انواع سوالات در کوچینگ + نمونه
مهارت پرسشگری و توانایی پرسیدن سوالات موثر برای کوچینگ امری ضروری است. زیرا به شما کمک میکند تا اهداف، چالشها، نقاط قوت و فرصتهای مخاطب خود را کشف کنید. با پرسیدن سوالات درست، میتوانید یادگیری را تسهیل و بینش، اعتماد و ارتباط را تقویت کنید. پرسشگری میتواند ابزار قدرتمندی در کوچینگ باشد، اما اثربخشی آن بستگی به مهارت کوچ در به کارگیری آن دارد. لذا پرسشگری با مهارت گوش دادن، حضور، درک و پاسخ در هم آمیخته است.
در این مقاله، انواع سؤالات مورد استفاده در کوچینگ را بررسی خواهیم کرد و نمونههایی از هر دسته سوالات را ارائه خواهیم داد.
انواع سوالات در کوچینگ
1- سوالات باز- Open-ended questions
سؤالات باز سؤالاتی هستند که شما را به توضیح، تأمل و به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات خود دعوت میکنند. آنها معمولا با کلماتی مانند “چه”، “چگونه”، “چرا”، “کی”، “کجا”، “چه کسی” شروع میشوند. سوالات باز برای ایجاد رابطه، کشف اهداف و انگیزهها و تحریک خلاقیت و حل مسئله مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید:
“نتیجه مورد نظر شما از این جلسه مربیگری چیست؟” یا “در مورد بازخوردی که دریافت کردید چه احساسی دارید؟” یا ” موفقیت از نظر شما چگونه به نظر میرسد؟ ”
این سوالات به مخاطب این امکان را میدهد که چشمانداز خود را تعریف و به کاوش خود کمک کند.
2- سوالات بسته – Closed-ended questions
سؤالات بسته سؤالاتی هستند که پاسخهای خاص و معمولاً مختصر مانند بله، خیر و جزئیات کوتاهی را به همراه دارند. سوالات بسته برای بررسی تفاهم، تایید، توافق و شفافسازی اطلاعات مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید:
” آیا با این برنامه عمل موافق هستید؟” یا ” آیا چیز دیگری وجود دارد که باید بدانید؟” یا ” آیا به هدف خود در این سه ماهه رسیدید؟ ”
این نوع سوال میتواند اطلاعات سریعی را ارائه دهد و برای دستیابی به حقایق یک موقعیت مفید باشد. اما استفاده بیش از حد میتواند جریان گفتگو را محدود کند.
3- سوالات کاوشگر- Probing questions
پرسشهای کاوشگر ابزار قدرتمندی در مکالمات کوچینگ هستند، زیرا کمک میکنند تا بینش عمیقتری نسبت به افکار، باورها، احساسات و انگیزههای مخاطب کسب کنند. آنها معمولاً یک سؤال باز یا بسته را دنبال میکنند و مخاطب شما را برای توضیح، توجیه یا ارزیابی اظهارات خود به چالش میکشد. سؤالات کاوشگر برای افزایش آگاهی، آزمون اعتبار و تشویق تفکر انتقادی مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید: “چرا اینطور فکر میکنی؟” یا “چه مدرکی برای آن دارید؟” “در مورد آن بیشتر بگویید.” ، ” میشه مثال خاصی برام بزنی؟”
4- سوالات مقیاس/ رتبهبندی – Scaling questions
پرسشهای مقیاسبندی آنهایی هستند که از مخاطب میخواهند چیزی را در مقیاس عددی رتبهبندی کنند. آنها معمولاً با کلماتی مانند مقیاس یا چقدر شروع میشوند. سوالات مقیاسبندی برای اندازهگیری تغییرات، تعیین اهداف و شناسایی شکافها و فرصتها مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید: “در مقیاس 1 تا 10، چقدر به مهارتهای ارائه خود اطمینان دارید؟” یا “چقدر احتمال دارد که این بازخورد را اجرا کنید؟”

5- سوالات انعکاسی – Reflective questions
پرسشهای انعکاسی آنهایی هستند که گفتههای مخاطب را مجدداً بیان یا بازنویسی میکنند و از آنها دعوت میکنند تا درک شما را تأیید یا تصحیح کنند. آنها معمولاً با کلماتی مانند “یعنی شما” یا “به عبارت دیگر” شروع میشوند. سوالات انعکاسی برای نشان دادن گوش دادن فعال، همدلی و خلاصه کردن نکات کلیدی مفید هستند.
به عنوان مثال، میتوانید از مخاطب خود بپرسید: “پس، از عدم ارتباط در تیم خود احساس ناامیدی میکنید؟” یا “به عبارت دیگر، میخواهید مهارتهای تفکر استراتژیک خود را توسعه دهید؟”
6- سوالات فرضی- Hypothetical Questions
سوالات فرضی موقعیتهای خیالی را به مخاطب ارائه میدهند و خلاقیت و تواناییهای حل مسئله مخاطب را به چالش میکشند و اغلب به عنوان بستری برای بررسی پاسخهای بالقوه به سناریوهای آینده عمل میکنند.
به عنوان مثال، “تصور کنید سود شرکت شما در سه ماهه آینده دو برابر شود” با منابع اضافی چه میکنید؟
7- سوالات پیشرو – Leading Questions
سؤالات پیشرو آنهایی هستند که پاسخ مورد نظر یا مورد انتظار را پیشنهاد میکنند، یا سؤالاتی هستند که حاوی اطلاعاتی هستند که سؤالکننده میخواهد تأیید یا تأکید کند.
به عنوان مثال، “آیا فکر نمیکنید باید وظایف بیشتری را به تیم خود محول کنید؟” یا “با توجه به مهلت و بودجه فشرده چقدر از نتایج پروژه راضی هستید؟”
این سؤالات به این دلیل پیشرو هستند که مستلزم قضاوت، ترجیح یا جهتی هستند که سؤال کننده مایل است مخاطب با آن موافقت کند یا از آن پیروی کند. با این حال، این دسته از سؤالات میتوانند در مکالمات مربیگری مضر باشند، زیرا میتوانند استقلال مخاطب، مالکیت انتخابها و اقدامات خود را کاهش دهند، در صورت احساس فشار مقاومت یا حالت تدافعی ایجاد کنند و از کشف دیدگاهها یا احتمالات دیگر دلسرد شوند.
8- سوالات بازنویسی/نقل قول – Questions Paraphrasing
بازنویسی / نقل قول هنر انعکاس “ماهیت” آنچه گفته میشود و بیان دوباره آن با استفاده از کلمات خود مربی و بدون تغییر منبع یا قصد اصلی کلمات مخاطب است. بازنویسی واقعاً به مخاطب کمک میکند تا بداند که واقعاً شنیده شده است. خلاصه کردن، بازی کردن با کلمات خودشان است و وقتی خوب انجام شود، همدلی و اعتماد را افزایش میدهد. به عنوان مثال، “به طور خلاصه من از صحبتهای تو متوجه این دو نکته (ذکر نکات) شدم آیا درست شنیدم؟”
این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مدل GROW در کوچینگ (+فیلم)
چه چیزی یک سوال را قدرتمند میکند؟
یک سؤال قدرتمند در کوچینگ، سؤالی است که تفکر را برانگیزد، درک عمیقتری را ایجاد کند، خودیابی را ترویج کند و در نهایت بتواند به بینشها و اقدامات متحول کننده منجر شود.
یک سؤال قدرتمند معمولاً با ویژگیهای زیر مشخص میشود:
پایان باز
سؤالات قدرتمند با پایان باز هستند و از مخاطب دعوت میکنند تا افکار، احساسات و ایدههای خود را به طور گستردهتری بررسی و بیان کند. آنها بیش از یک پاسخ ساده “بله” یا “خیر” را میطلبند.
تمرکز بر مخاطب
سؤالات قدرتمند برای مخاطب و موقعیت منحصر به فرد آنها تنظیم میشود. آنها عمومی نیستند. در عوض، آنها با تجارب، چالشها و آرزوهای مخاطب طنین انداز میشوند.
به چالش کشیدن باورهای موجود
سؤالات قدرتمند اغلب باورها یا دیدگاههای فعلی مخاطب را به چالش میکشند. آنها مخاطبین را دعوت میکنند تا مسائل را در یک مسیر جدید بررسی کنند، که میتواند منجر به پیشرفتهایی در درک و تغییر در ذهنیت شود.
ترویج دروننگری
یک سوال قدرتمند دروننگری و خود اندیشی را تشویق میکند و به مخاطب این فرصت را میدهد تا دنیای درونی خود را کشف کند و خودآگاهی عمیقتری به دست آورد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: تلههای پرسشگری در کوچینگ
آیندهنگر
در حالی که سؤالات قدرتمند میتوانند به گذشته و حال بپردازند، اغلب به سمت آینده گرایش دارند. آنها الهام بخش مخاطب میشوند تا احتمالات را تصور کند، اقدامات بالقوه را بررسی کند و تأثیر انتخابهای مختلف را در نظر بگیرد.
تشویق به عمل
سوالات قدرتمند فقط تفکر را تقویت نمیکند. آنها عمل را تحریک میکنند. آنها مخاطب را تشویق میکند تا در جهت اهداف خود گام بردارند، تغییراتی ایجاد کنند یا به چالشها رسیدگی کنند.
سادگی
با وجود عمق، سؤالات قدرتمند اغلب ساده و سرراست هستند. بهترین سوالات از اصطلاحات و پیچیدگی دوری میکنند و مخاطب راحتتر با سؤال درگیر میشود و پاسخ آنها را بررسی میکند.
محترمانه
در نهایت، سؤالات قدرتمند نسبت به احساسات و مرزهای مخاطب محترمانه و حساس هستند. آنها به چالش می کشند اما مخاطب را ناراحت نمیکند.
بنابراین، آنچه که یک سؤال را قدرتمند میکند، توانایی آن در برانگیختن تفکر عمیق، برانگیختن احساسات، تحریک عمل و در نهایت کمک به سفر مخاطب به سمت اهداف و خودسازی است.
چطور مهارت پرسشگری را تقویت کنیم؟
تسلط بر هنر پرسشگری یک سفر مداوم است که فراتر از درک انواع سؤالات مختلف است. این فرآیندی است که با فرآیند کلی کوچینگ در هم آمیخته است. گوش دادن فعال نقش حیاتی در فرمول بندی سوالات موثر دارد. با حضور کامل و هماهنگی کامل با پیامهای گفتاری و ناگفته مخاطب، مربیان میتوانند سوالات دقیقتر و شخصیسازیشدهای را مطرح کنند که با موقعیت و نیازهای منحصربهفرد مخاطب همخوانی دارد. به همان اندازه همدلی و هوش هیجانی در پرسشگری مهم است. توانایی مربی در درک و به اشتراک گذاشتن احساسات مخاطب نه تنها نوع سؤالاتی را که میپرسند، بلکه بر نحوه درک و دریافت این سؤالات نیز تأثیر میگذارد. استراتژیهای اصلاح تکنیکهای پرسشگری میتواند شامل تمرین قالببندی مجدد، استفاده مؤثر از سکوت، و انواع مختلف سؤال باشد.
جمع بندی و نکات پایانی
پرسشگری مؤثر این پتانسیل را دارد که تغییرات عمیقی را در زندگی مخاطب ایجاد کند و منجر به درک عمیق از خود، ارتقاء رشد و تحول شخصی شود. همانطور که مخاطب به سوالاتی پاسخ میدهد که دیدگاهها و مفروضات آنها را به چالش میکشد، بینشهای جدیدی ایجاد میکند و احتمالاً باورهای قبلی را زیر سوال میبرند. چنین کاوشی میتواند باعث رشد، یادگیری و تحول شود.
در نهایت، پرسشگری مؤثر میتواند تواناییهای حل مسئله و تصمیمگیری مخاطب را افزایش دهد. از طریق درگیر شدن با انواع مختلف سوالات، مخاطبین یاد میگیرند که مسائل را از زوایای مختلف ببینند، گزینههای مختلف را ارزیابی کنند و تصمیمات آگاهانه بگیرند و به عبارتی هدف نهایی سوالات این است که به مخاطب کمک کند دوباره فکر کند.
منابع :
https://www.animascoaching.com/blog/the-art-of-questioning-in-coaching/
https://www.linkedin.com/advice/3/what-most-important-questioning-skills
https://www.linkedin.com/pulse/probing-question-coaching-tool-chandan-patary
https://www.linkedin.com/advice/1/how-can-you-avoid-asking-leading-questions
https://coachadvancement.com/reflecting-summarising-and-paraphrasing/
نویسنده: تینا خیاطان
نگهداشت کارکنان با 10 استراتژی برتر
استخدام و نگهداشت کارکنان دو روی یک سکهاند، این دو یکدیگر را کامل میکنند به خصوص در محیط کار امروز که 75 درصد از کارفرمایان گزارش دادهاند که در پر کردن موقعیتهای شغلی کسب و کار خود با مشکل مواجه هستند.
نگهداشت کارکنان چالشی جدی است که بیشتر شرکتهای معتبر دنیا با آن رو به رو هستند. نگهداشت کارکنان نقطه مقابل ترک کار است.
اکنون بیش از هر زمان دیگری، سازمانها باید تمام تلاش خود را برای محافظت از ارزشمندترین دارایی خود، که همان کارکنان هستند، انجام دهند.
در این مقاله بررسی میکنیم که چرا نگهداشت کارکنان اهمیت داشته و 10 استراتژی برتر نگهداشت کارکنان را پیشنهاد میدهیم.
چرا نگهداشت کارکنان اهمیت دارد
از دست دادن کارکنان بسیار هزینهبر است که البته این هزینه صرفا هزینههای مالی نیست! به این دلیل است که سرمایهگذاری کردن در مجموعهای از سیاستها، استراتژیها و روشهایی اثبات شده، به منظور نگهداشت بهترین کارکنان در سازمان و کاهش نرخ خروج ایشان از اهمیت بالایی برخوردار است.
بیایید با جزئیات بیشتر به بررسی اینکه چرا نگهداشت کارکنان با اهمیت است بپردازیم.
صرفهجویی و مدیریت هزینهها
جایگزینی یک کارمند میتواند بین یک سوم تا دو برابر حقوق سالانه آنها هزینه داشته باشد که شامل هزینههای متنوعی اعم از فرایند استخدام و آموزش فرد جدید میشود.
روحیه بهتر در فعالیتهای تیمی
زمانیکه یکی از کارکنان سازمان را ترک میکند، عموما تا پیدا کردن جایگزین دقیق و مناسب برای وی چند ماه طول میکشد و در این فاصله بقیه اعضای تیم مجبور به تحمل حجم کاری برجای مانده از وی خواهند بود که این موضوع میتواند علاوه بر افزایش فشار کاری و استرس، تأثیر منفی بر عملکرد و روحیه سایر اعضای تیم داشته و حتی ممکن است منجر به استعفای بیشتری در تیم شود.
افزایش رقابتپذیری
فراهم آوردن فرصتهایی برای توسعه و رشد کارکنان یک استراتژی موثر برای نگهداشت کارکنان است که اغلب به شایستگیهای بزرگتر منجر و میتواند به شرکت مزیت رقابتی بخشد.
رشد پایدار و مستمر کسب و کار
برخورداری از نرخ بالای آمار نگهداشت کارکنان به این معنی است که شما کمتر به استخدام کارمندان جدید برای پر کردن جای خالی نیازمند و متکی خواهید بود و میتواند منجر به کسب و کار پایدارتر و رشد بلندمدت شود.
همکاری بهینه
هر چه مدت ماندگاری کارکنان در سازمان بیشتر باشد، منجر به آشنا شدن بیشتر آنها با خط مشیها و شیوههای کاری سازمان میشود و این امر باعث بهبود روند همکاری بین کارکنان و کمک به آنها برای دست یافتن به اهداف مشترک میشود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ده روش برای افزایش انگیزه در کارکنان
بهترین استراتژیهای نگهداشت کارکنان چیست؟
استراتژیهای زیادی برای نگهداشت کارمندان وجود دارد که در ادامه بررسی میکنیم.
1- از جذب و استخدام شروع کنید
نگهداشت کارکنان از فرایند جذب و استخدام آغاز میشود. پس لازم است اطمینان حاصل کنید که از برند کارفرمایی قوی برخوردارید که منجر به جذب کاندیداهای مناسب به سازمان شما میشود. همچنین لازم است تا از یک قیف استراتژیک استخدامی مناسب برخوردار باشید و مطمئن شوید افرادی را استخدام میکنید که از مهارتها، ویژگیها و ارزشهای همگونی با سازمان شما برخوردارند. به همان اندازه مهم است که در مرحله استخدام در مورد فرهنگ کاری سازمان و نقش خاص مورد نظر شفاف باشید. (پرهیز از دروغگویی یا عدم شفافیت و مبالغه نسبت به آنچه در واقع در سازمان در حال رویدادن است.)
2- مرحله آنبوردینگ کارکنان خود را تقویت نمایید
تحقیقات انجام شده توسط گروه براندون هال نشان داده که حضور قوی و آنبوردینگ مناسب کارکنان میتواند نگهداشت کارکنان را تا 82 درصد افزایش دهد. همچنین شرکتهای بزرگ تا 16 درصد از کارکنان جدید خود را در شش ماه اول از دست میدهند. بنابراین برخورداری از یک فرآیند آنبوردینگ مناسب و ساختارمند، گامی کلیدی برای به حداقل رساندن ریزش استخدامهای جدید و حفظ استعدادهای برتری است که بر روی جذب آنها سرمایهگذاری زیادی کردهاید.
فرآیند آنبوردینگ سازمانی به محض اینکه کارمند شما نامه پیشنهاد شغلی خود را امضا نمود، آغاز میشود و تنها زمانی پایان مییابد که بتواند به طور مستقل نقش خود را انجام دهد. بنابراین ضروری است که تمام مراحل کلیدی فرآیند آنبوردینگ را در نظر بگیرید. گامهایی چون پیش بینیهای لازم قبل از آغاز آنبوردینگ، روز اول، هفته اول، 90 روز آغازین و پایان سال اول.
3- پیشنهاد برنامهی همکاری منعطف
بعد از همهگیری کرونا، کارکنان شروع به تعریف مجدد اولویتهای خود نمودند و بسیاری از کارکنان اکنون روشهای کار از راه دور یا انعطافپذیر را ارزشمندتر قلمداد مینمایند.
یک نظرسنجی ADP در سال 2022 نشان داد که 64 درصد از آمریکاییهای مورد بررسی قرار گرفته اگر مجبور به بازگشت تمام وقت به دفتر و محل کار خود شوند، ترجیح میدهند تا به دنبال شغل جدیدی باشند.
بهرهمندی از سایر روشهای کاری مانند دورکاری، کار ترکیبی، پاره وقت، کار اشتراکی و گزینهی هفته کاری فشرده، همگی میتوانند رضایت کارکنان را بدون آسیب رساندن به عملکرد، تا حد زیادی افزایش دهند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: دورکاری: فرصتها و چالشها + دانلود گزارش
4- ارائه و پیشنهاد ارزش پبشنهادی قانع کننده
ارزش پیشنهادی کارفرما (EVP)، پیشنهاد منحصر به فردیست که از جانب کسب و کار به کارکنان ارائه میشود. یک EVP قانع کننده از عناصر مهمی از جمله مزایا، فرصتهای رشد، تعادل بین کار و زندگی و فرهنگ سازمانی بالغ برخورداراست. پس مهم است که با ارائه و خلق یک پیشنهاد جذاب برای کارکنان، موفق به متمایز شدن از سایر رقبای خود در این زمینه شوید.
EVP پاسخ به این سوال کلیدی است “چرا یک کارمند باید با ما و در کسب و کارمان بماند؟”
EVP میتواند شامل یک پیشنهاد کار کاملاً از راه دور برای کارمندان، یا برخورداری از روزهای تعطیل نامحدود، یک برنامه بازنشستگی جذاب، مزایای خاص، یا امکان و زمان کار منعطف و شناور باشد.
در این گزینههای پیشنهادی، توجه کنید که چه مواردی با ارزشهای شما همخوانی داشته و همراستاست و سپس برای ارائه آن در عمل اقدام مناسب داشته باشید.

5- تمرکز بر توسعه و مسیر شغلی کارکنان
به گفته McKinsey & Company، مهمترین دلیلی که کارمندان، شغل خود را ترک کردند، فقدان توسعه حرفهای و فرصتهای پیشرفت بوده است. همچنین گزارشی توسط LinkedIn بیان میکند که 94 درصد از کارمندان مایلند در صورت سرمایهگذاری سازمان در زمینه توسعه شغلی و سازمانی ایشان، مدت بیشتری در سازمان بمانند.
به طور طبیعی، تنها زمانی باید روی آموزش سرمایهگذاری کنید که به شما در دستیابی به یک هدف سازمانی کمک کند، البته آموزش باعث بهبود و افزایش بهرهوری، عملکرد، میزان تعلق، نرخ رضایت و همچنین نرخ نگهداشت نیز میشود. فراهم کردن فرصتهایی برای رشد و توسعه بیشتر به کارکنان کمک میکند تا احساس ارزشمندی کنند و آینده را در کنار شما ببینند.
برای مثال، هیلتون (هتلهای زنجیرهای) تلاش داشت که از طریق آموزشهایی در زمینه مهارتهای نرم به نام پاسپورت موفقیت، با کمبود مهارتهای کارکنان جدید خود مقابله کند. هدف از این آموزشها کمک به کارکنان در مدیریت مشکلات مهمانان با همدلی بیشتر و در عین حال حرفهای بودن در کار بود. یک نظرسنجی اخیر از سرپرستان نشان داد که 96٪ از اعضایی از تیم هیلتون که آموزش مذکور را سپری کرده بودند، پس از شش ماه در سازمان باقی ماندند و 40٪ از ایشان نیز ارتقا یافتند.
6- در اولویت قراردادن رفاه کلی کارکنان
موضوع تعادل بین کار و زندگی در حال حاضر موضوع پرمخاطب و معتبری در حوزه منابع انسانی است و به دنبال همهگیری کرونا، کارکنان اهمیت بیشتری برای رفاه کلی خود قائل هستند و برای تعادل سالمتر در همه زمینههای زندگی خود تلاش میکنند. بسیاری از کارکنان در تلاش برای دستیابی به نقشهای پاره وقت هستند یا ترجیح میدهند برای سازمانهایی کار کنند که رفاه آنها را در اولویت قرار میدهند و به دنبال کار در محیط کاری که حجم کاری سنگین است و ضرب الاجلهای غیرممکن باید به هر قیمتی رعایت شود، نیستند.
در حالی که گزینههایی مثل دورکاری میتواند به ایجاد تعادل بهتر بین کار و زندگی کمک کنند، همچنان دستیابی به این مفهوم (تعادل بین کار و زندگی) مادامیکه کارکنان کار زیادی داشته و ساعات کافی در روز برای تکمیل و انجام آن نداشته باشند و یا فعالانه تشویق شوند که به تماسهای تلفنی یا ارتباطات ایمیلی خارج از زمان اداری یا حتی در تعطیلات خود پاسخگو باشند، موضوع دشواری خواهد بود.
مدیران باید تلاش کنند که به طور منظم و مستمر تیم خود را بررسی کنند و مطمئن شوند که میتوانند حجم کاری خود را مدیریت کنند. جلسات غیرضروری و فرایندهای دفتری و پیش پا افتاده نیز باید حذف شوند تا کارمندان بتوانند تمرکز خود را بر روی مهمترین وظایف خود بگذارند که به پیشبرد کسب و کار کمک میکند. مهم است که توجه داشته باشیم که رفاه کامل فقط به سلامت جسمانی مربوط نمیشود، بلکه به رفاه روانی، اجتماعی، مالی و شغلی کارکنان نیز مربوط میشود.
SAS دریافته است که سرمایهگذاریهایی که در سلامت و رفاه کارکنان انجام دادهاند به نرخ ریزش و خروج بسیار پایین کارکنان منجر شده است (حدود 4٪) در حالی که میانگین آن در صنعت 15٪ است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: دانلود پرسشنامه ارزیابی تعادل کار و زندگی
7- پکیج جبران خدمات و مزایای منصفانه ارائه دهید
در حالی که کارمندان مختلف برای چیزهای مختلف در یک شغل و محل کار ارزش قائل هستند، جبران خدمات و حقوق و مزایای کارکنان جزء ضروری استراتژی نگهداشت در هر سازمان است. حتی اگر کارمندی در محل کار خود احساس ارزشمندی زیادی داشته باشد، اگر معتقد باشد که برای کاری که انجام میدهد به طور منصفانه پاداش دریافت نمیکند، احتمالاً به دنبال فرصت دیگری خواهد بود. بنابراین مهم است که ساختار پرداخت خود را شفاف کنید و یک سیاست پرداخت ساده برای جذب و نگهداشت بهترین افراد ایجاد کنید. ارزیابی منظم استانداردهای جبران خدمات و حقوق کارکنان در صنعت و برخورداری از یک استراتژی مناسب برای پاداش دادن به بهترین کارکنان، از اهمیت بالایی برخوردار است. مزایا نیز نقش مهمی دارند.
فوربس گزارش میدهد که تقریباً از هر 10 کارمند، 6 نفر بسته مزایا و جبران خدمات یک شرکت را در هنگام بررسی شغل در نظر میگیرند و مزایایی مانند حق بیمه کمتر، مراقبتهای بهداشتی، ساعات کاری انعطافپذیر و مرخصی بیشتر برای والدین اغلب میتواند در تصمیمگیری کارکنان برای ماندن در شرکت و یا جستجوی یک شغل جدید تفاوت ایجاد کند.
8- برقراری و بنیانگذاری یک سیستم مدیریت عملکرد موثر
مادامیکه که مدیریت عملکرد به درستی انجام شود، به کارکنان کمک میکند تا درک مناسبی از انتظارات داشته باشند و بتوانند برای بهبود و پیشرفت در حرفه خود تلاش کنند.
مدیریت عملکرد موثر فرصتهای یادگیری و توسعه را برای کارکنان فراهم میآورد. دستیابی به درک والاتری از نقشی که در دستیابی به اهداف سازمان ایفا میکنند و به آنها کمک میکند تا پیشرفت خود را در محل کار ببینند و بدانند که برای ارتقاء شغلی باید چه کاری انجام دهند. همچنین به آنها کمک میکند تا احساس ارزشمندی کنند، که به نوبه خود باعث افزایش تعامل میشود و گشودگی و پذیرش آنها را برای دریافت بازخورد سازنده بالا میبرد. وقتی یک کارمند بتواند مسیر شغلی خود در سازمان را به وضوح دیده و درک کند که چگونه پیشرفت میکند، احتمال ماندن او بسیار بیشتر است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل ارزیابی عملکرد کارکنان+ دانلود فرم ارزیابی
9- مشارکت کارکنان را به نحو احسن به رسمیت بشناسید
در یک نظرسنجی Gallup/Work human نشان داده شده که وقتی کارکنان احساس میکنند برای کارشان قدردانی شده و با ارزش هستند، 56 درصد کمتر به دنبال شغل جدید میگردند، با این حال تنها 18 درصد از کارکنان معتقدند سازمانشان فرهنگ مناسب قدردانی دارد.
سازمانها باید به طور فعال مدیران را تشویق کنند تا از کار اعضای تیم خود قدردانی کرده و حس ارزشمندی را خصوصا برای کسانی که در عملکرد فراتر از انتظارات هستند ایجاد نمایند.
Zappos به عنوان شرکتی معروف و مشهور شده است که همواره کارکنان خود را در اولویت قرار میدهد و این بخش مهمی از استراتژی حفظ کارمندان آن است. آنها در شناسایی کارمندان با عملکرد برتر فعال هستند و این یکی از بسیار استراتژی است که منجر به نرخ ماندگاری 85٪ در این شرکت شده است.
10- پرورش و توسعه رهبری و مدیریت قوی درسازمان
در یک نظرسنجی صورت گرفته توسط گودهایر مشخص شد که 82 درصد از افراد مورد بررسی به طور بالقوه شغل خود را به دلیل یک مدیر بد ترک میکنند!
سازمانها چه کاری میتوانند برای بهبود رهبری انجام دهند؟ در این رابطه لازم است که اطمینان حاصل کنیم که بررسی عملکرد مهارتهای مدیریتی را موشکافانه در نظر میگیریم و آموزشها و کوچینگ منظم را برای مدیران در همه سطوح ارائه و لحاظ مینماییم، خصوصا بیشتر برای کسانی که در مدیریت تازه کار هستند و اولین تجربه مدیریتی خود را سپری میکنند.
Covenant Healthcare به دنبال ارتقا و بهبود هوش هیجانی بیش از 200 رهبر با استفاده از راه حلهای مبتنی بر مهارتهای نرم بود. نتیجه این بود که رهبران شروع به استفاده از مهارتهای هوش هیجانی خود برای توسعه و مشارکت کارکنان کردند که باعث بهبود بهرهوری و اتحاد تیم شد.
جمعبندی و نکات پایانی
نگهداشت کارکنان مهم است زیرا میتواند در هزینه شما صرفه جویی کند، روحیه تیم و بقا و ماندگاری دانش در سازمان را تقویت کند، سطح رقابتپذیری شما را افزایش دهد، رشد کسب و کار را بهبود بخشد و منجر به همکاری بهتر شود.
جمعآوری بازخورد منظم از کارکنانی که میمانند و میروند، رصد کردن نرخ خروج کارکنان و سنجهها و معیارهای کلیدی در سازمان و طراحی و حفظ یک خط گفتمان باز بین کارکنان و مدیران برای تشویق به ایجاد فرهنگ اعتماد از مهمترین شیوههای عملی در راستای نگهداشت کارکنان است .
به صورت دائم مصاحبه نگهداشت برای کارکنان انجام دهید تا اطلاع یابید که کارکنان شما کار در سازمان شما را به چه دلیلی دوست دارند و زمینههای کلیدی نیازمند بهبود را شناسایی کنید و تغییرات لازم را برای بهبود نرخ نگهداشت کارکنان خود انجام دهید.
دانستن اینکه چه کسی در سازمان شما میماند و چه کسی میرود، به شما در طراحی و برخورداری از استراتژیهای حفظ قدرتمندتر کارکنان کمک میکند. به عنوان مثال، اگر متوجه شدید که عمدتاً زنان هستند که پس از یک سال شرکت شما را ترک میکنند (در حالی که مردان میمانند)، آنگاه بر اساس این شاخص میتوانید نگاه عمیقتری به نرخ ترفیع کارکنان خود در سازمان، دادههای حقوق و مزایای کارکنان و سایر دلایل بالقوه داشته باشید.
بهترین استراتژیهای نگهداشت کارکنان بر تمامی مراحل چرخه عمر کارکنان تمرکز دارد. برداشتن گامهای ساده مانند ارائه پکیج جبران خدمات و پاداش و مزایا منصفانه، فرصت همکاری با ساعات انعطافپذیر، مدیریت عملکرد، شرایط درک مناسب کارکنان و فضای رفاه کامل میتواند به شما در زمینه نگهداشت و بقای استعدادهای برتر خود کمک کند.
منبع:
https://www.aihr.com/blog/employee-retention-strategies/
ترجمه: علیرضا خردمندان
معرفی مدلهای مدیریت منابع انسانی
واحد مدیریت منابع انسانی باید عملکرد خوبی داشته باشد تا ارزش واقعی برای یک سازمان ایجاد کند. مدلهای مدیریت منابع انسانی به تعریف و توضیح نقش منابع انسانی در کسب و کار کمک میکنند. به بیان ساده، یک مدل منابع انسانی نمایشی انتزاعی از نحوه عملکرد بخش منابع انسانی است. وقتی متخصصان منابع انسانی نحوه عملکرد مدلهای منابع انسانی را درک میکنند و با فلسفههای برخی از چارچوبهای پرکاربرد آشنا شوند، میتوانند ساختار مدیریت منابع انسانی سازمان خود را راهاندازی کنند.
در این مقاله به معرفی مدلهای برتر و کاربردی منابع انسانی خواهیم پرداخت.
مدل مدیریت منابع انسانی چیست؟
مدلها سادهسازی واقعیت هستند. مدل مدیریت منابع انسانی، چارچوبی برای بیان نقش و جایگاه منابع انسانی در کسب و کار است که به عنوان راهنمای مدیریت منابع انسانی عمل میکند.
رهبران منابع انسانی از یک مدل مدیریت منابع انسانی در موارد زیر استفاده میکنند:
- عملکردها و فرآیندهای کلیدی منابع انسانی
- نقشها و مسئولیتهای منابع انسانی
- اصول، اهداف، استانداردها و پاسخگویی منابع انسانی
در طی زمان، مدلها و چارچوبهای مختلفی پدید آمدهاند که در ادامه 8 تا از مهمترین مدلهای مدیریت منابع انسانی را بررسی میکنیم.
معرفی انواع مدلهای مدیریت منابع انسانی
1. مدل اولریش
مدل اولریش که در کتاب قهرمانان منابع انسانی دیوید اولریش در سال 1996 پیشنهاد شد، چهار نقش کلیدی را که منابع انسانی باید بر عهده بگیرد بیان میکند. این نقشها عبارتند از:
- متخصص اداری: با نظارت بر فرآیندها و استراتژیهای منابع انسانی برای مدیریت افراد، عملیات داخلی را مدیریت میکند.
- حامی کارکنان: شایستگیهای نیروی کار و سطوح مشارکت کارکنان را برای بهبود بهرهوری مدیریت میکند. بر حفظ یک رابطه سالم کارفرما و کارمند تمرکز میکند.
- عامل تغییر: با مدیران و کارمندان همکاری میکند تا اقداماتی را راه اندازی کند که فرهنگ شرکت را تقویت کرده و کسب و کار را ارتقا دهد.
- شریک استراتژیک: استراتژیهای منابع انسانی را با اهداف تجاری شرکت هماهنگ میکند.

این مدل به مدل شریک تجاری منابع انسانی اولریش نیز معروف شده است. این چهار نقش نباید عناوین شغلی خاصی باشند و متخصصان منابع انسانی میتوانند یک یا چند نقش را در محدوده مسئولیت خود بر عهده بگیرند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: بهرهوری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+15راهکار برای افزایش بهرهوری
2. مدل علّی استاندارد مدیریت منابع انسانی
مدل علّی استاندارد مدیریت منابع انسانی از بسیاری از مدلهای مشابه که در دهههای 90 و اوایل دهه 2000 منتشر شد، مشتق شده است. بر اساس این مدل، منابع انسانی تنها زمانی مؤثر خواهد بود که استراتژی آن با استراتژی کسب و کار همسو باشد.
این مدل یک زنجیره علّی از چگونگی تأثیر فرآیندهای منابع انسانی بر سازمان را نشان میدهد. این زنجیره با استراتژی تجاری کلی شرکت شروع میشود که بر استراتژی و فرآیندهای منابع انسانی تأثیر میگذارد و با بهبود عملکرد تجاری به پایان میرسد.
به عنوان مثال، شیوههای استخدام، آموزش، ارزیابی عملکرد و پاداش میتواند به نتایجی مانند تعهد، خروجی با کیفیت و مشارکت منجر شود. این نتایج منجر به بهبود عملکرد داخلی میشود که به نوبه خود بر عملکرد مالی (به عنوان مثال، سود، گردش مالی، حاشیه بهتر و بازگشت سرمایه) تأثیر میگذارد.
