کوچینگ نصیحت کردن نیست!
زمانی که یک نفر شما را نصیحت میکند چه احساسی پیدا میکنید؟
به عادتهای خود فکر کنید که به طور کلی آنها را عاقلانه نمیدانید مثلا سیگار کشیدن، تنبلی، رانندگی پرسرعت، ورزش نکردن، پرخوری و یا کم خوری.
زمانی که تصمیم میگیرید تغییری در هر یک از عادتهای خود ایجاد کنید و میخواهید فرد دیگری در این زمینه به شما کمک کند، درست همان لحظهای که او شروع به نصیحت کردن شما میکند و یا چیزی را به شما توصیه میکند حتی اگر توصیه آرام و بی خطر باشد مطمئن باشید که غریزه شما در مقابل آن مقاومت میکند. وقتی به آدمها نصیحت میشود غریزه آنی انسان یک یا چند مورد از واکنشهای زیر است.
دلخوری: او درباره من و مشکل من چه میداند؟
خشم و سرزنش: همه چیز برای او خیلی خوب است…
احساس تحقیر: چطور میتوانم چنین چیزی را در خودم حل کنم؟
ترس: شاید حق با آنها باشد ولی فعلا نمیتوانم در این مورد کاری انجام دهم.
حس گناه: نباید چنین مشکلی داشته باشم.
عقب نشینی: نمیتوانم بگویم چه احساس وحشتناکی دارم.
بی تفاوتی: اصلا برای او ارزشی قائل نیستم و به آنچه فکر میکند اهمیت نمیدهم، چرا باید کاری که او میخواهد انجام دهم؟
چطور دریافت دستور یا نصیحت برای انجام کاری منجر به مقاومت میشود؟
جالب است بدانید طی این چرخه بیولوژی نیز مانند روانشناسی درگیر میشود. به این خاطر که آمیگدال، قسمت کوچک بادام مانند در مغز که در صورت ارسال سیگنال هشدار عمل میکند، نصیحت را یک حمله تلقی میکند. این حمله به احساس شما از خودتان به عنوان یک فرد شایسته و خردمند است و طرف مقابل را موقتا در نقش فردی شایستهتر و باخردتر نشان میدهد. در اینجا احساسات کنترل را دست میگیرند. مغزتان سیل کورتیزول-هورمون استرس- را به قشر جلویی مغز سرازیر میکند که محل تفکر عقلایی است و به این ترتیب ظرفیت تفکر کاهش مییابد.
به همین دلیل، احتمالا نمیتوانید به خاطر بیاورید که این نصیحت دقیقا چه بوده است.
کورتیزول تنها زمانی عملکرد مثبت دارد که باید فرار کنید، اما اگر قرار باشد تفکر شفاف داشته باشید هیچ کمکی به شما نخواهد کرد. احتمالا شما بخش اعظم آنچه شنیدهاید را فراموش میکنید. اگر به شما گفته شده چه کاری انجام دهید و حس کنید که مجبور هستید، پیامدهای آن بار منفی بیشتری خواهد داشت: پشیمانی، احساس قربانی بودن، عدم تعهد به اعمال، مقصر دانستن دیگران و بعد از آن انتظار آزاردهنده برای دوباره شنیدن نصیحت.
چرخه زیر چگونگی مقاومت ما را دربرابر شنیدن نصیحت نشان میدهد:

این مقاله را مطالعه کنید: انواع سوالات در کوچینگ + نمونه
چگونه کوچینگ بدون نصیحت به تغییر شما کمک میکند؟
کوچینگ، هنر تسهیل یادگیری، توسعه و عملکرد یک شخص است. کوچینگ خودآگاهی فرد را ارتقا داده و به او کمک میکند گزینهها را شناسایی کند. افراد از طریق کوچینگ میتوانند راهحلهای خود را بیابند، مهارتهای خود را توسعه دهند و دیدگاهها و رفتارهای خود را تغییر دهند.
وقتی ما به خودمان میگوییم چه کار انجام دهیم نتیجه کاملا متفاوت است و یک چرخه مثبت مطابق شکل زیر اتفاق میافتد که در آن ما مالکیت تصمیم را بر عهده داریم، خودانگیخته و با اعتماد به نفس هستیم، تلاش میکنیم تاثیر و نفوذ خود را گسترش دهیم و ایدهها و راهحلهایی پیشنهاد میکنیم.

به خودتان بگویید چکار انجام دهید: چرخه مثبت
جوهرهی کوچینگ این است که افراد را تشویق میکند تا مسئولیتهای خود را بپذیرند، خود قدرتمندشان را تجربه کنند، سراغ یادگیری بروند، در حل مساله خلاق باشند، بتوانند تصمیمات عالی اتخاذ کنند و از تمام پتانسیل خود بهره ببرند.
توصیه و نصیحت توانایی های گیرنده را تضعیف میکند. زندگی چالشهای ناخوشایندی پیش روی ما میگذارد اما ما همیشه در انتخاب واکنشهایمان آزاد هستیم، حتی وقتی تحت فشار عاطفی شدید قرار داریم. پایه کوچینگ به پذیرش انتخاب باز میگردد و هدف اصلی آن میان برداشتن شکاف بین پتانسیل و عملکرد است، به گونهای که بهترین خودتان را تجربه کنید.
منابع: کتاب مدیر در نقش کوچ/جنی راجرز/ترجمه: افشین محمد
تجربیات شخصی نویسنده در کوچینگ
نویسنده: سونیا جلالی
مدیریت منابع انسانی از باورهای سنتی تا واقعیتهای جدید
مدیریت منابع انسانی در حال تغییر و تحول است زیرا سازمانها در حال تغییر و تحول هستند. این تغییر حتی در واژگان مدیریت منابع انسانی نیز قابل مشاهده است، تغییر از اداره کارگزینی به اداره امور کارکنان و امروزه از دپارتمان مدیریت منابع انسانی به مدیریت سرمایههای انسانی!
به تبع این تغییرات، مدیر منابع انسانی نیز در حال حاضر کشورمان از آن دسته مشاغلی است که با تقاضای بسیار زیاد از جانب سازمانها و همچنین افراد روبروست، روزانه به افراد زیادی برمیخورم که قصد دارند آینده شغلی خود را در نقش مدیر منابع انسانی ترسیم نمایند، در مصاحبههایی که در کانونهای ارزیابی و شناخت با کارشناسان منابع انسانی و حتی حوزه اداری سازمانها دارم، درصد زیادی از این افراد معتقدند که الان قادرند در موقعیت مدیر منابع انسانی مجموعه خود قرار بگیرند، به بیان ساده این باور عمومی وجود دارد که هر کسی میتواند این فعالیتها را انجام دهد، اما خیلی اوقات باورها در خصوص ورود به این حرفه واقع بینانه نیست، به بیان دیگر نوعی ساده انگاری مبتنی بر باورهای سنتی در بین تعداد زیادی از افراد متقاضی ورود به این حرفه وجود دارد،.
باورهای سنتی در مدیریت منابع انسانی
به طور مثال یکی از باورهای سنتی در این حرفه این است که افرادی که در این پست قرار میگیرند آدمها را دوست دارند، پس من هم چون دیگر انسانها را دوست دارم، فرد مناسبی برای احراز این حرفه هستم! اما واقعیت جدید این است که واحدهای منابع انسانی صرفا به منظور شناسایی و درمان آسیبهای سازمانی یا حس ناکامیهای اجتماعی طراحی نمیشوند، حرفهایهای منابع انسانی باید رویههایی را ایجاد کنند که توان رقابتی کارکنان و نه فقط آسایش و رفاه آنها افزایش یابد.

باور عمومی دیگری که وجود دارد این است که شغل منابع انسانی بر عهده انسانهای خوب است و گاهی تعریف ما از خوب بودن در این حرفه، فردی است که صد در صد در زمین کارکنان بازی میکند، در صورتی که در حقیقت متخصصین منابع انسانی بایستی دارای نقش استراتژیک بوده و به تعامل با مدیران عملیاتی بپردازند، در عین حال حامی کارکنان باشند. از سوی دیگر گاهی اوقات رویههای منابع انسانی نیازمند مباحثه و مناظره جدی است. حرفهایهای منابع انسانی بایستی آدم های مبارزه طلب، چالشی و در عین حال حمایت کننده باشند.
باور سوم این است که از آن جا که منابع انسانی به جنبه نرم کسب و کار مربوط می شود پس پاسخگو نیست. در صورتی که بر طبق واقعیتهای جدید، تاثیر رویههای منابع انسانی بر نتایج کسب و کار میتواند و میبایست اندازه گیری شود. حرفهای های منابع انسانی باید یاد بگیرند که چگونه نتایج کارشان را مانند عملکرد مالی گزارش کنند.
با نگاهی به واقعیتهای جدید در حوزه مدیریت منابع انسانی، پرواضح است متخصصان حرفهای منابع انسانی باید در عرصه تئوری و عمل تسلط داشته باشند. و شایستگیهایی داشته باشد که قادر به ایفای نقش حرفهای مدیر منابع انسانی در سازمانها باشد.
مدل شایستگی منابع انسانیSHRM یکی از کاملترین مدلهای شایستگی در حوزه مدیریت منابع انسانی است که به عنوان مبنایی برای شناخت و توسعه شایستگیهای متخصصان منابع انسانی در سراسر دنیا کاربرد دارد و میتواند در انتخاب و ارزیابی افراد شایسته برای این پست استراتژیک سازمانی بسیار راهگشا باشد.
این مدل را در شکل زیر مشاهده میفرمایید.

مدل شایستگی منابع انسانی
در این مدل نه شایستگی اصلی وجود دارد و هر کدام از این شایستگیها از تعداد زیادی زیر شایستگی تشکیل شده است، به طور مثال شایستگی مشاوره خود شامل زیر شایستگیهایی نظیر، مربیگری، مدیریت پروژه، حل مساله، انعطاف پذیری و… میشود که اگر به خاطر داشته باشید در سلسله مقالات چطور به یک فرد حرفهای در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل شویم، یادگرفتیم که این شایستگیهارا با چه روشهایی میتوان توسعه داد.
کوتاه سخن این که شغل منابع انسانی یک شغل استراتژیک است که طیف وسیعی از شایستگیها را طلب میکند بسیار وسیعتر از آن که با یکی دو سال تجربه در حوزه اداری و مطالعه یکی دو کتاب ادعای نشستن بر مسند این پست حساس سازمانی را داشته باشیم، به طی کردن پله پله این مسیر باور داشته باشیم.
منابع:
کتاب تعالی منابع انسانی/ بهروز قلیچ خانی
تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی
نویسنده: سونیا جلالی
ارزیاب کیست و در یک کانون ارزیابی چه وظایفی دارد؟
یکی از اصلیترین ارکان کانون های ارزیابی ارزیابان هستند که در کنار طراحی مناسب مدل شایستگی و همچنین ابزارها و تمرینات سنجش شایستگیها نقش مهمی در موفقیت برگزاری کانونهای ارزیابی و توسعه را ایفا می نمایند. با توجه به نقش کلیدی و تعیین کننده ارزیابان، در این مقاله به دنبال پاسخ این سوالیم که ارزیابان در طول یک کانون ارزیابی چه وظایفی را بر عهده دارند و برای انجام آن چه ویژگیهایی باید داشته باشند.
ارزیاب کیست؟
ارزیابان افرادی هستند که در کانون ارزیابی به مشاهده، ارزیابی و امتیازدهی به ارزیابی شوندگان میپردازند و برای انجام این کار دانش، مهارت و شایستگیهای لازم را دارند و دورههای آموزشی مرتبط را طی کردهاند.
وظایف ارزیابان در کانون ارزیابی
وظیفه ارزیابان کانون ارزیابی در دو کلمه خلاصه میشود: ارزیابی رفتار
به طور ساده میتوان گفت که رفتار هر چیزی است که میگوییم و انجام میدهیم. ارزیابی رفتار دو کلمه به ظاهر ساده است که طی یک فرآیند چهارمرحلهای پیچیده اتفاق می افتد، این چهار مرحله عبارتند از مشاهده، ثبت، طبقه بندی و ارزیابی رفتار که در شکل زیر نمایش داده شدهاند.

چهار مرحله ارزیابی رفتار
شکل هرمی نشاندهنده این موضوع است که هر مرحله بر مرحله قبلی استوار است. بنابراین در نهایت تمامی ارزیابیها باید بر رفتار مشاهده شده استوار باشند و ارزیابها همیشه باید بتوانند شواهد مناسبی برای ارزیابی خود ارائه کنند، در ادامه تک تک این مراحل را با هم مرور می کنیم:
مشاهده مهمترین وظیفه ارزیاب است
اولین و مهمترین وظیفه ارزیاب در هر یک از تمرینات، مشاهده رفتار است و به عنوان بنیان مراحل بعدی تلقی میشود. مشاهده به هر آن چه که کاندیدای مورد ارزیابی میگوید و یا انجام میدهد دلالت دارد، رفتار را میتوان با تمام حواس پنج گانه مشاهده کرد؛ اما ما به طور معمول از چشم و گوش خودمان برای این منظور استفاده میکنیم. واضح است که افراد به سادگی در مورد آنچه مشاهده میکنند گیج میشوند؛ چون بسیاری از مشاهدات ما با قضاوتهای ناشی از پیش داوری و تعابیر ما درهم آمیختهاند. ماهیت آدمی این است که در هنگام ارزیابی رفتار افراد، نتیجه بگیرد و آنچه را مشاهده کرده است مورد ارزیابی قرار دهد. این دامی است که فرآیند ارزیابی رفتار گرا میخواهد از آن پرهیز کند.
مهمترین نکته این است که مشاهده رفتار مبتنی بر واقعیت است و نه تعبیر.
ثبت مشاهدات
هر چند فرآیند ارزیابی رفتار در چهار مرحله نمایش داده میشود، دو مرحله نخست مشاهده و ثبت مستقل نبوده و همزمان انجام میشود. یعنی ارزیاب هم میبیند و توجه میکند و هم مینویسد و ثبت مینماید، در نتیجه نقش ارزیاب در حین تمرین، ارزیابی شرکت کننده نیست و تنها باید اطلاعات جمع کند. طبقه بندی و ارزیابی پس از تمرین انجام میشود.
در این مرحله ارزیاب رفتارها(هر انچه کاندیدای ارزیابی میگوید و یا انجام میدهد)را ثبت و یادداشت مینماید.
ثبت رفتار مشاهده شده، ثبت تمام مواردی است که مشاهده کردهایم، نه چیزهایی که فکر میکنیم مشاهده کردهایم.
اکثر ارزیابها ثبت رفتار شرکت کننده را وظیفهای خسته کننده و دشوار میدانند. البته آنها بر اهمیت فوق العاده آن نیز وقوف دارند، همانطور که پیش تر عنوان شد، کیفیت هر مرحلهای از فرآیند ارزیابی بر مراحل قبلی متکی است. اگر ثبت رفتار به اندازه کافی دقیق و درست نباشد، توانایی طبقه بندی عملکرد شرکت کننده افت شدیدی خواهد کرد.
طبقه بندی
پس از پایان تمرین، ارزیابها میتوانند طبقه بندی رفتارهای مشاهده شده و تخصیص آن به شایستگیهای مورد ارزیابی را آغاز کنند. بهتر است که طبقه بندی موارد ثبت شده بلافاصله بعد از تکمیل مشاهده و ثبت رفتارها صورت بگیرد. در این صورت ارزیاب نسبت به اتفاقات در حین تمرین حضور ذهن داشته و میتواند یادداشتهایش را در صورت لزوم تکمیل کند. منظور ما از تکمیل یادداشتها، اضافه کردن موارد فراموش شده یا ناقص است و نباید به دنبال چیزهای جدید بود.
در طبقه بندی رفتار مشخص میکنیم که هر یک از رفتارها به کدام شایستگیها مربوط است؟و مثبت است یا منفی؟
ارزیابها باید توجه داشته باشند که از آنها انتظار میرود وقایع را گزارش کنند و نباید اجازه دهند تعبیر شخصی بر قضاوت آنها از واقعیت تاثیر بگذارد. حتما باید در برنامهریزی کانون، فاصلهای بین دو تمرین در نظر گرفت تا ارزیاب فرصت تکمیل ثبت رفتار خود را داشته باشد.
یک نمونه از طبقه بندی رفتار در شکل زیر نمایش داده شده است.

نمونه طبقه بندی رفتار
ارزیابی(امتیازدهی)
بخش پایانی فرآیند ارزیابی رفتار، امتیازدهی به هر یک از شایستگیها برای کاندیدای مورد ارزیابی است، در این مرحله بر اساس مراحل قبل و با توجه به شواهد مثبت و منفی طبقه بندی شده برای هر شایستگی، امتیازی به فرد میدهیم که توانمندی وی را در آن شایستگی نشان دهد.
ارزیابی(امتیازدهی)، توانمندی داوطلب مورد ارزیابی را در شایستگیهای مورد ارزیابی در تمرینات نشان میدهد.
بدیهی است که تمام ارزیابها باید از مقیاس یکسانی استفاده کنند و مهمتر این که تعبیری مشابه از مقیاس خود داشته باشند، نمونه ای از مقیاسها در ادامه آمده است:
5: مطلوب
4: بالاتر از حد انتظار
3: در حد انتظار
2: پایین تر از حد انتظار
1: ضعیف
به عنوان مثال وقتی ارزیاب در کار گروهی به فردی در شایستگی رهبری امتیاز 3 می دهد، به این معناست که شرکت کننده در مقایسه با نیازهای شغل، سطح قابل قبولی از رهبری را در کار گروهی نشان داده است.
ارزیابان باید تمام شواهد معیارها را مرور کرده و کیفیت نمونهها را در نظر بگیرند و بر اساس آن به شایستگیها امتیاز بدهند.
با انجام این مرحله فرآیند چهار مرحلهای ارزیابی رفتار به پایان میرسد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: جانشین پروری چیست؟(راهنمای کامل مدیران منابع انسانی)
ویژگیها و مشخصات ارزیابان
کار ارزیابی، کاری سخت و طاقت فرساست. ارزیابان میبایست طیف وسیعی از شایستگیها از جمله بیطرفی، توانایی ثبت و طبقه بندی رفتارهای مشاهده شده به طور مداوم، شنونده خوب بودن، وجدان کاری بالا، توانایی تحلیل رفتار دیگران، قدرت تصمیمگیری، انعطافپذیری، توجه به جزئیات، خودکنترلی و نیز سطح بالایی از هوش، استقامت و تعهد را دارا باشد.
حالت ایدهآل در انتخاب ارزیابان این است که آنها باید یک تا دو سطح بالاتر از شغل موردنظر باشند و با نیازمندیها و الزمات شغل به خوبی آشنا باشند.
با توجه به حساسیت انجام مراحل فوق، توجه به وجود تیم ارزیاب آموزش دیده که توانایی ارزیابی رفتار را با حداقل خطا دارا باشند، اهمیت بسزایی مییابد، موضوعی که میبایست در دورههای آموزشی تربیت ارزیاب کانونهای ارزیابی، مورد توجه قرار گیرد.
متاسفانه در حال حاضر در کشور ما مرکز ویژهای برای انتخاب و آموزش ارزیابان و ارزیابی شایستگیهای آنها پیش از ورود به سازمانها جهت ارزیابی وجود ندارد و افرادی به این حرفه وارد شدهاند که از دانش، مهارت و ویژگیهای شخصیتی متناسب با این شغل کلیدی برخوردار نیستند. از آن جایی که ارزیابی یک کار طاقت بسیار حساس و کلیدی است، طیف وسیعی از مهارت ها را نیاز دارد.
به طور مثال یکی از اصلی ترین شایستگیهای مورد نیاز ارزیابان، بیقضاوت بودن است، حال فردی را تصور کنید که دائما در زندگی شخصی در حال برچسب زدن به دیگران است و اکنون هم به حرفه ارزیابی وارد شده است! چطور این فرد قادر است رفتارهای شرکت کنندگان را فاقد از قضاوتها و برچسبهای شخصی تحلیل و ارزیابی نماید؟
از دیدگاه من به عنوان مشاور که از نزدیک درگیر این فرآیند هستم، میبایست یک مرکز ارزیابی دائمی در کشور برای ارزیابی شایستگیهای ارزیابان کانونهای ارزیابی و توسعه تشکیل شود و همه کاندیدهای ارزیابی، پیش از انجام فعالیت حرفهای خود، یکبار حضور در کانون را به عنوان ارزیابی شونده تجربه کرده و توسط این مراکز ارزیابی از نظر شایستگیهای مورد نیاز این حرفه، سنجیده شوند و بعد از طی دورههای آموزشی حرفهای و مهارتی و اخذ گواهینامه حرفه ایبتوانند فعالیت نمایند.
خوشبختانه تحقیقاتی در زمینه شناخت شایستگیهای ارزیابان کانونهای ارزیابی در کشورمان انجام پذیرفته است به طور مثال سازمان مدیریت صنعتی، ۲۱ شایستگی را به ترتیب زیر برای ارزیابان این حرفه عنوان کرده است.

همانطور که در جدول بالا مشخص است کار ارزیابی طیف وسیعی از شایستگیها را طلب میکند و پر واضح است ارزیابان حرفهای که سطح مطلوبی از شایستگی های بالا را دارا هستند، معمولا دستمزدهای بالایی را طلب میکنند، بنابراین خیلی از سازمانهای برگزار کننده کانونهای ارزیابی، ارزیابان تازه کار و فاقد شایستگیهای حرفهای را بکار میگیرند که این امر به شدت از اعتبار مراکز ارزیابی کاسته و متاسفانه مدیران سازمانهای ایرانی را نسبت به اثربخش بودن مراکز ارزیابی و توسعه دچار تردید مینماید.
متاسفانه هنوز در کشورمان، متولی و روشی برای غربالگری ارزیابان این حرفه نداریم، حتی دورههای آموزشی تربیت ارزیاب هم توسط سازمانهای مختلف و با رویکردهای متفاوت و بعضا سلیقهای برگزار میشود و به نظر میرسد به بازانگاری و تحول جدی در انتخاب و آموزش ارزیابان مراکز ارزیابی در کشورمان نیاز داریم. تا آن زمان سازمانهای برگزار کننده کانونهای ارزیابی و توسعه میبایست سخت گیرانهتر نسبت به بکارگیری این رکن مهم کانون عمل کرده و به توسعه اثربخشی این راه حل کارآمد در سازمانها کمک نمایند.
منابع:
کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
کتاب عوامل کلیدی موفقیت در مراکز ارزیابی و توسعه/ دکترجمشیدی، بدلی، حسینی
تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
یک نمونه فرمت توافق نامه عملکردی (PDF)
چرا کارکنان نمیتوانند به انتظاراتی که از آنها میرود عمل کنند؟
دلیل اصلی این است که انتظارات به آنها به شکلی شفاف نشان داده نشده است. مدیران معمولاً تصور میکنند اهداف را شفاف و مشخص برای کارکنان بیان کردهاند و به علت برآورده نکردن انتظارات ناامید میشوند، این جمله را به کرات از مدیران می شنویم که: “مگه من بهت نگفته بودم؟” یا “چند با باید یک درخواست را تکرار کنم؟”
در حالیکه در حقیقت علت برآورده نشدن انتظارتمان این است که به صورت دقیق و روشن مشخص نمیکنیم که از کارکنان چه میخواهیم اگر کارکنان شما به روشنی خواستهها را ندانند، فارغ از اینکه چقدر آموزش دیده باشند، یا توانمند باشند شکست خواهند خورد.

یکی از اصلی ترین دلایل شکست برنامههای مدیریت عملکرد در سازمانها نیز فقدان شفاف سازی انتظارات و اهداف عملکردی پیش از ارزیابی عملکرد است.
نکته غم انگیز سیستمهای مدیریت عملکرد در خیلی از سازمانهای کشورمان این است که کارکنان نمیدانند بر چه اساسی ارزیابی میشوند!
مدیران عموما ایدهای از آنچه میخواهند در ذهن خود دارند، اما آن را به طور روشن برای کارکنان ترسیم نمیکنند، توافقنامههای عملکردی به عنوان یک شیوه نوین مدیریت عملکرد در پاسخ به همین مسایل ایجاد شده است.
مطالعه مقاله: مدیریت عملکرد چیست؟(به همراه فرمهای ارزیابی)
توافق نامه عملکردی چیست؟
توافقنامه عملکرد به عنوان نخستین گام چرخه مدیریت عملکرد یکی از بهترین روشها برای شفافسازی انتظارات عملکردی است و به عنوان روشی برای افزایش پاسخگویی و مسئولیت پذیری مناسبتر کارکنان معرفی میشود.
در طی یک توافقنامه عملکردی دو طرف در مورد اقداماتی که اجرا کننده قرار است طی یک دوره ارزیابی انجام دهد و همچنین نتایج مورد انتظار از اجرای این اقدامات، به توافق میرسند.
این جلسه که به جلسه تعیین اهداف عملکردی یا جلسه توافق نامه عملکردی موسوم است، میبایست در ابتدای هر دوره ارزیابی بین مدیر و تک تک کارکنان زیر مجموعه برگزار گردد در این جلسه، اهداف و انتظارات، استانداردها و هر چه باید توسط کارمند انجام یا رعایت شود، مورد گفتگوی اقناعی قرار میگیرد. بدیهی است که شاید نتوان همه کارکنان را در همه موارد کاملاً متقاعد کرد، اما فرض و اصل در این مرحله تلاش برای قانع کردن (شدن) است. توصیه شده است که این مرحله نه به صورت مکتوب بلکه در گفتگویی چهره به چهره انجام شود.
مهمترین اصل این است که تعیین اهداف برای کارکنان باید در یک گفتگو شکل بگیرد نه با یک دستور، برای مثال، به جای گفتن اینکه “در این ماه باید 5 قرارداد امضا کنی” بگوییم “میخواهم با هم در مورد هدف گذاری برای فروش صحبت کنیم.”
در چنین جلساتی است که مدیر می تواند اطمینان پیدا کند که آنچه می گوید توسط کارمند شنیده، فهمیده و پذیرفته شده است. این جلسه را باید به نحوی مدیریت کرد که کارکنان نیز این فرصت و رغبت را پیدا کنند که انتظاراتی که از سازمان و به ویژه از مدیرشان دارند را طرح کنند و در تعیین اهداف نهایی مشارکت جدی داشته باشند در انتهای جلسه نیز دو طرف توافقنامه نوشته شده را با درج تاریخ توافق، امضا میکنند.
نتیجه این توافق در فرمهایی موسوم به فرم توافقنامه عملکردی ثبت میشود که شما میتوانید جهت آشنایی با آن، یک نمونه از آن را از لینک زیر دانلود نمایید.
دانلود فرمت توافقنامه عملکردی
یک مثال از توافقنامه عملکردی
به عنوان مثال برخی اهداف تعریف شده برای یک مدیر منابع انسانی در یک دوره ارزیابی سه ماهه میتواند به شرح زیر باشد:
بازنگری دستورالعمل و فرمهای شرح شغل کارکنان برای 50 عنوان شغلی
برگزاری 30 نفر ساعت آموزش توسعه رهبری برای مدیران
برگزاری رضایت سنجی کارکنان و تحلیل و ارائه نتایج
کارمندیابی و جذب 15 اپراتور فنی برای خط تولید
هدفگذاری و برنامه ریزی اول دوره این امکان را فراهم میکند که بتوانیم برای کارکنانی که عنوان شغلی مشابه و به تبع آن شرح شغل رسمی و مکتوب مشابهای هم دارند، اهداف و برنامه های متفاوت داشته باشیم و وظایف و ماموریتهای متفاوتی را به آنان واگذار کنیم.
علاوه بر اهداف شفاف تعریف شده، شما باید اطمینان پیدا کنید که کارکنان ابزار، آموزش و منابع کافی مثل اطلاعات و زمان لازم برای رسیدن به انتظارات را در اختیار دارند.
ویژگیهای اهداف در توافق نامه عملکردی
اهداف تعریف شده در توافقنامه عملکردی میبایست ویژگیهای زیر را داشته باشند.
1- دقیق و مشخص و واقع بینانه باشد.
2- چالشی، تلاش برانگیز و در عین حال قابل دستیابی باشد.
3- برانگیزاننده، معنی دار و ارزشمند باشد.
4- قابل اندازه گیری باشد.
5- با اهداف کلان سازمان مرتبط و در راستای آنها باشد.
6- مورد توافق طرفین باشد.
7- دارای ضرب العجل(سررسید) زمانی باشد.
هر چه هدف و انتظار مشخصتر باشد انتظار دستیابی به نتیجه بیشتر است، اگر ممکن است برای کارکنانتان مثالهای ملموسی از حروجیهای مطلوب تهیه کنید، برای مثال اگر انتظار دارید یک گزارش به یک روش مشخص تدوین شود یک گزارش نمونه به کارکنان نشان دهید یا دقیقا چهارچوب آن را شفاف کنید، اگر متوجه شدید بازهم افراد انتظارات شما را برآورده نمیکنند، تلاش کنید ارتباطات خود را شفافتر کنید. حقیقت دردآور این است که اگر کارکنان شما در رسیدن یه اهداف و انتظارات شکست میخورند، شما باعث شکست آنها شدهاید. وظیفه شما به عنوان مدیر این است که افراد خود را موفق کنید.

سخن آخر
توافقنامه عملکردی روشی منصفانه برای ارزیابی عملکرد است که سطح اعتماد را بین مدیر و کارکنان تقویت کرده و رسیدن به اهداف عملکردی را تسهیل مینماید.
ضمن این که کارکنان در قبال آن چه امضا کردهاند، مسئولیت بیشتری خواهند داشت و امکان توسعه فردی نیز برای آنها فراهم میشود.
همچنین وقتی انتظارات شفاف است و دلایل پشت آن مشخص شده است، کارکنان دلبستگی بیشتری به کار خواهند داشت، چرا که متوجه نقش خود در تحقق چشم انداز و ماموریت سازمان میشوند.
و نکته آخر این که از کارکنان انتظارات بزرگ داشته باشید و به یاد داشته باشید هر چقدر افراد را بزرگتر ببینید، آن ها کارهای بزرگتری انجام خواهند داد.
منابع:
کتاب مدیریت عملکرد کارکنان/ دکتر بهزاد ابوالعلایی
کتاب چماق و هویج دیگر کارایی ندارد/ دکتر پاول مارسیانو
مقاله مدیریت عملکرد کارکنان(مبتنی بر نقاط تماس)/ سونیا جلالی،زهرا لبیبی
تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی
نویسنده: سونیا جلالی
گذار از کانونهای ارزیابی به کانونهای توسعهای(قسمت دوم)
در قسمت اول این مقاله، ویژگیهای کلیدی کانونهای توسعه و تمایز آن با کانونهای ارزیابی را شناختیم، در این بخش رشد و تکامل کانونهای توسعهای در قالب نسلهای مختلف را مورد بررسی قرار میدهیم.
کانونهای توسعه اولین بار در اوایل 1970به کار رفتند هر چند تا دهه 1980 گسترش نیافتند. از آن به بعد رشد استفاده از آنها تسریع شده است. از آن زمان 3 نسل از کانونهای توسعهای قابل تبیین است که در ادامه به معرفی آنها میپردازیم.
نسلهای مختلف کانونهای توسعهای
نسل اول
حضور شرکت کنندگان: حداقل/ شرکت کنندگان فقط در تمرینها حضور دارند.
تمرین ها و آزمونها: تمرینهای موجود و آزمونهای روانشناختی
برنامهریزی توسعهای: کم/ شاید در بازخورد پس از کانون
نسل دوم
حضور شرکت کنندگان: به شرکت کنندگان در پایان کانون و گاهی در پایان هر تمرین بازخورد میدهند.
تمرین ها و آزمونها: تمرینهای موجود و آزمونهای روانشناختی
برنامهریزی توسعهای: گاهی در کانون ارائه میشود که با نظارت و حمایتهای بعدی همراه است.
نسل سوم
حضور شرکت کنندگان: تصمیم گیری بر اساس شایستگیهای مشاهده شده پس از هر تمرین انجام میشود.
تمرین ها و آزمونها: مشکلات واقعی کسب و کار
برنامهریزی توسعهای: زمان بیشتری از کانون به آن اختصاص دارد با نظارت کامل و هدایت پس از برنامهریزی
نسل اول کانونهای توسعهای(دهه 1970) به کانونهای ارزیابی شبیه است که 1 تا 1/5 روز به طول میانجامد و بیشتر بر شناسایی افراد مستعد تمرکز دارند. اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990، با ورود به نسل دوم دو تفاوت عمده در کانون های توسعهای ایجاد شد. آن ها بازخورد دارند و زمانی را در حین کانون به برنامهریزی توسعهای اختصاص میدهند.
نسل سوم(اواسط دهه 1990) نیز سه تغییر عمده را نشان میدهد.
اول: مسائل واقعی کاری به عنوان اساس تمرینها به کار میرود و از تمرینهای موجود کمتر استفاده میشود.
دوم: زمان و توجه بیشتری برای برنامهریزی توسعهای در کانون و پس از آن صرف میشود.
سوم و مهمتر از همه، شرکت کنندگان با مشارکت در ارزیابی خود، توانمند میشوند.

75 درصد سازمانها از نسل اول، 20 درصد از نسل دوم و تنها 5 درصد از نسل سوم کانونهای توسعهای استفاده میکنند.
اندرو کانستبل از موسسه مدیریت رافی پارک نسل چهارمی از کانونهای توسعه که آن را کانون همکاران مینامند را معرفی میکنند، ویژگیهای این نسل از کانونهای توسعه ای عبارتند از:
بازخورد و راهنمایی همکاران پس از هر تمرین
ترکیب تمرینها و آزمونهای موجود، مشکلات و فعالیتهای زندگی واقعی برای شناسایی ارزشهای شخصی
برنامهریزی فردی و گروهی در کانون، تاکید بیشتر بر منتورینگ و استفاده از بسترهای یادگیری
هر چند این ویژگیها مطلوب هستند، اما تا حد زیادی در نسل سوم نیز وجود دارند. البته در نسل چهارم تاکید بیشتری بر آنها شده است.
هدف اصلی کانونهای توسعهای نسل جدید
پرداختن به نیازهای توسعهای از مهمترین ویژگیهایی است که نسل چهارم کانونها را از نمونههای قبلی متمایز میکند. هدف اصلی این کانونها ایجاد تغییر رفتاری است.
ماهیت این رویداد توسعهای است و شرکت کنندگان باید احساس کنند در محیطی امن قرار دارند که در آن اشتباهاتشان فرصتی برای بهبود تلقی میشود و به عنوان نقطه منفی در کارنامه شان ثبت نمیشود. بازخورد سریع نیز ویژگی مهمی است که به شرکت کننده این امکان را میدهد که مسایل عملکردی کلیدی قبل از این که دوباره در تمرینی دیگر بروز کنند، شناسایی شوند.
عامل مهم دیگر در استفاده از تمرینهای شغلی در نسل چهارم کانونهای توسعهای است که فضای اجرا نباید موقعیت امتحان باشد، بلکه باید راحت بوده و ماهیت فضای کار را داشته باشد.
جنبه مهم دیگر کانونهای توسعه نسل چهارم استفاده از راهنمایی در حین عمل است. مربی شرکتکنندگان را در موقعیتهای کاری واقعی مشاهده کرده و پیشنهادات بهبود را ارائه میکند. همچنین استفاده از خودارزیابی و بازخورد همکاران نیز در این نسل از کانونها استفاده می شود.
در قسمت آخر این مقاله شکل جدیدتری از کانونهای توسعه تحت عنوان کانون ارزیابی خودشناسی را با هم مورد بررسی قرار خواهیم داد.
منابع: کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
گذار از کانونهای ارزیابی به کانونهای توسعهای(قسمت سوم)
در بخش قبلی این مقاله در خصوص نسلهای مختلف کانون توسعهای صحبت کردم، اما شیوه مناسبتری نیز برای مشارکت شرکت کننده در کانون توسعهای وجود دارد و آن استفاده از رویکرد کانون ارزیابی خودشناسی است. این نوع کانون ویژگیهای نسل سوم کانونهای توسعهای را دارد.
کانون ارزیابی خودشناسی چیست؟
کانون ارزیابی خودشناسی که اولین بار در اواخر دهه 1970 توسط مایک وان و همکارانش مطرح شد، همانطور که از نامش بر میآید نیازمند مشارکت کامل افراد حاضر در آن است. اهداف عمده این کانون عبارتند از:
- شناسایی نقاط قوت و نیازهای توسعهای با توجه به معیارهای عملکرد شغلی از پیش تعیین شده
- تدوین برنامه توسعه شخصی برای رفع نیازهای توسعهای شناسایی شده و تقویت نقاط قوت
- توسعه مهارتهای شرکت کننده در تکنیکهای ارزیابی عملکرد
- آشنایی با فعالیتها و تکنیکهای کانون ارزیابی
بنابراین، کانون ارزیابی خودشناسی مثل سایر کانونهای ارزیابی و توسعهای پیش از اجرا، نیازمند شناسایی شایستگیهای مناسب و شبیه سازیهای شغلی است. پس از تکمیل این مراحل، کانون ارزیابی خودشناسی با حضور شرکت کنندگان در تمرینها و آزمونها آغاز میشود.
یک نمونه برنامه کانون ارزیابی خودشناسی
اولین تفاوت عمده کانون ارزیابی خودشناسی با کانونهای سنتی، عدم حضور ارزیاب است.
روز اول تمرینهای تعاملی برای بحث آتی ضبط میشوند.
روز دوم، شرکت کنندگان از معیارهای رفتاری بروز یافته در کانون مطلع میشوند و توضیحی درباره نحوه و علت بروز معیارها دریافت میکنند. به این ترتیب، شرکت کنندگان از شایستگیهای شغل مورد نظر آگاه شده و ارتباط تمرینهای شبیهسازی شده را با نیازهای مزبور درک میکنند. بقیه روز مباحث آموزش ارزیابها ارائه میشود.
روز سوم و چهارم به ارزیابی پرداخته میشود. شرکت کنندهها به عنوان ارزیاب عمل کرده و عملکرد خودشان و همکارانشان را در تمرینهای مختلف به طور کامل ارزیابی میکنند. پس از تحلیل کامل هر تمرین، شرکت کنندهها به عنوان ارزیاب به یکدیگر بازخورد میدهند. جلسههای بازخورد به طور معمول بسیار مثبت و سازندهاند. علت سازنده بودن بازخورد این است که شرکت کنندگان پیشتر فرصت ارزیابی عملکردشان را داشتهاند و نگاه عینی به ارزیابی تسهیل شده است.
در روز پنجم، شرکت کنندگان تمام اطلاعات جلسات مختلف بازخورد را جمع آوری میکنند و آن را به شکلی ساختار یافته در طرح توسعه شخصی خود یکپارچه میسازند.
در این رویکرد شرکت کننده تنها کسی است که تصویری کامل از عملکردش دارد. به این ترتیب، کانون ارزیابی خودشناسی رویدادی ترسناک نیست و ابزار خودتوسعه ای مناسبی به حساب میآید.

مزایای کانون ارزیابی خودشناسی
مزایای عمده کانون ارزیابی خودشناسی نسبت به سایر کانونهای توسعهای عبارتند از:
- شرکت کنندگان از نیازهای توسعهای خود تصویری روشنتر داشته و نقش بیشتری در شناسایی آنها دارند. علاوه بر این، چون پس از هر تمرین بازخورد ارائه میشود، درک آنها از عملکردشان جامعتر از زمانی است که بازخوردی خلاصه در پایان کانون توسع ای ارائه میشود. این امر تعهد شرکت کننده به برنامه توسعه شخصی را نیز بیشتر میکند.
- در کانون ارزیابی خودشناسی نیازی به حضور مدیران به عنوان ارزیاب نیست و همین امر هزینههای آن را کاهش میدهد. در واقع کانون ارزیابی خودشناسی گرانتر از دوره آموزشی پنج روزه نیست و باید هزینههای تسهیلگرانی را که در نقش مدیرکانون، مشاور، مربی و استاد را بر عهده دارند، پرداخت.
- شرکت کنندگان با فرایند کانون ارزیابی خودشناسی راحتتر هستند به گونهای که در مطالعات انجام شده بیش از 70 درصد افراد رویداد را مفید و چالشی میدانند که شایستگیهای آنها را بروز میدهد. تنها 4 درصد ایشان احساس ترس داشتهاند و آن را پیچیده دانستند. همچنین 75 درصد رویداد را در شناسایی نقاط قوت و نیازهای توسعهای بسیار دقیق و 25 درصد نیز تقریبا دقیق دانستهاند.
سخن پایانی
رویکرد کانون ارزیابی خودشناسی امکانات جالبی را ایجاد میکند و برای شناسایی و بهبود نیازهای توسعهای میتواند بسیار مفید و کاربردی عمل کند. اما متاسفانه سازمانها به خصوص سازمانهای کشور ما عادت کردهاند که تنها راه رشد و تعالی کارکنان، حضور در دورههای آموزشی حضوری است و نسبت به رویکردهای نوین توسعهای مقاومت میکنند. امید است در آیندهای نزدیک با افزایش سطح آگاهی سازمانها، بکارگیری ابزارهای نوین توسعه در سازمانهای ایرانی تسهیل گردد.
منابع: کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
کتاب عوامل کلیدی موفقیت در مراکز ارزیابی و توسعه/ دکترجمشیدی، بدلی، حسینی
تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
مدل کرک پاتریک در اندازه گیری اثربخشی آموزش
در نوامبر سال ۱۹۵۹ دونالد مک کرک پاتریک یک سری از مقالات خود را در مجله انجمن آموزش و بهسازی آمریکا (ASTD) در چهار مقاله منتشر کرد که زمینه شکل گیری چارچوبی برای ارزیابی عملکرد آموزش گردید امروز با گذشت بیش از ۵۰ سال از عمر این الگو هنوز درمحیطهای صنعتی و غیرصنعتی پرکاربردترین رویکرد برای ارزیابی آموزش است. مدل کرک پاتریک در زمره الگوهای هدفگرا محسوب میشود که یک چهارچوب چند بعدی برای ارزیابی اثربخشی دورههای آموزشی، پیشنهاد میکند.

مدل کرک پاتریک
مدل ارزشیابی کرک پاتریک در شکل زیر نمایش داده شده است.

مدل ارزشیابی کرک پاتریک اثربخشی دورههای آموزشی را در چهار سطح مورد ارزیابی قرار میدهد که عبارتند از:
ارزیابی سطح ۱: واکنش (Reaction)
واکنش اصطلاحی است که کرک پاتریک برای اشاره به این که چگونه شرکت کنندگان به یک برنامه آموزش خاص علاقه نشان میدهند، استفاده شده است نکتهای که ارزیاب در ارزیابی سطح ۱ باید به آن توجه نمایند این است که ارزشیابی واکنش، شامل اندازه گیری احساسات شرکت کنندگان است و اندازه گیری عملکرد فرد را نشان نمیدهد.
به طور کلی آنچه در این سطح مهم و حیاتی است اخذ جوابهای درست و معنادار از شرکتکنندگان در این مرحله میباشد بدین منظور کرک پاتریک پیشنهادهایی را در این رابطه ارائه میکند:
• تهیه و تنظیم فرمی برای سنجش واکنش شرکتکنندگان؛
• نوشتن یک پیام تشویق کننده برای پاسخ دهندگان؛
• اطمینان دادن به پاسخدهندگان از ناشناخته ماندن آنها؛
• جدول بندی و تجزیه و تحلیل پاسخها؛
مشاهده و دانلود یک نمونه فرم ارزیابی سطح واکنش در مدل کرک پاتریک
ارزیابی سطح ۲: یادگیری (Learning)
در سطح دوم این سوال مطرح است که آیا شرکت کنندگان واقعا آنچه که برنامه درصدد دستیابی به آن بوده است را یاد گرفتهاند یا خیر؟ بنابراین ارزیابی در این سطح بسیار سختتر از مرحله اول است زیرا این سطح مربوط به اندازه گیری درک افراد و توان آنها در نشان دادن یادگیری است. پاتریک چارچوب زیر را برای ارزیابی تغییرات رفتاری منتج از برنامههای آموزشی ارائه کرده است:
• ارزشیابی منظم از چگونگی انجام کار، قبل و بعد از دوره؛
• در ارزیابی عملکرد از گروههای متعدد مانند شرکتکنندگان، رؤسا، کارکنان همتراز و غیره استفاده کنید؛
• عملکرد قبل و بعد از آموزش و تغییرات مرتبط با برنامه آموزش را با یکدیگر مقایسه و مورد تحلیل آماری قرار دهید؛
• ارزیابی بعد از آموزش، باید سه ماه یا بیشتر بعد از اتمام آموزش انجام شود تا این که یادگیرندگان فرصت کاربرد آن چه را که یا آنچه را یاد گرفتهاند داشته باشند؛
• از گروه کنترل باید استفاده شود؛
ارزیابی سطح ۳: رفتار (Behavior)
سطح سوم ارزیابی مربوط به رفتار یا انتقال است. این سطح تعیین میکند که تا چه اندازه مشارکتکنندگان از یادگیریشان در وظیفه و کار استفاده میکنند؟ آیا یادگیریشان به موقعیتهای عملی انتقال داده میشود؟ به عبارت دیگر منظور از ارزیابی رفتار، تغییر هایی است که در رفتار شغلی افراد به وجود میآید.
به طورکلی کرک پاتریک برای انجام ارزشیابی سطح سوم راهبردهای زیر را پیشنهاد میکند:
• منظور کردن زمان مفیدی برای شرکت کنندگان تا فرصت عمل به رفتار مورد انتظار را داشته باشند؛
• تکرار ارزشیابی در زمان های مناسب به منظور کسب اطمینان از وجود تغییرات رفتاری دائمی و همیشگی؛
• به کار بردن گروه کنترل، در صورت امکان به منظور حذف عوامل مزاحمی که شاید در رفتار تاثیر داشته باشند؛
• مقایسه شقوق مختلف روشهای ارزشیابی به منظور استفاده مناسب و بهینه از آنها؛
مطالعه بیشتر: وظایف و اهداف مدیریت منابع انسانی چیست؟
ارزیابی سطح ۴: نتایج (Result)
منظور از ارزیابی نتایج، بررسی هزینهای است که برای آموزش صرف گردیده است تا معلوم شود که شرکت کنندگان در آموزش تا چه اندازه قادرند این مخارج را از طریق کار و اجرای وظایف به نحو احسن جبران کنند. در این مرحله نقش آموزش در قالب افزایش تولید، بهبود کیفیت، کاهش هزینهها، کاهش میزان حوادث ناشی از کار، افزایش فروش، افزایش میزان سودآوری و برگشت سرمایه، مورد ارزیابی قرار می گیرد. پیشنهادهای کرک پاتریک برای این سطح عبارتند از:
• تمام ضروریات سطح ۳ باید تحقق یابد؛
• ارزشیابی سطح ۳ اجرا شده باشد و نتایج مثبت باشد مثل سطح دو نتایج سطح سه اگر مثبت نباشد بسیار مشکل است که بتوان اثرهای سازمانی را با بازگشت سرمایه ناشی از آموزش ارتباط داد؛
• در این سطح از مدل ارزشیابی کرک پاتریک گروههای تجربی و گروه کنترل استفاده کنید؛
• گزارشهایی باید موجود باشد که نتایج برنامه را ارزیابی کند. مثلاً تعداد کلماتی که یک حروفچین در یک دقیقه حروف چینی میکند یا ارزش مالی که یک کارمند به سازمان برمی گرداند؛
مطالعه مقاله راهنمای کامل نیازسنجی آموزشی
بر اساس مدل ارزشیابی کرک پاتریک، ارزیابی همیشه باید از سطح اول شروع و سپس چنان چه زمان و بودجه اجازه دهد به ترتیب به طرف سطوح دوم؛ سوم و چهارم حرکت نماید. اطلاعات هر سطح بعنوان پایهای برای سطوح بعدی ارزشیابی مورد استفاده قرار میگیرد. در این مدل، واژه “یادگیری” اشاره به یادگیری ذهنی، شناختی و رفتاری دارد که در طول آموزش اندازه گیری میشود. رفتارها اشاره به عملکرد ضمن کار دارند و بنابراین بعد از آموزش اندازه گیری میشوند. بنابراین واکنش به یادگیری؛ یادگیری به رفتار و رفتار به نتایج آموزش وابسته است.
همچنین در هر سطح میبایست ابزار مناسب برای آن سطح را انتخاب کنیم قبل از انتخاب ابزارهای ارزیابی چک لیست کرک پاتریک بر اساس سوالات زیر میتواند در نظر گرفته شود:
* آیا این ابزار جواب پرسشهای ما را میدهد؟
* آیا ابزار مورد استفاده برای ارزیابی مناسب است؟
* آیا ابزار معتبر است؟ به طوری که بتواند به درستی اهداف دوره را اندازه گیری نماید.
* آیا ابزار قابل اطمینان است؟
* آیا ابزار عملی است؟
مدل کرک پاتریک به عنوان یک روش اندازه گیری اثربخشی دورههای آموزشی طرفداران زیادی دارد و بطور کارآمدی استانداردی برای ارزیابی اثربخشی آموزشهای سازمانی فراهم کرده است.
منابع:
کتاب ارزیابی اثربخشی آموزش های سازمانی/ اباصلت خراسانی
نویسنده: سونیا جلالی
سه اصل کلیدی در طراحی مصاحبه شایستگی محور
یکی از انواع مصاحبههای ساختار یافته، مصاحبه مبتنی بر شایستگی یا مصاحبههای رفتارمحور است، که قابلیت پیش بینی بالاتر عملکرد آتی متقاضی شغل را نسبت به مصاحبههای رایج داراست. مصاحبههای شایستگی محور نظام مند بوده و هر پرسشی شایستگی خاصی را هدف قرار میدهد. از کاندیداها پرسشهایی پرسیده میشود که مربوط به رفتارشان در شرایط خاصی است و ایشان باید با مثالهای واقعی جواب دهند. مصاحبه کنندگان آنگاه با پرسیدن سؤالاتی در مورد توضیحات مشخص شده در مورد رفتار یا مهارت کاندیدا، عمیقتر میشوند.
تمام مصاحبههای شایستگی محور بر سه اصل کلیدی استوار است که لازم است در طراحی این مصاحبه، به آنها توجه کنیم:
اصول طراحی مصاحبه شایستگی محور
1- تنها پرسشهای مرتبط با شغل مورد نظر را طرح کنید.
پرسشهای درست و مناسب مطرح کنید به طور مثال طرح پرسش درباره کار تیمی از متقاضی شغل فروش که قرار است همه وقت خود را صرف ملاقات با مشتریان کنند و وظیفهای برای کار با همکاران خود ندارد نامناسب است. همچنین پرسش درباره مهارتهای رهبری از متقاضی شغلی که قرار نیست به پستهای مدیریتی و رهبری انتقال یابد بیفایده است. یعنی در یک مصاحبه شایستگی محور می بایست بدانید دنبال سنجش چه شایستگیهایی هستید.
اکثر پرسشهای طرح شده توسط شما درباره مهارتها، تجربیات و انگیزه متقاضی برای انجام شده مورد نظر باشد مواظب باشید مسیر مصاحبه به موضوعاتی نظیرمسائل خانوادگی روابط بین کار شخصی و مانند آن منحرف نشود البته چند دقیقه خوش و بش در آغاز مصاحبه میتواند به احساس راحتی مصاحبهشونده کمک کنند.

2- بیشتر پرسشهای شما باید بر تجربه گذشته متقاضی متمرکز باشد.
اصل کلیدی مصاحبه شایستگی محور این است که رفتار گذشته فرد، دقیق ترین پیشبینی کننده موفقیت او در شغل آینده است. بخش اعظم مصاحبه باید از پرسشهایی با افعال زمان گذشته ساخته شده باشد که موقعیتهای واقعی و عملی تجربیات متقاضی را مورد پرسش قرار دهد. مثلا
* مثالی از شرایطی را ارائه دهید که در آن شما…
*درباره پروژه ای صحبت کنید که شما…
به خاطر داشته باشید که رفتار گذشته مهمترین و بهترین پیش بینی کننده عملکرد آینده متقاضی در شغل جدید است. این واقعیات طی چندین دهه پژوهش توسط افراد دانشگاهی و مجریان فعال در تعداد زیادی از سازمانها، به اثبات رسیده است. این واقعیت به قدری مهم است که بنیان و اساس کل مفهوم مصاحبه شایستگیمحور یا رفتارمحور است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: سوالات پیشنهادی برای مصاحبه شایستگی محور
3- هماهنگ و با ثبات عمل کنید.
مصاحبه موثر و کارآمد مصاحبهای است که در آن از همه متقاضیان پرسشهای کم و بیش یکسانی و به ترتیب یکسان پرسیده میشود تا همه آنها در یک فرآیند هماهنگ و منصفانه شرکت کنند. شروع کار با فهرست مشابهی از سوالات، نه تنها هماهنگی و کارآمدی مصاحبه را تقویت میکند، بلکه فرآیند مصاحبه را برای مصاحبه کننده تازه کار و مصاحبه شونده عصبی آسانتر میسازد.
مصاحبه شایستگی محور کاملا با مصاحبه مبتنی بر بیوگرافی که در گذشته کاملا مشهور و متداول بوده، تفاوت دارد. در مصاحبه بیوگرافی محور، مصاحبه کننده وضعیت متقاضی را از طریق رزومه وی مورد بررسی قرار میدهد و پرسشهایی درباره مشاغل مختلف، دلایل تغییر این مشاغل، موضوعات لذت بخش یا نارحت کننده برای او و مانند آن مطرح میکند، به هر حال، پژوهشها نشان میدهد که طرح چنین پرسشهایی به ندرت به مصاحبه کننده اجازه میدهد که متقاضیان قوی و ضعیف را از یکدیگر تشخیص دهد.
به بیان دیگر: مصاحبه بیوگرافی محور بر پایه گفتههای متقاضی در رزومه خود ساخته میشود. در حالی که مصاحبه شایستگی محور، برعکس، بر پایه پرسشهایی ساخته میشود که شما به عنوان مصاحبه کننده تصمیم میگیرید از متقاضی بپرسید و در نتیجه این مصاحبه ابزار بسیار قدرتمندتر و مفیدتری جهت شناخت متقاضی مناسب در اختیار شما قرار میدهد.
منابع:
کتاب مصاحبه گری و استخدام موفقیت آمیز/ راب یئونگ
نویسنده: سونیا جلالی
چگونه به شرکت کنندگان کانونهای ارزیابی بازخورد دهیم؟
بازخورد فرآیندی است که کانونهای ارزیابی و توسعهای با کمک آن به هدفش دست مییابد، یکی از اهداف هر کانونی این است که به شناخت، خودآگاهی و توسعه شخصی شرکت کنندگان کمک شود، حتی کانونهایی که در آن جنبه ارزیابی پررنگتر است و کانون تنها به منظور پاسخ آری/ نه برای استخدام برگزار شده باشد.
هرچند بیتردید بازخورد در کانونهای توسعهای به جزئیات بیشتری میپردازد. متاسفانه در کشور ما خیلی اوقات نتایج کانون ارزیابی برای خود شرکت کننده نیز محرمانه تلقی شده و شرکت کنندگان را تشنه در انتظار بازخورد رها میکنیم، غافل از این که تمام شرکت کنندگان باید در مورد عملکرد خود در کانون ارزیابی/ توسعهای بازخورد بگیرند و از توصیههای آن مطلع شوند، اگر این اتفاق رخ ندهد در حقیقت کانون رسالت اصلی خود را انجام نداده است.
در این مقاله در مورد نحوه ارائه بازخورد به شرکت کنندگان کانون ارزیابی صحبت میکنیم.

جلسه بازخورد در کانون ارزیابی
نحوه ارائه بازخورد اثربخش
نکات زیر به ما کمک میکند که نحوه ارائه یک بازخورد اثربخش در کانون ارزیابی را بهتر بشناسیم.
*بهتر است بازخورد چهره به چهره ارائه شود، چون ماهیت این کار نیازمند سطح بالایی از ارتباط است و باید همواره رابطه اعتماد و همدلی ایجاد شود، هر چند در موارد خاص مثل کانونهای استخدام میتوان از بازخورد تلفنی نیز استفاده کرد، شرکت کننده باید احساس کند که ارائه دهنده بازخورد قصد کمک به وی را دارد. یک بازه زمانی حداقل یک ساعته برای جلسه بازخورد پیش بینی کنید برای ایجاد احساس راحتی بیشتر در ابتدا از شرکت کننده بخواهید احساس خود را از حضور در کانون ارزیابی بیان کند، وی را ترغیب کنید نظراتش و تجربهاش را مطرح کند، از گفتههای وی میتوانید برای بررسی میزان تطابق برداشت وی با بازخورد استفاده کنید.
*شایستگیهای مورد ارزیابی در کانون و نمونه مصادیق رفتاری آن را برای شرکتکننده را شفاف کنید و عملکرد وی را در هر یک از شایستگیها بر اساس مصادیق رفتاری مشاهده و ثبت شده توسط ارزیابان شرح دهید، میتوانید به جای مطرح کردن عملکرد شرکت کننده در هر شایستگی، آن را به تفکیک هر تمرین مطرح کنید، ارائه بازخورد به تفکیک تمرینها به جای شایستگیها عینی تر و دقیقتر و مورد توجه و تاکید بیشتری است.
*ابتدا نقاط قوت اصلی او را مطرح کنید، از این امر غفلت نکنید، این حس را در او به وجود بیاورید که نقاط قوت مهم هستند و لازم است تمرکز خود را روی این نقاط بیشتر کند. سپس زمینههای قابل بهبود را مطرح کنید. به طور خاص صحبت کنید برای اشاره به وقایع مشهود از شواهد رفتاری استفاده کنید و از ابزار نظر کلی و عمومی مثل این که “مهارت حل مسالهت نیاز به بهبود دارد” پرهیز کنید.
یک مثال از نحوه ارائه بازخورد
مثال زیر یک نمونه ارائه بازخورد بر اساس عملکرد یک شرکت کننده کانون ارزیابی در تمرین کار گروهی را نشان میدهد.
شما اولين شرکت کننده بوديد که اقلام ارائه شده در تمرین کارگروهی گروهی را لمس کردید و سعی کردید تعداد اقلام مورد نیازتون رو برآورد کنید که نشانه خوبی از اعتماد به نفس و رهبری است. اما بعد در صندلی خود نشستید، در حالی که دیگر اعضای گروه شروع به ساخت برج کردند، شما برای چند دقیقه باقی ماندید. و سپس شروع به طراحی نقشه برج جداگانه خود کردید و مشارکت موثر با سایر اعضای تیم را نداشتید، دو راه حل برای پایداری سازه پیشنهاد دادهاید که توانایی تحلیل مساله شما رو نشون میده همچنین به اعضای گروه اعلام کردید: ” بچهها، فقط یک دقیقه باقی مونده” که نشانه توجه شما به زمان و مدیریت زمان است. نکته قابل بهبود برای شما در این تمرین مشارکت بیشتر با اعضای تیم در جهت رسیدن به هدف تیم که میتوانید برای بهبودش تلاش کنید.
*در انتهای جلسه با شرکت کننده بر روی برنامه توسعه فردی و نیازهای توسعهای توافق کنید، اگر جلسه بازخورد به خوبی سازماندهی و اجرا شده باشد، در این مرحله میبایست فرد به نیاز بهبود خود پی ببرد و پذیرش و انگیزش داوطلب نسبت به برنامه توسعه اتفاق بیفتد. اولویتهای توسعه را با وی مرور کنید و از او بپرسید چطور توسعه را آغاز خواهد کرد؟ همچنین در مورد روشهای مختلف توسعه با وی صحبت کنید.
ارائه بازخورد را می توان هم به عنوان آغاز و هم به عنوان پایان نگریست. آغاز به این معنا که از اطلاعات ارزیابی به عنوان مبنایی برای تصمیمگیری صحیح استفاده شود و پایان به این معنا که بازخورد، حاصل همه فعالیتهایی است که برای توسعه، اجرا و راه اندازی یک مرکز ارزیابی انجام شده است.
همچنین میتوانید مقاله “معرفی مدل IDEA در ارائه بازخورد به کارکنان” و “چطور یک جلسه بازخورد عملکرد اثربخش را برگزار نماییم؟” را هم بخوانید.
منابع:
کتاب کانون ارزیابی بالانتاین و پوآ
کتاب عوامل کلیدی موفقیت در مراکز ارزیابی و توسعه/ دکترجمشیدی، بدلی، حسینی
تجربیات شخصی نویسنده در زمینه طراحی و اجرای کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی
معرفی مدل 34000 منابع انسانی
ابزارها و مدلهای گوناگونی برای عارضهیابی سازمان در علم مدیریت ارائه شده است. برای اینکه بتوان در صحنه رقابت با بقیه سازمانها موفق شد باید در صحنه جذب، توسعه، انگیزش و نگهداری منابع انسانی تلاش کرد. بدین منظور سازمانها از تکنیکهای متفاوتی استفاده میکنند تا در راستای استراتژیهای سازمان، منابعانسانی خود را هدایت کند.
مدل 34000 منابع انسانی برای این ایجاد شده است تا بتواند بطور یکپارچه و منسجم همه فرایندهای مدیریت منابع انسانی را آسیبشناسی و اثربخشی آنها را ارزیابی و سازمانها را در جهت ایجاد آنها یاری کند. بر اساس مدل 34000 میتوان وضعیت موجود مدیریت منابع انسانی و سطح بلوغ فرآیندهای منابع انسانی در سازمان را بررسی و پروژهها و اقدامات بهبود و توسعه آنها را فراهم کرد و یک فرهنگ تعالی و کمال را در سازمان ایجاد نمود.
به بیان دیگر هدف از آن بررسی نظاممند، جامع و یکپارچه سیستم منابع انسانی با رویکرد عملی است. مدل 34000 اخیرا مورد استفاده شرکتها به منظور ارزیابی و ارتقا سیستم منابع انسانی قرار گرفته است. ویژگیهای خاص استاندارد و سلسله مراتبی بودن آن و نیز تعریف دقیق اقدامات و توانمندیهایی که شرکتها در هر سطح برای اجرا و ارتقا و سیستم منابع انسانی بدان نیازمندند از جمله مهم ترین ویژگیهای این مدل است.
در این مقاله مدل و یا استاندارد 34000 منابع انسانی معرفی شده و نمونهای از آن قابل دانلود است.
استاندارد 34000
مدل 34000 منابع انسانی گاهی استاندارد 34000 نامیده میشود اما لازم است توجه کنیم که این دو موضوع با هم تفاوت دارند. مدل 34000 استاندارد و ایزو نیست. بلکه یک مدل تعالی و بلوغ است. استاندارد در حوزه ارزیابی و ممیزی است. ما برای استانداردها ممیزی (Audit) انجام میدهیم ولی برای مدلها از جمله مدلهای تعالی و بلوغ مثل مدل 34000، ارزیابی (Assess) میکنیم. پس با این دیدگاه، واژه مدل 34000 منابع انسانی واژه مناسبتری نسبت به استاندارد 34000 منابع انسانی است. اگر چه که در منابع و حتی در خود کتاب 34000 هم گاها از واژه استاندارد 34000 استفاده شده است که میتوانیم آن را به عنوان چهارچوبی به استانداردسازی فرایندهای مدیریت منابع انسانی بپذیریم.
این مقاله را هم مطالعه کنید معرفی مهمترین شاخصهای کلیدی منابع انسانی
مدل 34000 منابع انسانی
مدل 34000 منابع انسانی دارای پنج سطح بلوغ است که این مراحل پایه های متوالی و مستمر برای بهبود استعدادها، توسعه منابع انسانی اثربخش، و مدیریت موفق سرمایههای انسانی میباشد. اقدامات و توانمندیهایی را که شرکت در هر سطح برای اجرا و ارتقاء منابع انسانی بدان نیازمند است به شکل دقیق مشخص میسازد. این 5 سطح در جدول زیر نمایش داده شده است.

دانلود یک نمونه از سطحبندی بلوغ فرایندها در مدل 34000
برای آشنایی بیشتر یک نمونه از اقداماتی که میبایست در هر سطح بلوغ بر اساس استاندارد 34000 انجام شود برای فرایند آموزش، یادگیری و مدیریت دانش را میتوانید از فایل زیر دانلود کنید.
دانلود نمونه سطوح بلوغ در استاندارد 34000 در فرایند آموزش کارکنان
سطوح بلوغ در مدل 34000
سطح 1 بلوغ؛ سطح پراکنده
در این سطح هیچ فرآیند مدونی وجود ندارد و اقدامات منابع انسانی پراکنده، بیثبات، غیر مستمر و غیر مرتبط به همدیگر است. سازمانهایی که در سطح اول بلوغ هستند، مشکلات بسیار زیادی در حفظ منابع انسانی دارند. یکی از اصلیترین مشکلات این سازمانها، کمبود استعدادهاست. در این سازمانها اقدامات منابع انسانی در بعضی حوزهها وجود ندارد و در حوزههایی که وجود دارد، افراد مناسبی برای پیادهسازی آنها وجود ندارد. در برخی موارد نیز اقدامات آنها، تشریفاتی و نمایشی است. کارکنان معمولاً به لحاظ احساسی و عاطفی وابستگی و دلبستگی چندانی به سازمان ندارند. مدیران و سرپرستان این سازمانها معمولاً از قابلیتهای لازم برای مدیریت منابع انسانی برخوردار نیستند. این مدیران معمولاً در این زمینه آموزش نمیبینند و آموزشهای موجود در این سازمانها نیز از آن نوع آموزشهایی است که اجبار قانونی دارد. در این سازمانها فرمهایی برای ارزیابی عملکرد و شرح شغل وجود دارد ولی نه درست تهیه میشود و نه استفادهای از آنها میشود. مدیران این سازمانها معتقدند که فقط تولید محصولات و ارائه خدمات اهمیت دارد و انسانهای تولیدکننده این محصولات و ارائهدهندگان خدمات را فراموش میکنند و حتی در حین مصاحبه برای انتخاب منابع انسانی نیز این کارها را زائد میدانند و آمادگی لازم را برای انتخاب کارکنان درست ندارند. مسیر حرفهای تعریف شدهای برای کارکنان وجود ندارد و هر کسی برنامه خودش را پی میگیرد. نرخ ترک خدمت افراد نخبه در این سازمانها بسیار بالاست. اقداماتی همچون ورود و خرج، کارکرد ماهانه، مرخصیها، قرارداد، اضافهکاری، مأموریت بیمه در این سطح انجام میشود.
سطح 2 بلوغ ؛ مقدماتی
در سطح دوم، اقدامات منابع انسانی با نگاه واحدی (نه کل یکپارچه سازمانی) صورت میگیرد و یکی از مسئولیتهای اساسی مدیران، رسیدگی به منابع انسانی واحد خودشان است. در این سطح بلوغ، مدیران، به ساختار سازمانی کلان و تفصیلی، تجزیه و تحلیل شغل و گریدینگ شغلی، برنامهریزی منابع انسانی، جذب و گریدینگ شاغل و حقوق و مزایا توجه میکنند و به طور روزمره این مسائل را حل و فصل میکنند. تا زمانی که این مسائل حل نشوند زمینه برای سطح بالاتر بلوغ فراهم نمیشود. اهمیت توجه به سطح دوم یعنی توجه به مسائل منابع انسانی در سطح واحد، این است که بدون بهبود برنامهها در واحدها، برنامههای بهبود در سطح سازمانی شکست میخورند. معمولاً مدیران با مشکلات کل سازمان کاری ندارند و درصددند تا مشکلات واحد خود را حل کنند. بدون انجام این اقدامات در سطح تک تک واحدها، نمیتوان در کل سازمان این کارها را انجام داد.
در سطح دوم تلاش میشود تا مشکلات واحد حل شود و مدیران قابلیت لازم را برای انجام این کار کسب کنند. با اقدامات در این سطح تا حدودی از نرخ ترک خدمت داوطلبانه کاسته خواهد شد؛ چون درصدی از نرخ ترک خدمت به خاطر ارتباط ضعیف فرد با مدیر خودش است. ارتباطات خوب با مدیر، انگیزه بخش است و موجب افزایش وفاداری فرد به سازمان می شود.
در این سطح، 4 فرآیند طراحی ساختار سازمانی کلان و تفصیلی، تجزیه و تحلیل شغل و گریدینگ شغلی، برنامه ریزی منابع انسانی، جذب و گریدینگ شاغل و حقوق و مزایا وجود دارد.
دوره جامع مدیریت منابع انسانی به شما کمک میکند به طراحی و اجرای اصلی ترین فرایندهای مدیریت منابع انسانی تسلط پیدا کنید.
سطح 3 بلوغ؛ میانی
هر چقدر بلوغ افزایش مییابد، باید اقدامات منابع انسانی در سطح ((سازمان)) مدنظر قرار گیرد تا اقدامات منابع انسانی در راستای اهداف استراتژیک سازمان باشد. سطح میانی به سازمانها کمک میکند تا بتوانند از طریق روابط کار و سلامت جامع منابع انسانی، سیستمهای اطلاعاتی منابع انسانی، آموزش، یادگیری و تسهیم دانش و مدیریت عملکرد کارکنان و پاداش مزیت رقابتی ایجاد کنند.
در سطح میانی، سازمان یک چهارچوب کلی برای شایستگیهای منابع انسانی در سطح سازمانی ایجاد میکند که معماری منابع انسانی سازمان را شکل میدهد. با این کار اقدامات منابع انسانی در راستای نیازهای تجاری شرکت شکل میگیرد. روابط کار و سلامت جامع منابع انسانی، سیستمهای اطلاعاتی منابع انسانی، آموزش، یادگیری و تسهیم دانش و مدیریت عملکرد کارکنان و پاداش که خواستههای منابع انسانی توانمند است در این سطح مورد تأکید قرار میگیرد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مدلهای مدیریت منابع انسانی
سطح 4 بلوغ ؛ پیشرفته
در این سطح، سازمان از شایستگی ایجاد شده در سطوح قبلی بهرهبرداری میکند و به همراستایی فرایندهای منابع انسانی با عملکرد کل سازمان، اهتمام میورزند. این فرایندهای منابع انسانی زیربنای محکمی را برای اجرای برنامههای استراتژیک سازمان فراهم میکند. باید توجه داشت که مفهوم شایستگی منابع انسانی با مفهوم شایستگی محوری پراهالد و همل متفاوت است. شایستگی محوری به ترکیب مهارتهای تکنولوژیکی و تولیدی یک سازمان اشاره دارد که به تولید محصولات شرکت میانجامد و در بازار برای شرکت مزیت رقابتی ایجاد میکند. شایستگیهای منابع انسانی باید در راستای شایستگیهای محوری سازمان توسعه یابد؛ یعنی این شایستگیها در سطح فردی هستند و باید در راستای شایستگیهای استراتژیک شرکت که در سطح سازمانی هستند ایجاد شوند.
حال سازمان میتواند شایستگی و عملکرد منابع انسانی را بطور کمی اندازهگیری و مدیریت کند. از آنجاییکه توانسته است شایستگیهای منابع انسانی ایجاد کند و آنها را به طور کمی اندازه بگیرد، میتواند نتایج را پیشبینی کند. وقتی افراد شایسته کارها را انجام میدهند، مدیران میتوانند با اعتماد کامل نتایج را پیشبینی کنند. این امر به نوعی دارایی سازمان است و افراد از اینکه این داراییها بطور درست ایجاد شدهاند، به آنها اعتماد میکنند. قابلیت مدیریت کمی در این سطح به مدیران امکان میدهد تا تصمیمات استراتژیک را پیگیری کنند و حل و فصل مسائل جاری و روزمره را به زیردستان تفویض کنند.
در سطح چهارم، سازمان درصدد توانمندسازی و استعدادپروری است. به همین دلیل در این سطح سازمان قادر است تا عملکرد و ظرفیت منابع انسانی را پیشبینی کند. فرآیندهای سطح چهارم شامل تحلیل و توسعه شایستگی، مربیگری و منتورینگ، تیمسازی و توانمندسازی و مدیریت استعدادها و جانشین پروری میشود.
سطح 5 بلوغ ؛ بهینه
در سطح پنجم، سازمان بر نوآوری و بهبود مستمر تاکید دارد. این بهبود مستمر نتیجه قابلیتهای افراد و تیمها است. در این سطح افراد به طور مرتب کار خود را تحلیل میکنند و جایی که به بهبود نیاز دارد را تغییر میدهند.
در این سطح همسوسازی اقدامات منابع انسانی بسیار حساس است عملکرد فردی در راستای عملکرد واحد و عملکرد واحدها در راستای عملکرد سازمان قرار میگیرد. اقدامات اصلاحی نیز برای همراستا سازی اقدامات منابع انسانی با استراتژیهای سازمان انجام میگیرد. بهبود مستمر در این سطح، هم از اقدامات اصلاحی و تدریجی فرآیندهای موجود و هم از اتخاذ اقدامات نوآورانه ناشی میشود. در این سطح افراد و گروهها تلاش میکنند با بهبود مستمر در راستای بهینهسازی کل سازمان نهادینه میشود.
در این سطح نوعی فرهنگ تعالی و کمال در سازمان حکمفرماست. فرایندهای این سطح شامل پیشنهادات و نوآوری مستمر، حسابرسی و ریسک منابع انسانی، مدیریت اخلاق، ارزشها و فرهنگ سازمانی و برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی است.
سطح 6: بلوغ متعالی
بلوغ اقدامات منابع انسانی در این سطح تبدیل به یک عنصر فرهنگ سازمانی میشود که در کل سازمان جاری است.در این سطح نوعی فرهنگ تعالی و کمال در سازمان حکمفرماست. فرایندهای این سطح شامل ، مدیریت اخلاق، ارزشها و فرهنگ سازمانی و برنامهریزی استراتژیک منابع انسانی است.
هر یک از سطوح بلوغ توضیح داده شده، یک مرحله تکاملی است که سطحی از شایستگیها را برای بهبود منابع انسانی در سازمان ایجاد و نهادینه میکند. هر قدر سطح بلوغ یک سازمان بالاتر باشد، ظرفیت آن برای جذب، توسعه و حفظ استعدادها بیشتر خواهد بود.
استاندارد 34000 منابع انسانی در عمل
استاندارد 34000 منابع انسانی، نگاه جامع به همه فعالیتهای منابع انسانی است و به سازمانها کمک میکند تا سیستمی یکپارچه از اقدامات برای تحقق اهداف منابع انسانی و چهارچوبی برای پیادهسازی این اقدامات ایجاد کنند. به منظور اجرای موثر و نهادینه سازی استاندارد 34000 پیش نیازهای اصلی عبارتند از:
حمایت مدیریت ارشد
اصلیترین پیش نیاز لازم برای استقرار و نهادینه سازی فرایندها، حمایت نفر اول و مدیران ارشد سازمان است.
منابع مالی
لازمه اجرای استاندارد 34000، منابع مالی کافی برای فعالیتهایی است که در هر فرایند انجام میگیرد.
منابع انسانی
کسب آمادگی برای انجام اقدامات مرتبط با مسئولیتهای محوله مهم است و به این منظور باید آموزشهای لازم به افراد داده شود.
منابع فیزیکی
در برخی از فرایندها، تجهیزات، فضا، نرم افزارها و سختافزارهای خاصی لازم است که باید تدارک دیده شود.
زمان
استقرار کامل استاندارد 34000، در حدود پنج سال زمان میبرد.
جایزه استاندارد 34000
جایزه استاندارد 34000، مکانیزمی برای اطمینان حاصل کردن از سازگاری نوع و شرایط ممیزی ارائه میکند. در جایزه استاندارد 34000 از روش امتیازی استفاده میشود و ارزیابی سازمانها در هفت رتبه A , B, C, D, E, F, G انجام میشود.
منبع: کتاب مدل 34000 منابع انسانی/آرین قلی پور، ندا محمد اسماعیلی، افشین دبیری
آموختهها و تجربیات ارزیابی نویسنده
در مصاحبه خروج چه بپرسیم؟
احتمالا شما هم مانند بسیاری از مدیران از این که یکی از کارکنان ارزشمند خود را از دست بدهید بیزارید، و زمانی که یکی از کارکنان کلیدی شما، تصمیم به ترک شرکت میگیرد از خود میپرسید:” آیا من میتوانستم کاری کنم که جلوی رفتن این فرد از شرکت را بگیرم؟”
اما یکی از واقعیتهای حفظ کارکنان مبتنی بر بازار خرد محور این است که شما هرگز نمیتوانید همه کارکنانتان را حفظ کنید، به ویژه مستعدترین آنها که بالاترین میزان جابجایی را دارند.
وقتی کارکنان تصمیم قطعی به ترک سازمان ما گرفتهاند و همه تلاش ما برای منصرف کردن آنها بینتیجه مانده است، مصاحبه خروج از خدمت میتواند ابزاری دیر هنگام اما مفید برای کسب اطلاع، هوشیار کردن مدیران و پیشگیری از وقوع تصمیمات مشابه باشد.
در این مقاله قصد دارم در مورد چرایی و چگونگی و انواع سوالات مصاحبه خروج مطالبی را با شما به اشتراک گذارم.
مصاحبه خروج چیست؟
کارکنان سازمان شما را ترک میکنند بر اثر نارضایتی، پیدا کردن موقعیت شغلی بهتر، ربوده شدن توسط رقبا، بازنشستگی و حتی مرگ! اما فارغ از آنکه این جدایی به چه شکلی است، بیشترین امیدی که میتوانید داشته باشید این است که بر اینکه چه کسی و در چه زمانی شرکت را ترک میکند قدری نفوذ داشته باشید، بدین منظور باید سازوکاری را فراهم کنید که با آگاهی از دلایل ترک خدمت کارکنان نرخ ترکخدمتهایی که برای سازمان زیانآور است را به حداقل برسانید.
مصاحبه خروج مصاحبه ایست که با کارکنانی که در حال ترک سازمان هستند انجام میشود.
هدف از این مصاحبه این است که به یک بازخور در مورد شرکت، عملکردش، دلایل اصلی ترک کار و عملکرد مدیران، از افرادی که هم اکنون دلایل کمتری برای طفره رفتن و پنهان کردن عقایدشان دارند برسیم.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نرخ خروج چیست و چطور محاسبه میشود؟(+مثال)

اهمیت مصاحبه خروج
تحقیقات منتشر شده در Harvard Business Review نشان داده است که از هر 4 شرکت، 1 شرکت مصاحبه خروج انجام نمیدهد. سایر سازمانها این کار را انجام میدهند، اما دادههایی را که جمع آوری میکنند تجزیه و تحلیل نمیکنند یا آنها را با رهبران برای ایجاد تغییر به اشتراک نمیگذارند. کارکنان شما بزرگترین دارایی شما هستند، بنابراین دانستن اینکه چرا آنها سازمان را ترک میکنند، میتواند اطلاعات ارزشمندی در مورد نحوه تغییر سازمان، بهبود تعامل و نرخ نگهداری ارائه دهد و به کارمندان شما نشان دهد که نظرات آنها مهم است.
این مقاله را هم مطالعه کنید:۸ دلیل اصلی خروج کارکنان از سازمان
سوالات مصاحبه خروج
یک مصاحبه خروج میبایست دنبال پاسخ پرسشهایی از این دست باشد:
*چه چیزی در ابتدای کار شما را به سمت این شرکت جلب کرد؟
*با چه انتظاراتی به شرکت ما وارد شدید که در طی همکاری پاسخ داده نشد؟
*اصلیترین دلیلی که باعث شده تصمیم به ترک سازمان بگیرید چیست؟
*اگر چه چیزی در شرکت اصلاح میشد، میماندید؟
*اگر جای مدیر ارشد سازمان بودید، سه تغییر اصلی که در سازمان ایجاد میکردید چه بود؟
*از چه زمانی تصمیم به ترک سازمان گرفتید؟
*تیم مدیریتی سازمان و مدیر مستقیم خود را چگونه ارزیابی میکنید؟(میتوانید از 1 تا 5 امتیاز دهید)
*آیا ممکن است در آینده به شغلی دیگر در اینجا فکر کنید؟
*مزایای شغل جدید(یا سازمان جدیدی) که انتخاب کردید نسبت به وضعیت فعلی چیست؟
*چگونه میتوانیم اینجا را مکان بهتری برای کار کردن بسازیم؟
در ادامه مهمترین سوال مصاحبه خروج به تفکیک شرکت، شغل، فرهنگ، محیط و تکنولوژی را با هم مرور میکنیم.
سوالات مصاحبه خروج در مورد شرکت
- چرا به دنبال شغل دیگری بودید؟
- چه چیزی باعث شد تصمیم به ترک بگیرید؟
- رابطه شما با مدیرتان چگونه بود؟
- چه تغییرات یا پیشرفتهای را دوست داشتید در شرکت/تیم ببینید؟
- چه بازخوردی میخواهید در مورد شرکت ارائه دهید که بتواند به ما در بهبود تجربه کارکنان کمک کند؟
- آیا شرکت ما را به دوستان و شبکه حرفهای خود معرفی میکنید؟ چرا (و چرا نه)؟
- چه شرایطی باید تغییر کند تا شما برگردید؟
- اگر مدیرعامل بودید، چه تغییراتی برای بهبود محیط کار ایجاد میکردید؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد شغل
- آیا شغل مطابق انتظارات شما بود؟ اگر نه، چرا؟
- آیا از زمان استخدام احساس میکنید شرح شغل شما تغییر کرده است؟ اگر چنین است، چگونه؟
- از میزان حجم کاری خود در مقایسه با اهداف و آرزوهای شغلی خود چقدر راضی بودید؟
- کدام بخش از شغل را بیشتر دوست داشتید؟
- کدام بخش از شغل را کمتر دوست داشتید؟
- با توجه به نقش شما در شرکت ما، میتوانستیم چه کار دیگری انجام دهیم تا شما را برای ماندن ترغیب کنیم؟
- از نقش خود در سازمان چقدر راضی بودید؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد فرهنگ شرکت
- فرهنگ شرکت ما را چگونه توصیف میکنید؟
- از کدام بخش فرهنگ شرکت ما بیشتر لذت میبرید؟
- به نظر شما کدام جنبه از فرهنگ شرکت ما باید تغییر یا بهبود یابد؟
- چه کاری را انجام نمیدهیم که باید برای ایجاد فرهنگ سازمانی بهتر انجام دهیم؟
- میتوانید موقعیتی را شرح دهید که در نقش خود احساس عدم حمایت یا عدم ارزش داشتید؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد محیط سازمان
- محیط کار را چگونه توصیف میکنید؟
- چه چیزی را در مورد محیط کار/منطقه کاری خود بیشتر دوست دارید؟
- چه چیزی را در مورد محیط کار/منطقه کاری خود کمتر دوست دارید؟
- به نظر شما برای بهبود محیط کار/منطقه کاری شما باید حتماً چه چیزی را تغییر دهیم یا اضافه کنیم؟
- چقدر از خط مشی دورکاری ما راضی بودید؟
- آیا مسائل خاصی در محیط کار وجود داشت که به تصمیم شما برای ترک کمک کرد؟
- آیا احساس کردید که ابزار و منابع کافی برای انجام درست کار خود دارید؟ اگر نه، چه چیزی کم بود؟
سوالات مصاحبه خروج در مورد تکنولوژی
- از ابزارهایی که برای برقراری ارتباط با همکاران و/یا مشتریان خود هنگام کار از راه دور استفاده میکردید چقدر رضایت داشتید؟
- استفاده از چه نرم افزار/ابزاری را فوراً متوقف کنیم؟
- چقدر از سطح پشتیبانی فناوری اطلاعاتی که در حین کار از راه دور دریافت کردهاید راضی هستید؟
- زمانی که برای اولین بار برای ما شروع به کار کردید، استفاده از سیستمها و برنامههای مختلف چقدر آسان بود؟
سوالاتی برای جمعبندی و پایان مصاحبه خروج
- آیا مورد دیگری وجود دارد که بخواهید در حین خروج از سازمان در مورد آن صحبت کنید که به آن پرداخته نشده است؟
- اگر به جای من با بنیانگذاران/صاحبان صحبت میکردید، چه توصیهای به آنها میکردید؟
- چه توصیهای در مورد بهبود فرآیند خروج به ما میدهید؟
این مطلب را هم ببیند: نمونه فرم مصاحبه خروج کارکنان
انواع مصاحبه خروج
مصاحبههای خروج ساختار یافته، خروج نیمه ساختار یافته، و خروج با کمک پرسشنامه انواع مختلف مصاحبههای خروج هستند که در هرکدام از آنها از روشها و استراتژیهای خاصی برای جمعآوری اطلاعات استفاده میشود. در زیر توضیحاتی درباره هرکدام آمده است:
1.مصاحبه خروج ساختار یافته
در این نوع مصاحبه، مصاحبهگر یک ساختار دقیق را دنبال میکند. این به این معناست که تعداد و نوع سوالات به دقت مشخص شدهاند و به ترتیب مشخصی از اطلاعات خروجی استفاده میشود.
2. مصاحبه خروج نیمه ساختار یافته
در این نوع مصاحبه، بخشی از سوالات و ساختار مصاحبه به دقت تعیین شدهاند، اما در عین حال، فرصت برای گفتگو با مصاحبهشونده وجود دارد. این نوع مصاحبه اجازه میدهد تا به پرسشهای جدید نیز پرداخته شود و تا حدودی از انعطاف در جریان مصاحبه بهره برده شود.
مصاحبه خروج با کمک پرسشنامه
در این نوع مصاحبه، پرسشنامه به عنوان یک راهنما یا قالب استفاده میشود. مصاحبهکننده از پرسشهای پیش تعیین شده در پرسشنامه برای جمعآوری اطلاعات استفاده میکند. این نوع مصاحبه به مصاحبهگر اجازه میدهد تا از دقت و یکنواختی در جمعآوری اطلاعات بهرهمند شود.
بهتر است، مصاحبه نیمه ساختار یافته طراحی شود و بر اساس پاسخ سوالات مصاحبه شونده، سوالات پیگیرانه را طراحی کنیم.
این مقاله را هم مطالعه کنید: انواع مصاحبه در مدیریت منابع انسانی(راهنمای جامع)
تحلیل مصاحبه خروج
گام بعدی بعد از انجام مصاحبه خروج، این است که مطمئن شوید دادههایی که جمع آوری میکنید تجزیه و تحلیل شده و هدر نمیروند. بازخوردهای جمعآوری شده را مرور کنید تا بتوانید الگوها، مضامین تکرار شونده و زمینههای بهبود در سازمان را کشف کنید.
زمانی که پاسخها از تعداد زیادی از مصاحبههای خروج جمع آوری شود میتواند به شما برای شناسایی علل اصلی ترک شغل و طراحی یک استراتژی منسجم برای حفظ کارکنان کمک کند. از این دیدگاه اطلاعات جمع آوری شده از مصاحبههای خروجی یکی از عوامل مهم در بهبود مداوم محل کار است.
چه کسی مصاحبه خروج را انجام میدهد؟
مصاحبه خروج معمولا توسط مدیر و یا مشاوران منابع انسانی سازمان انجام میشود، برای انجام آن حتما فضای راحت و دوستانه و زمان کافی(حداقل یک ساعت) در نظر بگیرید. همچنین این مصاحبه را بعد از تسویه حساب مالی کارکنان و قطع کامل رابطه فی مابین انجام دهید که هم اطلاعات درستتری تولید کند و هم اعتبار بیشتری داشته باشد.
دکتر ابوالعلایی در کتاب کارکنان چرا میآیند، چرا میمانند، چرا میروند، جملات کارکنان را که از مصاحبههای خروج از خدمت در کشورمان حاصل شده منعکس کردند که تصویر خوبی از عوامل موثر بر ترک خدمت کارکنان ایرانی را مشخص مینماید، بعضی از این جملات در ادامه آمده است:
* این اواخر در زندگی و کار به یکنواختی رسیده بودم و همه چیز برایم روتین بود.
* احساس می کردم از تمام ظرفیت و پتانسیل من استفاده نمیشود.
* تمایل داشتم در محیط کم استرس تری کار کنم.
* احساس میکردم در حال درجا زدن هستم.
* ساعت کاری زیاد و نوع کار کارمندی اجازه نمیدهد که به برنامه شخصی خودم برسم.
* من شرکت را دوست داشتم اما زندگی خرج دارد.
* مشخص ترین دلیل خروجم درآمد است و بعد فشار کاری
* مدیر به آدمها به چشم ابزار نگاه میکند.
* احساسم این بود که بیش از انتظار سازمان کار می کردم اما دیده نمیشدم.
* کیفیت کار و تلاش ما در پادش دیده نمیشود.
* یک سری پستها قفل شده و فقط در اختیار افراد خاص است.
* انتظار داشتم پیشنهادهای فنی که می دادم مورد پذیرش و اجرا قرار گیرد؛ اما دلایل قانع کنندهای نمیشنیدم و ایدههایم در نطفه خفه میشد.
* این اواخر احساس تنهایی میکردم، انتظار درک و حمایت و ارتقا داشتم. نیاز به دلخوشی و تشویق داشتم که تامین نشد.
نکاتی برای انجام مصاحبه خروج
- مصاحبه را در یک محیط خصوصی و آرام انجام دهید.
- به کارمند اطمینان دهید که پاسخهای او محرمانه خواهد ماند.
- به طور فعال به پاسخهای کارمند گوش دهید و با دقت یادداشتبرداری کنید.
- از پرسیدن سوالات جهتدار خودداری کنید.
- به کارمند فرصت دهید تا هرگونه سوال یا نگرانی خود را بیان کند.
- از کارمند برای وقت و بازخوردش تشکر کنید.
سخن پایانی
سخن آخر این که در بازار رقابتی امروز، به هر حال روزی کارکنان ما را ترک خواهند کرد و مصاحبه خروج میتواند اطلاعات ارزشمندی را به منظور حفظ کارکنان کلیدی در اختیار ما قرار دهد اگر شرکت شما این کار را انجام نمیدهد یا آن را به صورت جدی و نظاممند انجام نمیدهد بر ایجاد تغییر در این رویه پافشاری کنید.
منابع:
https://www.aihr.com/blog/exit-interview-questions/
کتاب استخدام و حفظ بهترین کارکنان/ علی شیرازی
کتاب کارکنان چرا میآیند، چرا میمانند، چرا میروند/ دکتر بهزاد ابوالعلایی
تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی
نویسنده: سونیا جلالی
7 نکته برای برگزاری اثربخش جلسات Wash up در کانون ارزیابی
جلسه Wash up
پس از برگزاری کانونهای ارزیابی و توسعه و ترک شرکت کنندگان، ارزیابان میبایست طی جلسهای که Wash up نامیده میشود؛ به بحث و بررسی و تحلیل ارزیابی خود از شرکت کنندگان پرداخته و نظرات خود را در خصوص تک تک شرکت کنندگان، یکپارچه کنند. این جلسه اهمیت بسزایی دارد زیرا خروجی اصلی کانون ارزیابی برای هر یک از شرکت کنندگان طی این جلسه نهایی میشود.
برای برگزاری اثربخش یک جلسه Wash up به نکات زیر توجه کنید.
- تمامی ارزیابان میبایست در جلسه اجماع ارزیابان حضور یابند، جلسه جمع بندی را زمانی شروع کنید که همه ارزیابان یادداشتهایشان را خوانده و هر یک از آنها به طور مستقل در مورد نمراتی که میخواهند به هر یک از متقاضیان مورد ارزیابی خود بدهند، تصمیمگیری کرده باشند.
- نمرههای هر یک از متقاضیان را در هر تمرین و به تفکیک ارزیابان، در یک فایل اکسل ثبت و آنها را روی یک صفحه نمایش بیندازید تا همه ارزیابان بتوانند آنها را ببینند.
- -برای آغاز بحث در مورد هر یک از شایستگیها از ارزیابانی که یک متقاضی را در تمرینهای مختلف ارزیابی کردهاند، بخواهید تا شواهد جمع آوری کرده خود در مورد آن شایستگی را خلاصه نماید. این خلاصه به طور خاص باید بر مصادیق رفتاری خاصی تمرکز کند که نشان میدهند متقاضی شایستگی خاصی را از خود نشان داده است یا نه.
- زمانی که در خصوص نمرات یک ارزیابی شونده بین ارزیابان اختلاف نظر وجود دارد، هر یک از ارزیابان باید در مورد شواهد جمع آوری شده خود با یکدیگر گفت وگو کنند و در مورد گرد کردن بعضی از نمرهها به طرف بالا یا پایین تصمیم بگیرند.(نه این که میانگین بگیرند)
- وقت کافی برای بحث و جمع بندی اختصاص دهید. زمانی که سه یا چهار ارزیاب وجود دارند که همه آنها با تک تک متقاضیان ملاقات کردهاند، صرف نیم ساعت وقت، یا بیشتر برای جمع بندی هر متقاضی غیر معمول نیست. عجله کردن و عدم اختصاص وقت کافی برای گفت وگو در مورد شواهد مربوط به شایستگیهای مختلف و نمره دهی به آنها، منجر جمع بندی و ارزیابی نامناسب خواهد شد.
- مواظب خستگی و کسالت ارزیابان باشید. در صورتی که تعداد زیادی متقاضی برای بحث در جلسه جمع بندی وجود داشته باشند، ارزیابان ممکن است خسته شوند و تمرکز خود را از دست بدهند و چنین هم خواهند شد. از آن جایی که جلسه Wash up میبایست در پایان روز ارزیابی صورت پذیرد، احتمال اینکه بحث تا دیر وقت طول بکشد وجود دارد. حتماً زمانهایی را برای زنگ تفریح و رفع خستگی در نظر بگیرید تا ارزیابان هوشیاری خود را حفظ کنند و بتوانند کار خود را به درستی انجام دهند.
- -مواظب اثر هالهای و اثر تعمیمدهی باشید. گاهی ارزیابان متقاضیان را به جای اینکه بر مبنای شواهد جمعآوری شده در خلال ارزیابی امتیاز دهی کنند، بر پایه تأثیر مثبت یا منفی کلی آنها بر مصاحبه کننده درجه بندی میکنند. با این گونه اظهارنظرها چالش کنید و اطمینان حاصل نمایید که متقاضیان بر مبنای شواهد جمع آوری شده در خلال ارزیابی داوری میشوند نه چیزی که در رزومه آنها نوشته شده است یا تصورات و قضاوتهای بیپایه و غیر منطقی.
بخاطر داشته باشید هر چقدر هم یک کانون ارزیابی خوب طراحی و اجرا شود بدون رعایت نکات کلیدی در برگزاری جلسه Wash up، میتواند نتایج ضعیفی به بارآورد.
منابع:
کتاب مصاحبه گری و استخدام موفقیت آمیز/ راب یئونگ
تجربیات شخصی نویسنده در برگزاری کانونهای ارزیابی و توسعه
نویسنده: سونیا جلالی