حرفه‌ای در مدیریت منابع انسانی کیست؟
توسعه فردی, مقالات

چگونه به فردی حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل شویم؟

حرفه‌ای گری در حوزه مدیریت منابع انسانی

اصطلاح حرفه‌ای و حرفه‌ای‌گری بارها و بارها به گوشمان خورده است گاهی این مفهوم را به جای متخصص بکار می‌بریم یعنی این طور تعبیر می‌شود کسی که در زمینه کاری خود متخصص است، فردی حرفه‌ای هم هست، اما حرفه‌ای‌گری(Professionalism) ابعاد بسیار وسیع‌تری از تخصص دارد. در همه سال‌هایی که در حوزه مشاوره مدیریت منابع انسانی فعالیت می‌کنم، یکی از چالش‌های اصلی سازمان‌ها کمبود افراد حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی است، اما چرا؟

چرا با وجود آمار بالای فارغ التحصیلان دانشگاهی از یکسو، و نیاز سازمان‌ها به افراد شایسته در حرفه مدیریت منابع انسانی از سوی دیگر، یافتن فردی که بتوان با خیال راحت کار را به او واگذار کرد و به نتیجه مطمئن بود اینقدر دشوار شده است؟ چرا بسیاری افراد با وجود سال‌ها تجربه در این حرفه، همچنان یک فرد متوسط باقی مانده‌اند و نمی‌توان کارهای بزرگتر را به آن‌ها واگذار کرد؟
پاسخ به این سوالات موضوع مقاله‌ای است که قصد دارم با شما با موضوع حرفه‌ای‌گری در حوزه مدیریت منابع انسانی به اشتراک گذارم.

توضیحات حرفه ای در حوزه مدیریت منابع انسانی
اهمیت این موضوع برای من بعد از آشنایی با فایل صوتی حرفه‌ای‌گری در محیط کار محمدرضا شعبانعلی، چندین برابر شد، و تصمیم گرفتم با بهره‌گیری از آموخته‌هایم از این فایل صوتی ارزشمند، ابعاد حرفه‌ای‌گری در حرفه خودم(مدیریت منابع انسانی) را پیدا کرده و با دیگر علاقمندان این حوزه به اشتراک گذارم.

 لازم به توضیح است که راهکارهای مرتبط با توسعه دانش حرفه‌ای از فایل صوتی حرفه‌ای‌گری متمم بیان می‌شود، و من سعی کردم با بهره‌گیری از تجربه مشاوره مدیریت منابع انسانی، مصادیق مرتبطی برای هر یک از آن‌ها در حرفه خودم پیدا کرده و با شما قسمت کنم.

اگر در حال حاضر در حوزه مدیریت منابع انسانی مشغول به کار هستید و یا آینده حرفه‌ای خود را در این حوزه ترسیم کرده‌اید دوره‌های آموزشی مدیریت منابع انسانی را مشاهده فرمایید.

دانش حرفه‌ای

اولین بعد حرفه‌ای‌گری در هر حوزه، دانش حرفه‌ای است، در حقیقت افرادی که ادعا می‌کنند در حوزه مدیریت منابع انسانی حرفه‌ای هستند یا در مسیر حرفه‌ای شدن در این حوزه تلاش می‌کنند می‌بایست برای توسعه و همچنین عمیق‌تر شدن دانش حرفه‌ای خود تلاش کنند، قبل از این که به راهکارهای توسعه دانش حرفه‌ای بپردازیم، توجه به یک نکته ضروری است که دانش و تجربه با یکدیگر متفاوتند به طور مثال ممکن است شما پانزده سال در حرفه مدیریت منابع انسانی کار کرده باشید اما در طی این سال ها فقط به تجربه شما و( نه لزوما به دانش شما) اضافه شده باشد، بخصوص اگر زمان کافی برای یادگیری مفاهیم جدید اختصاص ندادید یا اتفاقا بخاطر غرور ناشی از همین تجربه احساس کرده‌اید که نیاز به یادگیری مفاهیم جدید ندارید. تجربه اگرچه در جای خودش ارزشمند است اما بدون تعمیق دانش باعث می‌شود رفته رفته از فضای حرفه ای خود فاصله گرفته و دیگرانی که روی توسعه دانش حرفه ای خود سرمایه گذاری کرده‌اند(حتی با تجربه کمتر)، جایگزین شما شوند.

چطور دانش حرفه‌ای خود در حوزه مدیریت منابع انسانی را توسعه دهم و تعمیق بخشم؟

1-توسعه دانش حرفه ای با الگوی T

در این مدل بخشی از یادگیری شما باید کم عمق باشد، که در حقیقت همان قسمت افقی حرف T است و بخشی از یادگیری شما باید عمقی باشد که همان قسمت عمودی حرف T است.

برای تبدیل شدن به یک حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی، انتخاب مدل T، در یادگیری مسیر مناسب را پیش روی شما ترسیم می‌کند، اجازه دهید با ذکر یک مثال موضوع را شفاف کنم، فرض کنید شما در حرفه کارشناس منابع انسانی در یک شرکت تولیدی مشغول بکار هستید، با مبنا قرار دادن الگویT  برای یادگیری، شما می‌بایست در تمام زیر سیستم‌های منابع انسانی مثل جذب، آموزش، ارزیابی عملکرد، حقوق و دستمزد، فرهنگ سازمانی، روابط کار و … دانش عمومی(قسمت بالای T) داشته باشید، یعنی همه زیر سیستم‌ها، نحوه طراحی و کارکرد آن‌ها در سازمان  را بشناسید، اما یک حوزه، مثلا جذب و استخدام را برای کسب دانش عمیق‌تر انتخاب می‌کنید، چنان عمیق که در آن یک حوزه خاص، صاحب نظر شده و به بهترین حرفه خود تبدیل شوید و سایر افراد حرفه، شما را به عنوان الگو در آن حوزه بشناسند. سعی  کنید که حتما بخش عمودی این چارچوب با علایق شما در یک راستا باشد تا بتوانید روی یادگیری تمرکز کنید.

یادگیری با مدلT

مدلT

2- شناخت و پیگیری نشریات تخصصی

در حرفه مدیریت منابع انسانی چه نشریات تخصصی در کشور ما و در دنیا منتشر می‌شود؟
چه نشریات مدیریتی در کشور ما و در دنیا منتشر می شود، که صفحاتی را به موضوعات مرتبط با حرفه من اختصاص داده است؟

پاسخ به این سوالات برای کسی که می‌خواهد به یک حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل شود، ضروری است. به عنوان مثال کسی که در حرفه مشاوره مدیریت در این حوزه فعالیت می‌کند، باید بداند که مثلا در نشریه Harvard Business Review، مقالاتی مرتبط با حرفه مدیریت منابع انسانی نیز به چاپ می‌رسد، پس لازم است من به عنوان یک مشاور، این نشریه را بشناسم و مقالات آن را رصد کنم، حال ممکن است انتخاب کنم که این مقالات را می‌خوانم یا خیر؟ اما باید این نشریات را بشناسم و حداقل مهمترین آن‌ها را با توجه به زمینه تخصصی که برای خودم انتخاب کردم، رصد کنم.

این مقاله را هم مطالعه کنید: PHRi گواهی بین‌المللی حرفه‌ای منابع انسانی چیست؟

3- شناخت و پیگیری وب سایت‌های تخصصی

با گسترش فضاهای دیجیتال، در حوزه مدیریت منابع انسانی نیز مانند بسیاری حوزه‌های دیگر، وب سایت‌های بی‌شمار داخلی و خارجی مشغول فعالیت هستند، مهم است که من به عنوان کسی که در مسیر حرفه‌ای شدن در این حوزه تلاش می‌کند، حداقل ۵ تا ۶ سایت حرفه‌ای در زمینه مدیریت منابع انسانی که پیشرو هستند را بشناسم و مطالبشان را پیگیری کنم.

4- شناخت فضای حرفه‌ای مدیریت منابع انسانی در ایران

ده نفر اول حرفه مدیریت منابع انسانی در کشور ما چه افرادی هستند؟ چرا معروف شده‌اند؟ چه ویژگی‌های متمایز کننده‌ای داشته‌اند؟
بهترین مدیران منابع انسانی کشور در چه شرکت‌های مشغول بکار هستند؟
افرادی که بالاترین حقوق را در این حرفه می‌گیرند چه توانمندی‌هایی دارند؟
پاسخ به این سوالات کمک می‌کند، افراد موفق این حرفه در کشور خودمان را بشناسیم، گام بعدی رصد کردن این افراد به عنوان الگو است، که امروزه با گسترش فضاهای مجازی کار خیلی سختی هم نیست. افراد حرفه‌ای در این حوزه معمولا وب سایت، وبلاگ، صفحات شخصی و فضاهایی دارند که امکان رصد کردن آن‌ها را فراهم می سازد.

5- پیگیری رویدادهای حرفه‌ای

چه رویدادهای حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی در ایران وجود دارد؟
چه  کنفرانس‌ها، سمینارها، نمایشگاه‌ها و رویدادهای داخلی و خارجی در حوزه مدیریت منابع انسانی در حال برگزاری است؟ حتی ممکن است تصمیم بگیریم که در هیچ کدام از این رویدادها هم شرکت نکنیم، اما آگاهی از آن‌ها برای فردی که در این حرفه مشغول فعالیت است در راستای گسترش دانش حرفه‌ای ضروری است.

دوره جامع مدیریت منابع انسانی

6-منتورینگ و آمادگی برای شنیدن

منتور به افرادی می‌گویند که در یک زمینه‌ی خاصی دانش، تسلط و تجربه دارند و می‌تواند به دیگران در یادگیری آن کار کمک کنند اگر بتوانیم در حرفه خود، فردی را که در این حوزه، به اصطلاح حرفه‌ای است، و این مسیر را طی کرده است، به عنوان منتور انتخاب کنیم، قدم بسیار بزرگی در راستای توسعه دانش حرفه‌ای خود برداشته‌ایم.
از سوی دیگر، آمادگی برای شنیدن از افرادی که جایگاه حرفه‌ای پایین‌تر از من دارند، نیز باید برای فردی که در راستای توسعه دانش حرفه‌ای خود گام بر می دارد، تبدیل به یک مهارت شود. فرض کنید من یک مدیر منابع انسانی هستم، کارشناسان من که از نزدیک‌تر و به صورت ملموس‌تر درگیر حوزه‌های مختلف مدیریت منابع انسانی در شرکت هستند، اطلاعات بسیار ارزشمندی دارند که با اختصاص زمانی برای گوش دادن به آن‌ها، علاوه بر ایجاد حس مثبت در آن‌ها از این برقراری ارتباط، به رشد حرفه‌ای خودم نیز کمک کرده‌ام.

7- توجه به روندها

توجه به روندهایی که در حوزه مدیریت منابع انسانی اتفاق می‌افتد به طور مثال آیا تقاضا برای حرفه ما در حال افزایش است؟
کدام زیر سیستم‌های مدیریت منابع انسانی طرفدار بیشتری دارد؟
آینده هر کدام از آن‌ها چطور هست؟
کدام حوزه‌ها در زمینه مدیریت منابع انسانی در حال تحول است؟
حرفه من در دیگر نقاط جهان به چه شکل است؟
به طور مثال یک مدیر منابع انسانی در یک کشور اروپایی چه تفاوت‌ها و چه شباهت‌هایی با من دارد؟

8-قفل نشدن بر روی سیستم‌ها و ابزارها

یکی از روش‌های خوب برای توسعه و تعمیق دانش حرفه‌ای پرهیز از قفل شدن بر روی سیستمها و ابزارهاست، فرض کنید من به عنوان یک مدیر منابع انسانی فقط روش جی20 در طراحی سیستم حقوق و دستمزد را می شناسم و به محض ورود به هر سازمانی، آماده‌ام که با همین روش سیستم حقوق و دستمزد را پیاده کنم و در مقابل روش‌های دیگر هم موضع سرسختانه‌ای را اتخاذ می‌کنم! قفل نشدن روی یک سیستم یا یک ابزار و ارائه فرصت به خودمان برای یادگیری و کسب تجربه در بکارگیری سیستم‌های مختلف و بررسی نتایج آن، نقش بسیار موثری در تعمیق دانش حرفه‌ای ما ایفا می‌نماید.

9- نوشتن مرتبط با حرفه

راهکار دیگری که به تعمیق دانشگاه حرفه‌ای ما کمک می‌کنند نوشتن است؛ شما برای این که بتوانید یک مطلب در حوزه تخصصی خود را در قالب یک مقاله یا یک دست نوشته منتشر کنید، نیاز به خواندن بسیار دارید و این چرخه نوشتن، خواندن، دوباره نوشتن و دوباره خواندن کمک بسیار زیادی به توسعه دانش حرفه‌ای می نماید. در خصوص مطالعه کتاب هم که فکر می‌کنم نیاز به یادآوری نباشد، 5 ساعت مطالعه کتاب در هفته در راستای حرفه مدیریت منابع انسانی، سرعت رشد شما در مسیر حرفه‌ای گری را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مدل‌های مدیریت منابع انسانی

مهارت حرفه‌ای

بعد دوم حرفه‌ای‌گری مهارت حرفه‌ای است که در ادامه مقاله به آن می‌پردازیم.

تعریف مهارت

 اجازه بدهید در ابتدا مهارت را تعریف کنیم. مهارت قطعا چیزی فراتر از دانش و معلوماتی است که در ذهن ما وجود دارد، در حقیقت توانایی انجام دادن و اجرایی کردن آموخته‌ها، مهارت است. در حرفه مدیریت منابع انسانی نیز بسیاری از شایستگی‌ها از جنس مهارت است. با نگاهی به شایستگی‌های مدل SHRM، می‌توانیم برخی از مهارت‌های مورد نیاز برای حرفه‌ای شدن در حوزه مدیریت منابع انسانی نظیر، رهبری، ارتباطات و… را پیدا کنیم.

تعریف مهارت

به طور مثال وقتی در مورد مهارت مربی‌گری به عنوان یکی از شایستگی‌های مورد نیاز افراد در حرفه مدیریت منابع انسانی صحبت می‌کنیم، ممکن است تعداد زیادی افراد بتوانند مربی‌گری را تعریف کنند، مدل‌های موجود در این زمینه را نیز بشناسند، ویژگی‌های یک مربی شایسته را فهرست کنند، اما براستی چند درصد آن‌ها مهارت مربی‌گری را دارند، یعنی می‌توانند در عمل مربی شایسته‌ای باشند؟ همه می‌دانیم که یکی از خرده مهارت‌های یک مربی خوب مهارت شنیدن موثر است و اگر بخواهیم می‌توانیم یک ساعت در مورد شنیدن موثر سخنرانی کنیم! اما وقتی پای عمل می‌رسد و ما قرار است در جایگاه یک مربی مثلا برای یکی از کارکنان سازمانمان قرار بگیریم، چقدر مهارت شنیدن موثر را در عمل از خود نشان می‌دهیم؟

یا مثلا بسیاری از ما می‌توانیم ساعت‌ها در مورد سیستم‌های مدیریت عملکرد، مدل های رایج آن، قوت و ضعف‌هایشان و… حرف بزنیم اما اگر من توانستم برای سازمان شما سیستم مدیریت عملکردی پیاده سازی کنم که منجر به بهبود عملکرد فردی و سازمانی شود، این کار از جنس توانستن است. به عبارت ساده، دانش از جنس دانستن و مهارت از جنس توانستن است. و اتفاقا آن چیزی که باعث متمایز شدن ما در بازار کار می شود، همین مهارت است، والا صرف داشتن دانش، در بهترین حالت ما را به فردی تبدیل می‌کند که قادریم همان دانش و معلومات را به دیگران آموزش دهیم، اما وقتی پای اجرا و عملی کردن آموخته‌ها به میان می‌آید، پا پس می‌کشیم.

حال با توجه به اهمیت توسعه مهارت حرفه‌ای، چطور و از چه روش‌هایی می‌توانم مهارت‌های مرتبط با حرفه خودم را بهبود بخشم؟

دوره جامع مدیریت منابع انسانی

روش‌های توسعه مهارت حرفه‌ای

1-بهبود مهارت نیاز به تلاش و کوشش بسیار دارد.

برای توسعه مهارت‌ها در هر حرفه‌ای نیاز به تلاش و تمرین بسیار زیادی داریم، یکی از بهترین مصداق های این امر، قانون ده هزار ساعت است. قانون ده هزار نتیجه یک تحقیق است که در سال ۱۹۹۰ توسط عده‌ای از روانشناسان روی افراد موفق انجام شد. این گروه با بررسی زندگی حرفه‌ای افراد موفق به یک نتیجه جالب دست یافتند. آنها زندگی آهنگسازان معروف، فوتبالیست‌ها، بزرگان دنیای کامپیوتر و … را بررسی کردند. در کمال شگفتی به این نتیجه رسیدند که عموم آنها به طور میانگین؛ برای اینکه به حد کمال خود برسند و ستاره دنیای خود شوند، حدود ده هزار ساعت مداوم و خستگی ناپذیر کار(تمرین) کرده‌اند؛ و ناخواسته قانون ده هزار ساعت را رعایت کرده‌اند.
ایده پشت این ده هزار ساعت این است که اگر می‌خواهید در هر حرفه‌ای برتر شوید ده هزار ساعت تلاش و تمرین نیاز دارید آقای مالکوم گلدول در کتاب [Outliers] نتیجه این بررسی را منتشر کرد. نتیجه تحقیقات پس از انتشار، بسیار مورد استقبال قرار گرفت. مقالات بیشماری در تعریف، تمجید و توصیف قانون ده هزار ساعت نوشته شد.

زندگی و کار حرفه‌ای

در یک عبارت اگر می‌خواهید در حرفه مدیریت منابع انسانی، به یک فرد حرفه‌ای تبدیل شوید می‌بایست برای رسیدن به آن 10000 ساعت وقت بگذارید، یعنی اگر بطور میانگین هر هفته 20 ساعت برای آن وقت بگذارید، حدودا ده سال بعد در این حرفه جز بهترین‌ها خواهید بود.
بنابراین موفقیت چه در این حرفه چه در هر حوزه دیگر یک شبه حاصل نمی‌شود و تمام حرفه‌ای‌ها در دنیا نیز برای رسیدن به جایگاه فعلی تلاش بسیار زیادی نموده و زمان زیادی را بر روی توسعه مهارت‌هایشان وقت گذاشتند.

2-توجه و تمرکز بر روی یک موضوع در زمان تمرین مهارتی

در زمانی که قصد دارید یکی از مهارت‌های مرتبط با حرفه مدیریت منابع انسانی را بهبود بخشید، بسیار مهم است که که چقدر زمان را با تمام وجود صرف این کار می‌کنید، بحث اصلی این است که اگر مشغول یک فعالیت مشخص باشید، تا چه مدت می‌توانید بر روی آن متمرکز بمانید و حواس‌تان به چیز دیگری پرت نشود.

3-کند کردن سرعت

نکته دیگری که در زمینه توسعه مهارت‌های حرفه‌ای می‌بایست مورد توجه قرار گیرد، این است که قرار نیست من که امروز تصمیم گرفته‌ام به یک فرد حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی‌ تبدیل شوم، سال آینده برترین فرد این حوزه باشم، شاید 5 یا حتی 10 سال دیگر این اتفاق بیفتد، این مدل نگاه باعث می‌شود کیفیت توسعه من تغییر کند و هدف‌های بزرگتری برای خودم بگذارم، زود ناامید نشوم و دست از تلاش نکشم. شعارهایی نظیر یک شبه پولدار شوید یا در ده روز به یک مذاکره کننده حرفه ای تبدیل شوید و… بیشتر از جنس شعار انگیزشی است تا واقعیتی که برای توسعه مهارت‌ها به آن نیاز داریم.

4-تعریف شاخص و معیارهای شفاف

بسیار مهم است که در مسیر توسعه مهارت حرفه‌ای برای خودمان، شاخص‌های شفاف تعیین کنیم، تا برایمان روشن باشد که آیا من دارم در این مهارت رشد می‌کنم؟ به طور مثال فرض کنید که می‌خواهید خرده مهارت نوشتاری را به عنوان یکی از خرده مهارت‌های، مهارت ارتباطی، توسعه دهید، یک شاخص می‌تواند تعداد افرادی باشد که مطالب وبلاگ شما را مطالعه کردند، یا مثلا تعداد فیدبک‌های مثبتی که در خصوص مطالبتان دریافت می‌کنید یا …، هر چقدر هم که این شاخص ها ساده و ابتدایی باشد، مهم نیست، چون طی مسیر و همزمان با رشد شما در این مهارت این شاخص‌ها هم پخته‌تر و بالغ‌تر می شوند، مهم این است که تعریفی از معیار موفقیت برای توسعه هر مهارتی برای خودمان داشته باشیم. و هر بار سعی کنیم استداندارد خودمان را بهبود بخشیم.

5-تقسیم مهارت به خرده مهارت‌ها

اکثر مهارت‌هایی که فکر می‌کنیم خیلی سخت هستند از چند مهارت ساده تشکیل شده‌اند، تقسیم کردن یک مهارت به مهارت‌های کوچک‌تر و تمرکز انرژی در هر زمان بر روی یکی از خرده مهارت‌ها، مسیر توسعه حرفه‌ای مهارت‌ها را ساده‌تر می نماید. فرض کنید که من می‌خواهم در مهارت ارتباطی به عنوان یکی از شایستگی های اصلی حرفه ای‌های مدیریت منابع انسانی توسعه پیدا کنم، می‌توانم این مهارت را به خرده مهارت‌هایی نظیر، مهارت ارائه، مهارت متقاعد سازی، مهارت شنیدن موثر، تاثیرگذاری، مهارت ارائه فیدبک و… تقسیم کنم و در هر زمان برای توسعه یکی از آن ها زمان بگذارم، هیچ ایرادی ندارد که من 6 ماه زمان صرف کنم و مهارت ارائه فیدبک را درست، اصولی و عمیق فرا بگیرم. علت این که بسیاری از دوره‌های آموزشی ما اثربخش نیست، این است که انتظار داریم حجم بالایی از مهارت‌ها را در جلسات محدود فرا بگیریم، در صورتی که صرف زمان کافی برای یادگیری خرده مهارت‌ها به مرور توسعه در مهارت اصلی را بدنبال خواهد داشت.

6- تمرین فراتر از مرز توانایی

تمرین برای توسعه مهارت وقتی اثربخش است که من را به مرز توانایی‌هام برساند، یعنی جایی که خیلی راحت نمی‌توانم انجامش دهم. فرض کنید که من می‌خواهم مهارت ارائه و سخنرانی را در خودم بهبود بخشم، من اگر همواره موضوعی را انتخاب کنم که تسلط کامل به آن دارم، خیلی به توسعه مهارتی خودم کمک نکردم، اما اگر موضوعی را انتخاب کنم که شانس خطا کردن وجود دارد، و خیلی انجام دادن آن کار برایم راحت نیست، برای انجام آن باید تلاش مضاعفی کنم، رنج بیشتری بکشم، شانس رشد من در توسعه آن مهارت به طرز قابل توجهی افزایش می‌یابد.

7-ثبت گزارش

بسیار مهم است که در مسیر توسعه حرفه‌ای خود، رویدادها و اتفاقات را ثبت کنیم،  اگر می‌خواهم در یک یا چند مهارت حرفه‌ای شوم، مدام ثبت کنم که چه تمرین‌هایی کردم و چه دستاوردهایی داشتم، چند ساعت کار کردم، چه افرادی چه فیدبکی به من دادند؟ این امر باعث می‌شود، مسیر توسعه خودمون را در هر زمان تحلیل کنیم، ببینیم کجاها داریم راه را درست طی می کنیم، کجاها داریم در دام تکرار گرفتار می‌شویم؟ کجاها باید تغییر ایجاد کنیم؟ کجا داریم سرمایه گذاری اشتباه بدون دستاورد انجام می‌دهیم و…

8-سرمایه گذاری برای مهارت مورد نظر

نکته پایانی که بسیار هم مهم است، بحث سرمایه گذاری برای توسعه مهارتی است، من چقدر حاضرم پول، زمان و… را در راستای توسعه حرفه‌ای خودم سرمایه کنم؟ من عمده سرمایه خودم را قرار است روی چه موضوعی متمرکز کنم؟ من چقدر حاضرم برای توسعه حرفه‌ام چیزهای دیگری نظیر تفریحات، گشتن در فضاهای مجازی و… را قربانی کنم؟ همیشه برای بدست آوردن برخی چیزها باید چیزهای دیگری را قربانی کرد و این به این معنی است که من برای خودم شفاف کنم، که اگر من قرار است به یک فرد حرفه ای در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل شوم باید بخش عمده ای از سرمایه خودم را روی این حرفه متمرکز کنم و در ازای این انتخاب، از انتخاب های دیگری چشم بپوشم.

آیا این آمادگی را دارم؟…

تاکنون در خصوص دو بعد حرفه‌ای‌گری یعنی دانش حرفه‌ای و مهارت حرفه‌ای با هم گفتگو کردیم. اما آیا صرف داشتن دانش و مهارت حرفه‌ای، از ما یک حرفه‌ای می‌سازد؟ یا حرفه‌ای گری ابعاد دیگری هم دارد؟

بسیاری از افراد سال‌های زیادی را صرف توسعه دانش و مهارت حرفه‌ای خود می‌کنند و انصافا هم افراد توانمندی در حرفه خود می‌شوند، اما هنگامی که با آن ها برخورد یا کار می‌کنیم، حس کار کردن با یک فرد حرفه‌ای را نداریم. شاید ذکر یک مثال ساده از زندگی شخصی من به تبیین این موضوع کمک بیشتری کند، دختر نه ساله من سال گذشته به کلاس نقاشی می‌رفت که اتفاقا معلم نقاشی او از نظر استانداردهای دانش و مهارتی حرفه نقاشی، جایگاه بسیار مناسبی داشت، اما برای من بسیار جای تعجب داشت که هربار ده دقیقه زودتر کلاس را تمام می‌کرد، به بهانه‌های مختلف در مورد آموزشگاه و تیم مدیریتی آن بدگویی می‌کرد و رفتارهایی از این دست که برای من این بار معنایی را داشت که این فرد علی رغم دانش، تخصص و مهارت حرفه‌ای، هرگز فرد حرفه‌ای بشمار نمی‌آید.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۸ مهارتی که هر متخصص منابع انسانی به آن نیاز دارد

ابعاد حرفه‌ای گری

حرفه‌ای‌گری ابعاد بسیار مهم دیگری علاوه بر دانش و مهارت دارد که در بخش پایانی این سلسله مقالات می‌خواهم در مورد آن و برخی مصداق‌هاش در حرفه مدیریت منابع انسانی کمی با هم صحبت کنیم. این ابعاد عبارتند از استقلال حرفه‌ای، تعهد حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای

ابعاد حرفه‌ای گری

استقلال حرفه‌ای

استقلال حرفه‌ای یعنی من به صورت مستقل تصمیم میگیرم که کاری درست است یا غلط و حتی اگر همه موافق یا مخالف باشند. علاوه برآن مسئولیت کاری که انجام دادم و تصمیمی که گرفتم را می‌پذیرم.

فرض کنید که من در شرکتی کارشناس منابع انسانی هستم. مدیر من اصرار دارد که در شرکت به منظور جانشین پروری، کانون ارزیابی و توسعه را راه اندازی کنیم. من می‌دانم که شرایط فعلی شرکت من زیرساخت‌های لازم را برای این پروژه ندارد، مثلا وقتی هنوز ساختارهای استخدام و آموزشی شرکت من درست شکل نگرفته،  استفاده از ابزاری مثل کانون، بیشتر از اثربخشی به هدر رفت منابع منجر می‌شود، حال چه می‌کنم؟ بسیاری از ما وقتی در این موقعیت قرار می‌گیریم خیلی راحت با استفاده از عبارت من مامورم و معذور!، از زیر بار این مسئولیت شانه خالی می‌کنیم، با این استدلال که من که بهشون گفتم وقتی اصرار دارند از دست من کاری ساخته نیست!

مدیر من مسئول فکر کردن است و من مسئول اجرا کردن! اما باید بدانیم که این قبیل توجیه سازی‌ها اگرچه ممکن است برای مدتی وجدان مرا آرام کند، اما در نهایت در نتیجه کار و اثراتی که برای سازمانم به همراه دارد من مسئول هستم و فرد حرفه‌ای حتی اگر در کوتاه مدت این استقلال رای به نفع او نباشد، بهای این کار را پرداخته و مسئولیت رفتار و تصمیمات خود را بر عهده می‌گیرد.

تعهد حرفه‌ای

معنای تعهد حرفه‌ای یعنی این که من چقدر نسبت به خودم، به تیمم به سازمانم، به مشتریانم و … متعهد هستم. افرادی را در نظر بگیرید در همین حرفه ما، همین که پای درد دلشان می نشینی چنان الفاظی از جنس بدگویی در مورد سازمانی که در آن کار می‌کنند بکار می‌برند که مردد می‌شوی اگر سازمانی که این فرد در آن کار می‌کند چنین ویژگی‌هایی دارد پس اگر  آن را ترک نمی‌کند؟ جای بسی تعجب است.

من به عنوان یک متخصص منابع انسانی حرفه‌ای تا زمانی که در سازمانی کار می‌کنم به اهداف و چشم انداز سازمان و تلاش برای محقق کردن آنها، به تیمی که با آن کار می‌کنم به منظور حفظ انسجام تیمی، به سازمانم در زمینه وفاداری به آن و دفاع از آن و مشتریانی که با آن‌ها همنشین هستم متعهد می‌مانم.

من هرگز فرد حرفه‌ای نخواهم بود اگر در سازمانی کار کنم اما همواره درصدد تخریب مدیران، ارزش‌ها، همکاران، برند، مشتریان و… آن هستم.

اخلاق حرفه‌ای

آخرین بعد حرفه‌ای‌گری، اخلاق حرفه‌ای است، اخلاق حرفه‌ای اصول اخلاقی در زندگی حرفه‌ای و مناسبات پیرامون آن است  اخلاق حرفه‌ای به دنبال مطالعه و درک مبانی ارزش‌ها و الزامات حرفه‌ای است. مبانی اخلاق حرفه‌ای شامل، صداقت و راستگویی، انصاف و برابری، امانت داری، وفاداری و احساس مسئولیت اجتماعی است.

به طور مثال یک نمونه از مصادیق اخلاق حرفه‌ای در حرفه ما حفظ اسرار مجموعه‌ای است که با آن کار می‌کنیم، فرض کنید من به عنوان مشاور مدیریت منابع انسانی با سازمان‌های مختلفی کار می‌کنم، ممکن است بسیار برای برخی مشتریان خوشایند باشد که من اطلاعاتی از سازمان‌های دیگر در حوزه‌های مختلف مثل نرخ رضایت کارکنان، میزان پرداختی‌ها و.. به آن‌ها(به خصوص زمانی که رقیب هم هستند)بدهم، و احتمالا انجام این کار در کوتاه مدت برای من فرصت‌های بیشتری هم خلق می‌کند، اما باید بدانم که این قبیل رفتارها مصداق بارز زیرپا گذاشتن اخلاق حرفه ایست و اگرچه ممکن است در کوتاه مدت منافعی برای من داشته باشد اما در دراز مدت تصویر یک فرد غیرحرفه‌ای را از من خواهد ساخت.

سعی کردم در این سلسله مقالات با یادگیری از آموخته‌هایم از فایل حرفه‌ای‌گری در محیط کار محمدرضا شعبانعلی در خصوص ابعاد مختلف حرفه‌ای‌گری در حرفه مدیریت منابع انسانی مصادیقی را پیدا کنم و امیدوارم سرنخ‌هایی را برای دوستانی که در کنار هم برای حرفه‌ای گری و حرفه‌ای شدن در این حوزه تلاش می‌کنیم، مشخص کرده باشد.

بسیار خوشحال می‌شوم شما هم اگر مصادیقی از رفتار حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی دارید در قسمت نظرات با من و دیگر دوستان به اشتراک گذارید تا در کنار هم قدم‌های کوچکی در جهت توسعه حرفه‌ای‌گری در حرفه مدیریت منابع انسانی برداریم.

اگر در حال حاضر در حوزه مدیریت منابع انسانی مشغول به کار هستید و یا آینده حرفه‌ای خود را در این حوزه ترسیم کرده‌اید دوره‌های آموزشی مدیریت منابع انسانی را مشاهده فرمایید.

منابع:

فایل صوتی حرفه‌ای‌گری در محیط کار/ محمدرضا شعبانعلی/ متمم

کتاب تافته‌های جدابافته/مالکوم گلدول
تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

پروژه­‌های اندازه گیری رضایت کارکنان
رضایت، تعهد، تعلق, مقالات

رضایت شغلی چیست؟ 7 عامل افزایش رضایت شغلی در کارکنان

رضایت شغلی به مجموعه تمایلات و یا احساسات مثبتی که افراد نسبت به شغل خود دارند اطلاق می‌‏شود. رضایت شغلی نیرویی ناملموس اما قدرتمند است که منجر به ایجاد محیط کاری با تعامل و بهره وری بیشتر می‌شود. کارمندان شادتر به طور طبیعی تمایل بیشتری دارند که کار خود را بهتر و برای مدت طولانی‌تری نسبت به همکاران ناراضی خود انجام دهند. در این مقاله به مفهوم و عوامل موثر بر رضایت شغلی پرداخته و راهکارهایی را برای افزایش رضایت شغلی کارکنان پیشنهاد می‌دهیم.

رضایت شغلی چیست؟

رضايت شغلی Job Satisfaction اولين، پراهميت‌ترين و قديمی‌ترين متغير وابسته مورد مطالعه در رفتار سازمانی است. رضایت شغلی به نگرش کلی فرد در مورد شغلش اطلاق می‏‌شود و این که فرد تا چه اندازه کارش را دوست دارد.

با افزایش رضایت شغلی، اغلب شاهد افزایش  روحیه و در نهایت افزایش بهره وری و سود نهایی هستیم. طبق تحقیقات انجام شده توسط دانشگاه آکسفورد، کارکنان راضی علاوه بر سرعت بیشتر، در مقایسه با همکاران ناراضی خود، 13 درصد فروش بیشتری نیز دارند.

شاخص رضایت شغلی کارکنان

شاخص رضایت شغلی کارکنان(Employee Satisfaction Index) یا ESI مجموعه‌ای از سوالات است که میزان رضایت کارکنان از شغل خود را اندازه می‌گیرد.

رضايت شغلی مجموعه‌ای از نگرش­‌ها و عواطف فرد نسبت به شغلش است كه برای مديران سازمان آگاهی از ميزان آن اهميت زيادی دارد و به همین منظور مدل‌ها و به تبع آن پرسشنامه­‌های زیادی برای سنجش این متغیر مهم رفتار سازمانی طراحی شده است.

اکثر سازمان­‌ها با اتکا به پرسشنامه­‌ها و روش­‌ها و نرم افزارهای آماری شاخص رضایت شغلی کارکنانESI خود را گزارش کرده و بر اساس آن اقدامات بهبود طراحی می‌­نمایند.

عوامل موثر بر رضایت شغلی

رضایت شغلی یک موضوع پیچیده و چند بُعدی است. در ادامه مهم ترین عوامل موثر در رضایت شغلی توضیح داده شده است.

نفس کار

وقتی که کارکنان به فعالیتی مشغول می‌شوند که با توانایی‌ها و علاقه‌هایشان همخوانی دارد، احساس می‌کنند که به عنوان یک عضو موثر و ارزشمند در سازمان شناخته می‌شوند. بنابراین، ارائه فرصت‌هایی برای توسعه مهارت‌ها و ارتقاء شغلی می‌تواند به افزایش رضایت شغلی کمک کند.

سرپرستان

رابطه مثبت و سازنده با سرپرستان نیز به‌طور قابل توجهی بر رضایت شغلی کارکنان تأثیر می‌گذارد. سرپرستانی که قادر به ایجاد ارتباطات موثر، اعتماد و حمایت کننده باشند، می‌توانند احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس را در کارکنان ایجاد کنند و به افزایش رضایت آن‌ها کمک کنند.

حقوق

کارکنانی که احساس می‌کنند که مقدار زحمتی که در کار می‌گذارند، شناخته شده و پاداش داده می‌شود، احساس رضایت بیشتری نسبت به شغل خود دارند.

ارتقا

فرصت‌های ارتقاء و پیشرفت نیز از جمله عواملی هستند که می‌توانند به رضایت شغلی کارکنان کمک کنند. امکاناتی که برای پیشرفت حرفه‌ای و شخصی و آموزش کارکنان فراهم می‌شود، باعث افزایش انگیزه و تعهد کارکنان به سازمان می‌شود.

همکاران

رابطه موثر با همکاران نیز به عنوان یکی از عوامل مهم در رضایت شغلی کارکنان مطرح می‌شود. همکارانی که به عنوان یک تیم مؤثر و هماهنگ با یکدیگر همکاری می‌کنند، می‌توانند احساس تعلق و ارتباط مثبتی را در کارکنان ایجاد کنند و منجر به افزایش رضایت شغلی شود.

محیط کار

محیطی که امکانات و تجهیزات لازم برای انجام کار را فراهم کند و از نظر فیزیکی و اجتماعی مناسب باشد، می‌تواند به رضایت و خوشحالی کارکنان کمک کند.

چطور رضایت شغلی کارکنان را افزایش دهیم؟

در اینجا هفت ایده برای افزایش رضایت شغلی کارکنان پیشنهاد شده است.

۱. قدردانی از کارکنان برای کارشان

تاکید بر دستاوردهای شخصی و حرفه‌ای کارکنان، به ایجاد احساس موفقیت و ارتباط در درون سازمان کمک می‌کند. این امر می‌تواند منجر به عملکرد کلی بهتر و انگیزه بیشتر شود. بر اساس مطالعه‌ای که توسط مجله فورچون انجام شده است، ۳۷ درصد از پاسخ دهندگان بیان کردند که “تشویق شخصی بیشتر” آنها را ترغیب می‌کند تا کارهای بهتری را با دفعات بیشتر ارائه دهند.

کارمندانی که احساس می‌کنند کارشان به رسمیت شناخته شده است، احتمال بیشتری دارد که در سازمان باقی بمانند. یافته‌های SurveyMonkey نشان می‌دهد که با دریافت قدردانی، ۶۳ درصد از کارکنان به احتمال بسیار کم به دنبال شغل جدیدی خواهند بود. قدردانی می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از قبیل قدردانی عمومی در مقابل همکاران تا برنامه‌های تشویقی و گردش‌های گروهی.

۲. گوش دادن و احترام

رهبران بزرگ قدرت گوش دادن به کارکنان خود را می‌دانند. توانمندسازی افراد برای به اشتراک گذاشتن ایده‌هایشان، منجر به حل خلاقانه‌تر مشکلات، راه حل‌های بهتر و کارکنان شادتر می‌شود. در واقع، مطالعه اخیر فوربس نشان داد که کارکنانی که نظراتشان مورد تشویق و قدردانی قرار می‌گیرد، بیش از ۴ برابر بیشتر از افرادی که احساس بی‌ارزش بودن می‌کنند، احتمال دارد بهره ور باشند.

گوش دادن به کارکنان و ایجاد حس ارزشمندی در آنها، به خوشحال‌تر بودنشان در نقششان کمک می‌کند. طبق بررسی هاروارد بیزینس ریویو، کارکنانی که احساس می‌کنند سرپرستانشان با آنها با احترام رفتار می‌کنند، ۶۳ درصد از شغل خود راضی‌تر هستند. از طرف دیگر، کارمندانی که دچار احساس بی‌احترامی یا تحقیر می‌شوند، به احتمال زیاد به دنبال فرصت بعدی شغلی خود هستند.

۳. ارتباط و بازخورد شفاف

سیستم‌های ارتباطات داخلی شما، تمام بخش‌های سازمان شما را به هم متصل می‌کند و نقش مهمی در باز نگه داشتن خطوط ارتباطی بین تیم‌ها و مدیریت ایفا می‌کند. طبق گفته Trade Press Services، ارتباطات داخلی موثر، ۸۵ درصد از کارکنان را برای مشارکت بیشتر در محیط کار ترغیب می‌کند. این به این دلیل است که ارتباط واضح منجر به تصمیم گیری سریع‌تر و ناامیدی کمتر می‌شود و تمرکز بر روی کار را برای کارکنان آسان‌تر می‌کند.

۴. فراهم کردن کانال‌هایی برای ارتباط اجتماعی

در سال ۲۰۱۹، نظرسنجی از کارگران آمریکایی نشان داد که ۶۰ درصد از کارکنان، همکاران را بزرگترین عامل در شادی شغلی می‌دانند. برای بسیاری از کارکنان، روابط درون فردی برای رضایت کامل از محیط کار ضروری است. با ورود به عصر جدید کار ترکیبی، اطمینان حاصل کنید که فرهنگ اداری و گپ زدن‌های غیررسمی همچنان جایگاه ویژه‌ای در فضای کاری شما داشته باشد. فرهنگ خود را فراتر از محیط اداری تقویت کنید و با ادغام راه حل اینترانت اجتماعی مناسب، تیم‌ها را حتی خارج از وظایف روزانه خود، در ارتباط نگه دارید.

۵. شفافیت در مدیریت و رهبری

هیچ چیز به اندازه نقض اعتماد، رابطه کارفرما و کارمند را به سرعت خراب نمی‌کند. در واقع، شفافیت مدیریت یکی از مهمترین عوامل در تعیین رضایت کارکنان است. کارکنان دوست دارند در جریان امور قرار بگیرند و می‌خواهند بدانند که می‌توانند به مدیران خود برای گفتن حقیقت اعتماد کنند. ۶۱ درصد از کارکنان موافقند که اعتماد بین آنها و مدیریت، عامل مهمی در ایجاد یک فضای کاری سالم است.

۶. ارائه فرصت‌های توسعه شخصی

بخش مهمی از رضایت کارکنان، ارائه مسیر توسعه شخصی است. طبق یک نظرسنجی اخیر از ۱۰۰۰ فرد حرفه‌ای هدفمند، ۸۲ درصد از پاسخ‌دهندگان در صورت عدم پیشرفت شغلی، ترک شغل خود را در نظر می‌گیرند. کارکنان در عین حال که بخشی از سازمان هستند، می‌خواهند احساس کنند که برای پرورش آرزوهای شخصی آنها نیز فضایی وجود دارد. یک نظرسنجی نشان داد که تنها ۲۹ درصد از کارکنان از فرصت‌های پیشرفت شغلی موجود خود “بسیار راضی” هستند. برای درک مهارت‌های فردی و تیمی و تشویق کارکنان به دنبال کردن علایق مرتبط، حتی اگر خارج از شرح شغل آنها باشد، وقت بگذارید.

۷. پذیرش کار از راه دور / ترکیبی

رویای بسیاری از کارمندان اداری قبل از همه گیری، اکنون به واقعیت تبدیل شده است. دورکاری، با تمام انعطاف‌پذیری و راحتی آن، ۳۸ درصد از کارکنان موافقند که اکنون نسبت به قبل از شیوع کووید ۱۹ از شغل خود راضی‌تر هستند. با این حال، مدیریت تیم‌های دورکار / ترکیبی، چالش‌های جدیدی را در زمینه همکاری کارآمد ایجاد می‌کند. نرم افزارهای دورکاری می‌توانند به ساده‌سازی ارتباطات و اتصال تیم‌ها از هر جایی که انتخاب می‌کنند، کمک کنند.

امیدوارم این ایده‌ها به شما در بهبود رضایت کارکنان و ایجاد یک محیط کاری شادتر و بهره ورتر کمک کند.

منابع:

https://www.happeo.com/blog/how-to-improve-employee-satisfaction

تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت

نویسنده: سونیا جلالی

جلسه بازخورد عملکرد اثربخش
مدیریت و ارزیابی عملکرد, مقالات

چطور یک جلسه بازخورد عملکرد اثربخش را برگزار نماییم؟

همه انسان‌ها به شدت مایلند مورد تایید و تمجید قرار بگیرند، همه انسان‌ها از شنیدن انتقاد در مورد خودشان می‌رنجند و از خود دفاع می‌کنند. همه انسان‌ها تمایل دارند که موفقیت‌های خود را به حساب عوامل درونی بگذارند(مثل توانایی شخصی یا تلاش و کوشش) شکست‌ها و اشتباهات را به عوامل بیرونی(مثل شانس، عدم همکاری دیگران و…) نسبت دهند. بنابراین ارائه بازخور عملکرد به خصوص بازخور انتقادی برای مدیران کار بسیار سختی است که به ظرافت و هنرمندی نیاز دارد. در این مقاله قصد دارم  در مورد مفهوم بازخورد عملکرد کارکنان و چگونگی انجام آن صحبت کنم. همچنین با یادگیری از تجربیات واقعی پیاده‌سازی مدیریت عملکرد در سازمان‌ها راهکارهایی را برای بهبود جلسات بازخور عملکرد ارائه نمایم.

بازخورد کارکنان چیست؟

یکی از اصلی‌ترین مراحل چرخه مدیریت عملکرد کارکنان برگزاری جلسه بازخورد عملکرد کارکنان است، این مرحله را شاید بتوان دشوارترین اما مهم‌ترین مرحله فرایند(چرخه) مدیریت عملکرد تلقی کرد. یعنی مرحله‌ای که  مدیر و کارمند در جلسه‌ای رو در رو به گفتگو در مورد کارنامه ارزیابی کارمند می‌پردازند.

در جلسه بازخورد عملکرد کارکنان، نتایج مثبت و قابل بهبود ارزیابی عملکرد به فرد انتقال داده می‌­شود و اقدامات بهبود ثبت می‌گردد، تا برای دوره‌های آتی برنامه­‌ریزی‌های مرتبط صورت پذیرد.

این مرحله باید بر اساس اطلاعات دقیق، به صورتی منصفانه و با تعادل میان گذشته(آن چه انجام شده) و آینده(آن چه باید انجام شود) به اجرا درآید. کلید موفقیت این جلسه از کار آن است که کارکنان(ارزیابی شوندگان) به مدیران(ارزیابی کنندگان) اعتماد داشته باشند و نتایج این ارزیابی را قبول کنند.

چرا ارائه بازخورد عملکرد به کارکنان اهمیت دارد؟

اگر بازخورد عملکرد به کارکنان به درستی برگزار نشود کل فرآیند مدیریت عملکرد ارزش چندانی را در سازمان ایجاد نمی‌کند. به قول آقای اسکات آدامز در کتاب پرفروش اصول گیلبرت ” در عالم تئوری، فرایند بازبینی عملکرد یک تعامل مثبت بین مدیران و کارکنان برای نیل به حداکثر عملکرد است؛ ولی در عالم واقعی مثل این است که سنجاب مرده‌ای را در حیات خانه خود پیدا کنید و احساس کنید که بهترین راه حل آنست که آن را به پشت بام همسایه پرتاب کنید! “یعنی پس از ارزیابی عملکرد کسی مسئولیت شکست‌ها را بر عهده نمی‌گیرد.

بدون بازخورد عملکرد هیچ فرد، تیم و سازمانی نمی‌تواند به صورت موثر پیشرفت کند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل ارزیابی عملکرد کارکنان+ دانلود فرم ارزیابی

 

مدیریت عملکرد کارکنان

راه حل‌هایی برای بهبود جلسات بازخورد عملکرد

ارتباط انسانی بین مدیر و کارمند

اولین و مهمترین مسأله این است که ریشۀ بازخورد دادن، علاقه به کارمند و موفقیت اوست. مهم نیست که بازخورد مثبت یا انتقادی است. همۀ بازخوردها باید حمایتی تلقی شوند. ما تنها به افرادی بازخورد می‌دهیم- حتی بازخوردهای ناخوشایند – که به آنها توجه داریم. تا به حال شده که دکمۀ لباس شما باز مانده باشد و کسی به شما نگفته باشد؟ از کسی که این را به شما گفته باشد متشکر نمی‌شوید؟ بنابراین در جلسه بازخور کارمند باید احساس کند که شما فردی هستید که به دنبال رشد و موفقیت او هستید نه مچ گیری. بازخورد را در جلسه رو در رو به کارمند بدهید، جلسه را حتی الامکان غیر رسمی و در فضای حمایتی و محرمانه برگزار کنید، در ابتدای جلسه، هدف از تشکیل جلسه و ضرورت و اهمیت موضوع را برای کارمند روشن کنید، تمرکز اصلی این جلسه، ضمن مرور و تحلیل گذشته، باید بر اصلاح آینده باشد چرا که به هر حال راهی برای جلوگیری از آنچه اتفاق افتاده وجود ندارد.

جلسه را با یک بازخورد مثبت شروع کنید

به طور متوسط 75 تا 85 درصد از بازخوردها باید مثبت و در راستای تقویت کارهای مثبت افراد باشند. تنها 15 تا 25 درصد بازخوردها باید در راستای تغییر رفتار یا اصلاح عملکرد افراد باشد.

تمرکز بر رفتار

همیشه بازخورد را بر اثر و پیامدهای رفتار متمرکز کنید؛ هرگز آن را در مورد افراد  به کار نبرید. در مورد اشخاص و خصوصیات شخصیتی آنها بازخورد ندهید، هرگز به افراد نگویید که « نگرش بد » دارند، اگر چنین چیزی را بگویید، بلافاصله نگرش بد را ساخته‌اید! بلکه به مواردی از رفتار کارمندان اشاره کنید که قابل تغییر و بهبود باشد. مطمئن شوید که رفتار مشخص مورد نظرتان را شناسایی می‌کنید، و اهمیت و ارزش بروز آن رفتار را توضیح دهید.

این مقاله را هم مطالعه کنید: شایستگی چیست؟(به همراه نمونه)

مشخص بودن بازخورد

بازخوردها را نه به صورت کلی و مبهم بلکه به صورت مشخص، معین و دقیق ارائه کنید و آن را به یک اقدام، زمان و مکان خاص نسبت دهید مثال بزنید و به رفتارها و اقدامات اخیر فرد و تاثیری که روی شما یا سازمان گذاشته استناد کنید. مثلا وقتی به سه جلسه اخیر با نیم ساعت تاخیر رسیدی این احساس به من دست داد که جلسه برات به اندازه کافی مهم نیست.

زمان بندی بازخوردها

به منظور کسب آمادگی و افزایش کارایی بازخورد، زمان بندی بازخوردها را در تقویم شخصی خودتان یادداشت کنید. در کنار زمان بندی خودتان، زمان بندی دیگران را هم در نظر بگیرید. چه زمانی برای کارکنان شما بهتر است؟

توافق بر برنامه بهبود

در پایان جلسه باید خلاصه مذاکرات و توافقات را ثبت کرد و نقش و سهم هر یک از طرفین ارزیابی را برای بهبود عملکرد فرد در دوره زمانی بعدی تعیین نمود. برای اینکه مطمئن شویم کارمند، بازخوردها را کاملاً درک کرده  و در مورد آنچه باید انجام دهد نیز اطلاع و آگاهی کافی و لازم را پیدا کرده است می‌توان نوشتن صورتجلسه را به او واگذار کرد.

کوتاه سخن این که، بعد از جلسۀ ارزیابی، سرپرست و کارمند باید پر انرژی و با انگیزه باشند، نه مثل افرادی که به کلی انگیزه‌شان را از دست داده‌اند.

اگر در حال حاضر در حوزه مدیریت عملکرد مشغول به کار هستید و یا آینده حرفه‌ای خود را در این حوزه ترسیم کرده‌اید دوره آموزشی مدیریت عملکرد کارکنان به شما دانش و مهارت لازم برای ایفای نقش به عنوان متخصص مدیریت عملکرد را می‌دهد.

منابع:

کتاب مدیریت عملکرد کارکنان/ دکتر ابوالعلایی
کتاب چماق و هویج دیگر کارایی ندارد/ پاول مارسیانو
تجربیات شخصی نویسنده در حوزه مشاوره مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

بازشناسی رسالت زندگی
مقالات

در آستانه سال نو: معنای کار و زندگیم چیست؟

زندگی را رسالت می‌دانید یا تکلیف؟

آیا تا به حال در حرفه‌ای کار کرده اید که واقعا آن را دوست نداشتید؟ یا حتی اگر از شغلتان راضی بودید”مثلا به دلیل حقوق خوب یا امنیت شغلی ظاهریش” آیا باز هم از کاری که انجام می‌دادید احساس خشنودی نمی‌کردید؟
به طور کلی آیا تا به حال به این فکر افتاده‌اید که زندگی غنی‌تر از آنی‌ست که شما داشتید تجربه می‌کردید؟
اگر پاسختان مثبت است باید بدانید که شما به هیچ وجه تنها نیستید.

ما انسان‌ها فطرتا، پیرو عرف و عادتیم. در پی زندگی که هم قابل پیش بینی و هم در منطقه آرامش‌مان باشد. به قالب‌های فکری تکراری، و غالبا اکتسابی متکی هستیم. در واقع، ما در ذهن‌مان مسیرهایی ایجاد می‌کنیم که بسیار شبیه ایجاد راهی در چمن زار به دلیل عبور مکرر از آن است. خودمان را در زندان‌های ذهنی خودمان زندانی می‌کنیم.

 تعریف معنای زندگی

معنا چیزی است که معتقدید از خود بزرگتر و مهم‌تر است. می‌خواهید در خدمت آن باشید. دلیلی است که انسان به خاطر آن سختی‌ها را تحمل می کند و امیدوار است.

با جستجوی معنا می‌توانیم به قالب‌های فکری‌مان شکلی تازه بدهیم، خودمان را از دیدگاه محدودمان خلاص کنیم، کلید را بیایم، و قفل در سلول زندان مجازی‌مان را باز کنیم.
معنا را می‌توان در هر لحظه مشخصی پیدا کرد، یک راننده اتوبوس با تصور هر لحظه رانندگی اتوبوس و هر مسافر به عنوان فرصتی برای مهربانی و ارتباط، به خویشتن معنوی‌ش جان دوباره می بخشد. با این که مراجعانش به صورت گذرا از زندگیش عبور می‌کنند، او از طریق تجربه آشنا شدن با دیگران، معنا را در کار پیدا می‌کند.

معنای کار و زندگی

اگر از نگرش سطحی کار مساوی است با حقوق فاصله بگیریم می‌توانیم جستجوی معنا را آغاز کنیم

سوالاتی برای کشف رسالت

هر روز چه فرصت‌هایی برای ارتباط معنادار با دیگران داریم؟
آیا آن لحظه‌ها را درک و ارتباط واقعی برقرار می‌کنیم؟
آیا به افرادی که ملاقات می‌کنیم احترام می‌گذاریم؟
آیا وقت صرف می‌کنیم تا توانمان در معنا بخشیدن به رابطه‌هایمان را ارزیابی کنیم؟
آیا به وقت خود احترام می‌گذاریم؟
آیا به دنبال روش‌های جدید و خلاقانه برای فهمیدن کارمان و تکمیل آن هستیم؟
یا تجربه‌مان را به رسیدن به پایان روز و چک حقوق بعدی محدود می‌کنیم؟

به زبان استعاره
آیا هر روز شتابان از پارکینگ به سمت محل کار می‌رویم؟ یا داریم برای رسیدن به آخرین روز هفته دعا می‌کنیم؟

نکته مهم این است که معنا را ما خلق نمی‌کنیم؛ آن را پیدا می‌کنیم و اگر در جستجویش نباشیم نمی‌توانیم آن را بیابیم. معنا در همه شکل‌ها و اندازه‌ها به ذهنمان خطور می‌کند. اما در عصر شرکت‌های پرسرعت انگار که فراموش کرده‌ایم که چطور سرعتمان را کم کنیم و چگونه تامل کنیم؟

تامل و پرسش برای کشف رسالت

چه کاری داریم انجام می‌دهیم؟
چرا آن را انجام می‌دهیم؟
زندگی‌مان چه معنایی برایمان دارد؟
کارمان چه معنایی دارد؟

زندگی‌مان همه روزه با پاسخ‌های معنا دار غنی می‌شود ولی فقط هنگامی که به حد کافی مکث می‌کنیم تا به ارزش آن پی ببریم، معنا در زندگی‌مان شکوفا خواهد شد.

من به جرات می‌گویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن «معنی» وجودی خود در زندگی یاری کند. در این گفته نیچه حکمتی عظیم نفهته است که “کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی خواهد ساخت.”

معنای زندگی از فرد به فرد، روز به روز و ساعت به ساعت در تغییر است، معنا مانند رنگ‌ها متنوع است. و هیچکس نمی‌تواند معنا را برای شخص دیگری معین کند. کشف معنای لحظه‌های زندگی، مسئولیتی شخصی است، مسئولیتی که اصلا نمی‌توان آن را به فرد دیگری واگذار کرد. هر فرد می‌‌بایست معنی و هدف زندگی خود را در لحظات مختلف دریابد.

مسئولیت انتخاب نگرشمان صرفا و کاملا بر عهده هر یک از ماست. بنابراین اگر تصمیم می‌گیریم که آرزوهای واقعی‌مان چه شخصی و چه کاری را در صندوقچه‌ای قفل شده بگذاریم با این امید که روزی به سراغشان برویم، این انتخاب خودمان است.

روش کشف معنای زندگی و کار

تعدادی تمرین ساده و کاربردی وجود دارد که در ادمه دو تا از آن‌ها را با هم مرور می‌کنیم.

تمرین 1: بر بالای قله

تصور کنید در بالای قله کوهی نشسته‌اید و زندگی‌تان را زیر نظر دارید. از این فاصله، می‌توانید همه راه‌هایی که رفته‌اید، همه توقف‌هایی که داشته‌اید، همه کسانی که با آن‌ها مواجه شده اید، همه کارهایی که انجام داده یا تجربه کرده‌اید را در زندگی‌تان ببینید. مانند یک نقشه کش، نقشه زندگی‌تان را ترسیم کنید، و برای برجسته کردن نقاط عطف در هر یک از زمینه های فوق، از نشانه‌های مختلف استفاده کنید، بعد از مشخص کردن نقاط عطف درباره اهمیت، معنا و چرایی آن از خودتان سوال کنید؛ چه چیزهای معناداری در نقاط عطف زندگیتان وجود دارد؟

تمرین 2: سخنرانی گرامیداشت

در اینجا می‌خواهیم تمرینی را مرور کنیم که می‌تواند به عنوان عاملی شتاب دهنده برای تامل درباره زندگی‌تان، از جمله زندگی کاری‌تان، به کار رود، و در پی گیری مسیرتان به سوی زندگی معنادار شما را یاری کند.
خود را در شرایطی بگذارید که ناچارید آگهی ترحیم‌تان را برای روزنامه بنویسد، مایلید چه بگویید؟ به عبارت دیگر می‌خواهید چگونه از شما یاد شود؟ مهم‌ترین تجربه های زندگی‌تان چه بوده است؟

سخنرانی گرامیداشت
این آخرین اظهاراتی است که درباره شما در مراسم خاکسپاری‌تان گفته می شود، پس سعی کنید همان چیزی باشد که شما می‌خواستید بگویند.
این تمرین به شما کمک می‌کند به زندگی و کارتان فکر کنید و هر چیزی را که برایتان پرمعناترین است را آشکار می‌کند.

هر یک از ما دارای وظیفه و رسالتی ویژه در زندگی است که می‌بایست به آن تحقق بخشد در انجام این وظیفه و رسالت جانشینی نداریم و قابل برگشت هم نیست. مسئولیت ما بی‌مانند و منحصر به فرد، و فرصتی که برای انجام آن داریم نیز بی‌همتاست.

اکنون در آستانه سال نو یک بار دیگر از خودتان بپرسید زندگی یک تکلیف است و یا یک رسالت؟ کارتان چطور؟

منابع:

کتاب اسیران اندیشه های ما، تالیف آلکس پاتاکوس، ترجمه فروزنده شهبازلو

کتاب انسان در جستجوی معنا، نوشته دکتر ویکتور فرانکل، ترجمه دکتر نهضت صالحیان و مهین میلانی

نویسنده: سونیا جلالی