رابطه رضایت شغلی و تجارب کارکنان
مقالات, رضایت، تعهد، تعلق, مقالات تجربه کارکنان

تفاوت بین رضایت، تعلق و تجربه کارکنان

هر نوع بیان نظر در مورد یک شیء یا یک فرد یا یک رویداد که در آن قضاوت و ارزیابی نهفته باشد (مستقل از مثبت یا منفی بودن آن) نگرش نامیده می‌شود.
در رفتار سازمانی سنجش نگرش‌های کارکنان نظیر رضایت، تعهد، ماندگاری، تعلق و… از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا در نهایت رفتار کارکنان و عملکرد آن‌ها در سازمان ناشی از نگرش آن‌ها نسبت به شغل و سازمان است. وقتی از تجربه کارکنان به عنوان یک مفهوم جدید در ادبیات مدیریت منابع انسانی صحبت می‌کنیم این سوال پیش می‌آید که چطور می‌توان بین این مفهوم و نگرش‌های رایج رفتار سازمانی نظیر رضایت و تعلق سازمانی ارتباط برقرار کرد؟

با توجه به این که بعضی مواقع این نگرش‌ها مفاهیم بسیار نزدیکی را به ذهن متبادر می‌سازند، اجازه دهید، در ابتدا مفهوم این نگرش ها را تبیین کنیم.

رضایت کارکنان

از رضایت کارکنان شروع می‌کنیم، رضایت شغلی بیانگر این است که فرد تا چه اندازه کار خود را دوست دارد، رابینز در کتاب رفتار سازمانی خود توضیح می‌دهد که تعریف رضایت شغلی، تعریفی بسیار کلی و گسترده است و تقریباً شامل همه چیز می‌شود وقتی در اثر ارزیابی ویژگی‌های شغلی خود احساس مثبت را تجربه می‌کنیم، رضایت شغلی داریم. نقطه کانونی در رضایت کارکنان احساسات فردی کارمند( مثبت یا منفی)، در مورد شغل آنها است. بنابراین، رضایتمندی کارکنان بر وضعیت شادی و خشنودی کارکنان، که اغلب زودگذر است، تمرکز می‌کند.

تعلق کارکنان

از سوی دیگر تعلق کارکنان فراتر از احساس خشنودی نسبت به کار است، تعلق ارتباط ذهنی و احساسی ارتقا یافته است که کارکنان نسبت به شغل، سازمان، مدیر یا همکار خود دارند. تعلق بر فرد به شکلی اثر می‌گذارد که برای انجام کار، داوطلبانه تلاش کند، با کارش عجین شود و انگیزه بالایی داشته باشد، چنین کارکنانی اشتیاق شدیدی نسبت به کارشان دارند، تعهد و خلاقیت ایجاد می‌کنند، و احساس می‌کنند مشارکتشان به پیشرفت سازمان کمک می‌کند.

در یک عبارت زیبا کارکنانی با تعلق کامل، همواره ذهن، دست، قلب و روح خود را در سازمان سرمایه‌گذاری می‌کنند. من این تعریف را خیلی دوست دارم چون مفاهیمی نظیر “انرژی”، “شور” و “تعهد” را نشان می‌دهد و بیانگر یک نیروی انگیزشی قدرتمند است که منجر به دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای سازمان می‌شود.

این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای کامل حفظ کارکنان در سازمان

رابطه رضایت شغلی و تعلق‌ کارکنان

نکته قابل توجه این که بعضی اوقات رضایت و تعلق کارکنان با هم، هم پوشانی ندارند، یعنی بسیار اتفاق می‌افتد که وضعیت رضایت شغلی در سازمان ما مطلوب است اما کارکنان اشتیاقی جهت تلاش داوطلبانه فراتر از وظایف شغلی ندارند، یا اگر امکان انتخاب داشته باشند، لزوما به طریقی عمل نمی‌کنند که منافع سازمان افزایش یابد.
کارکنان با رضایت و بدون تعلق معمولا زمانی سخت تلاش می‌کنند که تلاش آن‌ها برایشان سودی در پی داشته باشد. اما کارکنان متعلق بخاطر سازمان سخت تلاش می‌کنند و موفقیت سازمان به آن ها انگیزه می‌دهد. البته نباید از این موضوع غافل شویم که رضایت کارکنان به عنوان زیرساخت ایجاد تعلق کارکنان مطرح است و اهمیت زیادی دارد.

رابطه بین رضایت و تعلق خاطر کارکنان
رضایت و تعلق کارکنان

این مقاله را هم مطالعه کنید: بهره‌وری کارکنان چیست؟ فرمول محاسبه+۱۵راهکار برای افزایش بهره‌وری

ارتباط بین رضایت شغلی و تعلق کارکنان با تجربه کارکنان

حال که این دو مفهوم را شناختیم، نوبت به تبیین ارتباط آن‌ها با تجربه کارکنان است، همانطور که در مقالات تجربه کارکنان گفتیم، تجربه کارکنان مجموع ادراکات کارکنان در تعامل با سازمان است، در این رویکرد آنچه که در نهایت رضایت و عموزاده قوی‌تر آن تعلق را به همراه دارد ، تجربه کارمند است که توسط رهبران سازمان طراحی و ساخته شده و یا به طور تصادفی در طول مسیر زندگی کارمند در سازمان پذیرفته شده‌اند.

در یک عبارت ساده رضایت و تعلق کارکنان محصول و فرزند تجربه کارکنان است، EX، ادراکات کارکنان را توليد مي‌کند که به نوبه خود باعث رضايت یا عدم رضایت و تعلق یا عدم تعلق کارکنان مي‌شود.

جمع‌بندی

سال‌هاست که در حوزه رفتار سازمانی، رضایت و تعلق کارکنان را به صورت دقیق اندازه‌گیری می‌کنیم. طی چند دهه گذشته، سازمان‌ها سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی بخصوص در برنامه‌های رضایت و تعلق کارکنان انجام داده‌اند. با این حال اقدامات انجام شده اثربخش نیست و نمرات در پایین‌ترین سطح خود قرار دارند. وقت آن رسیده که نگاه متفاوتی برای سرمایه‌گذاری روی بهبود نگرش‌های کارکنان از طریق تجربه کارکنان داشته باشیم.
در تجربه کارکنان فرض بر این است که به طور همزمان می‌توانید سه متغیر تجربه کارکنان، رضایت کارکنان و تعلق کارکنان را بهبود ببخشید.
در این رویکرد جدید شما فقط بر روی یک متغیر مستقل که EX است، تمرکز می‌کنید دو متغیردیگر، متغیرهای وابسته یا نتایجی هستند خود به خود در زمینی که برای خلق تجربیات عالی برای کارکنان بذرپاشی کرده‌ایم، شکل گرفته و رشد می‌کنند.

منابع:

https://www.decision-wise.com

نویسنده: سونیا جلالی

چشم انداز چیست؟
مقالات

چطور یک چشم انداز فردی (Vision) بنویسیم؟

چشم انداز فردی چیست؟

ویژن(vison) در انگلیسی یعنی توانایی تصور آینده و برنامه ریزی درست برای آن، که همان آرزوی بلند مدت است، پاسخ به این سوال که در زندگی خود می‌خواهید به کجا برسید؟
در واقع به بیان ساده اگر بخواهیم بگوییم، چشم انداز هنر دیدن چیزی است که برای دیگران قابل مشاهده نیست البته باید توجه داشت که تصویر ذهنی در برابر آنچه می‌تواند تحقق یابد نیست بلکه چشم انداز یعنی درخواست و تقاضا از خود بهترمان یا بخش بهتر خودمان ( توانمندی‌ها و تعهد و …) که ما را یاری کند تا چیزی بیشتر و برتر از آنچه هستیم، بشویم.
احتمالا شما هم تاکنون روش‌های گوناگونی برای خلق چشم انداز شخصی را شنیده و یا تجربه کرده‌اید، اما من می‌خواهم در این نوشتار، دو روش غیر‌متعارف را برای ساختن یک چشم انداز شخصی را به شما معرفی کنم.

چشم انداز شخصی

چطور یک چشم انداز شخصی بنویسیم؟

دو تمرین زیر را امتحان کنید تا به شما در روشن کردن چشم انداز شخصی‌تان کمک کند.

تمرین 1: نامه‌ای به خودتان در آینده بنویسید.

این روش بسیار جالبی است برای ایجاد چشم اندازی است که امیدوارید به آن برسید. به خودتان در آینده مثلا پنج یا ده سال دیگر فکر کنید. این فرصتی است که از همه چیز فارغ شوید و رویاسازی کنید. چه احساسی خواهید داشت؟ امیدوارید چه جور شخصی باشید؟ در آن زمان چطور از پس چالش‌های زندگی بر می‌آیید؟ به چه چیزهایی رسیده‌اید؟ نامه ای بر اساس این موضوعات به خودتان بنویسید. این چشم انداز چیزی را در اختیار مغزتان قرار می دهد تا به طرف آن حرکت کنید و فرصتی است که بتوانید مسیری را که می‌خواهید در آن قدم بگذارید کشف کنید.

نامه را به دیوار خانه‌تان بزنید یا از یکی از دوستان خوبتان بخواهید که نامه را در زمانی در سال آینده برایتان پست کند. اکثر افراد وقتی نامه‌ای از خودشان دریافت می‌کنند که پست آن را تحویل داده است، احساس بسیار خوبی پیدا می‌کنند و واکنش آن‌ها نسبت به این موضوع همیشه طوری است که به نظر می‌رسد در بهترین زمان زندگیشان به دستشان رسیده است.

تمرین 2: در تشییع جنازه‌ی خودتان شرکت کنید.

اين روش بسيار جالبی براي ايجاد ويژنی است كه اميدواريد در آينده به آن برسيد.
سعی كنيد در مقابل بي ميلي خود نسبت به انجام اين تمرين مقاومت كنيد زيرا بسيار تاثيرگذار است و به شما انگيزه می‌دهد.
فرض كنيد در مراسم خاكسپاری خودتان هستيد. متوجه دوستان و اقوامی كه در اطرافتان وجود دارند هستيد، هر كدام از افراد را در نظر بگيريد و تصور كنيد كه دوست داريد هر كدام در مورد شما چه بگويند؟ در واقع چيزهای مثبتی را بشنويد كه در مورد شما و زندگيتان می‌گويند
آن‌ها شما را چطور ارزيابی می‌كنند؟ دوست داريد در مورد کدام ویژگی شخصیتی شما صحبت کنند؟ چه چيزی در شما را تحسين كرده‌اند؟
به مدت دو هفته هر روز اين سوال را از خود بپرسيد: اگر امروز روز آخر عمرم بود، باز هم می‌خواستم همان كاری را انجام دهم كه امروز به دنبالش هستم؟
در صورتی كه چندين روز پياپی پاسخ شما به اين سوال نه بود می‌فهميد كه بايد چيزی را تغيير دهيد.
حتي اگر با صراحت اين سوال را از خود نپرسيد، اين حسن را دارد كه درمی‌يابيد به ياد مرگ بودن چقدر ارزشمند است و به شما كمك می‌كند كه بيدار شويد و روی چيزی متمركز شويد كه بيشترين اهميت را در زندگيتان دارد.

چشم انداز شخصی

نمونه چشم انداز فردی

من، در تمامی اعمال و تصمیماتم، به دنبال رشد و توسعه فردی و حرفه‌ای خود هستم. چشم‌انداز من از زندگی، یک زندگی معنادار و پر از ارزش است که با توجه به اهداف شخصی و حرفه‌ایم تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

در زمینهٔ تحصیلات و دانش، همیشه به دنبال یادگیری و بهبود مهارت‌هایم هستم. من تلاش می‌کنم تا در زمینهٔ تخصصی خود به روز بمانم و از آخرین دستاوردها و تکنولوژی‌ها استفاده کنم تا به بهترین شکل ممکن در حوزهٔ خود عمل کنم و به جامعه کمک کنم.

در روابط انسانی، تمایل دارم به ایجاد و حفظ روابط سالم و معنادار با دیگران بپردازم. من ارزش‌هایی از قبیل احترام، انصاف و تعامل متقابل را در روابطم تأکید می‌دهم و به دنبال ایجاد ارتباطاتی قوی و پایدار هستم که به همدلی و پشتیبانی از یکدیگر منجر شود.

در کنار اینها، چشم‌انداز من از زندگی شامل سلامتی، خوشبختی و تعادل است. من تلاش می‌کنم تا با مراقبت از سلامت جسمی و روحی‌ام، انرژی و ذهنیت مثبتی را حفظ کنم تا بتوانم به بهترین نسخه از خودم تبدیل شوم و به دیگران کمک کنم تا بهترین خودشان را دنبال کنند.

سخن پایانی

ساختن یک زندگی بدون ویژن مثل ساختن پازل بدون داشتن تصویر دقیق از آن است. اگر در میان این هزار تکه پازل، تصویر کلی روشنی از آنچه قرار است بسازیم نداشته باشیم، ساعت‌ها طول می‌کشد تا قطعه‌های درست را کنار هم بچینیم و گاهی تقریبا محال می‌شود. و اگر قطعاتی را با تلاش فراوان کنار هم جور کنیم، اگر به طور ناخواسته یا بر اثر تصادف یا ضربه‌ای به هم بریزد جور کردن مجدد آنها هم سخت خواهد بود و هم بسیار نا امید کننده. در حالیکه اگر تصویر روشنی از آنچه قرار است درست کنیم در مقابل خود داشته باشیم، خیلی راحت‌تر قطعه‌ها را یکی یکی کنار هم خواهیم چید و به دقت می دانیم که کدام رنگ در کجای پازل باید بنشیند.

منابع:

اصول و مبانی مایندفولنس/ آیدا رشیدی شیراز

http://choicetheory.ir/

نویسنده: سونیا جلالی

کانون توسعه برای شناخت افراد مستعد
کانون ارزیابی, مقالات

گذار از کانون‌های ارزیابی به کانون‌های توسعه‌ای (قسمت اول)

کانون توسعه‌ای مهمترین توسعه در حوزه کانون‌های ارزیابی است. در قرن بیست و یکم سازمان‌ها به افراد اثربخش‌تری نیاز دارند، مفاهیمی چون توانمندسازی، رشد حرفه‌ای و سازمان یادگیرنده، به معنای افراد و سازمان‌هایی است که نگاه مثبت به توسعه را ترغیب می‌کنند.

کانون‌های توسعه که این روزها مطرح است، نقش مهمی در کمک به سازمان‌ها برای غلبه بر این چالش‌ها دارند و این امر رشد کانون‌های توسعه‌ای در دنیا را تسریع کرده‌ است.

در این سلسه مقالات قصد دارم در مورد مفهوم کانون توسعه و همچنین نحوه گذار از کانون‌های ارزیابی به کانون‌های توسعه‌ای صحبت کنم.

کانون توسعه چیست؟

کانون توسعه ابزاری تشخیصی است که با کمک آن افراد بر توسعه متمرکز می‌شوند. در حقیقت کانون ارزیابی و توسعه از تکنیک‌های مشابهی استفاده می‌کنند اما اهداف متفاوتی دارند.

در کانون ارزیابی استخدام بیرونی یا ارتقای درونی هدف است در مقابل در کانون توسعه شناخت افراد مستعد و تعیین نقاط قوت و ضعف شغلی هدف قرار می‌گیرد که عملکرد اثربخش شغلی یا بهبود شغلی را سریع می‌کند.

کانون توسعه
کانون توسعه

در قسمت اول این مقاله ویژگی‌های کلیدی کانون‌های توسعه‌ای را با هم مرور می کنیم تا برایمان شفاف شود کانون توسعه چه چیزی هست و چه چیزی نیست؟

ویژگی‌های کلیدی کانون‌های توسعه‌ای

1- کانون توسعه‌ای اغلب طولانی‌تر است و بنابراین هزینه بالاتری نسبت به کانون ارزیابی دارد. این امر دو علت دارد. اول، باید اطلاعات بیشتر برای شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف  بر اساس شایستگی‌های مدون، جمع آوری کنیم، و دوم بازخورد و فرآیند توسعه بخشی از خود رویداد است و پس از اجرای کانون مطرح نمی‌شود.

2- برخلاف کانون‌های ارزیابی که سازمان مالک داده‌هاست در کانون‌های توسعه‌ای فرد علاوه بر حق دسترسی به اطلاعات، مالک اصلی داده‌ها دانسته می‌شود.

3- در کانون توسعه‌ای اغلب پس از هر تمرین، بازخورد ارائه می‌شود و تا پایان کانون صبر نمی‌کنند. این امر به شرکت‌کننده این امکان را می‌دهد که در طی کانون با آن سازگار شود و از آن بیاموزد. این امر چهار مرحله دارد تمرین- بازخورد- آموزش- تمرین مجدد، به این ترتیب شرکت‌کننده از بازخوردها و آموزش یاد می‌گیرد و ارزیاب‌ها می‌بینند چگونه شرکت کننده استراتژی‌های رفتاری جدید را جذب و به کار می‌بندد.

4- در کانون‌های توسعه‌ای، توسعه در حین کانون رخ می‌دهد. این امر از طریق ارائه بازخورد در مورد عملکرد فرد در هر تمرین و همچنین از طریق فعالیت‌هایی که ارزیابی نمی‌شوند ولی ما را از نقاط قوت و ضعفمان آگاه می‌سازد مثل پرسشنامه‌های شخصیت، صورت می ‌پذیرد. همچنین زمان‌ها به نحوی تخصیص می‌یابد که شرکت‌کننده بتواند در حین کانون بیاموزد و نسبت به یادگیری و تجربه مهارت‌های جدید تعهد کافی داشته باشد.

5- ماهیت توسعه‌ای کانون های توسعه ایجاب می‌کند که مدیر کانون یا ارزیاب‌ها و یا دیگران نقش مشاور و تسهیل‌گر را برعهده بگیرند بنابراین نیاز بیشتری به مهارت‌های مشاوره و تسهیل‌گری احساس می‌شود.

6- در کانون‌های توسعه بر شایستگی‌های قابل توسعه تمرکز می‌شود و اگر شایستگی قابل توسعه نباشد، گنجاندن آن در فهرست شایستگی‌ها بی‌فایده است. بسیاری مواقع از این نکته ساده غفلت می‌شود، هدف اصلی کانون‌های توسعه‌ای کمک به توسعه عملکرد شغلی آتی و فعلی شرکت کننده است، از این رو نباید انگیزه فرد از بین برود، بنابراین ارزیابی موارد غیرقابل آموزش فایده‌ای ندارد.

مراکز ارزیابی توسعه

کانون توسعه

7- بر خلاف کانون‌های ارزیابی سنتی که در هاله‌ای از رمز و راز قرار دارند، کانون توسعه‌ای بازتر بوده و فرصت آشنایی با فرآیند کانون به شرکت‌کنندگان داده می‌شود. این امر بدین معناست که شرکت کنندگان از شایستگی‌های مورد ارزیابی آگاهی کامل دارند به واقع اغلب از شرکت‌کنندگان می خواهیم پیش از حضور در کانون توسعه‌ای به خودشان در مورد شایستگی‌های مورد ارزیابی امتیاز بدهند. گاهی از مدیر مستقیم فرد نیز در مورد شایستگی‌های شرکت کننده سوال می‌کنیم. برخی از کانون‌های توسعه ای از ابزارهایی مثل پرسشنامه بازخورد 360 درجه که برای داشتن دیدی جامع از شرکت‌کننده طراحی شده اند، استفاده می کنند.

8- کانون توسعه‌ای ابتدای راه است و افراد و سازمان باید بتواند در فرایندی که به تفاهم یادگیری موسوم است، وارد شوند. افراد باید بتوانند برای پیشرفت و توسعه خودشان تلاش کنند و سازمان نیز منابع لازم را برای حمایت از فرایند یادگیری مهیا سازد این منابع شامل بودجه کافی و سطح مناسبی از تعهد مدیریتی است.

9- در مراکز توسعه‌ای مشارکت شرکت کنندگان بالاتر است و باعث می‌شود فرایند قابل قبول‌تر شود. این امر باعث تعهد بالاتر به برنامه توسعه فردی می‌شود.

با توجه به ویژگی‌هایی کلیدی کانون‌های توسعه، این نکته آشکار می‌شود که بسیاری از کانون‌های توسعه در کشورمان تنها در نام با کانون ارزیابی تفاوت دارند، هر چند هیچ مرکز توسعه‌ای خالی از ارزیابی نیست اما نباید رویدادی که عنصر توسعه ای ندارد مرکز توسعه نامیده شود. در بخش‌های بعدی این مقاله بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت.

منابع:

کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ

تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانون‌های ارزیابی و توسعه

نویسنده: سونیا جلالی

مصاحبه استخدامی و گفتگو در مورد دستمزد
مصاحبه و انتخاب, مقالات

چگونه در یک مصاحبه استخدامی گفتگو در مورد پول را هدایت کنیم؟

بیشتر ما برای گذران زندگی خود باید کار کنیم و دست کم یکی از دلایلی که ما را به شغل جدیدی جذب می‌کند دریافت پول بیشتر است. اما یکی از بزرگترین ادعاهای بیشتر متقاضیان شغل این است که بگویند توجه زیادی به پول ندارند. بیشتر توصیه‌هایی که به متقاضیان می شود این است که صحبتی از پول به میان نیاورند.

در واقع اغلب اوقات به متقاضیان گفته می‌شود تا زمانی که شغل مورد نظر به آن ها پیشنهاد نشده و مصاحبه کنندگان را به این که بهترین گزینه برای این شغل هستند متقاعد نکرده اند، وارد بحث راجع به حقوق و مزایا نشوند. تصور غالب این است که هر کس برای نخستین بار مبلغ مالی مشخصی را پیشنهاد کند، بازنده خواهد شد.

در این مقاله فهرستی از پرسش‌هایی را ذکر می‌کنیم که می‌توانید به عنوان یک متولی مدیریت منابع انسانی در مورد حقوق درخواستی در مصاحبه با متقاضیان مطرح کنید. به هر حال، باید در نظر داشته باشید که بعضی از آن‌ها برحسب مورد بهتر از بقیه خواهند بود.

چند سوال پیشنهادی برای حقوق درخواستی کارجو در مصاحبه

در صورتی که می‌خواهید تقریبا مستقیم در مورد حقوق یک نفر سوال کنید، از پرسش‌های زیر استفاده نمایید:

*با توجه به همه مزایای دریافتی، در حال حاضر چقدر درآمد دارید؟

*حقوق مورد نظرتان چقدر است؟

*لطفا تاریخچه حقوقی گذشته خود را برای من توضیح دهید، در شغل قبلی خود چقدر دریافت می‌کردید؟  درآمدتان از شغل فعلی چقدر است؟

چنانچه می‌خواهید به نحو غیر مستقیم تری وارد بحث حقوق و مزایا شوید، از پرسش‌های زیر استفاده کنید:

*انتظار دارید در شغل جدید چه پیشرفتی در حقوقتان ایجاد شود؟

*تصور می‌کنم از این که مبلغ دقیق حقوق درخواستی خود را بگویید اکراه دارید. به هر حال، آیا می‌توانید محدوده حقوق درخواستی خود را بگویید تا ببینیم آیا پرداخت آن برای ما مقدور هست یا خیر؟

*حقوق پیشنهادی ما در محدوده الف تا ب قرار دارد. آیا حاضرید برای حقوقی در این سطح کار کنید؟

دریافت دیدگاه متقاضی برای حقوق پیشنهادی

فراموش نکنید که حقوق پیشنهادی در مصاحبه بسیاری از متقاضیان ممکن است شامل مزایای مختلف تضمین شده و مبتنی بر عملکرد آن‌ها باشد. برای بررسی و کنکاش این موضوع، از پرسش‌هایی نظیر پرسش‌های زیر استفاده کنید:

*مجموعه دریافتی شما شامل چه عناصری است؟

*درصد دریافت اضافه کاری در کل درآمد شما چقدر است؟

*چه بخش‌هایی از کل دریافتی های شما از محل کمیسیون فروش تامین می‌شود؟

*آیا می‌توانید در مورد انواع پاداش و مزایای دریافتی خود صحبت کنید؟

*در سال گذشته چقدر پادش گرفتید؟

*در حال حاضر چقدر مزایای غیرنقدی می‌گیرید؟

به خاطر داشته باشید که بعضی از این پرسش‌ها ممکن است در مراحل بعدی فرآیند مصاحبه مناسب تر از بقیه باشند. در نخستین مرحله مصاحبه، شما باید از این که محدوده حقوق پرداختی مورد نظرتان با حقوق مورد انتظار متقاضی تطابق دارد خوشحال باشید.

دقت کنید که باید تنها زمانی در مورد جزئیات بسته حقوقی متقاضی(نظیر پرداخت بازنشستگی و مزایای غیرنقدی) پرسش کنید که تصمیم گرفته‌اید شغل مورد نظر را به او پیشنهاد کنید و می‌خواهید در مورد رقم دقیق حقوق و مزایای پرداختی با او گفتگو کنید.

این مقاله را هم مطالعه کنید سوالات پیشنهادی برای مصاحبه شایستگی محور را مطالعه کنید.

یک مثال از مذاکره حقوق غیر اثربخش

متقاضیان شغلی به قدری در منحرف کردن پرسش‌های راجع به پول و طفره رفتن از پاسخ به آن‌ها مهارت دارند که مصاحبه کنندگان تازه کار ممکن است با چنین گفتگویی مواجه شوند:

مصاحبه کننده: مقدار حقوق درخواستی شما چقدر است؟

متقاضی: مهم ترین عامل انتخاب شغل برای من شغلی است که چالش انگیز باشد و به رشد و پیشرفت من کمک کند، بنابراین ترجیح می دهم هم اکنون در مورد پول صحبت نکنم.

مصاحبه کننده: اوه، خیلی خوب!

چنانچه در آغاز مصاحبه در مورد پول صحبت کنید، به احتمال زیاد متقاضیان زیرک به شما جواب خواهند داد که عمده دغدغه آن ها پیدا کردن یک شغل چالش آور، سازمانی معتبر و خوش نام، فرصت های جدیدبرای یادگیری و رشد و پیشرفت، فرهنگ سازمانی شرکت و مانند آن است. با وجود این، شما باید به آرامی و طمانینه در این موضوع پافشاری کنید. از همه این ها گذشته شما باید بدانید که آیا قادر به پرداخت میزان حقوق درخواستی در مصاحبه هستید یا خیر. چنانچه بیشترین حقوقی که شما می‌توانید بپردازید کمتر از میزان حقوق درخواستی او باشد، ادامه مصاحبه با او ارزش و معنای زیادی ندارد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: جذب و استخدام چیست؟(به همراه فرم‌های مورد نیاز)

یک مثال عملی از مذاکره حقوق اثربخش

به مثال زیر توجه فرمایید که گفتگوی میان یک متقاضی شغل که از گفتن حقوق درخواستی خود اکراه دارد، را با مصاحبه کننده اصرار کننده‌ای نشان می‌دهد که می‌خواهد بداند آیا سازمان او به پرداخت حقوق درخواستی متقاضی قادر هست یا خیر؟

مصاحبه کننده: میزان حقوق درخواستی شما چقدر است؟

متقاضی: مهم ترین عامل برای من پیدا کردن شغلی است که برایم چالش آور باشد و به رشد و پیشرفت من کمک کند؛ بنابراین ترجیح می‌دهم در این لحظه در مورد حقوق صحبتی نداشته باشم.

مصاحبه کننده: من می‌دانم که شما از گفت و گو در مورد پول اکراه دارید، اما من باید بدانم که آیا قادر به پرداخت حقوق درخواستی شما هستیم یا خیر. آیا می‌توانید به من بگویید در حال حاضر چقدر حقوق می‌گیرید؟

متقاضی: مقدار حقوقی که من می‌گیرم اصلا مهم نیست. زیرا من واقعا به دنبال شغلی هستم که موجب پیشرفت من شود.

مصاحبه کننده: قبول دارم که شما به دنبال پیدا کردن شغل مناسب هستید. اما امیدوارم درک کنید که من باید تا اخذ پاسخ مناسب از شما در طرح این گونه پرسش‌ها اصرار کنم و ناچارم روی این سوال بمانم. در حال حاضر مجموعه حقوق و مزایای دریافتی شما چقدر است؟

متقاضی: حدود 6 میلیون تومان به اضافه یک پاداش مبتنی بر عملکرد که سال گذشته حدود 20 درصد بود.

مصاحبه کننده: سپاسگزارم، اجازه بدهید به مصاحبه خود ادامه دهیم و در مورد…

در این مثال مشاهده می‌کنید که مصاحبه کننده از یک پرسش کاملا ساده شروع می‌کند. فقط هنگامی که متقاضی عمدا از دادن یک پاسخ صریح و سر راست خودداری می‌کند مصاحبه کننده مجبور می‌شود به طرح پرسش‌های صریح‌تری دست بزند.

سخن آخر

تا زمانی که لحن صدایتان آرام و رفتاری دوستانه را ادامه می‌دهید، متوجه خواهید شد که اکثر متقاضیان بالاخره پاسخ مناسبی به شما تحویل خواهند دارد. به هر حال، به خاطر داشته باشید که باید مواظب لحن صدا و نحوه رفتار خود باشید. زمانی که با متقاضیان گفتگو می‌کنید، یادتان باشد که همان قدر که شما در حال ارزیابی تطابق مشخصات آن ها با شغل مورد نظر هستید، آن‌ها هم در حال ارزیابی تناسب سازمان شما با خواسته‌های خود و تصمیم گیری در مورد قبول شغل پیشنهادی یا رد آن می‌باشند.

شما چه تجربه‌ای در خصوص این موضوع در مصاحبه‌های استخدامی دارید؟ خوشحال می‌شویم که تجربه خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک گذارید.

اگر به توسعه مهارت‌های مصاحبه گری خود علاقمند هستید دوره آموزشی مصاحبه گری حرفه‌ای برای شما مفید خواهد بود.

منابع:

کتاب مصاحبه گری و استخدام موفقیت آمیز/ راب یئونگ

تحلیل رفتار با نظریه میلگرام و تجربه شخصی
مقالات

آزمایش میلگرام (نحوه انجام آزمایش + فیلم)

*چقدر در طول زندگی کاری به افرادی بر می‌خورید که بخاطر فرمانبرداری از مافوق وجدان و اخلاق را زیر پا می‌گذارند؟

*چقدردر سازمان‌ها کارکنانی می‌بینیم که کاری را انجام می‌دهند که از نظر آن‌ها غلط و حتی برای سازمان نتایج زیانبار در پی دارد اما بخاطر تبعیت از مافوق به آن ادامه می‌دهند؟

*چرا بسیاری از ما زمانی که بر اساس «مسئولیت شخصی» رفتار می‌کنیم، وجدان خود را دخالت می‌دهیم اما زمانی که قرار است بر اساس مسئولیت شغلی رفتار کنیم به عواقب کار و مسئولیتی که متوجه ما هست کمتر فکر می‌کنیم؟ و احساس می‌کنیم چون فرد دیگری در این خصوص به ما فرمان داده ما فقط به اصطلاح ماموریم و معذور به انجام دادن آن؟

*آیا اگر مدیر من از من بخواهد برای پیشبرد کار شرکت رشوه بدهم و من این کار را انجام دهم با گفتن این که “من که نمی‌خواستم تصمیم او بود” مسئولیت از ما سلب می‌شود؟

*چرا در کشور ما بسیاری از مدیران وقتی در جایگاه قدرت قرار می‌گیرند، براحتی مفهوم ماموریت را جایگزین مسئولیت می‌کنند؟

*انسان‌ها وقتی در جایگاه قدرت قرار می‌گیرند تا چه حد می‌توانند بی‌رحم باشند؟

آزمایش میلگرام چیست؟

برای پاسخ به سوالات فوق پیشنهاد می‌کنم یک دور آزمایش تاریخی میلگرامMilgram’s Experiment را با هم مرور کنیم:

اگر به مطالعه علوم اجتماعی علاقه‌مند باشید، حتما تا به‌ حال چیزی از آن شنیده‌اید. آزمایش میلگرام، یک سری از آزمایش‌های بدنام بود که از سال ۱۹۶۱ شروع شد. این آزمایش توسط روانشناس اجتماعی معروف، استنلی میلگرام انجام شد.

هدف اصلی این آزمایش بررسی این موضوع بود که: تا چه حد افراد می‌توانند در شرایطی که تحت فشار قرار گرفته‌اند، اطاعت کنند و به دستورات غیرانسانی عمل کنند؟

نتیجه هولناک این آزمایش نشان داد، اکثر قریب به‌اتفاق شرکت‌کنندگان در آزمایش، در صورتی‌ که شخص مقتدری از آن‌ها بخواهد، مایل‌اند، به شخص دیگر آسیب وارد کنند!

 

آزمایش میلگرام

نحوه انجام آزمایش (+فیلم)

در این آزمایش به کسانی که داوطلب آزمایش بودند، گفته می‌شد که هدف از آزمایش، تحقیق در مورد حافظه و یادگیری در شرایط متفاوت است و اینکه آیا شوک الکتریکی باعث بهبود یادگیری می‌شود یا نه. به داوطلبان چیزی در مورد هدف واقعی آزمایش گفته نمی‌شد.

آزمایش با یک قرعه‌کشی ساختگی میان شخص داوطلب و شخص دیگری که در واقع همدست محقق بود ولی خود را داوطلب جا می‌زد، شروع می‌شد. از داوطلب خواسته می‌شد که از میان دو ورقه کاغذ یکی را انتخاب کند تا نقش او (معلم/یادگیرنده) در آزمایش مشخص شود. از آنجایی که روی هر دو ورقه نوشته بود «معلم»، همدست محقق همیشه ادعا می‌کرد که روی ورقش «یادگیرنده» نوشته شده، و بدین ترتیب همیشه داوطلب «معلم» انتخاب می‌شد.

سپس لباس سفید آزمایشگاه را به تن داوطلب می‌پوشاندند و داوطلب به اتاقی برده می‌شد که در آن فردی حضور داشت که خود را دانشمند محقق طرح جا می‌زد، در اتاق دیگری که با یک دیوار حائل از آنها جدا می‌شد، یادگیرنده بود که تظاهر می‌شد، شخصی است که آزمایش‌های مربوط به یادگیری بر روی او در حال انجام است. در برخی از صورت‌های آزمایش شخص یادگیرنده قبل از جدا شدن به داوطلب می‌گفت که بیماری قلبی دارد.

نحوه انجام آزمایش اینگونه بود که معلم یک سری کلمات جفتی را از روی کاغذ می‌خواند، مثلاً: کاغذ-نردبان، دکمه-موز، هوا-تلفن. سپس معلم حافظه یادگیرنده را با گفتن کلمه نخست هر جفت کلمه آزمایش می‌کرد و از یادگیرنده می‌خواست که از بین ۴ گزینه، جفت صحیح را انتخاب کند. مثلاً بعد از شنیدن کلمه کاغذ، باید می‌گفت: نردبان. معلم به یادگیرنده اعلام می‌کند که در مقابلِ هر پاسخِ غلط، یادگیرنده را با شوک الکتریکی جریمه خواهد کرد و شدتِ این شوک هر بار بیشتر از بارِ قبل خواهد بود.

در شوکِ ۱۸۰ ولتی یادگیرنده فریاد می‌کشد: «من دیگر نمی‌توانم درد را تحمل کنم» و در شوک الکتریکی ۲۷۰ ولتی عکس‌العملِ شاگرد تنها یک جیغ وحشتناک است. با بالا رفتن میزان شوک، یادگیرنده به دیوار حایل می‌کوبد و التماس می‌کند که بیماری قلبی دارم و به او شوک وارد نکند. البته در واقع این شوک‌ها وارد نمی‌شد، اما معلم از آن خبر نداشت و صدای جیغ و فریاد در واقع ضبط شده بودند. اگر معلم از دادن شوک خودداری می‌کرد پژوهنده (پروفسورِ روانشناسی) او را به ادامهٔ شکنجه ترغیب می‌کرد.

این آزمایش ۴۰ بار و با ۴۰ نفر مختلف انجام شد. از این ۴۰ نفر، هیچکدام وقتی شنیدند که طرف مقابل می‌گوید: من مشکل قلبی پیدا کردم، آزمایش را متوقف نکردند. ۲۵ نفر از آنها، حاضر شدند تا ۴۵۰ ولت شوک به طرف مقابل وارد کنند!

پیش از آزمایش میلگرم، آدم‌ها هنوز در این فکر بودند که چگونه سربازهای نازی حاضر شده بودند روزانه پنج هزار نفر را در کوره‌های آدم سوزی بیندازند و عین خیالشان هم نباشد، آیا آن ها تحت تاثیر مواد مخدر و یا هیپنوتیزم بودند؟ آزمایش‌های میلگرم جوابی برای این سوال پیدا کرد.

در حالی که همه افراد پیش از آن که در این موقعیت قرار بگیرند احتمال اینکه شخصاً حاضر به انجام چنین کاری بشوند را رد می‌کنند. اما در حین آزمایش با اینکه داوطلب‌ها شدیدا مضطرب شده بودند، ولی نمی‌توانستند که اتوریته و مقام علمی پژوهنده (پروفسورِ روانشناسی) را رد کنند. اندکی از افراد از اعمال درد لذت هم می‌بردند، و با علاقه آن را انجام می‌دادند.

فیلم آزمایش میلگرام

شما می‌توانید فیلم آزمایش میلگرام را هم در ادامه مشاهده کنید.

 

نتایج و تفسیر آزمایش میلگرام

آزمایش میلگرام نشان داد که بسیاری از افراد تا حد زیادی آمادگی دارند تا به دستورات توجه کرده و شوک‌های الکتریکی را به دیگران وارد کنند، حتی اگر آگاه باشند نقصان جدی به آنان وارد شود.

میلگرام، در تفسیر آزمایش خود، به نکته مهمی اشاره می‌کند:

رفتار ما انسانها به دو دسته تقسیم می‌شود.
1.زمان‌هایی که بر اساس «مسئولیت شخصی» تصمیم می‌گیریم.
2. زمان‌هایی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم.

ما زمانی که بر اساس «مسئولیت شخصی» رفتار می‌کنیم، وجدان خود را دخالت می‌دهیم. از منطق خود استفاده می‌کنیم و به پیامدهای تصمیم و رفتار خود فکر می‌کنیم. اما زمانی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم، نیازی نمی‌بینیم که به منطقی بودن یا اخلاقی بودن کاری که انجام می‌دهیم فکر کنیم.

اصطلاح «مامور هستم و معذور»، بیان دیگری از تجربه میلگرام است که در فرهنگ ما هم به کرات شنیده می‌شود. نتیجه آزمایش میلگرام همان بحث استقلال حرفه‌ای است که در مقاله چگونه به یک فرد حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل شویم به آن پرداختیم و از حوزه‌هایی است که در حال و هوای این روزهای کشورمان زیاد به آن می‌اندیشم.

نکات اخلاقی آزمایش میلگرام

البته ذکر این نکته هم ضروری است که آزمایش میلگرام به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است به دلیل نقض‌های اخلاقی که در اجرای آن به وجود آمد. برخی از نکات اخلاقی آزمایش میلگرام شامل موارد زیر است.

    • مشارکت‌کنندگان در آزمایش ممکن است به‌طور کامل از خطرات و تأثیرات آزمایش آگاه نشوند.
    • نبود رضایت کامل و اطلاعات کافی از سوی شرکت‌کنندگان نقض اصل اخلاقی است.
    • آزمایش ممکن است تنش‌های روانی جدی برای شرکت‌کنندگان ایجاد کند؛ به‌خصوص زمانی که آنان متوجه می‌شوند که شوک‌های الکتریکی واقعی نیستند.
    • اثرات آزمایش بر رفتارهای آتی و روانی شرکت‌کنندگان ممکن است به‌طور بلندمدت تأثیر بگذارد.

آزمایش میلگرام تأثیرات قدرتمندی در حوزه رفتار انسانی نشان داده است و همچنان به‌عنوان یک آزمایش مورد توجه در رفتار شناسی محسوب می‌شود. با این حال، از نقدها و ابهامات اخلاقی آن نیز نباید در آگاهی از پیچیدگی‌ها و مسائل مرتبط با این نوع آزمایشات غفلت شود.

شما چه فکر می‌کنید؟

منابع

https://www.britannica.com/science/Milgram-experiment

تجربیات شخصی نویسنده

نویسنده: سونیا جلالی

تجربه کارکنان(قسمت اول): مفهوم تجربه کارکنان
مقالات تجربه کارکنان, مقالات

راهنمای جامع تجربه کارکنان (EX) + نحوه مدیریت تجربه کارکنان

در دوره‌ای نه چندان دور از تاریخ سازمان‌ها، قدرت در دست کارفرمایان بود و کارکنان هم شبیه ماشین‌های قابل تعویض خطوط تولیدی!
با ورود به هزاره سوم میلادی و اقتصاد دانایی محور، تقاضای رو به افزایش کارفرمایان برای جذب نیروهای ماهر از سویی و تمایل کارکنان توانمند برای تصاحب و در اختیار گرفتن مشاغل با ارزش از سویی دیگر، باعث شده است تا سازمان‌ها وارد جنگ استعداد شوند. در حقیقت امروزه انتخاب‌های کارکنان مستعد از همیشه بیشتر و پیدا کردن و حفظ استعدادها از هر زمان دیگری سخت‌تر شده است.
از این رو طی چند دهه گذشته، سازمان‌ها سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در برنامه‌های نظیر رضایت، تعهد و به خصوص تعلق(اشتیاق) کارکنان انجام داده‌اند.

فرا تحليل انجام شده توسط گالوپ را که حاوی اطلاعات ارزشمندی از چند دهه قبل است در نظر بگیرید: این مطالعه نشان می‌دهد اشتیاق و مشارکت بالا( که به معنای پیوند قوی با فرد با شغل و همکاران، تلاش داوطلبانه فراتر از وظایف، احساس مشارکت قوی در کار و داشتن شانس فراوان برای یادگیری است) به شکلی پایدار منجر به پیامدهای مثبتی هم برای فرد هم برای سازمان می‌شود. این پیامدها شامل بهره‌وری بیشتر، محصولاتی با کیفیت بالاتر و سودآوری افزون‌تر است.
کارکنان با انگیزه و بدون دلبستگی تنها زمانی تلاش می‌کنند که این تلاش سودی برای خود آنها داشته باشد. در حالیکه کارکنان دلبسته به خاطر سازمان سخت تلاش می‌کنند و موفقیت سازمان به آن ها انگیزه می‌دهد.
به دلیل تاثیرات غیرقابل چشم پوشی تعلق کارکنان بر نتایج سازمانی، سازمان‌ها همواره به دنبال پیاده‌سازی برنامه‌هایی برای بهبود اشتیاق سازمانی هستند اما با وجود سرمایه‌گذاری قابل توجه سازمان‌ها در برنامه‌های تعلق کارکنان نمرات در پایین‌ترین سطح خود قرار دارند، شکل زیر گزارش گالوپ را در این خصوص نمایش می‌دهد.

تحقیقات تجربه کاری کارکنان همراه باثبت نمونه تجربی در تحقیقات مجله فوربس
همانطور که مشخص است تنها 13درصد کارکنان در دنیا، تعلق سازمانی دارند که به نظر می‌رسد آمار وحشتناکی است.

به دنبال راهی برای برای بهبود این وضعیت روند جدیدی به نام تجربه کارکنان در ادبیات مدیریت منابع انسانی شکل گرفته است، و طی مدت کوتاه به یکی از اولویت‌های اصلی مدیران سازمان‌ها تبدیل شده است به گونه‌ای که مجله فوربس سال 2018 را سال تجربه کارکنان نامیده ‌است.

در این مقاله به دنبال درک مفهوم تجربه کارکنان و نحوه بکارگیری آن در سازمان هستیم.

تجربه کارکنان چیست؟

تجربه کارکنان مجموع برداشت‌های آن‌ها در تعامل با سازمان است. جزء اصلی تجربه احساسات، و عواطف است که در طول تجربه برانگیخته می‌شود.

به بیان دیگر تجربه کارکنان به مجموعه‌ای از تجربیات، احساسات، و واکنش‌هایی اشاره دارد که کارکنان در حین انجام وظایف و مشارکت در محیط کار خود به آنها دست می‌یابند. این تجربه شامل تمامی تعاملات و ارتباطات کارکنان با سازمان، همکاران، مدیران، فرهنگ سازمانی، فرصت‌های توسعه و شرایط کاری است.

تجربه کارکنان، شناخت و دیدگاه آن‌ها در خصوص شغل را شکل می‌دهد و به رفتارهای مطلوب و نامطلوب آن‌ها منجر می‌شود. یک تجربه مثبت فقط فاکتوری نیست که سازمان‌ها برای کارکنان ایجاد کنند بلکه نتیجه ادراکات کارکنان از آن تجارب است. و این که آیا انتظاراتشان را محقق می‌کند یا خیر؟

مدیریت تجربه کارکنان

تجربه کارکنان چطور شکل می‌گیرد؟

انتظارات کارکنان پایه تجربیات کارکنان است. اما نکته مهم این است که در هر رابطه ای بین دو طرف نظیر رابطه معلم و دانش آموز در مدرسه، طرفین تجارت، رابطه همسران در ازدواج فاصله انتظارات وجود دارد. بعضی وقت‌ها این فاصله کم و بعضی اوقات زیاد است. حتی در بهترین ارتباطات سازمانی هم همواره بین چیزی که شما قول دادید و چیزی که افراد فکر می کنند قول دادید یک فاصله یا گپ وجود دارد.

ثبت تجربه کاری

زمانی یک تجربه عالی رقم می‌خورد که انتظارات کارکنان در خصوص تجربیاتشان در محیط کار با ادراکشان از تجربه رقم خورده در یک راستا قرار می‌گیرد. در حقیقت ما در مدیریت تجربه کارکنان به دنبال مدیریت و همسویی انتظارات کارکنان هستیم.

یک نمونه از تجربه کارکنان

به مثال زیر توجه کنید:
علی به تازگی با چهار انتظار صریح و ضمنی به سازمان پیوسته است:
• در این سازمان من فرصت پیشرفت دارم.
• آخر هفته‌ها نباید کار کنم.
• در یک سال 4 بار فیدبک عملکرد دریافت می‌کنم.
• امکان ادامه تحصیل دارم.

بعد از پیوستن او به سازمان بسته به این‌که در موقعیت‌های واقعی چه تجربه‌ای برای او رقم می‌خورد و او چه درکی از این موقعیت دارد، یک تجربه عالی یا یک تجربه وحشتناک اتفاق افتاده و این تجربه‌ها زیربنای رفتاری، اعتماد و اشتیاق او به سازمان را شکل می‌دهند.

مدیریت تجربه کارکنان

در مدیریت تجربه کارکنان، سازمان‌ها به دنبال طراحی برنامه‌هایی هستند که با خلق تجربیات عالی برای کارکنان تعلق سازمانی و به دنبال آن نتایج درخشان سازمانی را رقم بزنند. چرا که کارکنانی با اشتیاق کامل، همواره ذهن، دست، قلب و روح خود را در سازمان سرمایه‌گذاری می‌کنند.

این مقاله را هم مطالعه کنید معرفی مهمترین شاخص‌های کلیدی منابع انسانی

 

مدیریت تجربه کارکنان در مواجهه با مشتریان

کارکنان خط مقدم مواجه با مشتری هستند، مشتری مطمئنا وب سایت، پارکینگ، فضای فیزیکی، و امکانات شما را می‏‌بیند. اما وزن هیچکدام به اندازه کارشناس فروشی نیست که برای حل یک مشکل پیش مشتری می‌رود یا مشاور یک مدرسه که در پر کردن فرم ثبت نام کمک می‏‌کند.

اگر کارکنان شما در تلاش برای پیشرفت درگیر نشوند یا به‌ طورکلی با سازمان همراه نباشند، برایشان بسیار دشوار خواهد بود تا مشتریان را راضی کنند در حقیقت بدون کارکنانی که خدمات مشتریان رو پشتیبانی می‌‏کنند قشنگ‏ترین فروشگاه‏‌ها فقط یک پوسته زیباست.

آیا می‌‏توانید انتظار داشته باشید یک کارمند ناراضی با لبخند خدمت را به مشتری تحویل دهد؟
به بیان دیگر ما چه تعداد سازمان داریم که افراد در حال انجام دادن یک شغل وحشتناک هستند اما به مشتریان یک تجربه خارق‏ العاده هدیه می‏‌دهند؟

تجربه مشتری

قانون تجربه متجانس

قانون تجربه متجانس، بر این باور است که برای ایجاد یک تجربه عالی برای مشتری، یک سازمان باید اول یک تجربه عالی برای کارکنان ایجاد کند. مشتری‏ان انسان هستند و انسان‏‌ها مستقیما به رفتار انسان‌‏ها واکنش می‏‌دهند. خیلی بیشتر از شعارها، بسته بندی‏ محصول و یا تخفیفات.

در حقیقت CX خوب مثل باغبانی است که فقط با دست درست می‌شود، آبیاری خوب، خاک حاصلخیز و وجین می‏‌خواهد. کارکنان خوب مثل خاک و غذا هستند که می‌‏توانند تجربه مشتری را تغذیه کنند.
خیلی سازمان‌ها EX را بعد از CX می‏‌بینند، یا CX را به صورت مجزا می‌‏بینند، غافل از این که CX واقعی، نتیجه نگرش و رفتار کارکنان شماست. وقتی که شما با مشکلی در ارائه خدمات به مشتری مواجه می‏‌شوید از خودتان بپرسید:
چه تجربه‏‌ای برای کارکنانم فراهم کردم که خود را درگیر حل این مشکل کند؟ احتمالا هیچ!

بنابراین پیش از طراحی برنامه‌های تجربه مشتری، کارکنان را در اولویت قراردهید، همواره این اصل را به خاطر داشته باشید کارکنانی می‏توانند CX ارزشمندی را ایجاد کنند که خودشان تجربه خوبی در سازمان داشته باشند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگی‌های آن‌ها (با مروری بر سایر نسل‌ها)

نقشه سفر کارکنان (Employee Journey Map)

نقشه سفر کارکنان به عنوان یکی از بهترین راه‌ها برای درک و ایجاد تجربه کارکنان است. نقشه سفر کارکنان داستان و فرآیند تجربه‌ی کارکنان در سازمان شما را تعریف می‌کند.
به عبارت دیگر نقشه سفر کارکنان مسیر او را از نخستین ارتباط (First Touch-point) تا زمانی که سازمان ما را ترک می‌کند، ترسیم می‌نماید و فاصله بین انتظارات کارکنان و تجربه واقعی‌شان در مراحل کلیدی طول سفر را به تصویر می‌کشد. این نقشه کمک می‌کند نیازها و انتظارات کارکنان را شناخته و اقدامات مناسب آن را طراحی کنیم. نتایج نظرسنجی از کارکنان، گفتگوهای غیررسمی با کارکنان، مصاحبه با کارکنان و مدیران منابعی هستند که به ما در ترسیم نقشه سفر کارکنان کمک می‌کنند.

مراحل نقشه سفر کارکنان

به منظور ترسیم نقشه سفر کارکنان گام‌های زیر را طی کنید:

مرحله 1: ترسیم پرسونا کارکنان

به منظور درک بهتر نقشه سفر کارکنان، اولین گام ترسیم پرسونا کارکنان است، خلق پرسونا از یک درک عمیق از کارکنان نشات می‌گیرد. توانایی شما در این‌که خود را جای کارکنان بگذارید و از نیازها، خواسته‌ها، آرزوها، انتظارات و در واقع همه جنبه‌های زندگی آن‌ها شناخت پیدا کنید، این پرسونا می‌تواند شامل، توصیف پایه‌ای از شخصیت کارکنان، انگیزه‌ها، آرزوها و مهارت‌های آن‌ها باشد.

مرحله 2: تعیین نیازها، انتظارات و خواسته‌های کارکنان

اگر به خاطر داشته باشد در قسمت اول این مقاله گفتیم که انتظارات کارکنان ورودی اصلی شکل دهنده تجربه کارکنان هستند، بنابراین در این مرحله مشخص می‌کنیم که کارکنان ما چه نیازها و انتظاراتی دارند؟ این انتظارات چطور شکل گرفته‌اند؟ آیا همه این انتظارات منطقی و عقلانی هستند؟ در یک کلام کارکنان در سازمان ما به دنبال چه می‌گردند؟

مرحله 3: تعریف MOT‌ها یا لحظات حقیقت

لحظات حقیقت (Moments of Truth) محل‌هایی از نقشه سفرکارکنان است که تجربیات کلی کارکنان، اعم از مثبت و منفی را تعریف می‌کند، یعنی جایی که فاصله ی بین انتظارات و تجربیات کارکنان مشخص می‌شود. مثلا فرض کنید به یکی از کارکنان وعده داده‌ایم در صورت اتمام موفقیت آمیز پروژه، او را به سفر آلمان برای طی یک دوره آموزشی خواهیم فرستاد، MOT برای این کارمند وقتی است که پروژه با موفقیت به اتمام رسیده و تحقق یا عدم تحقق وعده داده شده، زمینه ساز شکل‌گیری تجربه مثبت یا منفی برای وی می‌شود.

مرحله 4: تعریف اقدامات و پروژه‌های بهبود

شناسایی مشکلات در طی نقشه سفر کارکنان و تعریف اقدامات و راه‌حل‌ها در این مرحله صورت می‌پذیرد. هنگامی که یک تصویر کلی از سفر کارکنان در دست شماست می‌توانید تعریف کنید سازمان روی چه مواردی تأثیرگذار است و سیاست‌ها و فرآیندهای آن‌ها چگونه می‌توانند روی تجربیات کارکنان، اثر بگذارد و در هر مرحله چه اقداتی باید انجام شود.

یک نمونه نقشه سفر کارکنان

به مثال زیر توجه کنید:

پرسونا مخاطب: فرض کنید علی فردی با یکسال تجربه به عنوان کارشناس مالی است، کار قبلیش را ترک کرده است و دنبال یک کار تمام وقت مرتبط با حرفه‌ش می‌گردد، با خانواده‌اش زندگی می‌کند و انتظار دارد کار جدیدش درآمد خوب و فرصت رشد را در اختیارش قرار بدهد.

شکل زیر مراحل نقشه سفر و تجربه او را در فرآیند پیوستن به یک سازمان جدید، نمایش می‌دهد.

یک نمونه تجربی از نقشه سفر کارکنان در شرکت ها

مدیریت نقشه سفر کارکنان

نقشه سفر کارکنان با ترکیب دو ابزار قدرتمندِ داستان‌سرایی و تصویرسازی، به مدیران سازمان کمک می‌کند تا از نیازها و انتظارات کارکنان آگاه باشند و با مرکز قراردادن کارکنان، فرآیندهای سازمان خود را طوری طراحی کنند تا بیشترین همسویی انتظارات و در نتیجه تجارب عالی شکل گرفته و به دنبال آن اشتیاق سازمانی و کسب دستاوردهای سازمانی حاصل شود.

این مقاله را هم مطالعه کنید چطور تجربه کارکنان را اندازه بگیریم؟

جمع‌بندی

تجربه کارمند (EX) احساسی است که کارکنان در مورد هر چیزی که در طول سفر کارمند خود با آن روبرو می‌شوند، دارند. از زمانی که آنها برای کار درخواست می‌دهند تا زمانی که کارفرما را ترک می‌کنند.

تجربه کارمند معادل HR تجربه مشتری است. تجربه مشتری یک رویکرد “خارج به درون” است که در آن مشتری نقش محوری در تصمیمات مربوط به محصول و بازاریابی دارد اما کارکنان مشتریان داخلی سازمان هستند، بنابراین سازمان باید نیازها، انتظارات و ترس‌های آنها را درک کند و تجربه‌ای مطلوب را خلق کند.

منابع:

https://uxpressia.com

The Employee Experience/Tracy MaylettMatthew Wride

نویسنده: سونیا جلالی

 

قول‌ها و تعهدات کارکنان
مقالات

قرارداد روانشناختی : تعریف و کاربرد آن در سازمان (+نمونه)

در دهه‌های اخیر، مفهوم قرارداد روانشناختی به عنوان یک رویکرد نوین در حوزه روان‌شناسی و روابط انسانی مورد توجه قرار گرفته است. قرارداد روانشناختی، برخلاف قراردادهای کلاسیک که به صورت صریح و کتبی بین افراد منعقد می‌شوند، به توافقات ذهنی و ناخودآگاهی بین افراد اشاره دارد که تأثیرات عمیقی بر روابط انسانی دارد.

این مقاله به بررسی مفهوم، اهمیت و کاربردهای قرارداد روانشناختی با ذکر یک مثال از تجربه شخصی  نویسند می‌پردازد. پس تا پایان مقاله همراه ما باشید.

قرارداد روانشناختی چیست؟

اصطلاح قرارداد روانشناختی یا Psychological Contract برای نخستین بار توسط کریس آرجریس و ادگار شاین در دهه‌ی شصت میلادی مورد استفاده قرار گرفت.اما تعریف دقیق‌تر و ترویج مفهوم آن، توسط خانم دنیس روسو انجام شد.

مفهوم قرارداد روانشناختی

قرارداد روانشناختی به انتظارات نانوشته‌ی دوجانبه بین کارکنان و کارفرما اشاره می‌کند. بر طبق این نظریه اگرچه قراردادهای رسمی آغازگر تعامل فرد و سازمان می‌باشد، اما همکاری افراد در چارچوب سازمانی در قالب قراردادهای رسمی محدود نمی‌شود و آن چه الگوی تعاملی و تعهدات طرفینی را معین می‌نماید، ورای قراردادهای رسمی است.

در یک عبارت و در تعریف روسو قراردادهای روانشناختی عبارت است از مجموعه باورهایی در خصوص این که کارکنان و سازمان چه چیزی به یکدیگر ارائه نموده و چه چیزی از یکدیگر دریافت می‌نمایند و از آنجایی که بر اساس تفسیر و برداشت افراد شکل می‌گیرد می‌تواند برای هر یک از افراد سازمان به شکلی متفاوت تعریف گردد.

یک مثال از قرارداد روانشناختی

ساعت 7:30 دقیقه صبح دیروز به محل دفتر کارم در خیابان جردن رسیدم، مثل بقیه روزها تقریبا ناامید بودم که جای پارک پیدا کنم، پیدا کردن جای پارک در کوچه‌های منتهی به این خیابان حتی در اول صبح هم شبیه آرزو شده است و دیدن افرادی که برای جای پارک دست به یقه شده‌اند، تبدیل به عادت! می دانستم که مثل هر روز باید پانزده بیست دقیقه‌ای سرگردان در کوچه‌ها بچرخم تا بلکه یک جای مناسب پیدا کنم، بالاخره بعد از بیست دقیقه سرگردانی جای پارکی دو کوچه پایین تر پیدا کردم، وارد شرکت که شدم یک راست رفتم دفتر مدیرم و با دلخوری گفتم چرا شرکت هیچ فکری برای جای پارک ما نمی‌کنه؟ چرا من هر روز باید توی این کوچه‌ها سرگردان پیدا کردن جای پارک باشم؟

در همین بین و پیش از شنیدن پاسخ مدیرم با خودم فکر کردم:

آیا شرکت به من قول داده که در ازای همکاری من جای پارک فراهم می کند؟

آیا در قراردادهای رسمی بین من با شرکت به این موضوع اشاره ای شده است؟

یا آیا حتی در صحبت‌های مدیران و قول هایی که من به صورت ضمنی درک کردم چنین وعده‌ای داده شده؟

آیا زمانی که من این شرکت را برای کار کردن انتخاب کردم نمی‌دانستم که این معضل به شکل جدی در این خیابان وجود دارد؟

هر چه عمیق‌تر فکر کردم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که چنین قراردادی هرگز نوشته نشده. امضا نشده. حتی احتمالاً در موردش حرفی هم مطرح نشده. اما چرا چنین انتظاری در من ایجاد شده که الان از برآورده نشدنش احساس دلخوری دارم؟

ایجاد این انتظارات و مثال‌های مشابه این داستان که مطمئنا همه شما روزانه در سازمان‌هایتان با آن سروکار دارید، مصداق شکل گیری قراردادهای روانشناختی است.

کاربرد قرارداد روانشناختی در سازمان

در شرایطی که کارکنان احساس کنند سازمان قول‌ها و تعهداتش را نسبت به آن ها برآورده می‌سازد(حتی اگر این قول فقط درک کارکنان باشد و هرگز چنین تعهدی شکل نگرفته باشد)، قرارداد روانشناختی برقرار و در صورتی که احساس کنند این قول‌ها و قراردادها برآورده نشده(شبیه داستان پارکینگ برای من)، نقض قرارداد روانشناختی در فضای ادراکی کارکنان به وقوع می‌پیوندد.

همانطور که حتما تجربه کرده‌اید، انتظارات کارکنان که ناشی از قراردادهای روانشناختی هرگز در سازمان پایان نمی‌پذیرند، اما ممکن است شکل و ماهیت آن در طی رابطه فرد با سازمان تغییر پیدا کرده یا گسترش یابد.

قراردادهای روانشناختی، نانوشته و به میزان زیادی ضمنی و ناگفته است و اگرچه در بیشتر موارد الزام قانونی ندارد اما تحقق و یا نقض آن به شدت می‌تواند بر نگرش و رفتارهای کارکنان تاثیر بگذارد، اجرای قرارداد روانشناختی موجب احساس ارزشمند بودن و منجر به زایش اعتماد و رفتارهای کاری مثبت بین کارکنان و سازمان می‌شود. بنابراین فهم محتوای قراردادهای روانشناختی می تواند نقش مهمی در هدایت و جهت دهی سیاست‌های منابع انسانی ایفا نماید و یکی از موضوعاتی است که در  تجربه کارکنان نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

شما چه تجربه‌ای از نقض قراردادهای روانشناختی در سازمان هایی که در آن کار می‌کنید دارید؟ در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

منابع:

Denise M. Rousseau/Psychological Contracts in Organizations: Understanding Written and Unwritten Agreements

نقش آفرینی قراردادهای روانشناختی/ جواد فقیهی پور، سمیه فقیهی پور، فاطمه کریمی جعفری

متمم

تجربیات شخصی نویسنده

جلسات Wash up در کانون ارزیابی
کانون ارزیابی, مقالات

7 نکته برای برگزاری اثربخش جلسات Wash up در کانون ارزیابی

جلسه Wash up

پس از برگزاری کانون‌های ارزیابی و توسعه و ترک شرکت کنندگان، ارزیابان می‌بایست طی جلسه‌‏ای که Wash up نامیده می‏‌شود؛ به بحث و بررسی و تحلیل ارزیابی خود از شرکت کنندگان پرداخته و نظرات خود را در خصوص تک تک شرکت کنندگان، یکپارچه کنند. این جلسه اهمیت بسزایی دارد زیرا خروجی اصلی کانون ارزیابی برای هر یک از شرکت کنندگان طی این جلسه نهایی می‌شود.

برای برگزاری اثربخش یک جلسه Wash up به نکات زیر توجه کنید.

  1. تمامی ارزیابان می‌بایست در جلسه اجماع ارزیابان حضور یابند، جلسه جمع بندی را زمانی شروع کنید که همه ارزیابان یادداشت‌هایشان را خوانده و هر یک از آن‌ها به طور مستقل در مورد نمراتی که می‌خواهند به هر یک از متقاضیان مورد ارزیابی خود بدهند، تصمیم‌گیری کرده باشند.
  2. نمره‌های هر یک از متقاضیان را در هر تمرین و به تفکیک ارزیابان، در یک فایل اکسل ثبت و آن‌ها را روی یک صفحه نمایش بیندازید تا همه ارزیابان بتوانند آن‌ها را ببینند.
  3. -برای آغاز بحث در مورد هر یک از شایستگی‌ها از ارزیابانی که یک متقاضی را در تمرین‌های مختلف ارزیابی کرده‌اند، بخواهید تا شواهد جمع آوری کرده خود در مورد آن شایستگی را خلاصه نماید. این خلاصه به طور خاص باید بر مصادیق رفتاری خاصی تمرکز کند که نشان می‌دهند متقاضی شایستگی خاصی را از خود نشان داده است یا نه.
  4. زمانی که در خصوص نمرات یک ارزیابی شونده بین ارزیابان اختلاف نظر وجود دارد، هر یک از ارزیابان باید در مورد شواهد جمع آوری شده خود با یکدیگر گفت وگو کنند و در مورد گرد کردن بعضی از نمره‌ها به طرف بالا یا پایین تصمیم بگیرند.(نه این که میانگین بگیرند)
  5. وقت کافی برای بحث و جمع بندی اختصاص دهید. زمانی که سه یا چهار ارزیاب وجود دارند که همه آن‌ها با تک تک متقاضیان ملاقات کرده‌اند، صرف نیم ساعت وقت، یا بیشتر برای جمع بندی هر متقاضی غیر معمول نیست. عجله کردن و عدم اختصاص وقت کافی برای گفت وگو در مورد شواهد مربوط به شایستگی‌های مختلف و نمره دهی به آن‌ها، منجر جمع بندی و ارزیابی نامناسب خواهد شد.
  6. مواظب خستگی و کسالت ارزیابان باشید. در صورتی که تعداد زیادی متقاضی برای بحث در جلسه جمع بندی وجود داشته باشند، ارزیابان ممکن است خسته شوند و تمرکز خود را از دست بدهند و چنین هم خواهند شد. از آن جایی که جلسه Wash up می‌بایست در پایان روز ارزیابی صورت پذیرد، احتمال اینکه بحث تا دیر وقت طول بکشد وجود دارد. حتماً زمان‌هایی را برای زنگ تفریح و رفع خستگی در نظر بگیرید تا ارزیابان هوشیاری خود را حفظ کنند و بتوانند کار خود را به درستی انجام دهند.
  7. -مواظب اثر هاله‌ای و اثر تعمیم‌دهی باشید. گاهی ارزیابان متقاضیان را به جای اینکه بر مبنای شواهد جمع‌آوری شده در خلال ارزیابی امتیاز دهی کنند، بر پایه تأثیر مثبت یا منفی کلی آن‌ها بر مصاحبه کننده درجه بندی می‌کنند. با این گونه اظهارنظرها چالش کنید و اطمینان حاصل نمایید که متقاضیان بر مبنای شواهد جمع آوری شده در خلال ارزیابی داوری می‌شوند نه چیزی که در رزومه آن‌ها نوشته شده است یا تصورات و قضاوت‌های بی‌پایه و غیر منطقی.

بخاطر داشته باشید هر چقدر هم یک کانون ارزیابی خوب طراحی و اجرا شود بدون رعایت نکات کلیدی در برگزاری جلسه Wash up، می‌تواند نتایج ضعیفی به بارآورد.

منابع:

کتاب مصاحبه گری و استخدام موفقیت آمیز/ راب یئونگ

تجربیات شخصی نویسنده در برگزاری کانون‌های ارزیابی و توسعه

نویسنده: سونیا جلالی

برند کارفرماییچگونه ساخته می شود؟
مصاحبه و انتخاب, مقالات

برند کارفرمایی چیست و چگونه ساخته می‌شود؟+فیلم

اگر امروز به دنبال شغلی می‌گشتید، آیا باز هم حاضر بودید که برای شرکت فعلی‌تان کار کنید؟
هنگامی که افراد با استعداد و نیروهای کاری ماهر در حال جستجوی اطلاعات در مورد شرکت شما هستند، با چه چیزی مواجه می‌شوند؟
کارکنان شما در شبکه‌های اجتماعی چه چیزی در مورد شما می‌گویند؟

پاسخ به این سوالات شهرت شرکت به عنوان مکانی برای کار کردن یا همان برند کارفرمای شما را تعریف می‌نماید.

در این مقاله مفهوم، اهمیت و نحوه شکل‌گیری و شاخص‌های ارزیابی برند کارفرمایی را با هم مرور می‌کنیم. همچنین یک نمونه ویدئو از به تصویر کشیدن برند کارفرمایی در شرکت دارویی Karyopharm را با هم تماشا می‌کنیم.

برند کارفرمایی چیست؟

برند کارفرمایی(Employer branding) را می‌توان، ویژگی‌های یک سازمان (در نقش کارفرما) در ذهن کارکنان داخلی و متقاضیان کار در بازار کار درباره آن سازمان دانست. برند کارفرما شهرت سازمان به عنوان یک کارفرماست. برند مثبت یک سازمان نشان‌دهنده ویژگی‌هایی است که آن سازمان را در ذهن کارکنان و متقاضیان کار دارای ویژگی‌هایی می‌‌سازد که آن را به عنوان محیطی مناسب برای کار کردن تعیین می‌کند.

برندینگ کارفرما به عنوان زیربنای ساخت یک استراتژی موثر در روند کارمندیابی محسوب می‌گردد که می‌تواند تفاوت‌های چشمگیری برای پیروزی در نبرد جذب نیروهای ماهر و با استعداد ایجاد نماید.

فرق برند کارفرمایی و برند تجاری

در این بخش باید بین برند شرکت و برند کارفرمایی تمایز قائل شویم. شاید برخی افراد با شنیدن این دو واژه سردرگم شوند. برند کارفرمایی به معنی شهرت یک شرکت در زمینه استخدام کارکنان و محیط کار است، اما برند شرکت به شهرت کلی کسب ‌و ‌کار اطلاق می‌شود.

اگر یک جویای کار از کارمندی در شرکت شما بپرسد «کار در این شرکت چگونه است؟” آن فرد قرار نیست به کارجو بگوید که، «ما در این شرکت کالاهایی بسیار عالی ساختیم. ” او قرار است از مدیریت روزانه کارمندان، ارزش‌های شرکت و فرهنگ سازمانی محل کار خود بگوید. برند کارفرمایی، در واقع قصه‌ای از کسب و کار شما برای افراد روایت می‌کند و برای اینکه بتوانید برند کارفرمایی قوی داشته باشید، باید بتوانید در ساخت داستان برای برند خود بسیار تلاش کنید

البته که این دو بر هم تاثیر می گذارند.

اگر برند شرکت یک کسب و کار، شناخته شده و موفق باشد؛ افراد زیادی متقاضی استخدام شدن در آن کسب و کار هستند. این در حالی است که اگر برند کارفرمای همان شرکت قوی نباشد، از میزان شهرت و اعتبار کلی شرکت نیز کاسته خواهد شد.

در واقع، شرکت‌هایی که تجربه‌های کاری فوق العاده‌ای برای کارمندان خود به وجود می‌آورند، همیشه بیشترین متقاضی برای استخدام را داشته و در مقابل، شرکت‌هایی که اعتبار و برند خوبی در میان کارکنان خود ندارند؛ برای افراد کارجو به هیچ وجه جذاب نیستند.

اهمیت برند کارفرمایی

در حال حاضر اهمیت برندینگ کارفرما دو چندان شده است. چالش‌های موجود در جذب استعدادها، به خصوص آن‌هایی که در زمینه‌های مهندسی نرم افزار، نمایندگان فروش، فعالان عرصه‌ی بهداشت و درمان و مدیران عالی که از مهارت و دانش فراوانی برخوردارند، باعث شده است که اهمیت این موضوع افزایش یابد.

همچنین با در نظر گرفتن توسعه‌ی روزافزون شبکه‌های اجتماعی چه بخواهید و چه نخواهید برند کارفرمایی شما در معرض دید همگان قرار دارد و اگر شما برند خود را تعریف نکنید، دیگران این کار را برای شما و بر خلاف میلتان انجام خواهند داد.

یک سازمان با تجربه برند کارفرمایی قوی می‌تواند تجربه کند:

  • کاهش ۲۸ درصدی نرخ جابجایی کارکنان
  • کاهش ۵۰ درصدی هزینه هر استخدام
  • زمان استخدام ۱ تا ۲ برابر سریعتر
  • ۵۰درصد متقاضیان واجد شرایط بیشتر

علاوه بر این، Glassdoor تخمین می‌زند که 95 درصد از کاندیداهای بالقوه می‌گویند که برند کارفرمایی یک سازمان عامل مهمی در تصمیم‌گیری برای دادن درخواست شغل در آنجاست.

در صورتی که سازمان به طور فعال برند خود را مدیریت کند، ۷۵ درصد جویندگان کار احتمالاً برای کار در شرکت درخواست خواهند داد.

یک برند کارفرمای جذاب می‌تواند منجر به جذب استعدادهای بهتر (بدون هزینه اضافی)، کاهش زمان استخدام، هزینه کمتر برای حقوق، بهبود نرخ حفظ کارمندان و محیط کاری لذت بخش‌تر و پر رونق برای همه افراد در سازمان شود.

برند کارفرمایی چیست؟

 

مزایای یک برند کارفرمایی قدرتمند

یک برند کارفرمای قدرتمند، مزایای متعددی در بردارد که در ادامه مرور می‌کنیم.

باعث کاهش هزینه‌های کارمندیابی می‌شود.

هر چقدر برند شما در مسیر شناساندن شرکت به مخاطبین به عنوان مکانی که افراد خواهان کار کردن در آن هستند موفق‌تر عمل نماید، هزینه‌های کمتری را برای جذب کارکنان جدید صرف خواهید نمود. بر اساس تحقیقی که توسط سایت لینکدین انجام شده است، برندهای قوی حدود 50 درصد به ازای هر استخدام، در هزینه‌ها صرفه جویی می‌کنند.

شما را از رقبایتان متمایز می‌کند.

تعریف برند کارفرما فرصتی برای تعریف آن چه که باعث تفاوت شما نسبت به دیگر شرکت‌ها می‌شود، فراهم می‌آورد.

میزان حفظ کارکنان را بهبود می‌بخشد.

یک محیط کاری خوب محیطی‌ست که کارکنان تمایل به ماندن در آن دارند. یکی از بخش‌های مهم ساخت برند کارفرما، گوش دادن به حرف‌های کارکنان و برطرف نمودن نگرانی‌های آن‌هاست. بدین صورت احتمال این که کارکنان در سازمان شما بمانند و در یافتن افراد با صلاحیت و ماهر به شما کمک کنند افزایش می‌یابد.

نحوه ساختن برند کارفرمایی

در ادامه چندین گام عملی را معرفی می‌نمایم که در صورت اجرا باعث ساختن و ارتقای برند شرکت در میان کارکنان و متقاضیان می‌گردد.

برند کارفرمایی فعلی خود را ارزیابی کنید.

اولین گام برای توسعه استراتژی برندسازی کارفرما این است که آنچه را که سازمان شما در حال حاضر با افراد و کارمندان فعلی شما انجام می‌دهد، روشن کنید.

برای انجام این کار، ممکن است:

  • نظرسنجی بفرستید یا با کارمندان خود مصاحبه غیر رسمی انجام دهید.
  • به آنچه افراد در مورد شما در رسانه‌های اجتماعی می‌گویند نگاه کنید.
  • خواندن نظرات در سایت‌های بررسی کارفرما

یا حتی یک شرکت خارجی را استخدام کنید که بر شهرت برند شما نظارت کند.

هدف تحقیق شما کشف این است که سازمان شما در حال حاضر چه کارهایی را به خوبی انجام می‌دهد (یعنی کارمندان شما به خاطر چه چیزی دوست دارند برای شما کار کنند) و چه چیزی نیاز به بهبود دارد.

شروع به ساخت برند کارفرمایی بر روی EVP منحصر به فرد خود کنید

ارزش پیشنهادی کارفرما(employee value proposition) یا به اختصار (EVP) مزایا و پاداش‌هایی است که کارکنان شما در ازای زمان، انرژی، مهارت‌ها و تعهد خود دریافت می‌کنند.

EVP قلب برند کارفرمای شما است و باید آنچه که در مورد سازمان شما منحصر به فرد است و آنچه ارائه می‌دهید را منتقل کند.

ارزش پیشنهادی کارفرمای شما داخلی است، در حالی که برند کارفرمای شما خارجی است.

پنج عنصر ارزش پیشنهادی کارفرما از منظر گارتنر

  • جبران خدمات: میزان رضایت کارکنان از حقوق خود و همچنین پاداش‌ها
  • تعادل بین کار و زندگی: مزایای پیشنهادی شامل زمان مرخصی با حقوق، مرخصی استعلاجی، زمان انعطاف پذیر، گزینه‌های کار از راه دور، مراقبت‌های بهداشتی و برنامه‌های بازنشستگی.
  • ثبات: فرصت‌های موجود برای پیشرفت در سازمان، توسعه شغلی و آموزش کارکنان.
  • مکان: فضای فیزیکی و محیط فرهنگی دفتر شما و همچنین موقعیت آن.
  • احترام: روحیه تیمی، روابط، حمایت، فرهنگ و ارزش‌های شرکت شما.

این پنج عنصر EVP منحصر به‌ فرد شما را تشکیل می‌دهند، که باید پایه و اساس برند کارفرمایی باشد که به عموم افراد منتقل می‌کنید. البته، EVP هر سازمانی متفاوت خواهد بود.

نکته مهم این است که با نقاط قوت خود شروع کنید، اما یکپارچگی را حفظ کنید و صادق باشید. اگر از EVP خود راضی نیستید، ببینید چه کاری می‌توانید انجام دهید تا پیشنهادات خود را برای متقاضیان آینده جذاب‌تر کنید و  به طور موثر از آن در ایجاد برند کارفرمای خود استفاده کنید.

اگر به آشنایی بیشتر با مفهوم EVP علاقمند هستید، مقاله ارزش پیشنهادی کارفرما چیست؟ را هم مطالعه کنید.

توسعه استراتژی برند

استراتژی برندینگ کارفرمای شما، در واقع وظیفه‌ی بیان علت جذاب بودن شرکت به عنوان محلی مناسب برای کار را بر عهده دارد. هر فردی در شرکت شما باید بداند که استراتژی شما چیست و قادر باشد که آن را تبیین کند.

مراقب شهرت خود باشید

به منظور ایجاد یک برند معتبر و واقع بینانه، شرکت شما باید از شهرت خود به عنوان یک کارفرما مطلع باشد. برای این منظور می‌توانید از منابع متعدد درونی و بیرونی نظیر نظرسنجی از کارکنان جدید، جلسات ملاقات با کارکنان، مصاحبه‌های خروج و همچنین نظر سایت‌های مختلف و … استفاده کنید.

هم راستا کردن مشتری و برند کارفرما

کسانی که برای شغل خاصی در شرکت شما، درخواست ارسال می‌کنند مصرف کننده و مشتری شما نیز محسوب می‌شوند. شرکت‌هایی که دارای یک برند کارفرمای قوی هستند، تجربه‌ای مشابه آن چه که مصرف کننده تجربه می‌کند برای متقاضیان فراهم می‌آورند.

ایجاد یک هویت بصری برای برند

ایجاد محتوای درگیر کننده در جلب توجه مخاطب هدف و ایجاد شهرت طولانی مدت برای برند کارفرمایتان ضروری ست. یک برند تصویری، ارتباطی احساسی بین متقاضیان و شرکت برقرار می‌نماید. همچنین تصویری معتبر از تجربیات احتمالی کار با شما ارائه می‌کند. با دقت به ماموریت و ارزش‌های پیشنهادی شرکت خود فکر کنید و سپس ویدئویی با حضور کارکنان تهیه کنید تا از این پیام‌ها حمایت کند.

نمونه فیلم برند کارفرمایی

شرکت‌های مختلف سعی می‌کنند از طریق محتواهای ویدئویی برند کارفرمایی سازمان خود را به تصویر بکشند. یک نمونه از این ویدئوها را که تجربه به تصویر کشیدن برندکارفرمایی شرکت Karyopharm است را در ادامه مشاهده کنید.

برند خود را واقعی نگه دارید

هیچ شرکتی کامل نیست، هنگامی که سیستم پیام رسانی برند شما در حال شکل‌گیری است، نه تنها آن چه که باعث تمایز شرکت‌تان از دیگران می‌شود را به اشتراک بگذارید بلکه حقایق واقعی و بعضا تلخ را نیز مطرح کنید. در مورد محیط کاری صادق باشید، متقاضیان به دنبال یک شرکت کامل نیستند چون می‌دانند چنین شرکتی وجود ندارد، برای آن‌ها مهم این است که به شما اعتماد کنند و بدانند کار کردن با شما گزینه مناسبی است.

با آغوش باز پذیرای رسانه‌های اجتماعی و موبایل باشید

استفاده از استراتژی رسانه‌های اجتماعی و موبایل به منظور بهبود برند کارفرما، نه تنها باعث جذب تعداد زیادی از متقاضیان می‌گردد بلکه صرفه‌جویی مالی چشمگیری نیز برای شما به همراه خواهد داشت. هر چقدر که شرکت شما به عنوان برندی که با کارکنان خود به خوبی رفتار می‎‌کند بیشتر دیده شود، هزینه‌های کمتری برای یافتن افراد با استعداد صرف خواهید نمود.

کارا بودن سیستم ردیابی متقاضی

هنگامی که یک شرکت از استراتژی‌های برندینگ کارفرما در سیستم ردیابی متقاضیان(ATS)، استفاده می‌نماید، متقاضیان می‌توانند به صورت آنلاین برای مشاغل مختلف درخواست ارسال کنند. مسئولین استخدام نیز می‌توانند در میان داده‌ها جستجو کرده و آن‌ها را ساماندهی کنند تا بهترین تصمیمات استخدامی را اتخاذ نمایند، از کسی بخواهید که ATS شما را مورد ارزیابی قرار دهد تا میزان راحتی یا دشواری آن در روند ارسال درخواست برای شغل مشخص گردد.

تبدیل کارکنان به سفیران برند

یکی از مواردی که افراد در هنگام ملاقات با دیگران انجام می دهند این است که از آن‌ها بپرسند کجا کار می‌کنید؟ کارکنان تمایل دارند که بتوانند به این سوال با افتخار پاسخ دهند. کارکنان شما بخش اعظمی از شهرت شما را شکل می‌دهند، بنابراین لازم است بدانید در مورد شما و کار کردن با شما چه مطالبی را بیان می‌کنند.

برندینگ کارفرما فرایندی نیست که بعد از طراحی به دست فراموشی سپرده شود. هرگز زیر نظر داشتن و رصد شهرت خود و کار بر روی بهبود برند کارفرمایتان را متوقف نکنید. به این صورت تناسب بین پیام شرکت شما و افراد با استعداد مدنظرتان هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

شاخص‌های برند کارفرمایی

با کمک شاخص‌های زیر می‌توانیم اثربخشی اقدامات انجام شده در حوزه برند کارفرمایی را رصد کنیم.

  1. شاخص جذابیت شغلی (Employer Attractiveness Index):

    • فرمول: (تعداد درخواست‌های کارجویان / تعداد موقعیت‌های شغلی) × 100
  2. شاخص رضایت کارکنان (Employee Satisfaction Index):

    • فرمول: (تعداد کارکنان راضی / تعداد کل کارکنان) × 100
  3. شاخص نقدها و بازخوردهای مثبت در شبکه‌های اجتماعی (Social Media Positive Feedback Index):

    • فرمول: (تعداد نقدها و بازخوردهای مثبت / تعداد کل نقدها و بازخوردها) × 100

سخن پایانی

برند کارفرمایی نقش بسیار حیاتی در جذب و نگه‌داشتن استعدادهای انسانی در یک سازمان بازی می‌کند. این مفهوم به تجربه و ادراک کارجویان و متقاضیان کار از یک سازمان به عنوان محیط کاری جاذب و مطمئن اشاره دارد. برند کارفرمایی برای جلب کارکنان متفاوت و خلاق باعث می‌شود تا سازمان به عنوان یک مقصد مطلوب در بازار کار شناخته شود و رقابتی قوی در جذب نیروهای متمیز داشته باشد. از این رو، سازمان‌ها نیاز دارند تا به دقت به برند کارفرمایی خود توجه کرده و آن را به‌طور مداوم به‌روز رسانی کرده تا با چالش‌های روزافزون بازار کار مراقبت نمایند و استعدادهای مطلوب را جذب کرده و حفظ کنند.

اگر به کسب دانش عمیق‌تر و عملیاتی درباره برند کارفرمایی علاقمند هستید دوره آموزشی طراحی و اجرای برند کارفرمایی برای شما مفید خواهد بود.

منابع:
برندینگ کارفرما به زبان ساده/ آلیشا آ. گاریبالدی/ مترجمین: جواد فقیهی پور، سمیه فقیهی پور

برند کارفرما برای دامیز/ مؤلفان: ریچارد موزلی، لارس اشمیت/ مترجمان: حسین خواجوند، رضا برارزاده، زهره نواب‌نیا

تجربیات شخصی نویسنده

قانون 30 ثانیه در قدردانی
قدردانی و بازخورد, مقالات

قانون 30 ثانیه در قدردانی از کارکنان

داشتم کتاب دلی بدست آور جان ماکسول را ورق می‌زدم، به قانون جالبی تحت عنوان قانون سی ثانیه رسیدم که فکر کردم چقدر می‌تواند در عین سادگی برای مدیران سازمان‌های ما راهگشا باشد.

قانون 30 ثانیه چیست؟

این قانون در یک جمله ساده خلاصه می‌شود: در 30 ثانیه‌ی اول صحبت با هر کس سخنی تشویق آمیز به او بگویید.

مدیری را تصور کنید که با ورود به جمع همکاران هر یک از آن‌ها را با جملات زیر مورد تشویق قرار می‌دهد:

” داوود، شنیدم در جلسه صبح امروز شیرین کاشتی.”

“علی، راهنمایی تو خیلی به دردم خورد.”

“کاوه، آمار ماه اردیبهشتت را دیدم، کاری که تو کردی از هیچ کس بر نمی‌آید.”

“احسان، خوشحالم که رنج سفر را هموار کردی تا امروز دور هم باشیم. می‌دونم که نظر تو بحث امروز ما را پربار خواهد کرد.”

وقتی انسان‌ها به یکدیگر می‌رسند سعی می‌کنند که خود را خوب جلوه دهند. جان کلام، در قاعده‌ی 30 ثانیه این است که جریان را معکوس کنیم. یعنی وقتی به کسی می‌رسیم به جای این که خود را خوب جلوه دهیم، راهی بیابیم که او خوب جلوه نماید.

قدردانی از کارکنان

 

قانون سی ثانیه

چرا قدردانی کردن مهم است؟

همه‌ی انسان‌ها به سخنی لطیف، به تعارفی زیبا که شعله‌ی امید در دلشان برافروزد نیاز دارند، همه انسان‌ها اگر از ما توجه و تایید و تقدیر ببینند احساس خوبی پیدا می‌کنند و بهتر عمل می‌کنند.ماکسول در این کتاب می‌گوید” هر روز پیش از دیدار مردم، در ذهن خود دنبال جمله‌ای تشویق آمیز می‌گردم تا در روبه رو شدن بر زبان آورم. چه بسا برای کاری که برای من یا یکی از دوستان من کرده‌اند از آن‌ها تشکر می‌کنم. یا شاید به توفیقی که به دست آورده باشند اشاره نمایم، یا از خوی و خصال پسندیده‌شان سخن بگویم، کار دشواری نیست اندکی زمان می‌برد و کوشش و انضباط می‌طلبد.”

تاثیر چنین قدردانی‌هایی را به کرات در جلساتی که با کارکنان سازمان‌های مختلف دارم دیده‌ام، وقتی که از افراد می‌خواهم ویژگی‌های تاثیرگذارترین مدیری که تا الان داشته‌اند را فهرست کنند، همواره مدیرانی که با قدردانی کلامی افراد را مورد تمجید قرار داده‌اند، در ذهن کارکنان ماندگار شده‌اند، به گونه‌ای که کارکنان حتی کلمه‌ای از جمله تحسین‌آمیزی که از این مدیران شنیده‌اند را طی زمان فراموش نکرده‌اند. علاوه بر این چنین شیوه‌های انسان‌ها را بر می‌انگیزاند که همه تاب و توان خویش در راستای موفقت سازمان و مدیرشان ا به کار اندازند.

شاید شما هم این وضعیت را به شم خویش دریافته باشید. مگر نه است که وقتی مورد تحسین قرار می‌گیرید نیروی بیشتری در خود احساس می‌کنید و آن گاه که مورد انتقاد قرار می‌گیرید افسرده خاطر می‌شوید؟

جالب آن که این موضوع در مورد کودکان نیز به اثبات رسیده است، روان شناسی به نام هنری گدارد با ابزاری که ارگوگراف می‌نامید درباره‌ی میزان انرژی کودکان به مطالعه پرداخت، یافته‌های او خیره کننده بود، او دریافت که وقتی بچه‌ها کلمه‌ای تحسین آمیز می‌شنیدند شاهنگ ارگوگراف بی‌درنگ بالا می‌رفت که نشانه‌ای از افزایش سطح انرژی آن‌ها بود. اما وقتی از بچه‌ها انتقاد می‌شد یا سرکوفت زده می‌شدند، ارگوگراف نشان می‌داد که نیروی بدنی شان بلافاصله کاهش می‌یابد.

بیشتر بخوانید : 7 روش قدردانی از کارکنان در سازمان

نحوه پیاده سازی قانون 30 ثانیه

برای پیاده سازی قانون 30 ثانیه:

*درصدد بالا بردن و نیک جلوه دادن خود نباشید. به جای آن در صدد نیک جلوه دادن دیگران باشید.

*از خود بپرسید: چه کلام مثبت و تشویق‌آمیزی دارم که به کارکنانم بگویم؟

*همین امروز از توجه، تایید و تقدیر از کارکنانتان دریغ نورزید.

*در 30 ثانیه آغاز گفت و شنود جمله‌ای تحسین‌آمیز به زبان آرید.

بکارگیری این قانون ساده در محل کار را تجربه کنید و یادتان نرود:

کسانی که بر قدر ما می‌افزایند ما را به سوی خود می‌کشند، و کسانی که از قدر ما می‌کاهند ما را از خود می‌رانند.

منابع:

کتاب دلی به دست آور/ جان ماکسول

تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

ماتریس شایستگی ابزاری در کانون‌ ارزیابی
کانون ارزیابی, مقالات

ماتریس شایستگی/ابزار در کانون‌های ارزیابی

همانطور که در مقالات مرتبط با کانون ارزیابی گفتیم، کانون‌های ارزیابی و توسعه از 5 رکن اصلی تشکیل شده است که عبارتند از مدل شایستگی، افراد مدعو، ارزیابان، ابزارها و تمرین‌ها و گزارشات بازخورد.

در این مقاله قصد دارم در خصوص ارتباط بین شایستگی‌ها و ابزارهای کانون ارزیابی در قالب ماتریسی به نام ماتریس شایستگی/ ابزار صحبت کنم.

ارتباط بین شایستگی‌ها و تمرین‌ها در کانون ارزیابی

بعد از طراحی مدل شایستگی برای کانون ارزیابی، می‌بایست تعریف کنیم که هر یک از این شایستگی‌ها قرار است با چه تمرین‌هایی مورد ارزیابی قرار گیرند، در حقیقت ابتدا باید بدانیم چه شایستگی‌هایی برایمان مهم است و سپس ابزارها و آزمون‌ها را متناسب با این شایستگی‌ها انتخاب کنیم، از مهمترین ابزارها و تست‌هایی که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و در دنیا نیز رایج است می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مصاحبه مبتنی بر شایستگی
تست شخصیت و سایر تست‌های روان شناختی
مورد کاوی
ایفای نقش
بحث‌ها و بازی‌های گروهی
ارائه مطلب
جستجوی اطلاعات و تصمیم گیری
تست‌های تحلیلی و استدلالی

تمرین‌ها می‌توانند برای یک مرکز به صورت سفارشی طراحی شوند یا توسط یک ناشر یا متخصص بیرونی طراحی و سپس خریداری شود، مهم این است که در طراحی تمرین‌ها و آزمون‌ها به نکات زیر توجه شود:

ویژگی‌های ابزارها و تمرینات کانون ارزیابی

*تمرین‌ها باید مهمترین فعالیت‌های شغلی را منعکس نمایند.
*شکل ارائه اطلاعات در تمرین‌ها باید مشابه شرایط شغلی باشد.
*شکل تمرین‌ها باید رفتارهای مورد نظر را ترغیب کند.
*محتوای تمرین‌ها با سطح دشواری و پیچیدگی مورد نیاز شغل متناسب باشد.
*جذابیت تمرین‌ها منجر به شور و انگیزه در شرکت ‌کنندگان جهت همراهی بیشتر شود. به عنوان مثال تمرین ایفای نقش از جمله تمرین‌های جذاب در مراکز ارزیابی در کشور است که مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است، اما در مقابل آزمون‌های دانشی و نوشتاری چندان نتوانسته‌اند جذابیت خود را ارتقا دهند.
*منصفانه بودن ابزارهای سنجش به گونه‌ای که فرصت برابری برای تمام متقاضیان ایجاد کند.
*استفاده از چند تمرین کوتاه به جای یک تمرین بلند توصیه می‌شود.
*آزمون‌های مورد استفاده روایی و اعتبار داشته باشند.
*تعداد تمرین‌ها متناسب استفاده شود.

ماتریس شایستگی/ ابزار چیست؟

پس از طراحی و تعيين ابزارهای مركز، اقدام به تدوين ماتريس شايستگي/ابزار می‌نماییم و به عنوان راهنما در اختیار تک تک ارزیابان کانون ارزیابی قرار می‌‌دهیم که نشان می‌دهد، کدام شایستگی‌ها در کدام تمرین‌ها سنجیده می‌شوند. به نحوی كه بيشترين تناسب بين ابزار و شايستگی‌ها وجود داشته باشد یک نمونه از این ماتریس در شکل زیر نمایش داده شده است.

یک نمونه ماتریس شایستگی/ ابزار

ارتباط بین شایستگی ها و ابزارها در کانون ارزیابی
ماتریس شایستگی/ ابزار

به طور مثال در ماتریس بالا مشخص است که شایستگی تصمیم گیری و حل مساله قرار است با سه ابزار بحث گروهی، ایفای نقش و مصاحبه، مورد ارزیابی قرار گیرد، دقت کنید هیچ گاه در یک تمرین بیش از 5 شایستگی مورد ارزیابی قرار نگیرد.

نکته مهم پایانی این که ارزیابی هر شایستگی می‌بایست با بیش از یک ابزار صورت گیرد، حالت ایده آل این است که هر شایستگی با سه تمرین مورد ارزیابی قرار گیرد، این امر موجب اجتناب از قضاوت ناصحیح خواهد شد، در واقع استفاده از فنون ارزیابی چندگانه یکی از الزامات اصلی یک مرکز ارزیابی و توسعه است و تنوع تمرین‌ها، نوسانات و انجرافات ارزیابی را کاهش می‌دهد.

منابع:

کتاب عوامل کلیدی موفقیت در مراکز ارزیابی و توسعه/ دکترجمشیدی، بدلی، حسینی

کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ

تجربیات شخصی نویسنده در برگزاری کانون‌های ارزیابی و توسعه

نویسنده: سونیا جلالی

اندازه گیری اثربخشی کارکنان
رضایت، تعهد، تعلق, مقالات

معرفی مدل هی گروپ در اندازه گیری اثربخشی کارکنان

سیستم‌های نظرسنجی قدیمی، مورد استفاده بسیاری از سازمان‌ها، فقط روی رضایت شغلی کارکنان کار می‌کنند، اما سوالی که وجود دارد این است که آیا اندازه‌گیری رضایت کارکنان به تنهایی کافی است؟ آیا به فرض تامین رضایت کارکنان می‌توانیم مطمئن باشیم که آن‌ها عملکرد مناسبی دارند؟

نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که، برای داشتن بیشترین خروجی از کارکنان فقط رضایت کافی نیست بلکه ما نیاز به کارکنان دلبسته و توانمندی داریم که برای تحقق اهداف سازمانی تلاش کنند. در حقیقت رضایت شغلی نیز مانند سایر حوزه‌های مدیریت منابع انسانی، طی سال‌های متمادی دستخوش تحولاتی شده است.

در راستای این تغییرات  یکی از مدل‌هایی که طی دهه‌های اخیر وارد ادبیات مدیریت منابع انسانی شده است مدل هی‌گروپ در اندازه‌گیری اثربخشی کارکنان سازمان می‌باشد، وجه تمایز این مدل، در نگاه آن به اثربخشی کارکنان از دو جنبه تعلق و توانمندی است؛ منطق این مدل بر این مبناست که سازمان‌های زیادی در دنیا در زمینه افزایش تعلق کارکنان اقدام می‌نمایند، اما با افزایش تعلق کارکنان به تنهایی نمی‌توان انتظار بالاترین عملکرد را داشت، نیاز امروز سازمان‌ها کارکنانی اثربخش است یعنی کارکنانی که علاوه بر تعلق توانمند هستند و  در جهت تحقق اهداف سازمانی تلاش می‌نمایند.

معرفی مدل هی گروپ

در مدل اندازه گیری اثربخشی کارکنان که توسط هی‌گروپ توسعه داده شده است، دو متغیر اصلی تعلق سازمانی و توانمندی کارکنان، هر کدام شامل 6 متغیر زیر مجموعه هستند که بر این دو متغیر تاثیرگذار هستند.

در طی تحقیقات همبستگی بین کارکنان اثربخش و سه مولفه، بازدهی مالی، رضایت مشتریان و بازدهی کارکنان در حد بالایی ارزیابی شده است و شرکت‌هایی که کارکنان به دردبخورتری دارند در این سه مولفه عملکرد بهتری دارند. مدل اندازه‌گیری اثربخشی کارکنان در شکل زیر نمایش داده شده است.

مدل هی گروپ در اثربخشی کارکنان
مدل هی گروپ

تعلق سازمانی (دلبستگی) چیست؟

تعلق سازمانی یعنی کارکنان مشتاقانه در جهت تحقق اهداف سازمانی تلاش می‌کنند و شامل دو فاکتور زیر است:

تعهد:کارکنان از کارکردن در سازمان احساس غرور می‌کنند وتمایل به ماندن در سازمان دارند.
تلاش آگاهانه: کارکنان از تلاش بیش از حد وظایف تعریف شده برای سازمانشان دریغ نمی‌کنند.

توانمندی چیست؟

کارکنان زمانی توانمند می‌شوندکه شغل و محیط کار، از آن‌ها حمایت لازم را به عمل آورد به گونه‌ای که به افرادی بهره‌ور برای سازمان تبدیل شوند. توانمندی شامل دو فاکتور است:

میدان دادن به کارکنان: شغل چالشی و جذاب که امکان بکارگیری توانایی‌ها و مهارت‌های کارکنان را می‌دهد.
محیط حمایت شده: محیط کار مناسب و حمایتگر، بگونه‌ای که کارکنان بتوانند قابلیت‌های خود را بروز دهند.

ماتریس اثربخشی کارکنان

بر اساس این که وضعیت تعلق و توانمندی کارکنان در سازمان ما چگونه ارزیابی شود ماتریسی تولید می‌شود که در آن کارکنان سازمان به چهاردسته تقسیم می‌شوند. این ماتریس در شکل زیر نمایش داده شده است:

مدل هی گروپ
ماتریس اثربخشی کارکنان هی گروپ

کارکنان ستاره

ارزشمندترین کارکنان سازمان می‌باشند و سازمان می‌بایست ضمن تلاش به حفظ و نگهداری آنان، با طراحی برنامه‌های توسعه در جهت تبدیل کارکنان سایر قسمت‌های ماتریس به کارکنان اثربخش تلاش نماید،

کارکنان کوشا

افراد وفادار و با توانمندی کم هستند با توجه به علاقه این دسته از کارکنان به سازمان می‌توان با تدوین برنامه‌های آموزش و توسعه هدفمند آن‌ها را به کارکنان ستاره تبدیل نمود.

اما سمت چپ این ماتریس به نظر پیچیده‌تر می‌رسد،

کارکنان توانا

کارکنان توانا بسیار مستعد استعفا هستند، این دسته، افرادی توانمند هستند که فقط در چارچوب وظایف تعیین شده و یا حتی کمتر از آن برای سازمان تلاش می‌کنند و به سادگی با دریافت شرایط بهتر از سازمان‌های مشابه سازمان را ترک خواهند کرد.

کارکنان مضطرب

افرادی که نه سازمان را دوست دارند و نه به اندازه کافی در انجام وظایف شغلی توانمند هستند، که نتیجه ارزش ایجاد شده توسط این دسته از کارکنان بسیار کمتر از هزینه‌ای است که سازمان برای آن‌ها صرف می‌کند.

برطبق تحقیقات، می‌توان انتظار افزایش عملکرد 50 درصدی از کارکنان اثربخش داشت، همچنین، چنین کارکنانی، باعث افزایش  موفقیت مالی سازمان تا رقم قابل توجه 4.5 برابر می‌شوند.

با کمک ارزیابی اثربخشی کارکنان سازمان‌ها می‌توانند به سرعت به سطح تعهد و تعلق و توانمندی کارکنانشان پی برده و برنامه‌های توسعه موثری را برای بهبود این دو متغیر مهم و تاثیرگذار، طراحی نمایند.

منابع:

www.haygroup.com

تجربیات شخصی نویسنده در نگرش سنجی کارکنان

نویسنده: سونیا جلالی