداز، اعتماد مشترک بین رهبر و کارکنان به بهره وری و مشارکت بالا برسند.
-
رهبری معاملهگری/تعاملیTransactional Leadership
کوتاه مدت است و به نوعی ((معامله دادن و گرفتن)) است. افراد توافق میکنند در همه جنبهها از رهبر پیروی کنند و در ازای آن پاداش دریافت کنند. اگر به اهداف دست پیدا کنند برمبنای توافق انجام شده پاداش دریافت خواهند کرد. این نوع سبک در سازمانهای فروشمحور و بازاریابی مفید میباشد. این نوع سبک رهبری نقشها و وظایف را تعیین خواهد کرد و برنامهریزی میکند تا افراد به اهداف برسند. علاوه بر مشوقها، مجازاتی هم وجود دارد و بنا بر معاملهای که شده است افراد در صورت نرسیدن مجازت خواهند شد. این یک روش مستقیمتر است برای ارتباط گرفتن با اعضای تیم، سردرگمیها را از بین خواهد برد و وظایف به وضوح به نفرات ابلاغ خواهد شد. به دلیل اهداف سفت و سخت و مستقیم امکان از بین رفتن خلاقیت و نوآوری نیز وجود دارد. همچنین میتواند باعث کاهش رضایت شغلی و خروج بالایکارکنان شود.
-
رهبری بوروکراسی/بوروکراتیک Bureaucratic Leadership
این یک نوع رهبری کتابی است. قوانین و مقررات طبق خط مشی و دستورالعمل بدون هیج انعطافی انجام میگیرد. قوانین توسط رهبران تدوین خواهد شد و رهبران مطمئن خواهند شد تا قوانین با دقت اجرا میگردد. رهبران ورودی و موارد کاری نفرات را بررسی خواهند کرد و اگر با قوانین تببین شده مطابقت نداشته باشد رد خواهد شد. این نوع سبک رهبری در سلسله مراتب سازمانی نمود بیشتری دارد و مواردی قانونی است که از بالا به پائین ابلاغ میشود. در این نوع سبک رهبری خط قرمزهای زیادی وجود دارد و افراد نمیتوانند به راحتی موارد کاری را تغییر دهند. این نوع سبک رهبری بیشتر مربوط به سازمانهای قدیمی و صدساله است که در آن موفقیت از طریق رویههای مشخص شده به دست میآید. از این رو پیشنهادهای مختلف رد خواهد شد و یا با مقاومت روبرو میگردد. این نوع سبک رهبری نوآوری و خلاقیت را از بین خواهد برد و به مراتب نیز انگیزه از بین میرود، برای همین برای افراد جوان و پرانرژی مناسب نخواهد بود. این نوع سبک رهبری برای مشاغل خطرناک که نیاز به ایمنی زیادی دارند و برای کارکنانی که صرفا یک کار معمولی (اپراتوری) را انجام میدهند مفید است.
-
رهبری خدمتگزار Servant Leadership
رهبر قبل از این که رهبر باشد خدمتگزار تیم است. رهبر تلاش میکند تا نیازهای تیم را برآورده کند و به افراد بیش از اندازه اهمیت خواهد داد. رهبران خدمتگذار سعی میکنند راههای را برای توسعه افراد، ارتقا و الهام بخشیدن به آنها پیدا کنند تا افراد به بهترین نتیجه دست پیدا کنند. این نوع سبک به صداقت و بزرگواری زیادی نیاز دارد و باعث ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت و روحیه بالا در اعضای تیم میگردد. همچنین یک محیط اخلاقی ایجاد میکند که با ارزشها و آرمانهای قوی همسوی دارد. برخی از افراد اعتقاد دارند که این سبک رهبری در محیط رقابتی که سایر سبکها در رقابت با رهبری خدمتگزار هستند میتواند مناسب نباشد، این رهبران به راحتی از سایر رهبران عقب میافتند زیرا چابکی در رسیدن به اهداف را مانند سایر سبکها ندارند و در محیط یا سازمانهای چابک از ضرب الاجلها عقب خواهند افتاد.
-
رهبری به سبک مربیCoach-style Leadership
رهبری به سبک مربی شامل شناسایی و پرورش نقاط قوت فردی و تدوین استراتژیهایی برایتیم میشود تا به خوبی با یکدیگر، منسجم و موفقیت آمیز کار کنند.
-
رهبری کاریزماتیک Charismatic Leadership
رهبری کاریزماتیک از کاریزما برای ایجاد انگیزه و الهام بخشیدن به پیروان استفاده میکند. رهبران از مهارتهای ارتباطی شیوا برای متحد کردن یک تیم به سمت یک چشم انداز مشترک استفاده میکنند. با این حال، به دلیل اعتماد زیاد رهبران کاریزماتیک به خود، آنها میتوانند خود را بزرگتر از تیم ببینند و مسیر وظایف مهم را از دست بدهند.
-
رهبری استراتژیک Strategic Leadership
رهبری استراتژیک عملیات اصلی شرکت را رهبری میکند و فرصتهای رشد آن را هماهنگ میکند. رهبر میتواند چندین لایه کارمند را به طور همزمان پشتیبانی کند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگیهای آنها (با مروری بر سایر نسلها)
کدام سبک رهبری بهتر است؟
هیچ راه درستی برای رهبری وجود ندارد و ممکن است بنا به شرایط و وضعیت سبک رهبری شما نیز تغییر کند. بنابراین مهم است که سبکهای رهبری، مزایا و معایب آنها را بشناسید و در زمان مورد نیاز از آنها استفاده کنید. برای داشتن یک رویکرد صحیح در رهبری میتوانید از موارد ذیل کمک بگیرید:
- نوع سازمان، سازمان شما یک سازمان بالغ است یا هنوز مراحل رشد خود را سپری میکند؟
- نوع کار، این یک کار روتین و معمولی است یا یک کار خلاقانه؟
- تجربه و مهارت تیم در چه مرحله ای است؟ آیا آنها افراد کم سابقه هستند یا از تجربه زیادی برخوردارند؟
- شخصیت رهبری شما چگونه است؟ با شناختیکه از خود دارید برای هدایت تیم با کدام سبک راحتتر هستید؟
چگونه سبک رهبری خود را پیدا کنیم؟
انتخاب سبک رهبری به شما کمک میکند تا رهبر موثرتری باشید و دید بهتری نسبت به موارد و مسائل پیدا کنید. در اینجا چند نکته وجود دارد که کمک میکند سبک رهبری خود را انتخاب کنید:
- در مرحله اول، شفاف بودن در مورد اهداف خود و آنچه میخواهید به آن برسید ضروری است. هنگامیکه یک چشم انداز روشن دارید، انتقال ایدههای خود به تیم خود و تشویق آنها برای پیروی از راه شما آسانتر خواهد بود.
- دوم، آزمایش کنید! سبکهای رهبری مختلفی وجود دارد، و بهترین راه برای یافتن سبکهای خود این است که رویکردهای مختلف را آزمایش کنید و ببینید چه چیزی برای شما و تیمتان بهتر است.
- در نهایت، به یاد داشته باشید که رهبری به معنایکامل بودن نیست. وقتی از جایی با اشتیاق و هدف هدایت میشوید، طبیعتاً دیگران به سمت شما و پیام شما کشیده میشوند. به یاد داشته باشید، به عنوان یک رهبر، بسیار مهم است که برای مایل به دریافت و ارائه بازخورد باشید و به سخنان افراد گوش دهید.
این را به خاطر داشته باشیم اصل اصلی سبکهای رهبری، میزان اعتماد پیروان به رهبر است.
پرسشنامه ارزیابی سبک رهبری
برای تعیین سبک رهبری خودتان میتوانید پرسشنامه سبک رهبری را از لینک زیر دانلود کنید. این پرسشنامه چهار سبک رهبری زیر را مشخص میکند.
Authoritative: اقتدارگرا
Democratic: دموکراتیک
Facilitative: تسهیل کننده
Situational: موقعیتی
Leadership Style Assessment Questionnaire
سخن پایانی
مطالعاتی که دانیل کلمن بر روی 3000 مدیر انجام داد نشان میدهد که سبک رهبری و شخص رهبر تا 30 درصد بر سودآوری سازمان و موفقیت سازمان تاثیرگذار است. این نشان میدهد که این موضوع تا چه اندازه میتواند مهم باشد و یک رهبر چگونه میتوان موفقیت تیم و سازمان را رقم بزند. رهبران صداقت دارند، اعتماد به نفس دارند، حل مسئله و تصمیم گیری بلد هستند، آنها شنوایی موثر دارند، کمتر سخن میگویند و بیشتر گوش میدهند. آنها همدلی و همراهی دارند و به نفرات تیم خود اهمیت میدهند. اینها افرادی هستند که هر فرد دوست دارد برای آنها کار کند و از آنها پیرویکند این افراد چشماندازی روشنی از موفقیت دارند و به افراد کمک میکنند تا در مسیر شغلیخود پیشرفت کنند. افرادی زیادی هستند که میخواهند برای رهبران بزرگ کار کنند، هر چقدر سخت و طاقتفرسا هم باشد همهمان دوست داریم که بخشی از یک موفقیت بزرگ باشیم.
منابع:
- https://www.techtarget.com/searchcio/definition/leadership#:~:text=Leadership%20is%20the%20ability%20of,or%20ranking%20in%20a%20hierarchy.
- https://corporatefinanceinstitute.com/resources/management/leadership-styles/
- https://corporatefinanceinstitute.com/resources/management/leadership-traits-list/
- https://corporatefinanceinstitute.com/resources/management/leadership-theories/
- https://corporatefinanceinstitute.com/resources/management/adaptive-leadership/
- https://www.imd.org/reflections/leadership-styles/
- https://www.imd.org/reflections/servant-leadership/
- https://www.imd.org/reflections/participative-leadership/
- https://www.imd.org/reflections/transactional-leadership/
- https://www.imd.org/reflections/authoritative-leadership/
- https://www.imd.org/reflections/delegative-leadership/
- https://www.imd.org/reflections/transformational-leadership/
نویسنده: میثاق خوشخوی
انواع سوالات در کوچینگ + نمونه
مهارت پرسشگری و توانایی پرسیدن سوالات موثر برای کوچینگ امری ضروری است. زیرا به شما کمک میکند تا اهداف، چالشها، نقاط قوت و فرصتهای مخاطب خود را کشف کنید. با پرسیدن سوالات درست، میتوانید یادگیری را تسهیل و بینش، اعتماد و ارتباط را تقویت کنید. پرسشگری میتواند ابزار قدرتمندی در کوچینگ باشد، اما اثربخشی آن بستگی به مهارت کوچ در به کارگیری آن دارد. لذا پرسشگری با مهارت گوش دادن، حضور، درک و پاسخ در هم آمیخته است.
در این مقاله، انواع سؤالات مورد استفاده در کوچینگ را بررسی خواهیم کرد و نمونههایی از هر دسته سوالات را ارائه خواهیم داد.
انواع سوالات در کوچینگ
1- سوالات باز- Open-ended questions
سؤالات باز سؤالاتی هستند که شما را به توضیح، تأمل و به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات خود دعوت میکنند. آنها معمولا با کلماتی مانند “چه”، “چگونه”، “چرا”، “کی”، “کجا”، “چه کسی” شروع میشوند. سوالات باز برای ایجاد رابطه، کشف اهداف و انگیزهها و تحریک خلاقیت و حل مسئله مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید:
“نتیجه مورد نظر شما از این جلسه مربیگری چیست؟” یا “در مورد بازخوردی که دریافت کردید چه احساسی دارید؟” یا ” موفقیت از نظر شما چگونه به نظر میرسد؟ ”
این سوالات به مخاطب این امکان را میدهد که چشمانداز خود را تعریف و به کاوش خود کمک کند.
2- سوالات بسته – Closed-ended questions
سؤالات بسته سؤالاتی هستند که پاسخهای خاص و معمولاً مختصر مانند بله، خیر و جزئیات کوتاهی را به همراه دارند. سوالات بسته برای بررسی تفاهم، تایید، توافق و شفافسازی اطلاعات مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید:
” آیا با این برنامه عمل موافق هستید؟” یا ” آیا چیز دیگری وجود دارد که باید بدانید؟” یا ” آیا به هدف خود در این سه ماهه رسیدید؟ ”
این نوع سوال میتواند اطلاعات سریعی را ارائه دهد و برای دستیابی به حقایق یک موقعیت مفید باشد. اما استفاده بیش از حد میتواند جریان گفتگو را محدود کند.
