تجربه یک روز حضور در کانون ارزیابی از زبان یک مدیر فروش
برای شغل مدیر فروش به یکی از شرکتهای بزرگ صنایع غذایی درخواست استخدام داده بودم، یک هفته بعد از درخواستم کارشناس منابع انسانی شرکت باهام تماس گرفت. گفت ارزیابی داوطلبان استخدام برای این موقعیت شغلی از طریق کانون ارزیابی صورت میگیره و توضیحاتی در مورد کانون ارزیابی داد. روز و ساعت برگزاری کانون رو اعلام کرد و خواست راس ساعت مقرر در محل برگزاری کانون حضور پیدا کنم.
ساعت 8 : ورود به کانون ارزیابی
نيم ساعتی زود به هتل محل برگزاری كانون رسيدم، انگار كمی دلهره دارم هميشه ناشناختهها برام اضطراب آور بوده، هر چند اطلاعاتي از هفته قبل در مورد كانون ارزيابي بهمون رسيده اما هنوزم نميدونم كه امروز دقيقا قراره چه اتفاقی بيفته و اين منو نگران ميكنه بالاخره به سالن محل برگزاری رسيدم خانمی با خوشرويی بهم خوشامد گفت و مشخصاتم رو در ليست روبروش پيدا كرد و ازم خواست گوشيم رو تحويل بدم با بیميلی اما بیاعتراض پذیرفتم! وارد سالن كنفرانس كوچكی شدم دو نفر ديگه هم پیش از من آمده بودند و گرم گفتگو با هم.
ساعت 8:30: جلسه معارفه
خانم جوانی وارد سالن شد و خودش رو معرفی كرد گفت مدير برگزاری كانونه و توضيحاتی در مورد کانون ارزیابی و اهدافش داد و گفت كه امروز قراره چه اتفاقاتی بيفته، تاکید زیادی داشت که سعی کنید نقش بازی نکنید وخودتون باشيد! به هر كس يك برنامه دادند و كار شروع شد.

ساعت٩:تمرین بحث گروهی
اولين تمرين من بحث گروهی بود، من همراه چهار نفر دیگه به یک اتاق هدایت شدیم و دور یک میز نشستیم، مدیر کانون سناریویی رو بهمون داد و خواست بعد از مطالعه اولیه با بقیهی اعضای تیم در موردش بحث کنیم، موضوع بحث تحلیل علل کاهش فروش یک سازمان بود و قرار بود ما به عنوان مدیر کارگروه مدیریت بحران، در خصوص مشکلات به وجود آمده بحث کرده و راهکار ارائه کنیم، بحث حسابی داغ شده و بود هر یک از اعضا سعی میکردند راهکار پیشنهادی خودشون رو به گروه بقبولونند! در سه گوشه اتاق سه ارزیاب نشسته بودند و بدون کلام ما رو رصد و مواردی رو یادداشت میکردند! در نهایت بعد از چانه زنی و بحث فراوان، خروجی بحثمون رو در قالب صورتجلسه تحویل دادیم و این تمرین به پایان رسید.
ساعت 10:کارتابل
مطابق برنامه باید به اتاق دیگهای برای انجام تمرین کارتابل میرفتم، 5 نفر دیگه هم در اتاق حضور داشتند، کارتابل شامل یادداشتها، نامهها، گزارشها، درخواستها که در کارتابل یک مدیر قرار داده شده و من در نقش مدیر میبایست لیستی از اقدامات و تحلیلهای مورد نظر و پیشنهاد حل مسائل هرکدام از این آیتمهارا در قالب یادداشت، درخواست جلسه، تصمیم، ارجاع و… تعیین تکلیف میکردم، که برای من تجربه سخت و در عین حال جالبی بود. چون در مدت زمان کم باید به یک عالمه کار بعضا مرتبط با هم رسیدگی میکردم که تمرین پرچالشی بود.
ساعت 10:45: استراحت
خب بالاخره بعد از دو تمرین نفس گیر وقتی برای استراحت فراهم شد و همینطور فرصتی برای گپ زدن با سایر شرکت کنندگان.
ساعت 11: مصاحبه
برنامه را مجدد مرور کردم، طبق برنامه باید به اتاق مصاحبه میرفتم، وارد اتاق شدم، آقای جا افتادهای منتظر من بود و خیلی صمیمانه بهم خوش آمد گفت، خودش رو معرفی کرد و بحث رو با صحبتهای حاشیهای و انگیزه من از حضور در این کانون و… شروع کرد و بعد رفته رفته سوالات سختتر شد و پاسخ دادن نیاز به تفکر بیشتر، مثلا ازم میخواست موقعیتی را توضیح بدم از زمانی که یک مشتری به من توهین کرده و من واکنش مناسبی نشان دادم و تونستم قانعشون کنم. مصاحبه حدود یک ساعت طول کشید، و با دادن یک کتاب به عنوان هدیه از طرف مصاحبه کننده پایان گرفت. با توجه به این که بیشتر زمان مصاحبه رو من حرف زده بودم، احساس خستگی میکردم، خوشبختانه 15 دقیقه تا تمرین بعدی و تجدید قوا فرصت دارم.
ساعت 12: ایفای نقش
تو برنامه نوشته ایفای نقش! این عنوان برام از بقیه تمرینهایی که تا حالا گذروندم گنگ تره! وارد اتاق میشم، مدیر کانون سناریویی در اختیارم میگذاره و توضیحاتی رو در مورد تمرین میده، من باید نقش یک مدیر فروش رو بازی کنم که قراره یک مشتری عصبانی رو آروم کنه، در سناریو توضیحاتی در مورد علل عصبانیت مشتری گفته شده، سعی میکنم با خودم نقشی که باید ایفا کنم رو مرور کنم. بعد از 15 دقیقه، فردی که نقش مشتری عصبانی رو بازی میکنه با داد و بیداد وارد اتاق میشه! تجربههای مشابه قبلییم رو مرور می کنم سعی میکنم آرومش کنم، ولی خیلی بدقلقه و چانه زنی باهاش کار سادهای نیست، نیم ساعتی با هم گفتگو میکنیم، احساس میکنم خوب پیش رفتم پایان جلسه حال مشتری عصبانی بهتره، هر چند هنوزم گاردش بسته ست اما حداقل لحنش تغییر کرده! این تمرین برام یک چالش واقعی بود هر چند شبیهش رو تو تجربیات قبلیم هم داشتم اما در قالب ایفای نقش توی کانون و جایی که میدونی زیر چشم تیزبین ارزیابان هستی تجربه متفاوتی بود که خیلی برام یادگیری داشت.
ساعت 13: ناهار
کل شرکت کنندگان و برگزارکنندگان کانون با هم برای ناهار رفتیم، حین ناهار گپ و گفتی داشتیم، هنوز هم عدهای مشغول چالش ایفای نقش بودند و برای فردی که نقش مشتری عصبانی را ایفا کرده بود، در قالب شوخی خط و نشان می کشیدند!
ساعت 14: کارگروهی
آخرین تمرین امروز کارگروهیه با 4 نفر دیگه به اتاقی هدایت شدیم، مدیر کانون توضیحاتی داد در مورد سازهای که باید میساختیم، ما سناریو رو مطالعه کردیم. کلیهی امکانات و لوازم مورد نیاز قیمتگذاری شده و بایستی به صورت دقیق محاسبه میکردیم که چه تجهیزاتی رو باید بخریم. یکی از شرکت کنندگان نقشه سازه رو کشید. سعی کردیم روی تجهیزات به توافق برسیم، که البته کار سادهای نبود چون مقدار پولمون محدود بود به هر حال کار ساخت سازه رو شروع کردیم. نتیجه مطابق انتظارمون نبود و سازه تحمل بار مورد نظر را نداشت و فرو ریخت! غافلگیر شده بودیم، هر کسی سعی میکرد دلیل فروریخت سازه رو تحلیل کنه! بازار من که گفتم و یا بقول گلام من میدونستم هم حسابی داغ بود!
ساعت 15: اختتامیه
جلسه اختتامیه، مدیر کانون در مورد جمع بندی امروز و بازخور عملکرد امروز ما توضیحاتی را ارائه کرد و کار به پایان رسید، برای من تجربه بسیار متفاوت بود که قبلا تو مشاغل و سازمانهای قبلیم مشابهش رو نداشتم. و بیصبرانه منتظرم نتایج رو بدونم.
یک هفته بعد: بازخورد
مدیر کانون ارزیابی باهام تماس گرفت و گفت که من برای سمت مدیر فروش شرکت انتخاب شدم، و ازم دعوت کرد طی یک جلسه حضوری فیدبک کلی از نقاط قوت و قابل بهبودم ارائه بشه، با خوشحالی پذیرفتم و به مسیر شغلیم در شرکت جدیدی فکر می کنم که به شکل متفاوتی به عنوان مدیر فروشش انتخاب شدم.
نویسنده: سونیا جلالی
اگر به خدمات مشاوره مدیریت منابع انسانی و یا مشاوره کانونهای ارزیابی و توسعه نیاز دارید خدمات مشاوره منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی را ملاحظه کنید.
نمونه فرم مصاحبه خروج کارکنان
مصاحبه خروج یک فرآیند مهم در مدیریت منابع انسانی است که به منظور درک علتها و شرایطی که موجب ترک کارکنان شدهاند، انجام میشود. این نوع مصاحبه به صورت رسمی برگزار میشود و هدف اصلی آن، جمعآوری اطلاعات کیفی درباره علت ترک شغل از سوی کارکنان است.
در مقاله “در مصاحبه خروج چه بپرسیم؟” در مورد دلایل خروج از خدمت کارکنان و همچنین طراحی ساختار یک مصاحبه خروج با هم صحبت کردیم. در این مقاله قصد دارم یک نمونه فرم مصاحبه خروج کارکنان را با شما به اشتراک گذارم و فرمت آن نیز در انتهای مقاله قابل دانلود است.
شما میتوانید با الگوگیری از این سوالات و با توجه به شناختی که از سازمان خود دارید، فرم مصاحبه خروج مناسبی را برای شناخت و ارزیابی دلایل خروج از خدمت کارکنان طراحی کنید.
این مقاله را هم مطالعه کنید:۸ دلیل اصلی خروج کارکنان از سازمان
سوالات مصاحبه خروجی که در ادامه پیشنهاد شده است هم به شکل سوالات باز هم به شکل سوالات بسته مطرح شده است.
سوالات باز سوالاتی هستند که پاسخ به آنها نیازمند توضیحات بیشتر و جواب گسترده است. این سوالات معمولاً به افراد فرصت میدهند تا نظرات و تجربیات و خود را به تفصیل بیان کنند و مصاحبهگر بر اساس پاسخهای دریافتی سوالات بعدی را مطرح میکند.
در مقابل سوالات بسته معمولاً با گزینههای محدودی برای پاسخ دادن همراه هستند و مصاحبهگر از مصاحبهشونده خواهد خواست که یکی از گزینهها یا پاسخ مشخص را انتخاب کند و در ادامه اگر توضیح تکمیلی دارد هم اضافه کند.
نمونه سوالات باز و بسته مصاحبه خروج را در قالب فرم مصاحبه خروج کارکنان در ادامه با هم مرور میکنیم.
نمونه فرم مصاحبه خروج کارکنان
نمونه سوالات باز مصاحبه خروج
- تقریباً در چه زمانی فکر ترکخدمت و خروج از سازمان به سرتان خطور کرد؟
- لطفاً دلیل یا دلایلی که منجر به تصمیم شما برای ترک شغلی فعلیتان شد را مشخص کنید.
- آیا درباره این موضوع قبل از اقدام به ترک با رئیس یا مدیر خود صحبت کردید؟
- با چه انتظاراتی به شرکت ما وارد شدید که در طی همکاری پاسخ داده نشد یا نقض شد؟
- اگر چه چیزی در شرکت بهبود پیدا میکرد، میماندید؟
- اگر جای مدیر ارشد سازمان بودید، سه تغییر اصلی که در سازمان ایجاد میکردید چه بود؟
- مزایای شغل جدید(یا سازمان جدیدی) که انتخاب کردید نسبت به وضعیت فعلی چیست؟
- اگر چه چیزهایی در سازمان ما تغییر کند به مکان مناسبتری برای کار کردن تبدیل میشود؟
نمونه سوالات بسته مصاحبه خروج
| ردیف | سوال | خیلی خوب | خوب | متوسط | ضعیف | خیلی ضعیف |
| 1 | به رفتار مدیر مستقیم و یا سرپرست خود چه امتیازی میدهید؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 2 | انتظارات مدیران سازمان از شما چقدر شفاف، مشخص و واقع بینانه بود؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 3 | در سازمان ما چه میزان از دانش و مهارت شما به صورت اثربخشی استفاده میشد؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 4 | در سازمان ما چقدر تلاشهای شما دیده و قدردانی شد؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 5 | میزان دریافتی خود را در قبال کاری که در سازمان انجام میدادید چطور ارزیابی میکنید؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 6 | در سازمان ما چقدر منابع لازم برای پیشبرد موفق شغل خود را در اختیار داشتید؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 7 | میزان استفاده از نظرات خود را تصمیمگیریهای تیمی و سازمانی چطور ارزیابی میکنید؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 8 | میزان تعادل بین کار و زندگی را در این سازمان چگونه ارزیابی میکنید؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 9 | میزان استرس در شغل خود را چطور ارزیابی میکنید؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 10 | همکاران و اعضای تیم خود را چطور ارزیابی میکنید؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
| 11 | چقدر در سازمان ما فرصت آموزش، رشد و پیشرفت فراهم بود؟ | |||||
| توضیحات: | ||||||
دانلود نمونه فرم مصاحبه خروج کارکنان
فایل پی دف اف فرم مصاحبه خروج کارکنان را از لینک زیر دانلود نمایید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: آف بوردینگ Offboarding چیست؟+راهنمای کامل + چک لیست
تحلیل نتایج فرم مصاحبه خروج
بعد از تکمیل فرم مصاحبه خروج، برای انجام تحلیل نتایج مصاحبه خروج مراحل زیر پیشنهاد میشود.
-
جمعآوری دادهها:
- شروع به جمعآوری اطلاعات از فرمهای مصاحبه خروج کنید.
- مطالعه دقیق و دستهبندی اطلاعات جمعآوری شده از هر مصاحبهشونده
-
شناسایی الگوها و تکرارها:
- با توجه به دادههای جمعآوری شده، سعی کنید الگوها و تکرارهای مشاهده شده را شناسایی کنید.
- ممکن است برخی از دلایل مشابه برای ترک شغل تکرار شوند.
-
تحلیل علل و عوامل:
- بررسی کنید که چه عواملی به عنوان دلایل اصلی ترک شغل ارائه شدهاند؟
- تفسیر کنید که چه جنبههایی از شغل، محیط کاری یا سازمان تاثیرگذار بودهاند.
-
سازماندهی دلایل:
- دلایل ممکن است به چند دسته اصلی تقسیم شوند، مانند مسائل مرتبط با محیط کاری، ارتقاء شغلی، تعاملات بین فردی، یا عوامل شخصی.
- به طور جداگانه هر دسته را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.
-
شناسایی نکات قابل بهبود:
- پرسش کنید که چه اقداماتی میتوان انجام داد تا مسائل شناسایی شده توسط کارکنان خارج شده بهبود یابند.
- شناسایی نقاط ضعف در محیط کاری و ارائه پیشنهادات برای بهبود آنها.
-
گزارشدهی:
- اطلاعات تحلیل شده را در قالب یک گزارش جامع و منطقی ارائه دهید.
جمعبندی
تکمیل فرم مصاحبه خروج کارکنان توسط کارکنانی که در حال ترک سازمان ما هستند میتواند به عنوان یک ابزار مناسب با کمی کردن دادهها، در تحلیل دلایل خروج و همچنین طراحی اقدامات بهبود لازم به ما کمک کند.
نکته آخر این که نتایج تحقیقات شرکت هی گروپ نشان میدهد که فرصت کسب درآمد در شغلی دیگر، احساس غیرمنصفانه بودن دریافتیها در مقایسه با سازمانهای دیگر و همچنین در مقایسه با تلاش افراد و همچنین نارضایتی از شغل، اصلیترین دلایل ترک خدمت کارکنان در دنیاست.
این مقاله را هم مطالعه کنید: برنامهریزی منابع انسانی چیست؟(به همراه یک نمونه)
منابع
https://www.glassdoor.com/
دانش و تجربیات شخصی نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی
کارکنان: بازیگر یا بازیچه؟(به همراه تجربه شخصی)
آیا مفهوم مدیریت این است که ما برای هر نوع اقدام یا پیشرفت به یک سیخونک و یا سقلمه احتیاج داریم؟
لحظهای درباره بزرگترین هنرمندان یکصد سال اخیر و کارهایی که کردهاند فکر کنید افرادی مثل پیکاسو، هیچ کس به آنها نگفت باید درست راس ساعت 8 صبح نقاشی کشیدن را شروع کنی، باید با آدمهایی که ما انتخاب میکنیم کار کنی و باید این طور نقاشی بکشی! چنین تصوری به خودی خود مسخره است.

اما کجای کارید؟ برای خود شما هم مسخره است. چه لوله کش باشید چه بقال، یا فروشنده خودرو یا برنامه نویس به هر حال درست به اندازه یک نقاش بزرگ به آزادی عمل نیاز دارید.
سیر تاریخ بشر همواره در مسیر آزادی بیشتر حرکت کرده است و طلب آزادی در فطرت ما نهفته است.
بزرگترین تفاوت بین کارکردن برای دیگران و به راه انداختن کسب و کار خودم، این حقیقت است که میتوانم از این انتخاب برخوردار باشم که به چه کاری دست بزنم و چه محصول، خدمت و یا … را ترویج کنم؟
وقتی از استقلال عمل در کار حرف میزنیم دقیقا از چه چیزی حرف میزنیم؟
استقلال عمل در چهار جنبه کار معنا مییابد که ما آن را 4T مینامیم:

کار(Task)
آن چه کارکنان انجام میدهند.
زمان (Time)
زمانی که آن را انجام میدهند.
فن(Technique)
چگونه آن را انجام میدهند.
تیم(Team)
با چه کسی آن را انجام میدهند.
تشویق استقلال عمل به معنای چشم پوشیدن از مسئولیت پذیری نیست اما راههای مختلفی برای دستیابی به این هدف وجود دارد، افراد میخواهند پاسخگو باشند و اطمینان از داشتن احاطه بر وظایف محوله، زمان، فن اجرای کار، و تیمی که با آن کار میکنند، موثرترین راه رسیدن به این معیار است.
افراد مختلف برای جنبههای مختلفی از استقلال عمل ارزش قائلند. برخی ممکن است تشنه آزادی عمل در مورد وظایف محوله باشند دیگران ممکن است خود مختاری در مورد انتخاب تیم کاری را ترجیح دهند.

البته که این طور نیست که انتقال به استقلال عمل در یک چشم بر هم زدن اتفاق بیفتد یا اصلا میسر نباشد. اگر کارکنانی را که تا چشم باز کردهاند و جز این ندیدند از محیطهای کنترل گرانه قیچی کنیم و آنها را تالاپی در محیط کار مبتنی بر استقلال عمل محض بیندازیم، به جان هم میافتند و با هم کلنجار می روند. به قول ریچارد رایان، سازمان باید داربستی را فراهم بیاورد تا کمک کند هر یک از کارمندان تعادل لازم را برای انجام این انتقال پیدا کند.
پژوهشها نشان داده احساس احاطه به کار یکی از عناصر مهم خوشحالی است. با وجود این، چیزی که مردم دوست دارند بر آن احاطه داشته باشند، به واقع از فردی به فرد دیگر متفاوت است و بهترین راهبرد برای هر کارفرما این خواهد بود که ببیند برای هر یک از کارمندانش، چه چیزی بیش از همه اهمیت دارد.
در سازمان شما به راستی چقدر استقلال عمل وجود دارد؟
به این چهار پرسش پاسخ دهید، به هر سوال یک عدد از صفر تا ده اختصاص دهید، صفر به معنای تقریبا هیچ و ده به معنای فوق العاده زیاد است.
- سر کار در مورد وظایف محوله (مسئولیتهای اصلی یا کارهایی که در یک روز انجام میدهید) چه میزان آزادی عمل دارید؟
- سر کار در مورد زمان (برای مثال زمان ورود، خروج یا تخصیص ساعات کار هر روزتان) چه مقدار آزادی عمل دارید؟
- سر کار در مورد تیم خود چقدر آزادی عمل دارید؟ به این معنا که تا چه اندازه دستتان باز است افرادی را که نوعا با آنها همکاری دارید، انتخاب کنید؟
- سر کار در مورد فنونی که به کار میبرید، چقدر آزادی عمل دارید؟ به عبارتی مسئولیتهای اصلی شغل خود را در عمل چگونه به انجام میرسانید؟
استقلال عمل کلی در حد 27 و بیشتر تقریبا عدد خوبی است.
یک تجربه شخصی
خوشبختانه من پیش از راه اندازی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی به عنوان یک کسب و کار شخصی، تجربه کار کردن با سطح بالای استقلال عمل را در شرکت مشاوران تعالی سازان داشتم. در این شرکت ما برنامه کاری مشخصی نداشتیم هر موقع میخواستیم سرو کلهمان پیدا میشد! مجبور نبودیم سر ساعت معینی حضور داشته باشیم، ساعت ورود و خروج نداشتیم، این که چطور، چه زمانی و کجا کار را انجام دهیم به خودمان بستگی داشت. هدفهای معینی بود که باید به آنها میرسیدیم مثل توسعه یک راه حل جدید، انجام یک پروژه در مدت مشخص و.. که پایان هر روز، هر هفته و هر ماه میزان پیشرفت آن را با بقیه اعضای تیم به اشتراک میگذاشتیم و در خصوص پیشرفتها، موانع و چالشها از هم تیمیها کمک میگرفتیم. پایان ماه خودمان گزارش میدادیم که چقدر کار کردیم و پرداختی بر اساس گزارش هر فرد انجام میشد، بدون هیچ کنکاش! میتوانستیم بخشی از زمان خود را به پروژههایی اختصاص دهیم که خودمان تعریف میکردیم. شکلی از محیط کار مبتنی بر نتایج. حاصل این رویکرد رضایت شغلی و عملکرد بالاتر افراد بود. البته ناگفته نماند که برخی این سطح از آزادی را تاب نیاورده و خود بخود در این فرهنگ حذف میشدند.
این تجربه دلنشین به من آموخت که مدیریت این نیست که همه جا سر بکشید و ببینید کارکنان در دفترشان هستند یا نه. جان کلام مدیریت این است که شرایطی را برای کارکنان خلق کنیم که بتوانند کارشان را به بهترین نحو انجام دهند. این کار مستلزم مقاومت در برابر وسوسه سلطه یابی بر دیگران، و در عوض دست زدن به هر اقدام ممکن برای بیدار کردن دوباره حس استقلال عمل است.
این مقاله را هم مطالعه فرمایید: پایان مدیریت به روشی که ما میشناسیم
به قول تام کلی: میر کل سازمان نوآوری و مهندسی طراحی
غایت آزادی برای گروههای خلاق، آزادی آزمودن ایدههای جدید است. برخی شکاکان اصرار دارند که نوآوری پرهزینه است. در دراز مدت خواهید دید که نوآوری ارزان، و میان مایگی گران تمام میشود؛ و استقلال عمل میتواند پادزهر باشد.
منابع:
کتاب انگیزه، دانیل. اچ. پینک، ترجمه مرجان فرجی
تجربیات شخصی نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی
تکنیک گروه اسمی (NGT) برای حل چالشها در تیم
همواره در تیمهای کاری مسائل و چالشهای زیادی وجود دارد که میبایست حل و فصل شود، روش گروه اسمی یک روش جالب و سرگرم کننده برای حل مسائل در یک تیم است.
افراد با کمک این تکنیک میتوانند ایدههایشان را به اشتراک بگذارند، اولویتبندی کنند و مشکلات را حل کنند. در این مقاله روش گروه اسمی Nominal Group Technique معرفی شده و گام به گام به کارگیری آن توضیح داده شده است.
منظور از گروه اسمی چیست؟
تکنیک گروه اسمی یا “Nominal Group Technique (NGT)” یک روش گروهی است که به منظور جمعآوری و ارائه ایدهها و نظرات گروهی در موضوعات خاص و حل مسائل به کار میرود. این تکنیک به طور خاص در فرآیندهای تصمیمگیری گروهی و حل مسائل گروهی مؤثر است.
مراحل گروه اسمی
مراحل کلی این تکنیک عبارتند از:
1.پیشتهیه
ابتدا، مسئله یا موضوعی که نیاز به حل دارد، مشخص میشود.
2. تولید ایدهها
اعضای گروه به صورت فردی ایدهها و پیشنهادات خود را نوشته و آورده و این ایدهها به صورت محرمانه جمعآوری میشوند.
3. توضیح ایدهها
هر عضو به ترتیب یکی از ایدههای خود را توضیح مختصر میدهد تا دیگر اعضا بهتر بفهمند.
4. گروهبندی و رتبهبندی
ایدهها توسط گروه گردآوری شده و میزان اهمیت و اثربخشی هر ایده توسط اعضا رتبهبندی میشود.
5. بحث و تصمیم گیری
گروه به بررسی ایدهها، بحث و تبادل نظر میپردازد تا به تصمیم نهایی برسد.
این تکنیک به عنوان یک ابزار موثر در بهبود فرآیندهای تصمیمگیری گروهی و افزایش مشارکت اعضا شناخته میشود.
هدف از استفاده از روش گروه اسمی
استفاده از تکنیک گروه اسمی (Nominal Group Technique – NGT) با هدفهای متنوعی انجام میشود که از جمله آنها میتواند باشد:
- تعیین اولویتها و رتبهبندی: این تکنیک به گروه این امکان را میدهد که ایدهها یا پیشنهادات را بر اساس اهمیت و یا اثربخشی، رتبهبندی کند. این امر به تصمیمگیری هوشمندانه و مدیریت بهینه منابع کمک میکند.
- تولید ایدههای جدید: از طریق این تکنیک، اعضای گروه میتوانند ایدههای جدیدی را ارائه دهند و به تفکر خلاقانهتر دست یابند.
- افزایش مشارکت اعضا: NGT به اعضای گروه فرصت میدهد تا نظرات و ایدههای خود را به صورت منظم و سازمانیافته ارائه دهند، که میتواند به افزایش مشارکت و ارتباط گروهی منجر شود.
- جلب توجه به مسائل مهم: با ترتیب رتبهها و ایدهها، مسائل اساسی و مهم به خوبی شناسایی میشوند و توجه به آنها افزایش مییابد.
- حل مسائل به صورت همکارانه: این تکنیک به گروه این امکان را میدهد که با همکاری و تعامل مستقیم، به حل مسائل بپردازند و تصمیماتی اثربخشتر بگیرند.
- مدیریت جلسات به بهترین شکل: NGT به مدیران و فراگیران کمک میکند تا جلسات را به بهترین شکل مدیریت کرده و به سرعت به تصمیمات مناسب برسند.
گام به گام تکنیک گروه اسمی
1- سه عدد استیکر رنگی به هر فرد در تیم بدهید و از آنها بخواهید سه مسئله یا مشکلی را که مایلند بر آنها تمرکز کنند یا در موردشان بحث کنند روی آنها بنویسند.
2- به افراد 15 دقیقه زمان بدهید و از آنها بخواهید تا این کار را در سکوت انجام دهند.
3- به آنها بگویید که اطلاعات محرمانه میمانند و آنها میتوانند هر چه میخواهند بنویسند(البته محرمانگی احتمالا فقط در تیمهای بزرگ حفظ میشود! در تیمهای کوچک احتمالا افراد دستخط هم را تشخیص میدهند!)
4- وقتی یادداشتهایشان تکمیل شد از آنها بخواهید تا استیکرها را به صورت تصادفی روی دیوار و یا filipchart بچسبانند.

5- حال از یک نفر بخواهید تا یادداشتها را بر اساس موضوع به گروههای مشخصی دسته بندی کند.
6- وقتی 4 یا 5 دسته داشتید، به دستهای نگاه کنید که بیشترین تعداد استیکر را دارد. این اولین حوزه بحث است.
7- تیم را به گروههای کوچکتر (4 تا 6 نفره) تقسیم کنید و بخواهید روی موضوع اول تمرکز کرده و راهحلهای خود را ارائه دهند.
8- راه حلها را اولویت بندی کرده و آنها را تبدیل به اقدام کرده و برای هر اقدام مهلت، خروجی و مجری تعریف نمایید(از افراد بخواهید برای انجام اقدامات داوطلب شوند.)
9- نتیجه نهایی جلسه را روی تابلو نوشته و با همه افراد تیم به اشتراک گذارید.

هدف از این تکنیک این است که اعضای تیم به صورت فعالانه در آن چه در حال رخ دادن است درگیر شوند، آغازگر باشند، مشارکت کنند، سوال کنند، به چالش بکشند و در نهایت مسئولیت فرایند را بر عهده بگیرند.
منابع:
کتاب تیم سازی/ محمد سعید قوت دین
دانش و تجربیات شخصی نویسنده در طراحی و اجرای کارگاههای آموزشی
نویسنده: سونیا جلالی
چهار دروغ رایجی که مدیران برای اخراج نکردن به خود میگویند!
مدیرها تقریبا همیشه برای اخراج آدمها بیش از حد معطل میکنند. معمولا احتیاط را به عجله ترجیح میدهند. اما به نظر من بیشتر مدیرها خیلی بیش از حد معطل میکنند زیرا خودشان را گول زدهاند و فکر میکنند کار واجبی نیست.
در ادامه چهار دروغ رایجی که مدیرها برای اجتناب از اخراج به خودشان میگویند آمده است:
دروغهای رایج برای اخراج نکردن

این مقاله را هم مطالعه کنید: چطور اخراج کنیم؟راهنمای عملی و گام به گام
1. اوضاع بهتر خواهد شد.
البته، اما نه بخودی خود! از خودتان بپرسید: اوضاع دقیقا چطور قرار است بهتر شود؟ چه کار متفاوتی انجام خواهید داد؟ شخص مورد نظر چه کاری را متفاوت انجام خواهد داد؟ چه تغییری ممکن است در شرایط اتفاق بیفتد؟ حتی اگر اوضاع کمی بهتر شده است، آیا این بهبود کافی بوده است؟ اگر جواب دقیقی برای این سوالها ندارید، احتمالا اوضاع قرار نیست بهتر شود.
2. بودنش بهتر از نبودنش است.
یکی دیگر از دلایل رایج بیرغبتی مدیرها به اخراج کارکنان ضعیف این است که نمیخواهد در تیمشان “حفره” ایجاد شود. اگر فرزاد را اخراج کنی، چه کسی کارهایش را انجام خواهد داد؟ چقدر وقت باید صرف کنی تا جایگزینی برایش پیدا کنی؟
در عمل، دردسری که کارکنان ضعیف برای دیگران ایجاد میکنند از خروجی کار خودشان بیشتر است، زیرا بخشهایی از کارشان را نیمهکاره رها میکنند یا با شلختگی جلو میبرند و دیگران مجبور به جبران رفتار غیرحرفهایشان میشوند. استیو جابز این موضوع را مختصر و کمی تند بیان میکند:”داشتن حفره شرف دارد به داشتن آدم عوضی.”
3. با یک جابجایی حل میشود.
چون اخراج کردن معمولا کار خیلی سختی است، آدم وسوسه میشود شخص را به تیم یکی از همکاران از همه جا بیخبرش منتقل کند، حتی اگر از مهارتهای مورد نیاز همکارتان برخوردار نباشد یا همخوانی فرهنگی چندانی نداشته باشد. این کار از اخراج خوشایندتر است. البته که برای همکار از همه جا بیخبر چندان خوشایند نیست و معمولا هم جفا در حق کسی است که دارید سعی میکنید رفتاری خوشایند با او داشته باشید.
4. برای روحیه تیم بد است.
گاهی آدم وسوسه میشود به خودش بگوید تو قرار نیست کسی را اخراج کنی چون این کار تیم را دلسرد میکند. اما نگه داشتن کسی که از پس کارش بر نمیآید خیلی بدتر است و به روحیه شما، روحیه کسی که کارش افتضاح است و روحیه تمام کسانی که کارشان را خوب انجام میدهند ضربه میزند. در اینجا هم ساختن روابط خوب با کسی که دارید اخراجش میکنید و بقیه اعضای تیم اهمیت زیادی پیدا میکند.

وقتی بعد از همه تلاشهایی که برای بهبود اوضاع کردید تصمیم برای اخراج فردی میگیرید به او امکان میدهید جای دیگری پیشرفت کند و به شادی ناشی از انجام کارهای معنیدار دست پیدا کند. برای رسیدن به یک شغل خوب باید از یک شغل بد، یا شغلی که برای شما بد است، دست بکشید. مادربزرگم میگفت:” برای هر دیگی دری است.” اگر آن شخص کار شما را خوب انجام نمیدهد، دلیل نمیشود شغل دیگری در دنیا وجود نداشته باشد که خیلی خوب از عهدهاش بر بیاید. میتوان به این موضوع هم فکر کرد: که آیا میتوانم کمکش کنم و او را به جایی معرفی کنم؟
نگه داشتن کسانی که بد کار میکنند یعنی تنبیه افرادی که خوب کار میکنند. حل نکردن مشکل عملکردی، جفا در حق بقیه تیم است. کارهای انجام نشده معمولا به گردن بهترین نیروها میافتد و آنها را متحمل فشار مضاعف میکند.
طبق تجربهام هر بار که آدم ضعیفی را حذف کردهام روحیه تیم بهتر شده است. البته از این موضوع غافل نمانیم که قبل از اخراج همه راهها را رفته باشیم، یعنی انتظارات را شفاف کرده باشیم، آموزشهای لازم را مهیا کرده باشیم بازخوردهای صریح و پرتکرار داده باشیم، هر جا که نیاز به همراهی و راهنمایی داشته دریغ نکرده باشیم، در مورد وی با دیگران مشورت کرده باشیم و…
اگر همه این راهها را رفتهایم و کورسویی از بهبود حاصل نشده وقت اخراج رسیده است.
یادتان باشد جنون یعنی کار مشابهی را تکرار کنی و انتظار نتیجه متفاوتی داشته باشی!
منبع:
کتاب صراحت تمام عیار نوشته کیم اسکات
خلاصه سازی: سونیا جلالی
تکنیک STAR در مصاحبه شایستگیمحور (+نمونه سوال و جواب)
هر کسی را بهر کاری ساختند میل آن را در دلش انداختند
مصاحبه استخدام، رایجترین ابزاری است که در ارزیابیهایی که برای انتخاب و استخدام افراد انجام میشود بکار میرود. معتبرترین مصاحبهای که امروزه در فرایند استخدام مورد استفاده قرار میگیرد، مصاحبه شایستگیمحور است. سوالات مصاحبه شایستگیمحور برای کسب اطلاع از شایستگیهای مصاحبه شونده طراحی میشود. این مصاحبه بر این فرض استوار است که رفتارهای گذشته اخیر فرد بهترین پیش بینیکننده رفتار و عملکرد او در آینده، به ویژه آینده نزدیک است. برای انجام مصاحبه شایستگیمحور از تکنیکهای مختلفی استفاده میشود که معروفترین آن تکنیک استار STAR است که در ادامه این مقاله معرفی و مثالهایی از آن به اشتراک گذاشته شده است. همراه ما باشید.
تکنیک STAR چیست؟
روش استار یک تکنیک مفید و ساختار یافته برای انجام مصاحبه شایستگی محور است، که به شما کمک میکند مصاحبه را به صورت گام به گام هدایت کنید. STAR مخفف Situation (وضعیت)، Task (وظیفه)، Action (عمل) و Result (نتیجه) است. در این تکنیک طی 4 گام سوالاتی را از متقاضی استخدامی میپرسیم که در ادامه مرور میکنیم.

مراحل تکنیک STAR در مصاحبه
Situation: فرد در چه شرایط و موقعیتی قرار داشته است؟
Task:در موقعیت مذکور چه سهم، نقش و وظیفه ای داشته است؟
Action: چه کرده است؟
Results: چه نتایجی به بار آمده است؟
به مثال زیر توجه کنید: فرض کنید که میخواهید شایستگی برنامهریزی و سازماندهی را با کمک تکنیک STAR مورد پرسش قرار دهید:
Situation: موقعیتی را بیان کنید که یک پروژه دشوار را برنامه ریزی و سازماندهی کردهاید؟
Task: دقیقا سعی میکردید به چه چیزی دست یابید؟/ نقش شما چه بود؟
Action: برای انجام این کار چه اقداماتی انجام دادید؟/مساله را چگونه حل و فصل کردید؟(مسائل بعدی را چگونه؟)
Results: نتیجه همه این اقدامات چه بود؟
دقت کنید در مصاحبهگری شایستگی محور تنها در جست و جوی شواهد دال بر انجام رفتارهای مورد نظر توسط متقاضی نیستید. بلکه باید به دنبال کشف مواردی نیز باشید که متقاضی رفتار مورد نظر را از خود نشان نداده است. برای مثال، چنانچه شغل مورد نظر نیازمند مهارتهای خدمت به مشتری است، به طور طبیعی از مواردی سوال میکنید که در آنها متقاضی موفق به کسب رضایت مشتری شده است. با وجود این، با طرح پرسش از موارد مخالف، میتوانید اطلاعات بیشتری از رفتار او به دست آورید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: چگونه مصاحبه کنیم؟ (راهنمای مصاحبه کاری) (+ویدیو)
تکنیک STAR در عمل
برای استفاده از تکنیک استار به عنوان مصاحبه کننده، مهم است که به سوالاتی که از مصاحبهشوندگان میپرسیدید یک ساختار خاص بدهید و از آنها بخواهید تجربیات و مهارتهای خود را با چارچوب Situation، Task، Action، Result (اختصاراً استار) شرح دهند. در زیر چند نکته برای استفاده از روش استار آورده شده است:
- توضیح سوال با استفاده از چارچوب استار: برای هر سوال مصاحبه، از چارچوب استار استفاده کنید. به عنوان مثال، به جای پرسیدن “تجربیات کاری شما در مدیریت پروژه چیست؟”، میتوانید بپرسید “لطفاً یک موقعیت را توضیح دهید (Situation) که نیاز به مدیریت پروژه داشتهاید؟”
- ترغیب به توضیح جزئیات: به مصاحبهشوندگان بگویید که جزئیات بیشتری از تجربیات و وظایف خود را توضیح دهند. این اطلاعات اضافی به شما کمک میکند تا تجربیات آنها را بهتر درک کنید.
- بررسی عملکرد و نتایج: از مصاحبهشوندگان بپرسید که چه اقداماتی انجام دادند (Action) و نتایج این اقدامات چی بودهاند (Result). این بخش از تکنیک استار به شما اطلاعاتی در مورد عملکرد عملیاتی و تأثیر تصمیمات آنها را میدهد.
- سوالات توضیحی: اگر جواب مصاحبهشوندگان کمی عمیقتر یا کامل نبود، سوالات توضیحی بپرسید تا اطمینان حاصل کنید که تمام جنبههای Situation، Task، Action، Result پوشش داده شدهاند.
- بررسی مهارات عملی: مطمئن شوید که سوالات به گونهای هستند که به مصاحبهشوندگان این امکان را بدهد تا مهارتهای عملی خود را به خوبی نشان دهند. این مهارتها میتوانند شامل حل مسائل، مدیریت زمان، هماهنگی تیم، و مهارتهای فنی مرتبط با شغل باشند.
نمونه سوال و جوابها در متد مصاحبه STAR
به نمونهای از پرسش و پاسخهای محتمل مصاحبه شونده در روش استار توجه کنید.
مثال اول: هدف سنجش شایستگی نتیجهگرایی
سوال: در مورد موقعیتی صحبت کنید که هدفی را محقق کردید؟
پاسخهای مصاحبه شونده
موقعیتSituation: زمانی که کارشناس فروش شرکت X بودم، هدف سه ماههای برای من تعریف شد که 30 درصد از اهداف فروش دورههای قبل بالاتر بود.
وظیفهTask: قرار شد برای تحقق این هدف روی شناسایی و توسعه مشتریان جدید کار کنم.
اقدام Action: هدفم را به اهداف هفتگی کوچکتر تقسیم کردم و استراتژی فروش خود را از تمرکز بر فروش تلفنی به بازدیدهای حضوری تغییر دادم. من از فروش مبتنی بر شبکههای اجتماعی هم برای یافتن مشتریان جدید و توسعه روابط با آنها استفاده کردم.
نتیجهResult: با این استراتژی جدید، من از هدف فروش خود 10٪ فراتر رفتم.
مثال دوم: هدف سنجش شایستگی حل مساله
سوال: لطفاً یک وضعیت را توضیح دهید که نشان دهنده مهارتها و تواناییهای شما در حل مسائل است.
پاسخهای مصاحبه شونده
موقعیتSituation: در پروژهای که در شرکت X شرکت کردم، با یک اختلال عملیاتی ناگهانی روبرو شدیم. سرور اصلی که برای ذخیره دادههای حساس استفاده میشد، به دلیل یک حمله ناشناخته دچار مشکل شده بود.
وظیفهTask: وظیفه من به عنوان مسئول امنیت اطلاعات بود بررسی و رفع این اختلال به سرعت و با دقت.
اقدام Action: اولین کار من بود تا آسیبها و نقاط ضعف موجود را تحلیل کنم. سپس، یک تیم اضطراری تشکیل دادم و برنامهای برای بهبود امنیت سرورها طراحی کردیم. همچنین، اقدامات فوری برای جلوگیری از گسترش حمله را اعمال کردیم.
نتیجهResult: با اقدامات گسترده در عرض 48 ساعت، ما موفق به رفع اختلال شدیم و اطمینان حاصل کردیم که دادههای حساس کاربران امنیت دارند. این تجربه نشان داد که توانایی من در مدیریت بحران، تشخیص سریع مشکلات و اجرای اقدامات مؤثر را دارم.
فیلم شبیهسازی شده بکارگیری تکنیک استار در مصاحبه شایستگی محور را در ادامه مشاهده کنید.
با استفاده از تکنیک استار، مصاحبهکننده میتواند تجربیات فرد را به دقت بفهمد. روش star این امکان را فراهم میکند که مصاحبهکننده جزئیات ویژه در مورد وضعیت، وظیفه، اقدامات و نتایج را از فرد درخواست کند و با کمک آن توانمندیها، مهارتها و رفتارهای فرد را در مواجهه با وظایف و مسائل را مشاهده و کشف کند. این ارزیابی باعث میشود تا انتخاب بهتری در فرآیند جذب نیرو انجام شود.
اگر در حال حاضر در حوزه جذب و استخدام مشغول به کار هستید و یا آینده حرفهای خود را در این حوزه ترسیم کردهاید دوره آموزشی جذب و استخدام و مصاحبهگری حرفهای به شما دانش و مهارت لازم برای ایفای نقش به عنوان متخصص جذب و استخدام را میدهد.
TIPS ON USING THE STAR TECHNIQUE TO ANSWER JOB INTERVIEW QUESTIONS
By Enterprise Rent-A-Car
تجربیات شخصی نویسنده در مصاحبهگری
نویسنده: سونیا جلالی
پرسشنامه ارزیابی اثربخشی تیم
در محیطهای کاری امروز این مساله قطعیت دارد که در برخی زمانها شما خود را در یک تیم ببینید خواه این مساله را دوست داشته باشید یا نه!
برای این که ببینید تیمهای سازمان شما چقدر اثربخش عمل میکنند، میتوانید از خودتان و تیمتان چند سوال کلیدی بپرسید. یک نمونه از این پرسشنامهها در ادامه آمده است که به شما کمک میکند تحلیل کنید کجاها قوت دارید و کدام نواحی در کار تیمی شما نیاز به بهبود دارند؟
پرسشنامه ارزیابی اثربخشی تیم

جاهایی که پاسخ شما منفی است حوزههایی است که برای رساندن شما به یک تیم اثربخش نیاز به بهبود دارد.
منابع:
کتاب تیم سازی/ محمد سعید قوت دین
تجربیات شخصی نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی
وبینار مدیریت منابع انسانی برای مدیران غیر منابع انسانی
مدیریت منابع انسانی نقشی است که در هر سازمانی وجود دارد، حتی اگر این سازمان تنها دو نفر عضو داشته باشد.
بسیاری از مدیران دارای توهمی هستند که مدیریت انسانها امری ساده است، متاسفانه مدیران بسیار کمی در حوزه مدیریت منابع انسانی تعلیم دیدهاند و بسیاری از همان روشی که خود بر اساس آن مدیریت شدهاند استفاده میکنند، عدهای دیگر هم از آزمون و خطا استفاده میکنند و نمیدانند چطور در کنار نقش تخصصی خود، جنبههای مختلفی از نقشهای مدیر منابع انسانی نظیر، ارزیابی و استخدام، آموزش و توسعه، مدیریت عملکرد، ایجاد انگیزه و … را ایفا نمایند.
در وبینار 28 اردیبهشت 1400 طی دو ساعت، مدیریت منابع انسانی برای مدیران غیر منابع انسانی را در سه محور ارزیابی و انتخاب، شفاف سازی انتظارات و بازخورد، آموزش و توانمندسازی مرور کردیم.
مهارتهای مورد نیاز مدیران غیر منابع انسانی
برشی از این وبینار را در ویدئو زیر مشاهده میفرمایید.
نگاهی به روندهای 2024 مدیریت منابع انسانی
با ورود به چشم انداز پویای سال ۲۰۲۴، نقش متخصصان منابع انسانی همچنان در حال تحول است و شیوه جذب، توسعه و حفظ استعدادها توسط سازمانها را بازسازی میکند. برای پیمایش بهتر دنیای جدید کار، پیشبینی ترندهای منابع انسانی که محیط کار فردا را تعریف میکند، ضروری است.
محیط کار در سال ۲۰۲۴ چگونه تغییر خواهد کرد؟ متخصصان منابع انسانی برای چابک و سازگار ماندن در دنیای جدید کار چه کاری میتوانند انجام دهند؟
آخرین روندهای مدیریت منابع انسانی که باید در سال ۲۰۲۴ دنبال کرد چیست؟ برای پاسخ به این سوالات ادامه مطلب را بخوانید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: روندهای منابع انسانی در سال ۲۰۲۶
ترندهای منابع انسانی 2024
۱. استفاده از قدرت تحلیل منابع انسانی (people analytics)
نقش منابع انسانی دیگر به مرزهای سنتی خود محدود نمیشود، بلکه اکنون به نیروی محرکی استراتژیک برای ایجاد ارزش برای همه ذینفعان سازمان تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۴، تمرکز بر استفاده از بینش دادهها و تحلیل منابع انسانی برای ارائه راهنمایی عملی در مورد اینکه کجا و چگونه منابع را برای ایجاد ارزش واقعی سرمایه گذاری کنیم، خواهد بود.
۲. ایجاد فرهنگهای فراگیر به یک هنجار تبدیل میشود
همانطور که دیوید گرین در مقاله خود اشاره میکند، اهمیت تنوع، برابری، شمولیت و حس تعلق (DEIB) در سال ۲۰۲۴ قویتر خواهد شد. اگرچه برخی از شرکتها در سال ۲۰۲۳ به وعدههای خود عمل نکردند، نیاز به پیشبرد دستور کار DEIB بیش از هر زمان دیگری رواج دارد. خوشبختانه، تحلیل منابع انسانی متحد قدرتمندی برای کمک به رهبران منابع انسانی برای سنجش نتایج، کسب بینش در مورد تعلق و شمولیت و ایجاد شفافیت خواهد بود.
۳. رهبری انسان محور اهمیت پیدا میکند.
در سال ۲۰۲۴، نیاز مبرمی به رویکردی انسان محورتر، به ویژه در DEIB وجود دارد. سازمانها با چالش حفظ وعدهها و سیاستها و رهبری با تمرکز عمدی بر برابری و شمول روبرو هستند.
۴. سرمایهگذاری در بستههای فناوری منابع انسانی ضروری است
بستههای فناوری منابع انسانی با توجه به تمرکز بیشتر محیطهای کاری مدرن بر ارتقاء تجربه کارکنان، محبوبیت بیشتری پیدا میکنند. فناوری منابع انسانی اطمینان میدهد که شرکتها با بهبود فرآیندهای مختلف منابع انسانی، در رقابت برای کارایی و نوآوری پیشتاز باقی میمانند.
۵. تمرکز بر رفاه از طریق پرورش فرهنگ سازمانی
اولویت دادن به فرهنگ سازمانی مثبت در محیط کار در دستور کار رهبری و منابع انسانی در سال ۲۰۲۴ باقی خواهد ماند. تمرکز بر فرهنگ سازمانی یک سرمایه گذاری بلندمدت در رفاه، تجربه کارکنان و تعهد است.
۶. توانمندسازی رهبران برای موفقیت از طریق یادگیری و توسعه
در سال ۲۰۲۴، سازمانها استراتژیهای توسعه رهبری را برای همسوئی با نیازهای محیط کار مدرن بازتعریف خواهند کرد. تجهیز رهبران با دانش و مهارتهای لازم برای حمایت و ارتقاء تیمهایشان امری ضروری است.
۷. حرکت به سمت عملکرد بالا
چشم انداز تجارت مدرن، دستیابی به نتایج بیشتر با منابع کمتر را میطلبد، بنابراین سازمانها باید بر مدیریت استراتژیک استعداد تمرکز کنند. شناسایی استعدادهای برتر برای موفقیت کسب و کار حیاتی است و اجرای استراتژیهای توسعه، مشارکت و حفظ قوی ضروری است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل حفظ کارکنان
۸. پذیرش هوش مصنوعی در منابع انسانی
در سال ۲۰۲۴، ادغام هوش مصنوعی و اتوماسیون نحوه مدیریت افراد توسط سازمانها را تغییر خواهد داد. با دور شدن از فرآیندهای سنتی منابع انسانی، وارد عصر پویاتری میشویم که در آن وظایف روتین به صورت خودکار انجام میشوند تا متخصصان منابع انسانی بتوانند بر اقدامات استراتژیک تمرکز کنند.
۹. ایجاد یک جامعه واقعی در محل کار
ایجاد یک جامعه واقعی در حال حاضر اهمیت زیادی پیدا کرده است. مردم به دنبال چیزی معنادارتر در زندگی حرفهای خود هستند، مانند هدف و روابط ارزشمند.
۱۰. شفافیت در مورد سیاستهای بازگشت به محل کار
اگر همهگیری ما را مجبور به دورکاری کرد، تأثیرگذاران منابع انسانی پیشبینی میکنند که در سال ۲۰۲۴، شرکتهای بیشتری سیاستهای بازگشت به محل کار را اتخاذ خواهند کرد. با این حال، مدیریت نادرست این تغییر به سمت بازگشت به دفتر کار میتواند منجر به عدم تعهد و در موارد حاد، استعفای دسته جمعی شود. کلید ارتقاء حفظ کارکنان در این سناریو، شفافیت است.
۱۱. بازسازی ظرفیتهای جذب استعداد
در سال ۲۰۲۴، تأثیرگذاران پیش بینی میکنند که شرکتها متوجه خواهند شد که به کارکنان بیشتری از منابع انسانی نیاز دارند. برخی از شرکتها در سال ۲۰۲۳ با اخراج افراد بیش از حد منابع انسانی اشتباه کردند و آنها سعی خواهند کرد این کمبود را در سال آینده جبران کنند.
12. ظهور منتورینگ اجتماعی Social Mentoring
با وجود اینکه دورکاری به عنوان یک گزینه باقی میماند، علیرغم افزایش سیاستهای بازگشت به محل کار، منتورینگ اجتماعی به عنوان عنصری کلیدی برای حفظ، تعهد و توسعه استعدادها ظهور میکند. این روند نشان دهنده تغییر از برنامههای منتورینگ رسمی است که اغلب محدود کننده و وقت گیر تلقی میشوند.
13. رهبران ارشد در حال شکل دادن به پویاییهای کاری هستند
رهبری یکی از عوامل تعیین کننده در نحوه برداشت افراد بالقوه استخدامی از شرکتها خواهد بود. رهبری نامناسب باعث میشود شرکتها برای افراد جذابیت کمتری داشته باشند و خطر از دست دادن استعدادهای برتر را به دنبال داشته باشد، به خصوص در سازمانهایی که در برابر رویکردهای آیندهنگر مقاومت میکنند.
کارکنان خواهان دیدن رهبرانی باهمدلی و آسیب پذیرتر هستند که به راحتی چالشها، اشتباهات و شکستهای خود را به اشتراک بگذارند.
14. بازاندیشی در مورد بستههای جبران خدمت و مزایا
پرداخت بر اساس همترازی در چشم انداز در حال تحول محیط کار مدرن به هنجار تبدیل خواهد شد. در سال ۲۰۲۴، رهبران افراد باید ساختارهای جبران خدمات را دوباره بررسی کنند. آینده پرداخت شامل انحراف از مدلهای جبران خدمت منسوخ شده است که ممکن است دیگر با مهارتهای منحصر به فرد کارکنان در زمینههای در حال تحول سریع مانند فناوری همخوانی نداشته باشد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ارزشیابی مشاغل چیست؟ معرفی مدلها و روشها
15. طراحی یک رویکرد استراتژیک به استعداد
رایج ترین تله در مدیریت استعداد، اشتباه گرفتن لیست وظایف با استراتژی است. یک استراتژی استعداد واقعی باید از پیشنهادات منحصر به فرد کسب و کار استفاده کند، مخاطبان هدف را درک کند و تقاضا را در میان افرادی که با چشم انداز همسو هستند ایجاد کند.
جمع بندی
در سال ۲۰۲۴، رهبران منابع انسانی به طور عمده بر ایجاد یک تجربه کارکنان مثبت تمرکز خواهند کرد. تأکید بر فرهنگهای فراگیر، ارتقای مهارتها و منتورینگ اجتماعی نشان دهنده تغییر به سمت رویکردی انسان محورتر و پویاتر برای توسعه استعداد است.
ما امیدواریم که روندهای ترسیم شده، نقشه راهی را برای سازمانهایی ارائه دهد که مشتاقانه منتظر هستند تا با چالشها و فرصتهای پیش رو روبرو شوند و از آنها استفاده کنند.
نوبت شماست – چگونه این روندهای منابع انسانی را در استراتژی سال ۲۰۲۴ خود ادغام خواهید کرد؟
منبع:
https://mirro.io/blog/hr-trends-2024/
قلهی حماقت کجاست؟
دو روانشناس به نامهای دیوید دانینگ و جانستین کروگر در سال 1999 تحقیقی به نام «بیمهارتی و بیخبری از آن»را انجام دادند و دریافتند در بسیاری از موقعیتها افرادی که نمیتوانند نمیدانند که نمیتوانند! مصداق این شعر معروف که
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
این اثر که به نام اثر دانینگ کروگر (Dunning–Kruger effect) شناخته میشود این موضوع را بیان میکند که وقتی فاقد شایستگیهای کافی هستیم، احتمالش بیشتر است که اسیر اعتماد به نفس کاذب شویم. به عبارت دیگر افرادی که در یک مهارت ضعیف هستند، متوجه نیستند که در آن مهارت ضعیفند.
در مطالعه دانینگ کروگر صاحبان پایینترین نمرات در آزمونهای مختلف، پرادعاترین نظرات را دربارهی مهارتهایشان داشتند و به طور متوسط ادعا داشتند که بهتر از 62 درصد همتایان هستند در حالی که در عمل، عملکردشان صرفا بهتر از 12 درصد آنها بود. ظاهرا هر چقدر هوش و مهارت کمتری در یک قلمرو بخصوص داشته باشیم، برآورد دست بالاتری از هوش و مهارت واقعی خود در آن حوزه داریم.
نمودار اثر دانینگ کروگر
به نمودار زیر دقت کنید:

قلهی حماقت
افراد کاملا تازه کار فاقد اعتماد به نفس هستند، اما در حین پیشرفت از ردهی تازه کار به آماتور است که اعتماد به نفس کاذب پیدا میکنید. مقدار اندکی دانش میتواند خطرناک باشد.
پیشرفت از ردهی تازه کار به آماتور و زمانی که تجربه کسب میکنیم باعث میشود مقداری از فروتنیمان را از دست بدهیم و یک حس تسلط کاذب پیدا میکنیم بنابراین چرخه اعتماد به نفس کاذب آغاز میشود که مانع تردید نسبت به دانستههای کنونی و کنجکاوی نسبت به نادانستهها خواهد شد. جایی که هیچ اطلاعی از جهالت خود نداریم و این همان قلهی حماقت است!
در بسیاری از حوزههای زندگی هیچ گاه آنقدر تخصص کسب نمیکنیم که عقاید خود را زیر سوال ببریم یا به دنبال کشف مجهولاتمان برویم. صرفا آن قدر اطلاعات داریم که با اطمینان کافی نظر بدهیم و قضاوت کنیم، اما نمیفهمیم که از قلهی حماقت بالا رفتهایم بدون این که به سمت دیگر آن رسیده باشیم.
تکبر آن چنان جلوی چشممان را میگیرد که به نقاط قوت کنونیمان قناعت میکنیم چیزی که نیاز داریم فروتنی توام با اعتماد به نفس هست تا هم تردید کافی برای بازنگری دانش قدیمی و هم اعتماد به نفس لازم برای پیگیری بینشهای جدید را داشته باشیم.

درهی ناامیدی
از سوی دیگر با رشد دانش و مهارت(بعد از قلهی حماقت) افرادی که در یک مهارت بسیار قوی هستند، به قوی بودن خودشان آگاهند، اما فکر میکنند که حتماً دیگران هم چنین مهارتی را دارند و توانایی دیگران را بالاتر از آنچه هست برآورد میکنند، به عبارت دیگر افراد حرفهای، گرایش بیشتری به دست کم گرفتن شایستگی خود داشته و به اشتباه تصور کنند، کاری که برای ایشان آسان است، برای دیگران نیز آسان خواهد بود به همین دلیل خود را فردی قلابی دانسته و ترسی دائمی در درونشان شکل میگیرد و دچار افت اعتماد به نفس میشوند و از قلهی حماقت به دره ناامیدی پرت میشوند.
عموما توصیه میشود که در صورت بروز واهمههای ناشی از حس تقلب در دره ناامیدی، آنها را نادیده بگیریم به خودمان اعتماد کنیم و گمان بد نبریم. اما شاید بهتر باشد ترسهای دره ناامیدی را بپذیریم چون انگیزه سخت کوشی ما را بیشتر میکند و ما را به یادگیرندگان بهتری تبدیل میکند و در ادامه با توسعه دانش و مهارت اعتماد به نفس هم افزایش خواهد یافت. مقداری تردید نسبت به دانش و مهارتهایمان، پایهای برای صعود ما و بهرهگیری از تجربیات دیگران خواهد شد
یادگیری نیازمند فروتنی است تا بفهمیم هنوز چیزهایی برای آموختن وجود دارد و جستجوی ما برای دانش هیچ گاه پایان نخواهد یافت.
همهی ما تا حدی نابینا هستیم، تکبر باعث میشود که ضعفهایمان را نبینیم اما فروتنی آنها را برایمان شفافتر از قبل میکند. فروتنی توام با اعتماد به نفس نیز کمک میکند تا بر ضعفهایمان غلبه کنیم.
برگرفته از کتاب دوباره فکر کن، نوشته آدام گرانت با آمیختهای مختصر از دیدگاه نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی
به بهانه سه سالگی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی
من فکر میکنم تولد اتفاق بزرگیه، هر تولدی نشان دهنده گذار از روزهای خوب و تلخ است، تلاشها و شکستها، بودنها و نبودنها، زمین خوردن و دوباره برخاستن، ماندن برای ساختن و تغییر ایجاد کردن و فرصت نگاهی دوباره به آن چه متولد شده است به امید آغازی نو.
سه سال پیش در چنین روزهای پاییزی، آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی متولد شد، ایده شکل گیریش زمانی در ذهن من جرقه زد که در مورد کانونهای ارزیابی کار و تحقیق میکردم و با هر جستجو در فضای اینترنت برای یافتن پاسخ سوالهایم ناامیدتر میشدم، فقر محتوای غنی و کاربردی در حوزه مدیریت منابع انسانی من را به سمت تاسیس آکادمی سوق داد. به امید این که بتوانم فضایی را خلق کنم که با انتشار دانش کاربردی شده، به افرادی مثل خودم که در جستجوی یادگیری، توانمندی و رشد هستند کمک کنم که مسیر حرفهایتر شدن را هموارتر طی کنند، چرا که باور دارم افراد حرفهای در حوزه مدیریت منابع انسانی، سازمانها را جای بهتری برای زیستن انسان میسازند.

مروری بر خاطرات آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی
این روزها فیدبکهای علاقمندان این حوزه، از تاثیرات آکادمی در کار و زندگیشان هر روز دلگرمترم میکند و امیدوارتر به ادامه این سفر در آینده و عهدی که با خودم بستم.
تاسیس آکادمی عهد من با خودم بود. طبیعت راستین ما این است که با خود عهدی ببندیم، دست به عمل بزنیم و بر سر آن عهد بایستیم، با پذیرش این واقعیت که هر عملی و عهدی قطعا با رنج و سختی هم همراه است، اما میتوانیم به کناری بنشینیم و قربانی باشیم یا این که بپرسیم قادر به انجام چه کاری برای تغییر اموریم. شما فکر میکنید دنیا به کدامیک پاداش میدهد؟
فرانکل میگوید: هر کس در زندگی حرفه یا رسالتی ویژه دارد. کسی چه میداند؟ شاید آکادمی هم رسالت من است در این دنیا که بتوانم با کمک آن ارزشهای بنیادیم که تاثیرگذاری، عامل بودن و ارزش آفرینی است را زندگی کنم.
به قول آقای جرج برنارد شاو لذت حقیقی و شکوهمند زندگی زمانی حاصل میشود که هستی شما در جهت اموری که خود آن را عظیم و مهم شناختهاید صرف شود.
امروز شروعی دوبارهست…
چرا آموزشها اثربخش نیستند؟(با نگاهی به مدل 70:20:10)
در دنیای امروز، یادگیری دیگر فقط به کلاس درس و دورههای آموزشی محدود نمیشود. افراد در هر زمان و مکانی میتوانند از طریق تجارب، تعاملات و منابع مختلف یاد بگیرند. مدل 70-20-10 چارچوبی برای یادگیری در دنیای واقعی است که به ما نشان میدهد چگونه میتوانیم از این فرصتهای مختلف برای ارتقای مهارتها و دانش خود استفاده کنیم.
این مدل بیان میکند که افراد به طور تقریبی 70% از طریق تجربه، 20% از طریق تعاملات و 10% از طریق آموزشهای رسمی یاد میگیرند. این امر نشان میدهد که تجارب عملی و تعاملات با دیگران نقش بسیار مهمی در یادگیری دارند.
در این مقاله، به معرفی مدل 70-20-10 و کاربردهای آن برای مدیران منابع انسانی میپردازیم.
روشهای سنتی يادگيری در محيط کار ديگر کاربردی ندارد، اگرچه قبلاً هم کاربردی نداشت!
مدل 10 20 70 چیست؟
مدل یادگیری 70:20:10 اولین با توسط مورگان مک کال، رابرت ایکینگر و مایکل لومباردو در مرکز رهبری خلاق در اواسط دهه 1990 ارائه شد. آنها تقریباً 200 مدیر را در مورد فلسفه یادگیری خود بررسی کردند. نتایج بسیار شگفت آور بود و باعث تغییر چشمگیری در دنیای یادگیری و تولد مدل 70:20:10 شد.

مدل 70:20:10 یادگیری را بر اساس این فرمول بیان میکند:
70 درصد یادگیری از طریق تجربه کردن ناشی از انجام دادن کار اتفاق میافتد.
20 درصد یادگیری از طریق سایر افراد نظیر اعضای تیم، شبکهها، مربیان، بازخورد و روابط با همکاران حاصل میشود.
10 درصد یادگیری از طریق آموزشهای رسمی و آنلاین حاصل میشود.
توسعه دهندگان این مدل معتقدند که تجربه عملی (70 درصد) بیشترین سود را برای کارکنان دارد زیرا آنها را قادر میسازد مهارتهای مربوط به شغل خود را کشف کنند، تصمیم بگیرند، با چالشها روبرو شوند از اشتباهات خود درس بگیرند و بازخورد فوری درباره عملکرد خود دریافت کنند.
این یک استعاره کاربردی برای ماست که افراد در قرن 21 در هر زمان و مکان و بیشتر از طریق کار و دیگران در حال یادگیری هستند و اهمیت آموزشهای رسمی روز به روز کمتر میشود.
مطالعه مقاله راهنمای کامل نیازسنجی آموزشی هم در تکمیل این موضوع مفید خواهد بود.
کاربردهای مدل 10 20 70
این مدل کاربردهای فراوانی در زمینههای مختلف دارد، از جمله:
1. آموزش و توسعه:
- سازمانها میتوانند از این مدل برای طراحی برنامههای آموزشی متناسب با نیازهای کارکنان خود استفاده کنند.
- تمرکز بیشتر بر روی یادگیری تجربی و تعاملی، بجای آموزشهای صرفاً تئوری.
- استفاده از مربیان و منتورها برای ارائه راهنمایی و بازخورد به کارکنان.
- ایجاد فرصتهایی برای یادگیری از طریق اشتراکگذاری تجربیات و دانش بین کارکنان.
2. توسعه فردی:
- افراد میتوانند از این مدل برای برنامهریزی مسیر یادگیری خود استفاده کنند.
- تمرکز بر روی تجربیات چالشبرانگیز و فرصتهایی برای یادگیری از طریق انجام کار.
- ایجاد شبکهای از افراد همفکر برای تبادل دانش و تجربیات.
- استفاده از منابع آموزشی آنلاین و آفلاین برای تکمیل یادگیری تجربی و تعاملی.
نقش مدل 10 20 70 در منابع انسانی
سازمانها سالانه با امید به داشتن کارکنانی اثربخشتر، سازمانپذیرتر و ارزش آفرینتر، هزینههای بسیاری را صرف فرایند آموزش کارکنان میکنند و کارکنان هم بعضا به اجبار سازمان و خوشبینانه اینکه به امید به توسعه در این دورهها شرکت میکنند. اما نتایج در اکثر مواقع چندان امیدوار کننده نیست، یعنی بعد از بازگشت کارکنان از دورههای آموزشی به محل کار، انگار اتفاق جدیدی در انتظارمان نیست و تغییری در رفتار کارکنان اتفاق نیفتاده است.
با نگاهی به مدل 70:20:10 در یادگیری بهتر میتوان دلایل عدم اثربخشی دورههای آموزشی رایج را توضیح داد. اغلب برنامههای آموزشی در قالب کلاس یا کارگاههای چند روزه برگزار میشود، که طی آن مفاهیم زیادی به فراگیران منتقل میشود که اتفاقا بسیاری از آنها مفید و از نظر شرکتکنندگان هم مهم است
اما بعد از پایان کلاس تنها، مفاهیمی از کلاس در ذهنشان است و نمیدانند چگونه آن را به کار بگیرند. به عبارت ساده، از دورههایی که انتظار باشیم طی آن تغییر در رفتار اتفاق بیفتد خبری نیست. با کمک این مدل بهتر میتوانیم درک کنیم که 90 درصد آن چیزی که باید یاد بگیریم، در حین بکارگیری آن اتفاق میافتد، در حالی که این شانس برای دورههای آموزشی سنتی حدود 10 درصد است.

زمان آن رسیده که به عنوان متولیان آموزش در سازمانها رویکرد جاری به برگزاری دورههای آموزشی را با روشهای جدیدتر که طی فرایند آموزش امکان بکارگیری آموختهها فراهم باشد جایگزین کنیم.
یکی از این روشها آموزش بر مبنای شبیه سازیهای رفتاری ست.
آموزش از طریق شبیه سازیهای رفتاری
یکی از بهترین، جدیدترین و موثرترین رویکردها در آموزش، که آموزش از طریق تجربه کردن را ممکن میسازد، آموزش از طریق شبیه سازیهای رفتاریست.
در این شیوه، یادگیری چرخهای است که با تجربه کردن آغاز میشود، شرکتکنندگان در محیطی امن، تمریناتی شبیه سازی شده از مسائل واقعی زندگی شخصی و شغلی را متناسب با تغییر رفتاری که انتظار داریم، تجربه میکنند، تسهیلگران شرکتکنندگان را در موقعیتهای کاری واقعی مشاهده کرده و پیشنهادات بهبود را ارائه میکند. بازخورد سریع به شرکت کننده بعد از هر تمرین، به آنها این امکان را میدهد که مسایل عملکردی کلیدی را قبل از این که دوباره در تمرینی دیگر بروز کنند، شناسایی کنند و آموختهها را در تمرینات بعدی بکارگیرند. در فضایی که در آن اشتباهاتشان فرصتی برای بهبود تلقی میشود و به عنوان نقطه منفی در کارنامه شان ثبت نمیشود. این شیوه آموزش در شرکتهایی مثل مکنزی اجرا میشود.
نحوه انجام این آموزش در نمودار زیر نمایش داده شده است.

به طور مثال فرض کنید که قرار است دوره آموزشی برای ارتباط با مشتری برگزار کنیم، در این شیوه ابتدا مدرسین اصول ارتباط با مشتری را آموزش میدهند، سپس آن را اجرا و در مورد آن بحث میکنند، سپس یادگیرندگان تمرین کرده و فیلم اجرا ضبط میشود. فیلم ضبط شده را بررسی و مجدد نحوه انجام فرآیند بر اساس آموختهها و بازخورد دریافت شده تکرار میشود.
جمع بندی
درست همانطور که کودکان از طریق بازی یاد میگیرند، بزرگسالان نیز با انجام کار بهتر میآموزند. طبق تحقیقی که توسط ادگار دیل انجام شد، بزرگسالان 80٪ آنچه شخصاً تجربه میکنند را حفظ میکنند. بنابراین اگر امتحان نکنید، نمیتوانید چیزی یاد بگیرید.
تغییر پارادیمی که میبایست از آموزشهای مستقیم و رسمی به سمت آموزش بر مبنای تجربیات یادگیری به خصوص در برنامههای توسعه مدیران اتفاق بیفتد و نقش ما به عنوان متولیان منابع انسانی در این تغییر پارادایم بسیار محوری است.
این مقاله را هم مطالعه فرمایید گام به گام طراحی برنامه توسعه مدیران بر مبنای شایستگی)
البته از این نکته هم غافل نشویم که اگر چه آموزش رسمی تنها 10٪ از مدل 70:20:10 را تشکیل میدهد، اما این همان نقطه شروع است که انواع دیگر یادگیری بر مبنای آن میتواند رشد کند. اگر بنیاد محکم باشد، میتوانید مطمئن باشید که یادگیری عملی متعاقب آن موفقیت آمیز خواهد بود.
**در پایان این نکته را نیز اضافه کنم که اخیرا موسسه DDI با مطالعه مجدد روی مدل 70:20:10، تغییراتی را در سهم هر یک از آموزشها با رویکرد 55:25:20 (20 درصد آموزشهای رسمی، 25 درصد یادگیری از دیگران و 55 درصد از طریق تجربه کردن)مطرح کرده است.
اگر در حال حاضر در حوزه آموزش و توانمندسازی کارکنان مشغول به کار هستید و یا آینده حرفهای خود را در این حوزه ترسیم کردهاید دوره آموزشی آموزش و توانمندسازی کارکنان به شما دانش و مهارت لازم برای ایفای نقش به عنوان متخصص آموزش را میدهد.
منابع:
trainingindustry.com
دانش و تجربیات شخصی نویسنده در طراحی و اجرای دورههای آموزشی
نویسنده: سونیا جلالی