مدل بلوغ فرهنگ یادگیری چیست؟ سطوح، ارزیابی و چهارچوب عملی
بلوغ فرهنگ یادگیری (Learning Culture Maturity) یکی از ابعاد کلیدی در ارزیابی بلوغ فرآیند آموزش در سازمانها محسوب میشود. این مفهوم نشاندهنده میزان نهادینه شدن یادگیری در فرهنگ سازمانی است و به این سؤال پاسخ میدهد که چقدر یادگیری بهعنوان یک ارزش سازمانی پذیرفته شده و حمایت میشود. مدل بلوغ فرهنگ یادگیری به سازمانها کمک میکند تا وضعیت فعلی خود را ارزیابی کرده و مسیر توسعه را شفافتر ترسیم کنند. این مقاله به بررسی مدل بلوغ فرهنگ یادگیری، سطوح مختلف آن، و شیوههای ارزیابی میپردازد تا سازمانها بتوانند با شناخت بهتر، مسیر توسعه یادگیری را بهینهسازی کنند.
مدل بلوغ فرهنگ یادگیری چیست؟
مدل بلوغ فرهنگ یادگیری یک چارچوب مفهومی است که به سازمانها کمک میکند تا میزان بلوغ فرایند یادگیری و توسعه خود را ارزیابی کرده و نقاط ضعف و قوت خود را در این زمینه شناسایی کنند. این مدل نشان میدهد که چگونه سازمانها از یک مرحله ابتدایی و واکنشی به یک سطح پیشرفته و تحولآفرین در یادگیری تکامل مییابند. هدف از این مدل، کمک به سازمانها در ایجاد فرهنگ یادگیری پایدار و بهبود فرآیندهای توسعه سرمایه انسانی است.
سطوح بلوغ فرهنگ یادگیری
۱. سطح ابتدایی (واکنشی – Reactive)
در این مرحله، یادگیری بهطور موقتی و واکنشی رخ میدهد. کارکنان تنها زمانی آموزش میبینند که نیاز فوری برای رفع مشکل خاصی وجود داشته باشد. ویژگیهای این سطح:
- آموزشهای پراکنده و بدون برنامهریزی استراتژیک
- نبود تعهد مدیریتی به یادگیری
- دسترسی محدود به منابع یادگیری
چالشها: عدم نهادینه شدن یادگیری و پایین بودن انگیزه کارکنان
۲. سطح توسعهیافته (ساختاریافته – Structured)
در این مرحله، سازمان دارای فرآیندهای مشخصی برای آموزش و توسعه کارکنان است، اما یادگیری هنوز بهعنوان یک مزیت رقابتی شناخته نمیشود. ویژگیهای این سطح:
- وجود برنامههای آموزشی سازمانیافته
- حمایت نسبی مدیران از یادگیری
- سنجشهای اولیه برای ارزیابی تأثیر آموزشها
چالشها: عدم یکپارچگی یادگیری با فرآیندهای کاری و چالش در تطبیق آموزشها با نیازهای واقعی کسبوکار
این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۵ استراتژی برای توسعه کارکنان
۳. سطح یکپارچه (یادگیری مستمر – Continuous Learning)
در این سطح، یادگیری به بخشی از فرهنگ سازمان تبدیل شده است و کارکنان در طول کار و پروژههای عملی، مهارتهای خود را بهبود میدهند. ویژگیهای این سطح:
- ادغام یادگیری با فرآیندهای کاری
- دسترسی به منابع یادگیری دیجیتال و خودآموز
- حمایت فعال رهبران سازمان در ترویج یادگیری
- استفاده از دادهها برای تحلیل تأثیر یادگیری بر عملکرد
چالشها: ایجاد تعادل بین یادگیری فردی و نیازهای استراتژیک سازمان
۴. سطح نوآورانه (تحولآفرین – Transformational)
در این مرحله، یادگیری به یک ارزش سازمانی تبدیل شده و سازمان بهصورت پیشرو در توسعه استعدادها عمل میکند. ویژگیهای این سطح:
- رهبران سازمان یادگیری را بهعنوان یک عامل استراتژیک در نظر میگیرند
- استفاده از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و دادهکاوی برای شخصیسازی یادگیری
- فرهنگ یادگیری به بخشی از برند سازمان تبدیل شده است
- سازمان بهطور مداوم در حال نوآوری در روشهای یادگیری است
چالشها: نیاز به سرمایهگذاری مستمر و مدیریت تغییرات سریع در تکنولوژیهای یادگیری

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۰ تکنیک کاربردی برای حل مسئله
نحوه ارزیابی بلوغ فرهنگ یادگیری
برای ارزیابی میزان بلوغ فرهنگ یادگیری در سازمان، میتوان از یک چارچوب استاندارد و مبتنی بر پرسشنامه و تحلیل دادهها استفاده کرد. نمونه تمپلیت ارزیابی در جدول زیر ارائه شده است:
| معیار ارزیابی | سطح ۱: واکنشی | سطح ۲: ساختاریافته | سطح ۳: یادگیری مستمر | سطح ۴: تحولآفرین |
| حمایت رهبری | ندارد | متوسط | قوی | بسیار قوی |
| دسترسی به منابع آموزشی | محدود | متوسط | گسترده | پیشرفته |
| یادگیری در فرآیندهای کاری | نه | تا حدی | بله | کاملاً بله |
| استفاده از دادهها | ندارد | مقدماتی | تحلیل مستمر | تحلیل پیشرفته |
| نوآوری در یادگیری | کم | متوسط | بالا | بسیار بالا |
سوالات ارزیابی سطح بلوغ فرهنگ یادگیری
برای سنجش دقیقتر سطح بلوغ فرهنگ یادگیری در سازمان، میتوان از سوالات زیر استفاده کرد:
- آیا مدیران سازمان یادگیری را بهعنوان یک اولویت استراتژیک در نظر میگیرند؟
- چگونه سازمان شما نیازهای یادگیری کارکنان را شناسایی میکند؟
- آیا برنامههای آموزشی منظم و ساختاریافتهای برای کارکنان اجرا میشود؟
- چه میزان از یادگیری در سازمان شما از طریق تجربیات عملی و پروژههای کاری انجام میشود؟
- آیا دادهها و تحلیلهای عملکردی برای بهینهسازی برنامههای یادگیری استفاده میشوند؟
- تا چه حد فناوریهای نوین مانند یادگیری دیجیتال و هوش مصنوعی در برنامههای آموزشی سازمان شما به کار گرفته میشود؟
- آیا کارکنان به منابع یادگیری متنوع و بهروز دسترسی دارند؟
- تا چه اندازه فرهنگ یادگیری در سازمان شما بهعنوان یک ارزش سازمانی شناخته شده است؟
- آیا سازمان شما از یادگیری برای نوآوری و بهبود مستمر فرآیندها استفاده میکند؟
- چه اقداماتی برای ارتقای یادگیری همکاران در محیط کار انجام شده است؟
- آیا یادگیری در سازمان شما بهعنوان یک فعالیت مستمر و مادامالعمر در نظر گرفته میشود؟
- چگونه سازمان شما از یادگیریهای فردی برای بهبود عملکرد تیمی و سازمانی استفاده میکند؟
- آیا کارکنان برای مشارکت در یادگیری و توسعه خود انگیزه کافی دارند؟ (مانند پاداش، فرصت رشد، ارتقای شغلی)
- مدیران و رهبران سازمان چقدر نقش الگو در یادگیری دارند؟ آیا آنها بهصورت فعال در فرآیندهای یادگیری شرکت میکنند؟
- تا چه اندازه اشتراک دانش و یادگیریهای فردی در تیمها و بین واحدهای مختلف تشویق میشود؟
- آیا سازمان شما یادگیری اجتماعی (مانند منتورینگ، کوچینگ، گروههای یادگیری) را بهعنوان بخشی از استراتژی خود در نظر میگیرد؟
- تا چه حد کارکنان میتوانند مسیر یادگیری خود را شخصیسازی کنند و متناسب با نیازهای خود پیش ببرند؟
- آیا فرهنگ سازمانی به افراد اجازه میدهد که از اشتباهات خود یاد بگیرند و آنها را بهعنوان فرصتی برای رشد ببینند؟
- در سازمان شما چه میزان زمان و منابع به یادگیری اختصاص داده میشود؟ آیا یادگیری در اولویت برنامههای کاری قرار دارد؟
- آیا تأثیر برنامههای یادگیری بر عملکرد سازمان و نتایج کسبوکار اندازهگیری و تحلیل میشود؟ اگر بله، چگونه؟
با تحلیل پاسخها و با کمک جدول فوق میتوان سطح بلوغ سازمان در فرایند یادگیری و توسعه را مشخص کرد.
سخن پایانی
ارزیابی بلوغ فرهنگ یادگیری به سازمانها کمک میکند تا سطح کنونی خود را شناسایی کرده و استراتژیهای بهبود را تدوین کنند. حرکت از سطح واکنشی به سطح تحولآفرین نیازمند حمایت رهبری، توسعه زیرساختهای یادگیری و ایجاد یک فرهنگ سازمانی یادگیرنده است. استفاده از ابزارهای ارزیابی و مدلهای علمی میتواند مسیر رشد و توسعه یادگیری در سازمان را تسهیل کند.
منابع
Is yours a learning organization? Harvard Business Review
https://acorn.works/blog/l-and-d-maturity-model#:~:text=Learning%20maturity%20refers%20to%20the,a%20specific%20company%20or%20team.
The rise of the continuous learning culture. Deloitte Insights
تجربیات نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی
داشبورد منابع انسانی چیست و چطور ساخته میشود+ نمونه
زیبایی داشبورد یک خودرو در سادگی آن نهفته است. این داشبورد در هر لحظه، وضعیت فعلی خودرو را بهصورت دقیق نمایش میدهد و با یک چراغ هشدار کوچک، شما را از بروز مشکلات احتمالی آگاه میسازد تا بتوانید اقدامات لازم را انجام دهید. همین مفهوم در مورد داشبورد منابع انسانی نیز صادق است، زیرا این داشبورد، نمایی شفاف از وضعیت نیروی کار سازمان ارائه میدهد.
یک داشبورد منابع انسانی کارآمد به تیمهای منابع انسانی کمک میکند تا بهسادگی و در کوتاهترین زمان، بینشهای ارزشمندی درباره نرخ ترک شغل، هزینههای نیروی کار و سایر شاخصهای مرتبط با نیروی انسانی به دست آورند. به همین دلیل، وجود یک داشبورد جامع و کاربردی باید بخش جداییناپذیر از مدیریت منابع انسانی در هر سازمان باشد.
در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف داشبورد منابع انسانی میپردازیم. ابتدا آن را با گزارشهای منابع انسانی مقایسه کرده، سپس عملکردها و شاخصهای کلیدی آن را تحلیل میکنیم. در ادامه، نحوه طراحی یک داشبورد مؤثر را مورد بررسی قرار داده و در نهایت، چند نمونه کاربردی از داشبوردهای منابع انسانی را به اشتراک میگذاریم.
داشبورد منابع انسانی چیست؟
داشبورد منابع انسانی HR Dashboard یک ابزار کاربردی است که به تیمهای منابع انسانی امکان میدهد تا بهصورت بصری و یکپارچه، مهمترین معیارها و شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) مرتبط با نیروی انسانی را مشاهده و تحلیل کنند. این داشبوردها دادههای مختلف را جمعآوری کرده و آنها را در قالبهای بصری جذاب و کاربرپسند، مانند نمودارها، جداول و نمودارهای میلهای، به نمایش میگذارند. هدف اصلی این داشبوردها ارائه یک نمای کلی و جامع از وضعیت نیروی کار در سازمان است که نقشی کلیدی در تصمیمگیریهای استراتژیک حوزه منابع انسانی ایفا میکند.
معمولاً داشبوردهای منابع انسانی شامل مجموعهای از معیارهای مهم مانند روندهای استخدام، عملکرد کارکنان، نرخ ترک شغل، میزان غیبت، برنامههای آموزشی و توسعه، میزان تعامل کارکنان و تنوع نیروی کار هستند. در داشبوردهای پیشرفتهتر، حتی امکان استفاده از دادههای بلادرنگ و تحلیلهای پیشبینیکننده نیز وجود دارد که به سازمانها کمک میکند تا نیازهای آینده منابع انسانی را بهتر پیشبینی کرده و برای چالشهای احتمالی آماده شوند.
برای طراحی و ایجاد داشبورد منابع انسانی، تیمهای منابع انسانی میتوانند از ابزارهای متنوعی استفاده کنند. برخی از محبوبترین ابزارها در این زمینه شامل اکسل، تبلو، پاور بیآی و سیستمهای اطلاعات منابع انسانی (HRIS) شرکتها هستند. داشبوردهای مدرن و تعاملی این امکان را فراهم میکنند که دادههای مختلف از سیستمهای گوناگون منابع انسانی و سایر بخشهای کسبوکار جمعآوری و ترکیب شوند. این ویژگی باعث میشود که تیمهای منابع انسانی بتوانند بدون نیاز به جابهجایی بین چندین ابزار، دادهها را بهطور متمرکز تجزیه و تحلیل کرده و به بینشهای دقیقتر و تصمیمگیریهای مؤثرتر دست یابند.
مقایسه داشبورد منابع انسانی و گزارش منابع انسانی
هر دو داشبورد منابع انسانی و گزارشهای منابع انسانی بر تحلیل دادهها و معیارهای کلیدی برای تصمیمگیری متمرکز هستند، اما از نظر قالب، هدف و نحوه عملکرد تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند.
داشبوردهای منابع انسانی معمولاً بهصورت بصری طراحی میشوند و هدف اصلی آنها ارائه یک نمای سریع و قابل درک از وضعیت نیروی کار، همراه با امکان نظارت مداوم بر معیارها و روندهای کلیدی است. این داشبوردها از نمودارها، جداول تعاملی و گرافهای تصویری برای نمایش دادهها استفاده میکنند تا کاربران بتوانند در یک نگاه اطلاعات لازم را دریافت کنند.
در مقابل، گزارشهای منابع انسانی معمولاً بر پایه متن و دادههای ساختاریافته ارائه میشوند و شامل جداول، تحلیلهای تفصیلی و خلاصههای توصیفی هستند. این گزارشها برای بررسی عمیقتر دادهها، مستندسازی اطلاعات و ارائه توضیحات دقیقتر درباره شاخصهای منابع انسانی به کار میروند.
تفاوت در کاربرد:
- داشبوردهای منابع انسانی معمولاً برای نظارت لحظهای و تصمیمگیری روزمره استفاده میشوند.
- گزارشهای منابع انسانی بیشتر بهصورت دورهای (مثلاً ماهانه یا فصلی) تهیه شده و برای بررسیهای دقیقتر یا رعایت الزامات قانونی و انطباق سازمانی مورد استفاده قرار میگیرند.
انواع رایج گزارشهای منابع انسانی:
- گزارشهای تعداد نیروی کار
- گزارشهای ماهانه منابع انسانی
- گزارشهای سالانه منابع انسانی
- گزارشهای مربوط به ترک شغل و حفظ کارکنان
- گزارشهای ایمنی و بهداشت
هر دو ابزار در استراتژی مدیریت منابع انسانی نقش مهمی ایفا میکنند، به این صورت که داشبوردها امکان نظارت سریع و سطح بالا را فراهم میکنند، در حالی که گزارشها به بررسی دقیق و عمیق دادهها کمک میکنند.
بهعنوان مثال، یک داشبورد منابع انسانی ممکن است با استفاده از نمودارهای تعاملی، نمایی بلادرنگ از روندهای ترک شغل کارکنان را نمایش دهد و این دادهها بهطور خودکار بهروزرسانی شوند. در مقابل، یک گزارش منابع انسانی میتواند تجزیه و تحلیل کاملی از دادههای مربوط به ترک شغل در یک دوره زمانی مشخص (مثلاً سهماهه گذشته) ارائه دهد و به بررسی علل و روندهای آن بپردازد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: داشبورد استخدام چیست و چطور ساخته میشود؟ به همراه نمونه
عملکردهای کلیدی داشبورد منابع انسانی
داشبورد منابع انسانی نقش حیاتی در توانمندسازی تیمهای منابع انسانی برای ردیابی دادههای مربوط به نیروی کار و گزارشدهی دقیق ایفا میکند. این ابزار با ارائه بینشهای مبتنی بر داده، به بهبود فرآیندهای مدیریت نیروی انسانی کمک کرده و امکان تصمیمگیری آگاهانه را فراهم میآورد. برخی از مهمترین عملکردهای داشبورد منابع انسانی عبارتند از:
نظارت بر منابع انسانی
داشبورد منابع انسانی امکان ردیابی مستمر معیارهای کلیدی نیروی کار را فراهم میکند و با گزارشدهی منظم، به تیم منابع انسانی کمک میکند تا نبض سازمان را در دست داشته باشد. این ابزار به آنها اجازه میدهد روندها و فرصتهای جدید را زودتر شناسایی کنند و مشکلات بالقوه را قبل از آنکه تأثیر جدی بر کسبوکار بگذارند، برطرف نمایند.
اطلاعات مدیریتی
یک داشبورد منابع انسانی که بهصورت فعال نظارت و مدیریت شود، میتواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مدیران قرار دهد و آنها را در انجام بهتر وظایفشان یاری کند. گزارشهای ساختاریافته و قابل فهمی که از داشبورد استخراج میشوند، مدیران را در جریان تغییرات و تحولات مربوط به تیمها و بخشهای مختلف سازمان قرار میدهند.
مثال: فرض کنید بخش پشتیبانی مشتری با نرخ بالای ترک شغل و فرآیند طولانی استخدام مواجه است. در این شرایط، مدیران با آگاهی از این دادهها، تمرکز بیشتری بر روی حفظ کارکنان خواهند داشت و نسبت به خطرات ناشی از افزایش زمان جایگزینی نیروهای جدید، حساستر خواهند شد.
ردیابی حوزههای مشکلساز
یکی دیگر از مزایای داشبورد منابع انسانی، ایجاد شفافیت در ردیابی مشکلات سازمانی است. بهعنوان مثال، نمایش نرخ ترک شغل در داشبورد باعث میشود که مدیران نسبت به حفظ کارکنان حساستر باشند، چرا که این موضوع میتواند بر عملکرد و حتی اعتبار آنها تأثیر بگذارد. با این قابلیت، تیم منابع انسانی میتواند حوزههای مشکلساز را شناسایی کرده و برای بهبود آنها اقدام کند.
تصمیمگیری استراتژیک
تحلیل دادههای منابع انسانی در بازههای زمانی مختلف به تیمهای منابع انسانی امکان میدهد روندهای در حال توسعه، چالشهای نوظهور و فرصتهای جدید را شناسایی کنند. این بینشهای مبتنی بر داده، آنها را قادر میسازد تا تصمیماتی استراتژیک و همسو با اهداف تجاری سازمان اتخاذ کنند و در نهایت به موفقیت کلی سازمان کمک نمایند.
ارتباطات بهتر
یک داشبورد منابع انسانی که دادهها را در زمان واقعی ردیابی میکند، حجم زیادی از اطلاعات ارزشمند را در اختیار متخصصان منابع انسانی قرار میدهد. گزارشهای منابع انسانی که بر اساس دادههای داشبورد تهیه میشوند، به متخصصان این حوزه کمک میکنند تا پیشنهادات و ابتکارات خود را با استفاده از دادههای واقعی سازمان، به شیوهای قانعکننده به مدیران ارشد و ذینفعان ارائه دهند. این امر باعث بهبود تعامل و ارتباط میان تیم منابع انسانی و سایر بخشهای سازمان میشود.
معیارهای داشبورد منابع انسانی
یک داشبورد جامع منابع انسانی باید مجموعهای از معیارهای کلیدی را برای نظارت بر جمعیتشناسی نیروی کار و هزینههای مرتبط با آن ارائه دهد. داشبوردهای تخصصی نیز ممکن است دادههای خاصتری را در زمینههایی مانند تنوع، استخدام و عملکرد کارکنان نمایش دهند.
در ادامه، برخی از مهمترین معیارهایی که معمولاً در داشبوردهای منابع انسانی مورد استفاده قرار میگیرند، آورده شده است:
سنوات خدمت Tenure
مدت زمانی که کارکنان در یک سازمان مشغول به کار بودهاند، نشاندهنده میزان وفاداری و تعامل آنها است. این معیار میتواند به برنامهریزی نیروی کار و تدوین استراتژیهای مؤثر برای حفظ کارکنان کمک کند.
جنسیت Gender
تحلیل ترکیب جنسیتی کارکنان، یکی از معیارهای مهم برای بررسی و بهبود شاخصهای تنوع و برابری در سازمان است.
سن Age
با توجه به حضور نسلهای مختلف در محیط کار، سن نیروی کار اهمیت زیادی پیدا کرده است. این معیار به سازمانها کمک میکند تا برای آینده نیروی کار خود برنامهریزی کنند، از جمله در حوزههایی مانند جانشینپروری و نوآوری.
سطح تحصیلات Education level
این معیار زمانی مفید است که با اهداف استراتژیک سازمان مرتبط باشد. در غیر این صورت، ممکن است در گزارشدهی منابع انسانی بهعنوان یک شاخص کماهمیت در نظر گرفته شود.
نوع عملکرد Function type
معیاری مانند نوع عملکرد ممکن است به تمایز بین گروههای مختلف در شرکت کمک کند. ردهبندی کارکنان بر اساس نقش آنها در سازمان، مانند مدیریت ارشد، مدیریت میانی و کارکنان اجرایی، به تحلیل بهتر عملکرد سازمان کمک میکند.
FTE (معادل تماموقت)
این معیار نشاندهنده تعداد ساعتهایی است که یک کارمند تماموقت کار میکند. تعداد FTE معمولاً کمتر از تعداد کل کارکنان است، بهویژه در سازمانهایی که نیروی کار پارهوقت دارند. این شاخص دیدگاه دقیقی از حجم کار سازمان ارائه میدهد.
کارکنان فعال Employees active
این معیار تعداد کارکنانی را نشان میدهد که در حال حاضر در سازمان مشغول به کار هستند.
نرخ ترک شغل Turnover
این شاخص نشاندهنده تعداد یا درصد کارکنانی است که در یک بازه زمانی مشخص، سازمان را ترک کردهاند.
کارکنان جدید New hires
این معیار تعداد یا درصد کارکنانی را نشان میدهد که در یک بازه زمانی مشخص (مثلاً سال گذشته) به سازمان پیوستهاند.
نرخ غیبت Absenteeism rate
این شاخص میانگین درصد زمانی را نشان میدهد که کارکنان در بازهای مشخص غایب بودهاند. همچنین میتوان آن را بهصورت تعداد کل روزهای غیبت به ازای هر کارمند نمایش داد.
هزینه غیبت Cost of absence
این معیار با تبدیل نرخ غیبت به مقادیر مالی، تصویری ملموستر از تأثیر غیبت کارکنان بر هزینههای سازمان ارائه میدهد.
هزینه نیروی کار Cost of labor
کل هزینهای که سازمان برای کارکنان خود پرداخت میکند، شامل حقوق، مزایا و مالیاتهای مربوطه. این هزینه به دو بخش تقسیم میشود:
- هزینههای مستقیم: شامل حقوق افرادی که مستقیماً در فرآیندهای اصلی سازمان فعالیت دارند (مانند کارگران تولیدی).
- هزینههای غیرمستقیم: مربوط به کارکنانی که بهطور مستقیم در تولید یا ارائه خدمات دخیل نیستند (مانند نیروهای پشتیبانی و امنیت).
هزینه آموزش Training cost
میزان هزینهای که سازمان برای آموزش و توسعه کارکنان خود اختصاص میدهد، از جمله هزینههای مربوط به برنامههای آموزشی داخلی و خارجی.
هزینه استخدام Recruitment cost
این معیار نشاندهنده مجموع هزینههای مربوط به فرآیند جذب و استخدام کارکنان است، از جمله هزینههای آژانسهای استخدامی، تبلیغات شغلی و حتی کاهش بهرهوری ناشی از جایگزینی نیروهای جدید. محاسبه هزینه استخدام معمولاً شامل عناصری مانند زمان صرفشده توسط مدیران در فرآیند انتخاب و آموزش کارکنان جدید نیز میشود.
زمان پر کردن پست Time to fill
مدت زمانی که بین باز شدن یک موقعیت شغلی و پذیرش آن توسط یک نامزد جدید سپری میشود. این مدت بسته به نوع شغل میتواند متفاوت باشد؛ برای مثال، استخدام توسعهدهندگان نرمافزار یا تحلیلگران دادههای بزرگ معمولاً بیشتر از استخدام کارکنان بخشهای عمومی سازمان زمان میبرد.
به خاطر داشته باشید که این به هیچ وجه یک لیست جامع نیست. معیارهایی که شما در داشبورد منابع انسانی خود ردیابی خواهید کرد به اهداف، اولویتها و چالشهای خاص سازمان شما و همچنین مخاطب داشبورد بستگی دارد.
به عنوان مثال، مدیران ارشد ممکن است بر معیارهای سطح بالا مانند نرخ ترک شغل، روندهای تعداد نیروی کار و هزینههای نیروی کار اولویت قائل شوند، در حالی که مدیران منابع انسانی ممکن است بر معیارهای عملیاتیتر مانند زمان استخدام، نرخ تکمیل آموزش و غیبت تمرکز کنند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: معرفی مهمترین شاخصهای کلیدی منابع انسانی به همراه نحوه محاسبه
نمونههای داشبورد منابع انسانی
داشبوردهای منابع انسانی بسته به نیاز سازمان و اهداف تجزیهوتحلیل دادههای منابع انسانی، در اشکال و فرمتهای مختلفی طراحی میشوند. در ادامه چند نمونه از داشبوردهای منابع انسانی که در عمل مورد استفاده قرار میگیرند، معرفی شده است:
داشبورد عمومی منابع انسانی
این داشبورد یک نمای کلی از دادههای نیروی کار را ارائه میدهد. اطلاعاتی مانند تعداد کارکنان بر اساس رده شغلی، روندهای استخدام و جابجایی کارکنان در طول سال، معیارهای کلیدی مربوط به استعدادهای برتر، هزینههای استخدام و ارتقاء شغلی در این داشبورد نمایش داده میشود. همچنین، نرخ ترک شغل با تفکیک موارد پشیمان (ترک کارکنانی که سازمان تمایل به حفظ آنها داشته است) و غیرپشیمان (ترک کارکنانی که خروج آنها برای سازمان مطلوب بوده است) تجزیه و تحلیل میشود.