این چارچوب منابع انسانی همچنین نشان میدهد که روابط در مدل همیشه یک طرفه نیستند. برخی از شیوهها و اقدامات منابع انسانی میتوانند مستقیماً به بهبود عملکرد داخلی منجر شوند. به عنوان مثال، آموزش خوب میتواند مستقیماً منجر به عملکرد بهتر شود بدون اینکه لزوماً بر نتایج منابع انسانی تأثیر بگذارد.
علاوه بر این، گاهی اوقات یک عملکرد مالی قویتر منجر به سرمایهگذاری بیشتر در شیوهها و اقدامات منابع انسانی شده و نتایج بهتر منابع انسانی را محقق میکند.
3. مدل زنجیره ارزش منابع انسانی
زنجیره ارزش منابع انسانی یکی از شناخته شدهترین مدلها در مدیریت منابع انسانی است. این مدل نتیجه کار Paauwe و Richardson در سال 1997 است.
با توجه به زنجیره ارزش منابع انسانی، هر کاری که منابع انسانی انجام میدهد و اندازه گیری میکند را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
- فعالیتهای مدیریت منابع انسانی: فعالیتهای روزانه، از جمله استخدام، جبران خدمات، آموزش و برنامهریزی جانشین پروری. این فعالیتها اغلب با استفاده از شاخصهای کلیدی مدیریت منابع انسانی اندازه گیری میشوند. اینها به اصطلاح معیارهای کارایی هستند. مثلا هر چه ارزانتر استخدام کنیم و سریعتر آموزش دهیم، بهتر است.
- نتایج مدیریت منابع انسانی: اهدافی که سعی میکنیم با فعالیتهای مدیریت منابع انسانی به آنها برسیم. ما استخدام میکنیم، آموزش میدهیم، حقوق و دستمزد میدهیم. تا نتایجی مانند رضایت، انگیزه، حفظ و تعلق کارکنان را محقق کنیم.

اگر فقط بر اندازهگیری فعالیتهای مدیریت منابع انسانی تمرکز کنیم، بهطور خودکار حداکثر کردن کارایی را برای کاهش هزینهها در اولویت قرار میدهیم. با این حال، این رویکرد ممکن است بهترین نتایج دراز مدت را ایجاد نکند. ما باید بر روی اندازهگیری نتایج مدیریت منابع انسانی هم تمرکز کنیم، زیرا این به همسویی فرآیندها با اهدافمان کمک میکند.
به طور مثال در هنگام استخدام. هدف باید این باشد که بهترین فرد را در موقعیت مناسب استخدام کنیم، نه اینکه دست به کار شویم و کسی را تا جایی که میتوانیم ارزان و سریع استخدام کنیم.
هنگامی که عملکرد شرکت بالاتر باشد، فعالیتهای مدیریت منابع انسانی نیز افزایش مییابد. این موضوع به این دلیل است که شرکتهای سودآورتر معمولاً روی برنامههای منابع انسانی، از جمله نرمافزار منابع انسانی و فرصتهای تحقیق و توسعه برای افراد خود، سرمایهگذاری بیشتری میکنند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگیهای آنها (با مروری بر سایر نسلها)
4. مدل هاروارد
مدل هاروارد مدیریت منابع انسانی به مایکل بیر در سال 1984 و مشارکتهای پائو و ریچاردسون در سال 1997 نسبت داده شده است. این مدل رویکرد جامعتری به منابع انسانی دارد و سطوح مختلفی از نتایج را در بر میگیرد.

این مدل شامل پنج جزء زیر است:
- از سمت چپ، با علاقه ذینفعان شروع می شود. این ذینفعان شامل سهامداران، مدیریت، گروههای کارکنان، دولت و غیره هستند. این ذینفعان سیاستهای مدیریت منابع انسانی را تعریف میکنند.
- در عین حال، عوامل موقعیتی بر این علایق تأثیر میگذارد. عوامل موقعیتی شامل ویژگیهای نیروی کار، اتحادیهها و سایر عوامل است.
- عوامل موقعیتی و منافع ذینفعان بر سیاستهای مدیریت منابع انسانی تأثیر میگذارند که شامل فعالیتهای اصلی منابع انسانی، مانند استخدام، آموزش و سیستمهای پاداش است.
- زمانی که سیاستهای مدیریت منابع انسانی به خوبی انجام شود، منجر به نتایج مثبت مدیریت منابع انسانی نظیر حفظ کارکنان، تعهد و شایستگی میشود.
- نتایج مثبت مدیریت منابع انسانی منجر به پیامدهای بلندمدت میشود که میتواند فردی، سازمانی و اجتماعی باشند.
این مدل تیمهای منابع انسانی را هدایت میکند تا با در نظر گرفتن منافع ذینفعان و عوامل موقعیتی، سیاستهای مدیریت منابع انسانی را توسعه دهند که منجر به نتایج بهتر منابع انسانی و پیامدهای بلندمدت شود.
5. مدل گست
مدل گست در اواخر دهه 1980 و 1990 توسط دیوید گست، استاد دانشکده تجارت کینگ در بریتانیا توسعه یافت. این مدل نقش استراتژیک منابع انسانی را تعیین میکند و مدیریت منابع انسانی استراتژیک را از فعالیتهای مدیریت پرسنل سنتی متمایز میکند.
مدل گست یکی از اولین مدلهایی بود که هر دو دیدگاه “سخت” و “نرم” مدیریت منابع انسانی را در خود جای داد. این مدل همچنین تأثیر مدیریت منابع انسانی را بر عملکرد کسبوکار نشان میدهد و بر نقش حیاتی رفتار سازمانی در دستیابی به نتایج عملکرد تأکید میکند.
مدل گست، منابع انسانی را در قالب شش بعد تحلیلی مرتبط با یکدیگر که با یک استراتژی تجاری خاص همسو هستند، توصیف میکند.

فرض بر این است که مدیریت منابع انسانی با استراتژیهای خاصی شروع میشود که با اهداف تجاری همسو میشوند. این استراتژیها به نوبه خود شیوهها و سیاستهای مدیریت منابع انسانی را مشخص میکند و منجر به نتایج مدیریت منابع انسانی و رفتارهای مورد نظر کارکنان مانند تعهد و انگیزه میشود و به طور جمعی نتایج عملکرد را هدایت میکند و در نهایت منجر به نتایج مالی سازمان میشود.
6. مدل وارویک
مدل قابل توجه دیگری در حوزه مدیریت منابع انسانی، توسط محققین هندری و پتیگرو از دانشگاه وارویک در اوایل دهه 1990 ایجاد شد. این مدل، اگر چه شبیه به مدل هاروارد است، اما دیدگاه دیگری را در راستای همسویی شیوههای مدیریت منابع انسانی با زمینههای خارجی و داخلی دارد.
مدل وارویک چارچوبی برای بررسی چگونگی تأثیرپذیری مدیریت منابع انسانی از نیروهای محیطی خارجی که بر واقعیت داخلی سازمان تأثیر میگذارند، ارائه میکند.

این مدل از عناصر زیر تشکیل شده است:
- زمینه بیرونی: عوامل کلان محیطی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، قانونی، محیطی) که بر سیاستهای منابع انسانی تأثیر می گذارد.
- بافت درونی: عناصر داخلی مانند فرهنگ سازمانی، فناوری و رهبری که بر سیاست و عملکرد منابع انسانی تأثیر میگذارند و تحت تأثیر بافت بیرونی قرار خواهند گرفت.
- استراتژی کسبوکار: اهداف استراتژیک کسبوکار که تحت تأثیر بافت درونی سازمان، بر اساس زمینه بیرونی قرار میگیرد و به نوبه خود بر مدیریت منابع انسانی تأثیر میگذارد.
- محتوای مدیریت منابع انسانی: نقش، تعاریف کار و خروجیهای منابع انسانی بر اساس استراتژی کسب و کار و تحت تأثیر زمینه مدیریت منابع انسانی
- زمینه مدیریت منابع انسانی: جریان کار منابع انسانی و جنبههایی مانند سیستمهای پاداش، روابط کارکنان و سیستمهای کاری که تحت تاثیر استراتژی کسب و کار قرار دارند.
این مدل بر اهمیت مدیریت منابع انسانی استراتژیک تاکید دارد. به عبارت دیگر، منابع انسانی باید این عوامل را درک و پیشبینی کند و بتواند در پاسخ به تأثیرات آنها خود را با استراتژیهای مؤثر تجاری سازگار کند.
7. مدل شایستگی ASTD
مدل شایستگی ASTD در سال 2004 توسط انجمن توسعه استعدادها (ATD) ایجاد شد که قبلاً به عنوان انجمن آموزش و توسعه آمریکا (ASTD) شناخته میشد. از زمان آغاز به کار، دو بار بازنگری شده است که آخرین مورد در سال 2013 اتفاق افتاد.
مدل شایستگی ASTD معتقد است که رشد حرفهای سنگ بنای موفقیت شخصی و سازمانی است. در درجه اول بر پاسخ دادن به این سؤال متمرکز است: “افراد باید چه قابلیتهایی داشته باشند و چه قابلیتهایی را تقویت کنند تا به اهداف خود دست یابند و همچنین مزیت قابل توجهی به سازمان اعطا کنند؟”
این مدل برای دست اندرکاران توسعه استعداد طراحی شده است و به عنوان نقشه راهی از شایستگیهایی است که یک فرد برای موفقیت در حرفه خود باید ایجاد کنند. این شایستگیها در دو بخش «صلاحیتهای بنیادی» و «حوزههای تخصص» (AOEs) دستهبندی میشوند.
بر اساس این مدل، متخصصان آموزش و توسعه باید هر دوی این شایستگیها را در سیستمهای منابع انسانی خود ادغام کنند تا به طور کارآمد عمل کنند و در هزینههای آموزشی صرفه جویی کنند.
8. مدل 5Ps
مدل 5Ps که در سال 1992 توسط Randall Schuler، رهبر مشهور منابع انسانی و استاد دانشگاه توسعه یافت، بر 5 عامل کلیدی که یک سازمان را هدایت میکنند، تأکید میکند. این پنج عامل عبارتند از:
- هدف: چشم انداز، مأموریت و اهداف کلان سازمان.
- اصول: قواعد بنیادی هستند که ارزشها و فرهنگ سازمانی بر آن استوار است.
- فرآیندها: عملیات روزانهای هستند که به منظور برآوردن نیازهای کسب و کار انجام می شوند.
- افراد: این جنبه به نحوه مشارکت افراد در سازمان میپردازد.
- عملکرد: شامل شاخصهای کلیدی عملکرد و سایر معیارها برای اندازهگیری عملکرد کارکنان، اهداف سازمانی و سایر عملکردهای تجاری است.

بر اساس این مدل، 5 P بر یکدیگر تأثیر میگذارند و متخصصان منابع انسانی باید برای همسوسازی آنها تلاش کنند.
این مقاله را نیز مطالعه کنید: چک لیست عارضه یابی و ارزیابی وضع موجود مدیریت منابع انسانی
انتخاب مدل منابع انسانی
هر سازمان، نیروی کار و تیم منابع انسانی منحصر به فرد است و نیازها و اهداف متفاوتی دارد. هنگام انتخاب مدل مناسب مدیریت منابع انسانی برای کسب و کار خود، چندین فاکتور وجود دارد که باید در نظر بگیرید:
- استراتژی کسب و کار: استراتژی کسب و کار شما باید نقطه شروعی باشد که در نظر بگیرید کدام مدل منابع انسانی تلاش شما را به بهترین شکل هدایت می کند.
- طراحی و ساختار سازمانی: طراحی، اندازه و ساختار سازمان شما میتواند تأثیر بگذارد که کدام مدل منابع انسانی مؤثرترین است.
- صنعت و رقابت: ویژگیهای صنعتی که شما آن را اداره میکنید و همچنین چشمانداز رقابتی، نقش مهمی در طراحی موقعیت منابع انسانی در کسبوکار دارند.
- قابلیتهای تیم منابع انسانی: هنگام مقایسه مدلهای مختلف مدیریت منابع انسانی، باید قابلیتهای تیم منابع انسانی خود را در نظر بگیرید و مطمئن شوید که آنها مهارتها و منابع لازم را برای ارائه مؤثر خدمات منابع انسانی دارند.
- مقرون به صرفه بودن: کدام یک از مدل های منابع انسانی بازده سرمایه گذاری خوبی را برای سازمان شما فراهم می کند؟ شما باید نگاهی به هزینه خدمات منابع انسانی در رابطه با تأثیر آنها بر عملکرد و نتیجه سازمان بیندازید.
نکته پایانی در مورد مدلهای منابع انسانی
آشنایی با این تئوریها و مدلهای منابع انسانی دانش شما را گسترش میدهد و میتواند به شما کمک کند تا در نقش و تیم خود مشارکت بیشتری داشته باشید. با این حال، درک این نکته مهم است که مدلها سادهسازی واقعیت هستند و نمیتوانند تصویر کاملی از نحوه عملکرد منابع انسانی را ترسیم کنند.
علاوه بر این، هیچ مدل منابع انسانی ایده آلی وجود ندارد. هر سازمان و نیروی کاری ترکیب و نیازهای متفاوتی دارد. هیچ رویکردی برای همه وجود ندارد. آزمایش کنید و ببینید کدام مدل برای شما کار میکند. قبل از اینکه بهترین مدل منابع انسانی را برای اهداف و نتایج دلخواه خود کشف کنید، ممکن است کمی زمان نیاز باشد.
منابع:
https://www.aihr.com/blog/human-resources-models/
https://www.selectsoftwarereviews.com/blog/top-10-hr-models
تهیه و ترجمه: مسعود شکری
بهرهوری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+15راهکار برای افزایش بهرهوری
احتمالا فیلم Cast Away یا دور افتاده با بازی تام هنکس را دیدهاید. تام هنکس بر اثر سقوط هواپیما در وسط اقیانوس در یک جزیره دور افتاده گیر میافتد و تمام تلاش خود را میکند تا در آن شرایط زنده بماند، او شروع میکند با کمترین تجهیزات، نمادهای بصری برای نجات خود بسازد. این که وی تلاش میکند از کمترین منابع و وسایل موجود در جزیره زنده بماند و نجات پیدا کند بهرهوری است.
در حال حاضر افزایش بهرهوری در محل کار یکی از اصلیترین چالشهای سازمانها است، سازمانها در تلاش هستند تا از راههای مختلف بهرهوری را در محل کار افزایش دهند تا افراد 100 درصد توان خود را بگذارند. بر کسی پوشیده نیست که هرچه نیروی کار کارآمدتر باشد شرکت موفقتر خواهد بود. کارمندان مولد بر روی موارد درست در زمان درست تاثیر خواهند گذاشت و زمان کمی را برای رسیدن به اهداف سازمانی و فردی هدر خواهند داد.
در این مقاله به صورت کامل درباره مفهوم بهرهوری کارکنان صحبت خواهیم کرد. بعد از مطالعه این مقاله برای شما شفاف میشود مفهوم بهرهوری چیست و خواهید دانست چگونه بهرهوری کارکنان را محاسبه کنید. همچنین 15 راهکار عملیاتی برای افزایش بهرهوری کارکنان را خواهید آموخت.
بهرهوری کارکنان چیست؟
بهرهوری کارکنان را توانایی ورودی یک کارمند (دستورالعمل، اهداف، وظایف، مسئولیتها، اطلاعات و …) و تبدیل آن به خروجی میدانند. معیاری است که چگونه کارمندان در یک بازه زمانی معین برای سازمان ارزش خلق میکنند و خروجی تولید خواهند کرد.
به عبارت دیگر بهرهوری در محل کار ارزشی است که هر تیم برای موفقیت کسب و کار کلی به ارمغان میآورد. خروجی افراد یا تیمها را اندازهگیری میکند تا بهتر بفهمد چگونه یک سازمان میتواند گردش کار خود را بهینه کند.
برای درک بهتر مفهوم بهرهوری کارکنان به مثالهای زیر توجه کنید.
سازمانی را در نظر بگیرید که با ورودی کم سرمایه یا مواد اولیه توانسته است محصول با کیفیت و بیشتر از اندازه تولید کند. این گونه بهرهوری به وجود آمده است. بهرهوری به همین منوال عمل میکند. یعنی سازمان یا افراد، نسبت به زمان محصول یا خدمات بیشتری را تولید کنند.
بیاید یک مثال را در خصوص اسنپ بررسی کنیم. راننده شماره یک در سه ساعت 8 مسافر را در حاشیه شهر سوار کرده است و در انتهای سه ساعت 500 هزار تومان درآمده داشته است و راننده شماره دو در همان بازه زمانی 5 مسافر در مسیرهای مرکز شهر سوار کرده است و توانسته است 400 هزار تومان درآمده داشته است. بهره وری به همین سادگی است راننده شماره یک در بازه زمانی مشابه با راننده شماره دو درآمد بیشتری کسب کرده است و استهلاک کمتری داشته است.
کارمندی را در نظر بگیرید که فرمولهای اکسل را بلد است و تمامی موارد محاسباتی و دادههای عددی خود را برمبنای اکسل انجام میهد، قطعا این کارمند بهرهورتر از کارمندی است که تمامی محاسبات را برمبنای ماشین حساب انجام میدهد.
همین الان در زندگی روزمره به جست و جوهای همیشگی ما در گوگل توجه کنید. این جست و جو و سریع به جواب رسیدن بهرهوری ما در زندگی روزمرهمان را بیشتر کرده است. حتی تکنولوژی پا را فراتر گذاشته است و با کمک Chat GPT بهرهوری افراد را بیشتر کرده است.
به چند سوال زیر فکر کنید و وقتی پاسخ این سوالات را بدانید ایده اولیه در مورد بهرهوری را بدست خواهید آورد.
- چه مدت طول میکشد تا یک نفر کار را انجام دهد؟
- آیا کار و موارد کاری را درست درک کردهاند؟
- آیا اغلب در طول فرآیند نیاز به مداخله شخص دیگری یا مشاوره دارند؟
- آیا منابع (مالی، تجهیزات، نیروی انسانی، اطلاعاتی و…) را برای رسیدن به بهرهوری در اختیار دارند؟
- آیا فرآیندهای سازمانی درست است و افراد دوباره کاری ندارند؟
- آیا مشاهده شده است که کارمندان به صورت عمدی برخی از کارها را انجام ندهند؟
افزایش بهرهوری نیروی کار بهمعنای انجام کارهای بیشتر با همان تعداد اعضای تیم است.
چرا بهرهوری کارکنان مهم است؟
کارکنان بخش جدایی ناپذیر از کسب و کار شما هستند و هر کدام از آنها در نقشهای خود باید ارزش خلق کنند. بهرهوری ترکیبی از تلاشهای تیمهای مختلف است تا اطمینان حاصل شود که سازمان میتواند به اهداف خود دست پیدا کند.
تحقیقات Opus Energy نشان داد که 86 درصد از شرکتهای کوچک و متوسط بریتانیا (SMEs) معتقدند که بهرهوری یک مسئله جدی است.
- بهرهوری باعث رشد اقتصاد و بالاتر رفتن کیفیت خواهد شد. با رشد بهرهوری کالای بیشتری تولید خواهد شد و خدمات بیشتری عرصه میگردد و این به مرور زمان در یک اقتصاد با ثبات قیمتها را کاهش خواهد داد و کیفیت را افزایش میدهد.
- رشد بهرهوری نیروی کار، مستقیماً به سرمایه فیزیکی، فناوری جدید و سرمایه انسانی نسبت داده میشود. اگر بهرهوری نیروی کار در حال رشد باشد، معمولاً میتوان آن را به رشد در یکی از سه حوزههای بالا مشاهده کرد. سرمایه فیزیکی ابزارها، تجهیزات و امکاناتی است که کارگران برای تولید کالا در دسترس دارند. فنآوری های جدید روشهای جدیدی برای ترکیب ورودی برای تولید خروجی بیشتر هستند، مانند خطوط مونتاژ یا اتوماسیون. سرمایه انسانی نشان دهنده افزایش آموزش و تخصص نیروی کار است.
- بهرهوری نیروی کار همچنین میتواند نشان دهنده تغییرات کوتاه مدت در اقتصاد باشد. اگر بازدهی افزایش یابد در حالی که ساعات کار ثابت بماند، نشان دهنده این است که نیروی کار مولدتر شده است. علاوه بر سه عامل اصلی که در بالا ذکر شد، این امر در دوران رکود اقتصادی نیز دیده میشود، زیرا کارگران تلاش خود را در هنگام افزایش بیکاری و خطر اخراج افزایش میدهند.
- از دست دادن بهرهوری کارکنان میتواند عواقب مختلفی داشته باشد، مانند ناتوانی در ارسال تعداد مورد نیاز قطعات به مشتریان یا عدم ارائه به موقع گزارشها. به این ترتیب، به حداکثر رساندن بهرهوری کارکنان مسئولیت همه است، از کارکنان گرفته تا مدیران سطح C.
بهرهوری رابطه نزدیکی با زمان دارد. برایان تریسی میگوید اگر شما فقط روی 15 دقیقه کتاب مطالعه کنید در انتهای سال 15 کتاب مطالعه کردهاید و در طولانیمدت باسوادتر شدهاید و این رابطه مستقیم با بهرهوری شما خواهد داشت زیرا میدانید که چه کاری را چگونه انجام بدهید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: چطور اخراج کنیم؟راهنمای عملی و گام به گام
چه عواملی بر بهرهوری کارکنان تاثیر میگذارد؟
عوامل زیادی بر بهرهوری کارکنان تاثیر دارد در ادامه مهمترین این عوامل را مشاهده میکنید.
تعلق کارکنان: کارکنانی که دلبسته هستند سریعتر و کارآمدتر کار خواهند کرد.
باید بهطور مداوم بر روی تعلق کارکنان کار کنید. تحقیقات نشان میدهد که کارمندان با تعلق بالاتر تا 17 درصد بیشتر از همتایان خود بهرهوری دارند.
محیط کار: یک محیط کاری مثبت و الهام بخش منجر به بهرهوری بالاتر میشود.
فرصتهای آموزشی و توسعه شغلی: کارکنانی که فرصتهای آموزشی و پیشرفت شغلی بیشتری دارند، احتمالاً کارآمدتر و درگیر کار هستند و بنابراین بهرهوری بیشتری خواهند داشت.
سیستمها و فرآیندها: سیستمها و فرآیندهای مناسب منجر به کارآمدتر شدن کارکنان و اتلاف زمان کمتر میشود.
فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی یک شرکت (باورها، ارزشها و نگرشهای آن) بر رفتار کارکنان تأثیر میگذارد.
ساختار پرداخت: یک ساختار حقوقی شفاف، منصفانه و برابر منجر به کارکنان شادتر میشود که احساس میکنند سازمانشان به خوبی با آنها رفتار میکند و احتمال بیشتری دارد که در کار مشارکت داشته باشند.
تندرستی کارکنان: کارکنانی که احساس میکنند سازمانشان سلامت و تندرستی آنها را در اولویت قرار میدهد، احتمالاً در محل کار شادتر و سالمتر خواهند بود که منجر به نرخ بهرهوری بالاتر میشود.
تنوع: سازمان متنوع که سیاستهای متنوعی را برای اطمینان از رفتار عادلانه و برابر با همه کارکنان و همچنین عدم تبعیض و سوگیری در طول فرآیند استخدام دارد، منجر به افزایش روحیه، مشارکت و بهرهوری میشود.
فناوری و عوامل تولید: کارکنانی که به بهترین فناوری دسترسی دارند (و میدانند چگونه از آن استفاده کنند) احتمالاً در کار بهرهوری بیشتری خواهند داشت. استفاده از فناوریهای رباتیک و این دست میتواند بر روحیه و محیط کار افراد تاثیر بگذارد.
ابزارهای مناسب در دسترس: کارکنانی که ابزار لازم را برای تکمیل کارآمد و مؤثر کار خود دارند، بهرهوری بیشتری خواهند داشت.
ارگونومی محل کار: طراحی ضعیف محل کار منجر به خستگی، ناامیدی و آسیب احتمالی کارمندان میشود.
شیوههای مدیریت افراد: مدیران و رهبرانی که میدانند چگونه به طور حرفهای و شخصی با تیم خود درگیر شوند و افراد را راهنمایی کنند باعث به وجود آمدن کارکنان بهتری خواهند شد.
حجم کار: بهرهوری ممکن است به خاطر حجم کار کم باشد. زیرا کاری که به افراد میدهید یا بسیار زیاد است یا بسیار کم. حجم کار زیاد بر سلامت روان کارمندان تاثیر خواهد گذاشت. تحقیقات نشان میدهد 33 درصد افراد گفتهاند روشن بودن انتظارات و حدود مسئولیتها باعث خواهد شد استرس کمتری را تجربه و عملکرد بهتری داشته باشند.
مدیریت تعارض: بیاید قبول کنیم که همیشه تعارض و اختلاف نظر در کار وجود دارد و این همیشه بد نیست، اما اگر بیش از اندازه باشد چه اتفاقی رخ خواهد داد. این جا زمانی است که منابع انسانی و مدیر باید وارد عمل شوند. تعارض زیاد بر روحیه افراد تاثیر خواهد گذاشت و کارها را عقب میاندازد. در صورتی که تعارض زیاد در محل کار مشاهده کردید سریع نسبت به حل آن اقدام کنید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: انواع سبکهای رهبری به همراه دانلود پرسشنامه تعیین سبک رهبری
15 روش برای افزایش بهرهوری کارکنان
1- آنبوردینگ کارکنان را جدی بگیرید
کارفرمایان 17 درصد از استخدامهای جدید خود را در 90 روز اول به دلیل یک استراتژی ناکارآمد ورود از دست میدهند. در حالی که یک برنامه آنبوردینگ خوب، حفظ را تا 50 درصد افزایش میدهد. عناصر اساسی ورود موثر شامل: بسته خوش آمدگویی، آموزش، تعین اهداف، جلسه با مدیر و منابع انسانی، برنامه ورود 90.60.30، بررسی و پشتیبانی عملی و… است. علاوه بر این مهم است که کارمند تازه وارد سریع با همکاران خود رابطه صمیمی بگیرد. با طرح ریزی یک برنامه جامعهپذیری در همان ابتدا بهرهوری را افزایش دهید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: آنبوردینگ چیست؟(مراحل+دانلود چک لیست)
2- مدیریت ذرهبینی را انجام ندهید
بسیاری از رهبران فکر میکنند که مدیریت ذرهبینی کلید افزایش بهرهوری است. توانمندسازی کارکنان جایی است که یک کسب و کار به کارکنان خود اعتماد میکند تا وظایف و فعالیتهای روزانه خود را کنترل کنند. اگر کارکنان امور کارها را خود در دست بگیرند 23 درصد بیشتر احتمال دارد که ایدهها و راهحل هایی را به تیم خود ارائه دهند.
3- زمان استراحت و گزینههای کار ترکیبی ارائه دهید
به کارکنان انعطاف پذیری در زمان، مکان و نحوهکار را دهید. این کار باعث میشود تعادل بیشتری در کار و زندگی داشته باشند. یک محل کار ترکیبی به تیم شما قدرت میدهد تا مالکیت پروژهها را در دست بگیرد، زمان خود را مدیریت کند و بر اساس نقاط قوت خود کار کند. گزارش دانشگاه کاردیف و ساوتهمپتون نشان میدهد که اکثر افرادی که از خانه کار میکنند، کارآمد هستند. تشویق کارمندان به مرخصی گرفتن، در نهایت بهرهوری کلی نیروی کار شما را افزایش میدهد. اگر افراد شما ساعتها را صرف پایان کار کنند و به خود استراحت ندهند، ظرفیت تمرکز و کیفیت کار آنها تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
اغلب سازمانها معیار بهرهوری را ساعات کاری میدانند و این اشتباه است. باید معیارهای تاثیر گذار بر تیم و سازمان رو اندازهگیری نمائید. این دلیل خوبی نیست که هر چقدر کارمند بیشتر در محل کار بماند بهرهورتر است.
4- افراد را استخدام کنید، نه رزومه را
استخدام برای یک فرهنگ مناسب در مورد آوردن کارکنانی به شرکت است که باورها، رفتار و ارزشهای آنها با سازمان شما همسو باشد. برقراری ارتباط با فرهنگ شرکت شما از همان ابتدا به یک کاندیدا کمک میکند تا بفهمد چه انتظاراتی را باید برآورده کند، بنابراین آنها میتوانند تصمیم آگاهانهای در مورد پذیرش پیشنهاد شغلی بگیرند. اگر این موضوع مورد بحث قرار نگیرد و تناسب فرهنگ بخشی از استراتژی استخدام شما نباشد، احتمال بیشتری وجود دارد که کارمندان شرکت را ترک کنند یا کاملاً غیرمولد باشند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: چگونه مصاحبه کنیم؟ (راهنمای مصاحبه کاری) (+ویدیو)
5- همکاری تیمی را تشویق کنید
سطوح بالای نوآوری منجر به افزایش بهرهوری و رشد کسب و کار میشود. در نتیجه، اجرای یک محل کار مشارکتی برای هر شرکتی که به دنبال همکاری کامل با نیروی کار خود است، حیاتی است. داشتن یک گروه کاری کمک میکند اطلاعات به سرعت به اشتراک گذاشته شود و همه از اخبار با خبر باشند. جدا از این تیم خود را به همکاری تیمی تشویق کنید، بگذارید درک کنند که هر موفقیتی با تیم رخ میدهد.
6- ارتباطات را به یک فرهنگ تبدیل کنید
همه رهبران میدانند که ارتباط شفاف کلید موفقیت است. مقالهای توسط Smarep نشان داد که 72 درصد از کارمندان استراتژی شرکت خود را به طور کامل درک نمیکنند و این باعث میشود که احساس کنند از حلقه اطلاعات مهم شرکت خارج شده و ارتباطشان با سازمان قطع شده است.
7- بر آموزش و توسعه کارکنان تمرکز کنید
آموزش کارمند شما نقش مهمی در آمادگی برای کار دارد. هرچه آمادگی بیشتری داشته باشند، احتمالاً بهرهوری بیشتری خواهند داشت. گزارش گالوپ بیان میکند که 88 درصد از کارمندان فکر میکنند که کارفرمای آنها در فرآیند استخدام و فرایند آموزش کارکنان ضعیف عمل کرده است. عدم تمرکز کافی بر آموزش منجر به افزایش جابجایی کارکنان و کاهش بهرهوری میشود.
8- بازخورد بدهید و بازخورد بخواهید
بازخورد برای بهبود استراتژی ارتباطات داخلی و موارد دیگر حیاتی است. بنابراین داشتن نظرسنجی بسیار مهم است. رهبر میتواند بازخورد مورد نیاز خود را به صورت مختصر و مشارکتی دریافت کند. رهبر و مدیر در بازههای زمانی کوتاه باید بازخورد ارائه دهند تا افراد متوجه موارد مهم کاری شوند.
9- قدرشناس باشید
قدردانی کردن یک انگیزه کلیدی برای کارکنان است و به آنها احساس موفقیت میدهد و باعث میشود که برای سخت کوشی و تلاش خود احساس ارزشمندی کنند. قدردانی نه تنها باعث میشود کارمندان نسبت به خود اعتماد بیشتری داشته باشند، بلکه بهرهوری را در محل کار نیز بهبود میبخشد. وقتی کارمندی به خاطر کار خوب تحسین میشود، رفتار او را تقویت میگردد و احتمال ادامه آن رفتار را افزایش میدهد.
72 درصد از کارمندان گفتهاند که اگر از آنها قدردانی شود، سختتر کار خواهند کرد.
10- در مورد ارزش های سازمان و اهداف واضح باشید
به عنوان یک رهبر، مهم است که هنگام تفویض وظایف با کارمندان خود واضح و روشن باشید. اگر پروژه بزرگی دارید، مطمئن شوید که اهداف را برای کارمندان خود مشخص کردهاید. به این ترتیب آنها متوجه خواهند شد که این وظیفه شامل چه چیزی است، از آنها چه انتظاری میرود و چگونه میتوانند موفقیت خود را بسنجند.
11- دستاوردها و نتایج موفقیت آمیز تیم را به اشتراک بگذارید
ارسال یک ایمیل با لیست دستاوردها برای اعضای تیم شما همیشه باید انجام شود. این میتواند زمانی انجام شود که کار بزرگ یا مهمی انجام دادهاند، مانند تکمیل یک پروژه مهم یا حتی زمانی که یک کار کوچک انجام شده است. این مهم است. از این طریق شما کار انجام شده توسط افراد را تصدیق میکنید که نه تنها به کارمند احساس خوبی میدهد، بلکه به آنها انگیزه و الهام میبخشد تا بهتر عمل کنند.
12- از گل، گیاه و نمادهای الهامبخش در محل کار استفاده کنید
افزودن گیاهان و نمادها در دفتر یک راه ساده برای افزایش کارایی کارمندان است. زندگی گیاهی میتواند با تامین اکسیژن بیشتر در هوا و ایجاد محیط طبیعیتری در دفتر، بهرهوری کارمندان شما را افزایش دهد. از دیدن گیاهان تأثیراتی که در اطراف میز کارمندان و در سرتاسر ساختمان نگهداری میشوند، شگفت زده خواهید شد. از طرفی نمادها به افراد نشان میدهد که برای چه چیزی هر روز صبح به سرکار میآیند و چگونه باید به آن اهداف دست پیدا کنند.
13- حواس پرتیهای محل کار را کاهش دهید
حواسپرتیها اشکال مختلفی دارند و قطعاً میتوانند بهرهوری هر کسی را مختل کنند. در صورت از بین رفتن تمرکزتان، 23 دقیقه طول میکشد تا دوباره تمرکز خود را بدست آورید. حواسپرتیهای خاصی وجود دارند که به راحتی قابل کنترل هستند، مانند سایلنت کردن گوشی موبایل، اختصاص دادن محیطی آرام برای افراد، تعمیر و اصلاح محیط کار فیزیکی (صدای صندلیها، نور مناسب و …). به خاطر داشته باشید باید در مورد این وقفهها و انواع آن به کارکنان آموزش دهید.
14- حقوق و مزایای رقابتی
اگر دستمزدها و سایر اشکال پرداخت کمتر از استانداردهای صنعتی باشد یا ارزش و تلاش یک کارمند را منعکس نکند، ممکن است بهرهوری کاهش یابد. اطمینان حاصل کنید که به اعضای تیم خود دستمزد منصفانهای پرداخت میکنید و به آنها مزایای خوبی میدهید.
15- به افراد کمک کنید تا درک کنند چرا کارشان اهمیت دارد
به این مثال از ناسا دقت کنید. جان اف. کندی در بازدید از ناسا به یک نظافتچی گفت که شما اینجا چه کاری انجام میدهید؟ و او پاسخ داد: کمک میکنیم که یک انسان به ماه سفر کند. اهدافتان این گونه باید در تمام سازمان جاری شود.
61 درصد از کارمندان در شغل فعلی خود احساس فرسودگی میکنند. در واقع، فرسودگی شغلی عامل بزرگی است کهبر سطح بهرهوری کارکنان تأثیر میگذارد و مطمئناً میتوان با آن مقابلهکرد.
چگونه بهرهوری کارکنان را اندازهگیری کنید؟
پیگیری بهرهوری کارمندان به شما امکان میدهد تصویر بزرگ را ببینید و تعیین کنید که جریان کار و سیاستهای فعلیتان کجا بر بهرهوری تأثیر میگذارد. با بررسی دقیق معیارها و ردیابی آنها در طول زمان، شرکتها میتوانند تصمیماتی اتخاذ کنند که بهرهوری نیروی کار را افزایش دهد.
اندازهگیری بهرهوری نیروی کار با ایجاد معیارهای عملکرد فردی یا دپارتمان شروع میشود و آنقدرها هم که به نظر میرسد دشوار نیست. برای اندازهگیری بهرهوری میتوانید از روشهای ذیل استفاده نمائید:
نرخ بهرهوری کارکنان (EPR) Employee productivity rate
نرخ بهرهوری کارکنان به شما کمک میکند تا متوجه شوید که کارکنان چقدر برای کار خود وقت میگذارند و معیار خوبی برای مدیران است تا ببینند و درک کنند که آیا برای رسیدن به اهداف خود نیاز به استخدام بیشتر یا تعدیل کارمند دارند یا خیر. همچنین میتواند به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد کارکنان استفاده شود. برای محاسبه EPR، کل ساعات کار در یک هفته را بر تعداد کارمندان در یک دوره تعیین شده تقسیم کنید.
| مثال برای نرخ بهرهوری کارکنان
فرض کنید شما در یک هفتهکاری حدود 300 ساعت کار دارید تا اهداف با 4 نفر محقق کنید. 300/4=75 در تیم شما به ازای هر کارمند 75 ساعت کار وجود دارد. |
نرخ تکمیل وظایف توسط کارمندان (ETCR) Employee task completion rate
به درصد کاری گفته میشود که کارمند در یک دوره معین انجام داده است. کمک میکند تا بدانید افراد تا چه اندازه در نقشهای خود موفق بودهاند و تا چه اندازه به اهداف خود رسیدهاند.
| مثال برای ECTR:
تصور کنید در بازه زمانی یک ماهه40 پروژه برای 150 کارمند تعریف کردهاید و در پایان بازه30 پروژه محقق شده است برای محاسبه از فرمول زیر استفاده کنید: 30/40=0.75 0.75*100=75% بهرهوری سازمان شما در بازه زمانی یک ماه 75 درصد بودهاست. |
نرخ فرسودگی کارکنان Employee attrition rate
نرخ فرسایش به عنوان نرخ خروج نیز شناخته میشود. این معیاری است که نشان میدهد چند کارمند در یک دوره معین سازمان را ترک کردهاند که شامل خروج داوطلبانه و غیرارادی هم میشود. نرخ فرسایش معیار مهمی است، زیرا به سازمان کمک میکند درک کند تا چه تعداد افراد سازمان شما را ترک و چرا ترک کردهاند. در حالی که از دست دادن تعداد معینی از افراد طبیعی است، نرخ فرسایش بالا نشان دهنده استراتژی و فرهنگ ضعیف است. از دست دادن بیش از حد افراد خوب میتواند منجر به از دست دادن بهرهوری و روحیه تیم شود. بعلاوه، جایگزینی کارمندان جدید گران است. برای محاسبه نرخ فرسایش، تعداد افرادی را که در یک دوره معین ترک کردهاند، بر میانگین تعداد کارمندان در همان دوره تقسیم و سپس آن را در 100 ضرب کنید.
| مثال برای نرخ فرسودگی کارکنان:
میانگین کارمندان شما در طول یک سال 500 نفر بوده است و در این بازه زمانی 25 کارمند سازمان شما را ترک کردهاند. 25/500=0.5 0.5*100=5% نرخ فرسودگی کارکنان شما در بازهزمانی یک ساله 5 درصد بوده است. |
میزان غیبت کارکنان (EAR) Employee absenteeism rate
به درصدی از کارمندانی که به دلیل نامشخص یا دلایل شخصی غیبت میکنند، اطلاق میشود. این میتواند برای یک کارمند، یک تیم یا کل سازمان اندازهگیری شود. درصد مشخصی از غیبت طبیعی است زیرا افراد درگیر موارد مختلف میشوند و نمیتوانند اطلاع دهند. بالا بودن این عدد نشان میدهد که کارمندان احساس راحتی نمیکنند و دوست ندارند موضوعات خود را اطلاع دهند و این موضوع نگران کننده است. EAR مورد قبول حدود 1.5 درصد است و بالای 4 درصد نگران کننده میباشد. تعداد روزهای غیبت را در نظر بگیرید و آنها را بر تعداد روزهای کاری موجود در یک دوره تعیین شده تقسیم و سپس آن را در 100 ضرب کنید.
| مثال برای میزان غیبت کارکنان:
فرض کنید یک کارمند در طول دو سال 10 روز غیبت داشته است و ایام کاری وی در دو سال 578 روز بوده است. 10/578= 0.0173 0.0173*100=1.7% نرخ میزان غیبت کارمند شما در بازه زمانی دو ساله 1.7 درصد بوده است. |
دو عامل مهم در هنگام محاسبه بهرهوری که باید به آن توجه کنید.
-
- عوامل صنعت. در نظر بگیرید که معیارهای بهرهوری در صنایع مختلف متفاوت است. در محیطهایی مانند تولید یا فروش، که به راحتی میتوان بهرهوری را به صورت عددی نشان داد، اندازهگیری بهرهوری آسانتر است. برخی از صنایع، با این که بهرهوری را اندازهگیری کردهاند اما اعداد آن ها با واقعیتهای صنعت یا سازمان مغایرت دارد. اینجاست که استفاده از مدیریت براساس اهداف یا بازخورد 360 درجه مفید واقع میگردد.
- اهداف و معیارهای سازمانی. امکان استفاده از معیارهای خارجی برای اندازهگیری بهرهوری نیروی کار وجود دارد. این ممکن است به عنوان مثال، میانگین تعداد فروش انجام شده در ساعت در یک صنعت خاص یا نرخ افت برای تماس های فروش نشان داده شود.
برای مثال سازمان IFC نشان میدهد که معیار جهانی برای پاسخ به تماس مشتری در مرکز تماس حداقل در 80٪ مواقع در 20 ثانیه است.
سخن پایانی
بهرهوری در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، ناکارآمدی محصول یا خدمات تأثیر زیادی بر موفقیت یک سازمان دارد و میتواند به معنای تفاوت بین کسبوکاری که شکوفا و سودآور است و کسبوکاری که در حال فروپاشی است باشد. بسیار مهم است که برمبنای یک رویکرد دادهمحور پیش بروید و گزارش ارائه دهید. در نظر بگیرید که عوامل متعددی در بهرهوری سازمان تاثیر گذار خواهد بود که در این مقاله در مورد آن صحبت شد، بنابراین طرح کلی و اهداف خود را یادداشت کنید، شرایط سازمان خود را بسنجید، مشخص کنید که از چه طریقی میخواهید بهرهوری را اندازهگیری نماید و در نهایت طرح اصلاحی خود را ارائه دهید. به خاطر داشته باشید بدون اقدام اجرایی بهرهوری سازمان تغییری نخواهد کرد.
منابع:
- https://www.aihr.com/blog/how-to-calculate-productivity/
- https://www.aihr.com/blog/productivity-analysis/
- https://www.personio.com/hr-lexicon/workplace-employee-productivity/
- https://www.techtarget.com/whatis/definition/employee-productivity
- https://hubstaff.com/workforce-productivity
- https://www.investopedia.com/terms/l/labor-productivity.asp
- https://www.oak.com/blog/improve-employee-productivity/
- https://elearningindustry.com/ways-to-improve-employee-productivity-in-the-workplace
- تجربیات نویسنده
نویسنده: میثاق خوش خوی
راهنمای کامل ارزیابی عملکرد کارکنان+ دانلود فرم ارزیابی
ارزیابی عملکرد کارکنان یکی از سختترین و چالشیترین حوزههای مدیریت منابع انسانی است.
تحقیقات مرسر نشان میدهد که هر مدیر به طور متوسط 200 ساعت در سال را صرف ارزیابی عملکرد مینماید. اما با این وجود نتایج چندان جالب نیست و کارکنان از جلسات ارزیابی عملکرد متنفرند. در عین حال ارزیابی عملکرد کارکنان در صورت استفاده کامل، مزایای بیشماری را نظیر افزایش بهرهوری و تعلق کارکنان به همراه دارد.
در این مقاله یک راهنمای کامل در خصوص ارزیابی عملکرد کارکنان ارئه دادیم. این راهنما دانش مورد نیاز برای انجام ارزیابیهای دقیق عملکرد به همراه نمونه فرمهای ارزیابی عملکرد را در اختیار شما قرار میدهد. پس بیایید شروع کنیم!
ارزیابی عملکرد چیست؟
ارزیابی عملکرد (Performance Appraisals) یک فرآیند رسمی و منظم است که عملکرد کلی یک کارمند و سهم وی را در عملکرد شرکت ارزیابی میکند. به عبارت دیگر ارزیابی عملکرد، عملکرد موفق یا ناموفق کارکنان را در مقایسه با معیارهای از پیش تعریف شده نشان میدهد.
ارزیابی عملکرد را می توان این گونه تعریف کرد: ارزیابی عملکرد کنونی یا گذشته فرد با توجه به معیارهای تعریف شده
ارزیابی عملکرد معمولاً یک یا دو بار در سال و در ابتدا و حدود نیمه سال انجام میگیرد. جلسات ارزیابی عملکرد، رسمی هستند که در آنها مدیر مستقیم یا سرپرست، عملکرد کارمند را در وظایف اصلی و مسئولیتهای او ارزیابی میکند.
ارزیابی عملکرد اختصاص زمان مشخصی برای ارزیابی عملکرد شغلی، بستری برای ارائه بازخورد، شناسایی فرصتهای رشد و توسعه و کمک به تعریف افزایش حقوق و پاداش کارکنان است.
بخش منابع انسانی (HR) معمولاً مسئولیت تدوین فرآیند ارزیابی عملکرد را بر عهده دارد و مدیران آن را اجرا میکنند. مشارکت فعال کارکنان و مدیران به منظور تحقق نتایج اثربخش ضروری است.
تفاوت بین مدیریت عملکرد و ارزیابی عملکرد چیست؟
مدیریت عملکرد شامل تمام تعاملات بین کارمندان و سرپرستان است که به بهبود عملکرد کمک میکند. در مقابل، ارزیابی عملکرد تنها بخشی از چرخه مدیریت عملکرد است. (گام سوم شکل زیر: ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد)
چرا ارزیابی عملکرد کارکنان مهم است؟
اهمیت ارزیابی عملکرد را میتوان در تأثیری که بر نتایج سازمان میگذارد مشاهده کرد، از جمله:
تسهیل رشد و پیشرفت کارکنان
ارزیابی عملکرد به کارکنان این امکان را میدهد تا فرصتهای پیشرفت شغلی و مسیرهای ارتقا را شناسایی کنند.
تقویت تعهد و نگهداشت کارکنان
دریافت بازخورد سازنده و مشاهده فرصتهای رشد در درون سازمان به حفظ کارکنان کمک و آنها را به ماندن طولانیتر در سازمان ترغیب میکند.
کاهش شکاف مهارتی و تقویت عملکرد سازمان
سازمانها با شناسایی فرصتهای بهبود از طریق ارزیابی عملکرد کارکنان، میتوانند شکافهای مهارتی را برطرف کنند، برای آینده آماده شوند و به مزیت رقابتی دست یابند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: تجزیه و تحلیل شکاف مهارتها چیست؟(به همراه دانلود نمونه)
بهبود ارتباطات
جلسات ارزیابی عملکرد فرصتی برای بحث منظم در مورد عملکرد، اهداف و انتظارات فراهم میآورد که به بهبود ارتباط بین مدیران و کارکنان کمک میکند.
پاسخگویی
تعیین انتظارات روشن برای کارکنان در یک فرایند رسمی ارزیابی، آنها را پاسخگو نگه میدارد.
تصمیم گیری عادلانه و شفاف
فرآیند ارزیابی عملکرد با ساختار خوب، رویکردی استاندارد و منسجم برای ارزیابی عملکرد کارکنان ارائه میدهد که میتواند عدالت را برقرار کرده و سوگیری را کاهش دهد.
روشهای ارزیابی عملکرد کارکنان
روشهای مختلفی برای ارزیابی عملکرد کارکنان وجود دارد که شما میتوانید بر اساس آنها به ارزیابی کارمندان خود بپردازید. بهترین روش برای شرکت شما به اندازه سازمان، اهداف و فرهنگ سازمانی شما بستگی دارد. بیایید به ۶ مورد از رایجترین روشهای ارزیابی عملکرد نگاهی بیندازیم.
۱. مدیریت بر اساس هدف (MBO)
در روش مدیریت بر مبنای هدف، مدیران و کارکنان با هم برای تعیین اهداف و انتظارات همکاری میکنند. آنها به طور دورهای درباره اهداف بحث کرده و زمینههایی را که کارمند نیاز به بهبود دارد شناسایی میکنند.
مزایا: کارکنان بخشی از فرآیند تعریف اهداف هستند، اهداف واقعبینانهتر است زیرا همکاری بین مدیران و کارکنان صورت میگیرد و اندازهگیری دادههای کمی و کیفی آسانتر است.
معایب: تمرکز قوی روی اهداف ممکن است منجر به نادیده گرفتن سایر بخشهای کار مانند رفتار کارکنان و فرهنگ سازمانی شود. همچنین اجرا و پیادهسازی آن زمانبر است.
۲. ارزیابی ۳۶۰ درجه
ارزیابی ۳۶۰ درجه شامل دریافت ارزیابی عملکرد و بازخورد از خود کارمند، همکاران، مدیران و حتی مشتریان است. سپس مدیران از این اطلاعات برای ارزیابی عملکرد کارکنان استفاده میکنند.
مزایا: به بهبود ارتباطات و عملکرد کمک میکند و یک ابزار عالی برای توسعه رهبری است.
معایب: دریافت بازخورد درست ممکن است دشوار باشد. اغلب اوقات پیگیری کافی بعد از ارزیابی وجود ندارد و همراستا با استراتژی شرکت نیست.
۳. ارزیابی همتا Peer review
روش ارزیابی همتا بر بازخورد همکاران برای سنجش عملکرد متکی است. معمولاً اعضای تیمی که با کارمند همکاری نزدیک دارند و نقاط ضعف و قوت او را میشناسند، بازخورد را ارائه میدهند.
مزایا: همکاران بهترین درک را از نقاط ضعف و قوت یک کارمند دارند.
معایب: احساسات شخصی ممکن است با بازخورد عینی تداخل پیدا کند.
۴. ارزیابی با مقیاس رتبهبندی رفتاری (BARS)
روش مقیاس رتبهبندی رفتاری Behaviorally Anchored Rating Scale، از مجموعهای از پیش تعریفشده از استانداردهای عملکرد با رفتارهای خاص برای توصیف هر سطح عملکرد استفاده میکند. سپس عملکرد کارمند با استانداردها مقایسه و رتبهبندی میشود.
مزایا: استانداردهای شفاف، منسجم، بیطرفانه و پس از اجرا آسان برای استفاده.
معایب: پرهزینه، زمانبر و توسعه و اجرای آن پیچیده است.
یک نمونه BARS را برای شایستگی مهارت ارتباطی در زیر مشاهده میکنید.

۵. روش رتبهبندی ترسیمی
روش مقیاس رتبهبندی ترسیمی از فهرستی از رفتارهای مطلوب برای هر نقش استفاده میکند و کارکنان را در هر ویژگی ارزیابی میکند.
مزایا: آسان برای استفاده، قابل اندازهگیری و به صرفه.
معایب: ذهنی، وزندهی به اینکه کدام ویژگیها باارزشتر هستند دشوار است.
بک نمونه فرم ارزیابی به روش رتبهبندی ترسیمی را در زیر مشاهده میکنید.
۶. روش ثبت وقایع حساس
این روش بر مستندسازی دستاوردهای کلیدی کارمند در طول دورهی زمانی ارزیابی تمرکز دارد. این دستاوردها میتوانند شامل پروژههای تکمیلشده، فروش انجامشده و یا ایدههای جدید باشند.
مزایا: روشی ساده و سرراست برای مستندسازی عملکرد کارکنان.
معایب: ممکن است دستاوردهای کلیدی مهم نادیده گرفته شوند و تمرکز بیش از حد بر کمیت موجب نادیده گرفتن کیفیت شود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: بهرهوری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+۱۵راهکار برای افزایش بهرهوری
مراحل ارزیابی عملکرد کارکنان
۱. تعیین اهداف و انتظارات شفاف
اولین قدم در ارزیابی عملکرد کارکنان تعریف اهداف و انتظارات شفاف است . انتظارات و اهداف آتی خود را به صورت دقیق مطرح کنید و اجازه دهید کارمند هم انتظاراتش را طرح کند. این اهداف باید: خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و مبتنی بر زمان باشند.
مثل هدف افزایش فروش سه ماهه به میزان 10 درصد برای یک کارشناس فروش
2. تعریف شاخصهای ارزیابی عملکرد
قدم دوم تعریف شاخصهای کلیدی است که برای ما میزان تحقق اهداف مرحله قبل را آشکار میکند و به ما امکان ارزیابی کار کارکنان را میدهد، مثلا اگر هدف ما افزایش فروش است، میزان فروش برای یک فروشنده یک شاخص کلیدی عملکرد است. تعداد مشتریان جدید، تعداد خطاها، نرخ خروج کارکنان، امتیاز رضایت مشتریان، میزان آموزشهای اثربخش نمونههایی از شاخصهای کلیدی عملکرد برای مشاغل مختلف هستند.
3. برگزاری جلسه ارزیابی عملکرد و ارائه بازخورد
عملکرد فرد را قبل از جلسه ارزیابی کنید و با فرد در مورد هدف جلسه و خروجی آن صحبت کنید و نگرانیهای وی را برطرف نمایید. محیطی غیر رسمی که در آن تبادل نظر کامل، صریح اما دوستانه اتفاق بیفتد فراهم کنید. همه مدارک مربوط به جنبههای مثبت و منفی عملکرد فرد را جمع آوری کرده و برای آن شواهد و مصداقهای روشن داشته باشید. برای ارائه بازخورد به شکل اثر بخش در جنبههای مثبت و منفی عملکرد، چهارچوب و مدل داشته باشید.
برای آگاهی از نحوه ارائه بازخورد اثربخش، مقاله معرفی مدل IDEA در ارائه بازخورد به کارکنان را مطالعه کنید.
از فرد بخواهید خود ارزیابی از عملکرد خود، طی دوره گذشته ارائه دهد و طی جلسه فرصتی را برای بحث آزاد در خصوص عملکرد فرد و نیازهای توسعهای او فراهم کنید.
4. نتیجه گیری جلسه و تعیین اهداف بعدی
آخرین گام و مهمترین آن، تعیین اهداف جدید برای کارمند و مشخص کردن اقدامات بهبود است. تعریف کنید که آیا کارکنان برای دستیابی به اهداف جدید نیاز به آموزش دارند یا خیر؟ یک نقشه راه شفاف طراحی کنید که هر دو طرف با آن موافق باشند. همه مواردی که در جلسه مورد بحث قرار گرفته را به همراه مراحل بعدی مکتوب کرده و برای کارمند و منابع انسانی ارسال کنید.
فرم ارزیابی عملکرد
طراحی یک فرم ارزیابی عملکرد مناسب، بستر لازم برای جمعآوری اطلاعات ارزشمند را فراهم میکند. یک فرم ارزیابی عملکرد شغلی جامع شامل چندین عنصر است.
- نام کارمند
- عنوان شغلی
- تاریخ ارزیابی
- نام مدیر
- دوره ارزیابی
در بخش نقش و انتظارات در مورد اهداف و انتظارات عملکری در ابتدای دوره ارزیابی توافق میشود.
در بخش شاخصهای کلیدی عملکرد، شاخصهای ارزیابی عملکرد فرد تعریف میشود مثلا تعداد مشتریان جدید و همچنین وزن شاخص و هدف آن نیز مشخص میشود.
در نهایت در پایان دوره ارزیابی عملکرد واقعی فرد در فرم درج میشود و میزان تحقق هر هدف در ستون درصد امتیاز کسب شده ثبت میشود و بر روی اقدامات بهبود عملکرد نیز توافق میشود.
یک نمونه فرم ارزیابی عملکرد را در شکل زیر مشاهده میکنید.

یک نمونه فرم ارزیابی عملکرد از فایل زیر قابل دانلود است.
نمونههای ارزیابی عملکرد
بیایید چند نمونه مثبت و منفی از ارزیابی عملکرد را بررسی کنیم.
وقتشناسی
مثبت: کارمند به طور مداوم سر وقت به محل کار میرسد، تمام پروژهها را قبل از موعد یا سر موعد تحویل میدهد و در تمام جلسات الزامی به موقع شرکت میکند.
منفی: کارمند اغلب با تأخیر به سر کار میرسد و اغلب پروژهها را بعد از مهلت تعیینشده تحویل میدهد.
مسئولیتپذیری
مثبت: صرف نظر از اینکه نتیجه خوب باشد یا بد، کارمند همیشه پیشقدم میشود و مسئولیت سهم خود را در پروژه میپذیرد.
منفی: کارمند از پذیرش مسئولیت اعمال خود کوتاهی میکند. تمایل دارد که تقصیر را به گردن دیگران بیندازد.
ارتباطات
مثبت: کارمند دارای مهارتهای ارتباطی عالی است. همیشه قبل از پایان مکالمه اطمینان حاصل میکند که درک یکسان از گفتگو اتفاق افتاده است.
منفی: کارمند دارای مهارتهای ارتباطی ضعیفی است. همکاران و مشتریان اغلب در درک پیام مورد نظر مشکل دارند و سردرگمی ایجاد میشود.
جوانا کمپر مربی توسعه رهبری میگوید که مدیران هنگام ارائه بازخورد، باید اطمینان حاصل کنند که بازخورد بر اساس نمونههای خاص و الگوی رفتاری مداوم باشد. کمپر در پایان نتیجه میگیرد: «در نهایت، ارزیابیهای عملکرد نباید منجر به شگفتی باشد و همه اینها باید حاصل یک گفتگوی مداوم در طول سال باشد.»
جمعبندی
ارزیابی عملکرد کارکنان فراتر از یک کار تشریفاتی است. این ارزیابیها اطلاعات ارزشمندی در مورد عملکرد کارکنان ارائه میدهند که به تصمیمگیرندگان اجازه میدهد تا نحوه تخصیص منابع، پاداش، افزایش حقوق و ارتقاء شغلی را تعیین کنند. این اطلاعات همچنین برای درک زمینههایی که به خوبی کار میکنند و زمینههایی که نیاز به بهبود دارند، بسیار مهم است.
واحد منابع انسانی باید فرآیندهای ارزیابی عملکرد جامع را ایجاد و طراحی کنند که به شرکتها امکان دهد از اطلاعات به دست آمده بهترین استفاده را ببرند. به این ترتیب، آنها به شرکت برای تسهیل رشد کارکنان، تصمیمگیری بهتر و در نهایت، ارتقای عملکرد سازمان کمک میکنند.
اگر در حال حاضر در حوزه مدیریت عملکرد مشغول به کار هستید و یا آینده حرفهای خود را در این حوزه ترسیم کردهاید دوره آموزشی مدیریت عملکرد کارکنان به شما دانش و مهارت لازم برای ایفای نقش به عنوان متخصص مدیریت عملکرد را میدهد.
منابع
https://www.aihr.com/blog/performance-appraisal/
دانش و تجربیات شخصی نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی













