مدیریت منابع انسانی برای همه مدیران
مقالات

آموزش مدیریت منابع انسانی برای مدیران غیر منابع انسانی

مدیریت منابع انسانی نقشی است که در هر سازمانی وجود دارد، حتی اگر این سازمان تنها دو نفر عضو داشته باشد، اگر چه عبارت مدیریت منابع انسانی این روزها زیاد به گوش می‌رسد، اما واقعیت این است که این نقش از گذشته دور در کسب و کارها وجود داشته است، از زمانی که اصغر آقای نجار برای انتخاب شاگردش با او مصاحبه کرد، معرف می‌خواست، او را حین کار آموزش می‌داد، منتور او بود، در مورد میزان حقوق و دستمزدش تصمیم می‌گرفت عملکرد او را ارزیابی می‌کرد و به تدریج با ارزیابی میزان پیشرفت او نقش‌های بیشتری در مغازه را به وی واگذار می‌کرد. تا به امروز که بر اساس گزارشات جهانی، سرمایه‌های انسانی جزء 5 چالش اصلی مدیران در سطح دنیاست و این روزها پای صحبت هر یک از مدیران که می‌نشینیم یا به دنبال ایجاد واحد منابع انسانی هستند و یا در فکر توسعه و بهبود آن.

وجود این تغییرات نقش مدیریت منابع انسانی در10 سال گذشته را دگرگون ساخته است. از نقش سنتی انجام امور اداری و رعایت قوانین کار تا تبدیل شدن به یک شریک تأثیرگذار در توسعه استراتژیک یک سازمان.

در این مقاله به چگونگی ایفای نقش همه مدیران در جایگاه مدیریت منابع انسانی پرداخته شده است.

تعریف مدیریت منابع انسانی

 

این مقاله را مطالعه کنید: تجربه‌ی عملی در راه‌اندازی واحد منابع انسانی

فهرستی از اشتباهات در مدیریت منابع انسانی

یکی از اشتباهات رایج ما در سازمان‌ها این است که نقش مدیریت منابع انسانی را فقط در قالب تیم منابع انسانی سازمان می‌بینیم و به محض مشاهده هر نقصی در این حوزه، انگشت اتهام را به سمت متولیان منابع انسانی سازمان نشانه می‌رویم. در حالی که در واقعیت همه مدیران سازمان مدیر منابع انسانی هستند، به شکلی که در بسیاری از سازمان‌های کوچک، مدیران وظایف مدیر منابع انسانی را بدون کمک دیگران انجام می‌دهند.

ولی با رشد سازمان‌ها مدیران نیاز به کمک، دانش تخصصی و توصیه‌هایی دارند که تشکیل تیم منابع انسانی مستقل را ضروری می‌سازد اما این به این معنا نیست که با تشکیل دپارتمان منابع انسانی در سازمان‌ها نقش مدیریت منابع انسانی از سایر مدیران گرفته می‌شود.
شاید از طریق فهرست کردن اشتباهاتی که در زمینه مدیریت منابع انسانی رخ می‌دهد بهتر بتوان این موضوع را توضیح داد.

*فردی در واحد شما مشغول به کار شده که برای شغل مورد نظر مناسب نیست.
*در واحدتان شاهد جابجایی بسیار بالای کارکنان هستید.
*استعدادها براحتی و با اولین پیشنهاد حقوق بالاتر شما را ترک می‌کنند.
*کارکنانی دارید که نهایت تلاش خود را در کار نمی‌کنند.
*کارکنان مهارت کافی برای انجام وظایفشان را ندارند.
*بین کارکنان با عملکرد پایین و بالا تمایزی وجود ندارد.
*متهم به رابطه بازی هستید.

و ده‌ها اشتباه دیگری که شما می‌توانید به این لیست اضافه کنید. شاید یک مدیر در زمینه‌های زیادی متخصص باشد، برای مثال یک برنامه‌ریز عالی باشد، خط تولید بسیار پیشرفته ایجاد کند، محصول جدیدی را طراحی و به بازار عرضه نماید، از نرم افزارهای فوق حرفه‌ای استفاده نماید اما به سبب استخدام افرادی که متناسب نیستند یا به سبب ناتوانی در ایجاد انگیزه در کارکنان خود در کارش ناموفق بماند.