داشبورد منابع انسانی: بیماری و غیبت
این داشبورد بهطور خاص روی اطلاعات غیبت کارکنان تمرکز دارد. در یک زبانه اختصاصی، میانگین تعداد روزهای مرخصی استعلاجی در یک دوره زمانی مشخص و هزینههای مرتبط با آن بهصورت بصری نمایش داده میشود. چنین داشبوردی به سازمانها کمک میکند تأثیر غیبت بر بهرهوری و هزینههای عملیاتی را بهتر درک کنند و راهکارهایی برای کاهش آن ارائه دهند.

داشبورد تعداد نیروی کار در اکسل
این داشبورد که در نرمافزار Excel طراحی شده، ابزاری ساده اما مؤثر برای ردیابی روندهای نیروی کار است. سازمانها با استفاده از این داشبورد میتوانند الگوهای استخدام، تغییرات نیروی کار و سایر شاخصهای کلیدی را بهراحتی مشاهده و تحلیل کنند.

داشبورد استخدام
این داشبورد بهطور خاص برای نظارت بر فرآیند استخدام طراحی شده است. در برخی موارد، این داشبورد بین استخدامهای فنی و غیر فنی تفاوت قائل میشود و اطلاعات بلادرنگ در مورد وضعیت استخدام در سازمان ارائه میدهد. همچنین، منابع اصلی تأمین نیروی انسانی (مانند آژانسهای استخدامی، ارجاع داخلی و پلتفرمهای شغلی) را نمایش میدهد تا مشخص شود کدام کانالها مؤثرتر هستند.

بهترین ابزارها برای ساخت داشبورد منابع انسانی
برای بهرهگیری بهینه از یک داشبورد منابع انسانی، انتخاب ابزاری که با نیازهای سازمان و زیرساخت فناوری منابع انسانی شما سازگار باشد، اهمیت زیادی دارد. در ادامه، برخی از ابزارهای رایج داشبورد منابع انسانی را همراه با مزایا و معایب آنها بررسی میکنیم.
اکسل
ایجاد یک داشبورد منابع انسانی پایه در اکسل نسبتاً ساده است. میتوانید از الگوهای آماده استفاده کنید یا خودتان جداول و نمودارهای مرتبط با دادههای منابع انسانی را طراحی نمایید.
✅ مزایا:
- بسیاری از افراد با اکسل آشنا هستند.
- دسترسی به آن آسان است.
❌ معایب:
- امکانات محدود برای تجسم دادهها و همکاری تیمی.
- ضعف در مدیریت دادههای بلادرنگ.
- امنیت پایین صفحات گسترده.
Tableau
نرمافزار Tableau ابزارهای متنوعی برای تجسم دادهها ارائه میدهد و به تیمهای منابع انسانی این امکان را میدهد تا اطلاعات خود را به شیوهای جذاب نمایش دهند. این ابزار از نمودارهای حرکتی، جعبهای، دایرهای، میلهای و موارد دیگر پشتیبانی میکند.
✅ مزایا:
- امکانات قدرتمند در زمینه بصریسازی دادهها.
- ارائه گزارشهای دقیق و قابل فهم.
❌ معایب:
- نیاز به مهارت فنی برای استفاده بهینه.
- یادگیری آن ممکن است برای برخی کاربران چالشبرانگیز باشد.
Power BI
Power BI، محصول مایکروسافت، امکان ایجاد داشبوردهای منابع انسانی را فراهم میکند و جمعآوری، تجزیهوتحلیل، و تجسم دادهها را سادهتر میسازد.
✅ مزایا:
- ادغام آسان با محصولات مایکروسافت مانند اکسل، SharePoint و Azure.
- سهولت استفاده و پردازش دادههای بلادرنگ.
- امنیت بالا.
❌ معایب:
- فقط بهصورت آنلاین در دسترس است.
- گزینههای سفارشیسازی محدود.
- دارای منحنی یادگیری نسبتاً تند برای کاربران تازهکار.
Asana
Asana در اصل یک پلتفرم مدیریت وظایف و پروژه است، اما قابلیتهای داشبورد آن به تیمهای منابع انسانی امکان میدهد که از الگوهای آماده یا داشبوردهای سفارشی استفاده کنند.
✅ مزایا:
- قابلیتهای همکاری قوی برای تعامل بهتر تیمها.
- امکان ویرایش مشترک داشبوردها و ثبت نظرات.
❌ معایب:
- عدم ارائه پشتیبانی تلفنی.
- هزینه نسبتاً بالا.
همچنین، میتوانید پلتفرمهای تخصصی مانند Visier و ChartHop را بررسی کنید. این ابزارها امکانات ویژهای مانند تحلیل پیشرفته، گزارشدهی قابل تنظیم و ادغام با سیستمهای منابع انسانی را ارائه میدهند که به سازمانها کمک میکند تصمیمگیریهای مبتنی بر داده بهتری داشته باشند.
نحوه ایجاد یک داشبورد موثر منابع انسانی
داشبورد منابع انسانی یکی از بهترین ابزارها برای تیمهای منابع انسانی است که به آنها کمک میکند شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) را نظارت، مدیریت، ردیابی و گزارشدهی کنند. برای ایجاد یک داشبورد کارآمد، باید به نکات زیر توجه کنید:
۱. انتخاب ابزار مناسب
ابزار مناسب برای هر سازمان متفاوت است و باید بر اساس نیازهای خاص انتخاب شود. برخی از عوامل مهم در این انتخاب عبارتند از:
- قابلیتهای مورد نیاز (مانند همکاری، تجسم دادهها و غیره)
- کیفیت پشتیبانی فروشنده
- میزان سهولت استفاده از ابزار و نیاز به نیروی متخصص برای کار با آن
- بودجه سازمان
۲. تعیین معیارهای کلیدی داشبورد
شاخصهای کلیدی عملکرد در داشبوردهای منابع انسانی بسته به هدف داشبورد متفاوت هستند. به عنوان مثال، معیارهای مورد استفاده در یک داشبورد استخدام با معیارهای داشبورد عملکرد کارکنان تفاوت دارد. اگر قصد ایجاد یک داشبورد عمومی را دارید، بهتر است از شاخصهای کلیدی استاندارد منابع انسانی بهره ببرید.
۳. تأکید بر سهولت استفاده
یک داشبورد منابع انسانی باید بهگونهای طراحی شود که کاربران بتوانند بهراحتی از آن استفاده کنند. هدف این است که اطلاعات کلیدی بهسرعت در دسترس باشند، بدون اینکه کاربران را با دادههای بیشازحد درگیر کند یا بار اداری اضافی ایجاد شود.
۴. اولویتبندی دقت و صحت دادهها
گزارشدهی در منابع انسانی، مانند بهداشت در یک رستوران، اغلب بدیهی در نظر گرفته میشود و تنها در صورت بروز خطا مورد توجه قرار میگیرد. دقت در گزارشدهی برای حفظ اعتبار سازمان حیاتی است و باید از صحت دادهها اطمینان حاصل شود تا از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری گردد.
۵. سفارشیسازی برای ذینفعان
اگر افراد خارج از تیم منابع انسانی نیز به داشبوردهای خاصی نیاز دارند، مشارکت آنها در فرآیند طراحی میتواند ارزشمند باشد. در نظر بگیرید که این افراد به چه دادههایی نیاز دارند و چگونه میخواهند با داشبورد تعامل داشته باشند.
سخن پایانی
چه در زمینه نرخ ترک شغل، ایمنی کارکنان یا سایر شاخصهای نیروی کار، داشبوردهای منابع انسانی ابزاری قدرتمند برای تیمهای منابع انسانی و سایر ذینفعان سازمانی هستند. این داشبوردها تصویری شفاف از وضعیت نیروی کار ارائه میدهند و اگرچه راهاندازی آنها ممکن است زمانبر باشد، اما در بلندمدت با یکپارچهسازی دادههای کلیدی در یک پلتفرم قابل دسترس، موجب صرفهجویی قابل توجهی در زمان میشوند.
با ارائه تجسمهای واضح و بینشهای لحظهای، داشبوردها به تیمهای منابع انسانی کمک میکنند تا روندها را شناسایی کنند، مشکلات را بهصورت پیشگیرانه مدیریت کنند و تصمیمات آگاهانهتری بگیرند. علاوه بر این، آنها نقش مهمی در افزایش شفافیت سازمانی دارند و اطمینان میدهند که تمام افراد سازمان، درک مشترکی از معیارهای کلیدی نیروی کار دارند.
منابع
https://www.aihr.com/blog/hr-dashboard/
تهیه و ترجمه: مسعود شکری
نمونه نظرسنجی ارزیابی تجربه داوطلبان استخدام
تجربه داوطلبان استخدام به تمام مراحل و احساساتی اطلاق میشود که داوطلب در طی فرآیند استخدام از ابتدا تا پایان آن تجربه میکند. این تجربه شامل مواردی چون نحوه آشنایی با شغل، فرآیند ارسال درخواست، ارزیابی اولیه، مصاحبهها و در نهایت دریافت یا عدم دریافت پیشنهاد شغلی است. با توجه به رقابتی بودن بازار کار، تجربه مثبت یا منفی داوطلبان میتواند تأثیر زیادی بر برند کارفرمایی و جذب بهترین استعدادها داشته باشد.
تجربه کاندیداها از فرآیند استخدام بسیار مهم است. تا جایی که ۷۶٪ از داوطلبان گفتهاند که یک تجربه مثبت در تصمیم آنها برای پذیرش پیشنهاد شغلی تأثیرگذار بوده است، در حالی که ۵۲٪ به دلیل یک تجربه نامناسب، پیشنهاد شغلی را رد کردهاند.
یکی از ابزارهای مهم برای ارزیابی تجربه داوطلبان استخدام، نظرسنجیها هستند. نظرسنجیها به کارفرمایان این امکان را میدهند تا اطلاعات دقیقی در مورد احساسات و تجربیات داوطلبان در طی فرآیند استخدام جمعآوری کنند و از این اطلاعات برای بهبود فرآیندها استفاده کنند.
هدف این مقاله معرفی یک قالب نظرسنجی مناسب برای جمعآوری دادههای مرتبط با این موضوع است.
نمونه سوالات نظرسنجی تجربه داوطلبان استخدام
سوالاتی که در ادامه پیشنهاد میشود برای نظرسنجی تجربه داوطلبان استخدام طراحی شده است و شامل سؤالات باز، مقیاس لیکرت، بله/خیر، و چندگزینهای میشود.
سؤالات باز
-
چه چیزی را در فرآیند استخدام مثبتترین جنبه آن یافتید؟
پاسخهای احتمالی: ارتباط شفاف، زمانبندی مؤثر مصاحبه، یا تعاملات دوستانه.
اقدام منابع انسانی: تقویت جنبههای مثبت -
به نظر شما، فرآیند مصاحبه چگونه میتواند بهبود یابد؟
پاسخهای احتمالی: پیشنهادهایی درباره مدیریت بهتر زمان، انتظارات شفافتر، یا پیگیریهای مؤثرتر.
اقدام منابع انسانی: اعمال تغییرات بر اساس پیشنهادات پرتکرار برای بهبود تجربه مصاحبه. -
آیا در فرآیند استخدام چیزی باعث نارضایتی شما شد؟
پاسخهای احتمالی: تأخیر در پاسخگویی، کمبود اطلاعات، یا مشکلات فنی.
اقدام منابع انسانی: رسیدگی مستقیم به مشکلات برای کاهش نارضایتی کاندیداهای آینده. -
لطفاً موارد زیر را به ترتیب اهمیت برای خود رتبهبندی کنید: ارتباطات، فرآیند مصاحبه، بازخورد بعد از مصاحبه، جزئیات پیشنهاد شغلی.
اقدام منابع انسانی: تمرکز بر بهبود در زمینههایی که کاندیداها مهمتر میدانند. -
سطح تجربه شما در حوزه کاریتان چیست؟
پاسخهای احتمالی: مبتدی، میانی، ارشد، مدیر اجرایی.
اقدام منابع انسانی: تنظیم فرآیند استخدام متناسب با سطح تجربه اکثریت نامزدها.
سؤالات مقیاس لیکرت (۱ تا ۵)
-
-
شفافیت توضیحات شغل را چطور ارزیابی میکنید؟
اقدام منابع انسانی: در صورت دریافت امتیاز پایین، بازبینی و اصلاح توضیحات شغلی برای افزایش دقت و وضوح. -
چقدر از ارتباطات تیم جذب نیرو رضایت داشتید؟
اقدام منابع انسانی: برای امتیازات پایین، تدوین استراتژی ارتباطی فعالتر با داوطلبان. -
تجربه کلی شما از فرآیند درخواست کار چگونه بود؟
اقدام منابع انسانی: تحلیل بخشهایی از فرآیند که نیاز به بهبود دارند بر اساس امتیازات -
چقدر احتمال دارد که در آینده مجدداً برای موقعیتی در شرکت ما درخواست دهید؟
اقدام منابع انسانی: برای افرادی که گزینه «اصلاً محتمل نیست» را انتخاب میکنند، بررسی و رفع مشکلاتی که مانع درخواست مجدد آنها میشود.
-
این مقاله را هم مطالعه کنید: Offer Letter چیست و چطور طراحی میشود؟ + نمونه
سؤالات بله/خیر
-
-
-
آیا فرآیند درخواست کار بهراحتی تکمیل شد؟
اقدام منابع انسانی: در صورت پاسخ «خیر»، سادهسازی فرآیند درخواست برای افزایش سهولت. -
آیا دستورالعملهای روشنی برای مصاحبه دریافت کردید؟
اقدام منابع انسانی: در صورت پاسخ «خیر»، تهیه و ارسال مجموعهای استاندارد از دستورالعملهای مصاحبه برای همه کاندیداها. -
آیا انتظارات شما از نظر زمانبندی فرآیند جذب برآورده شد؟
اقدام منابع انسانی: در صورت پاسخ «خیر»، بهبود ارتباطات اولیه درباره زمانبندی مورد انتظار.
-
-
سؤالات چندگزینهای
-
-
-
-
کدام بخش از فرآیند استخدام را ارزشمندتر یافتید؟
پاسخهای احتمالی: بازخورد مصاحبه، ارتباطات، وضوح شرح شغل.
اقدام منابع انسانی: تمرکز بر تقویت بخشهایی که اکثریت نامزدها ارزشمندتر میدانند. -
مدت زمان فرآیند استخدام را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخهای احتمالی: خیلی طولانی، مناسب، خیلی کوتاه.
اقدام منابع انسانی: تنظیم مدتزمان فرآیند بر اساس بازخورد اکثریت. -
برای آمادگی مصاحبه از چه منابعی استفاده کردید؟
پاسخهای احتمالی: وبسایت شرکت، توضیحات شغلی، بررسیهای خارجی.
اقدام منابع انسانی: بهبود منابعی که بیشترین استفاده را برای آمادهسازی کاندیداها دارند.
-
-
-
این مقاله را هم مطالعه کنید: داشبورد منابع انسانی چیست و چطور ساخته میشود+ نمونه
نکات مهم پایانی
بهعنوان یک متخصص منابع انسانی، شما در موقعیت منحصربهفردی قرار دارید که میتوانید تجربهای برای داوطلبان طراحی کنید که باعث جذب استعدادهای بهتر، تقویت برند کارفرمایی و کاهش نرخ ریزش داوطلبان شود.
نظرسنجیهای تجربه داوطلبان دادههای موردنیاز شما را برای بهبود مستمر فرایند جذب فراهم میکنند.
برای اطمینان از انجام نظرسنجیهای مؤثر و معنادار درباره تجربه داوطلبان، به نکات زیر توجه کنید.
-
-
-
-
- حفظ ناشناس بودن پاسخدهندگان برای تشویق به ارائه بازخورد صادقانه و بدون ترس از عواقب یا سوگیری.
- ارسال نظرسنجی بلافاصله پس از اتمام فرآیند جذب برای ثبت تجربه و نظرات تازه داوطلبان
- استفاده از سؤالات شفاف و مختصر برای جلوگیری از سردرگمی و کاهش خستگی ناشی از طولانی بودن نظرسنجی.
- اطمینان از مرتبط بودن تمامی سؤالات با تجربه کاندیدا و اطلاعاتی که به دنبال جمعآوری آن هستید.
- ارائه نظرسنجی از طریق کانالهای مختلف (ایمیل، پیامک و غیره) برای افزایش میزان پاسخدهی و تطبیق با ترجیحات نامزدها.
- طراحی سؤالاتی که به بینشهای قابل اجرا منجر شوند، نه صرفاً جمعآوری دادهها.
- آمادگی برای اقدام بر اساس بازخوردهای دریافتی و در نظر گرفتن اطلاعرسانی به کاندیداها درباره تغییراتی که در نتیجه بازخورد آنها ایجاد شده است.
- آزمایش نظرسنجی روی یک گروه کوچک پیش از انتشار عمومی برای شناسایی مشکلات احتمالی در سؤالات یا روند نظرسنجی.
- اطلاعرسانی درباره مدتزمان تکمیل نظرسنجی و اطمینان از اینکه این زمان معقول و مناسب است.
- پرهیز از درخواست اطلاعات شخصی غیرضروری که به تجربه کاندیدا ارتباطی ندارد.
- استفاده از نتایج نظرسنجی برای بهبود مستمر فرآیند جذب و نه صرفاً بهعنوان یک فعالیت یکباره.
- مقایسه نتایج نظرسنجی با استانداردهای صنعت یا دادههای نظرسنجیهای قبلی برای سنجش پیشرفت و تعیین اهداف بهبود.
-
-
-
به کمک این شیوهها و نظرسنجیهای دقیق، میتوانید تجربه داوطلبان خود را بهبود بخشیده و در فرآیند استخدام موفقتر عمل کنید.
منابع
What Should You Include in Your Candidate Experience Survey? 24 Sample Questions
https://www.aihr.com/blog/candidate-experience-survey-template/
نویسنده: سونیا جلالی
ساختار سازمانی چیست و چطور طراحی میشود؟
هر کسبوکاری، خواه آگاهانه طراحی شده باشد یا بهمرور زمان شکل گرفته باشد، دارای یک ساختار سازمانی است. ساختاری که انتخاب میشود، بر موفقیت سازمان در اجرای استراتژیها و اهدافش تأثیر میگذارد بنابراین با افزایش تعداد کارکنان و پیچیدهتر شدن فرآیندهای کاری، ضروری است که سازمانها ساختار خود را بهطور هدفمند مدیریت کنند. در این مقاله، به بررسی مفهوم ساختار سازمانی پرداخته، انواع مختلف آن را معرفی کرده و مراحل طراحی آن را بررسی میکنیم.
ساختار سازمانی چیست؟
ساختار سازمانی(Organizational Structure) مجموعهای از اصول و روابط است که وظایف، مسئولیتها، روابط و فرآیندهای ارتباطی درون سازمان را بهطور منظم و منطقی سازماندهی میکند. هدف اصلی ساختار سازمانی، استفاده بهینه از منابع انسانی، مالی و فیزیکی برای تحقق اهداف و استراتژیهای سازمانی است. این ساختار شامل تعیین جایگاههای شغلی، تقسیم وظایف و روابط سلسلهمراتبی است. سازمانهای بزرگ معمولاً ساختارهای پیچیدهتری دارند، در حالی که سازمانهای کوچکتر ممکن است ساختار مسطحتری داشته باشند. در دنیای امروزی، ساختار سازمانی باید قابلیت انطباق با تغییرات محیطی و استراتژیک را داشته باشد. بسیاری از سازمانها، بهویژه با پیشرفت فناوری و در پی نیاز به انعطافپذیری بیشتر، به سمت ساختارهای چابکتر حرکت میکنند تا بتوانند سریعتر به تغییرات بازار پاسخ دهند و کارایی خود را افزایش دهند.

چگونه میتوان یک ساختار مناسب و کارآمد برای سازمان ایجاد کرد؟
-
شناخت اهداف و استراتژیهای سازمان
برای طراحی یک ساختار سازمانی مؤثر، نخستین قدم شناخت دقیق اهداف و استراتژیهای سازمان است. این اهداف باید بهطور واضح مشخص شوند تا ساختار سازمانی بتواند به بهترین شکل از آنها پشتیبانی کند. این مرحله شامل بررسی موارد زیر است:
- مأموریت و چشمانداز سازمان: مأموریت مشخص میکند که سازمان برای چه هدفی وجود دارد و چشمانداز تعیین میکند که در آینده چه جایگاهی خواهد داشت. این دو عامل تأثیر زیادی در شکلگیری ساختار دارند.
- اهداف کوتاهمدت و بلندمدت: اهداف کوتاهمدت به اقدامات اجرایی فوری اشاره دارند، در حالی که اهداف بلندمدت برنامههای استراتژیک سازمان برای رشد و توسعه هستند.
- استراتژیهای کسبوکار: این استراتژیها روشهایی هستند که سازمان برای دستیابی به اهداف خود انتخاب میکند. نوع استراتژی تعیین میکند که آیا ساختار سازمانی باید انعطافپذیر، مقیاسپذیر یا پیچیده باشد.
این موارد تعیین میکنند که سازمان به چه نوع ساختاری نیاز دارد. برای مثال، اگر سازمان به دنبال نوآوری و توسعه سریع است، یک ساختار مسطح و چابک مناسب خواهد بود، در حالی که سازمانهای بزرگتر با فرآیندهای پیچیده، به ساختار سلسلهمراتبی نیاز دارند و با شناخت دقیق این موارد، میتوان ساختاری را طراحی کرد که همسو با اهداف و استراتژیهای سازمان باشد.
-
تحلیل فرآیندهای سازمانی
پس از مشخص کردن اهداف و استراتژیهای سازمان، گام بعدی تحلیل و شناسایی فرآیندهای کلیدی است که برای دستیابی به این اهداف ضروری هستند. این فرآیندها عبارتند از:
- فعالیتهای اصلی و جانبی سازمان: شناسایی و تفکیک فعالیتهای اصلی که مستقیماً بر تحقق اهداف استراتژیک سازمان تأثیر دارند و همچنین فعالیتهای جانبی که ممکن است در پشتیبانی و تسهیل فرآیندهای اصلی ایفای نقش کنند. این تفکیک باعث میشود تا تمرکز سازمان بر فعالیتهای کلیدی بیشتر شود و منابع بهدرستی تخصیص یابد.
- نحوه ارتباط بین تیمها و واحدهای مختلف: تحلیل چگونگی تعامل و هماهنگی میان تیمها و دپارتمانهای مختلف سازمان بسیار حائز اهمیت است. درک این روابط کمک میکند تا مسیرهای ارتباطی بهینه، هماهنگی بین واحدها و تبادل اطلاعات بهطور مؤثرتر انجام شود. این فرآیندها نقش بسزایی در بهبود سرعت پاسخدهی و همراستایی اهداف دارند.
- فرآیندهای تصمیمگیری و سطوح اختیار: تعیین فرآیندهای تصمیمگیری و سطح اختیارات در سازمان، به ویژه در سطوح مختلف مدیریتی، به سازمان کمک میکند تا میزان تمرکز و عدم تمرکز در فرآیندها را درک کند. برای مثال، در ساختارهای متمرکز، تصمیمگیری بیشتر در سطوح بالای مدیریتی انجام میشود، در حالی که در ساختارهای غیرمتمرکز، اختیار بیشتری به مدیران میانهو پاییندست داده میشود.
شناخت دقیق این فرآیندها باعث میشود که سازمان بهدرستی نیازهای خود از نظر هماهنگی، تمرکز و انعطافپذیری را تشخیص دهد و ساختاری مؤثرتر طراحی کند که به سرعت تغییرات و چالشهای محیطی پاسخ دهد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: طراحی شغل چیست؟(راهنمای کامل + مثال)
انتخاب نوع ساختار سازمانی
برای انتخاب نوع ساختار سازمانی، ابتدا باید نیازهای خاص سازمان مورد بررسی قرار گیرد. انواع مختلف ساختارهای سازمانی وجود دارند که بسته به شرایط، اهداف و ویژگیهای سازمان میتوان از آنها استفاده کرد. در اینجا به اصلیترین و شناختهشدهترین ساختارهای سازمانی رایج اشاره میشود:
- ساختار وظیفهای (Functional Structure): در این ساختار، سازمان بر اساس وظایف تخصصی مختلف مانند بازاریابی، منابع انسانی، مالی و تولید تقسیمبندی میشود. هر دپارتمان مسئول انجام وظایف خاص خود است. این نوع ساختار برای سازمانهایی که فعالیتهای استاندارد و پایداری دارند، بسیار مناسب است.

- ساختار بخشی (Divisional Structure): در این مدل، سازمان به بخشهایی تقسیم میشود که هر بخش مسئولیت خاصی را بهطور مستقل بر عهده دارد، مانند محصولات، بازار یا منطقه جغرافیایی خاص. این ساختار برای سازمانهای بزرگ و پیچیده مناسب است که فعالیتهای متنوع دارند و به بخشبندی نیاز دارند.

- ساختار ماتریسی (Matrix Structure): این مدل ترکیبی از ساختارهای وظیفهای و بخشی است. کارکنان ممکن است به دو مدیر مختلف گزارش دهند؛ یکی بر اساس تخصص و دیگری بر اساس پروژه. این نوع ساختار در سازمانهایی که نیاز به انعطافپذیری بالا دارند و پروژهمحور هستند، بسیار کاربردی است.

- ساختار مسطح (Flatarchy Structure): در این ساختار، سازمان دارای سطوح مدیریتی کمتری است و تصمیمگیریها به کارکنان نزدیکتر میشود. این ساختار برای استارتاپها و سازمانهای نوپا مناسب است که نیاز به سرعت و چابکی دارند. کارکنان در این نوع ساختار آزادی عمل بیشتری دارند.

- ساختار شبکهای (Network Structure): در این ساختار، سازمان عمدتاً از چندین سازمان مستقل یا شرکا برای انجام فعالیتها استفاده میکند. بهجای کنترل مستقیم بر تمام فرآیندها، سازمان از ارتباطات خارجی بهرهبرداری میکند. این مدل برای شرکتهایی که نیاز به انعطافپذیری بالا و منابع مشترک دارند، مناسب است.

- ساختار تیمی (Team-based Structure): در این مدل، سازمان بر اساس تیمهای مستقل و خودگردان کار میکند. هر تیم مسئولیتهای مشخصی دارد و تصمیمات بهطور مشترک گرفته میشود. این نوع ساختار معمولاً در سازمانهای پروژهمحور و نوآورانه استفاده میشود که نیاز به همکاری نزدیک بین اعضا دارند.
- ساختار متمرکز و غیرمتمرکز (Centralized vs Decentralized Structure): در ساختار متمرکز، تصمیمگیریها در سطوح بالای سازمان انجام میشود، در حالی که در ساختار غیرمتمرکز، اختیار تصمیمگیری به سطوح پایینتر واگذار میشود. انتخاب بین این دو ساختار بستگی به نیاز به کنترل یا انعطافپذیری در سازمان دارد.
- ساختار پروژهای (Project-based Structure): در این ساختار، سازمان بهطور کامل حول پروژهها سازماندهی میشود. هر پروژه دارای تیمهای اختصاصی است که به آن پروژه اختصاص داده میشوند و پس از پایان پروژه، تیمها به پروژههای دیگر منتقل میشوند. این مدل برای سازمانهایی که تمرکز اصلی آنها بر روی انجام پروژههای متنوع است، مناسب است.
- ساختار چابک (Agile Structure): ساختار چابک بر اساس اصولی است که به سازمانها این امکان را میدهد تا به سرعت و بهطور مداوم به تغییرات محیطی و نیازهای بازار پاسخ دهند. این نوع ساختار معمولاً در سازمانهای فناوری و استارتاپهای نوآورانه استفاده میشود که نیاز به انعطافپذیری و تغییرات سریع دارند.

-
عناصر و اجزای مؤثر در طراحی ساختار سازمانی
در این مرحله، باید به طور مؤثر از عناصر کلیدی مانند تخصص کار، دپارتمانسازی، زنجیره فرماندهی، محدوده کنترل، تمرکز و عدم تمرکز، و رسمیت در طراحی ساختار سازمانی استفاده شود. این عناصر به گونهای عمل میکنند که همراستایی ساختار با اهداف سازمانی و نیازهای اجرایی سازمان را تضمین کنند.
- تخصص کار: به معنای این است که هر فرد در سازمان باید مسئول انجام یک نوع خاص از کار باشد که به مهارتهای او مرتبط است. این کار باعث میشود وظایف بهطور مؤثر و کارآمد انجام شوند.
- دپارتمانسازی: سازمان به بخشهای مختلفی تقسیم میشود که هر کدام مسئولیت خاص خود را دارند. این تقسیمبندی به سازمان کمک میکند تا در پاسخگویی سریعتر و مؤثرتر به نیازها و تغییرات عمل کند.
- زنجیره فرماندهی: این ساختار مشخص میکند که چه کسی به چه کسی گزارش میدهد. در ساختارهای مسطح، این زنجیره کوتاهتر و سادهتر است تا ارتباطات سریعتر و مستقیمتر انجام شود.
- محدوده کنترل: به تعداد افرادی اشاره دارد که یک مدیر میتواند بهطور مؤثر آنها را مدیریت کند. در ساختارهای مسطح، معمولاً این محدوده وسیعتر است، زیرا مدیران معمولاً مسئول تیمهای کوچکتری هستند.
- تمرکز و عدم تمرکز: تمرکز یعنی تصمیمات در سطوح بالا اتخاذ میشود، در حالی که عدم تمرکز به این معنا است که مدیران در سطوح پایینتر نیز اختیار تصمیمگیری دارند. در ساختارهای مدرن و چابک، تمایل به عدم تمرکز بیشتر است، زیرا این به سازمانها انعطافپذیری بیشتری میدهد.
- رسمیسازی: به قواعد و رویههای مشخص در سازمان اشاره دارد. هرچه رسمیتر باشد، قوانین و دستورالعملها دقیقتر و الزامیتر هستند. در ساختارهای سریعتر و مسطح، رسمیت معمولاً کمتر است تا انعطافپذیری بیشتری ایجاد شود.
استفاده صحیح از این عناصر بهطور همزمان میتواند بهطور چشمگیری به تسهیل فرآیندها و افزایش پاسخگویی سریع در برابر تغییرات محیطی کمک کند.
-
ارزیابی و اصلاح مستمر ساختار سازمانی
ساختار سازمانی باید بهطور مداوم با تغییرات محیطی، تکنولوژیکی و بازار بهروزرسانی شود تا سازمان بتواند بهسرعت و بهطور مؤثر به نیازها و چالشهای جدید پاسخ دهد. این بازنگریهای منظم به سازمان کمک میکند تا همواره در مسیر رقابت و نوآوری پیشرو باشد و از انطباق با شرایط جدید اطمینان حاصل کند.
- بازبینی دورهای ساختار سازمانی: سازمانها باید بهطور منظم ساختار خود را بررسی کنند تا از همراستایی آن با اهداف و استراتژیهای تغییر یافته اطمینان حاصل کنند.
- دریافت بازخورد از کارکنان و مدیران: جمعآوری نظرات و پیشنهادات از کارکنان و مدیران به شناسایی نقاط قوت و ضعف ساختار کمک میکند تا اصلاحات لازم اعمال شود.
- استفاده از فناوریهای جدید: فناوریهای نوین میتوانند فرآیندهای مدیریتی و ارتباطی را بهبود بخشیده و به سازمان کمک کنند تا سریعتر و کارآمدتر به تغییرات پاسخ دهد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: داشبورد منابع انسانی چیست و چطور ساخته میشود+ نمونه
رویکردهای جدید در طراحی ساختار سازمانی
مفاهیم Fitter, Flatter, Faster, Finer بهعنوان رویکردهایی جدید در طراحی ساختارهای سازمانی معرفی شدهاند که هدف آنها افزایش چابکی و کارایی سازمانها است. این رویکردها عمدتاً به کاهش پیچیدگیها، تسهیل در فرآیند تصمیمگیری و بهبود پاسخگویی سازمانها به تغییرات محیطی متمرکز هستند. این مفاهیم بهویژه توسط McKinsey & Company مورد بررسی قرار گرفتهاند و به سازمانها کمک میکنند تا بهطور مؤثر و سریعتری به تغییرات بازار و شرایط رقابتی واکنش نشان دهند.
- Fitter: ساختار باید کاملاً با استراتژی و اهداف سازمان هماهنگ باشد تا سازمان بتواند به طور مؤثر و کارآمد به اهداف خود دست یابد.
- Flatter: ساختار باید ساده و بدون سلسله مراتب پیچیده باشد تا ارتباطات داخلی را تسهیل کرده و از پیچیدگی های غیرضروری جلوگیری کند.
- Faster: ساختار باید به سازمان این امکان را بدهد که به سرعت تصمیمگیری کند و پاسخگویی سریع تری به تغییرات محیطی و داخلی داشته باشد.
- Finer: ساختار باید دقیق، شفاف و منظم باشد تا وظایف و مسئولیتها به طور واضح و مشخص تقسیم شده و کارکردهای سازمانی به درستی تعریف شوند.
این مدل به سازمانها کمک میکند تا ساختارهای سادهتر، فرآیندهای تصمیمگیری سریعتر و توان رقابتی بالاتری داشته باشند.
سخن پایانی
در نهایت، طراحی یک ساختار سازمانی مناسب و مؤثر، کلید موفقیت در پاسخگویی به چالشهای پیچیده دنیای کسبوکار امروزی است. انتخاب ساختار سازمانی باید با اهداف استراتژیک و نیازهای سازمان همراستا باشد تا بتواند منابع را بهطور مؤثر مدیریت کرده و سرعت پاسخگویی به تغییرات محیطی را افزایش دهد. این امر به سازمان کمک میکند که علاوه بر حفظ کارایی در شرایط فعلی، برای مقابله با تحولات آینده نیز آماده باشد. به همین دلیل، ساختار سازمانی باید بهطور مداوم ارزیابی و در صورت لزوم بازبینی شود تا همواره با شرایط متغیر محیطی و استراتژیک همخوانی داشته باشد و به سازمان کمک کند در مسیر رشد و نوآوری پیشرو باقی بماند.
منابع
مدیریت منابع انسانی پیشرفته ، طراحی ساختار سازمانی / دکتر آرین قلی پور
https://www.investopedia.com/terms/o/organizational-structure.asp
https://www.mckinsey.com/capabilities/people-and-organizational-performance/our-insights/organizing-for-the-future-nine-keys-to-becoming-a-future-ready-company
https://www.aihr.com/hr-glossary/
نویسنده: امیرحسین کاظمی
چگونه شرح شغلی بنویسیم که متقاضیان را به درخواست شغل ترغیب کند؟
نوشتن یک شرح شغلی ساده به نظر میرسد، اما نیاز به دقت و خلاقیت دارد. از یک طرف باید اطلاعات عملی و دقیق درباره وظایف روزمره شغل ارائه دهید، و از طرف دیگر باید جویندگان کار را جذب کنید. پس از کجا شروع کنیم؟ چگونه میتوان شرح شغلی نوشت که هم مفید باشد و هم جذاب؟ چگونه میتوان از فرار متقاضیان جلوگیری کرد؟ و چگونه اطمینان حاصل کنیم که شرح شغلی با انتظارات نیروی کار امروز همراستا است؟
پاسخ به سوالات فوق را در مقاله جدید Harvard Business Review دنبال کنید.
نظرات کارشناسان
نوشتن شرح شغل ممکن است به نظر یک کار کسلکننده و کم بازده بیاید که به همان اندازه ارزیابی عملکرد یا ثبت گزارشهای هزینه جذاب نیست. اما کارشناسان توصیه میکنند که دیدگاه خود را تغییر دهید. این کار فرصتی است برای جذب یک کارمند جدید که ایدههای تازه بیاورد، استراتژی را هدایت کند و تیم شما را تکمیل کند. شرح شغل، فرصتی است تا برند، ارزشها و چشمانداز سازمان خود را به جویندگان کار نشان دهید و آنها را ترغیب کنید تا به شما بپیوندند.
تایرون اسمیت جونیور، مشاور منابع انسانی و استاد مدعو در کالج بووارد USC میگوید: “باید از خود بپرسید: این فرد چگونه میتواند نیازهای فعلی و آینده من را برطرف کند؟”
آنتونیو نیتو-رودریگز، نویسنده کتاب راهنمای مدیریت پروژه کسب و کار هاروارد، میگوید: “امروزه کار انعطافپذیرتر شده است. کارکنان به دنبال آزادی برای ساخت مسیر شغلی خود، فرصتهای رشد، و خودمختاری هستند.”
با این رویکرد، در ادامه راهکارهایی برای نوشتن یک شرح شغل ارائه شده است که نهتنها با متقاضیان هماهنگ باشد، بلکه آنها را برای ارسال درخواست شغلی ترغیب کند.
با تأمل و تفکر شروع کنید
مانند هر کار نوشتاری، فرایند نوشتن شرح شغل باید با تفکر شروع شود. ابتدا باید تصویری از متقاضی ایدهآل داشته باشید و ویژگیها، تجربهها و مهارتهایی که او را برای این شغل مناسب میکند، بررسی کنید. پس از آن، باید وظایف اصلی و اهداف کلی این نقش را تعریف کنید. در نهایت، باید خود را جای متقاضی بگذارید و از خود بپرسید که چه چیزی میتواند این شغل را برای او جذاب کند. از همکاران خود هم کمک بگیرید تا بدانید چه ویژگیهایی در یک همکار میخواهند و چه چیزی را در فرهنگ سازمان خود دوست دارند.
اسمیت میگوید که همکاران را در این فرآیند دخیل کنید. نیتو-رودریگز پیشنهاد میکند: “از آنها بپرسید که در یک عضو تیم چه ویژگیهایی را میپسندند و بررسی کنید که چه جنبههایی از کار و سازمانتان برای آنها جذاب است.”
تمرکز بر تأثیرگذاری
شاید وسوسه شوید که شرح شغل خود را با یک فهرست بلند بالا از وظایف و انتظارات پر کنید، اما این روش به احتمال زیاد جویندگان کار را ترغیب نمیکند. به جای آن، باید تأکید کنید که این نقش چگونه به استراتژی کلان سازمان شما مربوط میشود. این به متقاضیان کمک میکند تا ببینند که چگونه نقش آنها میتواند به تیم و کسبوکار ارزش افزوده بدهد. به عنوان مثال، ممکن است اشاره کنید که این شغل به اهداف پایداری یا توسعه تنوع در سازمان شما کمک میکند و به افراد نشان میدهید که کار در سازمان شما چه معنای اجتماعی دارد.
نیتو-رودریگز پیشنهاد میکند که با نمایش تأثیر اجتماعی یا سازمانی این موقعیت، آن را برای جویندگان کار هدفمحور جذاب کنید. او میگوید: “به کارکنان نشان دهید چه سودی برای آنها دارد و چه معنایی به زندگیشان میبخشد.”
فرصتهای رشد را نمایش دهید
بسیاری از جویندگان کار، به ویژه نسل جوان، به سازمانهایی جذب میشوند که فرصتهای مختلف برای پیشرفت شغلی و مسیرهای متنوع دارند. نیتو-رودریگز توصیه میکند که در شرح شغل بر این فرصتها تأکید کنید و نشان دهید که این نقش چه امکاناتی برای رشد حرفهای فرد دارد. این ممکن است شامل مشاوره، مربیگری یا حتی فرصتهای جابجایی در دیگر بخشهای سازمان باشد. از این طریق، متقاضیان میتوانند چشماندازی از آینده خود در سازمان شما داشته باشند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ساختار سازمانی چیست و چطور طراحی میشود؟
تأکید بر مهارتها، نه مدارک تحصیلی
تکیه بیش از حد بر مدارک تحصیلی ممکن است موجب از دست دادن متقاضیانی شود که ممکن است تجربههای ارزشمند دیگری داشته باشند. نیتو-رودریگز پیشنهاد میکند که به جای تمرکز بر مدارک تحصیلی، بیشتر بر مهارتها، تجربهها و مدارک جایگزین تأکید کنید. این میتواند شامل تجربههای کاری در پروژههای مختلف یا نقشهای داوطلبانه باشد. اسمیت نیز تأکید میکند که شما باید مهارتهای خاصی را که برای شغل نیاز دارید، روشن کنید، اما باید مراقب باشید که لیست طولانی از مهارتها ایجاد نکنید، چرا که این ممکن است برخی متقاضیان را از درخواست منصرف کند.
برجستهسازی خودمختاری
بر اساس تحقیقات نظرسنجیها، امروزه کارکنان اهمیت زیادی به آزادی در کنترل زمان، مکان و نحوه انجام کارشان میدهند. اگر شغل شما انعطافپذیری در این زمینهها ارائه میدهد، این را حتماً در شرح شغلی ذکر کنید. برای نسلهای جدیدتر، کار یک مکان خاص نیست، بلکه یک وظیفه است که میتوان آن را از هر جایی انجام داد. بنابراین، بر خودمختاری و آزادی تصمیمگیری که این شغل به افراد میدهد تأکید کنید. این باعث میشود که متقاضیان حس کنند در نقش خود استقلال دارند و میتوانند تأثیرگذار باشند.
انتخاب کلمات با دقت
در نوشتن شرح شغل، باید از اصطلاحات و زبانهایی استفاده کنید که برای متقاضیان قابل درک باشد. استفاده از کلمات پر زرق و برق یا عباراتی مانند “ستارههای راک” یا “نینجاها” ممکن است جذاب به نظر برسد، اما نیتو-رودریگز توصیه میکند که از زبان سادهتر و متعادلتری استفاده کنید. از بهینهسازی موتور جستجو (SEO) برای اطمینان از رسیدن به دامنه گستردهتری از متقاضیان استفاده کنید. همچنین باید از کلمات و عباراتی اجتناب کنید که ممکن است به فرهنگ سازمانی پر استرس اشاره کنند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: Offer Letter چیست و چطور طراحی میشود؟ + نمونه
شفافیت در مورد پاداشها
نیتو-رودریگز تأکید میکند که باید درباره پاداشها و جبران خدمات شفاف باشید. اگرچه بسیاری از سازمانها هنوز جبران خدمات را به عنوان یک موضوع تابو در نظر میگیرند، اما شفاف بودن در مورد حقوق و مزایا میتواند به جذب متقاضیان کمک کند. علاوه بر حقوق، میتوانید پاداشهای مبتنی بر عملکرد، کمیسیونها یا مشوقهای دیگری که ممکن است به فرد تعلق بگیرد، نیز ذکر کنید. این به متقاضیان این امکان را میدهد که ببینند چگونه مشارکت آنها در سازمان میتواند منجر به پاداشهای مالی و رشد شغلی شود. شفاف و رقابتی بودن به نفع شماست.
خستهکننده نباشید
در نهایت، نباید فراموش کنید که کمی سرگرمکننده باشید. شرح شغل شما باید جذاب و جالب باشد. از عناصر چندرسانهای مانند ویدئوها یا گرافیکها برای جذابتر کردن شرح شغلی استفاده کنید و از پلتفرمهایی مانند لینکدین یا خبرنامهها برای گسترش دامنه خود بهره ببرید. استفاده از این ابزارها میتواند کمک کند تا نشان دهید که سازمان شما در تفکر و نوآوری پیشرفته است.
اصولی که باید به خاطر داشته باشید
انجام دهید
- در نظر بگیرید چه چیزی شغل را جذاب میکند و از تیم خود درباره ویژگیهایی که در متقاضیان به دنبال آن هستید و نقاط قوت سازمان خود بازخورد بگیرید.
- توجه را به انعطافپذیری و خودمختاری نقش جلب کنید، به جای ارائه فهرست طولانی از وظایف.
- نشان دهید که چگونه نقش با استراتژی سازمان و تأثیرات گستردهتر آن مرتبط است و ارزش آن را برای تیم و کسبوکار برجسته کنید.
انجام ندهید
- جزئیات مربوط به پول را پنهان نکنید؛ درباره حقوق و مزایا شفاف باشید تا متقاضیان را جذب کرده و رقابتی بمانید.
- بیش از حد به پیشینه تحصیلی متکی نباشید؛ در عوض، اولویت را به مهارتها و تجربیات بدهید تا از دفع متقاضیانی که ممکن است احساس کنند همه شرایط را ندارند، جلوگیری کنید.
- از اصطلاحات پر زرق و برق یا عبارات پر استفاده اجتناب کنید؛ در عوض، از زبان متعادل استفاده کنید که ویژگیهای قابل ارتباط و تعهد شرکت شما به شمولیت را برجسته میکند.
اگر نیاز به توسعه دانش و مهارت خود در زمینه تجزیه و تحلیل شغل دارید دوره آموزشی تجزیه و تحلیل شغل برای شما مفید خواهد بود.
منابع
https://hbr.org/2025/01/how-to-write-a-job-description-that-actually-gets-people-to-apply
تهیه کننده سونیا جلالی(ترجمه، سادهسازی و تلخیص)
گامهای لازم برای موفقیت مدیر منابع انسانی در 90 روز اول
تبریک میگویم! شما به تازگی به جایگاهی برجسته در حوزه منابع انسانی دست یافتهاید. اکنون از شما انتظار میرود تیم اجرایی را در شناسایی و رفع نیازهای سازمان برای اجرای یک استراتژی جسورانه و چالشبرانگیز یاری کنید. همچنین، لازم است عملکرد منابع انسانی را به سطحی برسانید که بتواند ارزشی استراتژیک برای سازمان ایجاد کند، در حالی که همچنان در اجرای فرآیندهای اساسی منابع انسانی برتری خود را حفظ میکنید. اعضای تیم رهبری مشتاق شنیدن ایدههای شما هستند.
با این وجود، در مسیر جدید خود با چالشهای متعددی روبرو هستید. باید عملکرد منابع انسانی را اصلاح کرده و ارزشآفرینی کنید؛ یک تیم جدید برای منابع انسانی تشکیل داده و روابط مؤثری با تیمهای سازمان برقرار کنید؛ در عین حال، باید بین پاسخگویی به الزامات قدیمی و ایجاد انتظارات جدید، تعادل برقرار کنید. همچنین نیاز است برنامهای طراحی کنید که هم چشمانداز بلندمدتی برای آینده ترسیم کند و هم شامل پیروزیهای کوتاهمدت و ملموس باشد.
برای کمک به شما در مدیریت این چالشها، پنج سؤال کلیدی همراه با زیرسؤالهایی پیشنهاد شده است. این سؤالات که بر اساس تجربه همکاری با رهبران ارشد منابع انسانی در دورههای گذار تدوین شدهاند، به شما کمک میکنند تا سریعتر به بهرهوری بالا دست یابید و تأثیرگذاری خود را به نمایش بگذارید.
۱. آیا من درک عمیقی از کسبوکار دارم؟
برای بهبود عملکرد منابع انسانی، باید این عملکرد با اهداف کسبوکار هماهنگ شود. هر تغییری که در افراد، ساختار یا روشهای منابع انسانی ایجاد میکنید، باید در جهت دستیابی به اهداف کسبوکار باشد. آشنایی با کسبوکار نیازمند تسلط بر اصول اولیهای چون صورت سود و زیان، ترازنامه، بررسی استراتژیهای کسبوکار و درک دینامیکهای صنعت است. این اصول به شما کمک میکند تا جزئیات عملکرد کسبوکار را بهتر درک کرده و منابع انسانی را به گونهای طراحی و پیادهسازی کنید که به نتایج مطلوب منتهی شود.
آیا میدانم چگونه درآمدزایی میکنیم؟
هر کسبوکاری فرمول خاص خود را برای درآمدزایی دارد. شما باید بیاموزید که مشتریان چه کسانی هستند و چرا برای محصولات یا خدمات شما پول میپردازند. ممکن است بخواهید نقشه فرآیندی طراحی کنید که نحوه ایجاد، توسعه و ارائه محصولات یا خدمات شما به مشتریان را نشان دهد. این نقشه به شما کمک میکند تا درک بهتری از چگونگی ایجاد ارزش برای شرکت خود داشته باشید. علاوه بر این، لازم است نقشه جریان نقدی تهیه کنید که نشان دهد چگونه پول مشتریان مصرف میشود. این نقشه میتواند شامل سرمایه، تأمین، هزینههای اداری و سود باشد. این نقشهها را میتوانید با گفتگو با همکاران مالی و بازاریابی تهیه کنید. ممکن است آنها از توجه شما به محصولات و پول به جای افراد تعجب کنند، اما یادگیری عمیقتر در مورد کسبوکار برای بهبود عملکرد ضروری است. همچنین میتوانید به ارائههای اخیر در جلسات هیئتمدیره یا جلسات مدیریت ارشد مراجعه کنید، جایی که معمولاً تحلیلهایی از صنعت و شرکت انجام میشود. آشنایی با افرادی که این ارائهها را تهیه میکنند میتواند منبع خوبی برای کسب بینشهای تجاری باشد.
آیا عملکرد کسبوکار را از دیدگاههای مختلف درک میکنم؟
ذینفعان مختلف دیدگاههای متفاوتی در مورد کسبوکار دارند. در سه ماه اول، شما این فرصت را دارید که سؤالات اولیه اما کنجکاوانه بپرسید تا دیدگاههای آنها را بفهمید. این جلسات ۳۰ تا ۶۰ دقیقهای به شما کمک میکنند بفهمید کسبوکار چگونه عمل میکند و به ذینفعان نشان میدهند که شما چه بینشهایی ممکن است ارائه دهید.
- با مدیران ارشد در مورد کسبوکار، اهداف، تجربیات آنها با منابع انسانی و اینکه چگونه افراد و سازمان میتوانند به آنها در دستیابی به اهدافشان کمک کنند صحبت کنید. بفهمید آنها چگونه به موضوع افراد و سازمان نگاه میکنند و مشخص کنید چگونه اهداف آنها از طریق اقدامات شما قابل دستیابی است.
- با مدیران مالی (CFO) در مورد الزامات مالی موفقیت گفتگو کنید. درباره ارزش بازار شرکت، به ویژه داراییهای نامشهود، و دیدگاه سرمایهگذاران نسبت به ارزش فعلی داراییهای نامشهود شرکت بیاموزید. معیارهای مالی مهم در این شرکت را بشناسید و از آنها بخواهید به شما کمک کنند سرمایهگذاریهای منابع انسانی را با این معیارها هماهنگ کنید.
- با مشتریان در مورد عملکرد سازمانتان نسبت به رقبا گفتگو کنید. معیارهای خرید آنها چیست؟ آنها چه چیزی از شرکت شما بیشتر یا کمتر میخواهند؟ شهرت (یا برند) فعلی و مطلوب شرکت شما چیست؟ چگونه این مشتریان میتوانند در طراحی شیوههای نوآورانه منابع انسانی که تجربیات و برند مطلوب آنها را ارائه دهد، مشارکت کنند؟
- با تحلیلگران و سرمایهگذارانی که شرکت شما را در بازار عمومی (یا در صورت وجود در یک منطقه یا کسبوکار) ارزیابی میکنند گفتگو کنید. بفهمید آنها هنگام ارزیابی شرکت به چه نکاتی توجه میکنند، شرکت شما در مقایسه با رقبا در زمینه داراییهای نامشهود چگونه رتبهبندی میشود، و برای افزایش اعتماد آنها چه تغییراتی باید انجام شود.
آیا تجربه مستقیم با محصول/خدمت دارم؟
گاهی اوقات، زمانی که تازه وارد یک شرکت میشویم، اطلاعات کافی درباره محصولات یا خدمات نداریم. در این شرایط، مفید است که مانند یک مشتری رفتار کنیم – محصول را بخریم، از خدمت استفاده کنیم، بررسی کنیم که رقبا در چه سطحی هستند و کشف کنیم که محصولات ما چگونه وعدهای را که به مشتریان دادهایم، برآورده یا نقض میکنند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: چرا همه (هنوز) از منابع انسانی متنفرند؟
آیا با افراد کلیدی ارتباط برقرار میکنم؟
خارج از واحد منابع انسانی، با افرادی که قرار است با آنها همکاری کنید آشنا شوید. از آنها بخواهید درباره اهداف، چالشها و نگرانیهایشان صحبت کنند تا بتوانید همکاری بهتری داشته باشید. زمانی را به صورت خصوصی با همکاران کلیدی بگذرانید و در این گفتوگوهای غیررسمی به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چرا این مسئولیت به من داده شده است؟ چه نقاط قوتی دارم که انتظار میرود در این موقعیت از آنها بهره ببرم؟
- چه توصیهای برای من در رابطه با تیمم دارید؟ قویترین و ضعیفترین اعضای تیم من چه کسانی هستند؟
- چه کارهایی را در حال حاضر به خوبی انجام میدهیم؟ در چه زمینههایی باید به طور جدی بهبود یابیم؟
- نقاط قوت و ضعف خاص سازمان که باید بدانم چیست؟
- چه موانعی وجود دارد که باید از آنها آگاه باشم و از آنها اجتناب کنم؟
- چه سبکهای مدیریتی در اینجا موثرند و کدامها کارایی ندارند؟
در واحد منابع انسانی، با تیم مستقیم خود و افرادی که به عنوان استعدادهای برتر شناسایی شدهاند، آشنا شوید. زمانی را به صورت فردی و گروهی با آنها بگذرانید و سوالات زیر را بررسی کنید:
- مشتریان داخلی منابع انسانی ما را چگونه میبینند؟
- تیم رهبری منابع انسانی چگونه ارزیابی میشود؟ چه اولویتهایی باید در نظر گرفته شود؟
- در چه زمینههایی عملکرد خوبی داشتهایم و در کجا ضعف داریم؟
- سازمان درباره منابع انسانی چه نکاتی را مطرح میکند که باید توجه کنیم؟
- منابع انسانی چگونه تأثیر خود را بر کسبوکار اندازهگیری کرده است؟
- در سه سال گذشته در منابع انسانی چه چیزهایی موفق بوده و چه چیزهایی موفق نبوده است؟
- بازیکنان کلیدی شرکت چه کسانی هستند؟
- چه موانعی وجود دارد که باید از آنها آگاه باشم و از آنها اجتناب کنم؟
- چه سبکهایی در اینجا موثرند و کدامها تاثیری ندارند؟
با مقایسه پاسخها از دیدگاه ذینفعان کلیدی و درک داخلی از منابع انسانی، نکات زیادی در خصوص مسائل کسبوکار و مهارتهای تیم منابع انسانی به دست خواهید آورد.
آیا تمرکزم را بر مسائل کسبوکار در ارائههای رسمی و بحثهای غیررسمی قرار دادهام؟
در جلسات با متخصصان منابع انسانی، بهتر است با بهروزرسانیهای کسبوکار شروع کنید. پیامی ارسال کنید که نشاندهنده توجه شما به کسبوکار باشد؛ برای مثال، در ارائههای منابع انسانی از اطلاعات مالی، مشتری و استراتژی استفاده کنید. این کار پیامی قوی ارسال میکند که منابع انسانی به عنوان شریک کسبوکار شناخته میشود و تمرکز خود را بر مسائل کلیدی کسبوکار قرار داده است.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ساختار سازمانی چیست و چطور طراحی میشود؟
2. آیا نقشهای جامع از فعالیتهای منابع انسانی دارم؟
برای بهبود عملکرد واحد منابع انسانی، باید بفهمید چه کارهایی انجام میشود و نقشه آن را تهیه کنید. این فرآیند میتواند تمرین خوبی برای تیمسازی با تیم اصلی شما باشد، زیرا همه اعضا خلاصهای از فعالیتها ارائه میدهند و سپس با هم اولویتها را بررسی میکنید.
اگر در سازمانی با چندین کسبوکار فعالیت میکنید، مفید است که کارهای انجامشده را در داخل و بین کسبوکارها خلاصه و ترکیب کنید. برای این منظور میتوان از جدولی استفاده کرد که فعالیتهای منابع انسانی را در حوزههای افراد، عملکرد، ارتباطات و کار ترسیم کند. این جدول به شما کمک میکند تا کارهای نوآورانه، همسو و یکپارچه منابع انسانی را شناسایی کنید.
- کارهای نوآورانه منابع انسانی معمولاً بهعنوان استاندارد صنعت شناخته میشوند و راهحلهای جدیدی برای مشکلات قدیمی ارائه میدهند.
- کارهای همسو منابع انسانی اطمینان میدهند که شیوههای منابع انسانی با استراتژی کسبوکار تطابق دارند؛ مثلاً با بررسی رفتارها و نتایجی که پاداشها را هدایت میکنند یا محتوای برنامههای آموزشی، باید بتوانید استراتژی کسبوکار را تشخیص دهید.
- کارهای یکپارچه منابع انسانی به این معناست که هنگام استخدام، ارتقا، آموزش کارکنان، پرداخت یا ارتباطات، پیامهای مشابهی ارائه شوند.

3. آیا حس روشنی از اولویتهای کلیدی منابع انسانی دارم؟
یکی از اشتباهات رایج این است که تلاش کنید همه کارها را برای همه انجام دهید. بهعنوان مدیر جدید منابع انسانی، احتمالاً با مشکلات زیادی روبهرو خواهید شد که نیاز به بهبود دارند. این مشکلات را فهرست کنید، به آنها فکر کنید و سپس اولویتبندی کنید. این اولویتها را با کسب اطلاعات بیشتر درباره شرکت بهروزرسانی کنید. در نهایت، باید تصمیم بگیرید که کجا باید زمان، انرژی و منابع خود را متمرکز کنید.
برای این کار:
- آیا فرصتهایی برای پیروزیهای سریع وجود دارد؟ مناطقی که بهوضوح قابل بهبود هستند را شناسایی کنید. این کار میتواند اعتبار شما را در ابتدا افزایش دهد. گاهی اوقات افراد در محیط خود بینظمیها را نمیبینند چون به آنها عادت کردهاند، اما با دید جدید، ممکن است این شلوغیها را مشاهده کرده و اولویتهای خود را برای ایجاد تغییر مشخص کنید.
- دو یا چهار اولویت منابع انسانی که میتوانم بر آنها تمرکز کنم چیست؟ استراتژی منابع انسانی باید بر پیامدهای حاصل از انجام کارهای درست متمرکز باشد. این پیامدها همان قابلیتهایی هستند که یک شرکت برای اجرای استراتژی خود به آنها نیاز دارد. در نقش جدید خود، باید همواره مشخص کنید که کدام قابلیتها (مانند استعداد، سرعت، رهبری، نوآوری، خدمات، بهرهوری، همکاری، یادگیری، مسئولیتپذیری و فرهنگ) برای دستیابی به استراتژی سازمان حیاتی هستند. بر این قابلیتها تمرکز کنید، توافق مدیران را جلب کرده و آنها را بهعنوان نتایج استراتژیک منابع انسانی تعیین کنید. این قابلیتها را اندازهگیری کنید، پیگیری کنید و برنامههای ۹۰ روزه برای دستیابی به آنها طراحی کنید.
۴. آیا تیم مناسبی در اختیار دارم؟
یکی از اولین چالشهای رهبری شما، تیمی است که در اختیار دارید. برای سازماندهی تیم خود، باید به دنبال افرادی باشید که ممکن است با شما در رقابت باشند و نتوانند از موفقیت شما حمایت کنند، یا کسانی که از نظر اعتبار یا صلاحیت برای نقش خود مناسب نیستند.
گاهی اوقات، رهبران کسبوکار منتظر میمانند تا ببینند آیا شما میتوانید تصمیمهای سخت در مورد تیم خود بگیرید یا نه، پیش از آنکه به شما اعتماد کنند تا در تصمیمگیریهای دشوار کسبوکارشان به آنها کمک کنید. ساختن تیم مناسب ممکن است به معنای ناراحت کردن برخی افراد، شناسایی کسانی باشد که از جهتگیری یا سبک شما راضی نیستند، و در نهایت ایجاد تیمی از همکارانی که میتوانید به آنها اعتماد کنید و با آنها همکاری کنید.
بدون داشتن تیم مناسب، نمیتوانید کارهایی را که باید انجام دهید به نتیجه برسانید.
آیا من استعدادهای مناسب در حوزه منابع انسانی دارم؟
کارکنان منابع انسانی شما به راهنمایی و حمایت شما نیاز دارند. معمولاً متخصصان منابع انسانی در فهرست آخرین افرادی قرار دارند که برای توسعه آنها سرمایهگذاری میشود. زمانی که جهتگیری جدیدی برای منابع انسانی تعیین میکنید، کارکنان منابع انسانی جدیت شما را در این مسیر با سرمایهگذاری برای ارتقاء مهارتهای خود احساس خواهند کرد. ممکن است بخواهید ابتدا یک ارزیابی از نقاط قوت و ضعف آنها انجام دهید تا بررسی کنید آیا آنها توانایی ایجاد ارزش برای کسبوکار را دارند یا خیر. سپس، از طریق آموزش، تفویض اختیار و فعالیتهای یادگیری دیگر در آنها سرمایهگذاری کنید. تعیین استانداردهای بالاتر برای منابع انسانی بدون فراهم کردن ابزارهای لازم برای دستیابی به آن استانداردها، تنها موجب ایجاد امیدهای بیاساس خواهد شد.
آیا من یک تیم منابع انسانی با عملکرد بالا دارم؟
با تیم منابع انسانی خود، ممکن است بخواهید یک تمرین «تطبیق رهبر جدید» انجام دهید، جایی که شما و تیمتان نیم روز را به صحبت در مورد تیم و نحوه عملکرد آن اختصاص دهید. این تمرین زمانی موفق است که به دو پرسش پاسخ دهید:
- تیم باید چه چیزهایی درباره من بداند؟
- من (مدیر جدید منابع انسانی) چه چیزهایی باید درباره تیم بدانم؟
در همین حال، تیم شما، با تسهیلگری، باید به این دو پرسش پاسخ دهد:
- ما (تیم) چه چیزهایی درباره شما (رهبر جدید) میخواهیم بدانیم؟
- شما (رهبر جدید) باید چه چیزهایی درباره ما (تیم) بدانید؟
زمانی که تیم گرد هم میآید، پاسخها به این چهار پرسش را بررسی کنید. این گفتگو، با تسهیلگری مناسب، میتواند مسائل پنهان را آشکار کند و تیم را حول مسائل کلیدی متحد سازد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۹ بازی برای تیمسازی در منابع انسانی
آیا من یک منتور دارم؟
در هر سازمان جدید، شناسایی افرادی که میتوانند به شما در زمینههای سیاسی و اجتماعی کمک کنند، اهمیت زیادی دارد. منتور لزوماً فردی نیست که تنها در زمینه مدیریتی شما را راهنمایی کند و درباره نقاط قوت و نتایج شما مشاوره دهد؛ بلکه کسی است که میتواند به شما دیدگاههایی درباره نحوه سازگاری با فرهنگ و هنجارهای سازمان ارائه کند. این منتور ممکن است یک رهبر سابق باشد که هنوز از نزدیک با جزئیات سازمان آشناست، رهبری خارج از سلسلهمراتب مستقیم شما باشد، یا حتی فردی جوانتر که به فرآیندهای سیاسی سازمان واقف است. مهم این است که فردی باشد که به او اعتماد دارید، با او صادقانه صحبت میکنید و قادر است مشاورههای روشن و مفیدی درباره نحوه حرکت در مسیرهای پیچیده و ابهامات سازمان ارائه دهد.
5. آیا من اولویتها و ارزشهایم را در طول انتقال بهوضوح نشان میدهم؟
رفتار شخصی شما در طول انتقال پیام قدرتمندی ارسال میکند و نشاندهنده این است که شما که هستید و برای چه چیزی ارزش قائلید. در شرایط استرس ناشی از انتقال، رفتارهای شما بیش از پیش برجسته میشوند.
آیا به پیشینیانم احترام میگذارم و در عین حال برنامه جدیدی معرفی میکنم؟
نحوه صحبت کردن شما درباره پیشینیان، ارزشها و حساسیتهای شما را نشان میدهد. معمولاً شما برای ایجاد تغییر وارد شدهاید، اما باید بر پایه گذشته عمل کنید نه اینکه آن را تخریب کنید. مشورت با پیشینیان (یا حداقل شنیدن نظرات آنها)، پیدا کردن نکات مثبت در دوران آنها و سپس تعریف دستور کار خودتان، گامهای حساسی هستند که باید رعایت شوند. بهتر است بر پایه گذشته ساخت و آیندهای نو بسازید تا اینکه تلاش کنید گذشته را کنار بزنید.
چگونه زمان و انرژیام را صرف میکنم؟
در ۹۰ روز اول، مهم است که توجه ویژهای به جایی که انرژی خود را متمرکز میکنید، داشته باشید. با چه کسانی ملاقات میکنید؟ در کجا ملاقات میکنید؟ چه سوالاتی از دیگران میپرسید؟ ضروری است که در صورت لزوم تغییراتی را نشان دهید (مثلاً: غیبت در این جلسه غیرقابل قبول است یا این رویکرد مؤثر نخواهد بود). اگر تقویم شما با پیام شما هماهنگ نباشد، پیام شما بهطور واضح منتقل نخواهد شد.
آیا استانداردهای منابع انسانی را ارتقا میدهم؟
شما میتوانید استانداردهای جدیدی برای منابع انسانی تعیین کنید، از جمله صحبت درباره معیارها و مسئولیتها و پیگیری مواردی که ممکن است جدید یا متفاوت باشند. بیان انتظارات جدید و سپس نشان دادن تعهد به آنها از طریق تعیین معیارهای جدید و مسئولیتپذیر کردن افراد نسبت به این معیارها، نشاندهنده این تعهد است.
آیا هنجارهای درستی را تعیین کرده و سیگنالهای مناسبی ارسال میکنم؟
کارمندان شما با دقت به سیگنالهای اولیه شما، مانند نگرش، رویکرد، سبک و زمانبندی توجه میکنند تا متوجه شوند که چگونه بخش را مدیریت خواهید کرد.
نتیجهگیری
به عنوان یک رهبر جدید، فرصت منحصربهفردی برای شکل دادن به دستور کار جدید برای بخش منابع انسانی دارید. 90 روز اول اغلب آن دستور کار را با گفتار و رفتار شما منتقل میکند. وقتی با درک واضحی از دستور کاری که میخواهید و چگونگی دستیابی به آن وارد شغل شوید، شانس موفقیت خود را افزایش میدهید.
دوره جامع مدیریت منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی با کمک آموزشهای کاربردی به شما دانش و مهارتهای عملی برای ایفای نقش به عنوان یک متخصص منابع انسانی را میدهد.
منابع
https://www.rbl.net/insights/articles/im-the-new-head-of-hr-now-what-the-first-90-days
ترجمه: سونیا جلالی
راهنمای کاملی برای معرفی مدیریت پروژه در مدیریت منابع انسانی
در شرایطی که بازار کار با ناپایداری و پیشبینیناپذیری مواجه است و فناوری با سرعتی چشمگیر در حال تحول است، مدیریت منابع انسانی نیازمند ابزارهایی کارآمد برای جذب و استخدام، مدیریت و نگهداشت کارکنان و سایر حوزههای مرتبط است. این امر بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که موفقیت سازمانها به این عوامل بستگی دارد.
مدیریت پروژه در حوزه منابع انسانی، در واقع رویکردی هوشمندانهتر برای انجام وظایف تیمهاست که آنها را قادر میسازد برنامهها و وظایف خود را به شکلی سازمانیافته و مؤثر مدیریت کنند.
در این مقاله بنا داریم نگاهی دقیقتر به مفهوم مدیریت پروژه در منابع انسانی داشته باشیم، مزایا و فواید آن را بررسی کنیم و بیاموزیم که چگونه میتوان این فرایند را آغاز کرد.
مدیریت پروژه منابع انسانی چیست؟
مدیریت پروژه منابع انسانی به معنای بهکارگیری مهارتها و اصول مدیریت پروژه برای تحقق اهداف منابع انسانی است، با هدف سادهسازی فعالیتها و دستیابی به نتایج پروژه. این فرآیندها و ابزارهای مدیریت پروژه، علاوه بر کاهش ریسک، به افزایش احتمال موفقیت در طیف گستردهای از وظایف منابع انسانی کمک میکنند. بنابراین، داشتن مهارتهای قوی مدیریت پروژه میتواند در موضوعات کلیدی زیر، مدیریت منابع انسانی را توانمند سازد:
- مدیریت بودجه، زمانبندی و نیروها،
- جذب استعدادهای جدید،
- برقراری ارتباط موثر با کارکنان، سهامداران و ذینفعان،
- برنامهریزی و اجرای طرحهای آموزشی و ایجاد ارتباط میان تیمها،
- توسعه برنامههای مدیریت تغییر.
یکی از رویکردهای مدیریتی در این زمینه، استفاده از روش چابک در منابع انسانی است. این رویکرد که در ابتدا در توسعه پروژهها و نرمافزارهای حوزه فناوری اطلاعات بهکار گرفته میشد، اکنون میتواند توسط متخصصان منابع انسانی نیز تطبیق داده شود. این روش به آنها امکان میدهد تا در مواجهه با نیازها و تغییرات محیط کار که نیازمند راهحلهای سریع هستند، بهترین عملکرد را ارائه دهند.
اساس رویکرد منابع انسانی چابک بر سازگاری استوار است و فعالیتها در این حوزه به گونهای طراحی میشوند که:
- امکان تطبیق سریعتر و سادهتر با شرایط جدید،
- انعطافپذیری برای انطباق با تغییرات نیروی کار،
- و پاسخگویی بهتر به نیازهای مشتری را فراهم کنند.

فرآیند مدیریت پروژه
مدیریت پروژه به عنوان یک چارچوب منظم و هدفمند شامل پنج مرحله اصلی است که هر یک نقش ویژهای در موفقیت پروژه ایفا میکنند:
- مرحله آغازین (شروع)
این مرحله شامل تعریف دقیق پروژه، تعیین اهداف کلیدی و بررسی منابع موجود است. در این مرحله اطمینان حاصل میشود که آیا منابع کافی برای اجرای پروژه وجود دارد یا خیر و تصمیمگیری در مورد آغاز پروژه صورت میگیرد. - مرحله برنامهریزی
در این مرحله، برنامهای جامع برای انجام وظایف مشخص میشود. ترتیب وظایف، زمانبندی، بودجهبندی، و تخصیص منابع به شکل دقیق طراحی میشوند تا تیمها آمادگی کامل برای اجرای پروژه را داشته باشند. - مرحله اجرا
این مرحله به عنوان قلب پروژه شناخته میشود، زیرا تمامی وظایف برنامهریزیشده در این بخش به اجرا درمیآیند. هماهنگی تیمها، پیادهسازی فعالیتها و تمرکز بر خروجیهای مورد انتظار در این مرحله اهمیت دارد. - مرحله کنترل
در این مرحله، نظارت و پایش مداوم بر عملکرد تیم و وظایف انجام میشود. بررسی میزان زمان صرفشده برای تکمیل وظایف و ارزیابی انطباق آن با برنامه اولیه از جمله فعالیتهای کلیدی این مرحله است. همچنین پیشبینی محدوده و مقیاس پروژههای آینده نیز مورد توجه قرار میگیرد. - مرحله بستن
آخرین مرحله شامل ارائه محصول یا نتیجه نهایی پروژه و ارزیابی عملکرد تیمی و فردی است. درسآموختههای پروژه مستندسازی میشود تا برای بهبود پروژههای آتی مورد استفاده قرار گیرد.
این پنج مرحله، چارچوبی ساختاریافته برای مدیریت مؤثر پروژه فراهم میکنند و با پیادهسازی درست آنها، دستیابی به اهداف پروژه با دقت و کارایی بیشتری امکانپذیر خواهد بود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: گامهای لازم برای موفقیت مدیر منابع انسانی در ۹۰ روز اول
مثالهایی از مدیریت پروژه در منابع انسانی
مثال 1: پروژه راهاندازی یک صفحه مشاغل جدید
- مرحله شروع و آغازین
اولین و مهمترین سوال این است که هدف شما از ایجاد یک صفحه مشاغل جدید چیست؟ آیا این صفحه برای آموزش متقاضیان و کارکنان داخلی سازمان طراحی شده است، یا قصد دارید تجربه یک روز عادی در یک نقش خاص را به تصویر بکشید؟ نتیجه نهایی چگونه خواهد بود؟ آیا هدف، افزایش تعداد و کیفیت متقاضیان شغلی و کاهش نرخ فرسایش کارکنان فعلی است؟ همچنین باید به این سوال پاسخ دهید که برای تکمیل این پروژه به چه منابعی نیاز خواهید داشت. - مرحله برنامهریزی
در این مرحله، مسئولیتها و وظایف به بخشهای کوچکتر و معنادار تقسیم میشوند. به عنوان مثال، باید مشخص شود چه المانها و معیارهایی در صفحه پذیرش شغلی وبسایت شرکت باید گنجانده شوند. آیا نیاز به طراحی نسخه جدیدی از صفحه دارید؟ یا میتوانید با ساخت یک ویدئو این اهداف را توضیح دهید؟ شاید اعلام تغییرات ایجاد شده در وبسایت کافی باشد. همچنین باید برنامه زمانی برای ارائه نسخه جدید مشخص شود.
پس از تقسیم وظایف به اجزای دقیقتر، باید تعیین شود چه کسی مسئول انجام هر یک از وظایف است، با چه کیفیتی این کار انجام میشود، و در چه بازه زمانی به اتمام میرسد. - مرحله اجرا و اقدام
وظایف و مسئولیتهای خرد شده از مرحله قبل به اعضای تیم واگذار شده و با همکاری آنها به اجرا درمیآید. - مرحله کنترل
مدیر پروژه وظیفه دارد پیشرفت اعضای تیم را بررسی و نظارت کند. عملکرد گروه تحلیل میشود تا مشخص شود چه فعالیتهایی به خوبی پیش رفتهاند و چه مواردی نیازمند بهبود در دفعات آینده هستند. - مرحله بستن و نهاییسازی پروژه
در این مرحله، صفحه جدید پذیرش کاندیداهای شغلی در وبسایت طراحی شده است. اعضای تیم باید عملکرد شخصی خود را ارزیابی کنند و خروجی و عملکرد کلی تیم نیز برای شناسایی نقاط قوت و بخشهایی که نیاز به بهبود دارند، مورد بررسی قرار گیرد. این ارزیابیها به بهینهسازی اجرای پروژههای آینده کمک خواهند کرد.
مثال 2: پروژه برنامهریزی یک رویداد تیمسازی
- مرحله شروع یا آغازین
هدف از برگزاری این رویداد چیست؟ آیا میخواهید اعضای جدید تیم را با اعضای فعلی یکپارچه کنید؟ یا به دنبال برقراری ارتباط مؤثر میان تمام اعضای تیم هستید؟ آیا قصد ایجاد فرصتهایی برای اعتمادسازی دارید یا میخواهید همکاری تیمی مؤثرتری ایجاد کنید؟ - مرحله برنامهریزی
این مرحله شامل تعیین روز برگزاری رویداد، محل برگزاری (محیط کار، مکانی دیگر، یا بهصورت از راه دور) و شناسایی اعضای دعوتشده است. همچنین باید لوازم مورد نیاز (مانند کتاب کار، لوازمالتحریر و غیره) و هزینه کل رویداد مشخص شود. - مرحله اجرا و اقدام
وظایف میان اعضای تیم منابع انسانی و مدیران بخشهای اجرایی رویداد تقسیم میشود. این وظایف شامل رزرو مکان، تأمین نیازمندیهای حملونقل (در صورت نیاز)، تهیه تجهیزات مورد نیاز، و برنامهریزی برای سفر یکروزه است. - مرحله کنترل
در این مرحله، اطمینان حاصل میشود که تمامی افراد وظایف خود را به درستی انجام دادهاند و همه چیز مطابق برنامهریزی پیش میرود. همچنین یکی دو نفر از تیم منابع انسانی وظیفه ارزیابی واکنش شرکتکنندگان و نحوه پاسخگویی به شرایط رویداد را بر عهده دارند. - مرحله بستن پروژه
پس از اتمام رویداد، اعضای تیم عملکرد خود را ارزیابی میکنند و درباره نکات کلیدی رخ داده در طول اجرا گفتگو مینمایند. نظرسنجی و پرسشنامههایی از شرکتکنندگان جمعآوری میشود تا مشخص شود اهداف اولیه تا چه حد محقق شدهاند. - اندازه و مقیاس پروژه چقدر است؟
- اهداف پروژه چیست؟
- چه منابعی برای دستیابی به این اهداف نیاز است؟
- هدایت و نظارت بر اجرای پروژههای مرتبط با منابع انسانی
- اطمینان از تحویل پروژهها در زمان و بودجه مشخص
- گزارش پیشرفت پروژهها و اطمینان از موفقیتآمیز بودن آنها
- مدیریت پروژه
- تعالی عملیاتی
- مدیریت تغییر
- شبکه سازی
- حاکمیت منابع انسانی
- مشتری مداری
- داده محور
- ترجمه تجزیه و تحلیل
- معمار فرهنگ دیجیتال
- ایجاد مشترک استراتژی
این مقاله را هم مطالعه کنید: ساختار سازمانی چیست و چطور طراحی میشود؟
مزایای مدیریت پروژه در منابع انسانی
1. حفظ تمرکز و همسویی
مدیریت پروژه به تعریف اهداف واضح و تقسیم وظایف به اجزای کوچکتر کمک میکند. این شفافیت موجب میشود اعضای تیم با تمرکز و انگیزه به سمت اهداف پیش بروند.
2. همکاری بهتر
مدیریت پروژه نقشها را به وضوح مشخص میکند و از سردرگمی اعضای تیم جلوگیری مینماید، بهویژه در پروژههایی که همکاری چند دپارتمان لازم است. این روش منجر به روانتر شدن همکاری و بهبود عملکرد تیمی میشود.
3. بهبود بهرهوری و مدیریت کار
با استفاده از ابزارهایی مانند نمودار گانت، حجم کار افراد به درستی مدیریت میشود. این شفافیت باعث افزایش بهرهوری و کارایی در کل سازمان خواهد شد.
4. استفاده بهینه از منابع
مدیریت پروژه امکان اولویتبندی زمان و بودجه را فراهم میآورد و به تیم منابع انسانی کمک میکند تا منابع محدود را به بهترین شکل به کار گیرند.
5. بهبود تلاشهای جذب نیرو
اصول مدیریت پروژه میتواند فرآیندهای جذب و آنبوردینگ را بهینه کند، کیفیت متقاضیان را افزایش دهد و تجربه کاری بهتری برای نیروهای جدید فراهم آورد.
6. تجسم بزرگتر از تصویر کلان
درک واضح جدولهای زمانی و پیشرفت پروژه به منابع انسانی کمک میکند تا اهداف پروژه را با اهداف کلان سازمان هماهنگ کرده و به رهبران سازمان انتقال دهند.
چگونگی پیادهسازی المانها و فاکتورهای مدیریت پروژه در حوزه مدیریت منابع انسانی
زمینههای مختلفی از مدیریت پروژه وجود دارد که میتواند روشهای کاری در مدیریت منابع انسانی را بهبود ببخشد، بدون نیاز به استفاده کامل از اصول جامع مدیریت پروژه. در ادامه، مراحل و فعالیتهایی که قابل اجرا هستند، آورده شده است:
1. تعیین چهارچوب و محدوده پروژه قبل از شروع
ابتدا باید محدوده و مختصات پروژه را مشخص کنید. این کار با پاسخ به سوالات زیر ممکن است:
این اطلاعات کمک میکند تا یک جدول زمانی و نقشه راه واقعبینانه طراحی شود. استفاده از بیانیهای که محدوده و چهارچوب پروژه را تبیین کند نیز میتواند مفید باشد.
2. برخورد پویا با پروژه
طرح پروژه باید بهعنوان یک راهنمای کلی در نظر گرفته شود، نه یک رویه غیرقابل تغییر. در صورت ایجاد تغییرات ضروری، این تغییرات را با تیم پروژه در میان بگذارید تا همه اعضا درک مشابهی از آن داشته باشند.
3. برگزاری جلسات منظم برای وضعیت پروژه
بهروزرسانی منظم پیشرفت پروژه به شناسایی مشکلات پیش از تبدیل شدن به موانع بزرگ کمک میکند. اطمینان حاصل کنید که اعضای تیم میدانند چه اطلاعاتی را برای جلسات آماده کنند و چه سوالاتی ممکن است مطرح شود.
4. توسعه مهارتهای مدیریت پروژه در اعضای تیم
اعضای تیم را به یادگیری مهارتهایی مانند مدیریت ذینفعان، برنامهریزی، مدیریت تغییر و حل مسائل پیشگیرانه تشویق کنید. این مهارتها به مدیریت بهتر پروژههای مختلف در حوزه منابع انسانی کمک میکنند.
5. استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه
ابزارهایی مانند Asana، Trello و Airtable میتوانند با ارائه نمای کلی از وظایف و وضعیت پروژه، به بهبود ارتباطات تیمی و سازماندهی مراحل اجرا کمک کنند. این ابزارها فرآیند مدیریت پروژه را شفافتر و کارآمدتر میکنند.
6. ارزیابی فرآیند پروژه در حین و پس از اجرا
پس از اتمام پروژه، ارزیابی نقاط قوت و ضعف آن ضروری است. این ارزیابی به کسب تجربه و شناسایی فرصتهای بهبود کمک میکند و امکان برنامهریزی بهتر برای پروژههای آینده را فراهم میسازد.
7. استخدام مدیر پروژه منابع انسانی
اگر تصمیم دارید مدیریت پروژه را بهعنوان بخشی مستقل در منابع انسانی در نظر بگیرید، استخدام یک مدیر پروژه منابع انسانی میتواند گام منطقی بعدی باشد.
مسئولیتهای کلیدی مدیر پروژه منابع انسانی
مهارتهای مورد نیاز مدیر پروژه منابع انسانی
نتیجهگیری
بسته به تصمیم شما حتی اگر قصد نداشته باشید رویکرد کامل مدیریت پروژه در منابع انسانی (HR) را به کار بگیرید، میتوانید برخی از عناصر کلیدی آن را بهطور مؤثر در فرآیندهای مدیریت منابع انسانی اجرا کنید. این عناصر شامل تعیین و تعریف چارچوب و محدوده پروژه، برگزاری جلسات بررسی وضعیت پروژه، ارزیابیهای منظم و برنامهریزی گردش کار موردنیاز در طول اجرای پروژه است.
بهکارگیری این رویکردها به شما کمک میکند تا فرآیندهای مدیریت منابع انسانی را بهصورت کارآمدتر و سازندهتر پیش ببرید. افزون بر این، احتمال موفقیت هر پروژه را نیز به شکل قابلتوجهی افزایش میدهد.
منابع
https://www.aihr.com/blog/hr-project-management/
ترجمه و سادهسازی: علیرضا خردمندان
نقش رهبری در مدیریت منابع انسانی چیست؟
رهبری در منابع انسانی تنها به تخصص در این حوزه محدود نمیشود، بلکه به معنای نقشآفرینی بهعنوان یک شریک استراتژیک، مشاور کسبوکار و تأثیرگذاری در مسیر طراحی و اجرای استراتژیهای منابع انسانی است. رهبری به معنای توانایی هدایت افراد بهگونهای است که با میل و اشتیاق از شما پیروی کنند.
در این مقاله، به مفهوم رهبری در منابع انسانی و راهکارهایی برای تقویت این مهارت خواهیم پرداخت.
رهبری در منابع انسانی چیست؟
رهبری در منابع انسانی مجموعهای از مهارتها و تواناییها را شامل میشود که مهمترین آنها عبارتاند از:
۱. درک نقش منابع انسانی در کسبوکار
رهبران موفق منابع انسانی بهخوبی میدانند که استراتژیها و اهداف سازمان چگونه شکل میگیرند و نقش منابع انسانی در دستیابی به این اهداف چیست. آنها با تیمهای مختلف همکاری میکنند تا نیازها و چالشهای موجود را درک کرده و راهکارهای مناسبی ارائه دهند.
۲. تفکر استراتژیک
رهبران منابع انسانی باید قادر باشند برای آینده برنامهریزی کرده و اقدامات خود را با اهداف کلان سازمان همسو کنند. آنها میتوانند استراتژیهای کوتاهمدت و بلندمدت طراحی کرده و تیمهای سازمان را در مسیر تحقق اهداف هدایت کنند.
۳. مهارتهای حل مسئله
یکی از وظایف کلیدی رهبران منابع انسانی، شناسایی مشکلات و ارائه راهحلهای مؤثر است. آنها با جمعآوری اطلاعات، تحلیل دقیق وضعیت و استفاده از تفکر انتقادی، ریسکها را پیشبینی کرده و بهترین اقدامات را اجرا میکنند.
۴. مشاوری قابل اعتماد
رهبران منابع انسانی باید بتوانند اعتماد مدیران و تیمها را جلب کنند. آنها با نشان دادن تأثیر تصمیمات و اقدامات منابع انسانی بر موفقیت سازمان، نقش مؤثری در تصمیمگیریهای کلان دارند.
۵. حمایت از فرهنگ سازمانی
رهبری در منابع انسانی مستلزم تقویت فرهنگ مثبت سازمانی است. این شامل ترویج ارزشهای اخلاقی، تعهد به اهداف، پذیرش تنوع و ایجاد حس تعلق در میان کارکنان میشود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: گامهای لازم برای موفقیت مدیر منابع انسانی در ۹۰ روز اول
۶. ابتکار عمل و نتیجهگرایی
رهبران موفق منابع انسانی اهداف واقعبینانهای تعیین کرده و با تصمیمگیری سریع و درست، مسیر رسیدن به این اهداف را مشخص میکنند. آنها پروژهها را بهطور فعال مدیریت کرده و برای دستیابی به نتایج مطلوب تلاش میکنند.
۷. رهبری با همدلی
درک نیازها و احساسات کارکنان بدون قضاوت، یکی از ویژگیهای مهم رهبران منابع انسانی است. این رویکرد به ایجاد فضایی امن برای بیان نگرانیها و نیازهای کارکنان کمک میکند.
رهبران منابع انسانی عاشق شغل خود هستند، اما استرس و فرسودگی شغلی آنها را تحت فشار قرار داده است، و بیش از نیمی از 1,000 حرفهای که مورد بررسی قرار گرفتهاند به ترک این حرفه فکر میکنند.
طبق گزارش اخیر، 95 درصد از رهبران منابع انسانی و مدیران ارشد اجرایی که در یک نظرسنجی جهانی برای شرکت Sage (ارائهدهنده سیستمهای یکپارچه حسابداری، حقوق و پرداخت در بریتانیا) شرکت کردهاند، گفتهاند که کار منابع انسانی بهشدت زیاد است.
نظراتی که متخصصان منابع انسانی بیان کردهاند:
- 91٪ گفتهاند که چند سال اخیر چالشبرانگیز بوده است.
- 84٪ اظهار کردهاند که به طور منظم استرس دارند.
- 81٪ گفتهاند که شخصاً دچار فرسودگی شغلی شدهاند.
- 62٪ اعلام کردهاند که به ترک حرفه منابع انسانی فکر میکنند.
مهارتهای کلیدی برای رهبری در منابع انسانی
برای برجسته شدن بهعنوان یک رهبر بزرگ، متخصصان منابع انسانی نیاز به ترکیبی از مهارتها و صلاحیتهای مختلف دارند.
در اینجا یک مرور کلی از سه دسته مهارت رهبری و چند نمونه از اینکه این مهارتها چگونه بهنظر میرسند، آمده است:
۱. مهارتهای رهبری سازمانی
منابع انسانی باید در تصمیمگیریهای کسبوکار در بالاترین سطح مشارکت داشته باشد. این به این معناست که رهبران منابع انسانی باید قادر باشند در کنار سایر مدیران اجرایی قرار بگیرند و ویژگیهای رهبری مهمی نظیر موارد زیر را داشته باشند:
تصمیمگیری: توانایی اتخاذ تصمیمات مؤثر بر اساس دادههای معتبر و تحلیلهای دقیق.
مدیریت تغییر: هدایت سازمان در مسیر تغییرات و کمک به کارکنان برای انطباق با شرایط جدید.
۲. مهارتهای رهبری افراد
برای اینکه رهبر باشید، باید افرادی داشته باشید که بخواهند از شما پیروی کنند. افرادی که بهدرستی هدایت میشوند، احتمال بیشتری دارند که اهداف کسبوکار را به دستاورد تبدیل کنند. مهارتهای زیر برای رهبری دیگران ضروری هستند:
مهارتهای بینفردی: برقراری ارتباط مؤثر، همدلی و ارائه بازخورد سازنده.
مهارتهای مربیگری: کمک به کارکنان برای رشد و توسعه فردی و حرفهای.
۳. رهبری خود
اگر در رهبری خود دچار مشکل باشید، همکاران شما توانایی شما در رهبری دیگران را زیر سوال خواهند برد. یک رهبر مؤثر با نشان دادن الگو با رفتار، عادات و دانش خود اعتماد دیگران را جلب میکند. اصلیترین مهارتهای رهبری خود شامل موارد زیر است.
مدیریت خود: حفظ تعادل بین زندگی شخصی و کاری، سازماندهی و آمادگی.
توسعه فردی: جستجوی فرصتهای یادگیری و خروج از منطقه امن برای پیشرفت حرفهای.
افرادی که خودآگاه هستند، میدانند که همهچیز را نمیدانند و همیشه چیزی برای بهبود و رشد خود دارند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۵ نشانهی یک واحد منابع انسانی ضعیف و راههای اصلاح آن
چگونه مهارتهای رهبری در منابع انسانی را تقویت کنیم؟
چه بخواهید یک رهبر منابع انسانی شوید و چه بخواهید در نقش فعلی خود رهبری خود را افزایش دهید، انجام برخی اقدامات میتواند دستاوردهایی بهدنبال داشته باشد که به پیشرفت شما کمک کند.
برای توسعه و نمایش تواناییهای رهبری، اقدامات زیر مفید هستند:
شناخت دقیق کسبوکار و نیازهای سازمان: با بخشهای مختلف ارتباط برقرار کنید و با محصولات، خدمات و صنعت آشنا شوید.
ایجاد اعتماد و اعتبار: با رفتار صادقانه و ارتباط مؤثر، اعتماد همکاران و مدیران را جلب کنید.
رهبری با الگو بودن: با رعایت استانداردهای بالا، فرهنگ همکاری و احترام را در سازمان ترویج دهید.
مدیریت تغییرات: توانایی هدایت سازمان در شرایط تغییر را تقویت کنید.
بهرهگیری از روشهای نوین: از رویکردهای چابک و پروژهمحور برای مدیریت منابع انسانی استفاده کنید.
تعیین اهداف شفاف: برای خود و تیم منابع انسانی اهداف مشخصی تعیین کنید و بر دستیابی به آنها تمرکز کنید.
اخذ گواهینامههای حرفهای: با شرکت در دورههای تخصصی، دانش و مهارتهای خود را ارتقا دهید.
دوره جامع مدیریت منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی با کمک آموزشهای کاربردی به شما دانش و مهارتهای عملی برای ایفای نقش به عنوان یک متخصص منابع انسانی را میدهد.
92٪ از رهبران منابع انسانی اظهار کردهاند که حجم کار زیاد، بودجه محدود، کمبود منابع و فقدان مهارتهای مناسب در تیم منابع انسانی، موانع موفقیت در سال پیش رو خواهند بود. علاوه بر این، 83٪ به کمبود فناوری مناسب منابع انسانی بهعنوان یک چالش اشاره کردهاند.
کلام آخر
تبدیل شدن به یک رهبر عالی در حوزه منابع انسانی نیازمند زمان و تلاش است. این مسیر فقط به توسعه مهارتهای شما محدود نمیشود، بلکه نیازمند ایجاد روابط و اعتماد درون و بیرون از سازمان نیز هست.
رهبری مؤثر به معنای داشتن یک شرکت موفق و کارمندانی خوشحال است. بهعنوان یک مشاور معتمد، شما به هدایت سازمان خود در مسیر آیندهای نامعلوم کمک خواهید کرد.
منابع
https://www.aihr.com/blog/leadership-in-hr/
https://www.shrm.org/mena/topics-tools/news/report-hr-simply-much-work
https://www.indeed.com/hire/c/info/hr-leadership
نویسنده: سونیا جلالی
بررسی شبکههای اجتماعی داوطلبان پیش از استخدام: بایدها و نبایدها
بررسی پیشینه داوطلبان در شبکههای اجتماعی به یکی از روشهای رایج در فرآیند استخدام تبدیل شده است. با بررسی حضور آنلاین یک متقاضی، استخدامکنندگان میتوانند شخصیت، اخلاق کاری و تطابق فرهنگی او را ارزیابی کنند.
بر اساس نظرسنجیای که توسط Express Employment Professionals انجام شده است، ۶۰ درصد افراد معتقدند کارفرمایان باید پروفایل شبکههای اجتماعی همه متقاضیان را بررسی کنند. همچنین ۶۹ درصد باور دارند که بررسی پروفایلهای اجتماعی متقاضیان مؤثر است.
در این مقاله میخوانیم بررسی شبکههای اجتماعی داوطلبان پیش از استخدام چیست و اجرای درست آن چه بایدها و نبایدهایی دارد.
بررسی پیشینه در شبکههای اجتماعی چیست؟
مدیران استخدام و کارفرمایان اکنون بررسی پیشینه داوطلبان استخدام در شبکههای اجتماعی (یا غربالگری شبکههای اجتماعی) را به عنوان بخشی از فرآیند جذب و استخدام در نظر میگیرند که شامل بررسی حضور آنلاین متقاضیان، پروفایلها، پستها، نظرات و تعاملات آنها (به طور مثال در LinkedIn ،Facebook، Instagram) میشود.
از طریق این فرآیند، استخدامکنندگان اطلاعات بیشتری درباره متقاضیان جمعآوری میکنند که فراتر از اطلاعات موجود در رزومه یا مصاحبههای آنها است. این بینشها به منابع انسانی کمک میکند تا شخصیت، رفتار و تناسب کلی هر متقاضی با فرهنگ سازمانی را ارزیابی کنند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: داشبورد منابع انسانی چیست و چطور ساخته میشود+ نمونه
چرا بررسی شبکههای اجتماعی انجام میشود؟
منابع انسانی ممکن است به دلایل مختلف بررسی پیشینه داوطلبان در شبکههای اجتماعی را انجام دهد. یکی از دلایل این است که از تطابق اطلاعات ارائهشده در رزومه اطمینان حاصل کند. مثل مرور LinkedIn برای صحتسنجی سوابق تحصیلی یا کاری ذکرشده در رزومه یا مصاحبه.
استخدامکنندگان همچنین ممکن است به دنبال شواهدی از رفتار نامناسبی باشند که میتواند به اعتبار سازمان آسیب برساند، مانند استفاده از زبان توهینآمیز، اظهارات تبعیضآمیز یا شواهدی از فعالیتهای غیرقانونی.
علاوه بر این، مدیران استخدام به دنبال نشانههایی از همخوانی شخصیت متقاضی با ارزشها و فرهنگ محیط کار شرکت هستند که میتواند شامل بررسی مشارکت آنها در یک هدف خاص یا علایق حرفهای مرتبط برای تأیید اعتبار آنها باشد، بهویژه اگر انتظار میرود در حوزهای خاص رهبر فکری یا متخصص باشند.
این بررسی همچنین به کارفرمایان فرصت میدهد تا شبکه حرفهای متقاضی را ارزیابی کنند، که برای موقعیتهایی که نیازمند شبکهسازی برای فروش یا فرصتهای دیگر است، مفید خواهد بود.
۷۰٪ از شرکتها گزارش میدهند که از رسانههای اجتماعی برای تحقیق دربارهی کاندیداهای احتمالی استفاده میکنند.
مزایای بررسی پیشینه شبکههای اجتماعی برای منابع انسانی
- ارائه اطلاعات تکمیلی درباره متقاضیان: دسترسی به مهارتهای ارتباطی، علایق و سرگرمیهایی که در رزومه ذکر نشدهاند، میتواند به ارزیابی تناسب فرهنگی کمک کند.
- نمایش خلاقیت: پلتفرمهایی مانند اینستاگرام یا وبلاگهای شخصی میتوانند کارهای خلاقانه و طرز تفکر متقاضیان را به نمایش بگذارند.
- ارزیابی مهارتهای بینفردی: پستهای مرتبط با فعالیتهای گروهی یا داوطلبانه میتوانند نشاندهنده توانایی کار گروهی متقاضیان باشند.
- شناسایی زودهنگام مشکلات: تشخیص اظهارات تبعیضآمیز یا رفتارهای غیرحرفهای میتواند به جلوگیری از اشتباهات پرهزینه استخدام کمک کند.
- رفرنس چک غیررسمی: بررسی فعالیتهای آنلاین متقاضیان و تطابق آن با اطلاعات رزومه میتواند به عنوان یک رفرنس چک غیررسمی عمل کند.
«بررسیهای رسانههای اجتماعی باید به عنوان یک داده در میان سایر دادهها در فرآیند استخدام مورد توجه قرار گیرد و نباید تنها بهعنوان معیاری برای انتخاب نامزدها استفاده شود. قضاوت انسانی به طور ذاتی مغرضانه است، بنابراین مهم است که فرآیندی ایجاد شود که تا حد ممکن عینیت را در تصمیمگیری انتخاب به ارمغان آورد.
دکتر مارنا فان در مروا، متخصص موضوع، AIHR
معایب بررسی پیشینه شبکههای اجتماعی
- ریسکهای قانونی: دسترسی به اطلاعات حساس (مانند مذهب، سن، نژاد) میتواند منجر به ادعاهای قانونی علیه شرکت شود.
- نگرانیهای حریم خصوصی: متقاضیان ممکن است این بررسیها را تهاجمی تلقی کنند، بهویژه اگر منابع انسانی به محتوای خصوصی دسترسی پیدا کند.
- عدم یکنواختی: همه متقاضیان حضور فعالی در شبکههای اجتماعی ندارند، که میتواند منجر به ارزیابی نابرابر شود.
- سوءتعبیر: محتوای شبکههای اجتماعی ممکن است خارج از زمینه اصلی خود و به اشتباه تفسیر شود.
کارهایی که باید انجام دهید:
- کسب رضایت همه متقاضیان: همواره به متقاضیان اطلاع دهید که بررسی شبکههای اجتماعی بخشی از فرآیند استخدام شرکت شماست و رضایت صریح آنها را بگیرید.
- فقط از اطلاعات عمومی استفاده کنید: فقط محتوای عمومی قابل دسترسی را بررسی کنید. به حریم خصوصی متقاضیان احترام بگذارید و از روشهای غیرقانونی برای دسترسی به پروفایلهای خصوصی استفاده نکنید. این کار نقض حریم خصوصی محسوب میشود.
- برای بررسی تجربه کاری و تحصیلی از LinkedIn استفاده کنید. برای مشاغل فنی، نمونه کارها بررسی کنید.
- تمرکز بر اطلاعات مرتبط با شغل: جستجوی خود را به رفتارها یا محتوایی محدود کنید که ممکن است بر عملکرد متقاضی تأثیر بگذارد، مانند شواهدی از رفتارهای غیرحرفهای یا فعالیتهای غیرقانونی.
- از یک چکلیست یا یک الگوی استاندارد برای ثبت نتایج استفاده کنید: تا یافتهها برای همه متقاضیان بهطور یکنواخت ثبت شوند. مثلا:
خلاصه نتایج برای متقاضی: سارا
|
-
- تعیین دستورالعملهای روشن: معیارهای خاصی برای تعریف نقاط ضعف و نحوه استفاده از اطلاعات در تصمیمگیریهای استخدام تعیین کنید تا ثبات و انسجام در فرآیند تضمین شود.
- ثبت یافتههای خود: پلتفرمهای بررسیشده، کلمات کلیدی استفادهشده، و اطلاعات خاص پیدا شده را مستند کنید. این کار در صورت بروز اختلاف یا چالش قانونی از شرکت محافظت میکند.
- در نظر گرفتن زمینه و زمان ارسالها: به قدمت محتوا توجه کنید (یک پست جنجالی از 10 سال پیش ممکن است نگرشهای فعلی را نشان ندهد).
این مقاله را هم مطالعه کنید: جذب استعداد(Talent Acquisition) چیست؟ راهنمای کامل
کارهایی که نباید انجام دهید:
-
-
- تمرکز بر ویژگیهای محافظتشده نداشته باشید: از استفاده از اطلاعات مربوط به سن، قومیت، جنسیت، مذهب، گرایش جنسی یا سایر ویژگیهای محافظتشده خودداری کنید.
- از پروفایلهای جعلی استفاده نکنید: هرگز پروفایلهای جعلی ایجاد نکنید تا به محتوای خصوصی دسترسی پیدا کنید. این کار غیرحرفهای است و اعتماد متقاضیان را از بین میبرد.
- نتیجهگیری سریع نکنید: براساس یک پست یا نظر نتیجهگیری نکنید. محتوای رسانههای اجتماعی ممکن است به اشتباه برداشت شود.
- به محتوای محدود دسترسی پیدا نکنید: درخواست اتصال به پروفایلهای خصوصی فقط برای مشاهده آنها غیراخلاقی است.
- در اتکا به شبکههای اجتماعی زیادهروی نکنید: این پروفایلها ممکن است نمایشی دقیق از مهارتهای حرفهای افراد ارائه ندهند.
-
جمعبندی
بررسی پیشینه شبکههای اجتماعی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره شخصیت، اخلاق کاری و تناسب فرهنگی متقاضی ارائه دهد. اما ضروری است که این بررسیها بهصورت اخلاقی و قانونی انجام شود. با تمرکز بر اطلاعات مرتبط با شغل و پرهیز از اعمال تبعیض، میتوانید تصمیمات استخدامی عادلانهتری بگیرید.
به یاد داشته باشید که یک پروفایل رسانههای اجتماعی تنها یک تصویر از زندگی فرد است. مهم است که از قضاوتهای شتابزده پرهیز کنید. با استفاده از بررسیهای رسانههای اجتماعی بهعنوان مکمل روشهای سنتی غربالگری، میتوانید فرآیند استخدام را بهبود بخشید و بهترین انتخاب را داشته باشید.
اگر قصد تبدیل شدن به یک متخصص حرفهای جذب و استخدام را دارید دوره پرورش متخصص حرفهای جذب و استخدام، برای شما مفید خواهد بود.
منابع
https://www.aihr.com/blog/social-media-background-checks/
ترجمه: سونیا جلالی
7 تکنیک کاربردی برای مدیریت زمان
مدیریت زمان به معنای این که چگونه زمان خود را سازماندهی کنیم، چیزی است که بسیاری از ما با آن مشکل داریم. مدیریت مؤثر زمان به ما این امکان را میدهد که بهترین استفاده را از روزمان ببریم، وظایف را سریعتر انجام دهیم و اولویت را به کارهایی بدهیم که بیشترین تأثیر را دارند.
در این مقاله، به معرفی 7 تکنیک کاربردی مدیریت زمان میپردازیم که میتوانید بهسادگی آنها را به کار بگیرید. برای هر تکنیک، مثالهایی نیز ارائه خواهیم کرد.
1- تحلیل پارتو (قانون ۸۰/۲۰) Pareto Analysis
این تکنیک توسط اقتصاددان ایتالیایی، ویلفردو پارتو، ارائه شده است. این ایده بیان میکند که در بسیاری از موارد، 80 درصد نتایج از 20 درصد تلاشها، ورودیها یا منابع حاصل میشود. در مدیریت زمان، قانون پارتو به شما کمک میکند روی وظایفی تمرکز کنید که بیشترین تأثیر را دارند. به عبارتی، 20 درصد از فعالیتهای شما ممکن است 80 درصد نتایج مطلوبتان را به همراه داشته باشد.
مثلا اگر شما در فروش فعالیت میکنید، بررسی کنید کدام مشتریان یا محصولات 80 درصد از فروش شما را تشکیل میدهند و زمان بیشتری را به آنها اختصاص دهید.
برای استفاده از قانون پارتو
- اولویتبندی کنید: مشخص کنید کدام کارها ارزش بیشتری دارند یا بیشترین تأثیر را دارند.
- مثال: آماده کردن ارائهای که برای جلسهی مشتری حیاتی است، بهجای مرتب کردن ایمیلها.
- روی کارهای کلیدی تمرکز کنید: 20 درصد از کارهایی که ارزشمندتر هستند، ابتدا انجام دهید.
- مثال: اگر برای جلسهی فردا آماده شوید (20 درصد تلاش)، احتمال موفقیت در معامله (80 درصد نتیجه) بسیار بالاست.
- کارهای کماهمیتتر را به دیگران واگذار کنید یا به وقت دیگری موکول کنید: کارهایی که در دسته 80 درصد قرار میگیرند، اغلب میتوانند کمتر مورد توجه قرار گیرند.

۲. تکنیک پومودورو Pomodoro Technique
این تکنیک توسط کارآفرین و نویسنده فرانچسکو سیریلو ایجاد شد. این روش کار را به فواصل زمانی تقسیم میکند که هر کدام «پومودورو» نامیده میشود. پومودورو شامل کار متمرکز به مدت 25 دقیقه و سپس 5 دقیقه استراحت است. بعد از هر چهار دوره، استراحت طولانیتری (15-30 دقیقه) در نظر بگیرید.
مثلا اگر نیاز دارید مقالهای بنویسید، آن را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید و در بازههای 25 دقیقهای با تمرکز کامل روی آن کار کنید.
برای استفاده از تکنیک پودومورو
- یک وظیفه برای انجام انتخاب کنید.
- یک تایمر (مثلاً ۲۵ دقیقه) را تنظیم کنید.
- روی کار متمرکز شوید.
- پس از پایان تایمر، یک علامت بر روی کاغذ بزنید.
- استراحت کوتاهی (۳ تا ۵ دقیقه) داشته باشید.
- این روند را تکرار کنید و پس از چهار دوره، استراحت طولانیتر (15 تا ۳۰ دقیقه) داشته باشید.

این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۰ تکنیک کاربردی برای حل مسئله
3-ماتریس آیزنهاور Eisenhower Matrix
این ماتریس توسط دوایت آیزنهاور، رئیسجمهور پیشین آمریکا، ابداع شد. پیش از آنکه آیزنهاور در سال ۱۹۵۳ رئیسجمهور شود، بهعنوان فرمانده نیروهای متحدین در جنگ جهانی دوم در ارتش آمریکا خدمت میکرد. او روزانه با تصمیمات دشواری روبرو بود که باعث شد ماتریسی را ابداع کند که اکنون بهعنوان “ماتریس آیزنهاور” یا “ماتریس فوری-مهم” شناخته میشود.
این ماتریس وظایف را به چهار دسته تقسیم میکند:
- فوری و مهم: بلافاصله انجام دهید.
- غیرفوری و مهم: برنامهریزی کنید و بهمرور انجام دهید.
- فوری و غیرمهم: واگذار کنید.
- غیرفوری و غیرمهم: حذف کنید.

برای استفاده از ماتریس آیزنهاور
لیست وظایف خود را به چهار بخش جداگانه تقسیم کنید و آنها را بر اساس دو معیار مهم و غیرمهم و فوری و غیرفوری مرتب کنید.
- وظایف فوری: کارهایی که احساس میکنیم باید فوراً انجام شوند.
- وظایف مهم: کارهایی که به اهداف بلندمدت یا ارزشهای شما کمک میکنند.
ایدهآل این است که فقط روی وظایف موجود در دو بخش اول (مهم و فوری) کار کنید و سایر وظایف را واگذار کنید یا حذف کنید. مثلا اگر پروژهای دارید که دو هفته دیگر موعد تحویل دارد (مهم اما غیر فوری)، آن را برای چند روز آینده برنامهریزی کنید و از کارهای غیرضروری مثل چک کردن شبکههای اجتماعی بکاهید.
4-روش برنامهریزی سریع (RPM)
روش برنامهریزی سریع یا RPM (Rapid Planning Method) یک رویکرد خلاقانه و هدفمحور برای مدیریت زمان و دستیابی به اهداف است که توسط آنتونی رابینز معرفی شده است. این روش به جای تمرکز بر لیست کارها، بر اهداف و نتایج دلخواه تمرکز دارد و از سه جزء اصلی تشکیل شده است:
اجزای اصلی روش RPM
- نتیجه (Result): مشخص کنید چه چیزی میخواهید به دست آورید.
- دلیل (Purpose): دلیل و انگیزهتان برای دستیابی به این نتیجه چیست؟
- برنامه (Massive Action Plan): چه اقداماتی برای رسیدن به این نتیجه نیاز است؟
این سه جزء به شما کمک میکنند تا به جای غرق شدن در لیستهای بلندبالای کارها، انرژی و تمرکز خود را بر نتایج مهم و تأثیرگذار بگذارید و ذهن خود را بر روی چشمانداز خواستههایتان متمرکز کنید و آنها را به واقعیت تبدیل کنید.
مثالهای زیر نحوه بکارگیری این روش را نشان میدهد.
| نتیجه (Result) | دلیل (Purpose) | اقدامات (Massive Action Plan) |
|---|
| بهبود تناسب اندام | افزایش انرژی، سلامت، و اعتمادبهنفس | – روزانه 30 دقیقه پیادهروی – 3 بار در هفته ورزش قدرتی – رعایت رژیم غذایی سالم |
| ارتقاء شغلی | کسب درآمد بیشتر، حس موفقیت | – یادگیری یک مهارت جدید – شرکت در وبینارهای مرتبط – گسترش شبکه حرفهای |
| راهاندازی یک پروژه | تحقق رویای شخصی و ایجاد درآمد جانبی | – تحقیق درباره بازار هدف – طراحی نمونه اولیه – تبلیغات در شبکههای اجتماعی |
5- روش زمانبندی بلوکی Time Blocking Method
ایلان ماسک که به بهرهوری بالا شهرت دارد، زمان خود را به گونهای مدیریت میکند که میتواند بیش از ۸۰ ساعت در هفته کار کند و همچنان زمانی را برای خود اختصاص دهد. راز او چیست؟ زمانبندی بلوکی. در این روش، برای هر فعالیت یک بازه زمانی مشخص در نظر بگیرید و در آن بازه فقط روی همان کار تمرکز کنید.
مراحل زمان بندی بلوکی
- لیست کارها را تهیه کنید: همه وظایف و کارهایی که باید انجام دهید را بنویسید.
- زمانبندی بلوکها:
- روز خود را به بلوکهای زمانی 15، 30، یا 60 دقیقهای تقسیم کنید.
- هر بلوک زمانی را به یک کار یا فعالیت خاص اختصاص دهید.
- اولویتبندی کنید: کارهای مهمتر را در بلوکهای اولیه یا زمانی که انرژی بیشتری دارید، برنامهریزی کنید.
- انعطافپذیر باشید: در صورت تغییر شرایط، بلوکها را جابهجا کنید، اما مراقب باشید از برنامه دور نشوید.
- زمانهای آزاد را برنامهریزی کنید: زمانهایی برای استراحت، ورزش، یا کارهای غیرمنتظره در نظر بگیرید.
با کمک این روش وظایف به زمان مشخص محدود میشوند و میدانید که چه زمانی باید روی چه کاری تمرکز کنید.
مثال پروژه طراحی و ارائه یک پرزنتیشن
| زمان | وظیفه | رنگ بلوک (مفهوم) |
|---|
| 08:00 – 08:30 | بررسی ایمیلها و پیامها | 🟦 (ارتباطات) |
| 08:30 – 09:30 | تحقیق و جمعآوری اطلاعات | 🟩 (تحقیق و آمادهسازی) |
| 09:30 – 10:00 | استراحت کوتاه | 🟨 (استراحت) |
| 10:00 – 12:00 | طراحی اولیه اسلایدها | 🟩 (تحقیق و آمادهسازی) |
| 12:00 – 13:00 | ناهار و استراحت | 🟨 (استراحت) |
| 13:00 – 14:30 | تکمیل و اصلاح اسلایدها | 🟪 (بهبود کیفیت) |
| 14:30 – 15:00 | مرور و شبیهسازی پرزنتیشن | 🟧 (تمرین) |
| 15:00 – 15:30 | استراحت کوتاه | 🟨 (استراحت) |
| 15:30 – 16:30 | بازبینی نهایی | 🟪 (بهبود کیفیت) |
| 16:30 – 17:00 | برنامهریزی کارهای روز بعد | 🟦 (برنامهریزی) |
کلید رنگها:
- 🟦 ارتباطات/برنامهریزی
- 🟩 تحقیق و آمادهسازی
- 🟪 بهبود کیفیت
- 🟧 تمرین
- 🟨 استراحت
6-کانبان Kanban
کانبان یک تکنیک مدیریت زمان بصری است که به شما کمک میکند پیشرفت پروژههای خود را دنبال کنید. در این تکنیک شما نحوه حرکت کارها را در ستونهای مختلف با برچسبهای متفاوت ردیابی میکنید.
این روش ابتدا در صنعت خودروسازی توسط تویوتا برای بهینهسازی فرآیندهای تولیدی و مدیریت موجودی به کار گرفته شد، اما امروزه در بسیاری از حوزههای دیگر از جمله توسعه نرمافزار، خدمات و حتی مدیریت پروژههای عمومی کاربرد دارد.
کانبان به معنای “تابلو” یا “کارت” است. در اصل، کانبان یک سیستم بصری برای مدیریت کارها و وظایف در جریان است. این سیستم به افراد کمک میکند تا دید واضحتری از وضعیت کارها داشته باشند و از انجام کارهای غیرضروری یا تکراری جلوگیری کنند.
کانبان چطور کار میکند؟
شما میتوانید از نرمافزار مدیریت پروژه، قلم و کاغذ، یا تخته سفید و برچسب استفاده کنید.
7- قانون پارکینسون Parkinson’s Law
مورخ بریتانیایی سیریل نورثکوت پارکینسون با جمله مشهور خود شناخته میشود: “کارها به اندازه زمانی که برای انجام آنها اختصاص داده میشود، گسترش مییابند.”به عبارت دیگر وقتی به یک کار زمان زیادی اختصاص داده میشود، آن کار به طور غیرضروری طولانیتر میشود و به طور طبیعی فرآیندهای غیرمولد در آن دخیل میشوند.
قانون پارکینسون چگونه کار میکند؟
این قانون به طور مستقیم یک روش مدیریت زمان نیست، اما با درک و بهکارگیری آن میتوان از موثرترین ابزارها برای مدیریت زمان استفاده کرد. این قانون شما را تشویق میکند کارهای خود را در بازههای زمانی کوتاهتر و با کارایی بیشتر انجام دهید.
فرض کنید شما باید یک گزارش مالی را آماده کنید. به جای اینکه بگویید “این گزارش را امروز انجام میدهم” که ممکن است باعث شود در طول روز آن را به تأخیر بیاندازید و زمان زیادی صرف آن کنید، میتوانید بگویید “این گزارش را در 2 ساعت تمام خواهم کرد.” این محدودیت زمانی باعث میشود که شما تمرکز بیشتری داشته باشید و گزارش را سریعتر و کارآمدتر آماده کنید.
نکات کاربردی برای مدیریت زمان با این قانون
- بدون شارژر کار کنید:
بدون وصل کردن شارژر به لپتاپ کار کنید تا مجبور شوید قبل از تمام شدن باتری، پروژه خود را به پایان برسانید. - زودتر کار را تمام کنید:
به جای تعیین ضربالاجل تا نیمهشب، هدف خود را این بگذارید که مثلاً مقالهتان را تا ظهر تکمیل کنید. - زمان مشخصی تعیین کنید:
برای انجام یک کار، زمانی معین تعیین کنید و سپس آن زمان را نصف کنید. - محدود کردن زمان برای وظایف:
مثلاً فقط ۲۰ دقیقه صبحها برای پاسخ به ایمیلها وقت بگذارید.
نتیجهگیری
مدیریت زمان به معنای کنترل بهتر وظایف و بهرهوری بیشتر در زندگی است. با پیادهسازی این تکنیکها، میتوانید به اهداف خود نزدیکتر شوید و از زمان خود به بهترین شکل استفاده کنید. هرکدام از این تکنیکها را متناسب با سبک زندگی و کار خود تنظیم و اجرا کنید تا نتایج بهتری بگیرید.
منابع
https://www.usa.edu/blog/time-management-techniques/
https://www.actioncoach.com/articles/time-management-techniques
https://clockify.me/time-management-techniques
تجربیات شخصی نویسنده
نویسنده: سونیا جلالی
کارکنان سازمان ما چطور یاد میگیرند؟(اصول یادگیری بزرگسالان)
بزرگسالان به شیوهای متفاوت از کودکان یاد میگیرند. درک نظریه یادگیری بزرگسالان در جامعهای که به سرعت درحال توسعه است بسیار مهم است، به ویژه با ظهور فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشینی که بازار مشاغل را تغییر میدهند. شیوههای مؤثر یادگیری بزرگسالان میتواند به طور قابل توجهی این انتقال را تسهیل کند و اطمینان حاصل کند که بزرگسالان به خوبی برای سازگاری با این تغییرات آماده هستند. از آنجایی که پیشرفتهای تکنولوژی در حال تغییر صنایع هستند، توانایی یادگیری و بکارگیری مهارتهای جدید برای توسعه شغلی و رشد شخصی کارکنان ضروری شده است. نظریههای یادگیری بزرگسالان بینشهای ارزشمندی را در مورد چگونگی کسب دانش، پردازش اطلاعات و حفظ مهارتهای جدید توسط کارکنان ارائه میدهد. با استفاده از این نظریهها، سازمانها میتوانند تجارب یادگیری موثرتری را طراحی کنند که نیازهای منحصر به فرد یادگیرندگان بزرگسال را برآورده کند و نیروی کار توسعه یافتهتری ایجاد کنند و در نهایت بازگشت سرمایه (ROI) خود را بهبود ببخشند.
در این مقاله اصول و چگونگی یادگیری در بزرگسالان را بررسی میکنیم.
اصول یادگیری بزرگسالان چیست؟
اصول یادگیری بزرگسالان که به نام آندراگوژی نیز شناخته میشود، مجموعهای از دستورالعملهایی با هدف بهینهسازی تجربیات یادگیری برای بزرگسالان است که توسط مالکوم نولز (معلم و محقق مشهور آمریکایی و یکی از شخصیتهای اصلی آموزش بزرگسالان در نیمه دوم قرن بیستم) رایج شده است. نولز استدلال میکند که برخلاف کودکانی که هنوز از نظر شناختی در حال رشد هستند، بزرگسالان مغزشان کاملاً رشد یافته است و بنابراین به شیوهای متفاوت یاد میگیرند. بزرگسالان بیشتر به خود هدایت میشوند، هدفگرا هستند و با نگرانیهای عملی برانگیخته میشوند. آنها همچنین تجربیات بیشتری در زندگی دارند که میتوانند از آن استفاده کنند و ارتباط بین آنچه میآموزند و نحوه تطابق آن با تجربیاتشان برایشان آسانتر میشود. هنگام طراحی آموزش بزرگسالان، این اصول مهم است که به خاطر داشته باشید تا اطمینان حاصل شود که محتوا جذاب و قابل اجرا در موقعیتهای دنیای واقعی باشد و سازمانهایی که این اصول را با موفقیت اجرا میکنند، از مزایای نیروی کار توسعه یافتهتری بهرهمند خواهند شد.
در ادامه این اصول را مرور میکنیم.

1- نیاز به دانستن
بزرگسالان برای یادگیری به دلیل قوی نیاز دارند، مانند مشکلی که باید حل کنند و استفاده فوری از دانش جدید.اساساً، اگر آنها نتوانند کاربرد عملی مواد آموزشی خود را ببینند، بعید است که تلاش خود را صرف یادگیری کنند. این کاملاً در تضاد با کودکان است که معمولاً دستورالعملهای معلم خود را بدون نیاز به استدلال دنبال میکنند. با این حال، یادگیرندگان بزرگسال نیاز به پاسخ به این سوال اساسی دارند: چه چیزی برای من (WIIFM)؟ طبیعتاً این تفاوت اساسی نقش معلمان، مربیان و طراحان آموزش را تغییر میدهد. به جای اینکه صرفاً آنچه را که باید یاد بگیرید، دیکته کنید، باید بر شناسایی و برجسته کردن شکافهای مهارتی تمرکز کنید. با انجام این کار، به فراگیران نشان خواهید داد که «نیاز به دانستن» وجود دارد. این «نیاز به دانستن» با شاخص انگیزه از تئوری یادگیری بزرگسالان مرتبط است و چه چیزی انگیزهبخشتر از درک مزایای ملموس و مرتبط بودن چیزی است که یاد میگیرید؟
این مقاله را هم مطالعه کنید: ۷ تکنیک کاربردی برای مدیریت زمان
2- یادگیری خودراهبری/خود ادراکی
یادگیری خودراهبر یک فرآیند یادگیری غیررسمی است که خارج از محیط کلاسی سنتی اتفاق میافتد. در این رویکرد، یادگیرنده در مورد روش، محتوا، منابع و ارزشیابی برنامههای یادگیری تصمیم میگیرد. یادگیرندگان با تعیین نیازهای خود، تعیین اهداف و جستجوی منابع، مسئولیت کامل فرآیند یادگیری را بر عهده میگیرند.
ناولز سه دلیل را ذکر میکند که چرا یادگیرندگان بزرگسال به یادگیری خودراهبری روی میآورند.
اولاً، افرادی که در یادگیری ابتکار عمل دارند، میتوانند در مقایسه با یادگیرندگانی که آموزش به آنها تحمیل شده است، چیزهای بیشتر و بهتری بیاموزند. دلیل دیگر این است که یادگیری خودراهبر یک فرآیند طبیعی است که در رشد روانی فرد اتفاق میافتد. در نهایت، تحولات در بخش آموزش تأکید بیشتری بر فرآیندهای یادگیری مستقل دارد.
امروزه مدیران آموزشی، طراحان آموزشی و متخصصان منابع انسانی از رویکرد یادگیری خودراهبر برای تسهیل فرهنگ یادگیری قوی و پایدار در صنایع مختلف استفاده میکنند. همچنین با تسلط جمعیت جوانتر بر نیروی کار امروزی، مفهوم یادگیری خودراهبر به طور فزایندهای محبوبتر شده است.
کارفرمایان میتوانند با به کارگیری سبکهای آموزشی انعطافپذیر، کارکنان را به یادگیری خودراهبر تشویق کنند. این امر را می توان با اجازه دادن به یادگیرندگان برای انتخاب آموزش حضوری، یادگیری از راه دور یا فرصتهایی برای یادگیری از طریق تجربه انجام داد. کارفرمایان همچنین میتوانند گزینه آموزش غیر همزمان را به یادگیرندگان بدهند، بنابراین آنها میتوانند آموزش را در زمان خود و با سرعت خود تکمیل کنند. به عنوان مثال، اگر کارمندان برای استفاده از یک برنامه نرم افزاری جدید آموزش میبینند، کارفرمایان میتوانند به آنها زمان بدهند تا به طور مستقل یا در گروههای کوچک با برنامه کار کنند.
نظرسنجی انجام شده توسط Censuswide (گزارش یادگیری محل کار 2019) نشان میدهد که Gen Z و Millennials نسبت به همتایان Gen X و Boomer خود تمایل بیشتری نسبت به یادگیری خودراهبری و مستقل نشان میدهند.

3- تجربه یادگیری بزرگسالان
کارکنان دارای طیف متنوعی از تجربیات و دانش هستند که می تواند بر نحوه یادگیری آنها تأثیر بگذارد.
بزرگسالان می توانند از تجربیات زندگی خود برای درک ایدهها و مفاهیم جدید و یادگیری مهارتهای جدید استفاده کنند. یادگیرندگان بزرگسال ممکن است با انتقال مهارتهای موجود به زمینههای جدید یا به کارگیری دانش قبلی برای حل مسائل، تجربیات خود را بسازند. میتوان از دانش و تجربیاتی که بزرگسالان دارند به نفع آنها استفاده کرد. آنها میتوانند آموزش خود را ساده کنند و با استفاده از تجربیات قبلی برای استفاده در موقعیتهای فعلی از یادگیری مجدد مفاهیم اولیه اجتناب کنند.
چگونه کارفرمایان میتوانند از این اصل در آموزش و توسعه کارکنان استفاده کنند؟
متأسفانه، بسیاری از کارفرمایان در هنگام یادگیری و توسعه از تجربه کارکنان خود استفاده نمیکنند. کارفرمایان اغلب به جای ساختن بر مهارتها و دانش موجود بزرگسالان، از صفر شروع می کنند و اصول اولیه را به کارمندان خود آموزش میدهند بدون در نظر گرفتن آنچه قبلاً میدانند. نادیده گرفتن مهارتهای موجود نه تنها اتلاف وقت و منابع است، بلکه میتواند منجر به ناامیدی و کسالت کارمندان شود. با شروع آنچه که کارمندان قبلاً میدانند و بر اساس آن پایهگذاری شود، کارفرمایان میتوانند تجربیات یادگیری مؤثرتر و جذابتری ایجاد کنند که در نهایت به نتایج بهتری منجر شود.
این مقاله را هم مطالعه کنید: ۱۵ استراتژی برای توسعه کارکنان
4- آمادگی برای یادگیری
این اصل مبتنی بر این ایده است که اگر بزرگسالان بتوانند نحوه ارتباط آنها با زندگی خود را ببینند، بیشتر درگیر فعالیتهای یادگیری میشوند. وقتی ارتباط یادگیری خود را میبینیم، به احتمال زیاد توجه میکنیم و اطلاعات را یاد میگیریم. به همین دلیل است که برنامههای آموزش بزرگسالان اغلب به شدت بر یادگیری تجربی تأکید دارند. با دادن فرصت به بزرگسالان برای یادگیری از طریق انجام، آنها به احتمال زیاد با مطالب درگیر میشوند و به درک عمیقتری دست مییابند.
چگونه کارفرمایان میتوانند از این اصل در آموزش توسعه کارکنان استفاده کنند؟
کارفرمایان میتوانند به جای آموزش مفاهیم جدید در خلأ به کارکنان، فرصتهایی را برای کارمندان فراهم کنند تا از طریق تجربه مستقیم بیاموزند. به عنوان مثال، کارفرمایان میتوانند به جای سخنرانی در مورد اصول تیم سازی، فرصتهایی را برای کارمندان ایجاد کنند تا با یکدیگر در پروژهها کار کنند و مشکلات را به صورت تیمی حل کنند و در مورد آن تجربیات فکر کنند. با استفاده از روشهای یادگیری تجربی، کارفرمایان میتوانند برنامههای توسعه حرفهای جذابتر و مؤثرتری ایجاد کنند که واقعاً اثربخش باشد.
5- گرایش یادگیری
یادگیرندگان بزرگسال از تمرکز بر موضوع محوری به مسئله محوری حرکت میکنند و در نهایت، بزرگسالان میخواهند مهارتهای عملی را بیاموزند که به آنها کمک میکند تا مشکلاتی را که در زندگی خود با آنها روبرو میشوند حل کنند.
یادگیرندگان بزرگسال معمولاً بسیار هدفگرا هستند و معمولاً از پیامدهای انتخابهای خود آگاهی بیشتری دارند. اغلب آنها در هنگام یادگیری نتایج خاصی را در ذهن دارند، این تمرکز رو به جلو میتواند به ایجاد انگیزه در یادگیرندگان بزرگسال و حفظ آنها در مسیر کمک کند. درک ماهیت هدفمدار یادگیرندگان بزرگسال میتواند به مربیان کمک کند تا روشهای آموزشی خود را برای برآورده کردن بهتر نیازهای یادگیرنده تنظیم کنند.
چگونه کارفرمایان میتوانند از این اصل در آموزش توسعه کارکنان استفاده کنند؟
هنگام ایجاد محتوای آموزشی، اطمینان از ارتباط واضح بین مطالب و اهدافی که کارکنان در تلاش برای دستیابی به آن هستند، حیاتی است. در غیر این صورت، کارمندان ممکن است ارتباط یادگیری خود را نبینند و ممکن است کمتر برای تکمیل آموزش تلاش کنند. کارفرمایان باید فرصتهایی را برای کارمندان فراهم کنند تا از آموختههای خود استفاده کنند تا به آنها کمک کند تا بفهمند چگونه میتوانند از مطالب برای دستیابی به اهداف خود استفاده کنند.
بزرگسالان زمانی بهتر یاد میگیرند که به آنها زمان داده شود تا در مورد اطلاعات جدید فکر کنند. به جای تمرکز بر جمع کردن اطلاعات، آموزش بزرگسالان باید دانش و رشد بلندمدت را تسهیل کند. کارفرمایان می توانند پس از هر جلسه توسعه حرفهای، به کارمندان یک درخواست یا سوال ارائه دهند که از آنها بخواهد در مورد آموختههای خود فکر کنند.
6- انگیزه یادگیری
بزرگسالان به دلایل خود میخواهند یاد بگیرند، مانند پیشرفت در حرفه خود، افزایش حقوق یا افزایش عزت نفس. این محرکهای درونی برای هر یادگیرنده متناسب با خود فرد است. به همین منظور، ضروری است که وقت خود را صرف کنید تا بفهمید چه چیزی به مخاطبان شما انگیزه میدهد. به هر حال، اگر فراگیران شما برای تکمیل آموزش خود انگیزه نداشته باشند، با آن درگیر نخواهند شد. به این ترتیب، شما باید این انگیزهها را به عنوان بخشی از برنامه ارتباطی و برنامه آموزشی خود اجرا کنید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: مدل بلوغ فرهنگ یادگیری چیست؟ سطوح، ارزیابی و چهارچوب عملی
چگونه میتوانید از این اصول در آموزش کارکنان سازمان استفاده کنید؟
آموزش را در چارچوب نظریه یادگیری بزرگسالان تجزیه و تحلیل کنید. برای شروع، برنامه های L&D سازمان خود را از طریق دریچه تئوری یادگیری بزرگسالان حسابرسی کنید. روشهای آموزشی، رویکردهای آموزشی و تئوریهای یادگیری را در پشت ساختارهای موجود در نظر بگیرید و مواردی را که قبلاً به خوبی کار میکردند و مواردی که جای پیشرفت را باقی میگذارند، یادداشت کنید. برای حوزههایی که با نظریه یادگیری بزرگسالان همسو نیستند، در نظر بگیرید که چگونه میتوان آنها را تنظیم کرد تا با اصول آندراگوژی تطابق بیشتری داشته باشند.
اطمینان حاصل کنید که محتوای L&D شامل مثالهای خاص و آموزشهای واقعی باشد. این جزئیات باعث میشود محتوای آموزشی به خصوص مرتبط و کاربردی باشد. از طریق ابزارهای پیامرسان درون سازمانی و پلتفرمهای دیجیتال، پشتیبانی در لحظه ارائه دهید. تصویر کلی از آموزش برای بزرگسالان مهم است.
آموزش عملی جنبه کلیدی تئوری یادگیری بزرگسالان است. فعالیتهای عملی حضوری و مجازی را بگنجانید تا یادگیرندگان را درگیر نگه دارید و به آنها قدرت دهید تا بلافاصله پس از اتمام فعالیتهای آموزشی، آنچه را که آموختهاند به برنامههای کاربردی واقعی منتقل کنند.
کاربرد منحنی یادگیری در یادگیری بزرگسالان
منحنی یادگیری همبستگی بین عملکرد یادگیرنده در یک کار و تعداد تلاشها یا زمان لازم برای تکمیل کار است. با درک مراحل مختلف منحنی یادگیری، مربیان و طراحان آموزشی میتوانند علاوه بر محتوای آموزشی، استراتژیهای یادگیری مؤثرتری را تنظیم کنند تا به کارکنان کمک کنند تا سریعتر از ناتوانی آگاهانه به شایستگی آگاهانه حرکت کنند. همچنین به کارکنان کمک میکند تا به سرعت با تغییرات سازگار شوند و برای جذب اطلاعات، فناوریها یا روشهای کاری جدید مجهزتر شوند. همچنین می توانند مراحل یادگیری لازم برای دسترسی به موقعیتهای جدید و دستیابی به اهداف خود را پیشبینی کنند.

نحوه استفاده از منحنی یادگیری در فرایند آموزش و توسعه کارکنان:
-
- تکرار به موقع: با توجه به منحنی یادگیری، تکرار مطالب در فواصل زمانی مشخص، به تثبیت اطلاعات در حافظه بلندمدت کمک میکند.
- تعیین بهترین زمان برای مرور: بهترین زمان برای مرور مطالب، قبل از آنکه به طور کامل فراموش شوند، است.
- استفاده از تکنیکهای یادگیری فعال: تکنیکهایی مانند تدریس به دیگران، حل مسئله، و بحث گروهی، به ایجاد ارتباطات قویتر بین اطلاعات جدید و دانش قبلی کمک میکنند و در نتیجه، فراموشی را کاهش میدهند.
- تنوع در روشهای مطالعه: استفاده از روشهای مطالعه متنوع، مانند خواندن، نوشتن، و استفاده از ابزارهای چندرسانهای، به تقویت یادگیری و کاهش خستگی کمک میکند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نقش رهبری در مدیریت منابع انسانی چیست؟
چالشها و راه حلها در اجرای نظریههای یادگیری بزرگسالان در آموزش کارکنان
کمبود زمان
بزرگسالان اغلب مجبورند بین کار، خانواده و مسئولیت های شخصی تعادل برقرار کنند و زمان محدودی برای یادگیری باقی بگذارند.
راه حل: گزینههای یادگیری انعطافپذیر مانند یادگیری خرد، دورههای درخواستی، و یادگیری تلفن همراه را برای ادغام آموزش در روال روزانه کارکنان ارائه دهید.
مقاومت در برابر تغییر
کارمندان ممکن است در برابر روشها یا فناوریهای جدید یادگیری مقاومت کنند و روالهای آشنا را ترجیح دهند.
راه حل: با برجسته کردن مزایای روشهای آموزشی جدید و ارائه آموزش و پشتیبانی جامع، فرهنگ یادگیری مستمر را پرورش دهید.
عدم شخصیسازی
برنامههای آموزشی یکسان، ممکن است نیازهای متنوع فراگیران بزرگسال را برآورده نکند.
راه حل: از فناوری های یادگیری تطبیقی برای شخصی سازی تجربیات یادگیری بر اساس نیازها و ترجیحات فردی استفاده کنید.
موانع تکنولوژی
برخی از فراگیران ممکن است با استفاده از فناوریهای جدید یا دسترسی به آموزش آنلاین مشکل داشته باشند.
راه حل: برای تسهیل انتقال به پلتفرم های یادگیری جدید، رابط های کاربرپسند، دستورالعملهای واضح و پشتیبانی فنی ارائه دهید.
جمع بندی
تئوری یادگیری بزرگسالان به عنوان یک چارچوب اساسی برای متخصصان یادگیری و توسعه (L&D) عمل میکند و تجربیات یادگیری جدید را با دانش موجود فراگیران پیوند میدهد. کاربرد گسترده آن بر اثربخشی آن در شکلدهی برنامههای آموزشی سازمانی، افزایش ارتباط، و به حداکثر رساندن نتایج یادگیری با استفاده از زمینههای شخصی و تجربیات قبلی فراگیران تأکید میکند.
کارفرمایانی که میخواهند فرهنگ یادگیری مادامالعمر را تقویت کنند، میتوانند بر ایجاد محیطی تمرکز کنند که در آن کارکنان از پرسیدن سؤالات، جستجوی کمک و به اشتراک گذاشتن ایدهها احساس راحتی کنند. کارفرمایان می توانند این حس اجتماعی را با تشویق شبکه و همکاری در داخل و خارج از کار ارتقا دهند. آنها همچنین می توانند فرصت هایی را برای کارمندان فراهم کنند تا با مربیانی که می توانند راهنمایی و پشتیبانی کنند ارتباط برقرار کنند. با ایجاد یک محیط یادگیری حمایتی، کارفرمایان می توانند اطمینان حاصل کنند که کارکنان آنها منابع لازم را برای ادامه توسعه مهارت های خود در طول حرفه خود دارند و از آنجایی که یادگیری بزرگسالان اساساً مبتنی بر یادگیری خودگردان و مستقل است، برای دوره های آموزشی ضروری است که استقلال، همکاری، توانمندسازی و خود هدایتی را در طراحی خود لحاظ کنند.
منابع
https://studyonline.uts.edu.au/blog/principles-adult-learning-use-employee-development#:~:text=The%20principles%20of%20adult%20learning%20suggest%20that%20adults%20learn%20best,when%20they%20want%20to%20learn
https://www.valamis.com/hub/adult-learning-principles
https://corporatefinanceinstitute.com/resources/elearning/adult-learning-theory/
https://ala.asn.au/adult-learning/the-principles-of-adult-learning/
https://www.valamis.com/hub/adult-learning-principles
https://otpecq.group.uq.edu.au/resources-publications/clinical-educators-resource-kit/approaches-clinical-education/adult-learning-theory
https://studyonline.uts.edu.au/blog/principles-adult-learning-use-employee-development
https://www.cdc.gov/training-development/media/pdfs/2024/04/adult-learning-principles.pdf
https://www.growthengineering.co.uk/adult-learning-theory/
https://corporatefinanceinstitute.com/resources/elearning/adult-learning-theory/
https://whatfix.com/blog/adult-learning-theory/
https://disprz.ai/blog/power-of-adult-learning-theories-for-ld
https://research.com/education/adult-learning-theory
https://helloezra.com/resources/insights/adult-learning-challenges-workplace
https://www.karamooz.com/blog/ebbinghaus-forgetting-curve/
https://strategicplanning.me/what-is-learning-curve/
https://lemonlearning.com/blog/learning-curve-professional-development
https://whatfix.com/blog/learning-curve/
نویسنده: تینا خیاطان