3- سوالات کاوشگر- Probing questions
پرسشهای کاوشگر ابزار قدرتمندی در مکالمات کوچینگ هستند، زیرا کمک میکنند تا بینش عمیقتری نسبت به افکار، باورها، احساسات و انگیزههای مخاطب کسب کنند. آنها معمولاً یک سؤال باز یا بسته را دنبال میکنند و مخاطب شما را برای توضیح، توجیه یا ارزیابی اظهارات خود به چالش میکشد. سؤالات کاوشگر برای افزایش آگاهی، آزمون اعتبار و تشویق تفکر انتقادی مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید: “چرا اینطور فکر میکنی؟” یا “چه مدرکی برای آن دارید؟” “در مورد آن بیشتر بگویید.” ، ” میشه مثال خاصی برام بزنی؟”
4- سوالات مقیاس/ رتبهبندی – Scaling questions
پرسشهای مقیاسبندی آنهایی هستند که از مخاطب میخواهند چیزی را در مقیاس عددی رتبهبندی کنند. آنها معمولاً با کلماتی مانند مقیاس یا چقدر شروع میشوند. سوالات مقیاسبندی برای اندازهگیری تغییرات، تعیین اهداف و شناسایی شکافها و فرصتها مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید: “در مقیاس 1 تا 10، چقدر به مهارتهای ارائه خود اطمینان دارید؟” یا “چقدر احتمال دارد که این بازخورد را اجرا کنید؟”

5- سوالات انعکاسی – Reflective questions
پرسشهای انعکاسی آنهایی هستند که گفتههای مخاطب را مجدداً بیان یا بازنویسی میکنند و از آنها دعوت میکنند تا درک شما را تأیید یا تصحیح کنند. آنها معمولاً با کلماتی مانند “یعنی شما” یا “به عبارت دیگر” شروع میشوند. سوالات انعکاسی برای نشان دادن گوش دادن فعال، همدلی و خلاصه کردن نکات کلیدی مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید: “پس، از عدم ارتباط در تیم خود احساس ناامیدی میکنید؟” یا “به عبارت دیگر، میخواهید مهارتهای تفکر استراتژیک خود را توسعه دهید؟”
6- سوالات فرضی- Hypothetical Questions
سوالات فرضی موقعیتهای خیالی را به مخاطب ارائه میدهند و خلاقیت و تواناییهای حل مسئله مخاطب را به چالش میکشند و اغلب به عنوان بستری برای بررسی پاسخهای بالقوه به سناریوهای آینده عمل میکنند.
به عنوان مثال، “تصور کنید سود شرکت شما در سه ماهه آینده دو برابر شود” با منابع اضافی چه میکنید؟
7- سوالات پیشرو – Leading Questions
سؤالات پیشرو آنهایی هستند که پاسخ مورد نظر یا مورد انتظار را پیشنهاد میکنند، یا سؤالاتی هستند که حاوی اطلاعاتی هستند که سؤالکننده میخواهد تأیید یا تأکید کند.
به عنوان مثال، “آیا فکر نمیکنید باید وظایف بیشتری را به تیم خود محول کنید؟” یا “با توجه به مهلت و بودجه فشرده چقدر از نتایج پروژه راضی هستید؟”
این سؤالات به این دلیل پیشرو هستند که مستلزم قضاوت، ترجیح یا جهتی هستند که سؤال کننده مایل است مخاطب با آن موافقت کند یا از آن پیروی کند. با این حال، این دسته از سؤالات میتوانند در مکالمات مربیگری مضر باشند، زیرا میتوانند استقلال مخاطب، مالکیت انتخابها و اقدامات خود را کاهش دهند، در صورت احساس فشار مقاومت یا حالت تدافعی ایجاد کنند و از کشف دیدگاهها یا احتمالات دیگر دلسرد شوند.
8- سوالات بازنویسی/نقل قول – Questions Paraphrasing
بازنویسی / نقل قول هنر انعکاس “ماهیت” آنچه گفته میشود و بیان دوباره آن با استفاده از کلمات خود مربی و بدون تغییر منبع یا قصد اصلی کلمات مخاطب است. بازنویسی واقعاً به مخاطب کمک میکند تا بداند که واقعاً شنیده شده است. خلاصه کردن، بازی کردن با کلمات خودشان است و وقتی خوب انجام شود، همدلی و اعتماد را افزایش میدهد. به عنوان مثال، “به طور خلاصه من از صحبتهای تو متوجه این دو نکته (ذکر نکات) شدم آیا درست شنیدم؟”
این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مدل GROW در کوچینگ (+فیلم)
چه چیزی یک سوال را قدرتمند میکند؟
یک سؤال قدرتمند در کوچینگ، سؤالی است که تفکر را برانگیزد، درک عمیقتری را ایجاد کند، خودیابی را ترویج کند و در نهایت بتواند به بینشها و اقدامات متحول کننده منجر شود.
یک سؤال قدرتمند معمولاً با ویژگیهای زیر مشخص میشود:
پایان باز
سؤالات قدرتمند با پایان باز هستند و از مخاطب دعوت میکنند تا افکار، احساسات و ایدههای خود را به طور گستردهتری بررسی و بیان کند. آنها بیش از یک پاسخ ساده “بله” یا “خیر” را میطلبند.
تمرکز بر مخاطب
سؤالات قدرتمند برای مخاطب و موقعیت منحصر به فرد آنها تنظیم میشود. آنها عمومی نیستند. در عوض، آنها با تجارب، چالشها و آرزوهای مخاطب طنین انداز میشوند.
به چالش کشیدن باورهای موجود
سؤالات قدرتمند اغلب باورها یا دیدگاههای فعلی مخاطب را به چالش میکشند. آنها مخاطبین را دعوت میکنند تا مسائل را در یک مسیر جدید بررسی کنند، که میتواند منجر به پیشرفتهایی در درک و تغییر در ذهنیت شود.
ترویج دروننگری
یک سوال قدرتمند دروننگری و خود اندیشی را تشویق میکند و به مخاطب این فرصت را میدهد تا دنیای درونی خود را کشف کند و خودآگاهی عمیقتری به دست آورد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: تلههای پرسشگری در کوچینگ
آیندهنگر
در حالی که سؤالات قدرتمند میتوانند به گذشته و حال بپردازند، اغلب به سمت آینده گرایش دارند. آنها الهام بخش مخاطب میشوند تا احتمالات را تصور کند، اقدامات بالقوه را بررسی کند و تأثیر انتخابهای مختلف را در نظر بگیرد.
تشویق به عمل
سوالات قدرتمند فقط تفکر را تقویت نمیکند. آنها عمل را تحریک میکنند. آنها مخاطب را تشویق میکند تا در جهت اهداف خود گام بردارند، تغییراتی ایجاد کنند یا به چالشها رسیدگی کنند.
سادگی
با وجود عمق، سؤالات قدرتمند اغلب ساده و سرراست هستند. بهترین سوالات از اصطلاحات و پیچیدگی دوری میکنند و مخاطب راحتتر با سؤال درگیر میشود و پاسخ آنها را بررسی میکند.
محترمانه
در نهایت، سؤالات قدرتمند نسبت به احساسات و مرزهای مخاطب محترمانه و حساس هستند. آنها به چالش می کشند اما مخاطب را ناراحت نمیکند.
بنابراین، آنچه که یک سؤال را قدرتمند میکند، توانایی آن در برانگیختن تفکر عمیق، برانگیختن احساسات، تحریک عمل و در نهایت کمک به سفر مخاطب به سمت اهداف و خودسازی است.
چطور مهارت پرسشگری را تقویت کنیم؟
تسلط بر هنر پرسشگری یک سفر مداوم است که فراتر از درک انواع سؤالات مختلف است. این فرآیندی است که با فرآیند کلی کوچینگ در هم آمیخته است. گوش دادن فعال نقش حیاتی در فرمول بندی سوالات موثر دارد. با حضور کامل و هماهنگی کامل با پیامهای گفتاری و ناگفته مخاطب، مربیان میتوانند سوالات دقیقتر و شخصیسازیشدهای را مطرح کنند که با موقعیت و نیازهای منحصربهفرد مخاطب همخوانی دارد. به همان اندازه همدلی و هوش هیجانی در پرسشگری مهم است. توانایی مربی در درک و به اشتراک گذاشتن احساسات مخاطب نه تنها نوع سؤالاتی را که میپرسند، بلکه بر نحوه درک و دریافت این سؤالات نیز تأثیر میگذارد. استراتژیهای اصلاح تکنیکهای پرسشگری میتواند شامل تمرین قالببندی مجدد، استفاده مؤثر از سکوت، و انواع مختلف سؤال باشد.
جمع بندی و نکات پایانی
پرسشگری مؤثر این پتانسیل را دارد که تغییرات عمیقی را در زندگی مخاطب ایجاد کند و منجر به درک عمیق از خود، ارتقاء رشد و تحول شخصی شود. همانطور که مخاطب به سوالاتی پاسخ میدهد که دیدگاهها و مفروضات آنها را به چالش میکشد، بینشهای جدیدی ایجاد میکند و احتمالاً باورهای قبلی را زیر سوال میبرند. چنین کاوشی میتواند باعث رشد، یادگیری و تحول شود.
در نهایت، پرسشگری مؤثر میتواند تواناییهای حل مسئله و تصمیمگیری مخاطب را افزایش دهد. از طریق درگیر شدن با انواع مختلف سوالات، مخاطبین یاد میگیرند که مسائل را از زوایای مختلف ببینند، گزینههای مختلف را ارزیابی کنند و تصمیمات آگاهانه بگیرند و به عبارتی هدف نهایی سوالات این است که به مخاطب کمک کند دوباره فکر کند.
منابع :
https://www.animascoaching.com/blog/the-art-of-questioning-in-coaching/
https://www.linkedin.com/advice/3/what-most-important-questioning-skills
https://www.linkedin.com/pulse/probing-question-coaching-tool-chandan-patary
https://www.linkedin.com/advice/1/how-can-you-avoid-asking-leading-questions
https://coachadvancement.com/reflecting-summarising-and-paraphrasing/
نویسنده: تینا خیاطان
نگهداشت کارکنان با 10 استراتژی برتر
استخدام و نگهداشت کارکنان دو روی یک سکهاند، این دو یکدیگر را کامل میکنند به خصوص در محیط کار امروز که 75 درصد از کارفرمایان گزارش دادهاند که در پر کردن موقعیتهای شغلی کسب و کار خود با مشکل مواجه هستند.
نگهداشت کارکنان چالشی جدی است که بیشتر شرکتهای معتبر دنیا با آن رو به رو هستند. نگهداشت کارکنان نقطه مقابل ترک کار است.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، سازمانها باید تمام تلاش خود را برای محافظت از ارزشمندترین دارایی خود، که همان کارکنان هستند، انجام دهند.
در این مقاله بررسی میکنیم که چرا نگهداشت کارکنان اهمیت داشته و 10 استراتژی برتر نگهداشت کارکنان را پیشنهاد میدهیم.
چرا نگهداشت کارکنان اهمیت دارد
از دست دادن کارکنان بسیار هزینهبر است که البته این هزینه صرفا هزینههای مالی نیست! به این دلیل است که سرمایهگذاری کردن در مجموعهای از سیاستها، استراتژیها و روشهایی اثبات شده، به منظور نگهداشت بهترین کارکنان در سازمان و کاهش نرخ خروج ایشان از اهمیت بالایی برخوردار است.
بیایید با جزئیات بیشتر به بررسی اینکه چرا نگهداشت کارکنان با اهمیت است بپردازیم.
صرفهجویی و مدیریت هزینهها
جایگزینی یک کارمند میتواند بین یک سوم تا دو برابر حقوق سالانه آنها هزینه داشته باشد که شامل هزینههای متنوعی اعم از فرایند استخدام و آموزش فرد جدید میشود.
روحیه بهتر در فعالیتهای تیمی
زمانیکه یکی از کارکنان سازمان را ترک میکند، عموما تا پیدا کردن جایگزین دقیق و مناسب برای وی چند ماه طول میکشد و در این فاصله بقیه اعضای تیم مجبور به تحمل حجم کاری برجای مانده از وی خواهند بود که این موضوع میتواند علاوه بر افزایش فشار کاری و استرس، تأثیر منفی بر عملکرد و روحیه سایر اعضای تیم داشته و حتی ممکن است منجر به استعفای بیشتری در تیم شود.
افزایش رقابتپذیری
فراهم آوردن فرصتهایی برای توسعه و رشد کارکنان یک استراتژی موثر برای نگهداشت کارکنان است که اغلب به شایستگیهای بزرگتر منجر و میتواند به شرکت مزیت رقابتی بخشد.
رشد پایدار و مستمر کسب و کار
برخورداری از نرخ بالای آمار نگهداشت کارکنان به این معنی است که شما کمتر به استخدام کارمندان جدید برای پر کردن جای خالی نیازمند و متکی خواهید بود و میتواند منجر به کسب و کار پایدارتر و رشد بلندمدت شود.
همکاری بهینه
هر چه مدت ماندگاری کارکنان در سازمان بیشتر باشد، منجر به آشنا شدن بیشتر آنها با خط مشیها و شیوههای کاری سازمان میشود و این امر باعث بهبود روند همکاری بین کارکنان و کمک به آنها برای دست یافتن به اهداف مشترک میشود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ده روش برای افزایش انگیزه در کارکنان
بهترین استراتژیهای نگهداشت کارکنان چیست؟
استراتژیهای زیادی برای نگهداشت کارمندان وجود دارد که در ادامه بررسی میکنیم.
1- از جذب و استخدام شروع کنید
نگهداشت کارکنان از فرایند جذب و استخدام آغاز میشود. پس لازم است اطمینان حاصل کنید که از برند کارفرمایی قوی برخوردارید که منجر به جذب کاندیداهای مناسب به سازمان شما میشود. همچنین لازم است تا از یک قیف استراتژیک استخدامی مناسب برخوردار باشید و مطمئن شوید افرادی را استخدام میکنید که از مهارتها، ویژگیها و ارزشهای همگونی با سازمان شما برخوردارند. به همان اندازه مهم است که در مرحله استخدام در مورد فرهنگ کاری سازمان و نقش خاص مورد نظر شفاف باشید. (پرهیز از دروغگویی یا عدم شفافیت و مبالغه نسبت به آنچه در واقع در سازمان در حال رویدادن است.)
2- مرحله آنبوردینگ کارکنان خود را تقویت نمایید
تحقیقات انجام شده توسط گروه براندون هال نشان داده که حضور قوی و آنبوردینگ مناسب کارکنان میتواند نگهداشت کارکنان را تا 82 درصد افزایش دهد. همچنین شرکتهای بزرگ تا 16 درصد از کارکنان جدید خود را در شش ماه اول از دست میدهند. بنابراین برخورداری از یک فرآیند آنبوردینگ مناسب و ساختارمند، گامی کلیدی برای به حداقل رساندن ریزش استخدامهای جدید و حفظ استعدادهای برتری است که بر روی جذب آنها سرمایهگذاری زیادی کردهاید.
فرآیند آنبوردینگ سازمانی به محض اینکه کارمند شما نامه پیشنهاد شغلی خود را امضا نمود، آغاز میشود و تنها زمانی پایان مییابد که بتواند به طور مستقل نقش خود را انجام دهد. بنابراین ضروری است که تمام مراحل کلیدی فرآیند آنبوردینگ را در نظر بگیرید. گامهایی چون پیش بینیهای لازم قبل از آغاز آنبوردینگ، روز اول، هفته اول، 90 روز آغازین و پایان سال اول.
3- پیشنهاد برنامهی همکاری منعطف
بعد از همهگیری کرونا، کارکنان شروع به تعریف مجدد اولویتهای خود نمودند و بسیاری از کارکنان اکنون روشهای کار از راه دور یا انعطافپذیر را ارزشمندتر قلمداد مینمایند.
یک نظرسنجی ADP در سال 2022 نشان داد که 64 درصد از آمریکاییهای مورد بررسی قرار گرفته اگر مجبور به بازگشت تمام وقت به دفتر و محل کار خود شوند، ترجیح میدهند تا به دنبال شغل جدیدی باشند.
بهرهمندی از سایر روشهای کاری مانند دورکاری، کار ترکیبی، پاره وقت، کار اشتراکی و گزینهی هفته کاری فشرده، همگی میتوانند رضایت کارکنان را بدون آسیب رساندن به عملکرد، تا حد زیادی افزایش دهند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: دورکاری: فرصتها و چالشها + دانلود گزارش
4- ارائه و پیشنهاد ارزش پبشنهادی قانع کننده
ارزش پیشنهادی کارفرما (EVP)، پیشنهاد منحصر به فردیست که از جانب کسب و کار به کارکنان ارائه میشود. یک EVP قانع کننده از عناصر مهمی از جمله مزایا، فرصتهای رشد، تعادل بین کار و زندگی و فرهنگ سازمانی بالغ برخورداراست. پس مهم است که با ارائه و خلق یک پیشنهاد جذاب برای کارکنان، موفق به متمایز شدن از سایر رقبای خود در این زمینه شوید.
EVP پاسخ به این سوال کلیدی است “چرا یک کارمند باید با ما و در کسب و کارمان بماند؟”
EVP میتواند شامل یک پیشنهاد کار کاملاً از راه دور برای کارمندان، یا برخورداری از روزهای تعطیل نامحدود، یک برنامه بازنشستگی جذاب، مزایای خاص، یا امکان و زمان کار منعطف و شناور باشد.
در این گزینههای پیشنهادی، توجه کنید که چه مواردی با ارزشهای شما همخوانی داشته و همراستاست و سپس برای ارائه آن در عمل اقدام مناسب داشته باشید.

5- تمرکز بر توسعه و مسیر شغلی کارکنان
به گفته McKinsey & Company، مهمترین دلیلی که کارمندان، شغل خود را ترک کردند، فقدان توسعه حرفهای و فرصتهای پیشرفت بوده است. همچنین گزارشی توسط LinkedIn بیان میکند که 94 درصد از کارمندان مایلند در صورت سرمایهگذاری سازمان در زمینه توسعه شغلی و سازمانی ایشان، مدت بیشتری در سازمان بمانند.
به طور طبیعی، تنها زمانی باید روی آموزش سرمایهگذاری کنید که به شما در دستیابی به یک هدف سازمانی کمک کند، البته آموزش باعث بهبود و افزایش بهرهوری، عملکرد، میزان تعلق، نرخ رضایت و همچنین نرخ نگهداشت نیز میشود. فراهم کردن فرصتهایی برای رشد و توسعه بیشتر به کارکنان کمک میکند تا احساس ارزشمندی کنند و آینده را در کنار شما ببینند.
برای مثال، هیلتون (هتلهای زنجیرهای) تلاش داشت که از طریق آموزشهایی در زمینه مهارتهای نرم به نام پاسپورت موفقیت، با کمبود مهارتهای کارکنان جدید خود مقابله کند. هدف از این آموزشها کمک به کارکنان در مدیریت مشکلات مهمانان با همدلی بیشتر و در عین حال حرفهای بودن در کار بود. یک نظرسنجی اخیر از سرپرستان نشان داد که 96٪ از اعضایی از تیم هیلتون که آموزش مذکور را سپری کرده بودند، پس از شش ماه در سازمان باقی ماندند و 40٪ از ایشان نیز ارتقا یافتند.
6- در اولویت قراردادن رفاه کلی کارکنان
موضوع تعادل بین کار و زندگی در حال حاضر موضوع پرمخاطب و معتبری در حوزه منابع انسانی است و به دنبال همهگیری کرونا، کارکنان اهمیت بیشتری برای رفاه کلی خود قائل هستند و برای تعادل سالمتر در همه زمینههای زندگی خود تلاش میکنند. بسیاری از کارکنان در تلاش برای دستیابی به نقشهای پاره وقت هستند یا ترجیح میدهند برای سازمانهایی کار کنند که رفاه آنها را در اولویت قرار میدهند و به دنبال کار در محیط کاری که حجم کاری سنگین است و ضرب الاجلهای غیرممکن باید به هر قیمتی رعایت شود، نیستند.
در حالی که گزینههایی مثل دورکاری میتواند به ایجاد تعادل بهتر بین کار و زندگی کمک کنند، همچنان دستیابی به این مفهوم (تعادل بین کار و زندگی) مادامیکه کارکنان کار زیادی داشته و ساعات کافی در روز برای تکمیل و انجام آن نداشته باشند و یا فعالانه تشویق شوند که به تماسهای تلفنی یا ارتباطات ایمیلی خارج از زمان اداری یا حتی در تعطیلات خود پاسخگو باشند، موضوع دشواری خواهد بود.
مدیران باید تلاش کنند که به طور منظم و مستمر تیم خود را بررسی کنند و مطمئن شوند که میتوانند حجم کاری خود را مدیریت کنند. جلسات غیرضروری و فرایندهای دفتری و پیش پا افتاده نیز باید حذف شوند تا کارمندان بتوانند تمرکز خود را بر روی مهمترین وظایف خود بگذارند که به پیشبرد کسب و کار کمک میکند. مهم است که توجه داشته باشیم که رفاه کامل فقط به سلامت جسمانی مربوط نمیشود، بلکه به رفاه روانی، اجتماعی، مالی و شغلی کارکنان نیز مربوط میشود.
SAS دریافته است که سرمایهگذاریهایی که در سلامت و رفاه کارکنان انجام دادهاند به نرخ ریزش و خروج بسیار پایین کارکنان منجر شده است (حدود 4٪) در حالی که میانگین آن در صنعت 15٪ است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: دانلود پرسشنامه ارزیابی تعادل کار و زندگی
7- پکیج جبران خدمات و مزایای منصفانه ارائه دهید
در حالی که کارمندان مختلف برای چیزهای مختلف در یک شغل و محل کار ارزش قائل هستند، جبران خدمات و حقوق و مزایای کارکنان جزء ضروری استراتژی نگهداشت در هر سازمان است. حتی اگر کارمندی در محل کار خود احساس ارزشمندی زیادی داشته باشد، اگر معتقد باشد که برای کاری که انجام میدهد به طور منصفانه پاداش دریافت نمیکند، احتمالاً به دنبال فرصت دیگری خواهد بود. بنابراین مهم است که ساختار پرداخت خود را شفاف کنید و یک سیاست پرداخت ساده برای جذب و نگهداشت بهترین افراد ایجاد کنید. ارزیابی منظم استانداردهای جبران خدمات و حقوق کارکنان در صنعت و برخورداری از یک استراتژی مناسب برای پاداش دادن به بهترین کارکنان، از اهمیت بالایی برخوردار است. مزایا نیز نقش مهمی دارند.
فوربس گزارش میدهد که تقریباً از هر 10 کارمند، 6 نفر بسته مزایا و جبران خدمات یک شرکت را در هنگام بررسی شغل در نظر میگیرند و مزایایی مانند حق بیمه کمتر، مراقبتهای بهداشتی، ساعات کاری انعطافپذیر و مرخصی بیشتر برای والدین اغلب میتواند در تصمیمگیری کارکنان برای ماندن در شرکت و یا جستجوی یک شغل جدید تفاوت ایجاد کند.
8- برقراری و بنیانگذاری یک سیستم مدیریت عملکرد موثر
مادامیکه که مدیریت عملکرد به درستی انجام شود، به کارکنان کمک میکند تا درک مناسبی از انتظارات داشته باشند و بتوانند برای بهبود و پیشرفت در حرفه خود تلاش کنند.
مدیریت عملکرد موثر فرصتهای یادگیری و توسعه را برای کارکنان فراهم میآورد. دستیابی به درک والاتری از نقشی که در دستیابی به اهداف سازمان ایفا میکنند و به آنها کمک میکند تا پیشرفت خود را در محل کار ببینند و بدانند که برای ارتقاء شغلی باید چه کاری انجام دهند. همچنین به آنها کمک میکند تا احساس ارزشمندی کنند، که به نوبه خود باعث افزایش تعامل میشود و گشودگی و پذیرش آنها را برای دریافت بازخورد سازنده بالا میبرد. وقتی یک کارمند بتواند مسیر شغلی خود در سازمان را به وضوح دیده و درک کند که چگونه پیشرفت میکند، احتمال ماندن او بسیار بیشتر است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل ارزیابی عملکرد کارکنان+ دانلود فرم ارزیابی
9- مشارکت کارکنان را به نحو احسن به رسمیت بشناسید
در یک نظرسنجی Gallup/Work human نشان داده شده که وقتی کارکنان احساس میکنند برای کارشان قدردانی شده و با ارزش هستند، 56 درصد کمتر به دنبال شغل جدید میگردند، با این حال تنها 18 درصد از کارکنان معتقدند سازمانشان فرهنگ مناسب قدردانی دارد.
سازمانها باید به طور فعال مدیران را تشویق کنند تا از کار اعضای تیم خود قدردانی کرده و حس ارزشمندی را خصوصا برای کسانی که در عملکرد فراتر از انتظارات هستند ایجاد نمایند.
Zappos به عنوان شرکتی معروف و مشهور شده است که همواره کارکنان خود را در اولویت قرار میدهد و این بخش مهمی از استراتژی حفظ کارمندان آن است. آنها در شناسایی کارمندان با عملکرد برتر فعال هستند و این یکی از بسیار استراتژی است که منجر به نرخ ماندگاری 85٪ در این شرکت شده است.
10- پرورش و توسعه رهبری و مدیریت قوی درسازمان
در یک نظرسنجی صورت گرفته توسط گودهایر مشخص شد که 82 درصد از افراد مورد بررسی به طور بالقوه شغل خود را به دلیل یک مدیر بد ترک میکنند!
سازمانها چه کاری میتوانند برای بهبود رهبری انجام دهند؟ در این رابطه لازم است که اطمینان حاصل کنیم که بررسی عملکرد مهارتهای مدیریتی را موشکافانه در نظر میگیریم و آموزشها و کوچینگ منظم را برای مدیران در همه سطوح ارائه و لحاظ مینماییم، خصوصا بیشتر برای کسانی که در مدیریت تازه کار هستند و اولین تجربه مدیریتی خود را سپری میکنند.
Covenant Healthcare به دنبال ارتقا و بهبود هوش هیجانی بیش از 200 رهبر با استفاده از راه حلهای مبتنی بر مهارتهای نرم بود. نتیجه این بود که رهبران شروع به استفاده از مهارتهای هوش هیجانی خود برای توسعه و مشارکت کارکنان کردند که باعث بهبود بهرهوری و اتحاد تیم شد.
جمعبندی و نکات پایانی
نگهداشت کارکنان مهم است زیرا میتواند در هزینه شما صرفه جویی کند، روحیه تیم و بقا و ماندگاری دانش در سازمان را تقویت کند، سطح رقابتپذیری شما را افزایش دهد، رشد کسب و کار را بهبود بخشد و منجر به همکاری بهتر شود.
جمعآوری بازخورد منظم از کارکنانی که میمانند و میروند، رصد کردن نرخ خروج کارکنان و سنجهها و معیارهای کلیدی در سازمان و طراحی و حفظ یک خط گفتمان باز بین کارکنان و مدیران برای تشویق به ایجاد فرهنگ اعتماد از مهمترین شیوههای عملی در راستای نگهداشت کارکنان است .
به صورت دائم مصاحبه نگهداشت برای کارکنان انجام دهید تا اطلاع یابید که کارکنان شما کار در سازمان شما را به چه دلیلی دوست دارند و زمینههای کلیدی نیازمند بهبود را شناسایی کنید و تغییرات لازم را برای بهبود نرخ نگهداشت کارکنان خود انجام دهید.
دانستن اینکه چه کسی در سازمان شما میماند و چه کسی میرود، به شما در طراحی و برخورداری از استراتژیهای حفظ قدرتمندتر کارکنان کمک میکند. به عنوان مثال، اگر متوجه شدید که عمدتاً زنان هستند که پس از یک سال شرکت شما را ترک میکنند (در حالی که مردان میمانند)، آنگاه بر اساس این شاخص میتوانید نگاه عمیقتری به نرخ ترفیع کارکنان خود در سازمان، دادههای حقوق و مزایای کارکنان و سایر دلایل بالقوه داشته باشید.
بهترین استراتژیهای نگهداشت کارکنان بر تمامی مراحل چرخه عمر کارکنان تمرکز دارد. برداشتن گامهای ساده مانند ارائه پکیج جبران خدمات و پاداش و مزایا منصفانه، فرصت همکاری با ساعات انعطافپذیر، مدیریت عملکرد، شرایط درک مناسب کارکنان و فضای رفاه کامل میتواند به شما در زمینه نگهداشت و بقای استعدادهای برتر خود کمک کند.
منبع:
https://www.aihr.com/blog/employee-retention-strategies/
ترجمه: علیرضا خردمندان
معرفی مدلهای مدیریت منابع انسانی
واحد مدیریت منابع انسانی باید عملکرد خوبی داشته باشد تا ارزش واقعی برای یک سازمان ایجاد کند. مدلهای مدیریت منابع انسانی به تعریف و توضیح نقش منابع انسانی در کسب و کار کمک میکنند. به بیان ساده، یک مدل منابع انسانی نمایشی انتزاعی از نحوه عملکرد بخش منابع انسانی است. وقتی متخصصان منابع انسانی نحوه عملکرد مدلهای منابع انسانی را درک میکنند و با فلسفههای برخی از چارچوبهای پرکاربرد آشنا شوند، میتوانند ساختار مدیریت منابع انسانی سازمان خود را راهاندازی کنند.
در این مقاله به معرفی مدلهای برتر و کاربردی منابع انسانی خواهیم پرداخت.
مدل مدیریت منابع انسانی چیست؟
مدلها سادهسازی واقعیت هستند. مدل مدیریت منابع انسانی، چارچوبی برای بیان نقش و جایگاه منابع انسانی در کسب و کار است که به عنوان راهنمای مدیریت منابع انسانی عمل میکند.
رهبران منابع انسانی از یک مدل مدیریت منابع انسانی در موارد زیر استفاده میکنند:
- عملکردها و فرآیندهای کلیدی منابع انسانی
- نقشها و مسئولیتهای منابع انسانی
- اصول، اهداف، استانداردها و پاسخگویی منابع انسانی
در طی زمان، مدلها و چارچوبهای مختلفی پدید آمدهاند که در ادامه 8 تا از مهمترین مدلهای مدیریت منابع انسانی را بررسی میکنیم.
معرفی انواع مدلهای مدیریت منابع انسانی
1. مدل اولریش
مدل اولریش که در کتاب قهرمانان منابع انسانی دیوید اولریش در سال 1996 پیشنهاد شد، چهار نقش کلیدی را که منابع انسانی باید بر عهده بگیرد بیان میکند. این نقشها عبارتند از:
- متخصص اداری: با نظارت بر فرآیندها و استراتژیهای منابع انسانی برای مدیریت افراد، عملیات داخلی را مدیریت میکند.
- حامی کارکنان: شایستگیهای نیروی کار و سطوح مشارکت کارکنان را برای بهبود بهرهوری مدیریت میکند. بر حفظ یک رابطه سالم کارفرما و کارمند تمرکز میکند.
- عامل تغییر: با مدیران و کارمندان همکاری میکند تا اقداماتی را راه اندازی کند که فرهنگ شرکت را تقویت کرده و کسب و کار را ارتقا دهد.
- شریک استراتژیک: استراتژیهای منابع انسانی را با اهداف تجاری شرکت هماهنگ میکند.

این مدل به مدل شریک تجاری منابع انسانی اولریش نیز معروف شده است. این چهار نقش نباید عناوین شغلی خاصی باشند و متخصصان منابع انسانی میتوانند یک یا چند نقش را در محدوده مسئولیت خود بر عهده بگیرند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: بهرهوری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+15راهکار برای افزایش بهرهوری
2. مدل علّی استاندارد مدیریت منابع انسانی
مدل علّی استاندارد مدیریت منابع انسانی از بسیاری از مدلهای مشابه که در دهههای 90 و اوایل دهه 2000 منتشر شد، مشتق شده است. بر اساس این مدل، منابع انسانی تنها زمانی مؤثر خواهد بود که استراتژی آن با استراتژی کسب و کار همسو باشد.
این مدل یک زنجیره علّی از چگونگی تأثیر فرآیندهای منابع انسانی بر سازمان را نشان میدهد. این زنجیره با استراتژی تجاری کلی شرکت شروع میشود که بر استراتژی و فرآیندهای منابع انسانی تأثیر میگذارد و با بهبود عملکرد تجاری به پایان میرسد.
به عنوان مثال، شیوههای استخدام، آموزش، ارزیابی عملکرد و پاداش میتواند به نتایجی مانند تعهد، خروجی با کیفیت و مشارکت منجر شود. این نتایج منجر به بهبود عملکرد داخلی میشود که به نوبه خود بر عملکرد مالی (به عنوان مثال، سود، گردش مالی، حاشیه بهتر و بازگشت سرمایه) تأثیر میگذارد.
این چارچوب منابع انسانی همچنین نشان میدهد که روابط در مدل همیشه یک طرفه نیستند. برخی از شیوهها و اقدامات منابع انسانی میتوانند مستقیماً به بهبود عملکرد داخلی منجر شوند. به عنوان مثال، آموزش خوب میتواند مستقیماً منجر به عملکرد بهتر شود بدون اینکه لزوماً بر نتایج منابع انسانی تأثیر بگذارد.
علاوه بر این، گاهی اوقات یک عملکرد مالی قویتر منجر به سرمایهگذاری بیشتر در شیوهها و اقدامات منابع انسانی شده و نتایج بهتر منابع انسانی را محقق میکند.
3. مدل زنجیره ارزش منابع انسانی
زنجیره ارزش منابع انسانی یکی از شناخته شدهترین مدلها در مدیریت منابع انسانی است. این مدل نتیجه کار Paauwe و Richardson در سال 1997 است.
با توجه به زنجیره ارزش منابع انسانی، هر کاری که منابع انسانی انجام میدهد و اندازه گیری میکند را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
- فعالیتهای مدیریت منابع انسانی: فعالیتهای روزانه، از جمله استخدام، جبران خدمات، آموزش و برنامهریزی جانشین پروری. این فعالیتها اغلب با استفاده از شاخصهای کلیدی مدیریت منابع انسانی اندازه گیری میشوند. اینها به اصطلاح معیارهای کارایی هستند. مثلا هر چه ارزانتر استخدام کنیم و سریعتر آموزش دهیم، بهتر است.
- نتایج مدیریت منابع انسانی: اهدافی که سعی میکنیم با فعالیتهای مدیریت منابع انسانی به آنها برسیم. ما استخدام میکنیم، آموزش میدهیم، حقوق و دستمزد میدهیم. تا نتایجی مانند رضایت، انگیزه، حفظ و تعلق کارکنان را محقق کنیم.

اگر فقط بر اندازهگیری فعالیتهای مدیریت منابع انسانی تمرکز کنیم، بهطور خودکار حداکثر کردن کارایی را برای کاهش هزینهها در اولویت قرار میدهیم. با این حال، این رویکرد ممکن است بهترین نتایج دراز مدت را ایجاد نکند. ما باید بر روی اندازهگیری نتایج مدیریت منابع انسانی هم تمرکز کنیم، زیرا این به همسویی فرآیندها با اهدافمان کمک میکند.
به طور مثال در هنگام استخدام. هدف باید این باشد که بهترین فرد را در موقعیت مناسب استخدام کنیم، نه اینکه دست به کار شویم و کسی را تا جایی که میتوانیم ارزان و سریع استخدام کنیم.
هنگامی که عملکرد شرکت بالاتر باشد، فعالیتهای مدیریت منابع انسانی نیز افزایش مییابد. این موضوع به این دلیل است که شرکتهای سودآورتر معمولاً روی برنامههای منابع انسانی، از جمله نرمافزار منابع انسانی و فرصتهای تحقیق و توسعه برای افراد خود، سرمایهگذاری بیشتری میکنند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگیهای آنها (با مروری بر سایر نسلها)
4. مدل هاروارد
مدل هاروارد مدیریت منابع انسانی به مایکل بیر در سال 1984 و مشارکتهای پائو و ریچاردسون در سال 1997 نسبت داده شده است. این مدل رویکرد جامعتری به منابع انسانی دارد و سطوح مختلفی از نتایج را در بر میگیرد.

این مدل شامل پنج جزء زیر است:
- از سمت چپ، با علاقه ذینفعان شروع می شود. این ذینفعان شامل سهامداران، مدیریت، گروههای کارکنان، دولت و غیره هستند. این ذینفعان سیاستهای مدیریت منابع انسانی را تعریف میکنند.
- در عین حال، عوامل موقعیتی بر این علایق تأثیر میگذارد. عوامل موقعیتی شامل ویژگیهای نیروی کار، اتحادیهها و سایر عوامل است.
- عوامل موقعیتی و منافع ذینفعان بر سیاستهای مدیریت منابع انسانی تأثیر میگذارند که شامل فعالیتهای اصلی منابع انسانی، مانند استخدام، آموزش و سیستمهای پاداش است.
- زمانی که سیاستهای مدیریت منابع انسانی به خوبی انجام شود، منجر به نتایج مثبت مدیریت منابع انسانی نظیر حفظ کارکنان، تعهد و شایستگی میشود.
- نتایج مثبت مدیریت منابع انسانی منجر به پیامدهای بلندمدت میشود که میتواند فردی، سازمانی و اجتماعی باشند.
این مدل تیمهای منابع انسانی را هدایت میکند تا با در نظر گرفتن منافع ذینفعان و عوامل موقعیتی، سیاستهای مدیریت منابع انسانی را توسعه دهند که منجر به نتایج بهتر منابع انسانی و پیامدهای بلندمدت شود.
5. مدل گست
مدل گست در اواخر دهه 1980 و 1990 توسط دیوید گست، استاد دانشکده تجارت کینگ در بریتانیا توسعه یافت. این مدل نقش استراتژیک منابع انسانی را تعیین میکند و مدیریت منابع انسانی استراتژیک را از فعالیتهای مدیریت پرسنل سنتی متمایز میکند.
مدل گست یکی از اولین مدلهایی بود که هر دو دیدگاه “سخت” و “نرم” مدیریت منابع انسانی را در خود جای داد. این مدل همچنین تأثیر مدیریت منابع انسانی را بر عملکرد کسبوکار نشان میدهد و بر نقش حیاتی رفتار سازمانی در دستیابی به نتایج عملکرد تأکید میکند.
مدل گست، منابع انسانی را در قالب شش بعد تحلیلی مرتبط با یکدیگر که با یک استراتژی تجاری خاص همسو هستند، توصیف میکند.

فرض بر این است که مدیریت منابع انسانی با استراتژیهای خاصی شروع میشود که با اهداف تجاری همسو میشوند. این استراتژیها به نوبه خود شیوهها و سیاستهای مدیریت منابع انسانی را مشخص میکند و منجر به نتایج مدیریت منابع انسانی و رفتارهای مورد نظر کارکنان مانند تعهد و انگیزه میشود و به طور جمعی نتایج عملکرد را هدایت میکند و در نهایت منجر به نتایج مالی سازمان میشود.
6. مدل وارویک
مدل قابل توجه دیگری در حوزه مدیریت منابع انسانی، توسط محققین هندری و پتیگرو از دانشگاه وارویک در اوایل دهه 1990 ایجاد شد. این مدل، اگر چه شبیه به مدل هاروارد است، اما دیدگاه دیگری را در راستای همسویی شیوههای مدیریت منابع انسانی با زمینههای خارجی و داخلی دارد.
مدل وارویک چارچوبی برای بررسی چگونگی تأثیرپذیری مدیریت منابع انسانی از نیروهای محیطی خارجی که بر واقعیت داخلی سازمان تأثیر میگذارند، ارائه میکند.

این مدل از عناصر زیر تشکیل شده است:
- زمینه بیرونی: عوامل کلان محیطی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، قانونی، محیطی) که بر سیاستهای منابع انسانی تأثیر می گذارد.
- بافت درونی: عناصر داخلی مانند فرهنگ سازمانی، فناوری و رهبری که بر سیاست و عملکرد منابع انسانی تأثیر میگذارند و تحت تأثیر بافت بیرونی قرار خواهند گرفت.
- استراتژی کسبوکار: اهداف استراتژیک کسبوکار که تحت تأثیر بافت درونی سازمان، بر اساس زمینه بیرونی قرار میگیرد و به نوبه خود بر مدیریت منابع انسانی تأثیر میگذارد.
- محتوای مدیریت منابع انسانی: نقش، تعاریف کار و خروجیهای منابع انسانی بر اساس استراتژی کسب و کار و تحت تأثیر زمینه مدیریت منابع انسانی
- زمینه مدیریت منابع انسانی: جریان کار منابع انسانی و جنبههایی مانند سیستمهای پاداش، روابط کارکنان و سیستمهای کاری که تحت تاثیر استراتژی کسب و کار قرار دارند.
این مدل بر اهمیت مدیریت منابع انسانی استراتژیک تاکید دارد. به عبارت دیگر، منابع انسانی باید این عوامل را درک و پیشبینی کند و بتواند در پاسخ به تأثیرات آنها خود را با استراتژیهای مؤثر تجاری سازگار کند.
7. مدل شایستگی ASTD
مدل شایستگی ASTD در سال 2004 توسط انجمن توسعه استعدادها (ATD) ایجاد شد که قبلاً به عنوان انجمن آموزش و توسعه آمریکا (ASTD) شناخته میشد. از زمان آغاز به کار، دو بار بازنگری شده است که آخرین مورد در سال 2013 اتفاق افتاد.
مدل شایستگی ASTD معتقد است که رشد حرفهای سنگ بنای موفقیت شخصی و سازمانی است. در درجه اول بر پاسخ دادن به این سؤال متمرکز است: “افراد باید چه قابلیتهایی داشته باشند و چه قابلیتهایی را تقویت کنند تا به اهداف خود دست یابند و همچنین مزیت قابل توجهی به سازمان اعطا کنند؟”
این مدل برای دست اندرکاران توسعه استعداد طراحی شده است و به عنوان نقشه راهی از شایستگیهایی است که یک فرد برای موفقیت در حرفه خود باید ایجاد کنند. این شایستگیها در دو بخش «صلاحیتهای بنیادی» و «حوزههای تخصص» (AOEs) دستهبندی میشوند.
بر اساس این مدل، متخصصان آموزش و توسعه باید هر دوی این شایستگیها را در سیستمهای منابع انسانی خود ادغام کنند تا به طور کارآمد عمل کنند و در هزینههای آموزشی صرفه جویی کنند.
8. مدل 5Ps
مدل 5Ps که در سال 1992 توسط Randall Schuler، رهبر مشهور منابع انسانی و استاد دانشگاه توسعه یافت، بر 5 عامل کلیدی که یک سازمان را هدایت میکنند، تأکید میکند. این پنج عامل عبارتند از:
- هدف: چشم انداز، مأموریت و اهداف کلان سازمان.
- اصول: قواعد بنیادی هستند که ارزشها و فرهنگ سازمانی بر آن استوار است.
- فرآیندها: عملیات روزانهای هستند که به منظور برآوردن نیازهای کسب و کار انجام می شوند.
- افراد: این جنبه به نحوه مشارکت افراد در سازمان میپردازد.
- عملکرد: شامل شاخصهای کلیدی عملکرد و سایر معیارها برای اندازهگیری عملکرد کارکنان، اهداف سازمانی و سایر عملکردهای تجاری است.

بر اساس این مدل، 5 P بر یکدیگر تأثیر میگذارند و متخصصان منابع انسانی باید برای همسوسازی آنها تلاش کنند.
این مقاله را نیز مطالعه کنید: چک لیست عارضه یابی و ارزیابی وضع موجود مدیریت منابع انسانی
انتخاب مدل منابع انسانی
هر سازمان، نیروی کار و تیم منابع انسانی منحصر به فرد است و نیازها و اهداف متفاوتی دارد. هنگام انتخاب مدل مناسب مدیریت منابع انسانی برای کسب و کار خود، چندین فاکتور وجود دارد که باید در نظر بگیرید:
- استراتژی کسب و کار: استراتژی کسب و کار شما باید نقطه شروعی باشد که در نظر بگیرید کدام مدل منابع انسانی تلاش شما را به بهترین شکل هدایت می کند.
- طراحی و ساختار سازمانی: طراحی، اندازه و ساختار سازمان شما میتواند تأثیر بگذارد که کدام مدل منابع انسانی مؤثرترین است.
- صنعت و رقابت: ویژگیهای صنعتی که شما آن را اداره میکنید و همچنین چشمانداز رقابتی، نقش مهمی در طراحی موقعیت منابع انسانی در کسبوکار دارند.
- قابلیتهای تیم منابع انسانی: هنگام مقایسه مدلهای مختلف مدیریت منابع انسانی، باید قابلیتهای تیم منابع انسانی خود را در نظر بگیرید و مطمئن شوید که آنها مهارتها و منابع لازم را برای ارائه مؤثر خدمات منابع انسانی دارند.
- مقرون به صرفه بودن: کدام یک از مدل های منابع انسانی بازده سرمایه گذاری خوبی را برای سازمان شما فراهم می کند؟ شما باید نگاهی به هزینه خدمات منابع انسانی در رابطه با تأثیر آنها بر عملکرد و نتیجه سازمان بیندازید.
نکته پایانی در مورد مدلهای منابع انسانی
آشنایی با این تئوریها و مدلهای منابع انسانی دانش شما را گسترش میدهد و میتواند به شما کمک کند تا در نقش و تیم خود مشارکت بیشتری داشته باشید. با این حال، درک این نکته مهم است که مدلها سادهسازی واقعیت هستند و نمیتوانند تصویر کاملی از نحوه عملکرد منابع انسانی را ترسیم کنند.
علاوه بر این، هیچ مدل منابع انسانی ایده آلی وجود ندارد. هر سازمان و نیروی کاری ترکیب و نیازهای متفاوتی دارد. هیچ رویکردی برای همه وجود ندارد. آزمایش کنید و ببینید کدام مدل برای شما کار میکند. قبل از اینکه بهترین مدل منابع انسانی را برای اهداف و نتایج دلخواه خود کشف کنید، ممکن است کمی زمان نیاز باشد.
منابع:
https://www.aihr.com/blog/human-resources-models/
https://www.selectsoftwarereviews.com/blog/top-10-hr-models
تهیه و ترجمه: مسعود شکری
بهرهوری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+15راهکار برای افزایش بهرهوری
احتمالا فیلم Cast Away یا دور افتاده با بازی تام هنکس را دیدهاید. تام هنکس بر اثر سقوط هواپیما در وسط اقیانوس در یک جزیره دور افتاده گیر میافتد و تمام تلاش خود را میکند تا در آن شرایط زنده بماند، او شروع میکند با کمترین تجهیزات، نمادهای بصری برای نجات خود بسازد. این که وی تلاش میکند از کمترین منابع و وسایل موجود در جزیره زنده بماند و نجات پیدا کند بهرهوری است.
در حال حاضر افزایش بهرهوری در محل کار یکی از اصلیترین چالشهای سازمانها است، سازمانها در تلاش هستند تا از راههای مختلف بهرهوری را در محل کار افزایش دهند تا افراد 100 درصد توان خود را بگذارند. بر کسی پوشیده نیست که هرچه نیروی کار کارآمدتر باشد شرکت موفقتر خواهد بود. کارمندان مولد بر روی موارد درست در زمان درست تاثیر خواهند گذاشت و زمان کمی را برای رسیدن به اهداف سازمانی و فردی هدر خواهند داد.
در این مقاله به صورت کامل درباره مفهوم بهرهوری کارکنان صحبت خواهیم کرد. بعد از مطالعه این مقاله برای شما شفاف میشود مفهوم بهرهوری چیست و خواهید دانست چگونه بهرهوری کارکنان را محاسبه کنید. همچنین 15 راهکار عملیاتی برای افزایش بهرهوری کارکنان را خواهید آموخت.
بهرهوری کارکنان چیست؟
بهرهوری کارکنان را توانایی ورودی یک کارمند (دستورالعمل، اهداف، وظایف، مسئولیتها، اطلاعات و …) و تبدیل آن به خروجی میدانند. معیاری است که چگونه کارمندان در یک بازه زمانی معین برای سازمان ارزش خلق میکنند و خروجی تولید خواهند کرد.
به عبارت دیگر بهرهوری در محل کار ارزشی است که هر تیم برای موفقیت کسب و کار کلی به ارمغان میآورد. خروجی افراد یا تیمها را اندازهگیری میکند تا بهتر بفهمد چگونه یک سازمان میتواند گردش کار خود را بهینه کند.
برای درک بهتر مفهوم بهرهوری کارکنان به مثالهای زیر توجه کنید.
سازمانی را در نظر بگیرید که با ورودی کم سرمایه یا مواد اولیه توانسته است محصول با کیفیت و بیشتر از اندازه تولید کند. این گونه بهرهوری به وجود آمده است. بهرهوری به همین منوال عمل میکند. یعنی سازمان یا افراد، نسبت به زمان محصول یا خدمات بیشتری را تولید کنند.
بیاید یک مثال را در خصوص اسنپ بررسی کنیم. راننده شماره یک در سه ساعت 8 مسافر را در حاشیه شهر سوار کرده است و در انتهای سه ساعت 500 هزار تومان درآمده داشته است و راننده شماره دو در همان بازه زمانی 5 مسافر در مسیرهای مرکز شهر سوار کرده است و توانسته است 400 هزار تومان درآمده داشته است. بهره وری به همین سادگی است راننده شماره یک در بازه زمانی مشابه با راننده شماره دو درآمد بیشتری کسب کرده است و استهلاک کمتری داشته است.
کارمندی را در نظر بگیرید که فرمولهای اکسل را بلد است و تمامی موارد محاسباتی و دادههای عددی خود را برمبنای اکسل انجام میهد، قطعا این کارمند بهرهورتر از کارمندی است که تمامی محاسبات را برمبنای ماشین حساب انجام میدهد.
همین الان در زندگی روزمره به جست و جوهای همیشگی ما در گوگل توجه کنید. این جست و جو و سریع به جواب رسیدن بهرهوری ما در زندگی روزمرهمان را بیشتر کرده است. حتی تکنولوژی پا را فراتر گذاشته است و با کمک Chat GPT بهرهوری افراد را بیشتر کرده است.
به چند سوال زیر فکر کنید و وقتی پاسخ این سوالات را بدانید ایده اولیه در مورد بهرهوری را بدست خواهید آورد.
- چه مدت طول میکشد تا یک نفر کار را انجام دهد؟
- آیا کار و موارد کاری را درست درک کردهاند؟
- آیا اغلب در طول فرآیند نیاز به مداخله شخص دیگری یا مشاوره دارند؟
- آیا منابع (مالی، تجهیزات، نیروی انسانی، اطلاعاتی و…) را برای رسیدن به بهرهوری در اختیار دارند؟
- آیا فرآیندهای سازمانی درست است و افراد دوباره کاری ندارند؟
- آیا مشاهده شده است که کارمندان به صورت عمدی برخی از کارها را انجام ندهند؟
افزایش بهرهوری نیروی کار بهمعنای انجام کارهای بیشتر با همان تعداد اعضای تیم است.
چرا بهرهوری کارکنان مهم است؟
کارکنان بخش جدایی ناپذیر از کسب و کار شما هستند و هر کدام از آنها در نقشهای خود باید ارزش خلق کنند. بهرهوری ترکیبی از تلاشهای تیمهای مختلف است تا اطمینان حاصل شود که سازمان میتواند به اهداف خود دست پیدا کند.
تحقیقات Opus Energy نشان داد که 86 درصد از شرکتهای کوچک و متوسط بریتانیا (SMEs) معتقدند که بهرهوری یک مسئله جدی است.
- بهرهوری باعث رشد اقتصاد و بالاتر رفتن کیفیت خواهد شد. با رشد بهرهوری کالای بیشتری تولید خواهد شد و خدمات بیشتری عرصه میگردد و این به مرور زمان در یک اقتصاد با ثبات قیمتها را کاهش خواهد داد و کیفیت را افزایش میدهد.
- رشد بهرهوری نیروی کار، مستقیماً به سرمایه فیزیکی، فناوری جدید و سرمایه انسانی نسبت داده میشود. اگر بهرهوری نیروی کار در حال رشد باشد، معمولاً میتوان آن را به رشد در یکی از سه حوزههای بالا مشاهده کرد. سرمایه فیزیکی ابزارها، تجهیزات و امکاناتی است که کارگران برای تولید کالا در دسترس دارند. فنآوری های جدید روشهای جدیدی برای ترکیب ورودی برای تولید خروجی بیشتر هستند، مانند خطوط مونتاژ یا اتوماسیون. سرمایه انسانی نشان دهنده افزایش آموزش و تخصص نیروی کار است.
- بهرهوری نیروی کار همچنین میتواند نشان دهنده تغییرات کوتاه مدت در اقتصاد باشد. اگر بازدهی افزایش یابد در حالی که ساعات کار ثابت بماند، نشان دهنده این است که نیروی کار مولدتر شده است. علاوه بر سه عامل اصلی که در بالا ذکر شد، این امر در دوران رکود اقتصادی نیز دیده میشود، زیرا کارگران تلاش خود را در هنگام افزایش بیکاری و خطر اخراج افزایش میدهند.
- از دست دادن بهرهوری کارکنان میتواند عواقب مختلفی داشته باشد، مانند ناتوانی در ارسال تعداد مورد نیاز قطعات به مشتریان یا عدم ارائه به موقع گزارشها. به این ترتیب، به حداکثر رساندن بهرهوری کارکنان مسئولیت همه است، از کارکنان گرفته تا مدیران سطح C.
بهرهوری رابطه نزدیکی با زمان دارد. برایان تریسی میگوید اگر شما فقط روی 15 دقیقه کتاب مطالعه کنید در انتهای سال 15 کتاب مطالعه کردهاید و در طولانیمدت باسوادتر شدهاید و این رابطه مستقیم با بهرهوری شما خواهد داشت زیرا میدانید که چه کاری را چگونه انجام بدهید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: چطور اخراج کنیم؟راهنمای عملی و گام به گام
چه عواملی بر بهرهوری کارکنان تاثیر میگذارد؟
عوامل زیادی بر بهرهوری کارکنان تاثیر دارد در ادامه مهمترین این عوامل را مشاهده میکنید.
تعلق کارکنان: کارکنانی که دلبسته هستند سریعتر و کارآمدتر کار خواهند کرد.
باید بهطور مداوم بر روی تعلق کارکنان کار کنید. تحقیقات نشان میدهد که کارمندان با تعلق بالاتر تا 17 درصد بیشتر از همتایان خود بهرهوری دارند.
محیط کار: یک محیط کاری مثبت و الهام بخش منجر به بهرهوری بالاتر میشود.
فرصتهای آموزشی و توسعه شغلی: کارکنانی که فرصتهای آموزشی و پیشرفت شغلی بیشتری دارند، احتمالاً کارآمدتر و درگیر کار هستند و بنابراین بهرهوری بیشتری خواهند داشت.
سیستمها و فرآیندها: سیستمها و فرآیندهای مناسب منجر به کارآمدتر شدن کارکنان و اتلاف زمان کمتر میشود.
فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی یک شرکت (باورها، ارزشها و نگرشهای آن) بر رفتار کارکنان تأثیر میگذارد.
ساختار پرداخت: یک ساختار حقوقی شفاف، منصفانه و برابر منجر به کارکنان شادتر میشود که احساس میکنند سازمانشان به خوبی با آنها رفتار میکند و احتمال بیشتری دارد که در کار مشارکت داشته باشند.
تندرستی کارکنان: کارکنانی که احساس میکنند سازمانشان سلامت و تندرستی آنها را در اولویت قرار میدهد، احتمالاً در محل کار شادتر و سالمتر خواهند بود که منجر به نرخ بهرهوری بالاتر میشود.
تنوع: سازمان متنوع که سیاستهای متنوعی را برای اطمینان از رفتار عادلانه و برابر با همه کارکنان و همچنین عدم تبعیض و سوگیری در طول فرآیند استخدام دارد، منجر به افزایش روحیه، مشارکت و بهرهوری میشود.
فناوری و عوامل تولید: کارکنانی که به بهترین فناوری دسترسی دارند (و میدانند چگونه از آن استفاده کنند) احتمالاً در کار بهرهوری بیشتری خواهند داشت. استفاده از فناوریهای رباتیک و این دست میتواند بر روحیه و محیط کار افراد تاثیر بگذارد.
ابزارهای مناسب در دسترس: کارکنانی که ابزار لازم را برای تکمیل کارآمد و مؤثر کار خود دارند، بهرهوری بیشتری خواهند داشت.
ارگونومی محل کار: طراحی ضعیف محل کار منجر به خستگی، ناامیدی و آسیب احتمالی کارمندان میشود.
شیوههای مدیریت افراد: مدیران و رهبرانی که میدانند چگونه به طور حرفهای و شخصی با تیم خود درگیر شوند و افراد را راهنمایی کنند باعث به وجود آمدن کارکنان بهتری خواهند شد.
حجم کار: بهرهوری ممکن است به خاطر حجم کار کم باشد. زیرا کاری که به افراد میدهید یا بسیار زیاد است یا بسیار کم. حجم کار زیاد بر سلامت روان کارمندان تاثیر خواهد گذاشت. تحقیقات نشان میدهد 33 درصد افراد گفتهاند روشن بودن انتظارات و حدود مسئولیتها باعث خواهد شد استرس کمتری را تجربه و عملکرد بهتری داشته باشند.
مدیریت تعارض: بیاید قبول کنیم که همیشه تعارض و اختلاف نظر در کار وجود دارد و این همیشه بد نیست، اما اگر بیش از اندازه باشد چه اتفاقی رخ خواهد داد. این جا زمانی است که منابع انسانی و مدیر باید وارد عمل شوند. تعارض زیاد بر روحیه افراد تاثیر خواهد گذاشت و کارها را عقب میاندازد. در صورتی که تعارض زیاد در محل کار مشاهده کردید سریع نسبت به حل آن اقدام کنید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: انواع سبکهای رهبری به همراه دانلود پرسشنامه تعیین سبک رهبری
15 روش برای افزایش بهرهوری کارکنان
1- آنبوردینگ کارکنان را جدی بگیرید
کارفرمایان 17 درصد از استخدامهای جدید خود را در 90 روز اول به دلیل یک استراتژی ناکارآمد ورود از دست میدهند. در حالی که یک برنامه آنبوردینگ خوب، حفظ را تا 50 درصد افزایش میدهد. عناصر اساسی ورود موثر شامل: بسته خوش آمدگویی، آموزش، تعین اهداف، جلسه با مدیر و منابع انسانی، برنامه ورود 90.60.30، بررسی و پشتیبانی عملی و… است. علاوه بر این مهم است که کارمند تازه وارد سریع با همکاران خود رابطه صمیمی بگیرد. با طرح ریزی یک برنامه جامعهپذیری در همان ابتدا بهرهوری را افزایش دهید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: آنبوردینگ چیست؟(مراحل+دانلود چک لیست)
2- مدیریت ذرهبینی را انجام ندهید
بسیاری از رهبران فکر میکنند که مدیریت ذرهبینی کلید افزایش بهرهوری است. توانمندسازی کارکنان جایی است که یک کسب و کار به کارکنان خود اعتماد میکند تا وظایف و فعالیتهای روزانه خود را کنترل کنند. اگر کارکنان امور کارها را خود در دست بگیرند 23 درصد بیشتر احتمال دارد که ایدهها و راهحل هایی را به تیم خود ارائه دهند.
3- زمان استراحت و گزینههای کار ترکیبی ارائه دهید
به کارکنان انعطاف پذیری در زمان، مکان و نحوهکار را دهید. این کار باعث میشود تعادل بیشتری در کار و زندگی داشته باشند. یک محل کار ترکیبی به تیم شما قدرت میدهد تا مالکیت پروژهها را در دست بگیرد، زمان خود را مدیریت کند و بر اساس نقاط قوت خود کار کند. گزارش دانشگاه کاردیف و ساوتهمپتون نشان میدهد که اکثر افرادی که از خانه کار میکنند، کارآمد هستند. تشویق کارمندان به مرخصی گرفتن، در نهایت بهرهوری کلی نیروی کار شما را افزایش میدهد. اگر افراد شما ساعتها را صرف پایان کار کنند و به خود استراحت ندهند، ظرفیت تمرکز و کیفیت کار آنها تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
اغلب سازمانها معیار بهرهوری را ساعات کاری میدانند و این اشتباه است. باید معیارهای تاثیر گذار بر تیم و سازمان رو اندازهگیری نمائید. این دلیل خوبی نیست که هر چقدر کارمند بیشتر در محل کار بماند بهرهورتر است.
4- افراد را استخدام کنید، نه رزومه را
استخدام برای یک فرهنگ مناسب در مورد آوردن کارکنانی به شرکت است که باورها، رفتار و ارزشهای آنها با سازمان شما همسو باشد. برقراری ارتباط با فرهنگ شرکت شما از همان ابتدا به یک کاندیدا کمک میکند تا بفهمد چه انتظاراتی را باید برآورده کند، بنابراین آنها میتوانند تصمیم آگاهانهای در مورد پذیرش پیشنهاد شغلی بگیرند. اگر این موضوع مورد بحث قرار نگیرد و تناسب فرهنگ بخشی از استراتژی استخدام شما نباشد، احتمال بیشتری وجود دارد که کارمندان شرکت را ترک کنند یا کاملاً غیرمولد باشند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: چگونه مصاحبه کنیم؟ (راهنمای مصاحبه کاری) (+ویدیو)
5- همکاری تیمی را تشویق کنید
سطوح بالای نوآوری منجر به افزایش بهرهوری و رشد کسب و کار میشود. در نتیجه، اجرای یک محل کار مشارکتی برای هر شرکتی که به دنبال همکاری کامل با نیروی کار خود است، حیاتی است. داشتن یک گروه کاری کمک میکند اطلاعات به سرعت به اشتراک گذاشته شود و همه از اخبار با خبر باشند. جدا از این تیم خود را به همکاری تیمی تشویق کنید، بگذارید درک کنند که هر موفقیتی با تیم رخ میدهد.
6- ارتباطات را به یک فرهنگ تبدیل کنید
همه رهبران میدانند که ارتباط شفاف کلید موفقیت است. مقالهای توسط Smarep نشان داد که 72 درصد از کارمندان استراتژی شرکت خود را به طور کامل درک نمیکنند و این باعث میشود که احساس کنند از حلقه اطلاعات مهم شرکت خارج شده و ارتباطشان با سازمان قطع شده است.
7- بر آموزش و توسعه کارکنان تمرکز کنید
آموزش کارمند شما نقش مهمی در آمادگی برای کار دارد. هرچه آمادگی بیشتری داشته باشند، احتمالاً بهرهوری بیشتری خواهند داشت. گزارش گالوپ بیان میکند که 88 درصد از کارمندان فکر میکنند که کارفرمای آنها در فرآیند استخدام و فرایند آموزش کارکنان ضعیف عمل کرده است. عدم تمرکز کافی بر آموزش منجر به افزایش جابجایی کارکنان و کاهش بهرهوری میشود.
8- بازخورد بدهید و بازخورد بخواهید
بازخورد برای بهبود استراتژی ارتباطات داخلی و موارد دیگر حیاتی است. بنابراین داشتن نظرسنجی بسیار مهم است. رهبر میتواند بازخورد مورد نیاز خود را به صورت مختصر و مشارکتی دریافت کند. رهبر و مدیر در بازههای زمانی کوتاه باید بازخورد ارائه دهند تا افراد متوجه موارد مهم کاری شوند.
9- قدرشناس باشید
قدردانی کردن یک انگیزه کلیدی برای کارکنان است و به آنها احساس موفقیت میدهد و باعث میشود که برای سخت کوشی و تلاش خود احساس ارزشمندی کنند. قدردانی نه تنها باعث میشود کارمندان نسبت به خود اعتماد بیشتری داشته باشند، بلکه بهرهوری را در محل کار نیز بهبود میبخشد. وقتی کارمندی به خاطر کار خوب تحسین میشود، رفتار او را تقویت میگردد و احتمال ادامه آن رفتار را افزایش میدهد.
72 درصد از کارمندان گفتهاند که اگر از آنها قدردانی شود، سختتر کار خواهند کرد.
10- در مورد ارزش های سازمان و اهداف واضح باشید
به عنوان یک رهبر، مهم است که هنگام تفویض وظایف با کارمندان خود واضح و روشن باشید. اگر پروژه بزرگی دارید، مطمئن شوید که اهداف را برای کارمندان خود مشخص کردهاید. به این ترتیب آنها متوجه خواهند شد که این وظیفه شامل چه چیزی است، از آنها چه انتظاری میرود و چگونه میتوانند موفقیت خود را بسنجند.
11- دستاوردها و نتایج موفقیت آمیز تیم را به اشتراک بگذارید
ارسال یک ایمیل با لیست دستاوردها برای اعضای تیم شما همیشه باید انجام شود. این میتواند زمانی انجام شود که کار بزرگ یا مهمی انجام دادهاند، مانند تکمیل یک پروژه مهم یا حتی زمانی که یک کار کوچک انجام شده است. این مهم است. از این طریق شما کار انجام شده توسط افراد را تصدیق میکنید که نه تنها به کارمند احساس خوبی میدهد، بلکه به آنها انگیزه و الهام میبخشد تا بهتر عمل کنند.
12- از گل، گیاه و نمادهای الهامبخش در محل کار استفاده کنید
افزودن گیاهان و نمادها در دفتر یک راه ساده برای افزایش کارایی کارمندان است. زندگی گیاهی میتواند با تامین اکسیژن بیشتر در هوا و ایجاد محیط طبیعیتری در دفتر، بهرهوری کارمندان شما را افزایش دهد. از دیدن گیاهان تأثیراتی که در اطراف میز کارمندان و در سرتاسر ساختمان نگهداری میشوند، شگفت زده خواهید شد. از طرفی نمادها به افراد نشان میدهد که برای چه چیزی هر روز صبح به سرکار میآیند و چگونه باید به آن اهداف دست پیدا کنند.
13- حواس پرتیهای محل کار را کاهش دهید
حواسپرتیها اشکال مختلفی دارند و قطعاً میتوانند بهرهوری هر کسی را مختل کنند. در صورت از بین رفتن تمرکزتان، 23 دقیقه طول میکشد تا دوباره تمرکز خود را بدست آورید. حواسپرتیهای خاصی وجود دارند که به راحتی قابل کنترل هستند، مانند سایلنت کردن گوشی موبایل، اختصاص دادن محیطی آرام برای افراد، تعمیر و اصلاح محیط کار فیزیکی (صدای صندلیها، نور مناسب و …). به خاطر داشته باشید باید در مورد این وقفهها و انواع آن به کارکنان آموزش دهید.
14- حقوق و مزایای رقابتی
اگر دستمزدها و سایر اشکال پرداخت کمتر از استانداردهای صنعتی باشد یا ارزش و تلاش یک کارمند را منعکس نکند، ممکن است بهرهوری کاهش یابد. اطمینان حاصل کنید که به اعضای تیم خود دستمزد منصفانهای پرداخت میکنید و به آنها مزایای خوبی میدهید.
15- به افراد کمک کنید تا درک کنند چرا کارشان اهمیت دارد
به این مثال از ناسا دقت کنید. جان اف. کندی در بازدید از ناسا به یک نظافتچی گفت که شما اینجا چه کاری انجام میدهید؟ و او پاسخ داد: کمک میکنیم که یک انسان به ماه سفر کند. اهدافتان این گونه باید در تمام سازمان جاری شود.
61 درصد از کارمندان در شغل فعلی خود احساس فرسودگی میکنند. در واقع، فرسودگی شغلی عامل بزرگی است کهبر سطح بهرهوری کارکنان تأثیر میگذارد و مطمئناً میتوان با آن مقابلهکرد.
چگونه بهرهوری کارکنان را اندازهگیری کنید؟
پیگیری بهرهوری کارمندان به شما امکان میدهد تصویر بزرگ را ببینید و تعیین کنید که جریان کار و سیاستهای فعلیتان کجا بر بهرهوری تأثیر میگذارد. با بررسی دقیق معیارها و ردیابی آنها در طول زمان، شرکتها میتوانند تصمیماتی اتخاذ کنند که بهرهوری نیروی کار را افزایش دهد.
اندازهگیری بهرهوری نیروی کار با ایجاد معیارهای عملکرد فردی یا دپارتمان شروع میشود و آنقدرها هم که به نظر میرسد دشوار نیست. برای اندازهگیری بهرهوری میتوانید از روشهای ذیل استفاده نمائید:
نرخ بهرهوری کارکنان (EPR) Employee productivity rate
نرخ بهرهوری کارکنان به شما کمک میکند تا متوجه شوید که کارکنان چقدر برای کار خود وقت میگذارند و معیار خوبی برای مدیران است تا ببینند و درک کنند که آیا برای رسیدن به اهداف خود نیاز به استخدام بیشتر یا تعدیل کارمند دارند یا خیر. همچنین میتواند به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد کارکنان استفاده شود. برای محاسبه EPR، کل ساعات کار در یک هفته را بر تعداد کارمندان در یک دوره تعیین شده تقسیم کنید.
| مثال برای نرخ بهرهوری کارکنان
فرض کنید شما در یک هفتهکاری حدود 300 ساعت کار دارید تا اهداف با 4 نفر محقق کنید. 300/4=75 در تیم شما به ازای هر کارمند 75 ساعت کار وجود دارد. |
نرخ تکمیل وظایف توسط کارمندان (ETCR) Employee task completion rate
به درصد کاری گفته میشود که کارمند در یک دوره معین انجام داده است. کمک میکند تا بدانید افراد تا چه اندازه در نقشهای خود موفق بودهاند و تا چه اندازه به اهداف خود رسیدهاند.
| مثال برای ECTR:
تصور کنید در بازه زمانی یک ماهه40 پروژه برای 150 کارمند تعریف کردهاید و در پایان بازه30 پروژه محقق شده است برای محاسبه از فرمول زیر استفاده کنید: 30/40=0.75 0.75*100=75% بهرهوری سازمان شما در بازه زمانی یک ماه 75 درصد بودهاست. |
نرخ فرسودگی کارکنان Employee attrition rate
نرخ فرسایش به عنوان نرخ خروج نیز شناخته میشود. این معیاری است که نشان میدهد چند کارمند در یک دوره معین سازمان را ترک کردهاند که شامل خروج داوطلبانه و غیرارادی هم میشود. نرخ فرسایش معیار مهمی است، زیرا به سازمان کمک میکند درک کند تا چه تعداد افراد سازمان شما را ترک و چرا ترک کردهاند. در حالی که از دست دادن تعداد معینی از افراد طبیعی است، نرخ فرسایش بالا نشان دهنده استراتژی و فرهنگ ضعیف است. از دست دادن بیش از حد افراد خوب میتواند منجر به از دست دادن بهرهوری و روحیه تیم شود. بعلاوه، جایگزینی کارمندان جدید گران است. برای محاسبه نرخ فرسایش، تعداد افرادی را که در یک دوره معین ترک کردهاند، بر میانگین تعداد کارمندان در همان دوره تقسیم و سپس آن را در 100 ضرب کنید.
| مثال برای نرخ فرسودگی کارکنان:
میانگین کارمندان شما در طول یک سال 500 نفر بوده است و در این بازه زمانی 25 کارمند سازمان شما را ترک کردهاند. 25/500=0.5 0.5*100=5% نرخ فرسودگی کارکنان شما در بازهزمانی یک ساله 5 درصد بوده است. |
میزان غیبت کارکنان (EAR) Employee absenteeism rate
به درصدی از کارمندانی که به دلیل نامشخص یا دلایل شخصی غیبت میکنند، اطلاق میشود. این میتواند برای یک کارمند، یک تیم یا کل سازمان اندازهگیری شود. درصد مشخصی از غیبت طبیعی است زیرا افراد درگیر موارد مختلف میشوند و نمیتوانند اطلاع دهند. بالا بودن این عدد نشان میدهد که کارمندان احساس راحتی نمیکنند و دوست ندارند موضوعات خود را اطلاع دهند و این موضوع نگران کننده است. EAR مورد قبول حدود 1.5 درصد است و بالای 4 درصد نگران کننده میباشد. تعداد روزهای غیبت را در نظر بگیرید و آنها را بر تعداد روزهای کاری موجود در یک دوره تعیین شده تقسیم و سپس آن را در 100 ضرب کنید.
| مثال برای میزان غیبت کارکنان:
فرض کنید یک کارمند در طول دو سال 10 روز غیبت داشته است و ایام کاری وی در دو سال 578 روز بوده است. 10/578= 0.0173 0.0173*100=1.7% نرخ میزان غیبت کارمند شما در بازه زمانی دو ساله 1.7 درصد بوده است. |
دو عامل مهم در هنگام محاسبه بهرهوری که باید به آن توجه کنید.
-
- عوامل صنعت. در نظر بگیرید که معیارهای بهرهوری در صنایع مختلف متفاوت است. در محیطهایی مانند تولید یا فروش، که به راحتی میتوان بهرهوری را به صورت عددی نشان داد، اندازهگیری بهرهوری آسانتر است. برخی از صنایع، با این که بهرهوری را اندازهگیری کردهاند اما اعداد آن ها با واقعیتهای صنعت یا سازمان مغایرت دارد. اینجاست که استفاده از مدیریت براساس اهداف یا بازخورد 360 درجه مفید واقع میگردد.
- اهداف و معیارهای سازمانی. امکان استفاده از معیارهای خارجی برای اندازهگیری بهرهوری نیروی کار وجود دارد. این ممکن است به عنوان مثال، میانگین تعداد فروش انجام شده در ساعت در یک صنعت خاص یا نرخ افت برای تماس های فروش نشان داده شود.
برای مثال سازمان IFC نشان میدهد که معیار جهانی برای پاسخ به تماس مشتری در مرکز تماس حداقل در 80٪ مواقع در 20 ثانیه است.
سخن پایانی
بهرهوری در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، ناکارآمدی محصول یا خدمات تأثیر زیادی بر موفقیت یک سازمان دارد و میتواند به معنای تفاوت بین کسبوکاری که شکوفا و سودآور است و کسبوکاری که در حال فروپاشی است باشد. بسیار مهم است که برمبنای یک رویکرد دادهمحور پیش بروید و گزارش ارائه دهید. در نظر بگیرید که عوامل متعددی در بهرهوری سازمان تاثیر گذار خواهد بود که در این مقاله در مورد آن صحبت شد، بنابراین طرح کلی و اهداف خود را یادداشت کنید، شرایط سازمان خود را بسنجید، مشخص کنید که از چه طریقی میخواهید بهرهوری را اندازهگیری نماید و در نهایت طرح اصلاحی خود را ارائه دهید. به خاطر داشته باشید بدون اقدام اجرایی بهرهوری سازمان تغییری نخواهد کرد.
منابع:
- https://www.aihr.com/blog/how-to-calculate-productivity/
- https://www.aihr.com/blog/productivity-analysis/
- https://www.personio.com/hr-lexicon/workplace-employee-productivity/
- https://www.techtarget.com/whatis/definition/employee-productivity
- https://hubstaff.com/workforce-productivity
- https://www.investopedia.com/terms/l/labor-productivity.asp
- https://www.oak.com/blog/improve-employee-productivity/
- https://elearningindustry.com/ways-to-improve-employee-productivity-in-the-workplace
- تجربیات نویسنده
نویسنده: میثاق خوش خوی
راهنمای کامل ارزیابی عملکرد کارکنان+ دانلود فرم ارزیابی
ارزیابی عملکرد کارکنان یکی از سختترین و چالشیترین حوزههای مدیریت منابع انسانی است.
تحقیقات مرسر نشان میدهد که هر مدیر به طور متوسط 200 ساعت در سال را صرف ارزیابی عملکرد مینماید. اما با این وجود نتایج چندان جالب نیست و کارکنان از جلسات ارزیابی عملکرد متنفرند. در عین حال ارزیابی عملکرد کارکنان در صورت استفاده کامل، مزایای بیشماری را نظیر افزایش بهرهوری و تعلق کارکنان به همراه دارد.
در این مقاله یک راهنمای کامل در خصوص ارزیابی عملکرد کارکنان ارئه دادیم. این راهنما دانش مورد نیاز برای انجام ارزیابیهای دقیق عملکرد به همراه نمونه فرمهای ارزیابی عملکرد را در اختیار شما قرار میدهد. پس بیایید شروع کنیم!
ارزیابی عملکرد چیست؟
ارزیابی عملکرد (Performance Appraisals) یک فرآیند رسمی و منظم است که عملکرد کلی یک کارمند و سهم وی را در عملکرد شرکت ارزیابی میکند. به عبارت دیگر ارزیابی عملکرد، عملکرد موفق یا ناموفق کارکنان را در مقایسه با معیارهای از پیش تعریف شده نشان میدهد.
ارزیابی عملکرد را می توان این گونه تعریف کرد: ارزیابی عملکرد کنونی یا گذشته فرد با توجه به معیارهای تعریف شده
ارزیابی عملکرد معمولاً یک یا دو بار در سال و در ابتدا و حدود نیمه سال انجام میگیرد. جلسات ارزیابی عملکرد، رسمی هستند که در آنها مدیر مستقیم یا سرپرست، عملکرد کارمند را در وظایف اصلی و مسئولیتهای او ارزیابی میکند.
ارزیابی عملکرد اختصاص زمان مشخصی برای ارزیابی عملکرد شغلی، بستری برای ارائه بازخورد، شناسایی فرصتهای رشد و توسعه و کمک به تعریف افزایش حقوق و پاداش کارکنان است.
بخش منابع انسانی (HR) معمولاً مسئولیت تدوین فرآیند ارزیابی عملکرد را بر عهده دارد و مدیران آن را اجرا میکنند. مشارکت فعال کارکنان و مدیران به منظور تحقق نتایج اثربخش ضروری است.
تفاوت بین مدیریت عملکرد و ارزیابی عملکرد چیست؟
مدیریت عملکرد شامل تمام تعاملات بین کارمندان و سرپرستان است که به بهبود عملکرد کمک میکند. در مقابل، ارزیابی عملکرد تنها بخشی از چرخه مدیریت عملکرد است. (گام سوم شکل زیر: ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد)
چرا ارزیابی عملکرد کارکنان مهم است؟
اهمیت ارزیابی عملکرد را میتوان در تأثیری که بر نتایج سازمان میگذارد مشاهده کرد، از جمله:
تسهیل رشد و پیشرفت کارکنان
ارزیابی عملکرد به کارکنان این امکان را میدهد تا فرصتهای پیشرفت شغلی و مسیرهای ارتقا را شناسایی کنند.
تقویت تعهد و نگهداشت کارکنان
دریافت بازخورد سازنده و مشاهده فرصتهای رشد در درون سازمان به حفظ کارکنان کمک و آنها را به ماندن طولانیتر در سازمان ترغیب میکند.
کاهش شکاف مهارتی و تقویت عملکرد سازمان
سازمانها با شناسایی فرصتهای بهبود از طریق ارزیابی عملکرد کارکنان، میتوانند شکافهای مهارتی را برطرف کنند، برای آینده آماده شوند و به مزیت رقابتی دست یابند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: تجزیه و تحلیل شکاف مهارتها چیست؟(به همراه دانلود نمونه)
بهبود ارتباطات
جلسات ارزیابی عملکرد فرصتی برای بحث منظم در مورد عملکرد، اهداف و انتظارات فراهم میآورد که به بهبود ارتباط بین مدیران و کارکنان کمک میکند.
پاسخگویی
تعیین انتظارات روشن برای کارکنان در یک فرایند رسمی ارزیابی، آنها را پاسخگو نگه میدارد.
تصمیم گیری عادلانه و شفاف
فرآیند ارزیابی عملکرد با ساختار خوب، رویکردی استاندارد و منسجم برای ارزیابی عملکرد کارکنان ارائه میدهد که میتواند عدالت را برقرار کرده و سوگیری را کاهش دهد.
روشهای ارزیابی عملکرد کارکنان
روشهای مختلفی برای ارزیابی عملکرد کارکنان وجود دارد که شما میتوانید بر اساس آنها به ارزیابی کارمندان خود بپردازید. بهترین روش برای شرکت شما به اندازه سازمان، اهداف و فرهنگ سازمانی شما بستگی دارد. بیایید به ۶ مورد از رایجترین روشهای ارزیابی عملکرد نگاهی بیندازیم.
۱. مدیریت بر اساس هدف (MBO)
در روش مدیریت بر مبنای هدف، مدیران و کارکنان با هم برای تعیین اهداف و انتظارات همکاری میکنند. آنها به طور دورهای درباره اهداف بحث کرده و زمینههایی را که کارمند نیاز به بهبود دارد شناسایی میکنند.
مزایا: کارکنان بخشی از فرآیند تعریف اهداف هستند، اهداف واقعبینانهتر است زیرا همکاری بین مدیران و کارکنان صورت میگیرد و اندازهگیری دادههای کمی و کیفی آسانتر است.
معایب: تمرکز قوی روی اهداف ممکن است منجر به نادیده گرفتن سایر بخشهای کار مانند رفتار کارکنان و فرهنگ سازمانی شود. همچنین اجرا و پیادهسازی آن زمانبر است.
۲. ارزیابی ۳۶۰ درجه
ارزیابی ۳۶۰ درجه شامل دریافت ارزیابی عملکرد و بازخورد از خود کارمند، همکاران، مدیران و حتی مشتریان است. سپس مدیران از این اطلاعات برای ارزیابی عملکرد کارکنان استفاده میکنند.
مزایا: به بهبود ارتباطات و عملکرد کمک میکند و یک ابزار عالی برای توسعه رهبری است.
معایب: دریافت بازخورد درست ممکن است دشوار باشد. اغلب اوقات پیگیری کافی بعد از ارزیابی وجود ندارد و همراستا با استراتژی شرکت نیست.
۳. ارزیابی همتا Peer review
روش ارزیابی همتا بر بازخورد همکاران برای سنجش عملکرد متکی است. معمولاً اعضای تیمی که با کارمند همکاری نزدیک دارند و نقاط ضعف و قوت او را میشناسند، بازخورد را ارائه میدهند.
مزایا: همکاران بهترین درک را از نقاط ضعف و قوت یک کارمند دارند.
معایب: احساسات شخصی ممکن است با بازخورد عینی تداخل پیدا کند.
۴. ارزیابی با مقیاس رتبهبندی رفتاری (BARS)
روش مقیاس رتبهبندی رفتاری Behaviorally Anchored Rating Scale، از مجموعهای از پیش تعریفشده از استانداردهای عملکرد با رفتارهای خاص برای توصیف هر سطح عملکرد استفاده میکند. سپس عملکرد کارمند با استانداردها مقایسه و رتبهبندی میشود.
مزایا: استانداردهای شفاف، منسجم، بیطرفانه و پس از اجرا آسان برای استفاده.
معایب: پرهزینه، زمانبر و توسعه و اجرای آن پیچیده است.
یک نمونه BARS را برای شایستگی مهارت ارتباطی در زیر مشاهده میکنید.

۵. روش رتبهبندی ترسیمی
روش مقیاس رتبهبندی ترسیمی از فهرستی از رفتارهای مطلوب برای هر نقش استفاده میکند و کارکنان را در هر ویژگی ارزیابی میکند.
مزایا: آسان برای استفاده، قابل اندازهگیری و به صرفه.
معایب: ذهنی، وزندهی به اینکه کدام ویژگیها باارزشتر هستند دشوار است.
بک نمونه فرم ارزیابی به روش رتبهبندی ترسیمی را در زیر مشاهده میکنید.
۶. روش ثبت وقایع حساس
این روش بر مستندسازی دستاوردهای کلیدی کارمند در طول دورهی زمانی ارزیابی تمرکز دارد. این دستاوردها میتوانند شامل پروژههای تکمیلشده، فروش انجامشده و یا ایدههای جدید باشند.
مزایا: روشی ساده و سرراست برای مستندسازی عملکرد کارکنان.
معایب: ممکن است دستاوردهای کلیدی مهم نادیده گرفته شوند و تمرکز بیش از حد بر کمیت موجب نادیده گرفتن کیفیت شود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: بهرهوری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+۱۵راهکار برای افزایش بهرهوری
مراحل ارزیابی عملکرد کارکنان
۱. تعیین اهداف و انتظارات شفاف
اولین قدم در ارزیابی عملکرد کارکنان تعریف اهداف و انتظارات شفاف است . انتظارات و اهداف آتی خود را به صورت دقیق مطرح کنید و اجازه دهید کارمند هم انتظاراتش را طرح کند. این اهداف باید: خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و مبتنی بر زمان باشند.
مثل هدف افزایش فروش سه ماهه به میزان 10 درصد برای یک کارشناس فروش
2. تعریف شاخصهای ارزیابی عملکرد
قدم دوم تعریف شاخصهای کلیدی است که برای ما میزان تحقق اهداف مرحله قبل را آشکار میکند و به ما امکان ارزیابی کار کارکنان را میدهد، مثلا اگر هدف ما افزایش فروش است، میزان فروش برای یک فروشنده یک شاخص کلیدی عملکرد است. تعداد مشتریان جدید، تعداد خطاها، نرخ خروج کارکنان، امتیاز رضایت مشتریان، میزان آموزشهای اثربخش نمونههایی از شاخصهای کلیدی عملکرد برای مشاغل مختلف هستند.
3. برگزاری جلسه ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد
عملکرد فرد را قبل از جلسه ارزیابی کنید و با فرد در مورد هدف جلسه و خروجی آن صحبت کنید و نگرانیهای وی را برطرف نمایید. محیطی غیر رسمی که در آن تبادل نظر کامل، صریح اما دوستانه اتفاق بیفتد فراهم کنید. همه مدارک مربوط به جنبههای مثبت و منفی عملکرد فرد را جمع آوری کرده و برای آن شواهد و مصداقهای روشن داشته باشید. برای ارائه بازخورد به شکل اثر بخش در جنبههای مثبت و منفی عملکرد، چهارچوب و مدل داشته باشید.
برای آگاهی از نحوه ارائه بازخورد اثربخش، مقاله معرفی مدل IDEA در ارائه بازخورد به کارکنان را مطالعه کنید.
از فرد بخواهید خود ارزیابی از عملکرد خود، طی دوره گذشته ارائه دهد و طی جلسه فرصتی را برای بحث آزاد در خصوص عملکرد فرد و نیازهای توسعهای او فراهم کنید.
4. نتیجه گیری جلسه و تعیین اهداف بعدی
آخرین گام و مهمترین آن، تعیین اهداف جدید برای کارمند و مشخص کردن اقدامات بهبود است. تعریف کنید که آیا کارکنان برای دستیابی به اهداف جدید نیاز به آموزش دارند یا خیر؟ یک نقشه راه شفاف طراحی کنید که هر دو طرف با آن موافق باشند. همه مواردی که در جلسه مورد بحث قرار گرفته را به همراه مراحل بعدی مکتوب کرده و برای کارمند و منابع انسانی ارسال کنید.
فرم ارزیابی عملکرد
طراحی یک فرم ارزیابی عملکرد مناسب، بستر لازم برای جمعآوری اطلاعات ارزشمند را فراهم میکند. یک فرم ارزیابی عملکرد شغلی جامع شامل چندین عنصر است.
- نام کارمند
- عنوان شغلی
- تاریخ ارزیابی
- نام مدیر
- دوره ارزیابی
در بخش نقش و انتظارات در مورد اهداف و انتظارات عملکری در ابتدای دوره ارزیابی توافق میشود.
در بخش شاخصهای کلیدی عملکرد، شاخصهای ارزیابی عملکرد فرد تعریف میشود مثلا تعداد مشتریان جدید و همچنین وزن شاخص و هدف آن نیز مشخص میشود.
در نهایت در پایان دوره ارزیابی عملکرد واقعی فرد در فرم درج میشود و میزان تحقق هر هدف در ستون درصد امتیاز کسب شده ثبت میشود و بر روی اقدامات بهبود عملکرد نیز توافق میشود.
یک نمونه فرم ارزیابی عملکرد را در شکل زیر مشاهده میکنید.

یک نمونه فرم ارزیابی عملکرد از فایل زیر قابل دانلود است.
نمونههای ارزیابی عملکرد
بیایید چند نمونه مثبت و منفی از ارزیابی عملکرد را بررسی کنیم.
وقتشناسی
مثبت: کارمند به طور مداوم سر وقت به محل کار میرسد، تمام پروژهها را قبل از موعد یا سر موعد تحویل میدهد و در تمام جلسات الزامی به موقع شرکت میکند.
منفی: کارمند اغلب با تأخیر به سر کار میرسد و اغلب پروژهها را بعد از مهلت تعیینشده تحویل میدهد.
مسئولیتپذیری
مثبت: صرف نظر از اینکه نتیجه خوب باشد یا بد، کارمند همیشه پیشقدم میشود و مسئولیت سهم خود را در پروژه میپذیرد.
منفی: کارمند از پذیرش مسئولیت اعمال خود کوتاهی میکند. تمایل دارد که تقصیر را به گردن دیگران بیندازد.
ارتباطات
مثبت: کارمند دارای مهارتهای ارتباطی عالی است. همیشه قبل از پایان مکالمه اطمینان حاصل میکند که درک یکسان از گفتگو اتفاق افتاده است.
منفی: کارمند دارای مهارتهای ارتباطی ضعیفی است. همکاران و مشتریان اغلب در درک پیام مورد نظر مشکل دارند و سردرگمی ایجاد میشود.
جوانا کمپر مربی توسعه رهبری میگوید که مدیران هنگام ارائه بازخورد، باید اطمینان حاصل کنند که بازخورد بر اساس نمونههای خاص و الگوی رفتاری مداوم باشد. کمپر در پایان نتیجه میگیرد: «در نهایت، ارزیابیهای عملکرد نباید منجر به شگفتی باشد و همه اینها باید حاصل یک گفتگوی مداوم در طول سال باشد.»
جمعبندی
ارزیابی عملکرد کارکنان فراتر از یک کار تشریفاتی است. این ارزیابیها اطلاعات ارزشمندی در مورد عملکرد کارکنان ارائه میدهند که به تصمیمگیرندگان اجازه میدهد تا نحوه تخصیص منابع، پاداش، افزایش حقوق و ارتقاء شغلی را تعیین کنند. این اطلاعات همچنین برای درک زمینههایی که به خوبی کار میکنند و زمینههایی که نیاز به بهبود دارند، بسیار مهم است.
واحد منابع انسانی باید فرآیندهای ارزیابی عملکرد جامع را ایجاد و طراحی کنند که به شرکتها امکان دهد از اطلاعات به دست آمده بهترین استفاده را ببرند. به این ترتیب، آنها به شرکت برای تسهیل رشد کارکنان، تصمیمگیری بهتر و در نهایت، ارتقای عملکرد سازمان کمک میکنند.
اگر در حال حاضر در حوزه مدیریت عملکرد مشغول به کار هستید و یا آینده حرفهای خود را در این حوزه ترسیم کردهاید دوره آموزشی مدیریت عملکرد کارکنان به شما دانش و مهارت لازم برای ایفای نقش به عنوان متخصص مدیریت عملکرد را میدهد.
منابع
https://www.aihr.com/blog/performance-appraisal/
دانش و تجربیات شخصی نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی

