مقالات, آموزش و توسعه

آموزش درون سازمانی: اهمیت، مزایا و فرق آن با آموزش برون سازمانی

اسرار کار آموزش

شرکت‌ها در دنیا سالانه هزینه‌های بسیاری را صرف آموزش و توانمندسازی کارکنان می‌کنند، در آمریکا تقریبا نیمی از این پول صرف برنامه‌هایی می‌شود که خود شرکت‌ها برگزار می‌کنند و نصف دیگر آن به موسسه‌های آموزشی خارج از سازمان پرداخته می‌شود. هر کارمندی به طور متوسط حدود 31 ساعت در سال آموزش می‌بیند که چیزی معادل بیش از نیم ساعت در هفته است.

در کشور ما هم طی سال‌های اخیر سرمایه گذاری روی آموزش کارکنان افزایش پیدا کرده است و طی سال دوره‌های آموزشی زیادی با بهره‌گیری از روش‌های مختلف برای کارکنان برگزار می‌شود.

نمی‌شود گفت که کدام روش آموزشی (آموزش فردی، آموزش از راه دور، کارگاه‌های آموزشی و…) بهترین است این مساله به بهترین روش یادگیری افراد شما بستگی دارد و این که به دنبال یادگیری چه مهارتی هستند؟

با این وجود می‌توان دقیقا گفت که بهترین معلمین را کجا پیدا کنید. آن‌ها دقیقا کنار شما نشسته‌اند. این مقاله به موضوع آموزش‌های درون سازمانی پرداخته است.

نکته از کتاب اسرار کار در گوگل

منظور از آموزش درون سازمانی چیست؟

آموزش درون سازمانی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، سازمان‌ها برنامه‌ها و فعالیت‌های آموزشی را از طریق مدرسان داخلی برای کارکنان خود ارائه می‌دهند.

آموزش درون سازمانی می‌تواند به صورت رسمی (مانند دوره‌های آموزشی، کارگاه‌ها و سمینارها) و یا غیررسمی (مانند مربی‌گری همکاری‌های میان‌افرادی و آموزش‌های آنلاین) ارائه شود. این فرایند معمولاً با توجه به نیازهای موجود در سازمان و اهداف استراتژیک آن طراحی و اجرا می‌شود.

فرق آموزش درون سازمانی و برون سازمانی چیست؟

آموزش درون سازمانی توسط خود سازمان ارائه می‌شود، به طوری که منابع و مربیان آموزش از داخل سازمان تعیین می‌شوند. در مقابل آموزش برون سازمانی، سازمان منابع آموزشی را از خارج از سازمان تامین می‌کند، مثل موسسات آموزشی، مراکز تخصصی آموزش و مشاوران آموزشی.

معمولاً هزینه‌ها و زمان مربوط به آموزش درون سازمانی کمتر از آموزش برون سازمانی است، زیرا منابع داخلی سازمان به کار می‌روند.

فواید آموزش‌ درون سازمانی

در بسیاری موارد آموزش‌های درون‌سازمانی (یعنی آموزش‌هایی که داخل سازمان  و با مدرسان داخلی اجرا می‌شوند) نسبت به آموزش‌هایی که توسط افراد و سازمان‌های خارج از شرکت انجام می‌گیرند، اثربخش‌تر هستند. در سازمان شما حتما افرادی هستند که در هر جنبه‌ای از کاری که انجام می‌دهید متخصص هستند یا حداقل به اندازه‌ای تخصص دارند که می توانند به سایرین آموزش دهند.

مثلا در شرکت شما قطعا کسی وجود دارد که از نظر میزان فروش بهترین باشد، از او بخواهید مسئولیت آموزش دیگران را بر عهده بگیرد و به این ترتیب معلمی دارید که از سایر افراد فروش بهتر است و کسی است که فضای دقیق سازمان و نوع مشتریان را درک می‏‌کند.

این که تیم فروش خود را به گران‏ترین سمینارها بفرستید که مدرسین آن فروشنده محصولات سایر شرکت‏ ها هستند احتمالا انقلابی در عملکرد تیم فروشتان ایجاد نخواهد کرد.
ولی شاید نخواهید که بهترین فرد تیم فروش مسئولیت آموزش سایرین را بر عهده بگیرد. مگر کار وی این نیست که صرفا بر فروش تمرکز کند؟

چنین سوالی نشانه کوته بینی است! زیرا اثر عملکرد، خطی ولی اثر آموزش، تصاعدی است. مثال زیر را ببینید.

مطالعه مقاله راهنمای کامل نیازسنجی آموزشی

یک مثال از اثربخشی آموزش‌های درون سازمانی

فرض کنید بهترین فرد تیم فروش شما سالانه 1میلیارد تومان می‌فروشد و شما ده فروشنده دیگر هم دارید که سالی 500 میلیون تومان فروش دارند. همچنین فرض کنید به منظور آموزش بهترین فرد، ده درصد زمانی را که وی باید برای فروش سپری کند از او بگیرید(معادل پنج هفته) او این پنج هفته را به آموزش سایر افراد فروش می پردازد.
پیش از آموزش درآمد شما 6 میلیارد تومان( 1 میلیارد تومان+ 10 تا 500 میلیون تومان) است. سال اولی که بهترین کارمند شما مشغول آموزش دیگران است چون ده درصد وقتش را به جای فروش در آموزش سایرین صرف کرده است 900 میلیون تومان می‌فروشد ولی اگر بتواند فروش سایر افراد را فقط ده درصد بهتر کند هر کدام از این ده نفر 550 میلیون تومان می‌فروشد و عایدی شرکت شما 6.4 میلیارد تومان خواهد بود.
در سال دوم به شرطی که دیگر آموزشی در کار نباشد، بهترین کارمند شما 1 میلیارد تومان می‌فروشد و سایر افراد که 10 درصد فروششان بهتر شده است 550 میلیون فروش دارند که در مجموع معادل 6.5 میلیارد تومان است.
در این مثال بهترین فردتان زمان کمتری را برای فروش اختصاص داده است ولی درآمد شما برای همیشه افزایش پیدا کرده است. ولی اگر در سال دوم نیز 10 درصد زمانش را به آموزش سایر افراد اختصاص دهد، ده درصد دیگر بهتر می‌شوند و هر کدام 605 میلیون تومان می‌فروشند. حال طی دو سال درآمد شرکت 16 درصد افزایش پیدا کرده است.

بنابراین سودی که از افراد با عملکرد پایین‌تر ناشی از آموزش به دست می‌آید بیشتر از جبران فروش ضرر به دست آمده از افراد با عملکرد برتر است.

نقل قول از مدیر عامل اینتل

این مقاله را هم مطالعه کنید: کارکنان سازمان ما چطور یاد می‌گیرند؟(اصول یادگیری بزرگسالان)

مزایای بهره‌گیری از متخصصان داخلی برای آموزش

  1. آموزش‌های داخلی از مثال‌ها و چالش‌های واقعی محیط کاری استفاده می‌کند و از اینرو درک مفاهیم راحت‌تر صورت می‌پذیرد.
  2. مدرسان و آموزش‌دهندگان داخلی به زبانی سخن می‌گویند که برای کارکنان شرکت مأنوس‌تر است. برای فراگیر هم گوش دادن به حرف‌های یک متخصص واقعی بسیار موثرتر از گوش دادن به حرف‌های دانشگاهیان است. بسیاری از مدرسین خارج سازمان دانش تئوری دارند، آن‌ها می‌دانند که کارها چطور باید انجام شود ولی با آن‌ها زندگی نکرده‌اند. البته اگر منصف باشیم باید گفت که بهره گیری از متخصصین خارج سازمان با نگاه کاربردی به آموزش‌ها می‌تواند ارزشمند باشد.
  3. فرانک اپنهایمر برادر جوان‌تر فیزیکدان مشهور جی.رابر اپنهایمر ظاهرا چنین جمله‌ای دارد که می‌گوید “بهترین راه یادگیری یاد دادن است”. حق با اوست زیرا برای ارائه یک آموزش خوب باید به محتوای آموزشی فکر کنید، استاد آن موضوع باشید و روش انتقال آن به دیگران را به خوبی بدانید.
  4. از همه این‌ها مهم‌تر ایجاد فرصت آموزش برای کارمندان به آن‌ها هدف می‌دهد. حتی اگر در کار روزمره‌ی خودشان معنایی پیدا نکنند، انتقال دانش هم الهم بخش و هم دلگرم کننده است.

زمانی که یک سازمان به این مساله پی برد که ما به دنبال رشد و کمک به رشد دیگران هستیم به یک سازمان یادگیرنده تبدیل می‏‌شود. با این حال در بسیاری از سازمان‏‌ها، کارمندان آموزش می‌‏بینند و حرفه‌ای‏‌ها امر آموزش را انجام می‏‌دهند.

چرا نگذاریم خود افراد هر دو کار را انجام دهند؟

اگر نیاز به برگزاری آموزش‌های سازمانی دارید خدمات آکادمی منابع انسانی در آموزش‌های سازمانی را در این لینک ببینید.

منابع: کتاب اسرار کار در گوگل/لزلوباک، ترجمه دکتر منصور شیرزاد، محمد حسین میرمجیدی

تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

درباره سونیا جلالی

من سونیا جلالی هستم، موسس آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی، نزدیک به دو دهه در حوزه مدیریت منابع انسانی کارکردم و عناوین مختلفی را یدک کشیدم. از زمانی که مدیریت منابع انسانی را شناختم جایگزین بهتری برای آن پیدا نکردم که به بودن من معنا دهد، شناخت انسان‌ها و پيچيدگی‌هاشون و كمك به آنها برای رشد و توسعه و موثر بودن شان در سازمان چيزی بود كه در پی‌اش بودم و يافتمش و رفته رفته خواندم و تجربه كردم و آموختم و لذت بردم و رشد کردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *