سه اصل کلیدی در طراحی مصاحبه شایستگی محور
یکی از انواع مصاحبههای ساختار یافته، مصاحبه مبتنی بر شایستگی یا مصاحبههای رفتارمحور است، که قابلیت پیش بینی بالاتر عملکرد آتی متقاضی شغل را نسبت به مصاحبههای رایج داراست. مصاحبههای شایستگی محور نظام مند بوده و هر پرسشی شایستگی خاصی را هدف قرار میدهد. از کاندیداها پرسشهایی پرسیده میشود که مربوط به رفتارشان در شرایط خاصی است و ایشان باید با مثالهای واقعی جواب دهند. مصاحبه کنندگان آنگاه با پرسیدن سؤالاتی در مورد توضیحات مشخص شده در مورد رفتار یا مهارت کاندیدا، عمیقتر میشوند.
تمام مصاحبههای شایستگی محور بر سه اصل کلیدی استوار است که لازم است در طراحی این مصاحبه، به آنها توجه کنیم:
اصول طراحی مصاحبه شایستگی محور
1- تنها پرسشهای مرتبط با شغل مورد نظر را طرح کنید.
پرسشهای درست و مناسب مطرح کنید به طور مثال طرح پرسش درباره کار تیمی از متقاضی شغل فروش که قرار است همه وقت خود را صرف ملاقات با مشتریان کنند و وظیفهای برای کار با همکاران خود ندارد نامناسب است. همچنین پرسش درباره مهارتهای رهبری از متقاضی شغلی که قرار نیست به پستهای مدیریتی و رهبری انتقال یابد بیفایده است. یعنی در یک مصاحبه شایستگی محور می بایست بدانید دنبال سنجش چه شایستگیهایی هستید.
اکثر پرسشهای طرح شده توسط شما درباره مهارتها، تجربیات و انگیزه متقاضی برای انجام شده مورد نظر باشد مواظب باشید مسیر مصاحبه به موضوعاتی نظیرمسائل خانوادگی روابط بین کار شخصی و مانند آن منحرف نشود البته چند دقیقه خوش و بش در آغاز مصاحبه میتواند به احساس راحتی مصاحبهشونده کمک کنند.

2- بیشتر پرسشهای شما باید بر تجربه گذشته متقاضی متمرکز باشد.
اصل کلیدی مصاحبه شایستگی محور این است که رفتار گذشته فرد، دقیق ترین پیشبینی کننده موفقیت او در شغل آینده است. بخش اعظم مصاحبه باید از پرسشهایی با افعال زمان گذشته ساخته شده باشد که موقعیتهای واقعی و عملی تجربیات متقاضی را مورد پرسش قرار دهد. مثلا
* مثالی از شرایطی را ارائه دهید که در آن شما…
*درباره پروژه ای صحبت کنید که شما…
به خاطر داشته باشید که رفتار گذشته مهمترین و بهترین پیش بینی کننده عملکرد آینده متقاضی در شغل جدید است. این واقعیات طی چندین دهه پژوهش توسط افراد دانشگاهی و مجریان فعال در تعداد زیادی از سازمانها، به اثبات رسیده است. این واقعیت به قدری مهم است که بنیان و اساس کل مفهوم مصاحبه شایستگیمحور یا رفتارمحور است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: سوالات پیشنهادی برای مصاحبه شایستگی محور
3- هماهنگ و با ثبات عمل کنید.
مصاحبه موثر و کارآمد مصاحبهای است که در آن از همه متقاضیان پرسشهای کم و بیش یکسانی و به ترتیب یکسان پرسیده میشود تا همه آنها در یک فرآیند هماهنگ و منصفانه شرکت کنند. شروع کار با فهرست مشابهی از سوالات، نه تنها هماهنگی و کارآمدی مصاحبه را تقویت میکند، بلکه فرآیند مصاحبه را برای مصاحبه کننده تازه کار و مصاحبه شونده عصبی آسانتر میسازد.
مصاحبه شایستگی محور کاملا با مصاحبه مبتنی بر بیوگرافی که در گذشته کاملا مشهور و متداول بوده، تفاوت دارد. در مصاحبه بیوگرافی محور، مصاحبه کننده وضعیت متقاضی را از طریق رزومه وی مورد بررسی قرار میدهد و پرسشهایی درباره مشاغل مختلف، دلایل تغییر این مشاغل، موضوعات لذت بخش یا نارحت کننده برای او و مانند آن مطرح میکند، به هر حال، پژوهشها نشان میدهد که طرح چنین پرسشهایی به ندرت به مصاحبه کننده اجازه میدهد که متقاضیان قوی و ضعیف را از یکدیگر تشخیص دهد.
به بیان دیگر: مصاحبه بیوگرافی محور بر پایه گفتههای متقاضی در رزومه خود ساخته میشود. در حالی که مصاحبه شایستگی محور، برعکس، بر پایه پرسشهایی ساخته میشود که شما به عنوان مصاحبه کننده تصمیم میگیرید از متقاضی بپرسید و در نتیجه این مصاحبه ابزار بسیار قدرتمندتر و مفیدتری جهت شناخت متقاضی مناسب در اختیار شما قرار میدهد.
منابع:
کتاب مصاحبه گری و استخدام موفقیت آمیز/ راب یئونگ
نویسنده: سونیا جلالی
چگونه به شرکت کنندگان کانونهای ارزیابی بازخورد دهیم؟
بازخورد فرآیندی است که کانونهای ارزیابی و توسعهای با کمک آن به هدفش دست مییابد، یکی از اهداف هر کانونی این است که به شناخت، خودآگاهی و توسعه شخصی شرکت کنندگان کمک شود، حتی کانونهایی که در آن جنبه ارزیابی پررنگتر است و کانون تنها به منظور پاسخ آری/ نه برای استخدام برگزار شده باشد.
هرچند بیتردید بازخورد در کانونهای توسعهای به جزئیات بیشتری میپردازد. متاسفانه در کشور ما خیلی اوقات نتایج کانون ارزیابی برای خود شرکت کننده نیز محرمانه تلقی شده و شرکت کنندگان را تشنه در انتظار بازخورد رها میکنیم، غافل از این که تمام شرکت کنندگان باید در مورد عملکرد خود در کانون ارزیابی/ توسعهای بازخورد بگیرند و از توصیههای آن مطلع شوند، اگر این اتفاق رخ ندهد در حقیقت کانون رسالت اصلی خود را انجام نداده است.
در این مقاله در مورد نحوه ارائه بازخورد به شرکت کنندگان کانون ارزیابی صحبت میکنیم.

جلسه بازخورد در کانون ارزیابی
نحوه ارائه بازخورد اثربخش
نکات زیر به ما کمک میکند که نحوه ارائه یک بازخورد اثربخش در کانون ارزیابی را بهتر بشناسیم.
*بهتر است بازخورد چهره به چهره ارائه شود، چون ماهیت این کار نیازمند سطح بالایی از ارتباط است و باید همواره رابطه اعتماد و همدلی ایجاد شود، هر چند در موارد خاص مثل کانونهای استخدام میتوان از بازخورد تلفنی نیز استفاده کرد، شرکت کننده باید احساس کند که ارائه دهنده بازخورد قصد کمک به وی را دارد. یک بازه زمانی حداقل یک ساعته برای جلسه بازخورد پیش بینی کنید برای ایجاد احساس راحتی بیشتر در ابتدا از شرکت کننده بخواهید احساس خود را از حضور در کانون ارزیابی بیان کند، وی را ترغیب کنید نظراتش و تجربهاش را مطرح کند، از گفتههای وی میتوانید برای بررسی میزان تطابق برداشت وی با بازخورد استفاده کنید.
*شایستگیهای مورد ارزیابی در کانون و نمونه مصادیق رفتاری آن را برای شرکتکننده را شفاف کنید و عملکرد وی را در هر یک از شایستگیها بر اساس مصادیق رفتاری مشاهده و ثبت شده توسط ارزیابان شرح دهید، میتوانید به جای مطرح کردن عملکرد شرکت کننده در هر شایستگی، آن را به تفکیک هر تمرین مطرح کنید، ارائه بازخورد به تفکیک تمرینها به جای شایستگیها عینی تر و دقیقتر و مورد توجه و تاکید بیشتری است.
*ابتدا نقاط قوت اصلی او را مطرح کنید، از این امر غفلت نکنید، این حس را در او به وجود بیاورید که نقاط قوت مهم هستند و لازم است تمرکز خود را روی این نقاط بیشتر کند. سپس زمینههای قابل بهبود را مطرح کنید. به طور خاص صحبت کنید برای اشاره به وقایع مشهود از شواهد رفتاری استفاده کنید و از ابزار نظر کلی و عمومی مثل این که “مهارت حل مسالهت نیاز به بهبود دارد” پرهیز کنید.
یک مثال از نحوه ارائه بازخورد
مثال زیر یک نمونه ارائه بازخورد بر اساس عملکرد یک شرکت کننده کانون ارزیابی در تمرین کار گروهی را نشان میدهد.
شما اولين شرکت کننده بوديد که اقلام ارائه شده در تمرین کارگروهی گروهی را لمس کردید و سعی کردید تعداد اقلام مورد نیازتون رو برآورد کنید که نشانه خوبی از اعتماد به نفس و رهبری است. اما بعد در صندلی خود نشستید، در حالی که دیگر اعضای گروه شروع به ساخت برج کردند، شما برای چند دقیقه باقی ماندید. و سپس شروع به طراحی نقشه برج جداگانه خود کردید و مشارکت موثر با سایر اعضای تیم را نداشتید، دو راه حل برای پایداری سازه پیشنهاد دادهاید که توانایی تحلیل مساله شما رو نشون میده همچنین به اعضای گروه اعلام کردید: ” بچهها، فقط یک دقیقه باقی مونده” که نشانه توجه شما به زمان و مدیریت زمان است. نکته قابل بهبود برای شما در این تمرین مشارکت بیشتر با اعضای تیم در جهت رسیدن به هدف تیم که میتوانید برای بهبودش تلاش کنید.
*در انتهای جلسه با شرکت کننده بر روی برنامه توسعه فردی و نیازهای توسعهای توافق کنید، اگر جلسه بازخورد به خوبی سازماندهی و اجرا شده باشد، در این مرحله میبایست فرد به نیاز بهبود خود پی ببرد و پذیرش و انگیزش داوطلب نسبت به برنامه توسعه اتفاق بیفتد. اولویتهای توسعه را با وی مرور کنید و از او بپرسید چطور توسعه را آغاز خواهد کرد؟ همچنین در مورد روشهای مختلف توسعه با وی صحبت کنید.
ارائه بازخورد را می توان هم به عنوان آغاز و هم به عنوان پایان نگریست. آغاز به این معنا که از اطلاعات ارزیابی به عنوان مبنایی برای تصمیمگیری صحیح استفاده شود و پایان به این معنا که بازخورد، حاصل همه فعالیتهایی است که برای توسعه، اجرا و راه اندازی یک مرکز ارزیابی انجام شده است.
همچنین میتوانید مقاله “معرفی مدل IDEA در ارائه بازخورد به کارکنان” و “چطور یک جلسه بازخورد عملکرد اثربخش را برگزار نماییم؟” را هم بخوانید.
منابع:
کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
کتاب عوامل کلیدی موفقیت در مراکز ارزیابی و توسعه/ دکترجمشیدی، بدلی، حسینی
تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
معرفی مدل 34000 منابع انسانی
ابزارها و مدلهای گوناگونی برای عارضهیابی سازمان در علم مدیریت ارائه شده است. برای اینکه بتوان در صحنه رقابت با بقیه سازمانها موفق شد باید در صحنه جذب، توسعه، انگیزش و نگهداری منابع انسانی تلاش کرد. بدین منظور سازمانها از تکنیکهای متفاوتی استفاده میکنند تا در راستای استراتژیهای سازمان، منابعانسانی خود را هدایت کند.
مدل 34000 منابع انسانی برای این ایجاد شده است تا بتواند بطور یکپارچه و منسجم همه فرایندهای مدیریت منابع انسانی را آسیبشناسی و اثربخشی آنها را ارزیابی و سازمانها را در جهت ایجاد آنها یاری کند. بر اساس مدل 34000 میتوان وضعیت موجود مدیریت منابع انسانی و سطح بلوغ فرآیندهای منابع انسانی در سازمان را بررسی و پروژهها و اقدامات بهبود و توسعه آنها را فراهم کرد و یک فرهنگ تعالی و کمال را در سازمان ایجاد نمود.
به بیان دیگر هدف از آن بررسی نظاممند، جامع و یکپارچه سیستم منابع انسانی با رویکرد عملی است. مدل 34000 اخیرا مورد استفاده شرکتها به منظور ارزیابی و ارتقا سیستم منابع انسانی قرار گرفته است. ویژگیهای خاص استاندارد و سلسله مراتبی بودن آن و نیز تعریف دقیق اقدامات و توانمندیهایی که شرکتها در هر سطح برای اجرا و ارتقا و سیستم منابع انسانی بدان نیازمندند از جمله مهم ترین ویژگیهای این مدل است.
در این مقاله مدل و یا استاندارد 34000 منابع انسانی معرفی شده و نمونهای از آن قابل دانلود است.
استاندارد 34000
مدل 34000 منابع انسانی گاهی استاندارد 34000 نامیده میشود اما لازم است توجه کنیم که این دو موضوع با هم تفاوت دارند. مدل 34000 استاندارد و ایزو نیست. بلکه یک مدل تعالی و بلوغ است. استاندارد در حوزه ارزیابی و ممیزی است. ما برای استانداردها ممیزی (Audit) انجام میدهیم ولی برای مدلها از جمله مدلهای تعالی و بلوغ مثل مدل 34000، ارزیابی (Assess) میکنیم. پس با این دیدگاه، واژه مدل 34000 منابع انسانی واژه مناسبتری نسبت به استاندارد 34000 منابع انسانی است. اگر چه که در منابع و حتی در خود کتاب 34000 هم گاها از واژه استاندارد 34000 استفاده شده است که میتوانیم آن را به عنوان چهارچوبی به استانداردسازی فرایندهای مدیریت منابع انسانی بپذیریم.
این مقاله را هم مطالعه کنید معرفی مهمترین شاخصهای کلیدی منابع انسانی
مدل 34000 منابع انسانی
مدل 34000 منابع انسانی دارای پنج سطح بلوغ است که این مراحل پایه های متوالی و مستمر برای بهبود استعدادها، توسعه منابع انسانی اثربخش، و مدیریت موفق سرمایههای انسانی میباشد. اقدامات و توانمندیهایی را که شرکت در هر سطح برای اجرا و ارتقاء منابع انسانی بدان نیازمند است به شکل دقیق مشخص میسازد. این 5 سطح در جدول زیر نمایش داده شده است.

دانلود یک نمونه از سطحبندی بلوغ فرایندها در مدل 34000
برای آشنایی بیشتر یک نمونه از اقداماتی که میبایست در هر سطح بلوغ بر اساس استاندارد 34000 انجام شود برای فرایند آموزش، یادگیری و مدیریت دانش را میتوانید از فایل زیر دانلود کنید.
دانلود نمونه سطوح بلوغ در استاندارد 34000 در فرایند آموزش کارکنان
سطوح بلوغ در مدل 34000
سطح 1 بلوغ؛ سطح پراکنده
در این سطح هیچ فرآیند مدونی وجود ندارد و اقدامات منابع انسانی پراکنده، بیثبات، غیر مستمر و غیر مرتبط به همدیگر است. سازمانهایی که در سطح اول بلوغ هستند، مشکلات بسیار زیادی در حفظ منابع انسانی دارند. یکی از اصلیترین مشکلات این سازمانها، کمبود استعدادهاست. در این سازمانها اقدامات منابع انسانی در بعضی حوزهها وجود ندارد و در حوزههایی که وجود دارد، افراد مناسبی برای پیادهسازی آنها وجود ندارد. در برخی موارد نیز اقدامات آنها، تشریفاتی و نمایشی است. کارکنان معمولاً به لحاظ احساسی و عاطفی وابستگی و دلبستگی چندانی به سازمان ندارند. مدیران و سرپرستان این سازمانها معمولاً از قابلیتهای لازم برای مدیریت منابع انسانی برخوردار نیستند. این مدیران معمولاً در این زمینه آموزش نمیبینند و آموزشهای موجود در این سازمانها نیز از آن نوع آموزشهایی است که اجبار قانونی دارد. در این سازمانها فرمهایی برای ارزیابی عملکرد و شرح شغل وجود دارد ولی نه درست تهیه میشود و نه استفادهای از آنها میشود. مدیران این سازمانها معتقدند که فقط تولید محصولات و ارائه خدمات اهمیت دارد و انسانهای تولیدکننده این محصولات و ارائهدهندگان خدمات را فراموش میکنند و حتی در حین مصاحبه برای انتخاب منابع انسانی نیز این کارها را زائد میدانند و آمادگی لازم را برای انتخاب کارکنان درست ندارند. مسیر حرفهای تعریف شدهای برای کارکنان وجود ندارد و هر کسی برنامه خودش را پی میگیرد. نرخ ترک خدمت افراد نخبه در این سازمانها بسیار بالاست. اقداماتی همچون ورود و خرج، کارکرد ماهانه، مرخصیها، قرارداد، اضافهکاری، مأموریت بیمه در این سطح انجام میشود.
سطح 2 بلوغ ؛ مقدماتی
در سطح دوم، اقدامات منابع انسانی با نگاه واحدی (نه کل یکپارچه سازمانی) صورت میگیرد و یکی از مسئولیتهای اساسی مدیران، رسیدگی به منابع انسانی واحد خودشان است. در این سطح بلوغ، مدیران، به ساختار سازمانی کلان و تفصیلی، تجزیه و تحلیل شغل و گریدینگ شغلی، برنامهریزی منابع انسانی، جذب و گریدینگ شاغل و حقوق و مزایا توجه میکنند و به طور روزمره این مسائل را حل و فصل میکنند. تا زمانی که این مسائل حل نشوند زمینه برای سطح بالاتر بلوغ فراهم نمیشود. اهمیت توجه به سطح دوم یعنی توجه به مسائل منابع انسانی در سطح واحد، این است که بدون بهبود برنامهها در واحدها، برنامههای بهبود در سطح سازمانی شکست میخورند. معمولاً مدیران با مشکلات کل سازمان کاری ندارند و درصددند تا مشکلات واحد خود را حل کنند. بدون انجام این اقدامات در سطح تک تک واحدها، نمیتوان در کل سازمان این کارها را انجام داد.
در سطح دوم تلاش میشود تا مشکلات واحد حل شود و مدیران قابلیت لازم را برای انجام این کار کسب کنند. با اقدامات در این سطح تا حدودی از نرخ ترک خدمت داوطلبانه کاسته خواهد شد؛ چون درصدی از نرخ ترک خدمت به خاطر ارتباط ضعیف فرد با مدیر خودش است. ارتباطات خوب با مدیر، انگیزه بخش است و موجب افزایش وفاداری فرد به سازمان می شود.
در این سطح، 4 فرآیند طراحی ساختار سازمانی کلان و تفصیلی، تجزیه و تحلیل شغل و گریدینگ شغلی، برنامه ریزی منابع انسانی، جذب و گریدینگ شاغل و حقوق و مزایا وجود دارد.
دوره جامع مدیریت منابع انسانی به شما کمک میکند به طراحی و اجرای اصلی ترین فرایندهای مدیریت منابع انسانی تسلط پیدا کنید.
سطح 3 بلوغ؛ میانی
هر چقدر بلوغ افزایش مییابد، باید اقدامات منابع انسانی در سطح ((سازمان)) مدنظر قرار گیرد تا اقدامات منابع انسانی در راستای اهداف استراتژیک سازمان باشد. سطح میانی به سازمانها کمک میکند تا بتوانند از طریق روابط کار و سلامت جامع منابع انسانی، سیستمهای اطلاعاتی منابع انسانی، آموزش، یادگیری و تسهیم دانش و مدیریت عملکرد کارکنان و پاداش مزیت رقابتی ایجاد کنند.
در سطح میانی، سازمان یک چهارچوب کلی برای شایستگیهای منابع انسانی در سطح سازمانی ایجاد میکند که معماری منابع انسانی سازمان را شکل میدهد. با این کار اقدامات منابع انسانی در راستای نیازهای تجاری شرکت شکل میگیرد. روابط کار و سلامت جامع منابع انسانی، سیستمهای اطلاعاتی منابع انسانی، آموزش، یادگیری و تسهیم دانش و مدیریت عملکرد کارکنان و پاداش که خواستههای منابع انسانی توانمند است در این سطح مورد تأکید قرار میگیرد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مدلهای مدیریت منابع انسانی
سطح 4 بلوغ ؛ پیشرفته
در این سطح، سازمان از شایستگی ایجاد شده در سطوح قبلی بهرهبرداری میکند و به همراستایی فرایندهای منابع انسانی با عملکرد کل سازمان، اهتمام میورزند. این فرایندهای منابع انسانی زیربنای محکمی را برای اجرای برنامههای استراتژیک سازمان فراهم میکند. باید توجه داشت که مفهوم شایستگی منابع انسانی با مفهوم شایستگی محوری پراهالد و همل متفاوت است. شایستگی محوری به ترکیب مهارتهای تکنولوژیکی و تولیدی یک سازمان اشاره دارد که به تولید محصولات شرکت میانجامد و در بازار برای شرکت مزیت رقابتی ایجاد میکند. شایستگیهای منابع انسانی باید در راستای شایستگیهای محوری سازمان توسعه یابد؛ یعنی این شایستگیها در سطح فردی هستند و باید در راستای شایستگیهای استراتژیک شرکت که در سطح سازمانی هستند ایجاد شوند.
حال سازمان میتواند شایستگی و عملکرد منابع انسانی را بطور کمی اندازهگیری و مدیریت کند. از آنجاییکه توانسته است شایستگیهای منابع انسانی ایجاد کند و آنها را به طور کمی اندازه بگیرد، میتواند نتایج را پیشبینی کند. وقتی افراد شایسته کارها را انجام میدهند، مدیران میتوانند با اعتماد کامل نتایج را پیشبینی کنند. این امر به نوعی دارایی سازمان است و افراد از اینکه این داراییها بطور درست ایجاد شدهاند، به آنها اعتماد میکنند. قابلیت مدیریت کمی در این سطح به مدیران امکان میدهد تا تصمیمات استراتژیک را پیگیری کنند و حل و فصل مسائل جاری و روزمره را به زیردستان تفویض کنند.
در سطح چهارم، سازمان درصدد توانمندسازی و استعدادپروری است. به همین دلیل در این سطح سازمان قادر است تا عملکرد و ظرفیت منابع انسانی را پیشبینی کند. فرآیندهای سطح چهارم شامل تحلیل و توسعه شایستگی، مربیگری و منتورینگ، تیمسازی و توانمندسازی و مدیریت استعدادها و جانشین پروری میشود.
سطح 5 بلوغ ؛ بهینه
در سطح پنجم، سازمان بر نوآوری و بهبود مستمر تاکید دارد. این بهبود مستمر نتیجه قابلیتهای افراد و تیمها است. در این سطح افراد به طور مرتب کار خود را تحلیل میکنند و جایی که به بهبود نیاز دارد را تغییر میدهند.
در این سطح همسوسازی اقدامات منابع انسانی بسیار حساس است عملکرد فردی در راستای عملکرد واحد و عملکرد واحدها در راستای عملکرد سازمان قرار میگیرد. اقدامات اصلاحی نیز برای همراستا سازی اقدامات منابع انسانی با استراتژیهای سازمان انجام میگیرد. بهبود مستمر در این سطح، هم از اقدامات اصلاحی و تدریجی فرآیندهای موجود و هم از اتخاذ اقدامات نوآورانه ناشی میشود. در این سطح افراد و گروهها تلاش میکنند با بهبود مستمر در راستای بهینهسازی کل سازمان نهادینه میشود.
در این سطح نوعی فرهنگ تعالی و کمال در سازمان حکمفرماست. فرایندهای این سطح شامل پیشنهادات و نوآوری مستمر، حسابرسی و ریسک منابع انسانی، مدیریت اخلاق، ارزشها و فرهنگ سازمانی و برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی است.
سطح 6: بلوغ متعالی
بلوغ اقدامات منابع انسانی در این سطح تبدیل به یک عنصر فرهنگ سازمانی میشود که در کل سازمان جاری است.در این سطح نوعی فرهنگ تعالی و کمال در سازمان حکمفرماست. فرایندهای این سطح شامل ، مدیریت اخلاق، ارزشها و فرهنگ سازمانی و برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی است.
هر یک از سطوح بلوغ توضیح داده شده، یک مرحله تکاملی است که سطحی از شایستگیها را برای بهبود منابع انسانی در سازمان ایجاد و نهادینه میکند. هر قدر سطح بلوغ یک سازمان بالاتر باشد، ظرفیت آن برای جذب، توسعه و حفظ استعدادها بیشتر خواهد بود.
استاندارد 34000 منابع انسانی در عمل
استاندارد 34000 منابع انسانی، نگاه جامع به همه فعالیتهای منابع انسانی است و به سازمانها کمک میکند تا سیستمی یکپارچه از اقدامات برای تحقق اهداف منابع انسانی و چهارچوبی برای پیادهسازی این اقدامات ایجاد کنند. به منظور اجرای موثر و نهادینه سازی استاندارد 34000 پیش نیازهای اصلی عبارتند از:
حمایت مدیریت ارشد
اصلیترین پیش نیاز لازم برای استقرار و نهادینه سازی فرایندها، حمایت نفر اول و مدیران ارشد سازمان است.
منابع مالی
لازمه اجرای استاندارد 34000، منابع مالی کافی برای فعالیتهایی است که در هر فرایند انجام میگیرد.
منابع انسانی
کسب آمادگی برای انجام اقدامات مرتبط با مسئولیتهای محوله مهم است و به این منظور باید آموزشهای لازم به افراد داده شود.
منابع فیزیکی
در برخی از فرایندها، تجهیزات، فضا، نرم افزارها و سختافزارهای خاصی لازم است که باید تدارک دیده شود.
زمان
استقرار کامل استاندارد 34000، در حدود پنج سال زمان میبرد.
جایزه استاندارد 34000
جایزه استاندارد 34000، مکانیزمی برای اطمینان حاصل کردن از سازگاری نوع و شرایط ممیزی ارائه میکند. در جایزه استاندارد 34000 از روش امتیازی استفاده میشود و ارزیابی سازمانها در هفت رتبه A , B, C, D, E, F, G انجام میشود.
منبع: کتاب مدل 34000 منابع انسانی/آرین قلی پور، ندا محمد اسماعیلی، افشین دبیری
آموختهها و تجربیات ارزیابی نویسنده
در مصاحبه خروج چه بپرسیم؟
احتمالا شما هم مانند بسیاری از مدیران از این که یکی از کارکنان ارزشمند خود را از دست بدهید بیزارید، و زمانی که یکی از کارکنان کلیدی شما، تصمیم به ترک شرکت میگیرد از خود میپرسید:” آیا من میتوانستم کاری کنم که جلوی رفتن این فرد از شرکت را بگیرم؟”
اما یکی از واقعیتهای حفظ کارکنان مبتنی بر بازار خرد محور این است که شما هرگز نمیتوانید همه کارکنانتان را حفظ کنید، به ویژه مستعدترین آنها که بالاترین میزان جابجایی را دارند.
وقتی کارکنان تصمیم قطعی به ترک سازمان ما گرفتهاند و همه تلاش ما برای منصرف کردن آنها بینتیجه مانده است، مصاحبه خروج از خدمت میتواند ابزاری دیر هنگام اما مفید برای کسب اطلاع، هوشیار کردن مدیران و پیشگیری از وقوع تصمیمات مشابه باشد.
در این مقاله قصد دارم در مورد چرایی و چگونگی و انواع سوالات مصاحبه خروج مطالبی را با شما به اشتراک گذارم.
مصاحبه خروج چیست؟
کارکنان سازمان شما را ترک میکنند بر اثر نارضایتی، پیدا کردن موقعیت شغلی بهتر، ربوده شدن توسط رقبا، بازنشستگی و حتی مرگ! اما فارغ از آنکه این جدایی به چه شکلی است، بیشترین امیدی که میتوانید داشته باشید این است که بر اینکه چه کسی و در چه زمانی شرکت را ترک میکند قدری نفوذ داشته باشید، بدین منظور باید سازوکاری را فراهم کنید که با آگاهی از دلایل ترک خدمت کارکنان نرخ ترکخدمتهایی که برای سازمان زیانآور است را به حداقل برسانید.
مصاحبه خروج مصاحبه ایست که با کارکنانی که در حال ترک سازمان هستند انجام میشود.
هدف از این مصاحبه این است که به یک بازخور در مورد شرکت، عملکردش، دلایل اصلی ترک کار و عملکرد مدیران، از افرادی که هم اکنون دلایل کمتری برای طفره رفتن و پنهان کردن عقایدشان دارند برسیم.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نرخ خروج چیست و چطور محاسبه میشود؟(+مثال)

اهمیت مصاحبه خروج
تحقیقات منتشر شده در Harvard Business Review نشان داده است که از هر 4 شرکت، 1 شرکت مصاحبه خروج انجام نمیدهد. سایر سازمانها این کار را انجام میدهند، اما دادههایی را که جمع آوری میکنند تجزیه و تحلیل نمیکنند یا آنها را با رهبران برای ایجاد تغییر به اشتراک نمیگذارند. کارکنان شما بزرگترین دارایی شما هستند، بنابراین دانستن اینکه چرا آنها سازمان را ترک میکنند، میتواند اطلاعات ارزشمندی در مورد نحوه تغییر سازمان، بهبود تعامل و نرخ نگهداری ارائه دهد و به کارمندان شما نشان دهد که نظرات آنها مهم است.
این مقاله را هم مطالعه کنید:۸ دلیل اصلی خروج کارکنان از سازمان
سوالات مصاحبه خروج
یک مصاحبه خروج میبایست دنبال پاسخ پرسشهایی از این دست باشد:
*چه چیزی در ابتدای کار شما را به سمت این شرکت جلب کرد؟
*با چه انتظاراتی به شرکت ما وارد شدید که در طی همکاری پاسخ داده نشد؟
*اصلیترین دلیلی که باعث شده تصمیم به ترک سازمان بگیرید چیست؟
*اگر چه چیزی در شرکت اصلاح میشد، میماندید؟
*اگر جای مدیر ارشد سازمان بودید، سه تغییر اصلی که در سازمان ایجاد میکردید چه بود؟
*از چه زمانی تصمیم به ترک سازمان گرفتید؟
*تیم مدیریتی سازمان و مدیر مستقیم خود را چگونه ارزیابی میکنید؟(میتوانید از 1 تا 5 امتیاز دهید)
*آیا ممکن است در آینده به شغلی دیگر در اینجا فکر کنید؟
*مزایای شغل جدید(یا سازمان جدیدی) که انتخاب کردید نسبت به وضعیت فعلی چیست؟
*چگونه میتوانیم اینجا را مکان بهتری برای کار کردن بسازیم؟
در ادامه مهمترین سوال مصاحبه خروج به تفکیک شرکت، شغل، فرهنگ، محیط و تکنولوژی را با هم مرور میکنیم.
سوالات مصاحبه خروج در مورد شرکت
- چرا به دنبال شغل دیگری بودید؟
- چه چیزی باعث شد تصمیم به ترک بگیرید؟
- رابطه شما با مدیرتان چگونه بود؟
- چه تغییرات یا پیشرفتهای را دوست داشتید در شرکت/تیم ببینید؟
- چه بازخوردی میخواهید در مورد شرکت ارائه دهید که بتواند به ما در بهبود تجربه کارکنان کمک کند؟
- آیا شرکت ما را به دوستان و شبکه حرفهای خود معرفی میکنید؟ چرا (و چرا نه)؟
- چه شرایطی باید تغییر کند تا شما برگردید؟
- اگر مدیرعامل بودید، چه تغییراتی برای بهبود محیط کار ایجاد میکردید؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد شغل
- آیا شغل مطابق انتظارات شما بود؟ اگر نه، چرا؟
- آیا از زمان استخدام احساس میکنید شرح شغل شما تغییر کرده است؟ اگر چنین است، چگونه؟
- از میزان حجم کاری خود در مقایسه با اهداف و آرزوهای شغلی خود چقدر راضی بودید؟
- کدام بخش از شغل را بیشتر دوست داشتید؟
- کدام بخش از شغل را کمتر دوست داشتید؟
- با توجه به نقش شما در شرکت ما، میتوانستیم چه کار دیگری انجام دهیم تا شما را برای ماندن ترغیب کنیم؟
- از نقش خود در سازمان چقدر راضی بودید؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد فرهنگ شرکت
- فرهنگ شرکت ما را چگونه توصیف میکنید؟
- از کدام بخش فرهنگ شرکت ما بیشتر لذت میبرید؟
- به نظر شما کدام جنبه از فرهنگ شرکت ما باید تغییر یا بهبود یابد؟
- چه کاری را انجام نمیدهیم که باید برای ایجاد فرهنگ سازمانی بهتر انجام دهیم؟
- میتوانید موقعیتی را شرح دهید که در نقش خود احساس عدم حمایت یا عدم ارزش داشتید؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد محیط سازمان
- محیط کار را چگونه توصیف میکنید؟
- چه چیزی را در مورد محیط کار/منطقه کاری خود بیشتر دوست دارید؟
- چه چیزی را در مورد محیط کار/منطقه کاری خود کمتر دوست دارید؟
- به نظر شما برای بهبود محیط کار/منطقه کاری شما باید حتماً چه چیزی را تغییر دهیم یا اضافه کنیم؟
- چقدر از خط مشی دورکاری ما راضی بودید؟
- آیا مسائل خاصی در محیط کار وجود داشت که به تصمیم شما برای ترک کمک کرد؟
- آیا احساس کردید که ابزار و منابع کافی برای انجام درست کار خود دارید؟ اگر نه، چه چیزی کم بود؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد تکنولوژی
- از ابزارهایی که برای برقراری ارتباط با همکاران و/یا مشتریان خود هنگام کار از راه دور استفاده میکردید چقدر رضایت داشتید؟
- استفاده از چه نرم افزار/ابزاری را فوراً متوقف کنیم؟
- چقدر از سطح پشتیبانی فناوری اطلاعاتی که در حین کار از راه دور دریافت کردهاید راضی هستید؟
- زمانی که برای اولین بار برای ما شروع به کار کردید، استفاده از سیستمها و برنامههای مختلف چقدر آسان بود؟
سوالاتی برای جمعبندی و پایان مصاحبه خروج
- آیا مورد دیگری وجود دارد که بخواهید در حین خروج از سازمان در مورد آن صحبت کنید که به آن پرداخته نشده است؟
- اگر به جای من با بنیانگذاران/صاحبان صحبت میکردید، چه توصیهای به آنها میکردید؟
- چه توصیهای در مورد بهبود فرآیند خروج به ما میدهید؟
این مطلب را هم ببیند: نمونه فرم مصاحبه خروج کارکنان
انواع مصاحبه خروج
مصاحبههای خروج ساختار یافته، خروج نیمه ساختار یافته، و خروج با کمک پرسشنامه انواع مختلف مصاحبههای خروج هستند که در هرکدام از آنها از روشها و استراتژیهای خاصی برای جمعآوری اطلاعات استفاده میشود. در زیر توضیحاتی درباره هرکدام آمده است:
1.مصاحبه خروج ساختار یافته
در این نوع مصاحبه، مصاحبهگر یک ساختار دقیق را دنبال میکند. این به این معناست که تعداد و نوع سوالات به دقت مشخص شدهاند و به ترتیب مشخصی از اطلاعات خروجی استفاده میشود.
2. مصاحبه خروج نیمه ساختار یافته
در این نوع مصاحبه، بخشی از سوالات و ساختار مصاحبه به دقت تعیین شدهاند، اما در عین حال، فرصت برای گفتگو با مصاحبهشونده وجود دارد. این نوع مصاحبه اجازه میدهد تا به پرسشهای جدید نیز پرداخته شود و تا حدودی از انعطاف در جریان مصاحبه بهره برده شود.
مصاحبه خروج با کمک پرسشنامه
در این نوع مصاحبه، پرسشنامه به عنوان یک راهنما یا قالب استفاده میشود. مصاحبهکننده از پرسشهای پیش تعیین شده در پرسشنامه برای جمعآوری اطلاعات استفاده میکند. این نوع مصاحبه به مصاحبهگر اجازه میدهد تا از دقت و یکنواختی در جمعآوری اطلاعات بهرهمند شود.
بهتر است، مصاحبه نیمه ساختار یافته طراحی شود و بر اساس پاسخ سوالات مصاحبه شونده، سوالات پیگیرانه را طراحی کنیم.
این مقاله را هم مطالعه کنید: انواع مصاحبه در مدیریت منابع انسانی(راهنمای جامع)
تحلیل مصاحبه خروج
گام بعدی بعد از انجام مصاحبه خروج، این است که مطمئن شوید دادههایی که جمع آوری میکنید تجزیه و تحلیل شده و هدر نمیروند. بازخوردهای جمعآوری شده را مرور کنید تا بتوانید الگوها، مضامین تکرار شونده و زمینههای بهبود در سازمان را کشف کنید.
زمانی که پاسخها از تعداد زیادی از مصاحبههای خروج جمع آوری شود میتواند به شما برای شناسایی علل اصلی ترک شغل و طراحی یک استراتژی منسجم برای حفظ کارکنان کمک کند. از این دیدگاه اطلاعات جمع آوری شده از مصاحبههای خروجی یکی از عوامل مهم در بهبود مداوم محل کار است.
چه کسی مصاحبه خروج را انجام میدهد؟
مصاحبه خروج معمولا توسط مدیر و یا مشاوران منابع انسانی سازمان انجام میشود، برای انجام آن حتما فضای راحت و دوستانه و زمان کافی(حداقل یک ساعت) در نظر بگیرید. همچنین این مصاحبه را بعد از تسویه حساب مالی کارکنان و قطع کامل رابطه فی مابین انجام دهید که هم اطلاعات درستتری تولید کند و هم اعتبار بیشتری داشته باشد.
دکتر ابوالعلایی در کتاب کارکنان چرا میآیند، چرا میمانند، چرا میروند، جملات کارکنان را که از مصاحبههای خروج از خدمت در کشورمان حاصل شده منعکس کردند که تصویر خوبی از عوامل موثر بر ترک خدمت کارکنان ایرانی را مشخص مینماید، بعضی از این جملات در ادامه آمده است:
* این اواخر در زندگی و کار به یکنواختی رسیده بودم و همه چیز برایم روتین بود.
* احساس می کردم از تمام ظرفیت و پتانسیل من استفاده نمیشود.
* تمایل داشتم در محیط کم استرس تری کار کنم.
* احساس میکردم در حال درجا زدن هستم.
* ساعت کاری زیاد و نوع کار کارمندی اجازه نمیدهد که به برنامه شخصی خودم برسم.
* من شرکت را دوست داشتم اما زندگی خرج دارد.
* مشخص ترین دلیل خروجم درآمد است و بعد فشار کاری
* مدیر به آدمها به چشم ابزار نگاه میکند.
* احساسم این بود که بیش از انتظار سازمان کار می کردم اما دیده نمیشدم.
* کیفیت کار و تلاش ما در پادش دیده نمیشود.
* یک سری پستها قفل شده و فقط در اختیار افراد خاص است.
* انتظار داشتم پیشنهادهای فنی که می دادم مورد پذیرش و اجرا قرار گیرد؛ اما دلایل قانع کنندهای نمیشنیدم و ایدههایم در نطفه خفه میشد.
* این اواخر احساس تنهایی میکردم، انتظار درک و حمایت و ارتقا داشتم. نیاز به دلخوشی و تشویق داشتم که تامین نشد.
نکاتی برای انجام مصاحبه خروج
- مصاحبه را در یک محیط خصوصی و آرام انجام دهید.
- به کارمند اطمینان دهید که پاسخهای او محرمانه خواهد ماند.
- به طور فعال به پاسخهای کارمند گوش دهید و با دقت یادداشتبرداری کنید.
- از پرسیدن سوالات جهتدار خودداری کنید.
- به کارمند فرصت دهید تا هرگونه سوال یا نگرانی خود را بیان کند.
- از کارمند برای وقت و بازخوردش تشکر کنید.
سخن پایانی
سخن آخر این که در بازار رقابتی امروز، به هر حال روزی کارکنان ما را ترک خواهند کرد و مصاحبه خروج میتواند اطلاعات ارزشمندی را به منظور حفظ کارکنان کلیدی در اختیار ما قرار دهد اگر شرکت شما این کار را انجام نمیدهد یا آن را به صورت جدی و نظاممند انجام نمیدهد بر ایجاد تغییر در این رویه پافشاری کنید.
منابع:
https://www.aihr.com/blog/exit-interview-questions/
کتاب استخدام و حفظ بهترین کارکنان/ علی شیرازی
کتاب کارکنان چرا میآیند، چرا میمانند، چرا میروند/ دکتر بهزاد ابوالعلایی
تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی
نویسنده: سونیا جلالی
مدیریت منابع انسانی از باورهای سنتی تا واقعیتهای جدید
مدیریت منابع انسانی در حال تغییر و تحول است زیرا سازمانها در حال تغییر و تحول هستند. این تغییر حتی در واژگان مدیریت منابع انسانی نیز قابل مشاهده است، تغییر از اداره کارگزینی به اداره امور کارکنان و امروزه از دپارتمان مدیریت منابع انسانی به مدیریت سرمایههای انسانی!
به تبع این تغییرات، مدیر منابع انسانی نیز در حال حاضر کشورمان از آن دسته مشاغلی است که با تقاضای بسیار زیاد از جانب سازمانها و همچنین افراد روبروست، روزانه به افراد زیادی برمیخورم که قصد دارند آینده شغلی خود را در نقش مدیر منابع انسانی ترسیم نمایند، در مصاحبههایی که در کانونهای ارزیابی و شناخت با کارشناسان منابع انسانی و حتی حوزه اداری سازمانها دارم، درصد زیادی از این افراد معتقدند که الان قادرند در موقعیت مدیر منابع انسانی مجموعه خود قرار بگیرند، به بیان ساده این باور عمومی وجود دارد که هر کسی میتواند این فعالیتها را انجام دهد، اما خیلی اوقات باورها در خصوص ورود به این حرفه واقع بینانه نیست، به بیان دیگر نوعی ساده انگاری مبتنی بر باورهای سنتی در بین تعداد زیادی از افراد متقاضی ورود به این حرفه وجود دارد،.
باورهای سنتی در مدیریت منابع انسانی
به طور مثال یکی از باورهای سنتی در این حرفه این است که افرادی که در این پست قرار میگیرند آدمها را دوست دارند، پس من هم چون دیگر انسانها را دوست دارم، فرد مناسبی برای احراز این حرفه هستم! اما واقعیت جدید این است که واحدهای منابع انسانی صرفا به منظور شناسایی و درمان آسیبهای سازمانی یا حس ناکامیهای اجتماعی طراحی نمیشوند، حرفهایهای منابع انسانی باید رویههایی را ایجاد کنند که توان رقابتی کارکنان و نه فقط آسایش و رفاه آنها افزایش یابد.

باور عمومی دیگری که وجود دارد این است که شغل منابع انسانی بر عهده انسانهای خوب است و گاهی تعریف ما از خوب بودن در این حرفه، فردی است که صد در صد در زمین کارکنان بازی میکند، در صورتی که در حقیقت متخصصین منابع انسانی بایستی دارای نقش استراتژیک بوده و به تعامل با مدیران عملیاتی بپردازند، در عین حال حامی کارکنان باشند. از سوی دیگر گاهی اوقات رویههای منابع انسانی نیازمند مباحثه و مناظره جدی است. حرفهایهای منابع انسانی بایستی آدم های مبارزه طلب، چالشی و در عین حال حمایت کننده باشند.
باور سوم این است که از آن جا که منابع انسانی به جنبه نرم کسب و کار مربوط می شود پس پاسخگو نیست. در صورتی که بر طبق واقعیتهای جدید، تاثیر رویههای منابع انسانی بر نتایج کسب و کار میتواند و میبایست اندازه گیری شود. حرفهای های منابع انسانی باید یاد بگیرند که چگونه نتایج کارشان را مانند عملکرد مالی گزارش کنند.
با نگاهی به واقعیتهای جدید در حوزه مدیریت منابع انسانی، پرواضح است متخصصان حرفهای منابع انسانی باید در عرصه تئوری و عمل تسلط داشته باشند. و شایستگیهایی داشته باشد که قادر به ایفای نقش حرفهای مدیر منابع انسانی در سازمانها باشد.
مدل شایستگی منابع انسانیSHRM یکی از کاملترین مدلهای شایستگی در حوزه مدیریت منابع انسانی است که به عنوان مبنایی برای شناخت و توسعه شایستگیهای متخصصان منابع انسانی در سراسر دنیا کاربرد دارد و میتواند در انتخاب و ارزیابی افراد شایسته برای این پست استراتژیک سازمانی بسیار راهگشا باشد.
این مدل را در شکل زیر مشاهده میفرمایید.

مدل شایستگی منابع انسانی
در این مدل نه شایستگی اصلی وجود دارد و هر کدام از این شایستگیها از تعداد زیادی زیر شایستگی تشکیل شده است، به طور مثال شایستگی مشاوره خود شامل زیر شایستگیهایی نظیر، مربیگری، مدیریت پروژه، حل مساله، انعطاف پذیری و… میشود که اگر به خاطر داشته باشید در سلسله مقالات چطور به یک فرد حرفهای در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل شویم، یادگرفتیم که این شایستگیهارا با چه روشهایی میتوان توسعه داد.
کوتاه سخن این که شغل منابع انسانی یک شغل استراتژیک است که طیف وسیعی از شایستگیها را طلب میکند بسیار وسیعتر از آن که با یکی دو سال تجربه در حوزه اداری و مطالعه یکی دو کتاب ادعای نشستن بر مسند این پست حساس سازمانی را داشته باشیم، به طی کردن پله پله این مسیر باور داشته باشیم.
منابع:
کتاب تعالی منابع انسانی/ بهروز قلیچ خانی
تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی
نویسنده: سونیا جلالی
ارزیاب کیست و در یک کانون ارزیابی چه وظایفی دارد؟
یکی از اصلیترین ارکان کانون های ارزیابی ارزیابان هستند که در کنار طراحی مناسب مدل شایستگی و همچنین ابزارها و تمرینات سنجش شایستگیها نقش مهمی در موفقیت برگزاری کانونهای ارزیابی و توسعه را ایفا می نمایند. با توجه به نقش کلیدی و تعیین کننده ارزیابان، در این مقاله به دنبال پاسخ این سوالیم که ارزیابان در طول یک کانون ارزیابی چه وظایفی را بر عهده دارند و برای انجام آن چه ویژگیهایی باید داشته باشند.
ارزیاب کیست؟
ارزیابان افرادی هستند که در کانون ارزیابی به مشاهده، ارزیابی و امتیازدهی به ارزیابی شوندگان میپردازند و برای انجام این کار دانش، مهارت و شایستگیهای لازم را دارند و دورههای آموزشی مرتبط را طی کردهاند.
وظایف ارزیابان در کانون ارزیابی
وظیفه ارزیابان کانون ارزیابی در دو کلمه خلاصه میشود: ارزیابی رفتار
به طور ساده میتوان گفت که رفتار هر چیزی است که میگوییم و انجام میدهیم. ارزیابی رفتار دو کلمه به ظاهر ساده است که طی یک فرآیند چهارمرحلهای پیچیده اتفاق می افتد، این چهار مرحله عبارتند از مشاهده، ثبت، طبقه بندی و ارزیابی رفتار که در شکل زیر نمایش داده شدهاند.

چهار مرحله ارزیابی رفتار
شکل هرمی نشاندهنده این موضوع است که هر مرحله بر مرحله قبلی استوار است. بنابراین در نهایت تمامی ارزیابیها باید بر رفتار مشاهده شده استوار باشند و ارزیابها همیشه باید بتوانند شواهد مناسبی برای ارزیابی خود ارائه کنند، در ادامه تک تک این مراحل را با هم مرور می کنیم:
مشاهده مهمترین وظیفه ارزیاب است
اولین و مهمترین وظیفه ارزیاب در هر یک از تمرینات، مشاهده رفتار است و به عنوان بنیان مراحل بعدی تلقی میشود. مشاهده به هر آن چه که کاندیدای مورد ارزیابی میگوید و یا انجام میدهد دلالت دارد، رفتار را میتوان با تمام حواس پنج گانه مشاهده کرد؛ اما ما به طور معمول از چشم و گوش خودمان برای این منظور استفاده میکنیم. واضح است که افراد به سادگی در مورد آنچه مشاهده میکنند گیج میشوند؛ چون بسیاری از مشاهدات ما با قضاوتهای ناشی از پیش داوری و تعابیر ما درهم آمیختهاند. ماهیت آدمی این است که در هنگام ارزیابی رفتار افراد، نتیجه بگیرد و آنچه را مشاهده کرده است مورد ارزیابی قرار دهد. این دامی است که فرآیند ارزیابی رفتار گرا میخواهد از آن پرهیز کند.
مهمترین نکته این است که مشاهده رفتار مبتنی بر واقعیت است و نه تعبیر.
ثبت مشاهدات
هر چند فرآیند ارزیابی رفتار در چهار مرحله نمایش داده میشود، دو مرحله نخست مشاهده و ثبت مستقل نبوده و همزمان انجام میشود. یعنی ارزیاب هم میبیند و توجه میکند و هم مینویسد و ثبت مینماید، در نتیجه نقش ارزیاب در حین تمرین، ارزیابی شرکت کننده نیست و تنها باید اطلاعات جمع کند. طبقه بندی و ارزیابی پس از تمرین انجام میشود.
در این مرحله ارزیاب رفتارها(هر انچه کاندیدای ارزیابی میگوید و یا انجام میدهد)را ثبت و یادداشت مینماید.
ثبت رفتار مشاهده شده، ثبت تمام مواردی است که مشاهده کردهایم، نه چیزهایی که فکر میکنیم مشاهده کردهایم.
اکثر ارزیابها ثبت رفتار شرکت کننده را وظیفهای خسته کننده و دشوار میدانند. البته آنها بر اهمیت فوق العاده آن نیز وقوف دارند، همانطور که پیش تر عنوان شد، کیفیت هر مرحلهای از فرآیند ارزیابی بر مراحل قبلی متکی است. اگر ثبت رفتار به اندازه کافی دقیق و درست نباشد، توانایی طبقه بندی عملکرد شرکت کننده افت شدیدی خواهد کرد.
طبقه بندی
پس از پایان تمرین، ارزیابها میتوانند طبقه بندی رفتارهای مشاهده شده و تخصیص آن به شایستگیهای مورد ارزیابی را آغاز کنند. بهتر است که طبقه بندی موارد ثبت شده بلافاصله بعد از تکمیل مشاهده و ثبت رفتارها صورت بگیرد. در این صورت ارزیاب نسبت به اتفاقات در حین تمرین حضور ذهن داشته و میتواند یادداشتهایش را در صورت لزوم تکمیل کند. منظور ما از تکمیل یادداشتها، اضافه کردن موارد فراموش شده یا ناقص است و نباید به دنبال چیزهای جدید بود.
در طبقه بندی رفتار مشخص میکنیم که هر یک از رفتارها به کدام شایستگیها مربوط است؟و مثبت است یا منفی؟
ارزیابها باید توجه داشته باشند که از آنها انتظار میرود وقایع را گزارش کنند و نباید اجازه دهند تعبیر شخصی بر قضاوت آنها از واقعیت تاثیر بگذارد. حتما باید در برنامهریزی کانون، فاصلهای بین دو تمرین در نظر گرفت تا ارزیاب فرصت تکمیل ثبت رفتار خود را داشته باشد.
یک نمونه از طبقه بندی رفتار در شکل زیر نمایش داده شده است.

نمونه طبقه بندی رفتار
ارزیابی(امتیازدهی)
بخش پایانی فرآیند ارزیابی رفتار، امتیازدهی به هر یک از شایستگیها برای کاندیدای مورد ارزیابی است، در این مرحله بر اساس مراحل قبل و با توجه به شواهد مثبت و منفی طبقه بندی شده برای هر شایستگی، امتیازی به فرد میدهیم که توانمندی وی را در آن شایستگی نشان دهد.
ارزیابی(امتیازدهی)، توانمندی داوطلب مورد ارزیابی را در شایستگیهای مورد ارزیابی در تمرینات نشان میدهد.
بدیهی است که تمام ارزیابها باید از مقیاس یکسانی استفاده کنند و مهمتر این که تعبیری مشابه از مقیاس خود داشته باشند، نمونه ای از مقیاسها در ادامه آمده است:
5: مطلوب
4: بالاتر از حد انتظار
3: در حد انتظار
2: پایین تر از حد انتظار
1: ضعیف
به عنوان مثال وقتی ارزیاب در کار گروهی به فردی در شایستگی رهبری امتیاز 3 می دهد، به این معناست که شرکت کننده در مقایسه با نیازهای شغل، سطح قابل قبولی از رهبری را در کار گروهی نشان داده است.
ارزیابان باید تمام شواهد معیارها را مرور کرده و کیفیت نمونهها را در نظر بگیرند و بر اساس آن به شایستگیها امتیاز بدهند.
با انجام این مرحله فرآیند چهار مرحلهای ارزیابی رفتار به پایان میرسد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: جانشین پروری چیست؟(راهنمای کامل مدیران منابع انسانی)
ویژگیها و مشخصات ارزیابان
کار ارزیابی، کاری سخت و طاقت فرساست. ارزیابان میبایست طیف وسیعی از شایستگیها از جمله بیطرفی، توانایی ثبت و طبقه بندی رفتارهای مشاهده شده به طور مداوم، شنونده خوب بودن، وجدان کاری بالا، توانایی تحلیل رفتار دیگران، قدرت تصمیمگیری، انعطافپذیری، توجه به جزئیات، خودکنترلی و نیز سطح بالایی از هوش، استقامت و تعهد را دارا باشد.
حالت ایدهآل در انتخاب ارزیابان این است که آنها باید یک تا دو سطح بالاتر از شغل موردنظر باشند و با نیازمندیها و الزمات شغل به خوبی آشنا باشند.
با توجه به حساسیت انجام مراحل فوق، توجه به وجود تیم ارزیاب آموزش دیده که توانایی ارزیابی رفتار را با حداقل خطا دارا باشند، اهمیت بسزایی مییابد، موضوعی که میبایست در دورههای آموزشی تربیت ارزیاب کانونهای ارزیابی، مورد توجه قرار گیرد.
متاسفانه در حال حاضر در کشور ما مرکز ویژهای برای انتخاب و آموزش ارزیابان و ارزیابی شایستگیهای آنها پیش از ورود به سازمانها جهت ارزیابی وجود ندارد و افرادی به این حرفه وارد شدهاند که از دانش، مهارت و ویژگیهای شخصیتی متناسب با این شغل کلیدی برخوردار نیستند. از آن جایی که ارزیابی یک کار طاقت بسیار حساس و کلیدی است، طیف وسیعی از مهارت ها را نیاز دارد.
به طور مثال یکی از اصلی ترین شایستگیهای مورد نیاز ارزیابان، بیقضاوت بودن است، حال فردی را تصور کنید که دائما در زندگی شخصی در حال برچسب زدن به دیگران است و اکنون هم به حرفه ارزیابی وارد شده است! چطور این فرد قادر است رفتارهای شرکت کنندگان را فاقد از قضاوتها و برچسبهای شخصی تحلیل و ارزیابی نماید؟
از دیدگاه من به عنوان مشاور که از نزدیک درگیر این فرآیند هستم، میبایست یک مرکز ارزیابی دائمی در کشور برای ارزیابی شایستگیهای ارزیابان کانونهای ارزیابی و توسعه تشکیل شود و همه کاندیدهای ارزیابی، پیش از انجام فعالیت حرفهای خود، یکبار حضور در کانون را به عنوان ارزیابی شونده تجربه کرده و توسط این مراکز ارزیابی از نظر شایستگیهای مورد نیاز این حرفه، سنجیده شوند و بعد از طی دورههای آموزشی حرفهای و مهارتی و اخذ گواهینامه حرفه ایبتوانند فعالیت نمایند.
خوشبختانه تحقیقاتی در زمینه شناخت شایستگیهای ارزیابان کانونهای ارزیابی در کشورمان انجام پذیرفته است به طور مثال سازمان مدیریت صنعتی، ۲۱ شایستگی را به ترتیب زیر برای ارزیابان این حرفه عنوان کرده است.

همانطور که در جدول بالا مشخص است کار ارزیابی طیف وسیعی از شایستگیها را طلب میکند و پر واضح است ارزیابان حرفهای که سطح مطلوبی از شایستگی های بالا را دارا هستند، معمولا دستمزدهای بالایی را طلب میکنند، بنابراین خیلی از سازمانهای برگزار کننده کانونهای ارزیابی، ارزیابان تازه کار و فاقد شایستگیهای حرفهای را بکار میگیرند که این امر به شدت از اعتبار مراکز ارزیابی کاسته و متاسفانه مدیران سازمانهای ایرانی را نسبت به اثربخش بودن مراکز ارزیابی و توسعه دچار تردید مینماید.
متاسفانه هنوز در کشورمان، متولی و روشی برای غربالگری ارزیابان این حرفه نداریم، حتی دورههای آموزشی تربیت ارزیاب هم توسط سازمانهای مختلف و با رویکردهای متفاوت و بعضا سلیقهای برگزار میشود و به نظر میرسد به بازانگاری و تحول جدی در انتخاب و آموزش ارزیابان مراکز ارزیابی در کشورمان نیاز داریم. تا آن زمان سازمانهای برگزار کننده کانونهای ارزیابی و توسعه میبایست سخت گیرانهتر نسبت به بکارگیری این رکن مهم کانون عمل کرده و به توسعه اثربخشی این راه حل کارآمد در سازمانها کمک نمایند.
منابع:
کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
کتاب عوامل کلیدی موفقیت در مراکز ارزیابی و توسعه/ دکترجمشیدی، بدلی، حسینی
تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
قانون 30 ثانیه در قدردانی از کارکنان
داشتم کتاب دلی بدست آور جان ماکسول را ورق میزدم، به قانون جالبی تحت عنوان قانون سی ثانیه رسیدم که فکر کردم چقدر میتواند در عین سادگی برای مدیران سازمانهای ما راهگشا باشد.
قانون 30 ثانیه چیست؟
این قانون در یک جمله ساده خلاصه میشود: در 30 ثانیهی اول صحبت با هر کس سخنی تشویق آمیز به او بگویید.
مدیری را تصور کنید که با ورود به جمع همکاران هر یک از آنها را با جملات زیر مورد تشویق قرار میدهد:
” داوود، شنیدم در جلسه صبح امروز شیرین کاشتی.”
“علی، راهنمایی تو خیلی به دردم خورد.”
“کاوه، آمار ماه اردیبهشتت را دیدم، کاری که تو کردی از هیچ کس بر نمیآید.”
“احسان، خوشحالم که رنج سفر را هموار کردی تا امروز دور هم باشیم. میدونم که نظر تو بحث امروز ما را پربار خواهد کرد.”
وقتی انسانها به یکدیگر میرسند سعی میکنند که خود را خوب جلوه دهند. جان کلام، در قاعدهی 30 ثانیه این است که جریان را معکوس کنیم. یعنی وقتی به کسی میرسیم به جای این که خود را خوب جلوه دهیم، راهی بیابیم که او خوب جلوه نماید.

قانون سی ثانیه
چرا قدردانی کردن مهم است؟
همهی انسانها به سخنی لطیف، به تعارفی زیبا که شعلهی امید در دلشان برافروزد نیاز دارند، همه انسانها اگر از ما توجه و تایید و تقدیر ببینند احساس خوبی پیدا میکنند و بهتر عمل میکنند.ماکسول در این کتاب میگوید” هر روز پیش از دیدار مردم، در ذهن خود دنبال جملهای تشویق آمیز میگردم تا در روبه رو شدن بر زبان آورم. چه بسا برای کاری که برای من یا یکی از دوستان من کردهاند از آنها تشکر میکنم. یا شاید به توفیقی که به دست آورده باشند اشاره نمایم، یا از خوی و خصال پسندیدهشان سخن بگویم، کار دشواری نیست اندکی زمان میبرد و کوشش و انضباط میطلبد.”
تاثیر چنین قدردانیهایی را به کرات در جلساتی که با کارکنان سازمانهای مختلف دارم دیدهام، وقتی که از افراد میخواهم ویژگیهای تاثیرگذارترین مدیری که تا الان داشتهاند را فهرست کنند، همواره مدیرانی که با قدردانی کلامی افراد را مورد تمجید قرار دادهاند، در ذهن کارکنان ماندگار شدهاند، به گونهای که کارکنان حتی کلمهای از جمله تحسینآمیزی که از این مدیران شنیدهاند را طی زمان فراموش نکردهاند. علاوه بر این چنین شیوههای انسانها را بر میانگیزاند که همه تاب و توان خویش در راستای موفقت سازمان و مدیرشان ا به کار اندازند.
شاید شما هم این وضعیت را به شم خویش دریافته باشید. مگر نه است که وقتی مورد تحسین قرار میگیرید نیروی بیشتری در خود احساس میکنید و آن گاه که مورد انتقاد قرار میگیرید افسرده خاطر میشوید؟
جالب آن که این موضوع در مورد کودکان نیز به اثبات رسیده است، روان شناسی به نام هنری گدارد با ابزاری که ارگوگراف مینامید دربارهی میزان انرژی کودکان به مطالعه پرداخت، یافتههای او خیره کننده بود، او دریافت که وقتی بچهها کلمهای تحسین آمیز میشنیدند شاهنگ ارگوگراف بیدرنگ بالا میرفت که نشانهای از افزایش سطح انرژی آنها بود. اما وقتی از بچهها انتقاد میشد یا سرکوفت زده میشدند، ارگوگراف نشان میداد که نیروی بدنی شان بلافاصله کاهش مییابد.
بیشتر بخوانید : 7 روش قدردانی از کارکنان در سازمان
نحوه پیاده سازی قانون 30 ثانیه
برای پیاده سازی قانون 30 ثانیه:
*درصدد بالا بردن و نیک جلوه دادن خود نباشید. به جای آن در صدد نیک جلوه دادن دیگران باشید.
*از خود بپرسید: چه کلام مثبت و تشویقآمیزی دارم که به کارکنانم بگویم؟
*همین امروز از توجه، تایید و تقدیر از کارکنانتان دریغ نورزید.
*در 30 ثانیه آغاز گفت و شنود جملهای تحسینآمیز به زبان آرید.
بکارگیری این قانون ساده در محل کار را تجربه کنید و یادتان نرود:
کسانی که بر قدر ما میافزایند ما را به سوی خود میکشند، و کسانی که از قدر ما میکاهند ما را از خود میرانند.
منابع:
کتاب دلی به دست آور/ جان ماکسول
تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی
نویسنده: سونیا جلالی
ماتریس شایستگی/ابزار در کانونهای ارزیابی
همانطور که در مقالات مرتبط با کانون ارزیابی گفتیم، کانونهای ارزیابی و توسعه از 5 رکن اصلی تشکیل شده است که عبارتند از مدل شایستگی، افراد مدعو، ارزیابان، ابزارها و تمرینها و گزارشات بازخورد.
در این مقاله قصد دارم در خصوص ارتباط بین شایستگیها و ابزارهای کانون ارزیابی در قالب ماتریسی به نام ماتریس شایستگی/ ابزار صحبت کنم.
ارتباط بین شایستگیها و تمرینها در کانون ارزیابی
بعد از طراحی مدل شایستگی برای کانون ارزیابی، میبایست تعریف کنیم که هر یک از این شایستگیها قرار است با چه تمرینهایی مورد ارزیابی قرار گیرند، در حقیقت ابتدا باید بدانیم چه شایستگیهایی برایمان مهم است و سپس ابزارها و آزمونها را متناسب با این شایستگیها انتخاب کنیم، از مهمترین ابزارها و تستهایی که میتواند مورد استفاده قرار گیرد و در دنیا نیز رایج است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
مصاحبه مبتنی بر شایستگی
تست شخصیت و سایر تستهای روان شناختی
مورد کاوی
ایفای نقش
بحثها و بازیهای گروهی
ارائه مطلب
جستجوی اطلاعات و تصمیم گیری
تستهای تحلیلی و استدلالی
تمرینها میتوانند برای یک مرکز به صورت سفارشی طراحی شوند یا توسط یک ناشر یا متخصص بیرونی طراحی و سپس خریداری شود، مهم این است که در طراحی تمرینها و آزمونها به نکات زیر توجه شود:
ویژگیهای ابزارها و تمرینات کانون ارزیابی
*تمرینها باید مهمترین فعالیتهای شغلی را منعکس نمایند.
*شکل ارائه اطلاعات در تمرینها باید مشابه شرایط شغلی باشد.
*شکل تمرینها باید رفتارهای مورد نظر را ترغیب کند.
*محتوای تمرینها با سطح دشواری و پیچیدگی مورد نیاز شغل متناسب باشد.
*جذابیت تمرینها منجر به شور و انگیزه در شرکت کنندگان جهت همراهی بیشتر شود. به عنوان مثال تمرین ایفای نقش از جمله تمرینهای جذاب در مراکز ارزیابی در کشور است که مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است، اما در مقابل آزمونهای دانشی و نوشتاری چندان نتوانستهاند جذابیت خود را ارتقا دهند.
*منصفانه بودن ابزارهای سنجش به گونهای که فرصت برابری برای تمام متقاضیان ایجاد کند.
*استفاده از چند تمرین کوتاه به جای یک تمرین بلند توصیه میشود.
*آزمونهای مورد استفاده روایی و اعتبار داشته باشند.
*تعداد تمرینها متناسب استفاده شود.
ماتریس شایستگی/ ابزار چیست؟
پس از طراحی و تعيين ابزارهای مركز، اقدام به تدوين ماتريس شايستگي/ابزار مینماییم و به عنوان راهنما در اختیار تک تک ارزیابان کانون ارزیابی قرار میدهیم که نشان میدهد، کدام شایستگیها در کدام تمرینها سنجیده میشوند. به نحوی كه بيشترين تناسب بين ابزار و شايستگیها وجود داشته باشد یک نمونه از این ماتریس در شکل زیر نمایش داده شده است.
یک نمونه ماتریس شایستگی/ ابزار

به طور مثال در ماتریس بالا مشخص است که شایستگی تصمیم گیری و حل مساله قرار است با سه ابزار بحث گروهی، ایفای نقش و مصاحبه، مورد ارزیابی قرار گیرد، دقت کنید هیچ گاه در یک تمرین بیش از 5 شایستگی مورد ارزیابی قرار نگیرد.
نکته مهم پایانی این که ارزیابی هر شایستگی میبایست با بیش از یک ابزار صورت گیرد، حالت ایده آل این است که هر شایستگی با سه تمرین مورد ارزیابی قرار گیرد، این امر موجب اجتناب از قضاوت ناصحیح خواهد شد، در واقع استفاده از فنون ارزیابی چندگانه یکی از الزامات اصلی یک مرکز ارزیابی و توسعه است و تنوع تمرینها، نوسانات و انجرافات ارزیابی را کاهش میدهد.
منابع:
کتاب عوامل کلیدی موفقیت در مراکز ارزیابی و توسعه/ دکترجمشیدی، بدلی، حسینی
کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
تجربیات شخصی نویسنده در برگزاری کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
معرفی مدل هی گروپ در اندازه گیری اثربخشی کارکنان
سیستمهای نظرسنجی قدیمی، مورد استفاده بسیاری از سازمانها، فقط روی رضایت شغلی کارکنان کار میکنند، اما سوالی که وجود دارد این است که آیا اندازهگیری رضایت کارکنان به تنهایی کافی است؟ آیا به فرض تامین رضایت کارکنان میتوانیم مطمئن باشیم که آنها عملکرد مناسبی دارند؟
نتایج تحقیقات نشان میدهد که، برای داشتن بیشترین خروجی از کارکنان فقط رضایت کافی نیست بلکه ما نیاز به کارکنان دلبسته و توانمندی داریم که برای تحقق اهداف سازمانی تلاش کنند. در حقیقت رضایت شغلی نیز مانند سایر حوزههای مدیریت منابع انسانی، طی سالهای متمادی دستخوش تحولاتی شده است.
در راستای این تغییرات یکی از مدلهایی که طی دهههای اخیر وارد ادبیات مدیریت منابع انسانی شده است مدل هیگروپ در اندازهگیری اثربخشی کارکنان سازمان میباشد، وجه تمایز این مدل، در نگاه آن به اثربخشی کارکنان از دو جنبه تعلق و توانمندی است؛ منطق این مدل بر این مبناست که سازمانهای زیادی در دنیا در زمینه افزایش تعلق کارکنان اقدام مینمایند، اما با افزایش تعلق کارکنان به تنهایی نمیتوان انتظار بالاترین عملکرد را داشت، نیاز امروز سازمانها کارکنانی اثربخش است یعنی کارکنانی که علاوه بر تعلق توانمند هستند و در جهت تحقق اهداف سازمانی تلاش مینمایند.
معرفی مدل هی گروپ
در مدل اندازه گیری اثربخشی کارکنان که توسط هیگروپ توسعه داده شده است، دو متغیر اصلی تعلق سازمانی و توانمندی کارکنان، هر کدام شامل 6 متغیر زیر مجموعه هستند که بر این دو متغیر تاثیرگذار هستند.
در طی تحقیقات همبستگی بین کارکنان اثربخش و سه مولفه، بازدهی مالی، رضایت مشتریان و بازدهی کارکنان در حد بالایی ارزیابی شده است و شرکتهایی که کارکنان به دردبخورتری دارند در این سه مولفه عملکرد بهتری دارند. مدل اندازهگیری اثربخشی کارکنان در شکل زیر نمایش داده شده است.

تعلق سازمانی (دلبستگی) چیست؟
تعلق سازمانی یعنی کارکنان مشتاقانه در جهت تحقق اهداف سازمانی تلاش میکنند و شامل دو فاکتور زیر است:
تعهد:کارکنان از کارکردن در سازمان احساس غرور میکنند وتمایل به ماندن در سازمان دارند.
تلاش آگاهانه: کارکنان از تلاش بیش از حد وظایف تعریف شده برای سازمانشان دریغ نمیکنند.
توانمندی چیست؟
کارکنان زمانی توانمند میشوندکه شغل و محیط کار، از آنها حمایت لازم را به عمل آورد به گونهای که به افرادی بهرهور برای سازمان تبدیل شوند. توانمندی شامل دو فاکتور است:
میدان دادن به کارکنان: شغل چالشی و جذاب که امکان بکارگیری تواناییها و مهارتهای کارکنان را میدهد.
محیط حمایت شده: محیط کار مناسب و حمایتگر، بگونهای که کارکنان بتوانند قابلیتهای خود را بروز دهند.
ماتریس اثربخشی کارکنان
بر اساس این که وضعیت تعلق و توانمندی کارکنان در سازمان ما چگونه ارزیابی شود ماتریسی تولید میشود که در آن کارکنان سازمان به چهاردسته تقسیم میشوند. این ماتریس در شکل زیر نمایش داده شده است:

کارکنان ستاره
ارزشمندترین کارکنان سازمان میباشند و سازمان میبایست ضمن تلاش به حفظ و نگهداری آنان، با طراحی برنامههای توسعه در جهت تبدیل کارکنان سایر قسمتهای ماتریس به کارکنان اثربخش تلاش نماید،
کارکنان کوشا
افراد وفادار و با توانمندی کم هستند با توجه به علاقه این دسته از کارکنان به سازمان میتوان با تدوین برنامههای آموزش و توسعه هدفمند آنها را به کارکنان ستاره تبدیل نمود.
اما سمت چپ این ماتریس به نظر پیچیدهتر میرسد،
کارکنان توانا
کارکنان توانا بسیار مستعد استعفا هستند، این دسته، افرادی توانمند هستند که فقط در چارچوب وظایف تعیین شده و یا حتی کمتر از آن برای سازمان تلاش میکنند و به سادگی با دریافت شرایط بهتر از سازمانهای مشابه سازمان را ترک خواهند کرد.
کارکنان مضطرب
افرادی که نه سازمان را دوست دارند و نه به اندازه کافی در انجام وظایف شغلی توانمند هستند، که نتیجه ارزش ایجاد شده توسط این دسته از کارکنان بسیار کمتر از هزینهای است که سازمان برای آنها صرف میکند.
برطبق تحقیقات، میتوان انتظار افزایش عملکرد 50 درصدی از کارکنان اثربخش داشت، همچنین، چنین کارکنانی، باعث افزایش موفقیت مالی سازمان تا رقم قابل توجه 4.5 برابر میشوند.
با کمک ارزیابی اثربخشی کارکنان سازمانها میتوانند به سرعت به سطح تعهد و تعلق و توانمندی کارکنانشان پی برده و برنامههای توسعه موثری را برای بهبود این دو متغیر مهم و تاثیرگذار، طراحی نمایند.
منابع:
www.haygroup.com
تجربیات شخصی نویسنده در نگرش سنجی کارکنان
نویسنده: سونیا جلالی
چگونه یک مشاور کانون ارزیابی برای سازمانمان انتخاب کنیم؟
در حوزه مدیریت منابع انسانی زمینههای متفاوتی وجود دارد که سازمان تصمیم به استفاده از خدمات مشاور بیرونی میگیرد، کانونهای ارزیابی از جمله حوزههایی است که استفاده از مشاور بیرونی در آن توصیه میشود. افراد محققی مثل کلیو فلچر و نیل اندرسون اشاره دارند که استفاده گسترده از کانونهای ارزیابی به موارد غریبی منجر شده است، آنها به مواردی مثل فقدان آموزش ارزیابها، عدم طراحی مناسب کانون و عدم ارتباط روشن تمرینها و معیارها اشاره کردهاند و این بدین معناست که به مشاور نیاز است، البته وجود مشاور به تنهایی درستی امور را تضمین نمیکند و بدیهی است که مشاوران نیز از کیفیت متفاوتی برخوردارند.
در این مقاله نحوه ارزیابی و انتخاب مشاوران کانون ارزیابی توضیح داده شده است.
مشاور کانون ارزیابی چه کمکی به سازمان میکند؟
نحوه انتخاب و استفاده از مشاور، بستگی به علاقه و توانمندی سازمان برای انجام مراحل مختلف طراحی و اجرای کانون ارزیابی دارد. درگیر کردن مشاور از همان ابتدا مزایایی دارد، فرض کنید مشاور تجربه خوبی داشته باشد، به این ترتیب میتواند تمام فرآیند را هدایت کند و از وجود رویکردی منسجم و یکپارچه مطمئن باشید.
اگر برای نخستین بار است که تصمیم به استقرار و اجرای کانون ارزیابی در سازمانتان گرفته اید، پیشنهاد ما سپردن کل فرآیند طراحی و استقرار به مشاور و قراردادن تیمی از سازمان در کنار مشاور برای انتقال دانش و تجربه به سازمان برای بهره گیری از آن در دورههای آتی میباشد.
اگر در زمینههایی توانمندی دارید به دنبال مشارکت حداقلی مشاور هستید بر حسب توانایی سازمان میتوانید از آنها برای هر یک از مراحل زیر استفاده کنید:
- طراحی مدل شایستگی و مصادیق رفتاری شایستگیها
- طراحی ابزارها و تمرینها
- اجرای آموزش ارزیابها
- طراحی کانون ارزیابی/ توسعه
- ارزیابی(بهرهگیری از ارزیابان بیرونی)
- مدیریت کانون ارزیابی
- راهبری بحث ارزیابها(Wash-up)

شاخصهای انتخاب مشاور کانون ارزیابی
مهمترین مساله در بهرهگیری از مشاور، اطمینان از کفایت دانش و تجربه وی در این حوزه است. به خصوص زمانی که شما به عنوان مشتری در این حوزه در ابتدای راه هستید و دانش کمی دارید، توجه به موارد زیر میتواند در انتخاب مشاور مفید باشد.
- چند سوابقی در زمینه کانون ارزیابی دارد؟
- کارهای آنها کانون ارزیابی بوده است یا کانون توسعهای؟ چه تفاوتی میان آنها قائل هستند؟
- چه برنامهای برای پرورش ارزیابان درون سازمانی دارد؟
- برای چه شرکتهایی کار کرده است؟
- مراحل پیادهسازی کانون ارزیابی را چگونه شرح میدهد؟
- برای ارزیابها چه کسانی را پیشنهاد میکنند؟ نسبت ارزیاب به شرکت کننده را چه عددی میداند؟ برای انتخاب ارزیاب ها چه معیارهایی دارند؟
- چه کتابها و منابعی برای آشنایی شما با کانون ارزیابی توصیه میکنند؟
منابع معرفی شده سطح دانش آنها را از این حوزه مشخص میکند. مراقب باشید که آنها تنها مطالعات علمی نداشته باشند و کانون ارزیابی را به صورت عملی تجربه کرده باشند.
جمع بندی
در کشور ما با توجه به رشد روزافزون استفاده از کانونهای ارزیابی طی سالهای اخیر، آگاهی مدیران سازمانها از دستاوردها و خروجیهای مورد انتظار کانون اطمینان از کیفیت و اثربخشی فرآیند اجرای کانون توسط مشاور بیرونی یا افراد درون سازمان اهمیت بسزایی مییابد.
اجرای ضعیف یک کانون ارزیابی، نتایج منفی و غیرقابل جبران بسیار زیادی برای شرکتکنندگان و مدیران سازمانها به همراه داشته و این امر به شدت از اعتبار مراکز ارزیابی کاسته و مدیران سازمانهای ایرانی را نسبت به اثربخش بودن مراکز ارزیابی و توسعه دچار تردید مینماید.
اگر به خدمات مشاوره مدیریت منابع انسانی و یا مشاوره کانونهای ارزیابی و توسعه نیاز دارید خدمات مشاوره منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی را ملاحظه کنید.
منابع:
کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
تفاوت بین رضایت، تعلق و تجربه کارکنان
هر نوع بیان نظر در مورد یک شیء یا یک فرد یا یک رویداد که در آن قضاوت و ارزیابی نهفته باشد (مستقل از مثبت یا منفی بودن آن) نگرش نامیده میشود.
در رفتار سازمانی سنجش نگرشهای کارکنان نظیر رضایت، تعهد، ماندگاری، تعلق و… از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا در نهایت رفتار کارکنان و عملکرد آنها در سازمان ناشی از نگرش آنها نسبت به شغل و سازمان است. وقتی از تجربه کارکنان به عنوان یک مفهوم جدید در ادبیات مدیریت منابع انسانی صحبت میکنیم این سوال پیش میآید که چطور میتوان بین این مفهوم و نگرشهای رایج رفتار سازمانی نظیر رضایت و تعلق سازمانی ارتباط برقرار کرد؟
با توجه به این که بعضی مواقع این نگرشها مفاهیم بسیار نزدیکی را به ذهن متبادر میسازند، اجازه دهید، در ابتدا مفهوم این نگرش ها را تبیین کنیم.
رضایت کارکنان
از رضایت کارکنان شروع میکنیم، رضایت شغلی بیانگر این است که فرد تا چه اندازه کار خود را دوست دارد، رابینز در کتاب رفتار سازمانی خود توضیح میدهد که تعریف رضایت شغلی، تعریفی بسیار کلی و گسترده است و تقریباً شامل همه چیز میشود وقتی در اثر ارزیابی ویژگیهای شغلی خود احساس مثبت را تجربه میکنیم، رضایت شغلی داریم. نقطه کانونی در رضایت کارکنان احساسات فردی کارمند( مثبت یا منفی)، در مورد شغل آنها است. بنابراین، رضایتمندی کارکنان بر وضعیت شادی و خشنودی کارکنان، که اغلب زودگذر است، تمرکز میکند.
تعلق کارکنان
از سوی دیگر تعلق کارکنان فراتر از احساس خشنودی نسبت به کار است، تعلق ارتباط ذهنی و احساسی ارتقا یافته است که کارکنان نسبت به شغل، سازمان، مدیر یا همکار خود دارند. تعلق بر فرد به شکلی اثر میگذارد که برای انجام کار، داوطلبانه تلاش کند، با کارش عجین شود و انگیزه بالایی داشته باشد، چنین کارکنانی اشتیاق شدیدی نسبت به کارشان دارند، تعهد و خلاقیت ایجاد میکنند، و احساس میکنند مشارکتشان به پیشرفت سازمان کمک میکند.
در یک عبارت زیبا کارکنانی با تعلق کامل، همواره ذهن، دست، قلب و روح خود را در سازمان سرمایهگذاری میکنند. من این تعریف را خیلی دوست دارم چون مفاهیمی نظیر “انرژی”، “شور” و “تعهد” را نشان میدهد و بیانگر یک نیروی انگیزشی قدرتمند است که منجر به دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای سازمان میشود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل حفظ کارکنان در سازمان
رابطه رضایت شغلی و تعلق کارکنان
نکته قابل توجه این که بعضی اوقات رضایت و تعلق کارکنان با هم، هم پوشانی ندارند، یعنی بسیار اتفاق میافتد که وضعیت رضایت شغلی در سازمان ما مطلوب است اما کارکنان اشتیاقی جهت تلاش داوطلبانه فراتر از وظایف شغلی ندارند، یا اگر امکان انتخاب داشته باشند، لزوما به طریقی عمل نمیکنند که منافع سازمان افزایش یابد.
کارکنان با رضایت و بدون تعلق معمولا زمانی سخت تلاش میکنند که تلاش آنها برایشان سودی در پی داشته باشد. اما کارکنان متعلق بخاطر سازمان سخت تلاش میکنند و موفقیت سازمان به آن ها انگیزه میدهد. البته نباید از این موضوع غافل شویم که رضایت کارکنان به عنوان زیرساخت ایجاد تعلق کارکنان مطرح است و اهمیت زیادی دارد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: بهرهوری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+۱۵راهکار برای افزایش بهرهوری
ارتباط بین رضایت شغلی و تعلق کارکنان با تجربه کارکنان
حال که این دو مفهوم را شناختیم، نوبت به تبیین ارتباط آنها با تجربه کارکنان است، همانطور که در مقالات تجربه کارکنان گفتیم، تجربه کارکنان مجموع ادراکات کارکنان در تعامل با سازمان است، در این رویکرد آنچه که در نهایت رضایت و عموزاده قویتر آن تعلق را به همراه دارد ، تجربه کارمند است که توسط رهبران سازمان طراحی و ساخته شده و یا به طور تصادفی در طول مسیر زندگی کارمند در سازمان پذیرفته شدهاند.
در یک عبارت ساده رضایت و تعلق کارکنان محصول و فرزند تجربه کارکنان است، EX، ادراکات کارکنان را توليد ميکند که به نوبه خود باعث رضايت یا عدم رضایت و تعلق یا عدم تعلق کارکنان ميشود.
جمعبندی
سالهاست که در حوزه رفتار سازمانی، رضایت و تعلق کارکنان را به صورت دقیق اندازهگیری میکنیم. طی چند دهه گذشته، سازمانها سرمایهگذاریهای قابل توجهی بخصوص در برنامههای رضایت و تعلق کارکنان انجام دادهاند. با این حال اقدامات انجام شده اثربخش نیست و نمرات در پایینترین سطح خود قرار دارند. وقت آن رسیده که نگاه متفاوتی برای سرمایهگذاری روی بهبود نگرشهای کارکنان از طریق تجربه کارکنان داشته باشیم.
در تجربه کارکنان فرض بر این است که به طور همزمان میتوانید سه متغیر تجربه کارکنان، رضایت کارکنان و تعلق کارکنان را بهبود ببخشید.
در این رویکرد جدید شما فقط بر روی یک متغیر مستقل که EX است، تمرکز میکنید دو متغیردیگر، متغیرهای وابسته یا نتایجی هستند خود به خود در زمینی که برای خلق تجربیات عالی برای کارکنان بذرپاشی کردهایم، شکل گرفته و رشد میکنند.
منابع:
https://www.decision-wise.com
نویسنده: سونیا جلالی
چطور یک چشم انداز فردی (Vision) بنویسیم؟
چشم انداز فردی چیست؟
ویژن(vison) در انگلیسی یعنی توانایی تصور آینده و برنامه ریزی درست برای آن، که همان آرزوی بلند مدت است، پاسخ به این سوال که در زندگی خود میخواهید به کجا برسید؟
در واقع به بیان ساده اگر بخواهیم بگوییم، چشم انداز هنر دیدن چیزی است که برای دیگران قابل مشاهده نیست البته باید توجه داشت که تصویر ذهنی در برابر آنچه میتواند تحقق یابد نیست بلکه چشم انداز یعنی درخواست و تقاضا از خود بهترمان یا بخش بهتر خودمان ( توانمندیها و تعهد و …) که ما را یاری کند تا چیزی بیشتر و برتر از آنچه هستیم، بشویم.
احتمالا شما هم تاکنون روشهای گوناگونی برای خلق چشم انداز شخصی را شنیده و یا تجربه کردهاید، اما من میخواهم در این نوشتار، دو روش غیرمتعارف را برای ساختن یک چشم انداز شخصی را به شما معرفی کنم.

چطور یک چشم انداز شخصی بنویسیم؟
دو تمرین زیر را امتحان کنید تا به شما در روشن کردن چشم انداز شخصیتان کمک کند.
تمرین 1: نامهای به خودتان در آینده بنویسید.
این روش بسیار جالبی است برای ایجاد چشم اندازی است که امیدوارید به آن برسید. به خودتان در آینده مثلا پنج یا ده سال دیگر فکر کنید. این فرصتی است که از همه چیز فارغ شوید و رویاسازی کنید. چه احساسی خواهید داشت؟ امیدوارید چه جور شخصی باشید؟ در آن زمان چطور از پس چالشهای زندگی بر میآیید؟ به چه چیزهایی رسیدهاید؟ نامه ای بر اساس این موضوعات به خودتان بنویسید. این چشم انداز چیزی را در اختیار مغزتان قرار می دهد تا به طرف آن حرکت کنید و فرصتی است که بتوانید مسیری را که میخواهید در آن قدم بگذارید کشف کنید.
نامه را به دیوار خانهتان بزنید یا از یکی از دوستان خوبتان بخواهید که نامه را در زمانی در سال آینده برایتان پست کند. اکثر افراد وقتی نامهای از خودشان دریافت میکنند که پست آن را تحویل داده است، احساس بسیار خوبی پیدا میکنند و واکنش آنها نسبت به این موضوع همیشه طوری است که به نظر میرسد در بهترین زمان زندگیشان به دستشان رسیده است.
تمرین 2: در تشییع جنازهی خودتان شرکت کنید.
اين روش بسيار جالبی براي ايجاد ويژنی است كه اميدواريد در آينده به آن برسيد.
سعی كنيد در مقابل بي ميلي خود نسبت به انجام اين تمرين مقاومت كنيد زيرا بسيار تاثيرگذار است و به شما انگيزه میدهد.
فرض كنيد در مراسم خاكسپاری خودتان هستيد. متوجه دوستان و اقوامی كه در اطرافتان وجود دارند هستيد، هر كدام از افراد را در نظر بگيريد و تصور كنيد كه دوست داريد هر كدام در مورد شما چه بگويند؟ در واقع چيزهای مثبتی را بشنويد كه در مورد شما و زندگيتان میگويند
آنها شما را چطور ارزيابی میكنند؟ دوست داريد در مورد کدام ویژگی شخصیتی شما صحبت کنند؟ چه چيزی در شما را تحسين كردهاند؟
به مدت دو هفته هر روز اين سوال را از خود بپرسيد: اگر امروز روز آخر عمرم بود، باز هم میخواستم همان كاری را انجام دهم كه امروز به دنبالش هستم؟
در صورتی كه چندين روز پياپی پاسخ شما به اين سوال نه بود میفهميد كه بايد چيزی را تغيير دهيد.
حتي اگر با صراحت اين سوال را از خود نپرسيد، اين حسن را دارد كه درمیيابيد به ياد مرگ بودن چقدر ارزشمند است و به شما كمك میكند كه بيدار شويد و روی چيزی متمركز شويد كه بيشترين اهميت را در زندگيتان دارد.

نمونه چشم انداز فردی
من، در تمامی اعمال و تصمیماتم، به دنبال رشد و توسعه فردی و حرفهای خود هستم. چشمانداز من از زندگی، یک زندگی معنادار و پر از ارزش است که با توجه به اهداف شخصی و حرفهایم تحت تأثیر قرار میگیرد.
در زمینهٔ تحصیلات و دانش، همیشه به دنبال یادگیری و بهبود مهارتهایم هستم. من تلاش میکنم تا در زمینهٔ تخصصی خود به روز بمانم و از آخرین دستاوردها و تکنولوژیها استفاده کنم تا به بهترین شکل ممکن در حوزهٔ خود عمل کنم و به جامعه کمک کنم.
در روابط انسانی، تمایل دارم به ایجاد و حفظ روابط سالم و معنادار با دیگران بپردازم. من ارزشهایی از قبیل احترام، انصاف و تعامل متقابل را در روابطم تأکید میدهم و به دنبال ایجاد ارتباطاتی قوی و پایدار هستم که به همدلی و پشتیبانی از یکدیگر منجر شود.
در کنار اینها، چشمانداز من از زندگی شامل سلامتی، خوشبختی و تعادل است. من تلاش میکنم تا با مراقبت از سلامت جسمی و روحیام، انرژی و ذهنیت مثبتی را حفظ کنم تا بتوانم به بهترین نسخه از خودم تبدیل شوم و به دیگران کمک کنم تا بهترین خودشان را دنبال کنند.
سخن پایانی
ساختن یک زندگی بدون ویژن مثل ساختن پازل بدون داشتن تصویر دقیق از آن است. اگر در میان این هزار تکه پازل، تصویر کلی روشنی از آنچه قرار است بسازیم نداشته باشیم، ساعتها طول میکشد تا قطعههای درست را کنار هم بچینیم و گاهی تقریبا محال میشود. و اگر قطعاتی را با تلاش فراوان کنار هم جور کنیم، اگر به طور ناخواسته یا بر اثر تصادف یا ضربهای به هم بریزد جور کردن مجدد آنها هم سخت خواهد بود و هم بسیار نا امید کننده. در حالیکه اگر تصویر روشنی از آنچه قرار است درست کنیم در مقابل خود داشته باشیم، خیلی راحتتر قطعهها را یکی یکی کنار هم خواهیم چید و به دقت می دانیم که کدام رنگ در کجای پازل باید بنشیند.
منابع:
اصول و مبانی مایندفولنس/ آیدا رشیدی شیراز
http://choicetheory.ir/
نویسنده: سونیا جلالی