توسعه فردی, مقالات

10 تکنیک کاربردی برای حل مسئله

حل مسئله یکی از مهارت‌های اساسی در زندگی شخصی و حرفه‌ای است. در زندگی روزمره، چه در محیط کار و چه در زندگی شخصی، بخش قابل توجهی از وقت‌ ما صرف مواجهه با انواع مسئله‌ها می‌شود. بعضی از این مسئله‌ها ساده هستند و می‌توانیم به تنهایی و در مدت کوتاهی آن‌ها را برطرف کنیم. اما برخی دیگر پیچیده‌ترند و برای حل آن‌ها نیاز به همکاری و صرف انرژی و زمان بیشتری داریم. توانایی شناسایی، تحلیل و حل مسائل به شیوه‌ای کارآمد می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌ها و افزایش بهره‌وری کمک کند. در این مقاله، به معرفی 10 تکنیک کاربردی برای حل مسئله خواهیم پرداخت.

حل مساله چیست؟

حل مسئله یعنی شناسایی دلایل احتمالی یک مشکل و برنامه‌ریزی برای رفع آن با اقدام مؤثر. به عبارت دیگر حل مسئله به فرآیند شناسایی، تحلیل و رفع موانع یا چالش‌هایی اطلاق می‌شود که مانع از دستیابی به اهداف یا بهبود شرایط می‌شود. این فرآیند شامل شناسایی ریشه‌ی مشکل، بررسی گزینه‌های مختلف، ارزیابی نتایج و انتخاب بهترین راه‌حل است.

حل مسئله اهمیت زیادی دارد زیرا به افراد و سازمان‌ها کمک می‌کند تا بر مشکلات غلبه کنند، تصمیمات بهتری بگیرند و به اهداف خود برسند. این مهارت به ویژه در محیط‌های پیچیده و در شرایط تغییرات سریع اقتصادی و اجتماعی، توانایی مقابله با چالش‌ها را افزایش می‌دهد و به بهبود عملکرد و افزایش بهره‌وری منجر می‌شود.

تکنیک‌های حل مساله

1. تکنیک پنج چرا (5 Whys)

این روش که توسط شرکت تویوتا در سیستم تولید ناب توسعه داده شد، شامل پرسیدن مداوم “چرا؟” برای شناسایی علت اصلی یک مشکل است. با پنج مرتبه پرسیدن چرا، می‌توان به ریشه‌ی اصلی مشکل پی برد و راه‌حل مناسبی یافت. این تکنیک به‌ویژه در تحلیل مسائل پیچیده یا زمانی که دلایل پنهان در فرآیندها وجود دارد، بسیار مؤثر است. اجرای صحیح آن نیازمند صداقت در پاسخ‌گویی و نگاه دقیق به داده‌ها و واقعیات موجود است.

مثال: چرا فروش کاهش یافته است؟ 1) چرا؟ چون مشتریان کمتر خرید می‌کنند. 2) چرا؟ چون قیمت بالا رفته است. 3) چرا؟ چون هزینه تولید افزایش یافته است. 4) چرا؟ چون مواد اولیه گران شده است. 5) چرا؟ چون تأمین‌کننده قیمت‌ها را بالا برده است. در نتیجه، می‌توان تأمین‌کننده جایگزین یافت.

2. تحلیل SWOT

این روش که توسط آلبرت همفری در دهه 1960 در دانشگاه استنفورد توسعه یافت، به بررسی نقاط قوت (Strengths)، نقاط ضعف (Weaknesses)، فرصت‌ها (Opportunities) و تهدیدها (Threats) می‌پردازد. با استفاده از این تحلیل، می‌توان تصمیمات استراتژیک‌تری گرفت و مشکلات را به بهترین شکل حل کرد. تحلیل SWOT با ایجاد یک نگاه جامع به درون و بیرون سازمان، به شناسایی موقعیت‌های بهبود و بهره‌برداری از فرصت‌ها کمک می‌کند. این ابزار در برنامه‌ریزی کسب‌وکار، توسعه فردی، یا تحلیل موقعیت‌های بحرانی کاربرد گسترده‌ای دارد.

مثال: یک استارتاپ بررسی می‌کند که نقطه قوت آن تکنولوژی پیشرفته، نقطه ضعف آن کمبود منابع مالی، فرصت آن بازار در حال رشد، و تهدید آن رقابت بالا است. بر این اساس، تصمیم می‌گیرد سرمایه‌گذار جذب کند.

نقاط قوت  نقاط ضعف 
– تکنولوژی پیشرفته – کمبود منابع مالی
– محصول نوآورانه – تیم کوچک
– فرایند توسعه چابک (Agile) – آگاهی پایین از برند
فرصت‌ها  تهدیدها 
– رشد تقاضا در بازار – رقابت شدید
– افزایش علاقه به فناوری – تغییرات سریع فناوری
– امکان گسترش در بازارهای جهانی – احتمال ورود رقبای جدید

3. نقشه ذهنی (Mind Mapping)

این روش توسط تونی بوزان در دهه 1970 معرفی شد و یک روش بصری برای سازمان‌دهی ایده‌ها و یافتن راه‌حل‌های خلاقانه است. در این روش، مشکل در مرکز قرار گرفته و شاخه‌های مرتبط با آن، ایده‌های مختلف را به نمایش می‌گذارند. این ساختار درختی به افراد کمک می‌کند تا ارتباط بین مفاهیم را بهتر درک کرده و تفکر خلاق و تحلیلی را تقویت کنند. نقشه ذهنی به‌ویژه برای بارش فکری، حل مسئله، یادگیری و برنامه‌ریزی مؤثر کاربرد دارد.

مثال: برای حل مشکل تأخیر در تحویل پروژه، یک نقشه ذهنی ایجاد شده و عوامل مختلف مانند نیروی انسانی، مدیریت زمان، و بودجه بررسی می‌شوند.

4. طوفان فکری (Brainstorming)

این تکنیک توسط الکس آزبورن در دهه 1940 توسعه داده شد و شامل بیان ایده‌های مختلف برای حل مسئله بدون محدودیت در ابتدا و سپس انتخاب بهترین گزینه‌ها است. هدف این روش، تولید بیشترین تعداد ایده در کوتاه‌ترین زمان ممکن است، بدون آن‌که در مراحل ابتدایی قضاوت یا نقدی صورت گیرد. طوفان فکری معمولاً به‌صورت گروهی اجرا می‌شود و فضایی آزاد و خلاقانه برای مشارکت اعضا فراهم می‌سازد.

مثال: یک تیم بازاریابی برای جذب مشتریان جدید طوفان فکری برگزار کرده و ایده‌هایی مانند تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی، ارائه تخفیف‌های ویژه و همکاری با اینفلوئنسرها را مطرح می‌کند.

5. روش SCAMPER

این تکنیک توسط باب اِبرل در سال 1971 معرفی شد و شامل هفت سؤال اصلی است که برای تحریک خلاقیت و یافتن راه‌حل‌های نوآورانه استفاده می‌شوند: جایگزینی (Substitute)، ترکیب (Combine)، انطباق (Adapt)، اصلاح (Modify)، استفاده متفاوت (Put to another use)، حذف (Eliminate) و بازآرایی (Reverse). این روش کمک می‌کند تا مسئله یا محصول را از زوایای مختلف بررسی کرده و ایده‌های جدیدی برای بهبود یا نوآوری ایجاد شود.

مثال: در طراحی یک بطری آب، می‌توان پرسید:

  • چه چیزی را می‌توان جایگزین کرد؟ (مثلاً جنس بطری)

  • چه چیزهایی را می‌توان با هم ترکیب کرد؟ (مثلاً بطری و فیلتر تصفیه)

  • چگونه می‌توان آن را با شرایط جدید انطباق داد؟ (مثلاً مناسب برای سفر)
    و به همین ترتیب با دیگر مراحل، ایده‌های خلاقانه‌تری شکل می‌گیرد.

6. نمودار ایشیکاوا (Ishikawa Diagram)

این روش که توسط دکتر کائورو ایشیکاوا در دهه 1960 توسعه یافت، به شناسایی علل مختلف یک مشکل کمک می‌کند و به “نمودار استخوان ماهی Fishbone Diagram  یا “نمودار علت و معلول” نیز معروف است. در این روش، مسئله در سمت راست نمودار قرار می‌گیرد و دسته‌های مختلفی از عوامل مؤثر (مانند نیروی انسانی، تجهیزات، روش‌ها، مواد، محیط و اندازه‌گیری) به‌صورت شاخه‌هایی از ستون اصلی رسم می‌شوند. این ابزار به تحلیل دقیق‌تر ریشه‌های مشکل و یافتن راهکارهای مؤثر کمک می‌کند.

مثال: برای بررسی دلیل کاهش کیفیت محصول، نمودار علت و معلول رسم می‌شود و عواملی مانند خطای انسانی، نقص در مواد اولیه، مشکلات در ماشین‌آلات یا روش‌های تولید به‌صورت ساختاریافته مورد تحلیل قرار می‌گیرند.

7. مدل شش کلاه تفکر (Six Thinking Hats)

این تکنیک توسط ادوارد دوبونو در سال 1985 معرفی شده و شامل شش نقش ذهنی متفاوت است که هر کدام با یک “کلاه رنگی” نمایش داده می‌شوند: کلاه سفید (اطلاعات و داده‌ها)، کلاه قرمز (احساسات و شهود)، کلاه سیاه (شناسایی ریسک‌ها و جنبه‌های منفی)، کلاه زرد (بررسی مزایا و دیدگاه مثبت)، کلاه سبز (ایده‌پردازی و خلاقیت)، و کلاه آبی (مدیریت و هدایت فرآیند تفکر). این تکنیک کمک می‌کند تا مسئله از زوایای گوناگون بررسی شود و تصمیم‌گیری‌ها متعادل‌تر و جامع‌تر صورت گیرند.

مثال: یک شرکت برای تصمیم‌گیری درباره راه‌اندازی خط تولید جدید از شش کلاه تفکر استفاده می‌کند. با کلاه سفید داده‌های بازار را بررسی می‌کند، با کلاه سیاه ریسک‌های مالی را می‌سنجد، با کلاه زرد مزایای سودآوری را مرور می‌کند، با کلاه سبز ایده‌های نو برای طراحی محصول ارائه می‌دهد، با کلاه قرمز احساسات تیم را در نظر می‌گیرد، و با کلاه آبی کل جلسه را سازمان‌دهی می‌کند.

8. روش PESTLE

این تحلیل که در دهه 1960 توسعه یافت، به بررسی عوامل بیرونی تأثیرگذار بر سازمان می‌پردازد و شامل شش بُعد کلیدی است: عوامل سیاسی (Political)، اقتصادی (Economic)، اجتماعی (Social)، تکنولوژیکی (Technological)، قانونی (Legal) و محیطی (Environmental). تحلیل PESTLE به درک بهتر فضای کلان و روندهای بیرونی کمک می‌کند و در برنامه‌ریزی استراتژیک، ورود به بازارهای جدید و ارزیابی ریسک‌ها بسیار کاربرد دارد.

مثال: یک شرکت بین‌المللی قبل از ورود به بازار جدید، با روش PESTLE عوامل مؤثر مانند قوانین مالیاتی (Legal)، وضعیت اقتصادی کشور هدف (Economic)، فرهنگ مصرف‌کننده (Social)، و پیشرفت فناوری (Technological) را بررسی می‌کند تا تصمیم‌گیری آگاهانه‌تری داشته باشد.

9. روش تصمیم‌گیری ماتریسی (Decision Matrix)

این روش که در مدیریت تصمیم‌گیری توسعه یافته است، شامل ارزیابی گزینه‌های مختلف بر اساس معیارهای مهم و امتیازدهی به آن‌ها برای یافتن بهترین گزینه است. در این تکنیک، ابتدا معیارهای ارزیابی مشخص می‌شوند، سپس گزینه‌های مختلف در برابر این معیارها امتیازدهی می‌گردند و در نهایت با جمع امتیازات، گزینه برتر انتخاب می‌شود. این روش به کاهش سوگیری ذهنی و تصمیم‌گیری منطقی‌تر کمک می‌کند، به‌ویژه زمانی که چندین معیار و گزینه وجود دارد.

مثال: یک تیم مدیریتی برای انتخاب نرم‌افزار حسابداری مناسب، معیارهایی مانند هزینه، امنیت، سهولت استفاده و پشتیبانی را تعریف کرده و به هر گزینه بر اساس این معیارها امتیاز می‌دهد. در نهایت، نرم‌افزاری که بیشترین امتیاز را کسب کند، انتخاب می‌شود.

نرم‌افزار هزینه

(از 1 تا 10)

امنیت (از 1 تا 10) سهولت استفاده (از 1 تا 10) پشتیبانی

(از 1 تا 10)

امتیاز کل
نرم‌افزار A 8 9 7 8 32
نرم‌افزار B 7 8 9 7 31
نرم‌افزار C 6 7 8 9 30

10. تحلیل هزینه-فایده (Cost-Benefit Analysis)

این روش که در اقتصاد مدیریت و تصمیم‌گیری به‌کار می‌رود، هزینه‌های احتمالی یک راه‌حل را با منافع آن مقایسه می‌کند تا مشخص شود که آیا اجرای آن تصمیم مقرون‌به‌صرفه است یا خیر. در این تحلیل، تمامی هزینه‌ها (مستقیم و غیرمستقیم) و منافع (مالی یا غیرمالی) شناسایی و برآورد می‌شوند، و سپس نسبت هزینه به فایده محاسبه می‌شود تا بهترین تصمیم اتخاذ شود.

مثال: یک شرکت تصمیم دارد خط تولید جدیدی راه‌اندازی کند. با تحلیل هزینه-فایده، هزینه‌های مواد اولیه، نیروی کار و تجهیزات در برابر سود احتمالی ناشی از فروش محصولات جدید بررسی شده و در نهایت بر اساس مقایسه این دو عامل، تصمیم‌گیری می‌شود.

ردیف عنوان شرح/مقدار تخمینی نوع (هزینه/فایده)
1 هزینه مواد اولیه ۵۰۰ میلیون تومان در سال هزینه
2 هزینه نیروی کار ۳۰۰ میلیون تومان در سال هزینه
3 هزینه خرید تجهیزات ۸۰۰ میلیون تومان (یک‌بار پرداخت) هزینه
4 هزینه نگهداری تجهیزات ۱۰۰ میلیون تومان در سال هزینه
5 هزینه آموزش کارکنان ۵۰ میلیون تومان هزینه
6 درآمد حاصل از فروش محصول ۲۵۰۰ میلیون تومان در سال فایده
7 افزایش سهم بازار ۱۰٪ رشد سالانه در بازار هدف فایده
8 بهبود برند و اعتبار شرکت ارتقاء برند در صنعت فایده
  • کل هزینه‌ها (سال اول): حدود ۱۷۵۰ میلیون تومان
  • کل فایده‌ها (سال اول): بیش از ۲۵۰۰ میلیون تومان
  • نتیجه تحلیل: سود خالص در سال اول ≈ ۷۵۰ میلیون تومان → راه‌اندازی خط تولید مقرون‌به‌صرفه به نظر می‌رسد.

جمع‌بندی

حل مسئله یک فرآیند پیچیده اما قابل بهبود است. با استفاده از تکنیک‌های ذکر شده، می‌توان به شیوه‌ای ساختاریافته‌تر به مشکلات نگاه کرد و راه‌حل‌های بهتری یافت. انتخاب تکنیک مناسب بستگی به ماهیت مسئله، میزان اطلاعات در دسترس و شرایط محیطی دارد.

منابع

Harvard Business Review. (2020). “Problem Solving Strategies: A Guide for Leaders.”

https://www.sessionlab.com/blog/problem-solving-techniques/

https://business.purdue.edu/master-of-business/online-masters-in-business-administration/posts/problem-solving-techniques-in-business.php

نویسنده: سونیا جلالی

توسعه فردی, مقالات

شجاعت خود را در منابع انسانی افزایش دهید: جایگزینی ترس با اعتمادبه‌نفس

چگونه می‌توان منابع انسانی را متحول کرد تا از طریق توانمندسازی نیروی انسانی، ارزش بیشتری برای ذینفعان ایجاد کند؟

برای تحقق این موضوع، رهبران منابع انسانی باید نقش خود را بازتعریف کرده و وارد گفتگوهای ارزش‌آفرین شوند. این امر مستلزم داشتن «شجاعت» است. شجاعتی که از دانستن نحوه استفاده از قدرت برای تأثیرگذاری بر دیگران و جایگزینی ترس با اعتمادبه‌نفس ناشی می‌شود.

ترس‌، پیشرفت را متوقف می‌کنند، زیرا باعث می‌شوند افکار و اقدامات خود را محدود کنیم، بیشتر نگران مشکلات باشیم تا فرصت‌ها و بر آنچه اشتباه است تمرکز کنیم، نه بر آنچه درست است. ترس می‌تواند علائم فیزیکی (مانند تعریق کف دست، افزایش ضربان قلب، فشار خون بالا و مشکلات تنفسی) و علائم احساسی (مانند اضطراب، نگرانی و از دست دادن تمرکز) داشته باشد. در ادامه، هفت ترس رایج را معرفی می‌کنم و پیشنهاداتی برای جایگزینی آن‌ها با اعتمادبه‌نفس ارائه می‌دهم که می‌تواند به رشد شخصی و حرفه‌ای منجر شود.

۱. ترس از شکست ← اعتمادبه‌نفس در یادگیری

در برخی سازمان‌ها، مسائل مربوط به توانمندسازی نیروی انسانی چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرد که این موضوع باعث ترس از رد شدن ایده‌ها می‌شود. متخصصان منابع انسانی ممکن است گرفتار «درماندگی آموخته‌شده» شوند، جایی که یک چرخه معیوب از رد شدن، امکان نوآوری و تغییر را محدود می‌کند: «چرا باید ایده جدیدی مطرح کنم وقتی که بارها رد شده‌ام؟» در این مواقع، می‌توان با ارائه ایده‌های کوچک در قالب فرضیه‌ها، آزمایش‌ها یا گزینه‌های مختلف شروع کرد. اگر موفق شدند، بر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کنیم؛ و اگر نه، از آن‌ها درس بگیریم. این طرز فکر که «شکست یک فرصت برای یادگیری است» می‌تواند اعتمادبه‌نفس را تقویت کند.

۲. ترس از موفقیت ← اعتمادبه‌نفس در رشد شخصی

یک مدیر منابع انسانی به من گفت که اگر ایده‌های پیشنهادی او پذیرفته شوند، حجم کاری بسیار زیادی به واحد منابع انسانی اضافه خواهد شد. در چنین مواردی، می‌توان ترس از حجم کاری زیاد را با حذف وظایف کم‌ارزش‌تر مدیریت کرد. کنار گذاشتن گزارش‌ها، سیاست‌ها، جلسات، رویه‌ها و معیارهای غیرضروری می‌تواند فضای بیشتری برای کارهای ارزشمندتر ایجاد کند. ترس از موفقیت همچنین ممکن است زمانی رخ دهد که احساس کنیم مهارت‌های کافی برای ایفای نقش جدید را نداریم و دچار سندروم ایمپاستر (احساس فریبکار بودن) شویم. درک این نکته که همه افراد در ابتدا با محدودیت‌هایی مواجه هستند و مرور پیشرفت‌های گذشته به ما کمک می‌کند تا به رشد خود ایمان داشته باشیم. باید پتانسیل خود را تجسم کرده و در جهت دستیابی به آن تلاش کنیم.

۳. ترس از ناکافی بودن ← اعتمادبه‌نفس در ریسک‌پذیری

هیچ‌کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد، احمق به نظر برسد یا اشتباه قضاوت شود. اما پرهیز از اشتباه ممکن است مانع از پذیرش ریسک‌های ضروری برای پیشرفت شود. فرهنگ سازمانی و سبک‌های مدیریتی بر نحوه ارائه بازخورد تأثیر می‌گذارند. اما می‌توان با درک نیت واقعی پشت برخی نظرات سختگیرانه، بر ترس از انتقاد غلبه کرد. این نظرات اغلب با هدف بهبود مطرح می‌شوند، نه تحقیر. همچنین، باید به الگوهای انتقادی که دریافت می‌کنیم توجه کنیم، زیرا این الگوها ممکن است نشان‌دهنده تفاوت بین سبک کاری ما و انتظارات دیگران باشند. اعتمادبه‌نفس با تصور اینکه دیگران چگونه اقدامات ما را درک می‌کنند و تلاش برای شکل دادن به تصویری مثبت از خودمان تقویت می‌شود.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۰ تکنیک کاربردی برای حل مسئله

۴. ترس از طرد شدن ← اعتمادبه‌نفس در همکاری

متخصصان منابع انسانی، مانند دیگران، می‌خواهند که هم ایده‌هایشان و هم خودشان مورد پذیرش قرار گیرند. غلبه بر ترس از رد شدن ایده‌ها مستلزم این است که کمتر درباره «ایده‌های منابع انسانی» صحبت کنیم و بیشتر بر این تمرکز کنیم که این ایده‌ها چگونه به دیگران در دستیابی به اهدافشان کمک می‌کنند. ایجاد روابط همکاری و اعتماد، معمولاً زمان‌بر است و مستلزم قابل‌اعتماد بودن، در دسترس بودن، و رفتار اجتماعی مثبت است. ایجاد این روابط می‌تواند به غلبه بر ترس از طرد شدن کمک کند.

۵. ترس از تغییر ← اعتمادبه‌نفس در تحول

تقریباً همه در برابر تغییرات ناشناخته و چالش‌برانگیز مقاومت نشان می‌دهند. برای تحول در توانمندسازی نیروی انسانی، اغلب نیاز است که سیاست‌های قدیمی سازمان، مهارت‌های کارکنان و سبک‌های رهبری بازنگری شوند. مقاومت در برابر تغییر اغلب ناشی از راحتی با گذشته است. در این مواقع، منابع انسانی می‌تواند تمرکز خود را از غلبه بر گذشته به تجسم آینده معطوف کند. برای مثال، به‌جای اینکه بگوییم «هوش مصنوعی جایگزین مشاغل می‌شود» و ایجاد ترس کنیم، می‌توان گفت «هوش مصنوعی مشاغل را بهبود می‌بخشد و فرصت‌های جدید ایجاد می‌کند».

۶. ترس از ندانستن ← اعتمادبه‌نفس در دسترسی به اطلاعات

گاهی برای ورود به یک گفتگوی مهم، سعی می‌کنیم همه سناریوهای ممکن را از قبل مرور کنیم تا کاملاً آماده باشیم. اما این تمرین معمولاً تمامی احتمالات را پوشش نمی‌دهد. ترس از نداشتن پاسخ برای همه سؤالات ممکن است باعث کاهش نوآوری شود. در چنین مواقعی، می‌توانیم کمبود دانش خود را بپذیریم و متعهد شویم که پاسخ را پیدا کنیم. همچنین، می‌توانیم از دیگران بپرسیم: «نظر شما چیست؟» دسترسی به اطلاعات و تعامل با دیگران برای حل مشکلات، می‌تواند به افزایش اعتمادبه‌نفس کمک کند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: مسیر شغلی چیست و چگونه مسیر شغلی خود را بسازیم؟

۷. ترس از نادیده گرفته شدن ← اعتمادبه‌نفس در مشارکت

منابع انسانی قبلاً تلاش می‌کرد تا «به میز تصمیم‌گیری سازمان راه پیدا کند». اکنون که این امکان فراهم شده، باید فعالانه در بحث‌ها مشارکت داشته باشد. در جلسات مدیریتی، برخی متخصصان منابع انسانی فقط منتظر مطرح شدن موضوعات مربوط به منابع انسانی هستند و درنتیجه، دیگر به این جلسات دعوت نمی‌شوند. درحالی‌که همه مسائل کسب‌وکار (مانند سودآوری، نوآوری محصول، زنجیره تأمین و رقابت جهانی) نیازمند سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی، رهبری و سازمان هستند. برای مشارکت مؤثر، باید سؤال بپرسیم، پیشنهاد ارائه دهیم و نقش منابع انسانی را در موفقیت کسب‌وکار پررنگ کنیم.

نتیجه‌گیری

با جایگزینی ترس با اعتمادبه‌نفس، می‌توانیم راهکارهای منابع انسانی را به اقداماتی عملی و ارزش‌آفرین تبدیل کنیم. شجاعت در پذیرش و غلبه بر این ترس‌ها، به ما کمک می‌کند تأثیر مثبتی در محیط کار داشته باشیم.

شما با کدام‌یک از این ترس‌ها روبرو شده‌اید و چگونه بر آن غلبه کرده‌اید؟

منبع

https://www.linkedin.com/pulse/increase-your-hr-courage-replace-fear-confidence-dave-ulrich-izryc/?trackingId=AdtDop64Rs6iONSos%2FNcOw%3D%3D

نویسنده: دیو اولریج

ترجمه: سونیا جلالی( با خلاصه سازی)

توسعه فردی, مقالات

گام‌های لازم برای موفقیت مدیر منابع انسانی در 90 روز اول

تبریک می‌گویم! شما به تازگی به جایگاهی برجسته در حوزه منابع انسانی دست یافته‌اید. اکنون از شما انتظار می‌رود تیم اجرایی را در شناسایی و رفع نیازهای سازمان برای اجرای یک استراتژی جسورانه و چالش‌برانگیز یاری کنید. همچنین، لازم است عملکرد منابع انسانی را به سطحی برسانید که بتواند ارزشی استراتژیک برای سازمان ایجاد کند، در حالی که همچنان در اجرای فرآیندهای اساسی منابع انسانی برتری خود را حفظ می‌کنید. اعضای تیم رهبری مشتاق شنیدن ایده‌های شما هستند.

با این وجود، در مسیر جدید خود با چالش‌های متعددی روبرو هستید. باید عملکرد منابع انسانی را اصلاح کرده و ارزش‌آفرینی کنید؛ یک تیم جدید برای منابع انسانی تشکیل داده و روابط مؤثری با تیم‌های سازمان برقرار کنید؛ در عین حال، باید بین پاسخ‌گویی به الزامات قدیمی و ایجاد انتظارات جدید، تعادل برقرار کنید. همچنین نیاز است برنامه‌ای طراحی کنید که هم چشم‌انداز بلندمدتی برای آینده ترسیم کند و هم شامل پیروزی‌های کوتاه‌مدت و ملموس باشد.

برای کمک به شما در مدیریت این چالش‌ها، پنج سؤال کلیدی همراه با زیرسؤال‌هایی پیشنهاد شده است. این سؤالات که بر اساس تجربه همکاری با رهبران ارشد منابع انسانی در دوره‌های گذار تدوین شده‌اند، به شما کمک می‌کنند تا سریع‌تر به بهره‌وری بالا دست یابید و تأثیرگذاری خود را به نمایش بگذارید.

۱. آیا من درک عمیقی از کسب‌وکار دارم؟

برای بهبود عملکرد منابع انسانی، باید این عملکرد با اهداف کسب‌وکار هماهنگ شود. هر تغییری که در افراد، ساختار یا روش‌های منابع انسانی ایجاد می‌کنید، باید در جهت دستیابی به اهداف کسب‌وکار باشد. آشنایی با کسب‌وکار نیازمند تسلط بر اصول اولیه‌ای چون صورت سود و زیان، ترازنامه، بررسی استراتژی‌های کسب‌وکار و درک دینامیک‌های صنعت است. این اصول به شما کمک می‌کند تا جزئیات عملکرد کسب‌وکار را بهتر درک کرده و منابع انسانی را به گونه‌ای طراحی و پیاده‌سازی کنید که به نتایج مطلوب منتهی شود.

آیا می‌دانم چگونه درآمدزایی می‌کنیم؟

هر کسب‌وکاری فرمول خاص خود را برای درآمدزایی دارد. شما باید بیاموزید که مشتریان چه کسانی هستند و چرا برای محصولات یا خدمات شما پول می‌پردازند. ممکن است بخواهید نقشه فرآیندی طراحی کنید که نحوه ایجاد، توسعه و ارائه محصولات یا خدمات شما به مشتریان را نشان دهد. این نقشه به شما کمک می‌کند تا درک بهتری از چگونگی ایجاد ارزش برای شرکت خود داشته باشید. علاوه بر این، لازم است نقشه جریان نقدی تهیه کنید که نشان دهد چگونه پول مشتریان مصرف می‌شود. این نقشه می‌تواند شامل سرمایه، تأمین، هزینه‌های اداری و سود باشد. این نقشه‌ها را می‌توانید با گفتگو با همکاران مالی و بازاریابی تهیه کنید. ممکن است آنها از توجه شما به محصولات و پول به جای افراد تعجب کنند، اما یادگیری عمیق‌تر در مورد کسب‌وکار برای بهبود عملکرد ضروری است. همچنین می‌توانید به ارائه‌های اخیر در جلسات هیئت‌مدیره یا جلسات مدیریت ارشد مراجعه کنید، جایی که معمولاً تحلیل‌هایی از صنعت و شرکت انجام می‌شود. آشنایی با افرادی که این ارائه‌ها را تهیه می‌کنند می‌تواند منبع خوبی برای کسب بینش‌های تجاری باشد.

آیا عملکرد کسب‌وکار را از دیدگاه‌های مختلف درک می‌کنم؟

ذی‌نفعان مختلف دیدگاه‌های متفاوتی در مورد کسب‌وکار دارند. در سه ماه اول، شما این فرصت را دارید که سؤالات اولیه اما کنجکاوانه بپرسید تا دیدگاه‌های آنها را بفهمید. این جلسات ۳۰ تا ۶۰ دقیقه‌ای به شما کمک می‌کنند بفهمید کسب‌وکار چگونه عمل می‌کند و به ذی‌نفعان نشان می‌دهند که شما چه بینش‌هایی ممکن است ارائه دهید.

  • با مدیران ارشد در مورد کسب‌وکار، اهداف، تجربیات آنها با منابع انسانی و اینکه چگونه افراد و سازمان می‌توانند به آنها در دستیابی به اهدافشان کمک کنند صحبت کنید. بفهمید آنها چگونه به موضوع افراد و سازمان نگاه می‌کنند و مشخص کنید چگونه اهداف آنها از طریق اقدامات شما قابل دستیابی است.
  • با مدیران مالی (CFO) در مورد الزامات مالی موفقیت گفتگو کنید. درباره ارزش بازار شرکت، به ویژه دارایی‌های نامشهود، و دیدگاه سرمایه‌گذاران نسبت به ارزش فعلی دارایی‌های نامشهود شرکت بیاموزید. معیارهای مالی مهم در این شرکت را بشناسید و از آنها بخواهید به شما کمک کنند سرمایه‌گذاری‌های منابع انسانی را با این معیارها هماهنگ کنید.
  • با مشتریان در مورد عملکرد سازمانتان نسبت به رقبا گفتگو کنید. معیارهای خرید آنها چیست؟ آنها چه چیزی از شرکت شما بیشتر یا کمتر می‌خواهند؟ شهرت (یا برند) فعلی و مطلوب شرکت شما چیست؟ چگونه این مشتریان می‌توانند در طراحی شیوه‌های نوآورانه منابع انسانی که تجربیات و برند مطلوب آنها را ارائه دهد، مشارکت کنند؟
  • با تحلیل‌گران و سرمایه‌گذارانی که شرکت شما را در بازار عمومی (یا در صورت وجود در یک منطقه یا کسب‌وکار) ارزیابی می‌کنند گفتگو کنید. بفهمید آنها هنگام ارزیابی شرکت به چه نکاتی توجه می‌کنند، شرکت شما در مقایسه با رقبا در زمینه دارایی‌های نامشهود چگونه رتبه‌بندی می‌شود، و برای افزایش اعتماد آنها چه تغییراتی باید انجام شود.

آیا تجربه مستقیم با محصول/خدمت دارم؟

گاهی اوقات، زمانی که تازه وارد یک شرکت می‌شویم، اطلاعات کافی درباره محصولات یا خدمات نداریم. در این شرایط، مفید است که مانند یک مشتری رفتار کنیم – محصول را بخریم، از خدمت استفاده کنیم، بررسی کنیم که رقبا در چه سطحی هستند و کشف کنیم که محصولات ما چگونه وعده‌ای را که به مشتریان داده‌ایم، برآورده یا نقض می‌کنند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: چرا همه (هنوز) از منابع انسانی متنفرند؟

آیا با افراد کلیدی ارتباط برقرار می‌کنم؟

خارج از واحد منابع انسانی، با افرادی که قرار است با آن‌ها همکاری کنید آشنا شوید. از آن‌ها بخواهید درباره اهداف، چالش‌ها و نگرانی‌هایشان صحبت کنند تا بتوانید همکاری بهتری داشته باشید. زمانی را به صورت خصوصی با همکاران کلیدی بگذرانید و در این گفت‌وگوهای غیررسمی به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • چرا این مسئولیت به من داده شده است؟ چه نقاط قوتی دارم که انتظار می‌رود در این موقعیت از آن‌ها بهره ببرم؟
  • چه توصیه‌ای برای من در رابطه با تیمم دارید؟ قوی‌ترین و ضعیف‌ترین اعضای تیم من چه کسانی هستند؟
  • چه کارهایی را در حال حاضر به خوبی انجام می‌دهیم؟ در چه زمینه‌هایی باید به طور جدی بهبود یابیم؟
  • نقاط قوت و ضعف خاص سازمان که باید بدانم چیست؟
  • چه موانعی وجود دارد که باید از آن‌ها آگاه باشم و از آن‌ها اجتناب کنم؟
  • چه سبک‌های مدیریتی در اینجا موثرند و کدام‌ها کارایی ندارند؟

در واحد منابع انسانی، با تیم مستقیم خود و افرادی که به عنوان استعدادهای برتر شناسایی شده‌اند، آشنا شوید. زمانی را به صورت فردی و گروهی با آن‌ها بگذرانید و سوالات زیر را بررسی کنید:

  • مشتریان داخلی منابع انسانی ما را چگونه می‌بینند؟
  • تیم رهبری منابع انسانی چگونه ارزیابی می‌شود؟ چه اولویت‌هایی باید در نظر گرفته شود؟
  • در چه زمینه‌هایی عملکرد خوبی داشته‌ایم و در کجا ضعف داریم؟
  • سازمان درباره منابع انسانی چه نکاتی را مطرح می‌کند که باید توجه کنیم؟
  • منابع انسانی چگونه تأثیر خود را بر کسب‌وکار اندازه‌گیری کرده است؟
  • در سه سال گذشته در منابع انسانی چه چیزهایی موفق بوده و چه چیزهایی موفق نبوده است؟
  • بازیکنان کلیدی شرکت چه کسانی هستند؟
  • چه موانعی وجود دارد که باید از آن‌ها آگاه باشم و از آن‌ها اجتناب کنم؟
  • چه سبک‌هایی در اینجا موثرند و کدام‌ها تاثیری ندارند؟

با مقایسه پاسخ‌ها از دیدگاه ذی‌نفعان کلیدی و درک داخلی از منابع انسانی، نکات زیادی در خصوص مسائل کسب‌وکار و مهارت‌های تیم منابع انسانی به دست خواهید آورد.

آیا تمرکزم را بر مسائل کسب‌وکار در ارائه‌های رسمی و بحث‌های غیررسمی قرار داده‌ام؟

در جلسات با متخصصان منابع انسانی، بهتر است با به‌روزرسانی‌های کسب‌وکار شروع کنید. پیامی ارسال کنید که نشان‌دهنده توجه شما به کسب‌وکار باشد؛ برای مثال، در ارائه‌های منابع انسانی از اطلاعات مالی، مشتری و استراتژی استفاده کنید. این کار پیامی قوی ارسال می‌کند که منابع انسانی به عنوان شریک کسب‌وکار شناخته می‌شود و تمرکز خود را بر مسائل کلیدی کسب‌وکار قرار داده است.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ساختار سازمانی چیست و چطور طراحی می‌شود؟

2. آیا نقشه‌ای جامع از فعالیت‌های منابع انسانی دارم؟

برای بهبود عملکرد واحد منابع انسانی، باید بفهمید چه کارهایی انجام می‌شود و نقشه آن را تهیه کنید. این فرآیند می‌تواند تمرین خوبی برای تیم‌سازی با تیم اصلی شما باشد، زیرا همه اعضا خلاصه‌ای از فعالیت‌ها ارائه می‌دهند و سپس با هم اولویت‌ها را بررسی می‌کنید.

اگر در سازمانی با چندین کسب‌وکار فعالیت می‌کنید، مفید است که کارهای انجام‌شده را در داخل و بین کسب‌وکارها خلاصه و ترکیب کنید. برای این منظور می‌توان از جدولی استفاده کرد که فعالیت‌های منابع انسانی را در حوزه‌های افراد، عملکرد، ارتباطات و کار ترسیم کند. این جدول به شما کمک می‌کند تا کارهای نوآورانه، همسو و یکپارچه منابع انسانی را شناسایی کنید.

  • کارهای نوآورانه منابع انسانی معمولاً به‌عنوان استاندارد صنعت شناخته می‌شوند و راه‌حل‌های جدیدی برای مشکلات قدیمی ارائه می‌دهند.
  • کارهای همسو منابع انسانی اطمینان می‌دهند که شیوه‌های منابع انسانی با استراتژی کسب‌وکار تطابق دارند؛ مثلاً با بررسی رفتارها و نتایجی که پاداش‌ها را هدایت می‌کنند یا محتوای برنامه‌های آموزشی، باید بتوانید استراتژی کسب‌وکار را تشخیص دهید.
  • کارهای یکپارچه منابع انسانی به این معناست که هنگام استخدام، ارتقا، آموزش کارکنان، پرداخت یا ارتباطات، پیام‌های مشابهی ارائه شوند.

3. آیا حس روشنی از اولویت‌های کلیدی منابع انسانی دارم؟

یکی از اشتباهات رایج این است که تلاش کنید همه کارها را برای همه انجام دهید. به‌عنوان مدیر جدید منابع انسانی، احتمالاً با مشکلات زیادی روبه‌رو خواهید شد که نیاز به بهبود دارند. این مشکلات را فهرست کنید، به آن‌ها فکر کنید و سپس اولویت‌بندی کنید. این اولویت‌ها را با کسب اطلاعات بیشتر درباره شرکت به‌روزرسانی کنید. در نهایت، باید تصمیم بگیرید که کجا باید زمان، انرژی و منابع خود را متمرکز کنید.

برای این کار:

  • آیا فرصت‌هایی برای پیروزی‌های سریع وجود دارد؟ مناطقی که به‌وضوح قابل بهبود هستند را شناسایی کنید. این کار می‌تواند اعتبار شما را در ابتدا افزایش دهد. گاهی اوقات افراد در محیط خود بی‌نظمی‌ها را نمی‌بینند چون به آن‌ها عادت کرده‌اند، اما با دید جدید، ممکن است این شلوغی‌ها را مشاهده کرده و اولویت‌های خود را برای ایجاد تغییر مشخص کنید.
  • دو یا چهار اولویت منابع انسانی که می‌توانم بر آن‌ها تمرکز کنم چیست؟ استراتژی منابع انسانی باید بر پیامدهای حاصل از انجام کارهای درست متمرکز باشد. این پیامدها همان قابلیت‌هایی هستند که یک شرکت برای اجرای استراتژی خود به آن‌ها نیاز دارد. در نقش جدید خود، باید همواره مشخص کنید که کدام قابلیت‌ها (مانند استعداد، سرعت، رهبری، نوآوری، خدمات، بهره‌وری، همکاری، یادگیری، مسئولیت‌پذیری و فرهنگ) برای دستیابی به استراتژی سازمان حیاتی هستند. بر این قابلیت‌ها تمرکز کنید، توافق مدیران را جلب کرده و آن‌ها را به‌عنوان نتایج استراتژیک منابع انسانی تعیین کنید. این قابلیت‌ها را اندازه‌گیری کنید، پیگیری کنید و برنامه‌های ۹۰ روزه برای دستیابی به آن‌ها طراحی کنید.

۴. آیا تیم مناسبی در اختیار دارم؟

یکی از اولین چالش‌های رهبری شما، تیمی است که در اختیار دارید. برای سازماندهی تیم خود، باید به دنبال افرادی باشید که ممکن است با شما در رقابت باشند و نتوانند از موفقیت شما حمایت کنند، یا کسانی که از نظر اعتبار یا صلاحیت برای نقش خود مناسب نیستند.

گاهی اوقات، رهبران کسب‌وکار منتظر می‌مانند تا ببینند آیا شما می‌توانید تصمیم‌های سخت در مورد تیم خود بگیرید یا نه، پیش از آنکه به شما اعتماد کنند تا در تصمیم‌گیری‌های دشوار کسب‌وکارشان به آن‌ها کمک کنید. ساختن تیم مناسب ممکن است به معنای ناراحت کردن برخی افراد، شناسایی کسانی باشد که از جهت‌گیری یا سبک شما راضی نیستند، و در نهایت ایجاد تیمی از همکارانی که می‌توانید به آن‌ها اعتماد کنید و با آن‌ها همکاری کنید.

بدون داشتن تیم مناسب، نمی‌توانید کارهایی را که باید انجام دهید به نتیجه برسانید.

آیا من استعدادهای مناسب در حوزه منابع انسانی دارم؟

کارکنان منابع انسانی شما به راهنمایی و حمایت شما نیاز دارند. معمولاً متخصصان منابع انسانی در فهرست آخرین افرادی قرار دارند که برای توسعه آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌شود. زمانی که جهت‌گیری جدیدی برای منابع انسانی تعیین می‌کنید، کارکنان منابع انسانی جدیت شما را در این مسیر با سرمایه‌گذاری برای ارتقاء مهارت‌های خود احساس خواهند کرد. ممکن است بخواهید ابتدا یک ارزیابی از نقاط قوت و ضعف آن‌ها انجام دهید تا بررسی کنید آیا آن‌ها توانایی ایجاد ارزش برای کسب‌وکار را دارند یا خیر. سپس، از طریق آموزش، تفویض اختیار و فعالیت‌های یادگیری دیگر در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید. تعیین استانداردهای بالاتر برای منابع انسانی بدون فراهم کردن ابزارهای لازم برای دستیابی به آن استانداردها، تنها موجب ایجاد امیدهای بی‌اساس خواهد شد.

آیا من یک تیم منابع انسانی با عملکرد بالا دارم؟

با تیم منابع انسانی خود، ممکن است بخواهید یک تمرین «تطبیق رهبر جدید» انجام دهید، جایی که شما و تیمتان نیم روز را به صحبت در مورد تیم و نحوه عملکرد آن اختصاص دهید. این تمرین زمانی موفق است که به دو پرسش پاسخ دهید:

  • تیم باید چه چیزهایی درباره من بداند؟
  • من (مدیر جدید منابع انسانی) چه چیزهایی باید درباره تیم بدانم؟

در همین حال، تیم شما، با تسهیلگری، باید به این دو پرسش پاسخ دهد:

  • ما (تیم) چه چیزهایی درباره شما (رهبر جدید) می‌خواهیم بدانیم؟
  • شما (رهبر جدید) باید چه چیزهایی درباره ما (تیم) بدانید؟

زمانی که تیم گرد هم می‌آید، پاسخ‌ها به این چهار پرسش را بررسی کنید. این گفتگو، با تسهیلگری مناسب، می‌تواند مسائل پنهان را آشکار کند و تیم را حول مسائل کلیدی متحد سازد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۹ بازی برای تیم‌سازی در منابع انسانی

آیا من یک منتور دارم؟

در هر سازمان جدید، شناسایی افرادی که می‌توانند به شما در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی کمک کنند، اهمیت زیادی دارد. منتور لزوماً فردی نیست که تنها در زمینه مدیریتی شما را راهنمایی کند و درباره نقاط قوت و نتایج شما مشاوره دهد؛ بلکه کسی است که می‌تواند به شما دیدگاه‌هایی درباره نحوه سازگاری با فرهنگ و هنجارهای سازمان ارائه کند. این منتور ممکن است یک رهبر سابق باشد که هنوز از نزدیک با جزئیات سازمان آشناست، رهبری خارج از سلسله‌مراتب مستقیم شما باشد، یا حتی فردی جوان‌تر که به فرآیندهای سیاسی سازمان واقف است. مهم این است که فردی باشد که به او اعتماد دارید، با او صادقانه صحبت می‌کنید و قادر است مشاوره‌های روشن و مفیدی درباره نحوه حرکت در مسیرهای پیچیده و ابهامات سازمان ارائه دهد.

5. آیا من اولویت‌ها و ارزش‌هایم را در طول انتقال به‌وضوح نشان می‌دهم؟

رفتار شخصی شما در طول انتقال پیام قدرتمندی ارسال می‌کند و نشان‌دهنده این است که شما که هستید و برای چه چیزی ارزش قائلید. در شرایط استرس ناشی از انتقال، رفتارهای شما بیش از پیش برجسته می‌شوند.

آیا به پیشینیانم احترام می‌گذارم و در عین حال برنامه جدیدی معرفی می‌کنم؟

نحوه صحبت کردن شما درباره پیشینیان، ارزش‌ها و حساسیت‌های شما را نشان می‌دهد. معمولاً شما برای ایجاد تغییر وارد شده‌اید، اما باید بر پایه گذشته عمل کنید نه اینکه آن را تخریب کنید. مشورت با پیشینیان (یا حداقل شنیدن نظرات آن‌ها)، پیدا کردن نکات مثبت در دوران آن‌ها و سپس تعریف دستور کار خودتان، گام‌های حساسی هستند که باید رعایت شوند. بهتر است بر پایه گذشته ساخت و آینده‌ای نو بسازید تا اینکه تلاش کنید گذشته را کنار بزنید.

چگونه زمان و انرژی‌ام را صرف می‌کنم؟

در ۹۰ روز اول، مهم است که توجه ویژه‌ای به جایی که انرژی خود را متمرکز می‌کنید، داشته باشید. با چه کسانی ملاقات می‌کنید؟ در کجا ملاقات می‌کنید؟ چه سوالاتی از دیگران می‌پرسید؟ ضروری است که در صورت لزوم تغییراتی را نشان دهید (مثلاً: غیبت در این جلسه غیرقابل قبول است یا این رویکرد مؤثر نخواهد بود). اگر تقویم شما با پیام شما هماهنگ نباشد، پیام شما به‌طور واضح منتقل نخواهد شد.

آیا استانداردهای منابع انسانی را ارتقا می‌دهم؟

شما می‌توانید استانداردهای جدیدی برای منابع انسانی تعیین کنید، از جمله صحبت درباره معیارها و مسئولیت‌ها و پیگیری مواردی که ممکن است جدید یا متفاوت باشند. بیان انتظارات جدید و سپس نشان دادن تعهد به آن‌ها از طریق تعیین معیارهای جدید و مسئولیت‌پذیر کردن افراد نسبت به این معیارها، نشان‌دهنده این تعهد است.

آیا هنجارهای درستی را تعیین کرده و سیگنال‌های مناسبی ارسال می‌کنم؟

کارمندان شما با دقت به سیگنال‌های اولیه شما، مانند نگرش، رویکرد، سبک و زمان‌بندی توجه می‌کنند تا متوجه شوند که چگونه بخش را مدیریت خواهید کرد.

نتیجه‌گیری

به عنوان یک رهبر جدید، فرصت منحصربه‌فردی برای شکل دادن به دستور کار جدید برای بخش منابع انسانی دارید. 90 روز اول اغلب آن دستور کار را با گفتار و رفتار شما منتقل می‌کند. وقتی با درک واضحی از دستور کاری که می‌خواهید و چگونگی دستیابی به آن وارد شغل شوید، شانس موفقیت خود را افزایش می‌دهید.

دوره جامع مدیریت منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی با کمک آموزش‌های کاربردی به شما دانش و مهارت‌های عملی برای ایفای نقش به عنوان یک متخصص منابع انسانی را می‌دهد.

منابع

https://www.rbl.net/insights/articles/im-the-new-head-of-hr-now-what-the-first-90-days

ترجمه: سونیا جلالی

توسعه فردی, مقالات

نقش رهبری در مدیریت منابع انسانی چیست؟

رهبری در منابع انسانی تنها به تخصص در این حوزه محدود نمی‌شود، بلکه به معنای نقش‌آفرینی به‌عنوان یک شریک استراتژیک، مشاور کسب‌وکار و تأثیرگذاری در مسیر طراحی و اجرای استراتژی‌های منابع انسانی است. رهبری به معنای توانایی هدایت افراد به‌گونه‌ای است که با میل و اشتیاق از شما پیروی کنند.

در این مقاله، به مفهوم رهبری در منابع انسانی و راهکارهایی برای تقویت این مهارت خواهیم پرداخت.

رهبری در منابع انسانی چیست؟

رهبری در منابع انسانی مجموعه‌ای از مهارت‌ها و توانایی‌ها را شامل می‌شود که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

۱. درک نقش منابع انسانی در کسب‌وکار

رهبران موفق منابع انسانی به‌خوبی می‌دانند که استراتژی‌ها و اهداف سازمان چگونه شکل می‌گیرند و نقش منابع انسانی در دستیابی به این اهداف چیست. آن‌ها با تیم‌های مختلف همکاری می‌کنند تا نیازها و چالش‌های موجود را درک کرده و راهکارهای مناسبی ارائه دهند.

۲. تفکر استراتژیک

رهبران منابع انسانی باید قادر باشند برای آینده برنامه‌ریزی کرده و اقدامات خود را با اهداف کلان سازمان همسو کنند. آن‌ها می‌توانند استراتژی‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت طراحی کرده و تیم‌های سازمان را در مسیر تحقق اهداف هدایت کنند.

۳. مهارت‌های حل مسئله

یکی از وظایف کلیدی رهبران منابع انسانی، شناسایی مشکلات و ارائه راه‌حل‌های مؤثر است. آن‌ها با جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل دقیق وضعیت و استفاده از تفکر انتقادی، ریسک‌ها را پیش‌بینی کرده و بهترین اقدامات را اجرا می‌کنند.

۴. مشاوری قابل اعتماد

رهبران منابع انسانی باید بتوانند اعتماد مدیران و تیم‌ها را جلب کنند. آن‌ها با نشان دادن تأثیر تصمیمات و اقدامات منابع انسانی بر موفقیت سازمان، نقش مؤثری در تصمیم‌گیری‌های کلان دارند.

۵. حمایت از فرهنگ سازمانی

رهبری در منابع انسانی مستلزم تقویت فرهنگ مثبت سازمانی است. این شامل ترویج ارزش‌های اخلاقی، تعهد به اهداف، پذیرش تنوع و ایجاد حس تعلق در میان کارکنان می‌شود.

این مقاله را هم مطالعه کنید: گام‌های لازم برای موفقیت مدیر منابع انسانی در ۹۰ روز اول

۶. ابتکار عمل و نتیجه‌گرایی

رهبران موفق منابع انسانی اهداف واقع‌بینانه‌ای تعیین کرده و با تصمیم‌گیری سریع و درست، مسیر رسیدن به این اهداف را مشخص می‌کنند. آن‌ها پروژه‌ها را به‌طور فعال مدیریت کرده و برای دستیابی به نتایج مطلوب تلاش می‌کنند.

۷. رهبری با همدلی

درک نیازها و احساسات کارکنان بدون قضاوت، یکی از ویژگی‌های مهم رهبران منابع انسانی است. این رویکرد به ایجاد فضایی امن برای بیان نگرانی‌ها و نیازهای کارکنان کمک می‌کند.
رهبران منابع انسانی عاشق شغل خود هستند، اما استرس و فرسودگی شغلی آن‌ها را تحت فشار قرار داده است، و بیش از نیمی از 1,000 حرفه‌ای که مورد بررسی قرار گرفته‌اند به ترک این حرفه فکر می‌کنند.

طبق گزارش اخیر، 95 درصد از رهبران منابع انسانی و مدیران ارشد اجرایی که در یک نظرسنجی جهانی برای شرکت Sage (ارائه‌دهنده سیستم‌های یکپارچه حسابداری، حقوق و پرداخت در بریتانیا) شرکت کرده‌اند، گفته‌اند که کار منابع انسانی به‌شدت زیاد است.

نظراتی که متخصصان منابع انسانی بیان کرده‌اند:

      • 91٪ گفته‌اند که چند سال اخیر چالش‌برانگیز بوده است.
      • 84٪ اظهار کرده‌اند که به طور منظم استرس دارند.
      • 81٪ گفته‌اند که شخصاً دچار فرسودگی شغلی شده‌اند.
      • 62٪ اعلام کرده‌اند که به ترک حرفه منابع انسانی فکر می‌کنند.

مهارت‌های کلیدی برای رهبری در منابع انسانی

برای برجسته شدن به‌عنوان یک رهبر بزرگ، متخصصان منابع انسانی نیاز به ترکیبی از مهارت‌ها و صلاحیت‌های مختلف دارند.

در اینجا یک مرور کلی از سه دسته مهارت رهبری و چند نمونه از اینکه این مهارت‌ها چگونه به‌نظر می‌رسند، آمده است:

۱. مهارت‌های رهبری سازمانی

منابع انسانی باید در تصمیم‌گیری‌های کسب‌وکار در بالاترین سطح مشارکت داشته باشد. این به این معناست که رهبران منابع انسانی باید قادر باشند در کنار سایر مدیران اجرایی قرار بگیرند و ویژگی‌های رهبری مهمی نظیر موارد زیر را داشته باشند:

تصمیم‌گیری: توانایی اتخاذ تصمیمات مؤثر بر اساس داده‌های معتبر و تحلیل‌های دقیق.

مدیریت تغییر: هدایت سازمان در مسیر تغییرات و کمک به کارکنان برای انطباق با شرایط جدید.

۲. مهارت‌های رهبری افراد

برای اینکه رهبر باشید، باید افرادی داشته باشید که بخواهند از شما پیروی کنند. افرادی که به‌درستی هدایت می‌شوند، احتمال بیشتری دارند که اهداف کسب‌وکار را به دستاورد تبدیل کنند. مهارت‌های زیر برای رهبری دیگران ضروری هستند:

مهارت‌های بین‌فردی: برقراری ارتباط مؤثر، همدلی و ارائه بازخورد سازنده.

مهارت‌های مربی‌گری: کمک به کارکنان برای رشد و توسعه فردی و حرفه‌ای.

۳. رهبری خود

اگر در رهبری خود دچار مشکل باشید، همکاران شما توانایی شما در رهبری دیگران را زیر سوال خواهند برد. یک رهبر مؤثر با نشان دادن الگو با رفتار، عادات و دانش خود اعتماد دیگران را جلب می‌کند. اصلی‌ترین مهارت‌های رهبری خود شامل موارد زیر است.

مدیریت خود: حفظ تعادل بین زندگی شخصی و کاری، سازمان‌دهی و آمادگی.

توسعه فردی: جستجوی فرصت‌های یادگیری و خروج از منطقه امن برای پیشرفت حرفه‌ای.

افرادی که خودآگاه هستند، می‌دانند که همه‌چیز را نمی‌دانند و همیشه چیزی برای بهبود و رشد خود دارند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۵ نشانه‌ی یک واحد منابع انسانی ضعیف و راه‌های اصلاح آن

چگونه مهارت‌های رهبری در منابع انسانی را تقویت کنیم؟

چه بخواهید یک رهبر منابع انسانی شوید و چه بخواهید در نقش فعلی خود رهبری خود را افزایش دهید، انجام برخی اقدامات می‌تواند دستاوردهایی به‌دنبال داشته باشد که به پیشرفت شما کمک کند.

برای توسعه و نمایش توانایی‌های رهبری، اقدامات زیر مفید هستند:

شناخت دقیق کسب‌وکار و نیازهای سازمان: با بخش‌های مختلف ارتباط برقرار کنید و با محصولات، خدمات و صنعت آشنا شوید.

ایجاد اعتماد و اعتبار: با رفتار صادقانه و ارتباط مؤثر، اعتماد همکاران و مدیران را جلب کنید.

رهبری با الگو بودن: با رعایت استانداردهای بالا، فرهنگ همکاری و احترام را در سازمان ترویج دهید.

مدیریت تغییرات: توانایی هدایت سازمان در شرایط تغییر را تقویت کنید.

بهره‌گیری از روش‌های نوین: از رویکردهای چابک و پروژه‌محور برای مدیریت منابع انسانی استفاده کنید.

تعیین اهداف شفاف: برای خود و تیم منابع انسانی اهداف مشخصی تعیین کنید و بر دستیابی به آن‌ها تمرکز کنید.

اخذ گواهی‌نامه‌های حرفه‌ای: با شرکت در دوره‌های تخصصی، دانش و مهارت‌های خود را ارتقا دهید.

دوره جامع مدیریت منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی با کمک آموزش‌های کاربردی به شما دانش و مهارت‌های عملی برای ایفای نقش به عنوان یک متخصص منابع انسانی را می‌دهد.

92٪ از رهبران منابع انسانی اظهار کرده‌اند که حجم کار زیاد، بودجه محدود، کمبود منابع و فقدان مهارت‌های مناسب در تیم منابع انسانی، موانع موفقیت در سال پیش رو خواهند بود. علاوه بر این، 83٪ به کمبود فناوری مناسب منابع انسانی به‌عنوان یک چالش اشاره کرده‌اند.

کلام آخر

تبدیل شدن به یک رهبر عالی در حوزه منابع انسانی نیازمند زمان و تلاش است. این مسیر فقط به توسعه مهارت‌های شما محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند ایجاد روابط و اعتماد درون و بیرون از سازمان نیز هست.

رهبری مؤثر به معنای داشتن یک شرکت موفق و کارمندانی خوشحال است. به‌عنوان یک مشاور معتمد، شما به هدایت سازمان خود در مسیر آینده‌ای نامعلوم کمک خواهید کرد.

منابع

https://www.aihr.com/blog/leadership-in-hr/

https://www.shrm.org/mena/topics-tools/news/report-hr-simply-much-work

https://www.indeed.com/hire/c/info/hr-leadership

نویسنده: سونیا جلالی

توسعه فردی, مقالات

CHROکیست و چه وظایفی بر عهده دارد؟

مدیر منابع انسانی که در گذشته تنها به عنوان یک وظیفه اداری شناخته می‌شد، در سال‌های اخیر تحولی چشمگیر داشته است. در دنیای امروز، مدیران ارشد منابع انسانی موفق باید به مشاوران استراتژیک واقعی برای سازمان خود تبدیل شوند و با بهره‌گیری از استراتژی منابع انسانی، عملکرد سازمان را بهبود بخشند. این امر مستلزم داشتن ترکیبی منحصر به فرد از مهارت‌ها، تحصیلات و تجربه است.

مدیر ارشد منابع انسانی، که به اختصار CHRO شناخته می‌شود، نقشی جدید در تیم رهبری سطح ارشد سازمان‌ها دارد. اکنون مدیران اجرایی، از جمله مدیرعامل، CHROها را به عنوان مشاوران مورد اعتماد خود می‌شناسند و با آنها در راستای توسعه استراتژی‌های کسب‌وکار و اتخاذ تصمیمات حیاتی همکاری می‌کنند.

در این مقاله می‌خوانیم که CHRO کیست و چه وظایفی دارد و برای تبدیل شده به یک CHRO موفق چه ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی مورد نیاز است؟

مدیر ارشد منابع انسانی (CHRO) کیست؟

مدیر ارشد منابع انسانی (Chief Human Resources Officer) یکی از مدیران ارشد سازمان است که مسئولیت هدایت و رهبری دپارتمان منابع انسانی را بر عهده دارد و به عنوان یکی از اعضای کلیدی تیم اجرایی فعالیت می‌کند. نقش CHRO در سال‌های اخیر از یک موقعیت صرفاً اداری به یک شریک استراتژیک در توسعه و موفقیت کسب‌وکار تبدیل شده است.

با افزایش رقابت برای جذب و حفظ استعدادها، اهمیت مدیریت منابع انسانی در سازمان‌ها بیشتر از قبل احساس می‌شود. به همین دلیل، جایگاه CHRO در سطح مدیران ارشد اجرایی مانند مدیر مالی (CFO)، مدیر بازاریابی (CMO)، مدیر عملیات (COO)، و مدیر فناوری اطلاعات (CIO) قرار گرفته است و دسترسی مستقیمی به مدیر عامل (CEO) دارد.

برخی سازمان‌ها به جای عنوان CHRO، از عناوینی همچون معاون منابع انسانی (Vice President of Human Resources) یا مدیر ارشد افراد (Chief People Officer) استفاده می‌کنند.

تفاوت بین مدیر منابع انسانی HR Manager و CHRO چیست؟

اگرچه هر دو نقش مسئولیت مدیریت منابع انسانی در سازمان را بر عهده دارند، اما تفاوت‌های مهمی میان مدیر منابع انسانی و مدیر ارشد منابع انسانی (CHRO) وجود دارد. درک این تفاوت‌ها برای شناخت جایگاه استراتژیک CHRO در سازمان ضروری است.

دامنه مسئولیت‌

مدیر منابع انسانی اغلب وظایف روزمره مرتبط با منابع انسانی را بر عهده داشته و به CHRO گزارش می‌دهد. در مقابل، CHRO مسئولیت دارد استراتژی‌های منابع انسانی را با اهداف کلان سازمان همسو کند.

تمرکز عملیاتی در برابر استراتژیک

مدیر منابع انسانی بیشتر بر جنبه‌های عملیاتی مانند استخدام، روابط کارکنان و مدیریت روزمره تمرکز دارد. از سوی دیگر، CHRO در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و برنامه‌ریزی‌های کلان سازمانی نقش دارد.

مهارت‌های مورد نیاز

CHRO‌ها نسبت به مدیران منابع انسانی به مهارت‌های گسترده‌تری نیاز دارند، از جمله توانایی درک عمیق کسب‌وکار، مهارت‌های رهبری پیشرفته و توانایی مشارکت در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک در سطح مدیران ارشد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: گام‌های لازم برای موفقیت مدیر منابع انسانی در ۹۰ روز اول

CHRO چه وظایفی را بر عهده دارد؟

مسئولیت‌های مدیر ارشد منابع انسانی فراتر از استخدام و اخراج است. آنها در برنامه‌ریزی استراتژیک، تعامل با کارکنان، توسعه استعدادها و بسیاری موارد دیگر نقش دارند.

مهمترین وظایف CHRO عباتند از:

اطمینان از هم‌راستایی استراتژی منابع انسانی با استراتژی کسب‌وکار

مهم است که استراتژی منابع انسانی با استراتژی کسب‌وکار هم‌راستا باشد. مدیر ارشد منابع انسانی مسئول طراحی استراتژی‌هایی است که به اهداف کلی کسب‌وکار کمک کند.

توسعه استراتژی جذب استعداد و آموزش

یکی از وظایف اصلی CHRO طراحی و اجرای استراتژی‌های مدیریت استعداد است که شامل جذب و مدیریت استعداد، برنامه‌ریزی جانشین‌پروری، آموزش و حفظ کارکنان می‌شود.

نظارت بر ساختار حقوق و دستمزد

CHRO نقش رهبری در تصمیم‌گیری‌های مربوط به تعیین نرخ‌های جبران خدمات کارکنان و اطمینان از رقابتی بودن سازمان در پرداخت حقوق، پاداش‌ها و مزایا دارد.

مدیریت فرهنگ سازمانی

تعریف مجموع رفتارها، استانداردها و ارزش‌های مشترک در محیط کاری یک سازمان برای دستیابی به فرهنگ کاری مثبت و خوشایند مسئولیت هر CHRO است.

مدیریت تغییر

راه‌اندازی فرآیندهایی برای کمک به کارکنان در مقابله با نیازهای متغیر کسب‌وکار و ارائه ابزارهایی برای مدیریت مؤثر این تغییرات یکی دیگر از وظایف مدیران ارشد منابع انسانی است.

فناوری مدیریت سرمایه انسانی (HCM)

اتخاذ تصمیمات استراتژیک به همراه IT و سایر بخش‌های کسب‌وکار برای انتخاب، پیاده‌سازی، مدیریت و آموزش کارکنان در مورد نرم‌افزارهای مرتبط با مدیریت منابع انسانی نقش دیگر CHRO‌ها است.

 CHRO چه مهارت‌ها و ویژگی‌هایی دارد؟

برای تبدیل شدن به یک CHRO، معمولاً فرد باید تحصیلات دانشگاهی در رشته‌های مدیریت منابع انسانی، کسب‌وکار یا رشته‌های مشابه داشته باشد. بسیاری از CHROها مدرک کارشناسی ارشد در مدیریت منابع انسانی، روانشناسی سازمانی یا مدیریت کسب‌وکار دارند.

علاوه بر تحصیلات، تجربه کاری در موقعیت‌های مختلف منابع انسانی، مانند مشاغل حوزه جذب و استخدام، جبران خدمات، توسعه کارکنان و مدیریت استراتژیک منابع انسانی، بسیار مهم است. این تجربیات به فرد کمک می‌کند تا دانش و مهارت‌های لازم را برای ایفای نقش یک CHRO به دست آورد.

در نهایت، توسعه مهارت‌های رهبری، ارتباطات، مدیریت استراتژیک و توانایی تصمیم‌گیری بر اساس داده‌های تحلیل‌شده، می‌تواند به فرد در تبدیل شدن به یک مدیر ارشد منابع انسانی موفق کمک کند.

در ادامه اصلی‌ترین شایستگی‌های مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک CHRO را مرور می‌کنیم.

شم کسب‌وکار (Business Acumen)

یک مدیر ارشد منابع انسانی (CHRO) با برخورداری از شم کسب‌وکار، درک عمیقی از نحوه عملکرد سازمان دارد و می‌تواند با رهبران آن به زبان مشترک صحبت کند. این توانایی نشان می‌دهد که استراتژی‌های تجاری و منابع انسانی کاملاً به هم وابسته‌اند. شم کسب‌وکار تضمین می‌کند که استراتژی‌های منابع انسانی با اهداف تجاری همسو بوده و CHRO را به یک شریک استراتژیک کلیدی برای مدیرعامل تبدیل می‌کند.

مهارت دیجیتال (Digital Proficiency)

مهارت دیجیتال به توانایی استفاده و تلفیق فناوری در فرآیندهای منابع انسانی اشاره دارد که منجر به بهبود کارایی فردی و سازمانی می‌شود. این مهارت نیازمند آشنایی با فناوری‌های مرتبط، هم در داخل و هم در خارج از محیط کار است. همچنین، مدیران منابع انسانی باید توانایی ایجاد فرهنگی مبتنی بر دیجیتال را در سازمان داشته باشند.

سواد داده (Data Literacy)

اگرچه جمع‌آوری داده‌ها ضروری است، اما توانایی تحلیل، تفسیر، و به‌کارگیری نتایج آن‌ها مهارتی کلیدی برای متخصصان منابع انسانی محسوب می‌شود. این مهارت به آن‌ها کمک می‌کند تا در نقش خود رشد کنند و ارزش تجاری واقعی برای سازمان ایجاد کنند.

مهارت‌های رهبری (Leadership Skills)

رهبری یکی از الزامات موفقیت یک CHRO است. آن‌ها مسئولیت نظارت بر کل واحد منابع انسانی را بر عهده دارند و اغلب باید تیم‌های بزرگی را هدایت، آموزش و انگیزه‌بخشی کنند. برخورداری از مهارت‌های رهبری به آن‌ها امکان مدیریت مؤثرتر این مسئولیت‌ها را می‌دهد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: نقش رهبری در مدیریت منابع انسانی چیست؟

حل مسئله (Problem-Solving)

یک CHRO باید توانایی شناسایی و تحلیل دقیق مشکلات و ارائه راه‌حل‌های عملی و مؤثر را داشته باشد. این راه‌حل‌ها باید تأثیری مثبت بر کل سازمان و کارکنان آن داشته باشند.

هوش هیجانی (Emotional Intelligence)

هوش هیجانی به توانایی درک و مدیریت احساسات خود و دیگران اطلاق می‌شود. این مهارت شامل توسعه خودآگاهی، خودکنترلی، انگیزه درونی، همدلی، و توانایی ایجاد ارتباطات مؤثر است که برای موفقیت در مدیریت منابع انسانی ضروری است.

حقوق CHROها

برآورد حقوق برای مشاغل ارشد منابع انسانی در سازمان‌های مختلف متفاوت است. طبق داده‌های موجود، حقوق CHRO از 82,000 تا 501,000 دلار در سال متغیر است.

چطور یک CHRO شویم؟

CHROها معمولاً سال‌ها در حرفه منابع انسانی کار کرده‌اند و قبل از رسیدن به تیم اجرایی، در بخش‌های مختلف آن تجربه کسب کرده‌اند.

84٪ از CHROها در شرکت‌های Fortune حداقل 10 تا 15 سال تجربه در حرفه منابع انسانی داشتند.

این مراحل می‌توانند شما را در مسیر تبدیل شدن به یک CHRO یاری کنند.

1- توسعه مهارت‌های هسته‌ای منابع انسانی

CHROها معمولاً دارای مدرک کارشناسی در رشته مدیریت منابع انسانی یا رشته‌های مرتبط هستند و بسیاری از آنها مدرک MBA یا کارشناسی ارشد در مدیریت منابع انسانی دارند.

اگرچه هیچ الزامی برای داشتن این گواهینامه‌ها و مدارک وجود ندارد، اما این مدارک و گواهینامه‌ها می‌توانند شانس شما را برای به دست آوردن موفقیت در نقش CHRO افزایش دهند.

دوره جامع مدیریت منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی با کمک آموزش‌های کاربردی به شما دانش و مهارت‌های عملی برای ایفای نقش به عنوان یک متخصص منابع انسانی را می‌دهد.

بر روی توسعه مهارت‌های تخصصی و شایستگی‌های CHRO، هر روز از طریق آموزش، یادگیری آنلاین و منتورینگ کار کنید. این کار شما را برای مواجهه با چالش‌ها و فرصت‌های آینده آماده می‌کند.

2- مهارت‌های رهبری و اجتماعی خود را تقویت کنید

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که متخصصان منابع انسانی ممکن است مرتکب شوند، اختصاص ندادن زمان کافی به توسعه شخصی خود است. تیم‌ها و رهبران منابع انسانی هنوز بر مهارت‌های فنی تمرکز دارند، اما مهارت‌هایی که شما را به سطح بالاتری می‌برد، رهبری و ارتباطات هستند. یک برنامه توسعه رهبری می‌تواند به شما کمک کند تا مهارت‌های رهبری خود را پرورش دهید و در بازار همیشه در حال تغییر برجسته و ارزشمند بمانید.

3- درک عمیقی از کسب‌وکار به دست آورید

بهترین CHROها کسب‌وکار خود را به خوبی می‌شناسند و می‌توانند با زبان آن صحبت کنند.

4- یادگیری مداوم را تمرین کنید

فکر کنید که چه کارهایی می‌توانید هر روز برای ارتقاء مهارت‌های خود انجام دهید تا سازمان را به جلو هدایت کنید. کتاب‌های کسب‌وکار و مقالات آنلاین در مورد روندهای منابع انسانی و دیجیتال را مطالعه کنید. در رویدادها و کنفرانس‌های کسب‌وکار شرکت کنید و با افراد از سازمان‌ها و صنایع مختلف شبکه‌سازی کنید.

همیشه یک چشم به روندهای آینده و چگونگی شکل‌دهی آنها به کسب‌وکارها در سال‌های آینده داشته باشید. این کار به شما کمک می‌کند که در جریان تحولات منابع انسانی، دنیای کار و کسب‌وکار به طور کلی قرار بگیرید.

5- شبکه‌سازی خود را گسترش دهید

همانطور که اشاره کردیم، برای تبدیل شدن به یک CHRO، ضروری است که ارتباطات خود را با افراد در سراسر شرکت‌ها و صنایع مختلف گسترش دهید. این کار نه تنها به شما کمک می‌کند تا دیدگاه‌های مختلف را کشف کنید، بلکه درهای جدیدی را به روی شما باز می‌کند. در حقیقت، بیش از ۳۵٪ از مدیران اجرایی جدیدترین نقش خود را از طریق شبکه‌سازی پیدا کرده‌اند.

علاوه بر حضور در رویدادها و کنفرانس‌ها، شما می‌توانید شبکه خود را با ارتباط برقرار کردن با سایر افراد در LinkedIn گسترش دهید.

نتیجه‌گیری

نقش CHRO در سازمان‌ها در حال گسترش و اهمیت بیشتری است، زیرا منابع انسانی به عنوان عامل اصلی در موفقیت‌های بلندمدت سازمان‌ها شناخته می‌شود. برای تبدیل شدن به یک CHRO موفق، نیاز به مجموعه‌ای از مهارت‌ها و تجربیات ترکیبی در زمینه منابع انسانی، رهبری و تجزیه و تحلیل داده‌ها است. این موقعیت شغلی علاوه بر چالش‌ها، فرصت‌های زیادی برای تأثیرگذاری در مسیر استراتژیک سازمان‌ها فراهم می‌آورد.

منابع

https://www.aihr.com/blog/how-to-become-a-chief-human-resources-officer/

https://www.techtarget.com/searchhrsoftware/definition/chief-human-resources-officer-CHRO

نویسنده: سونیا جلالی

توسعه فردی, مقالات

7 تکنیک کاربردی برای مدیریت زمان

مدیریت زمان به معنای این که چگونه زمان خود را سازماندهی کنیم، چیزی است که بسیاری از ما با آن مشکل داریم. مدیریت مؤثر زمان به ما این امکان را می‌دهد که بهترین استفاده را از روزمان ببریم، وظایف را سریع‌تر انجام دهیم و اولویت را به کارهایی بدهیم که بیشترین تأثیر را دارند.

در این مقاله، به معرفی 7 تکنیک کاربردی مدیریت زمان می‌پردازیم که می‌توانید به‌سادگی آن‌ها را به کار بگیرید. برای هر تکنیک، مثال‌هایی نیز ارائه خواهیم کرد.

1- تحلیل پارتو (قانون ۸۰/۲۰) Pareto Analysis

این تکنیک توسط اقتصاددان ایتالیایی، ویلفردو پارتو، ارائه شده است. این ایده بیان می‌کند که در بسیاری از موارد، 80 درصد نتایج از 20 درصد تلاش‌ها، ورودی‌ها یا منابع حاصل می‌شود. در مدیریت زمان، قانون پارتو به شما کمک می‌کند روی وظایفی تمرکز کنید که بیشترین تأثیر را دارند. به عبارتی، 20 درصد از فعالیت‌های شما ممکن است 80 درصد نتایج مطلوبتان را به همراه داشته باشد.

مثلا اگر شما در فروش فعالیت می‌کنید، بررسی کنید کدام مشتریان یا محصولات 80 درصد از فروش شما را تشکیل می‌دهند و زمان بیشتری را به آن‌ها اختصاص دهید.

برای استفاده از قانون پارتو

  1. اولویت‌بندی کنید: مشخص کنید کدام کارها ارزش بیشتری دارند یا بیشترین تأثیر را دارند.
    • مثال: آماده کردن ارائه‌ای که برای جلسه‌ی مشتری حیاتی است، به‌جای مرتب کردن ایمیل‌ها.
  2. روی کارهای کلیدی تمرکز کنید: 20 درصد از کارهایی که ارزشمندتر هستند، ابتدا انجام دهید.
    • مثال: اگر برای جلسه‌ی فردا آماده شوید (20 درصد تلاش)، احتمال موفقیت در معامله (80 درصد نتیجه) بسیار بالاست.
  3. کارهای کم‌اهمیت‌تر را به دیگران واگذار کنید یا به وقت دیگری موکول کنید: کارهایی که در دسته 80 درصد قرار می‌گیرند، اغلب می‌توانند کمتر مورد توجه قرار گیرند.

۲. تکنیک پومودورو Pomodoro Technique

این تکنیک توسط کارآفرین و نویسنده فرانچسکو سیریلو ایجاد شد. این روش کار را به فواصل زمانی تقسیم می‌کند که هر کدام «پومودورو» نامیده می‌شود. پومودورو شامل کار متمرکز به مدت 25 دقیقه و سپس 5 دقیقه استراحت است. بعد از هر چهار دوره، استراحت طولانی‌تری (15-30 دقیقه) در نظر بگیرید.

مثلا اگر نیاز دارید مقاله‌ای بنویسید، آن را به قسمت‌های کوچک تقسیم کنید و در بازه‌های 25 دقیقه‌ای با تمرکز کامل روی آن کار کنید.

برای استفاده از تکنیک پودومورو

  1. یک وظیفه برای انجام انتخاب کنید.
  2. یک تایمر (مثلاً ۲۵ دقیقه) را تنظیم کنید.
  3. روی کار متمرکز شوید.
  4. پس از پایان تایمر، یک علامت بر روی کاغذ بزنید.
  5. استراحت کوتاهی (۳ تا ۵ دقیقه) داشته باشید.
  6. این روند را تکرار کنید و پس از چهار دوره، استراحت طولانی‌تر (15 تا ۳۰ دقیقه) داشته باشید.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۰ تکنیک کاربردی برای حل مسئله

3-ماتریس آیزنهاور Eisenhower Matrix

این ماتریس توسط دوایت آیزنهاور، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، ابداع شد. پیش از آنکه آیزنهاور در سال ۱۹۵۳ رئیس‌جمهور شود، به‌عنوان فرمانده نیروهای متحدین در جنگ جهانی دوم در ارتش آمریکا خدمت می‌کرد. او روزانه با تصمیمات دشواری روبرو بود که باعث شد ماتریسی را ابداع کند که اکنون به‌عنوان “ماتریس آیزنهاور” یا “ماتریس فوری-مهم” شناخته می‌شود.

این ماتریس وظایف را به چهار دسته تقسیم می‌کند:

  • فوری و مهم: بلافاصله انجام دهید.
  • غیرفوری و مهم: برنامه‌ریزی کنید و به‌مرور انجام دهید.
  • فوری و غیرمهم: واگذار کنید.
  • غیرفوری و غیرمهم: حذف کنید.

برای استفاده از ماتریس آیزنهاور

لیست وظایف خود را به چهار بخش جداگانه تقسیم کنید و آن‌ها را بر اساس دو معیار مهم و غیرمهم و فوری و غیرفوری مرتب کنید.

  • وظایف فوری: کارهایی که احساس می‌کنیم باید فوراً انجام شوند.
  • وظایف مهم: کارهایی که به اهداف بلندمدت یا ارزش‌های شما کمک می‌کنند.

ایده‌آل این است که فقط روی وظایف موجود در دو بخش اول (مهم و فوری) کار کنید و سایر وظایف را واگذار کنید یا حذف کنید. مثلا اگر پروژه‌ای دارید که دو هفته دیگر موعد تحویل دارد (مهم اما غیر فوری)، آن را برای چند روز آینده برنامه‌ریزی کنید و از کارهای غیرضروری مثل چک کردن شبکه‌های اجتماعی بکاهید.

4-روش برنامه‌ریزی سریع (RPM)

روش برنامه‌ریزی سریع یا RPM (Rapid Planning Method) یک رویکرد خلاقانه و هدف‌محور برای مدیریت زمان و دستیابی به اهداف است که توسط آنتونی رابینز معرفی شده است. این روش به جای تمرکز بر لیست کارها، بر اهداف و نتایج دلخواه تمرکز دارد و از سه جزء اصلی تشکیل شده است:

اجزای اصلی روش RPM

  1. نتیجه (Result): مشخص کنید چه چیزی می‌خواهید به دست آورید.
  2. دلیل (Purpose): دلیل و انگیزه‌تان برای دستیابی به این نتیجه چیست؟
  3. برنامه (Massive Action Plan): چه اقداماتی برای رسیدن به این نتیجه نیاز است؟

این سه جزء به شما کمک می‌کنند تا به جای غرق شدن در لیست‌های بلندبالای کارها، انرژی و تمرکز خود را بر نتایج مهم و تأثیرگذار بگذارید و ذهن خود را بر روی چشم‌انداز خواسته‌هایتان متمرکز کنید و آن‌ها را به واقعیت تبدیل کنید.

مثال‌های زیر نحوه بکارگیری این روش را نشان می‌دهد.

نتیجه (Result) دلیل (Purpose) اقدامات (Massive Action Plan)
بهبود تناسب اندام افزایش انرژی، سلامت، و اعتمادبه‌نفس – روزانه 30 دقیقه پیاده‌روی
– 3 بار در هفته ورزش قدرتی
– رعایت رژیم غذایی سالم
ارتقاء شغلی کسب درآمد بیشتر، حس موفقیت – یادگیری یک مهارت جدید
– شرکت در وبینارهای مرتبط
– گسترش شبکه حرفه‌ای
راه‌اندازی یک پروژه تحقق رویای شخصی و ایجاد درآمد جانبی – تحقیق درباره بازار هدف
– طراحی نمونه اولیه
– تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی

5- روش زمان‌بندی بلوکی Time Blocking Method

ایلان ماسک که به بهره‌وری بالا شهرت دارد، زمان خود را به گونه‌ای مدیریت می‌کند که می‌تواند بیش از ۸۰ ساعت در هفته کار کند و همچنان زمانی را برای خود اختصاص دهد. راز او چیست؟ زمان‌بندی بلوکی. در این روش، برای هر فعالیت یک بازه زمانی مشخص در نظر بگیرید و در آن بازه فقط روی همان کار تمرکز کنید.

مراحل زمان بندی بلوکی 

  • لیست کارها را تهیه کنید: همه وظایف و کارهایی که باید انجام دهید را بنویسید.
  • زمان‌بندی بلوک‌ها:
    • روز خود را به بلوک‌های زمانی 15، 30، یا 60 دقیقه‌ای تقسیم کنید.
    • هر بلوک زمانی را به یک کار یا فعالیت خاص اختصاص دهید.
  • اولویت‌بندی کنید: کارهای مهم‌تر را در بلوک‌های اولیه یا زمانی که انرژی بیشتری دارید، برنامه‌ریزی کنید.
  • انعطاف‌پذیر باشید: در صورت تغییر شرایط، بلوک‌ها را جابه‌جا کنید، اما مراقب باشید از برنامه دور نشوید.
  • زمان‌های آزاد را برنامه‌ریزی کنید: زمان‌هایی برای استراحت، ورزش، یا کارهای غیرمنتظره در نظر بگیرید.

با کمک این روش وظایف به زمان مشخص محدود می‌شوند و می‌دانید که چه زمانی باید روی چه کاری تمرکز کنید.

مثال پروژه طراحی و ارائه یک پرزنتیشن

زمان وظیفه رنگ بلوک (مفهوم)
08:00 – 08:30 بررسی ایمیل‌ها و پیام‌ها 🟦 (ارتباطات)
08:30 – 09:30 تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات 🟩 (تحقیق و آماده‌سازی)
09:30 – 10:00 استراحت کوتاه 🟨 (استراحت)
10:00 – 12:00 طراحی اولیه اسلایدها 🟩 (تحقیق و آماده‌سازی)
12:00 – 13:00 ناهار و استراحت 🟨 (استراحت)
13:00 – 14:30 تکمیل و اصلاح اسلایدها 🟪 (بهبود کیفیت)
14:30 – 15:00 مرور و شبیه‌سازی پرزنتیشن 🟧 (تمرین)
15:00 – 15:30 استراحت کوتاه 🟨 (استراحت)
15:30 – 16:30 بازبینی نهایی 🟪 (بهبود کیفیت)
16:30 – 17:00 برنامه‌ریزی کارهای روز بعد 🟦 (برنامه‌ریزی)

کلید رنگ‌ها:

  • 🟦 ارتباطات/برنامه‌ریزی
  • 🟩 تحقیق و آماده‌سازی
  • 🟪 بهبود کیفیت
  • 🟧 تمرین
  • 🟨 استراحت

6-کانبان Kanban

کانبان یک تکنیک مدیریت زمان بصری است که به شما کمک می‌کند پیشرفت پروژه‌های خود را دنبال کنید. در این تکنیک شما نحوه حرکت کارها را در ستون‌های مختلف با برچسب‌های متفاوت ردیابی می‌کنید.

این روش ابتدا در صنعت خودروسازی توسط تویوتا برای بهینه‌سازی فرآیندهای تولیدی و مدیریت موجودی به کار گرفته شد، اما امروزه در بسیاری از حوزه‌های دیگر از جمله توسعه نرم‌افزار، خدمات و حتی مدیریت پروژه‌های عمومی کاربرد دارد.

کانبان به معنای “تابلو” یا “کارت” است. در اصل، کانبان یک سیستم بصری برای مدیریت کارها و وظایف در جریان است. این سیستم به افراد کمک می‌کند تا دید واضح‌تری از وضعیت کارها داشته باشند و از انجام کارهای غیرضروری یا تکراری جلوگیری کنند.

کانبان چطور کار می‌کند؟

شما می‌توانید از نرم‌افزار مدیریت پروژه، قلم و کاغذ، یا تخته سفید و برچسب‌ استفاده کنید.

تعداد مراحل پروژه یا وظایف خود را تعیین کنید و ستون‌ها را ایجاد کنید. به عنوان مثال، می‌توانید چهار ستون ایجاد کنید و کارها را در این مراحل جابجا کنید:

  • Backlog: در این بخش، همه کارهای خود را بارش فکری کرده و تعریف می‌کنید. سپس تصمیم می‌گیرید که چه کارهایی باید به ستون “To Do” منتقل شوند و چه کارهایی می‌توانند منتظر نوبت خود بمانند.
  • To Do: این‌ها کارهایی هستند که باید روی آن‌ها کار کنید.
  • In Progress: این‌ها کارهایی هستند که در حال حاضر روی آن‌ها کار می‌کنید.
  • Done: کارهایی که تمام کرده‌اید.

به طور مثال فرض کنید یک تیم توسعه نرم‌افزار، پروژه‌ای را شروع کرده است. برای مدیریت زمان کارها، از کانبان مطابق شکل زیر استفاده می‌کند.

Task To Do In Progress Done
طراحی رابط کاربری X
توسعه API X
نوشتن تست‌های واحد X
اصلاح باگ‌ها X
مستندات پروژه X
ارزیابی عملکرد سیستم X

7- قانون پارکینسون Parkinson’s Law

مورخ بریتانیایی سیریل نورثکوت پارکینسون با جمله مشهور خود شناخته می‌شود: “کارها به اندازه زمانی که برای انجام آنها اختصاص داده می‌شود، گسترش می‌یابند.”به عبارت دیگر وقتی به یک کار زمان زیادی اختصاص داده می‌شود، آن کار به طور غیرضروری طولانی‌تر می‌شود و به طور طبیعی فرآیندهای غیرمولد در آن دخیل می‌شوند.

قانون پارکینسون چگونه کار می‌کند؟

این قانون به طور مستقیم یک روش مدیریت زمان نیست، اما با درک و به‌کارگیری آن می‌توان از موثرترین ابزارها برای مدیریت زمان استفاده کرد. این قانون شما را تشویق می‌کند کارهای خود را در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر و با کارایی بیشتر انجام دهید.

فرض کنید شما باید یک گزارش مالی را آماده کنید. به جای اینکه بگویید “این گزارش را امروز انجام می‌دهم” که ممکن است باعث شود در طول روز آن را به تأخیر بیاندازید و زمان زیادی صرف آن کنید، می‌توانید بگویید “این گزارش را در 2 ساعت تمام خواهم کرد.” این محدودیت زمانی باعث می‌شود که شما تمرکز بیشتری داشته باشید و گزارش را سریع‌تر و کارآمدتر آماده کنید.

نکات کاربردی برای مدیریت زمان با این قانون

  1. بدون شارژر کار کنید:
    بدون وصل کردن شارژر به لپ‌تاپ کار کنید تا مجبور شوید قبل از تمام شدن باتری، پروژه خود را به پایان برسانید.
  2. زودتر کار را تمام کنید:
    به جای تعیین ضرب‌الاجل تا نیمه‌شب، هدف خود را این بگذارید که مثلاً مقاله‌تان را تا ظهر تکمیل کنید.
  3. زمان مشخصی تعیین کنید:
    برای انجام یک کار، زمانی معین تعیین کنید و سپس آن زمان را نصف کنید.
  4. محدود کردن زمان برای وظایف:
    مثلاً فقط ۲۰ دقیقه صبح‌ها برای پاسخ به ایمیل‌ها وقت بگذارید.

نتیجه‌گیری

مدیریت زمان به معنای کنترل بهتر وظایف و بهره‌وری بیشتر در زندگی است. با پیاده‌سازی این تکنیک‌ها، می‌توانید به اهداف خود نزدیک‌تر شوید و از زمان خود به بهترین شکل استفاده کنید. هرکدام از این تکنیک‌ها را متناسب با سبک زندگی و کار خود تنظیم و اجرا کنید تا نتایج بهتری بگیرید.

منابع

https://www.usa.edu/blog/time-management-techniques/

https://www.actioncoach.com/articles/time-management-techniques

https://clockify.me/time-management-techniques

تجربیات شخصی نویسنده

نویسنده: سونیا جلالی

توسعه فردی, مقالات

تجربه‌ی عملی در راه‌اندازی واحد منابع انسانی

در این نوشتار به بررسی تجربه‌هایی که به عنوان یک مشاور مدیریت در راه‌اندازی واحد منابع انسانی در سازمان‌های کوچک کسب کرده‌ام، می‌پردازم. این سازمان‌ها تا پیش از تغییرات مورد نظر، تنها دارای واحد اداری بودند که امور مربوط به قراردادها، حقوق و دستمزد و بیمه و موارد قانونی را مدیریت می‌کرد؛ جذب و استخدام و اخراج یا ارتقا نیز به صورت غیر متمرکز و توسط مدیران انجام می‌شد. یکی از ویژگی‌های مشترک بین آنها نبود بودجه کافی برای استخدام مدیر و کارشناس منابع انسانی حرفه‌ای بود.

در این مقاله، سعی دارم تجربیات و درس‌هایی را که از همکاری در این نوع پروژه‌ها به دست آورده‌ام به اشتراک بگذارم.

هدف اصلی پروژه ایجاد زیرساخت‌های لازم و توسعه واحد منابع انسانی بود، به طوری که بدون اعمال فشار هزینه‌ای زیاد و به تدریج، توانایی داخلی سازمان در مدیریت منابع انسانی تقویت شود. در ادامه توضیح خواهم داد چگونه ما به عنوان مشاور بعد از روبروشدن با این مساله و تحلیل جنبه‌های مختلف موضوع تصمیم گرفتیم در چند فاز و با رویکردهای متفاوتی وارد سازمان شده و مداخلات مورد نظر را تعریف کنیم. افراد مختلفی و با تخصص‌های متفاوت در مسیر این پروژه‌ها مشارکت داشتند که در نهایت منجر به شکل‌گیری و استقرار فرایندها در حوزه مدیریت منابع انسانی گردید. فازهای اصلی این پروژه به صورت کلی شامل این مراحل است که در ادامه با تفصیل بیشتری به آن پرداخته‌ام.

    • معرفی مدیر موقت
    • تشکیل کمیته منابع انسانی
    • استخدام فرد جونیور
    • ادامه همکاری با مشاور منابع انسانی

این مقاله را هم مطالعه کنید: CHROکیست و چه وظایفی بر عهده دارد؟

اهمیت منابع انسانی در سازمان‌های کوچک و بزرگ

منابع انسانی نقشی اساسی در جذب، پرورش و نگهداشت استعدادها در سازمان دارد. در دنیای امروز، داشتن سیستم‌های کارآمد منابع انسانی نه تنها برای مدیریت مسائل اجرایی مانند حقوق و دستمزد، بلکه برای ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت و بهبود تعاملات داخلی بسیار حیاتی است. سازمان‌هایی که به طور سیستماتیک به موضوع منابع انسانی می‌پردازند، نتایجی همچون افزایش بهره‌وری کارکنان، رضایت شغلی بالا، جذب نیروی متخصص و کاهش نرخ ترک خدمت را کسب می‌کنند.

داشتن یک متولی مشخص برای منابع انسانی نیز به سازمان‌ها این امکان را می‌دهد که فرایندهای تصمیم‌گیری در این زمینه را بهبود بخشند. با وجود یک مدیر یا تیم اختصاصی در منابع انسانی، سازمان می‌تواند سیاست‌ها و ساختارهای متناسبی را پیاده‌سازی کند که به جذب و توسعه افراد کمک کرده و باعث شود که عملکرد سازمان در بازار و برند کارفرمایی بهبود یابد.

به خصوص در سازمان‌های کوچک، توجه به منابع انسانی از همان ابتدای کار می‌تواند تاثیر بزرگی بر روی فرهنگ سازمانی، افزایش تعهد کارکنان و تقویت روحیه تیمی داشته باشد. این توجه، سازمان را قادر می‌سازد که به جای حل مقطعی مسائل، رویکردی استراتژیک و بلندمدت در توسعه نیروی انسانی خود اتخاذ کند، که این امر در نهایت به رشد و پایداری بیشتر منجر می‌شود.

چالش‌های سازمان‌ کوچک، بدون واحد منابع انسانی

در بسیاری از سازمان‌های کوچک تمرکز اولیه بر عملیات و رشد کسب‌وکار است، اما زمانی که سازمان رشد می‌کند و تعداد کارکنان افزایش می‌یابد، مسائل پیچیده‌تری مانند مدیریت عملکرد، رشد و توسعه کارکنان، فرهنگ سازمانی، مدیریت تعارضات، جانشین‌پروری، تیم‌سازی و …  به وجود می‌آیند. عدم توجه حرفه‌ای به این موضوعات اغلب منجر به کاهش بهره‌وری و انگیزه در کارکنان و در نهایت کاهش موفقیت سازمان می‌گردد.

سازمان‌های کوچک معمولاً انگیزه‌ای برای پرداخت هزینه‌های بالای استخدام مدیران باتجربه ستادی (مخصوصا در حوزه منابع انسانی) را ندارند و این موضوع از نظر آنها لاکچری محسوب می‌شود، استخدام یک فرد جونیور هم ریسک‌های زیادی دارد، زیرا ممکن است به دلیل کم‌تجربگی، تصمیمات نادرستی گرفته شود که جبران آن‌ها دشوار است. در نتیجه آنها نیازمند راه‌حل‌هایی خلاقانه و منعطف برای مدیریت منابع انسانی خود هستند.

در ادامه چند راهکار تجربه شده در پاسخ به چالش های فوق را مرور می‌کنیم.

راهکار معرفی مدیر موقت

یکی از راهکارهای خلاقانه و مقرون ‌به ‌صرفه‌ای که برای سازمان‌های کوچک بدون واحد منابع انسانی پیشنهاد کردیم، معرفی مدیر موقت بود. این راهکار به سازمان اجازه می‌داد که از دانش و تجربه یک مدیر حرفه‌ای بدون نیاز به تحمل هزینه‌ها در طولانی‌مدت استفاده کند.

انتخاب مدیر موقت به سازمان این امکان را داد که در مرحله حساس شکل‌گیری واحد منابع انسانی، فردی  با قدرت اجرایی داشته باشد و او بتواند تصمیمات ضروری و اجرایی را بگیرد. بر خلاف مشاور که معمولاً دخالتی در اجرا ندارد، مدیر موقت نه تنها موظف به اجرای تصمیمات بوده، بلکه پاسخگویی نسبت به دستاوردها و نتایج نیز بر عهده او قرار گرفت. این مسئولیت‌ اجرایی باعث می‌شد که فرآیندهای منابع انسانی سریع‌تر و موثرتر پیاده‌سازی شوند و سازمان بتواند به نتایج ملموس دست یابد.

علاوه بر این، مدیر موقت توسط یک تیم مشاوره مدیریت منابع انسانی حمایت می‌شد. این موضوع به او این امکان را می‌داد از منابع و تیم پشت‌صحنه خود استفاده کند. این حمایت در مواردی که نیاز به تحلیل‌های دقیق‌تر یا دستیابی به داده‌های بازار و بنچ مارک‌ها وجود داشت، کمک می‌کرد که تصمیم‌گیری‌ها به شکل بهتری انجام شود و سازمان از بهترین راهکارها و اطلاعات به‌روز استفاده کند.

این ترکیب از قدرت اجرایی و حمایت تیمی، مدیریت موقت را به راهکاری موثر و باارزش برای سازمان‌های کوچک تبدیل می‌کرد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل ارتقای کارکنان در سازمان + دانلود چک‌لیست

تشکیل کمیته منابع انسانی

تشکیل کمیته منابع انسانی یکی از مراحل کلیدی در توسعه و پیاده‌سازی استراتژی‌های منابع انسانی در سازمان‌های کوچک بود. این کمیته به عنوان یک نهاد تصمیم‌گیرنده، مسئولیت طراحی و تأیید آیین‌نامه‌ها، سیاست‌ها و ساختارهای اولیه منابع انسانی را بر عهده داشت.

یکی از مسئولیت‌های اصلی این کمیته، جلب توجه مدیران سازمان به لزوم مداخله در مسائل منابع انسانی بود. این کمیته سعی داشت مدیران سازمان را با رویکردهای جدید و روزآمد منابع انسانی آشنا کند و آن‌ها را تشویق نماید تا نقش فعال‌تری در این حوزه ایفا کنند. هدف این بود که مدیران نه تنها درک بهتری از نقش خود در ساختار مدیریتی سازمان پیدا کنند، بلکه وظایف خود در زمینه منابع انسانی را نیز به صورت موثرتر انجام دهند.

این فرآیند موجب شد همکاری و تعامل بین مدیران و واحد منابع انسانی گسترش پیدا کند و همه در جهت یک هدف مشترک حرکت کنند. کمیته با فراهم کردن بستری برای این تعاملات، به همسوسازی استراتژی‌ها و تصمیمات منابع انسانی با اهداف کلی سازمان کمک کرد.

علاوه بر این، کمیته منابع انسانی توانایی تصمیم‌گیری سریع و انعطاف‌پذیر را داشت و با توجه به شرایط روز و نیازهای سازمان، سیاست‌های کلان را به‌روزرسانی و اجرا می‌کرد. نقش این کمیته در تقویت ارتباطات داخلی و ایجاد فرهنگ مشارکتی در سازمان نیز بسیار مهم بود. اعضای کمیته با برگزاری جلسات منظم و جمع‌آوری نظرات کارکنان، به آن‌ها این احساس را القا می‌کردند که نظرات و پیشنهاداتشان در تصمیمات کلیدی سازمان تأثیرگذار است.

به مرور زمان و با پایان دوره فعالیت کمیته، سازمان توانست پایه‌های محکمی برای واحد منابع انسانی خود بنا کند و به تدریج به سمت خودکفایی در این حوزه حرکت کند.

استخدام فرد جونیور و اهمیت منتورینگ

پس از معرفی مدیر موقت، یک مرحله کلیدی در توسعه منابع انسانی سازمان، استخدام یک فرد جونیور بود تا در کنار مدیر موقت فعالیت کند. به این ترتیب علاوه بر داشتن یک مدیر با تجربه، یک نیروی جوان و پویا نیز وجود داشت که می‌توانست با یادگیری از مدیر موقت، به تدریج توانمندی‌های خود را افزایش دهد.

استخدام فرد جونیور به عنوان یک کارشناس منابع انسانی، به سازمان کمک می‌کرد که مسئولیت‌های جاری را به شکل موثری مدیریت کند و در عین حال فرصت یادگیری و توسعه را برای خود فراهم کند. این فرد می‌توانست به عنوان دستیار مدیر موقت، در اجرای سیاست‌ها و فرایندهای جدید، برگزاری جلسات و تعاملات روزمره با کارکنان مشارکت کند.

یکی از نکات کلیدی در این فرآیند، مفهوم منتورینگ بود. مدیر موقت به عنوان یک منتور، دانش و تجربه خود را به فرد جونیور منتقل کرده و به او کمک می‌کرد تا مهارت‌های لازم برای انجام وظایفش را به دست آورد او می‌توانست در یک محیط حمایتی، تجربیات عملی کسب کند و به تدریج به یک نیروی کارآمد در حوزه منابع انسانی تبدیل شود.

این فرآیند نه تنها به رشد فرد کمک می‌کرد، بلکه باعث می‌شد سازمان از تخصص و توانمندی‌های یک نیروی جوان بهره‌برداری کند و به تدریج به ظرفیت‌هایش اضافه شود و به صورت پیوسته و موثر در مسیر توسعه و بهبود فرهنگ و فرایندهای منابع انسانی پیش برود.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ساختار سازمانی چیست و چطور طراحی می‌شود؟

گذار به مسئولیت‌های جدید و ادامه همکاری با مشاور منابع انسانی

پس از حدود شش ماه از شروع فعالیت مدیر موقت و کمیته منابع انسانی، این مرحله از کار به پایان رسید و سازمان وارد مرحله جدیدی شد. در این مرحله، کارشناس جونیور منابع انسانی که در طول مدت همکاری با مدیر موقت تجربه‌های لازم را کسب کرده بود، بخشی از مسئولیت‌ها را به عهده گرفت و شروع به فعالیت مستقل کرد.

با این حال، یکی از استراتژی‌های کلیدی که سازمان دنبال کرد، ادامه همکاری با مشاور حرفه‌ای منابع انسانی بود. برخلاف مدیر موقت که نقش اجرایی و موقت داشت، مشاور به عنوان یک همراه استراتژیک در کنار سازمان باقی ماند. این مشاور به شکل منظم در جلسات کلیدی مدیریت شرکت می‌کرد و همچنان در طراحی و پیشبرد چشم‌انداز کلی منابع انسانی سازمان مشارکت داشت.

مشاور همچنین به عنوان منتور برای کارشناس منابع انسانی عمل کرد و در مواقعی که نیاز به راهنمایی یا تصمیم‌گیری پیچیده‌ای وجود داشت، حضور مشاور به کارشناس و تیم مدیریتی اطمینان می‌داد که روند کارها به درستی پیش می‌رود.

این همکاری بلندمدت با مشاور منابع انسانی نه تنها به رشد پایدار واحد منابع انسانی کمک کرد، بلکه به سازمان اجازه داد که از دانش و تجربه‌های به‌روز و پیشرفته در حوزه منابع انسانی بهره‌مند شود و در مواجهه با چالش‌های جدید، رویکردهای خلاق و بهینه را به کار گیرد.

جمع‌بندی

راه‌اندازی واحد منابع انسانی در سازمان‌های کوچک با چالش‌های خاص خود همراه است. در این تجربه، با ترکیبی از مشاوره حرفه‌ای و توسعه داخلی، توانستیم فرایندهای منابع انسانی را با کمترین هزینه و بالاترین اثرگذاری پیاده‌سازی کنیم. معرفی مدیر موقت با قدرت اجرایی و حمایت از سوی یک تیم مشاوره مدیریت، به سازمان این امکان را داد که از تخصص یک مدیر حرفه‌ای بهره‌مند شود و در عین حال به مرور زمان با منتورینگ کارشناس جونیور، ظرفیت‌های داخلی خود را نیز تقویت کند.

تشکیل کمیته منابع انسانی نقش کلیدی در هماهنگی و همسویی استراتژی‌های مدیریتی و منابع انسانی داشت و این ساختار باعث شد مدیران سازمان اهمیت و نقش خود را در موضوعات منابع انسانی بهتر درک کنند و با تیم منابع انسانی همکاری نزدیک‌تری داشته باشند.

پس از پایان کار مدیر موقت، با سپردن بخشی از مسئولیت‌ها به کارشناس منابع انسانی، سازمان به سمت خودکفایی حرکت کرد و با ادامه همکاری با مشاور حرفه‌ای منابع انسانی، همچنان از دانش و تجربه‌ای غنی در تصمیم‌گیری‌ها و توسعه واحد منابع انسانی بهره برد.

این رویکرد به سازمان‌های کوچک نشان داد که با استفاده از ابزارهای نوآورانه و راهکارهای انعطاف‌پذیر، می‌توان با موفقیت واحد منابع انسانی را راه‌اندازی کرد و همزمان هزینه‌های مربوط به جذب و نگه‌داشت نیروی انسانی متخصص را مدیریت نمود. این تجربه نه تنها باعث تقویت عملکرد منابع انسانی شد، بلکه به رشد و توسعه سازمان نیز کمک شایانی کرد.

نویسنده: سیما لبیبی

توسعه فردی, مقالات

۱۸ مهارتی که هر متخصص منابع انسانی به آن نیاز دارد

متخصصان منابع انسانی برای موفقیت در نقش خود به مجموعه‌ای گسترده از مهارت‌ها نیاز دارند. مهارت‌های ضروری منابع انسانی شامل مهارت‌های خاص شغل، مهارت‌های نرم، همچنین درک عمیق از کسب‌وکار و سواد دیجیتال و داده‌ها می‌شود. این مهارت‌ها به متخصصان منابع انسانی کمک می‌کند تا در مسیر شغلی خود پیشرفت کرده و به موفقیت سازمانی کمک کنند.

اما کدام مهارت‌ها و شایستگی‌ها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند و شامل چه مواردی می‌شوند؟ در این مقاله، ما مروری بر مهارت‌های پرتقاضا در حوزه منابع انسانی (بدون ترتیب خاصی) ارائه کرده‌ایم، تأثیر این مهارت‌ها را بررسی کرده و نحوه توسعه آنها را بیان می‌کنیم.

۱. مهارت‌های ارتباطی

مهارت ارتباطی بیشترین تکرار را در آگهی‌های شغلی منابع انسانی دارد. ارتباط مؤثر در مدیریت منابع انسانی ضروری است زیرا متخصص منابع انسانی پیوندی بین کسب‌وکار و کارمند است و نماینده هر دو طرف محسوب می‌شود.

شما منبع اطلاعات برای کارمندان هستید و توانایی در مدیریت مؤثر سؤالات و شکایات آن‌ها کلید موفقیت در بسیاری از مشاغل منابع انسانی است.

ارتباط با ذینفعان، مدیرعامل، مدیران و کارمندان در سطوح مختلف از نظر قدرت و نفوذ نیازمند استفاده از زبان و لحن‌های متفاوتی است. به همین دلیل توانایی ارتباط مؤثر با انواع افراد و ایجاد تأثیری حرفه‌ای و مثبت یک مهارت ضروری برای متخصصان منابع انسانی است.

برقراری ارتباط هم به صورت رسمی و هم غیررسمی و به روش‌های مختلف (مانند کلامی و نوشتاری، حضوری و آنلاین) بسیار حیاتی است.

یکی دیگر از مهارت‌های ارتباطی که روز به روز برای تیم‌های منابع انسانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، قصه‌گویی یا داستان­‌سرایی است. با توجه به اینکه داده‌ها نقش فزاینده‌ای در تمامی جنبه‌های کسب‌وکار ایفا می‌کنند، متخصصان منابع انسانی باید قادر باشند داده‌ها را به داستان‌های واضح، جذاب و تأثیرگذار ترجمه کنند که برای گروه‌های مختلف ذینفعان مناسب باشد.

۲. تخصص در امور اداری

اگرچه شکل اداره امور با استفاده از فناوری و خودکارسازی منابع انسانی در حال تغییر است، وظایف اداری همچنان بخش عمده‌ای از نقش منابع انسانی را تشکیل می‌دهند.

این وظایف شامل مدیریت مرخصی‌ها و غیبت، ورود و خروج کارکنان، حقوق و دستمزد، مزایا و موارد دیگر می‌شود. بنابراین، متخصص بودن در امور اداری می‌تواند یک مزیت بزرگ برای هر متخصص منابع انسانی باشد.

مسئولیت‌های سنتی منابع انسانی همچنان مورد توجه قرار دارند.

گزارش ما تحت عنوان «وضعیت ارتقای مهارت‌های منابع انسانی» نشان می‌دهد که با وجود افزایش تعداد آگهی‌های شغلی منابع انسانی که نیازمند مهارت‌های داده و دیجیتال هستند، مهارت‌های ارتباطی و اداری همچنان بیش از حد در این آگهی‌ها نمایان هستند.

با این حال، برای رشد سازمانی، کسب‌وکارها نیاز دارند که متخصصان منابع انسانی در مهارت‌های رهبری، مدیریت و آموزش هم تبحر داشته باشند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: چرا همه (هنوز) از منابع انسانی متنفرند؟

۳. دانش و تخصص در مدیریت منابع انسانی

تجربه کاری قبلی یا پیشینه تحصیلی در مدیریت منابع انسانی یا روانشناسی صنعتی و سازمانی بسیار مفید در نقش حرفه‌ای منابع انسانی است. دانش مدیریت منابع انسانی پایه و اساس بسیاری از دیگر مهارت‌ها و شایستگی‌های منابع انسانی را تشکیل می‌دهد. این دانش به درک رویه‌های منابع انسانی کمک می‌کند.

پیشینه تحصیلی در روانشناسی یا مدیریت منابع انسانی همچنین به شما این امکان را می‌دهد که مهارت‌های نرم را توسعه دهید که توانایی‌های ارتباطی و مربیگری شما را بهبود می‌بخشد.

۴. ایجاد و اجرای استراتژی منابع انسانی

متخصصان منابع انسانی باید طرز فکر استراتژیک داشته باشند. حتی اگر در سطحی نیستید که ایجاد استراتژی منابع انسانی جزو مسئولیت‌های شما باشد، همچنان باید بتوانید اهداف استراتژیک را درک کرده و آن را به یک برنامه اجرایی تبدیل کنید.

توانایی تفسیر و اجرای استراتژی منابع انسانی که به طور مؤثر از استراتژی کلی سازمان پشتیبانی کند، به متخصصان منابع انسانی کمک می‌کند تا تأثیر بیشتری در سازمان خود داشته باشند و نقش منابع انسانی را به عنوان یک شریک استراتژیک تقویت کنند.

«در یک چشم‌انداز کسب‌وکارِ در حال تحول، توانایی تفکر استراتژیک بسیار مهم است که شامل پیش‌بینی آینده، شناسایی فرصت‌ها و ریسک‌ها، اتخاذ تصمیمات آگاهانه و الهام‌بخشیدن به دیگران برای حرکت به سوی یک هدف مشترک است».

تارا فوریانی، سخنران اصلی و مشاور «Not the HR Lady»

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۷ تکنیک کاربردی برای مدیریت زمان

۵. مدیریت اولویت‌ها

صرف‌نظر از ارزش یا اهمیت یک پروژه یا اقدام منابع انسانی، احتمال زیادی وجود دارد که ذینفعان شما دیدگاه‌ها، اولویت‌ها و انگیزه‌های متنوعی داشته باشند.

توانایی مدیریت ایده‌ها و اولویت‌های متضاد در گروه‌های مختلف ذینفع و هدایت این پیچیدگی به شما کمک می‌کند تا از مشکلات احتمالی پروژه جلوگیری کنید و اطلاعات و پشتیبانی لازم برای موفقیت در پروژه‌تان را به دست آورید.

۶. پیشگامی

متخصصان منابع انسانی پل ارتباطی بین کارفرما و کارمند هستند. در چنین نقشی، پیشگامی می‌تواند به شما کمک کند تا مشکلات احتمالی را قبل از وقوع یا تشدید شناسایی کنید. مدیریت منابع انسانی پیشگیرانه و استراتژیک به شما کمک می‌کند تا وظایف اصلی منابع انسانی را به گونه‌ای برنامه‌ریزی و هماهنگ کنید که بیشترین ارزش را برای کسب‌وکار فراهم کند.

مدیریت منابع انسانی پیشگیرانه همیشه به مدیریت منابع انسانی واکنشی ترجیح داده می‌شود.

علاوه بر این، برای اینکه به‌عنوان یک متخصص منابع انسانی پیشگام باشید، باید در مورد روندهای کنونی و نوظهور نه‌تنها در حوزه منابع انسانی بلکه در زمینه فناوری و فرهنگ کار نیز به‌روز باشید. همچنین، آموزش مداوم مهارت‌های منابع انسانی باید بخشی مستمر از توسعه شغلی شما باشد.

۷. مشاوره

یکی از مهارت‌های کلیدی منابع انسانی، بودن به عنوان مشاور معتبر و قابل اعتماد برای ذینفعان مختلف است. شما باید قادر باشید به‌طور مؤثر به کارکنان، مدیران خط و مدیران ارشد در مسائل پرسنلی مشاوره دهید.

این مسائل می‌توانند عملیاتی باشند، مانند ایجاد یک طرح بازگشت به کار کارمند یا کمک به یک مدیر ارشد برای ارائه بازخورد یا مشاوره استراتژیک که به هم‌راستایی شیوه‌های منابع انسانی با اهداف کسب‌وکار مربوط می‌شود.

نحوه مشاوره دادن شما نیز اهمیت دارد. برای اینکه خود را به‌عنوان یک مشاور قابل اعتماد معرفی کنید، باید به‌طور مداوم ارتباط برقرار کرده و تعامل کنید که اعتماد را ایجاد کند و اعتبار شما را به‌عنوان یک متخصص معتبر تقویت نماید. در اینجا مهارت‌های ارتباطی عالی به‌شدت ارزشمند می‌شوند.

۸. مربیگری

مهارت‌های مربیگری توانایی توسعه کارکنان را افزایش می‌دهند و آن‌ها را در دستیابی به پتانسیل کاملشان و هم‌راستا کردن مهارت‌هایشان با اهداف شرکت راهنمایی می‌کند.

این مهارت‌ها همچنین به متخصصان منابع انسانی در فعالیت‌ها و موقعیت‌هایی مانند آموزش و توسعه، معرفی کارکنان جدید، بازگشت به کار، حل تعارضات و کمک به مدیران خط مقدم در مسائل مرتبط با افراد کمک می‌کند.

مهارت‌های مربیگری معمولاً در محل کار یا از طریق آموزش‌های مربیگری خارجی توسعه می‌یابند و همچنین از جمله شایستگی‌های کلیدی رهبری هستند.

۹. استخدام و انتخاب

گزارشی از PWC نشان داد که ۵۸٪ از رهبران منابع انسانی بررسی‌شده معتقدند که یافتن، جذب و نگه‌داشتن استعدادها بزرگ‌ترین چالش آن‌هاست. بنابراین، یافتن کاندیداهای واجد شرایط، انتخاب بهترین‌ها و تعیین تطابق بین کاندیدا، شرکت (فرهنگ) و مدیر یکی از مهم‌ترین وظایف منابع انسانی است.

به همین دلیل، توسعه مهارت‌های استخدامی برای متخصصان منابع انسانی ضروری است.

بخش عمده‌ای از استخدام و انتخاب شامل مصاحبه با کاندیداهاست، بنابراین شنیدن فعال نیز ضروری است. علاوه بر این، شما باید اطمینان حاصل کنید که فرآیند استخدام و انتخاب عادلانه است و بر اساس سن، جنسیت، قومیت یا هر چیز دیگری تبعیض قائل نمی‌شود.

۱۰. تخصص در تجربه کارکنان

تجربه کارکنان یکی از اولویت‌های اصلی ۴۷٪ از رهبران منابع انسانی است. بیش از ۸۰٪ از کارفرمایان معتقدند که تجربه مثبت کارکنان باعث افزایش دلبستگی، رفاه، بهره‌وری و جذب و نگه‌داشتن استعدادها می‌شود.

متخصصان منابع انسانی با تخصص در تجربه کارکنان به‌خوبی به چرخه عمر کارکنان پی‌برده‌اند: کل رابطه بین کارکنان و سازمان، از استخدام تا خروج. به‌واسطه این شناخت، قادرند تجربه‌های استثنایی برای کارکنان ایجاد کنند که به جذب و نگه‌داشتن استعدادهای مورد نیاز سازمان‌ها برای موفقیت در دنیای همیشه در حال تغییر امروز کمک می‌کند.

۱۱. تسلط بر فناوری

مطالعات نشان می‌دهند که ۸۰٪ از کسب‌وکارهای کوچک در ایالات متحده یا از نرم‌افزارهای منابع انسانی استفاده می‌کنند یا در آینده نزدیک قصد استفاده از آن را دارند. علاوه بر این، ۵۴٪ از شرکت‌های با بیش از ۵۰۰ کارمند، هزینه‌های فناوری منابع انسانی را به طور متوسط ۲۴٪ افزایش می‌دهند.

فناوری‌های جدید، از جمله ChatGPT، واقعیت مجازی و افزوده، همراه با رشد اینترنت اشیاء (IoT)، مدل‌های منابع انسانی را در سطح جهانی شکل می‌دهند. به‌عنوان مثال، برنامه Vehicles for Change از واقعیت افزوده برای آموزش مکانیک‌های جدید استفاده می‌کند، تورهای مجازی برای استخدام‌های جدید در Deloitte ارائه می‌شود و نمایشگاه‌های شغلی مجازی در حال افزایش محبوبیت هستند.

بنابراین، تسلط بر فناوری برای متخصصان منابع انسانی ضروری است. در حالی که نیازی به تخصص در فناوری اطلاعات یا داده‌ها ندارید، آگاهی و مهارت در استفاده از مجموعه‌ای از ابزارها و سیستم‌های موجود به شما کمک می‌کند تا به‌طور مؤثر و کارآمدتر عمل کنید. این موضوع به‌ویژه در سازمان‌های با تیم‌های بین‌المللی یا دورکاری/ترکیبی اهمیت دارد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: تحول دیجیتال در مدیریت منابع انسانی چیست؟ مراحل + نمونه

۱۲. تحلیل‌گری و مبتنی بر داده بودن

رهبران منابع انسانی و کسب‌وکار از تحلیل‌های مرتبط با افراد برای شناسایی کارکنان با پتانسیل بالا، تجزیه و تحلیل مزایا، دستیابی به پرداخت و مشوق‌های منصفانه و پیش‌بینی نیازهای آینده استعدادها استفاده می‌کنند. در واقع، تعجبی ندارد که داده‌ها اکنون به عنوان گران‌تر از نفت در نظر گرفته می‌شوند.

مهارت‌های مرتبط با کار مبتنی بر تحلیل داده به سرعت در پنج سال گذشته ظهور یافته است. ۹۲٪ از متخصصان منابع انسانی قصد دارند از تحلیل‌های مرتبط با افراد برای هدایت استراتژی منابع انسانی خود استفاده کنند. متخصصان منابع انسانی باید یاد بگیرند که از قدرت تحلیل داده‌ها برای اتخاذ تصمیمات بهتر و مبتنی بر شواهد بهره‌برداری کنند.

۱۳. مهارت‌های گزارش‌دهی منابع انسانی

با افزایش اهمیت تحلیل‌های مرتبط با افراد، تقاضا برای مهارت‌های گزارش‌دهی منابع انسانی نیز در حال افزایش است. این مهارت‌ها شامل توانایی ایجاد، خواندن و تفسیر گزارش‌های منابع انسانی با استفاده از داده‌های مختلف HRIS  است.

متخصصان منابع انسانی با مهارت‌های قوی در گزارش‌دهی منابع انسانی نه تنها قادر به درک و تفسیر داده‌ها هستند، بلکه می‌توانند آن‌ها را به پیام‌های جذاب تبدیل کرده و تأثیر تجاری آن را نشان دهند.

زمانی که بتوانید به‌طور مؤثر بر روی معیارهای کلیدی گزارش‌دهی کنید، قادر خواهید بود بهتر به مدیران و کارکنان مشاوره دهید، سیاست‌های منابع انسانی بهبود یافته ایجاد کنید و تصمیمات مبتنی بر شواهد بیشتری اتخاذ کنید.

این مقاله را هم مطالعه کنید: گزارش منابع انسانی چیست و چطور تهیه می‌شود؟ (+نمونه)

۱۴. آگاهی تجاری

آگاهی تجاری توانایی درک نحوه کسب درآمد توسط کسب‌وکار است. تنها زمانی که اولویت‌های تجاری سازمان خود را درک کنید، می‌توانید با استفاده از استراتژی‌ها و تاکتیک‌های منابع انسانی متناسب، به درستی از این اولویت‌ها پشتیبانی کنید و اطمینان حاصل کنید که منابع انسانی ارزش قابل‌توجهی به سازمان می‌افزاید.

شما می‌توانید این ارزش افزوده را با استفاده از زنجیره ارزش منابع انسانی نشان دهید. این یک فرآیند سه‌مرحله‌ای است که با فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی آغاز می‌شود، سپس به نتایج منابع انسانی و اهداف سازمانی می‌رسد. این فرآیند نشان می‌دهد که چگونه فعالیت‌های منابع انسانی به اهداف سازمانی، مانند کسب سود، منجر می‌شود.

۱۵. آگاهی و حساسیت فرهنگی

این مهارت منابع انسانی بستگی به ویژگی‌های سازمان دارد. به‌ویژه در شرکت‌های بزرگ چندملیتی، آگاهی و حساسیت فرهنگی ضروری است، زیرا هنگام ارتباط با مدیران و کارکنان در کشورهای مختلف، باید از تفاوت‌های فرهنگی بین‌المللی آگاه باشید.

این تفاوت‌ها بر نحوه استخدام، نگهداری و ترفیع افراد و همچنین مدیریت روابط کارکنان تأثیر خواهد گذاشت.

برای مثال، شیوه‌های مدیریت و نگهداری افراد می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی بین فرهنگ‌ها متفاوت باشد. در هند، معمولاً ارتقا هر ساله انجام می‌شود، در حالی که در دنیای غرب، این موضوع به‌طور متوسط هر ۳-۵ سال یک بار اتفاق می‌افتد. به‌طور مشابه، برای کارگران چینی رایج است که در جشن سال نو چینی به زادگاه خود سفر کنند و هرگز به کارخانه‌ای که در سال جدید در آن کار می‌کردند، بازنگردند زیرا اکنون در جای دیگری مشغول به کار شده‌اند – بدون اینکه به شما اطلاع دهند.

تفاوت‌های ارتباطی نیز در ارزیابی افراد وجود دارد. روس‌ها و هلندی‌ها بسیار مستقیم هستند، در حالی که ژاپنی‌ها و کشورهای جنوب‌شرقی آسیا بسیار غیرمستقیم‌تر هستند. استفاده از سبک نادرست ارتباطی ممکن است باعث شود پیام شما درک نشود یا ممکن است باعث ناراحتی افراد شود.

۱۶. تبلیغ سلامت و رفاه

متخصصان منابع انسانی نقش حیاتی در اطمینان از این‌که کارکنان شاد، سالم و مولد باقی بمانند، ایفا می‌کنند.

بر اساس گزارش مک‌کنزی، استرس محل کار به طور منفی بر بهره‌وری تأثیر می‌گذارد، باعث افزایش ترک‌های داوطلبانه می‌شود و هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی را برای کارفرمایان آمریکایی نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار در سال به همراه دارد. در همین حال، ۹۵٪ از مدیران منابع انسانی معتقدند که فرسودگی شغلی در حال تخریب نیروی کار آن‌هاست و ۷۷٪ از کارکنان ادعا می‌کنند که در شغل فعلی خود دچار فرسودگی شده‌اند.

اما از میان کسانی که در شرکت‌هایی کار می‌کنند که از اقدامات رفاهی حمایت می‌کنند، ۸۹٪ احتمالاً سازمان خود را به‌عنوان یک مکان خوب برای کار توصیه می‌کنند. با روشن‌تر شدن تأثیر رفاه کارکنان، اهمیت رفاه کارکنان برای سازمان‌ها در حال افزایش است.

۱۷. شنیدن فعال

متخصصان منابع انسانی که در شنیدن فعال ماهر هستند، قادرند به‌طور دقیق به دیگران گوش دهند بدون پیش‌داوری یا قضاوت و فضای امنی برای اشتراک‌گذاری دیگران ایجاد کنند.

شنیدن فعال با همدلی همراه است. دیان گالو، مربی توسعه رهبری و شغلی، می‌گوید: «در یک محیط کاری، همدلی به معنای توانایی دیدن موقعیت‌ها از دیدگاه تمام ذینفعان است. این شامل کارکنان داخلی، سهامداران، جوامع در حال فعالیت و حتی محیط جغرافیایی سیاسی می‌شود».

بدون مهارت‌های قوی در شنیدن فعال، پیمایش مسائل حساس مربوط به DEI&B (تنوع، برابری، گنجاندن و تعلق) دشوارتر خواهد بود و مربی­گری مؤثر کارکنان و سایر متخصصان منابع انسانی سخت‌تر خواهد شد.

۱۸. کار تیمی

به‌عنوان یک متخصص منابع انسانی، از شما انتظار می‌رود که به‌طور نزدیک با همکاران خود در بخش منابع انسانی، با مدیران و رهبران، و همچنین با کارکنان سازمان همکاری کنید.

همکاری داخلی با هماهنگی فعال فعالیت‌های منابع انسانی به نفع هر دو، سازمان و منابع انسانی است. کار تیمی همچنین منجر به افزایش همکاری، نوآوری، روحیه و رضایت در سازمان می‌شود و دیگران را تشویق می‌کند که با هم کار کنند.

توسعه مهارت‌های منابع انسانی

راه‌های زیادی برای توسعه مهارت‌های منابع انسانی، پیشرفت در حرفه و ارائه ارزش بیشتر به سازمان وجود دارد. در اینجا چند راه برای توسعه مهارت‌های منابع انسانی آورده شده است:

دریافت گواهینامه‌های حرفه‌ای

برنامه‌های گواهینامه منابع انسانی آنلاین می‌توانند به شما کمک کنند تا دانش و مهارت‌های خود را گسترش دهید تا از همتایان خود پیشی بگیرید و هنگام درخواست شغل برجسته شوید. شما تنها مهارت‌های جدیدی نخواهید آموخت، بلکه گواهینامه‌های باارزشی نیز به دست خواهید آورد.

دوره جامع مدیریت منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی با کمک آموزش‌های کاربردی به شما دانش و مهارت‌های عملی برای شروع کار به عنوان یک متولی منابع انسانی را می‌دهد.

شبکه‌سازی و گروه‌های حرفه‌ای

شرکت منظم در رویدادهای صنعت منابع انسانی و پیوستن به گروه‌های منابع انسانی (مانند جامعه آکادمی منابع انسانی) می‌تواند به شما کمک کند با همتایان خود ارتباط برقرار کنید، سوالات خود را بپرسید، دانش را به اشتراک بگذارید و از تجربیات جمعی یاد بگیرید.

مشاوره و راهنمایی

یک متخصص منابع انسانی باتجربه می‌تواند به عنوان یک مربی یا مشاور عالی عمل کند که می‌تواند راهنمایی و مشاوره لازم برای کمک به شما در پیشبرد حرفه‌تان، اتخاذ تصمیمات دشوار و توسعه مهم‌ترین مهارت‌های منابع انسانی را ارائه دهد. می‌توانید یک مربی را درون سازمان خود یا از طریق شبکه‌های حرفه‌ای پیدا کنید. بسیاری از افراد خوشحال می‌شوند که دانش و تجربه خود را با حرفه‌ای‌های جوان‌تر در صنعت به اشتراک بگذارند.

یادگیری مداوم

به‌روز بودن در مورد بهترین شیوه‌ها و تغییرات سیاستی، روندهای نوظهور و ساخت مهارت‌های آینده منابع انسانی، نمونه‌های خوبی از یادگیری مداوم هستند که باید به آن‌ها توجه کنید. می‌توانید یادگیری را در کار روزمره خود گنجانده و به‌طور منظم به خواندن وبلاگ‌ها، نشریات صنعتی، مقالات تحقیقاتی و خبرنامه‌های منابع انسانی بپردازید. همچنین می‌توانید به انجمن‌های حرفه‌ای منابع انسانی بپیوندید تا دانش خود را در حوزه منابع انسانی گسترش دهید.

آموزش در محل کار

به دنبال فرصت‌هایی برای کار بر روی پروژه‌ها و وظایف منابع انسانی باشید که مهارت‌های شما را به چالش بکشد و شما را از منطقه امن خود خارج کند. با متخصصان منابع انسانی باتجربه درون سازمان خود همکاری کنید، از تخصص آن‌ها بیاموزید و به‌طور فعال در ابتکارات جدید و موجود منابع انسانی شرکت کنید.

جمع‌بندی

توسعه این مهارت‌های کلیدی منابع انسانی برای هر متخصص منابع انسانی که می‌خواهد عملکرد خود را بهبود بخشد، در حرفه خود پیشرفت کند و به یک دارایی برای رهبران و کارکنان سازمان تبدیل شود، ضروری است.

با توجه به این که صنعت منابع انسانی به سرعت مطابق با فناوری در حال تکامل است، به روز بودن با روندهای آینده و اطمینان از توسعه مهارت‌های اصلی مورد نیاز در یک محیط دیجیتال‌تر برای موفقیت شما ضروری خواهد بود.

منابع

https://www.aihr.com/blog/hr-skills/

ترجمه و تلخیص: مسعود شکری

توسعه فردی, مقالات

چک لیست عارضه یابی و ارزیابی وضع موجود مدیریت منابع انسانی

بهبود وضعیت مدیریت منابع انسانی سازمان با شناخت و داشتن تصویر درست و شفاف از وضع موجود آغاز می‌شود، در حوزه مدیریت منابع انسانی مدیران و صاحبان سازمان‌ها، نیاز دارند که بدانند شرکتشان در چه سطحی است؟ و برای آینده چه باید بکنند؟

یکی از مهم‌ترین وظایف متخصصان حرفه‌ای منابع انسانی در هر سازمان، ارزیابی مداوم و دوره‌ای فرایندهای منابع انسانی است. این ارزیابی باید با استفاده از ابزارهای مناسب و جمع‌آوری داده‌ها از منابع مختلف، انجام شود تا مشکلات و نقاط ضعف این سیستم شناسایی شوند. این فرآیند  تصویری جامع از عملکرد بخش‌های مختلف منابع انسانی را ارائه می‌دهد، نقاط ضعف و زمینه‌های قابل بهبود را نیز روشن کرده و متخصصان منابع انسانی و مدیران را در اتخاذ تصمیم‌های صحیح و اولویت‌بندی اقدامات یاری می‌کند. چک‌لیستی که در اختیار دارید، بر پایه مدل‌های بلوغ مدیریت منابع انسانی تدوین شده و 10 حوزه اصلی مدیریت منابع انسانی را مورد ارزیابی و بررسی قرار می‌دهد. شما می‌توانید با الگوگیری از این چک لیست عارضه‌یابی و ارزیابی وضع موجود مدیریت منابع انسانی را در سازمانتان انجام داده و بر اساس نتایج ارزیابی وضع موجود اقدامات بهبود موثری را طراحی کنید.

چک لیست ارزیابی وضع موجود مدیریت منابع انسانی

بخش اول: اهداف و استراتژی‌های منابع انسانی

  • آیا اهداف منابع انسانی با اهداف کلی سازمان همسو و مرتبط هستند؟
  • آیا واحد منابع انسانی در تدوین استراتژی‌ها و اهداف سازمانی نقش دارد؟
  • آیا کارکنان واحد منابع انسانی به طور کامل از اهداف و استراتژی‌های شرکت آگاهی دارند؟
  • آیا استراتژی منابع انسانی تدوین شده است؟
  • آیا برنامه‌های منابع انسانی به صورت منسجم و هماهنگ با استراتژی سازمان تنظیم می‌شوند و به صورت جزیره‌ای نیستند؟
  • آیا برنامه‌های منابع انسانی به طور منظم بازبینی شده و برنامه‌های بهبود تدوین می‌شوند؟
  • آیا شاخص‌های ارزیابی پیشبرد اهداف و استراتژی‌های منابع انسانی تعریف شده است؟

بخش دوم: تجزیه و تحلیل و طراحی مشاغل

  • آیا سند تجزیه و تحلیل شغل(شرح وظایف و شرایط احراز) برای همه مشاغل به درستی و به طور کامل تدوین شده است؟
  • آیا شایستگی‌های شغلی تدوین شده است؟
  • سند تجزیه و تحلیل شغل در بازه‌های زمانی مشخص به‌روز آوری می‌شود؟
  • آیا وظایف و مسئولیت‌های مشاغل بدون تداخل با هم هستند؟
  • آیا دستورالعمل تهیه و به روزآوری تجزیه و تحلیل مشاغل موجود است؟
  • آیا مشاغل موجود با اهداف، مأموریت و ساختار سازمانی شرکت مطابقت دارند؟
  • آیا شرح مشاغل به کارکنان ابلاغ شده است و از آن آگاهی دارند؟

بخش سوم: برنامه‌ریزی منابع انسانی

  • آیا پیش‌بینی نیروی انسانی در سازمان با اهداف استراتژیک همخوانی دارد؟
  • اطلاعات نیروی انسانی موجود در سیستم اطلاعاتی ثبت می‌شود؟
  • آیا برآورد نیروی انسانی مورد نیاز از لحاظ کمی و کیفی انجام می‌شود؟
  • آیا کیفیت و کمیت نیروی انسانی فعلی به دقت ارزیابی و ثبت می‌شود؟
  • آیا دستورالعمل برنامه‌ریزی نیروی انسانی در سازمان تدوین شده است؟

بخش چهارم: کارمندیابی، جذب و استخدام نیرو

  • آیا در زمینه برند کارفرمایی و تعریف ارزش پیشنهادی کارفرما اقدامی صورت گرفته است؟
  • آیا برای جذب نیرو از روش‌های مختلف کارمندیابی مانند اینترنت، معرف‌ها و آگهی استفاده می‌شود؟
  • آیا معیارهای انتخاب و استخدام نیرو بر اساس شرایط احراز و شایستگی‌های لازم تنظیم شده است؟
  • آیا مصاحبه‌ها ساختاریافته است و بر اساس اطلاعات تجزیه و تحلیل شغل و شایستگی‌ها انجام می‌شود؟
  • آیا از تست‌ها و آزمون‌های استاندارد و مشخص برای فرآیند کارمندیابی و استخدام استفاده می‌شود؟
  • چه کسی غربالگری اولیه رزومه‌ها را انجام می‌دهد؟ چه کسی داوطلبان را برای مصاحبه انتخاب می‌کند؟ و آیا مصاحبه کننده‌ها آموزش دیده‌اند؟
  • آیا شاخص‌های کلیدی فرایند استخدام تعریف شده و پایش می‌شوند؟
  • از ATSدر سازمان استفاده می‌شود؟
  • آیا فرآیند جامعه پذیری نیروهای استخدام شده با محیط سازمان به خوبی انجام می‌شود؟
  • آیا دستورالعمل‌های اجرایی برای جذب و استخدام در شرکت وجود دارد و کامل است؟
  • آیا پست‌های خالی سازمانی که نیازمند جذب نیرو هستند، به کارکنان داخلی اعلام می‌شود؟
  • آیا مصاحبه‌های خروج از خدمت انجام و داده‌های آن تحلیل می‌شود؟

بخش پنجم: جبران خدمات (حقوق و مزایا و پاداش)

  • آیا معیارهای شفاف، منصفانه و مشخصی برای جبران خدمات کارکنان وجود دارد؟
  • آیا بازار جبران خدمات بنچ مارک می‌شود و سیستم جبران خدمات نسبت به سازمان‌های مشابه رقابتی است؟
  • بین جبران خدمات و ارزشیابی مشاغل همخوانی وجود دارد؟
  • طبقه‌بندی و ارزیابی مشاغل به درستی انجام شده است؟
  • آیا فرآیند بازنگری حقوق و مزایا به شکل دوره‌های انجام می‌شود؟
  • پرداخت‌ها و پاداش‌ها براساس عملکرد، تخصص، تحصیلات و تجربه انجام می‌شود؟
  • بسته‌های رفاهی متناسب با نیازهای کارکنان تهیه شده‌اند؟
  • کارکنان از نحوه تعیین حقوق و مزایای خود آگاه هستند؟
  • آیا حقوق و مزایا به موقع پرداخت می‌شود؟
  • آیا برنامه‌های غیرمادی برای تقدیر از کارکنان به خوبی طراحی و اجرا می‌شوند؟
  • دستورالعمل‌های اجرایی برای حقوق و مزایا در شرکت وجود دارد و کامل است؟

بخش ششم: آموزش و توسعه منابع انسانی

  • بین شرح مشاغل، وظایف و دوره‏‌های آموزشی ارتباط منطقی وجود دارد.
  • آیا دوره‌های آموزشی اولیه پس از استخدام در شرکت برگزار می‌شود؟
  • برای ارزیابی نیازهای آموزشی کارکنان، از روش‌های علمی و مدرن استفاده می‌شود؟
  • آیا کارکنان به طور فعال در دوره‌های آموزشی شرکت می‌کنند؟
  • آیا نتایج ارزیابی عملکرد کارکنان، در شناسایی نیازهای آموزشی به کار گرفته می‌شود؟
  • آیا روش‌های مدرن و متنوعی برای آموزش و توانمندسازی کارکنان به کار گرفته می‌شود؟
  • آیا شاخص‌های کلیدی فرایند آموزش تعریف شده و پایش می‌شوند؟
  • ارزیابی اثربخشی آموزش با مدل‌های علمی مورد پایش قرار می‌گیرد؟
  • آیا سوابق آموزشی افراد نگهداری شده و در برنامه‌های توسعه شغلی مورد استفاده قرار می‌گیرد؟
  • دستورالعمل‌های اجرایی برای فرایند آموزش کارکنان در شرکت وجود دارد و کامل است؟

بخش هفتم: مدیریت عملکرد کارکنان

  • آیا دستورالعمل‌های اجرایی برای مدیریت عملکرد در شرکت وجود دارد و کامل است؟
  • آیا فرآیند مدیریت عملکرد کارکنان، بر اساس مدل‌های علمی انجام می‌شود؟
  • آیا فرآیند ارزیابی عملکرد کارکنان، بر اساس شاخص‌های مشخص و عینی انجام می‌شود؟
  • آیا نتایج ارزیابی عملکرد کارکنان، به آن‌ها اعلام و بازخورد داده می‌شود؟
  • گفتگوهای عملکردی با هدف بهبود عملکرد بین مدیران و کارکنان برگزار می‌شود؟
  • آیا از نتایج ارزیابی عملکرد، برای شناسایی نیازهای آموزشی و توسعه‌ای کارکنان استفاده می‌شود؟
  • آیا عملکرد کارکنان در دوره‌های مشخص زمانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد؟
  • شاخص‌های ارزیابی عملکرد کارکنان، با اهداف و استراتژی‌های سازمان همخوانی دارد؟
  • از نرم‌افزار برای فرایند مدیریت عملکرد استفاده می‌شود؟

بخش هشتم: سیستم اطلاعاتی منابع انسانی

    • آیا فرایندهای مدیریت منابع انسانی، الکترونیکی شده‌اند؟
    • سیستم اطلاعاتی منابع انسانی وجود دارد و داده‌های مرتبط با کارکنان ثبت و نگهداری می‌شود؟
    • آیا نظام یکپارچه سیستم‏های اطلاعاتی و ارتباطی در حوزه مدیریت منابع انسانی وجود دارد؟
    • پایش و شناسایی فناوری‏‌های نوین به منظور به کارگیری در فرایندهای مختلف مدیریت منابع انسانی وجود دارد؟
    • داده‌ها پایش شده و در تصمیم گیری‌های منابع انسانی مورد استفاده قرار می‌گیرند؟

این مقاله را مطالعه کنید: HRIS سیستم اطلاعاتی منابع انسانی چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

بخش نهم: ایمنی و سلامت کارکنان

      • آیا برنامه‌های مشخصی برای پایش و ارتقای سلامت و ایمنی کارکنان وجود دارد؟
      • آیا آمار حوادث کاری ثبت شده و برنامه‌های پیشگیرانه‌ای برای جلوگیری از وقوع آن‌ها تنظیم می‌شود؟
      • آیا اطلاعاتی درباره میزان ابتلای کارکنان به بیماری‌های اصلی و مهم در دسترس است؟
      • آیا ارزیابی ریسک‌ها و خطرات مربوط به گروه‌های شغلی مختلف انجام می‌شود؟
      • آیا آزمایش‌های دوره‌ای برای سنجش سلامت جسمی و روانی کارکنان انجام می‌شود؟

بخش دهم: مدیریت استعدادها و جانشین پروری

      • آیا مشاغل کلیدی در سازمان شناسایی شده‌اند؟
      • دستورالعمل شناسایی و توسعه استعدادها و جانشین پروری در سازمان وجود دارد؟
      • از جانشينان پرورش یافته برای جانشینی در پست‌‏های کلیدی استفاده می‌‏شود؟
      • کارکنان از مسیرهای پیشرفت شغلی آگاه هستند و برای توسعه شغلی آماده می‏‌شوند؟
      • فرایند جانشین پروری با فرایندهای آموزش، جبران خدمات و ارزیابی عملکرد ارتباط دارد؟
      • برنامه‏‌های مدونی برای پرورش مدیران و نیروهای کلیدی آینده وجود دارد؟

سخن پایانی

کلید توسعه سازمان‌ها توسعه کارکنان آن است و برای توسعه کارکنان بایستی برنامه داشت و این برنامه را از طریق ایجاد سیستم‌ها و زیرسیستم‌های توسعه منابع‌انسانی اجرا نمود، لذا قبل از تدوین هر سیستم و اقدامی در حوزه مدیریت منابع انسانی لازم است شناخت صورت گرفته و سپس به دنبال تهیه و اجرای سیستم‌ها و راه حل‌ها رفت. این شناخت صحیح و به موقع، این امکان را به مدیران می‌دهد که همواره از مسایل و مشکلات جاری سازمان خود مطلع باشند و از حاد شدن آن جلوگیری نمایند. چک لیستی که در این مقاله ارائه شد می‌تواند به شما در شناخت و ارزیابی وضع موجود مدیریت منابع انسانی کمک کند.

اگر به توسعه دانش حرفه‌ای خود در حوزه مدیریت منابع انسانی علاقه‌مند هستید دوره جامع مدیریت منابع انسانی را مشاهده فرمایید.

نویسنده: سونیا جلالی

توسعه فردی, مقالات

PHRi گواهی بین‌المللی حرفه‌ای منابع انسانی چیست؟

مدرک PHRi چیست؟

یکی از شکاف‌های مهم در تمامی دوره‌های آموزشی مدیریت منابع انسانی، توجه به نگاه سیستماتیک و علم روز این حوزه است. PHRi که مخفف Professional in Human Resources – International است در واقع مدرک بین المللی حرفه‌ای در منابع انسانی است که همزمان به اصول آکادمیک و تئوری‌‌های مدیریت و برنامه‌ریزی‌های عملیاتی و اجرایی می‌پردازد. اخذ این گواهینامه به افزایش شایستگی متخصصان این حوزه منجر خواهد شد. این گواهینامه از طریق موسسه HRCI به عنوان مطرح‌ترین مرجع صادرکننده گواهینامه‌های حرفه‌ای برای تأیید صلاحیت در زمینه حرفه منابع انسانی در سطح دنیا صادر می‌شود. PHRi برای فعالان و علاقه مندان در حوزه مدیریت منابع انسانی و ویژه آن دسته از مدیران میانی و عملیاتی که قصد دارند در فضای بین‌المللی فعالیت داشته باشند مناسب است.

معیارهای لازم برای شرکت در آزمون PHRi چیست؟

  • حداقل یک سال فعالیت حرفه‌ای در حوزه منابع انسانی + مدرک کارشناسی ارشد یا معادل جهانی آن.
  • حداقل دو سال فعالیت حرفه‌ای در حوزه منابع انسانی + مدرک لیسانس یا معادل جهانی آن.
  • حداقل چهار سال فعالیت حرفه‌ای در حوزه منابع انسانی + دیپلم دبیرستان یا معادل جهانی آن.

آزمون PHRi چطور برگزار می‌شود؟

  • نوع آزمون: تستی 4 گزینه‌ای
  • تعداد سوال: 145
  • مدت آزمون: 3 ساعت و 15 دقیقه
  • نمره قبولی: حداقل 70%

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۸ مهارتی که هر متخصص منابع انسانی به آن نیاز دارد

سرفصل‌های آزمون PHRi شامل چه مواردی است؟

در جدول زیر عناوین ماژول‌های مورد نیاز برای اخذ گواهینامه PHRi را مشاهده می‌کنید.

 

 

محتوای هر ماژول

 

 

عنوان ماژول

 

 

 

ردیف

 

Job Analysis and Design

Workforce Planning

Workforce Recruiting

Workforce Selection

 

Talent Acquisition(19%)  

 

1

 

HR and Organization

Employee Life Cycle

Employee Attendance

HR Documents and Records

 

HR Admininstration and Shared Services(19%) 2

 

 

 

 

 

PerformanceManagement

Employee Training

Employee Development

Talent Management

 

Talent Management and Development(19%) 3

 

 

 

 

 

Total Rewards

Incentive Programs

Payroll and Benefits

TEmployee Value Proposition

 

Compensation,Benefits and Work Experience(17%) 4

 

 

 

 

 

 

Employee Relations

Employee Politics

Employee Safety and Health

 

Employee Relations and Risk Management(16%)

 

 

 

 

5
Human Resource Information System

Information Privacy and Security

 

HR Information Management(10%) 6

 

 

 جمع‌بندی

PHRi یک آزمون معتبر بین‌المللی است که توسط موسسه HR Certification Institute (HRCI) ارائه می‌شود. این آزمون برای حرفه‌ای‌های منابع انسانی که در سطح جهانی فعالیت می‌کنند، طراحی شده است.

هدف آزمون PHRi ارزیابی و تأیید دانش و مهارت‌های افراد در زمینه مدیریت منابع انسانی است و این گواهینامه به حرفه‌ای‌های منابع انسانی کمک می‌کند تا توانمندی‌های خود را اثبات کنند و در بازار کار بین‌المللی رقابتی‌تر باشند.

اگر به توسعه دانش حرفه‌ای خود در حوزه مدیریت منابع انسانی علاقه‌مند هستید دوره جامع مدیریت منابع انسانی را مشاهده فرمایید.

منابع:

https://www.hrci.org/

 تهیه کننده: علیرضا کاظمی

توسعه فردی, مقالات

معرفی مدل‌های مدیریت منابع انسانی

واحد مدیریت منابع انسانی باید عملکرد خوبی داشته باشد تا ارزش واقعی برای یک سازمان ایجاد کند. مدل‌های مدیریت منابع انسانی به تعریف و توضیح نقش منابع انسانی در کسب و کار کمک می‌کنند. به بیان ساده، یک مدل منابع انسانی نمایشی انتزاعی از نحوه عملکرد بخش منابع انسانی است. وقتی متخصصان منابع انسانی نحوه عملکرد مدل‌های منابع انسانی را درک می‌کنند و با فلسفه‌های برخی از چارچوب‌های پرکاربرد آشنا شوند، می‌توانند ساختار مدیریت منابع انسانی سازمان خود را راه‌اندازی کنند.

در این مقاله به معرفی مدل‌های برتر و کاربردی منابع انسانی خواهیم پرداخت.

مدل مدیریت منابع انسانی چیست؟

مدل‌ها ساده‌سازی واقعیت هستند. مدل مدیریت منابع انسانی، چارچوبی برای بیان نقش و جایگاه منابع انسانی در کسب و کار است که به عنوان راهنمای مدیریت منابع انسانی عمل می‌کند.

رهبران منابع انسانی از یک مدل مدیریت منابع انسانی در موارد زیر استفاده می‌کنند:

  • عملکردها و فرآیندهای کلیدی منابع انسانی
  • نقش‌ها و مسئولیت‌های منابع انسانی
  • اصول، اهداف، استانداردها و پاسخگویی منابع انسانی

در طی زمان، مدل‌ها و چارچوب‌های مختلفی پدید آمده‌اند که در ادامه 8 تا از مهمترین مدل‌های مدیریت منابع انسانی را بررسی می‌کنیم.

معرفی انواع مدل‌های مدیریت منابع انسانی

1. مدل اولریش

مدل اولریش که در کتاب قهرمانان منابع انسانی دیوید اولریش در سال 1996 پیشنهاد شد،  چهار نقش کلیدی را که منابع انسانی باید بر عهده بگیرد بیان می‌کند. این نقش‌ها عبارتند از:

  • متخصص اداری: با نظارت بر فرآیندها و استراتژی‌های منابع انسانی برای مدیریت افراد، عملیات داخلی را مدیریت می‌کند.
  • حامی کارکنان: شایستگی‌های نیروی کار و سطوح مشارکت کارکنان را برای بهبود بهره‌وری مدیریت می‌کند. بر حفظ یک رابطه سالم کارفرما و کارمند تمرکز می‌کند.
  • عامل تغییر: با مدیران و کارمندان همکاری می‌کند تا اقداماتی را راه اندازی کند که فرهنگ شرکت را تقویت کرده و کسب و کار را ارتقا دهد.
  • شریک استراتژیک: استراتژی‌های منابع انسانی را با اهداف تجاری شرکت هماهنگ می‌کند.

این مدل به مدل شریک تجاری منابع انسانی اولریش نیز معروف شده است. این چهار نقش نباید عناوین شغلی خاصی باشند و متخصصان منابع انسانی می‌توانند یک یا چند نقش را در محدوده مسئولیت خود بر عهده بگیرند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: بهره‌وری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+15راهکار برای افزایش بهره‌وری

2. مدل علّی استاندارد مدیریت منابع انسانی

مدل علّی استاندارد مدیریت منابع انسانی از بسیاری از مدل‌های مشابه که در دهه‌های 90 و اوایل دهه 2000 منتشر شد، مشتق شده است. بر اساس این مدل، منابع انسانی تنها زمانی مؤثر خواهد بود که استراتژی آن با استراتژی کسب و کار همسو باشد.

این مدل یک زنجیره علّی از چگونگی تأثیر فرآیندهای منابع انسانی بر سازمان را نشان می‌دهد. این زنجیره با استراتژی تجاری کلی شرکت شروع می‌شود که بر استراتژی و فرآیندهای منابع انسانی تأثیر می‌گذارد و با بهبود عملکرد تجاری به پایان می‌رسد.

به عنوان مثال، شیوه‌های استخدام، آموزش، ارزیابی عملکرد و پاداش می‌تواند به نتایجی مانند تعهد، خروجی با کیفیت و مشارکت منجر شود. این نتایج منجر به بهبود عملکرد داخلی می‌شود که به نوبه خود بر عملکرد مالی (به عنوان مثال، سود، گردش مالی، حاشیه بهتر و بازگشت سرمایه) تأثیر می‌گذارد.

این چارچوب منابع انسانی همچنین نشان می‌دهد که روابط در مدل همیشه یک طرفه نیستند. برخی از شیوه‌ها و اقدامات منابع انسانی می‌توانند مستقیماً به بهبود عملکرد داخلی منجر شوند. به عنوان مثال، آموزش خوب می‌تواند مستقیماً منجر به عملکرد بهتر شود بدون اینکه لزوماً بر نتایج منابع انسانی تأثیر بگذارد.

علاوه بر این، گاهی اوقات یک عملکرد مالی قوی‌تر منجر به سرمایه‌گذاری بیشتر در شیوه‌ها و اقدامات منابع انسانی شده و نتایج بهتر منابع انسانی را محقق می‌کند.

3. مدل زنجیره ارزش منابع انسانی

زنجیره ارزش منابع انسانی یکی از شناخته شده‌ترین مدل‌ها در مدیریت منابع انسانی است. این مدل نتیجه کار Paauwe و Richardson در سال 1997 است.

با توجه به زنجیره ارزش منابع انسانی، هر کاری که منابع انسانی انجام می‌دهد و اندازه گیری می‌کند را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

  • فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی: فعالیت‌های روزانه، از جمله استخدام، جبران خدمات، آموزش و برنامه‌ریزی جانشین پروری. این فعالیت‌ها اغلب با استفاده از شاخص‌های کلیدی مدیریت منابع انسانی اندازه گیری می‌شوند. اینها به اصطلاح معیارهای کارایی هستند. مثلا هر چه ارزان‌تر استخدام کنیم و سریع‌تر آموزش دهیم، بهتر است.
  • نتایج مدیریت منابع انسانی: اهدافی که سعی می‌کنیم با فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی به آنها برسیم. ما استخدام می‌کنیم، آموزش می‌دهیم، حقوق و دستمزد می‌دهیم. تا نتایجی مانند رضایت، انگیزه، حفظ و تعلق کارکنان را محقق کنیم.

اگر فقط بر اندازه‌گیری فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی تمرکز کنیم، به‌طور خودکار حداکثر کردن کارایی را برای کاهش هزینه‌ها در اولویت قرار می‌دهیم. با این حال، این رویکرد ممکن است بهترین نتایج دراز مدت را ایجاد نکند. ما باید بر روی اندازه‌گیری نتایج مدیریت منابع انسانی هم تمرکز کنیم، زیرا این به همسویی فرآیندها با اهدافمان کمک می‌کند.

به طور مثال در هنگام استخدام. هدف باید این باشد که بهترین فرد را در موقعیت مناسب استخدام کنیم، نه اینکه دست به کار شویم و کسی را تا جایی که می‌توانیم ارزان و سریع استخدام کنیم.

هنگامی که عملکرد شرکت بالاتر باشد، فعالیت‌های مدیریت منابع انسانی نیز افزایش می‌یابد. این موضوع به این دلیل است که شرکت‌های سودآورتر معمولاً روی برنامه‌های منابع انسانی، از جمله نرم‌افزار منابع انسانی و فرصت‌های تحقیق و توسعه برای افراد خود، سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کنند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگی‌های آن‌ها (با مروری بر سایر نسل‌ها)

4. مدل هاروارد

مدل هاروارد مدیریت منابع انسانی به مایکل بیر در سال 1984 و مشارکت‌های پائو و ریچاردسون در سال 1997 نسبت داده شده است. این مدل رویکرد جامع‌تری به منابع انسانی دارد و سطوح مختلفی از نتایج را در بر می‌گیرد.

این مدل شامل پنج جزء زیر است:

  • از سمت چپ، با علاقه ذینفعان شروع می شود. این ذینفعان شامل سهامداران، مدیریت، گروه‌های کارکنان، دولت و غیره هستند. این ذینفعان سیاست‌های مدیریت منابع انسانی را تعریف می‌کنند.
  • در عین حال، عوامل موقعیتی بر این علایق تأثیر می‌گذارد. عوامل موقعیتی شامل ویژگی‌های نیروی کار، اتحادیه‌ها و سایر عوامل است.
  • عوامل موقعیتی و منافع ذینفعان بر سیاست‌های مدیریت منابع انسانی تأثیر می‌گذارند که شامل فعالیت‌های اصلی منابع انسانی، مانند استخدام، آموزش و سیستم‌های پاداش است.
  • زمانی که سیاست‌های مدیریت منابع انسانی به خوبی انجام شود، منجر به نتایج مثبت مدیریت منابع انسانی نظیر حفظ کارکنان، تعهد و شایستگی می‌شود.
  • نتایج مثبت مدیریت منابع انسانی منجر به پیامدهای بلندمدت می‌شود که می‌تواند فردی، سازمانی و اجتماعی باشند.

این مدل تیم‌های منابع انسانی را هدایت می‌کند تا با در نظر گرفتن منافع ذینفعان و عوامل موقعیتی، سیاست‌های مدیریت منابع انسانی را توسعه دهند که منجر به نتایج بهتر منابع انسانی و پیامدهای بلندمدت شود.

5. مدل گست

مدل گست در اواخر دهه 1980 و 1990 توسط دیوید گست، استاد دانشکده تجارت کینگ در بریتانیا توسعه یافت. این مدل نقش استراتژیک منابع انسانی را تعیین می‌کند و مدیریت منابع انسانی استراتژیک را از فعالیت‌های مدیریت پرسنل سنتی متمایز می‌کند.

مدل گست یکی از اولین مدل‌هایی بود که هر دو دیدگاه “سخت” و “نرم” مدیریت منابع انسانی را در خود جای داد. این مدل همچنین تأثیر مدیریت منابع انسانی را بر عملکرد کسب‌وکار نشان می‌دهد و بر نقش حیاتی رفتار سازمانی در دستیابی به نتایج عملکرد تأکید می‌کند.

مدل گست، منابع انسانی را در قالب شش بعد تحلیلی مرتبط با یکدیگر که با یک استراتژی تجاری خاص همسو هستند، توصیف می‌کند.

 

فرض بر این است که مدیریت منابع انسانی با استراتژی‌های خاصی شروع می‌شود که با اهداف تجاری همسو می‌شوند. این استراتژی‌ها به نوبه خود شیوه‌ها و سیاست‌های مدیریت منابع انسانی را مشخص می‌کند و منجر به نتایج مدیریت منابع انسانی و رفتارهای مورد نظر کارکنان مانند تعهد و انگیزه می‌شود و به طور جمعی نتایج عملکرد را هدایت می‌کند و در نهایت منجر به نتایج مالی سازمان می‌شود.

6. مدل وارویک

مدل قابل توجه دیگری در حوزه مدیریت منابع انسانی، توسط محققین هندری و پتیگرو از دانشگاه وارویک در اوایل دهه 1990 ایجاد شد. این مدل، اگر چه شبیه به مدل هاروارد است، اما دیدگاه دیگری را در راستای همسویی شیوه‌های مدیریت منابع انسانی با زمینه‌های خارجی و داخلی دارد.

مدل وارویک چارچوبی برای بررسی چگونگی تأثیرپذیری مدیریت منابع انسانی از نیروهای محیطی خارجی که بر واقعیت داخلی سازمان تأثیر می‌گذارند، ارائه می‌کند.

این مدل از عناصر زیر تشکیل شده است:

  • زمینه بیرونی: عوامل کلان محیطی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، قانونی، محیطی) که بر سیاست‌های منابع انسانی تأثیر می گذارد.
  • بافت درونی: عناصر داخلی مانند فرهنگ سازمانی، فناوری و رهبری که بر سیاست و عملکرد منابع انسانی تأثیر می‌گذارند و تحت تأثیر بافت بیرونی قرار خواهند گرفت.
  • استراتژی کسب‌وکار: اهداف استراتژیک کسب‌وکار که تحت تأثیر بافت درونی سازمان، بر اساس زمینه بیرونی قرار می‌گیرد و به نوبه خود بر مدیریت منابع انسانی تأثیر می‌گذارد.
  • محتوای مدیریت منابع انسانی: نقش، تعاریف کار و خروجی‌های منابع انسانی بر اساس استراتژی کسب و کار و تحت تأثیر زمینه مدیریت منابع انسانی
  • زمینه مدیریت منابع انسانی: جریان کار منابع انسانی و جنبه‌هایی مانند سیستم‌های پاداش، روابط کارکنان و سیستم‌های کاری که تحت تاثیر استراتژی کسب و کار قرار دارند.

این مدل بر اهمیت مدیریت منابع انسانی استراتژیک تاکید دارد. به عبارت دیگر، منابع انسانی باید این عوامل را درک و پیش‌بینی کند و بتواند در پاسخ به تأثیرات آن‌ها خود را با استراتژی‌های مؤثر تجاری سازگار کند.

7. مدل شایستگی ASTD

مدل شایستگی ASTD در سال 2004 توسط انجمن توسعه استعدادها (ATD) ایجاد شد که قبلاً به عنوان انجمن آموزش و توسعه آمریکا (ASTD) شناخته می‌شد. از زمان آغاز به کار، دو بار بازنگری شده است که آخرین مورد در سال 2013 اتفاق افتاد.

مدل شایستگی ASTD معتقد است که رشد حرفه‌ای سنگ بنای موفقیت شخصی و سازمانی است. در درجه اول بر پاسخ دادن به این سؤال متمرکز است: “افراد باید چه قابلیت‎هایی داشته باشند و چه قابلیت‌هایی را تقویت کنند تا به اهداف خود دست یابند و همچنین مزیت قابل توجهی به سازمان اعطا کنند؟”

این مدل برای دست اندرکاران توسعه استعداد طراحی شده است و به عنوان نقشه راهی از شایستگی‌هایی است که یک فرد برای موفقیت در حرفه خود باید ایجاد کنند. این شایستگی‌ها در دو بخش «صلاحیت‌های بنیادی» و «حوزه‌های تخصص» (AOEs) دسته‌بندی می‌شوند.

بر اساس این مدل، متخصصان آموزش و توسعه باید هر دوی این شایستگی‌ها را در سیستم‌های منابع انسانی خود ادغام کنند تا به طور کارآمد عمل کنند و در هزینه‌های آموزشی صرفه جویی کنند.

8. مدل  5Ps

مدل 5Ps که در سال 1992 توسط Randall Schuler، رهبر مشهور منابع انسانی و استاد دانشگاه توسعه یافت، بر 5 عامل کلیدی که یک سازمان را هدایت می‌کنند، تأکید می‌کند. این پنج عامل عبارتند از:

  • هدف: چشم انداز، مأموریت و اهداف کلان سازمان. ‌
  • اصول: قواعد بنیادی هستند که ارزشها و فرهنگ سازمانی بر آن استوار است.
  • فرآیندها: عملیات روزانه‌ای هستند که به منظور برآوردن نیازهای کسب و کار انجام می شوند. ‌
  • افراد: این جنبه به نحوه مشارکت افراد در سازمان می‌پردازد. ‌
  • عملکرد: شامل شاخص‌های کلیدی عملکرد و سایر معیارها برای اندازه‌گیری عملکرد کارکنان، اهداف سازمانی و سایر عملکردهای تجاری است.

بر اساس این مدل، 5 P بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و متخصصان منابع انسانی باید برای همسوسازی آنها تلاش کنند.

این مقاله را نیز مطالعه کنید: چک لیست عارضه یابی و ارزیابی وضع موجود مدیریت منابع انسانی 

انتخاب مدل منابع انسانی

هر سازمان، نیروی کار و تیم منابع انسانی منحصر به فرد است و نیازها و اهداف متفاوتی دارد. هنگام انتخاب مدل مناسب مدیریت منابع انسانی برای کسب و کار خود، چندین فاکتور وجود دارد که باید در نظر بگیرید:

  • استراتژی کسب و کار: استراتژی کسب و کار شما باید نقطه شروعی باشد که در نظر بگیرید کدام مدل منابع انسانی تلاش شما را به بهترین شکل هدایت می کند.
  • طراحی و ساختار سازمانی: طراحی، اندازه و ساختار سازمان شما می‌تواند تأثیر بگذارد که کدام مدل منابع انسانی مؤثرترین است.
  • صنعت و رقابت: ویژگی‌های صنعتی که شما آن را اداره می‌کنید و همچنین چشم‌انداز رقابتی، نقش مهمی در طراحی موقعیت منابع انسانی در کسب‌وکار دارند.
  • قابلیت‌های تیم منابع انسانی: هنگام مقایسه مدل‌های مختلف مدیریت منابع انسانی، باید قابلیت‌های تیم منابع انسانی خود را در نظر بگیرید و مطمئن شوید که آنها مهارت‌ها و منابع لازم را برای ارائه مؤثر خدمات منابع انسانی دارند.
  • مقرون به صرفه بودن: کدام یک از مدل های منابع انسانی بازده سرمایه گذاری خوبی را برای سازمان شما فراهم می کند؟ شما باید نگاهی به هزینه خدمات منابع انسانی در رابطه با تأثیر آنها بر عملکرد و نتیجه سازمان بیندازید.

نکته پایانی در مورد مدل‌های منابع انسانی

آشنایی با این تئوری‌ها و مدل‌های منابع انسانی دانش شما را گسترش می‌دهد و می‌تواند به شما کمک کند تا در نقش و تیم خود مشارکت بیشتری داشته باشید. با این حال، درک این نکته مهم است که مدل‌ها ساده‌سازی واقعیت هستند و نمی‌توانند تصویر کاملی از نحوه عملکرد منابع انسانی را ترسیم کنند.

علاوه بر این، هیچ مدل منابع انسانی ایده آلی وجود ندارد. هر سازمان و نیروی کاری ترکیب و نیازهای متفاوتی دارد. هیچ رویکردی برای همه وجود ندارد. آزمایش کنید و ببینید کدام مدل برای شما کار می‌کند. قبل از اینکه بهترین مدل منابع انسانی را برای اهداف و نتایج دلخواه خود کشف کنید، ممکن است کمی زمان نیاز باشد.

 منابع:

https://www.aihr.com/blog/human-resources-models/

https://www.selectsoftwarereviews.com/blog/top-10-hr-models

تهیه و ترجمه: مسعود شکری

توسعه فردی, مقالات

اشتباهات رایج مدیران منابع انسانی

همه ما اشتباه می‌کنیم. اگر مدیر منابع انسانی هستید حتما اشتباهاتی را که طی دوران شغلی خود انجام داده‌اید، به یاد می‌آورید. اگر چه اشتباه کردن سخت و دردناک است اما ما از اشتباهات خود بسیار یاد می‌گیریم و این اشتباهات نه چندان دوست‌داشتنی، نقش مهمی در توسعه شغلی ما دارند. اشتباهات به ما یاد می‌دهند که چه اقداماتی را انجام ندهیم و در نتیجه مسیر موفقیت را به ما نشان خواهد داد. در این مقاله، بر اساس سال‌ها تجربه کار با مدیران منابع انسانی، به 12 اشتباه رایج مدیران منابع انسانی و راه‌حل‌های مواجهه با آن‌ها پرداخته‌م. پس تا انتهای مقاله همراه من باشید.

اشتباهات مدیران منابع انسانی

مدیران منابع انسانی نقش بسیار حیاتی در موفقیت یک سازمان ایفا می‌کنند. با این حال، مانند هر حوزه‌ دیگری، این حوزه نیز با اشتباهات رایجی روبه‌رو است که می‌تواند تأثیرات منفی بر عملکرد سازمان داشته باشد. در ادامه تعدادی از مهمترین و پرتکرارترین اشتباهات مدیران منابع انسانی و نحوه مواجه با آن را با هم مرور می‌کنیم.

1- عدم هماهنگی با استراتژی کلان سازمان

یکی از اشتباهات رایج مدیران منابع انسانی، عدم هماهنگی با استراتژی‌های کلان سازمان در طراحی فرایندهای منابع انسانی است. این اشتباه می‌تواند منجر به تمرکز واحد منابع انسانی بر اهداف و اولویت‌های اشتباه شده و زمان و هزینه سازمان را هدر دهد.

به طور مثال سازمانی که استراتژی کلان مدیریت هزینه و حفظ وضع موجود را دارد، نمی‌تواند بودجه زیادی را به آموزش‌های خارج از سازمانی اختصاص دهد و استراتژی آموزش این شرکت می‌بایست شامل روش‌های کم هزینه‌تر مثل یادگیری در گروه، آموزش‌های داخلی و غیره شود. حال مدیر منابع انسانی را تصور کنید که بدون توجه به استراتژی‌ها و نیازهای سازمان در سطح کلان، استراتژی آموزش را با تاکید بر اختصاص بودجه زیاد به آموزش‌های خارج سازمانی طراحی می‌کند که نتیجه آن هدررفت منابع است.

بنابراین مدیران منابع انسانی باید به صورت مستمر با مدیران ارشد تعامل داشته باشند و به دقت استراتژی‌های کلان سازمان را بررسی کنند و برنامه‌های منابع انسانی را متناسب با آن تنظیم کنند.

2- عدم تعادل بین حمایت از کارکنان و سازمان

یک مدیر منابع انسانی باید در مرز بین حمایت از کارمندان و اهداف شرکت حرکت کند. یکی از بزرگترین اشتباهات مدیران منابع انسانی بیش از اندازه مشتاق بودن برای راضی کردن مدیریت و یا بالعکس بیش از اندازه حامی کارکنان بودن بدون درنظر گرفتن منافع سازمان است. مدیران منابع انسانی مسئول توجه به نیازها و خواسته‌های کارکنان و حمایت از آن‌ها هستند، اما توجه به اهداف شرکت هم باید در اولویت قرار بگیرد.

مدیر منابع انسانی باید بتواند بین دو نقش شریک استراتژیک و حامی کارکنان تعادل برقرار کرده و به گونه‌ای عمل کند که منافع سازمان و کارکنان همزمان محقق شود.

3- ترکیب نادرست تیم منابع انسانی

یک ترکیب نادرست تیم منابع انسانی می‌تواند تأثیرات جدی بر روی اجرای استراتژی‌های سازمانی بگذارد. مدیران باید توجه داشته باشند که تیم منابع انسانی سازمان، به‌طور متعادلی از افراد با تجربه و تازه‌کار تشکیل شده باشد. اعضای تیم، دانش تخصصی منابع انسانی را دارا بوده و همچنین حتما به شایستگی‌های کلیدی متولیان منابع انسانی مثل ارتباطات، نتیجه گرایی، مسئولیت‌پذیری و یادگیرندگی مجهز باشند.

این مقاله را هم مطالعه کنید:۸ دلیل اصلی خروج کارکنان از سازمان

4- عدم آموزش مناسب مدیران در خصوص مدیریت منابع انسانی

یکی از اشتباهات رایج مدیران منابع انسانی در سازمان‌ها این است که نقش مدیریت منابع انسانی را فقط در قالب تیم منابع انسانی سازمان می‌بینند. در حالی که در واقعیت همه مدیران سازمان مدیر منابع انسانی هستند و لازم است هر یک از مدیران ما این توانایی را داشته باشند تا در کنار نقش تخصصی خود، جنبه‌های مختلفی از نقش‌های مدیر منابع انسانی نظیر، ارزیابی و استخدام، آموزش و توسعه، مدیریت عملکرد، ایجاد انگیزه و … را ایفا نمایند.

بدون ایفای نقش مدیریت منابع انسانی سایر مدیران سازمان، واحد منابع انسانی در انجام رسالت خود موفق نخواهد بود و این موضوع آموزش مدیران سازمان در حوزه مدیریت منابع انسانی را به یک ضرورت تبدیل می‌کند.

5- اجرای فرآیندهای منابع انسانی بدون اندازه‌گیری و ارزیابی

طراحی و پیاده‌سازی فرآیندها بدون ارزیابی مداوم می‌تواند منجر به اتلاف زمان و انرژی شود. به طور مثال مدیر منابع انسانی که فرایند استخدام را مستقر کرده اما نمی‌تواند ارزیابی کند که آیا این فرایند درست و اثربخش کار می‌کند یا خیر؟ کدام کانال‌های کارمندیابی موثرتر عمل می‌کنند؟ زمان استخدام چقدر است؟ هزینه هر استخدام چقدر است؟ وضعیت کیفیت استخدام چقدر انتظارات را محقق کرده است؟

مدیران منابع انسانی باید به‌طور دقیق و با تعیین مهمترین شاخص‌های کلیدی مدیریت منابع انسانی فرآیندها را ارزیابی کرده و بهبودهای لازم را اعمال کنند.

6- باور به همه چیز دادن بودن

یکی دیگر از بزرگترین اشتباهات مدیران منابع انسانی تصور همه‌چیزدان بودن و ایفای نقش دانای کل در سازمان است. لازم نیست شما برای هر مساله‌ای فورا جواب داشته باشید. زمان گذاشتن برای یادگیری بهتر از آن است که با توصیه‌ اشتباهتان شرکت را در وضعیتی قرار دهید که دچار مشکل شود. به عنوان یک مدیر منابع انسانی باید در مقابل یادگیری فروتن بوده بر روی یادگیری و بهبود مداوم خود وقت بگذارید.

اگر به توسعه دانش حرفه‌ای خود در حوزه مدیریت منابع انسانی علاقه‌مند هستید دوره جامع مدیریت منابع انسانی را مشاهده فرمایید.

7- کپی کاری رویه‌های منابع انسانی از سایر سازمان‌ها

کپی کاری رویه‌های منابع انسانی از سایر سازمان‌ها یک اشتباه متداول مدیران منابع انسانی است که ممکن است به دلیل تجربیات موفق سازمان‌های دیگر یا مد و فراگیر بودن یک مدل، جذاب به نظر بیاید. اما رویه‌های منابع انسانی باید با توجه به نیازها و خصوصیات خاص شرکت و با توجه به فرهنگ، ساختار و هدف‌های سازمانی تنظیم شوند. به طور مثال بسیاری از مدیران منابع انسانی دستورالعمل مدیریت عملکرد از یک شرکت دیگر را کپی و بدون اعمال تغییرات آن در سازمان خود اجرا می‌کنند.

کپی کاری بدون تنظیم مجدد و سازش با محیط سازمان به عدم موفقیت و عدم تأثیرگذاری این رویه‌ها منجر می‌شود. بهتر است هر سازمان در ایجاد رویه‌های منابع انسانی از الگوهای موجود الهام بگیرد اما آن‌ها را به گونه‌ای سفارشی و به‌صورت اختصاصی برای نیازهای خود اصلاح کند.

8- نادیده گرفتن فرهنگ سازمانی

چیزهای کمی در یک سازمان وجود دارند که به اندازه فرهنگ اهمیت دارند. فرهنگ یک شرکت به مثابه چسبی تمام اجزاء یک سازمان را به هم متصل می‌کند و نقش مهمی در تعاملات و هماهنگی داخل سازمان دارد. نادیده گرفتن این فرهنگ در طراحی اقدامات منابع انسانی، می‌تواند به اختلالات جدی منجر شود.

به طور مثال سازمانی را در نظر بگیرید که فرهنگ رسمی و جدی دارد، افراد در کار خود استقلال و آزادی عمل زیادی ندارند. به آن‌ها گفته می‌شود که چنانچه با هر مساله تازه‌ای رو به رو شدند آن را با سرپرست خود در میان بگذارند تا او راه حل آن را ارائه کند. اما مدیر منابع انسانی به اشتباه در شبکه‌های اجتماعی، برند کارفرمایی سازمان خود را با فرهنگ غیررسمی، جالب و پرتحرک، مبتنی بر آزادی عمل و خلاقیت معرفی می‌کند و این موضوع باعث جلب داوطلبانی متفاوت با فرهنگ سازمانی به شرکت می‌شود که در نهایت هم به دلیل همین عدم تناسب فرهنگی سازمان را ترک می‌کنند.

مدیران منابع انسانی باید به فرهنگ سازمانی توجه و در تصمیم‌گیری‌ها و پیاده‌سازی فرایندها با این فرهنگ هماهنگی داشته باشند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مدل‌های مدیریت منابع انسانی

9- عدم ارتباط انسانی کافی با کارکنان

یکی دیگر از اشتباهات رایج مدیران منابع انسانی این است که تمرکز زیادی روی علم منابع انسانی و طراحی علمی رویه‌ها و فرایندها دارند و در این میان ارتباطات انسانی با کارکنان را نادیده می‌گیرند. مدیران منابع انسانی باید به نیازها، نگرانی‌ها و انتظارات کارکنان گوش فرا دهند. فقدان ارتباط و یا ارتباط غیراثربخش ناسازگار می‌تواند به سوءتفاهم، کاهش انگیزه و بدبینی کارکنان نسبت به واحد منابع انسانی منجر شود.

مدیران منابع انسانی می‌بایست به نظرات کارکنان گوش دهند، جلسات باز و دوره‌های آموزشی در زمینه ارتباطات برگزار کنند و یک فضای باز برای ابراز نظرات و ایده‌های کارکنان ایجاد کنند.

10- به اشتراک‌گذاری اطلاعات محرمانه

یکی دیگر از اشتباهات بزرگ مدیران منابع انسانی، به اشتراک‌گذاری اطلاعات محرمانه است. این‌که هر فردی باید تا چه حدی به اطلاعات دسترسی داشته باشد و چگونه اطلاعات کارکنان محافظت می‌شود، از وظایف مهم منابع انسانی است. مدیران منابع انسانی باید حریم شخصی کارکنان را حفظ کرده و از اطلاعات شخصی به‌صورت مسئولانه استفاده کنند. هر گونه سوءاستفاده می‌تواند علاوه بر از دست رفتن اعتماد نسبت به واحد مدیریت منابع انسانی، به مشکلات حقوقی و شکایات از سوی کارکنان منجر شود.

11- عدم انعطاف‌پذیری در مواجه با تغییرات

عدم انعطاف‌پذیری نسبت به رویکردها و ابزارهای جدید ممکن است باعث شود که تیم منابع انسانی نسبت به تغییرات سازمانی ناکارآمد شود و توانایی سازمان در تطبیق با محیط تغییرپذیر را کاهش دهد. فرض کنید یک مدیر منابع انسانی فقط ارزیابی 360 درجه را در ارزیابی عملکرد می‌شناسد و به محض ورود به هر سازمانی، همین روش را پیاده کرده و در مقابل روش‌های دیگر هم موضع سرسختانه‌ای را اتخاذ می‌کند! قفل نشدن روی یک سیستم یا یک ابزار و ارائه فرصت برای یادگیری و کسب تجربه در مواجه با تغییرات نقش بسیار موثری در موفقیت واحد منابع انسانی ایفا می‌کند.

12- عدم آگاهی یا عدم بروز رسانی قوانین و مقررات

کسی انتظار ندارد که مدیر منابع انسانی همه چیز را بداند، اما اگر شما به عنوان مدیر منابع انسانی اطلاع کافی از قوانین منابع انسانی نداشته باشید، کسب و کار خود و خودتان را در معرض خطر قرار می‌دهید. همچنین تغییرات در قوانین و مقررات منابع انسانی امری طبیعی است و عدم به‌روزرسانی می‌تواند به تداخلات حقوقی و مالی منجر شود. مدیران منابع انسانی باید به‌روزرسانی‌های متداول در حوزه قوانین کاری را دنبال کرده و سیاست‌ها و فرآیندهای منابع انسانی را به‌روز نگه دارند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: CHROکیست و چه وظایفی بر عهده دارد؟

از اشتباهات خود یاد بگیرید

در کل، مدیریت منابع انسانی چالش‌برانگیز است! لیست اشتباهات رایج مدیران منابع انسانی که در این مقاله ارائه شد ممکن است نگران‌کننده به نظر بیاید، اما آگاهی نسبت به اشتباهات رایج و اصلاح کردن اشتباهات منابع انسانی قبل از اینکه به مشکلات جدی تبدیل شوند، می‌تواند شما را از سردرد‌های بی‌شمار نجات دهد و کسب و کار شما را محافظت کند. در پایان به یاد داشته باشید اگر نتوانید درباره اشتباهاتتان حرف بزنید هیچ چیز یاد نخواهید گرفت. این باعث می‌شود گمان کنید بی‌نقص هستید، گمانی که بسیار خطرناک است. به خصوص در جایگاه مدیر اگر بتوانید اشتباهاتتان را گردن بگیرید، دیگران هم خواهند توانست و به این ترتیب است که کل سازمان فرایند یادگیری را طی می‌کند.

نویسنده: سونیا جلالی