بنابراین لازم است هر یک از مدیران ما این توانایی را داشته باشند تا در کنار نقش تخصصی خود، جنبه‌های مختلفی از نقش‌های مدیر منابع انسانی نظیر، ارزیابی و استخدام، آموزش و توسعه، مدیریت عملکرد، ایجاد انگیزه و … را ایفا نمایند. و این رشد و توسعه دانش و مهارت مدیران سازمان در حوزه مدیریت منابع انسانی را به یک ضرورت تبدیل می‌کند.

 توسعه مدیران غیرمنابع انسانی در کدام حوزه‌ها ضروریست؟

1- انتخاب و استخدام

انتخاب افراد مناسب یکی از راز و رمزهای موفقیت موفق‏ترین شرکت‏های دنیاست و بسیاری از رهبران و مدیران شایسته و موفق جهان، موفقیت خود را تا حدود زیادی به جذب افراد شایسته نسبت می‏دهند. انتخاب درست کارکنان به این معناست که آن‏ها با شغل، سازمان و همکارانشان تناسب دارند. تمام مدیران سازمان باید اصول و تکنیک‌های استخدام اثربخش را آموخته و قادر به بکارگیری آن در ارزیابی و انتخاب کارکنان زیرمجموعه در کنار متولیان منابع انسانی سازمان باشند.

2- آموزش و توسعه

آموزش و توسعه کارکنان یکی از فعالیت‌های اصلی است که هر مدیر باید قادر به انجام آن باشد، به قول آقای اندی گرو مدیرعامل سابق اینتل، آموزش یکی از کلیدی‌ترین فعالیت هایی است که یک مدیر می‌تواند انجام دهد، یک مدیر باید توانایی تشخیص نیازهای آموزشی کارکنانش را داشته باشد، بتواند آموزش‌ها را به شیوه‌های مختلف نظیر استاد شاگردی، منتورینگ، کارگاه‌های آموزشی، کوچینگ و… برگزار کند و در نهایت اثربخشی آموزش‌ها را ارزیابی و برای بهبود آن در آینده برنامه‌ریزی کند.

3- مدیریت عملکرد کارکنان

مدیران در موفقیت مدیریت عملکرد کارکنان نقش تعیین کننده‏ای دارند. یکی از اصلی‏ترین چالش‏های استقرار نظام موفق مدیریت عملکرد این است که مدیران تمرین و تجربه لازم را برای ایفای نقش موثر خود ندارند. چرا که جوهره چگونگی مدیریت عملکرد، فراتر از مستندات، رویه‌ها و فرم‌ها به توانایی مدیران در ساخت یک رابطه مبتنی بر تعامل و نه تحکم در طی چرخه مدیریت عملکرد وابسته است. مدیران باید طی یک چرخه مدیریت عملکرد، قادر به هدفگذاری و برنامه‌ریزی عملکرد باشند. از کارکنان طی دوره حمایت کنند، به کارکنان بازخوردهای اثربخش دهند، و در کنار هم به طراحی برنامه توسعه فردی بپردازند.

این مقاله را هم مطالعه کنید: شاخص‌های کلیدی ارزیابی عملکرد کارکنان+ ۶۰ نمونه

4- ایجاد انگیزه و اشتیاق سازمانی

خلاء اشتیاق یعنی این احساس که کارکنان کمترین کار ممکن را در قبال فیش حقوقی بالا انجام می‌دهند، نسبت به اهداف سازمان متعهد نیستند و براحتی سازمان را ترک می‌کنند. مدیران آرزوی داشتن کارکنانی را دارند که به واسطه علاقه قلبی کارکنان به کار و سازمان، با تمام توان در خدمت سازمان هستند و همچنان از این فداکاری لذت می‌برند. اما آیا به این آگاهی دارند که خود اصلی‌ترین عامل ایجاد و یا نابودی این حس در کارکنانشان هستند؟

5- مدیریت استعدادها و جانشین پروری

اهمیت شناسایی و حفظ استعدادها در سازمان‌های امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. مدیران باید قادر به شناسایی، ارزیابی، توسعه و حفظ استعدادها باشند به گونه‌ای که استعدادها را آماده احراز پست‌های کلیدی در آینده سازمان نمایند. (برای مطالعه بیشتر مقاله مدیریت استعداد چیست را بخوانید)

مدیریت استعدادها و جانشین پروری

وظایف مدیریت منابع انسانی

به غیر از حوزه‌هایی که در بالا ذکر شد، بهبود کار تیمی، ایجاد شرایط فیزیکی و محیط امن برای کارکنان، نظارت بر تعیین حقوق و دستمزد و… نیز از سایر حوزه‌هایی است که یک مدیر باید توانایی انجام آن را داشته باشد.

سخن پایانی

انسان و مدیریت منابع انسانی، جزء جدا نشدنی از مسئولیت‌های همه مدیران سازمان است. از مدیرعامل سازمان گرفته تا پایین‌ترین رده آن، در این میان یکی از نقش‌های اصلی دپارتمان‌های منابع انسانی سازمان‌ها، ارائه کمک‌های تخصصی مورد نیاز مدیران در حوزه مدیریت منابع انسانی است، به گونه‌ای که آن‌ها را برای ایفای این نقش توانمند سازند.

بدون وجود مدیرانی که قادر به ایفای نقش مدیریت منابع انسانی در کنار نقش تخصصی خود باشند، هر چقدر هم که دپارتمان منابع انسانی توانمندی داشته باشیم، مدیریت منابع انسانی در سازمان ما کامل نخواهد بود، پس آموزش مدیران در این حوزه را جدی بگیریم.

منابع: دانش و تجربیات شخصی نویسنده در حوزه مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

استخدام از طریق معرفی کارکنان فعلی
مقالات

استخدام از طریق معرفی کارکنان فعلی

برای کارمندیابی و تامین منابع انسانی از خارج از سازمان روش‌های مختلفی وجود دارد، ممکن است تصمیم بگیرید یک آگهی استخدامی طراحی و آن را در فضاهای مختلف اطلاع‌رسانی نمایید، از موسسات و یا سایت‌های کاریابی کمک بگیرید، به دانشگاه‌ها مراجعه کنید و افراد تازه فارغ التحصیل شده را کاندید نمایید، در نمایشگاه‌های شغلی شرکت کنید و یا از کارکنان فعلی شرکت بخواهید که افراد شایسته‌ای را که می‌شناسند به شما معرفی کنند.

تحقیقات نشان می‌دهد از بین روش‌های مختلف کارمندیابی، بهترین کارکنان استخدام شده کسانی بوده‌اند که بنا به معرفی و توصیه کارکنان سازمان استخدام شده‌اند زیرا کارکنان کنونی می‏توانند در مورد داوطلبان شایسته اطلاعات دقیقی به شرکت بدهند بخصوص این که آن‏ها بدین وسیله آبروی خود را در گرو کسی می‏گذارند که به شرکت معرفی می‏‌نمایند.
داوطلب جدید هم می‏تواند تصویر واقعی‏تری از شرایط کار بدست آورد زیرا با کسانی که در سازمان مزبور مشغول به کارند صحبت می‌کند.

بنابراین استخدام از طریق معرفی کارکنان فعلی یکی از اثربخش‌ترین روش‌های پیوستن کارکنان به سازمان‌های ماست که متاسفانه در کشور ما کمتر به آن توجه می‌شود.

گوگل یکی از شرکت‌های پیشرو در این زمینه است، بیش از نیمی از کارکنان این شرکت افرادی هستند که سایر کارکنان معرفی کرده‌اند.
وقتی از گوگلی‌ها می‌پرسند چرا دوستان و همکارانشان را به گوگل معرفی می‌کردند پاسخ‌های جالبی دریافت می‌شود.

” شوخی می‌کنی؟ اینجا بهترین جای دنیاست. دوست دارم دوستانم اینجا کار کنند”.
” آدم‌های اینجا خیلی باحالند. کسی را می‌شناسم که دقیقا به درد چنین جایی می‌خوره”.
” این فرصت به من داده شده که بخشی از مجموعه‌ای باشم که از قد و قواره من بزرگتره. چند نفر دیگه هستن که می تونن چنین حرفی بزنن؟”

نکته جالب این است که افراد گوگل واقعا تجربه کاری خود را دوست دارند و می‌خواهند این تجربه را با سایر افراد به اشتراک بگذارند و با وجود این که گوگل بابت این معرفی پاداش خوب به کارکنان می‌دهد عده خیلی کمی به حق پاداش به عنوان عامل انگیزاننده برای معرفی افراد اشاره می‌کنند.

کارمندیابی

 

نکاتی برای بهره‌گیری از روش استخدام بر مبنای معرف

1- برای این که کارکنان بهترین افراد را به شما معرفی کنند، ویژگی‌های نیروی مورد نظرتان را دقیق و به طور کامل مشخص کنید.

2- بجای پرسیدن یک سوال کلی از کارکنان نظیر “آیا کسی را می‌شناسید که باید استخدام کنیم؟” سوالات دقیق‌تری بپرسید مثل: “آیا کسی را می‌شناسید که یک فروشنده خوب در شیراز باشد؟”

3- به کارکنان کمک دهید تا بررسی همه جانبه‌ای در مورد تمام افرادی که می‌شناسند به عمل آورند به طور مثال افراد را در گروه‌های 20 تا 30 نفره جمع کنید و از آن‌ها بخواهید اطرافیان و به خصوص شبکه‌های اجتماعی نظیر لینکدین خود را بررسی کنند و هر فرد مناسبی که به نظرشان می‌رسد را پیشنهاد دهند.

4- معرف‌ها را از وضعیت ارزیابی فردی که معرفی کرده‌اند مطلع کنید.

5- برای معرفی افراد شایسته به سازمانتان از طریق کارکنان پاداش مناسبی را در نظر بگیرید.به طور مثال در گوگل هر فرد در ازای معرفی هفت نفر به طور متوسط 2000 دلار دریافت می‌کند.

**********

استخدام از طریق معرفی کارکنان این کاریابی‌های درون سازمانی با هزینه‌ای به مراتب کمتر از کاریابی‌های خارجی انجام می‌پذیرد ضمن آن که کارکنان سازمان درک عمیق‌تری از بازار ما دارند و تجربه صمیمانه‌تر و گرم‌تری را برای کاندیداهای شغلی فراهم می‌کنند.
پس با وسوسه کردن کارمندان به معرفی افراد، هر یک از کارمندان را به یک استخدام کننده تبدیل کنیم به گونه‌ای که جذب نیرو  بخشی از شغل همه افراد سازمانمان شود.

منابع:

کتاب اسرار کار در گوگل/ لزلوباک، ترجمه منصور شیرزاد، محمدحسین میرمجیدی

تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

عادت کوچینگی رهبران عالی
کوچینگ, مقالات

5 عادت رهبران عالی با مهارت های کوچینگی (+اینفوگرافیک)

رهبران عالی با مهارت‌های کوچینگ چه عادت‌هایی دارند؟

1- انتظارات را در سازمان شفاف و همسو می‌کنند.
2- از طریق طرح سوالات قدرتمند مشارکت و تعلق ایجاد می‌کنند.
3- با کمک ساخت تیم‌های قدتمند احساس مالکیت قوی ایجاد می‌کنند.
4- با ارزیابی نتایج فردی و سازمانی مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی را توسعه می‌دهند.
5- با قدردانی از کارکنان آن‌ها را متعهد می‌کنند.

این عادات در رهبران سازمان‌های ما چقدر توسعه داده شده است؟

این عادت ها و نتایج یکارگیری آن ها در اینفوگرافیک زیر نمایش داده شده است.

5 ویژگی کوچینگی رهبران عالی
                                                                                                
مصاحبه ارزیابی منابع انسانی در شرکت چابک
مقالات, مدیریت منابع انسانی چابک, مصاحبه و انتخاب

تجربه بهره گیری از مصاحبه ترکیبی در ارزیابی منابع انسانی شرکت‌های چابک

چابکی در دنیای امروز کسب و کارها به یک مفهوم بسیار جدی تبدیل شده است. همه کسب و کارها برای ارائه محصولات و خدمات بهتر به مشتریان در دنیای دیجیتالی امروز نیاز به سرعت عمل بیشتری دارند.

تغییرات موجود در این سازمان‌ها نیاز به انتخاب نیروی انسانی شایسته را به یک موضوع کلیدی تبدیل می‌کند، در این سازمان‌ها چالش تصمیم گیری در مورد نحوه ارتقا کارکنان و همینطور تصمیم گیری در خصوص پست‌های خالی که با توجه به ماهیت رشد کسب و کارها به صورت مداوم ایجاد می‌شود وجود دارد.

بر این اساس تیم منابع انسانی سازمان به دنبال این پاسخ است که

چطور ارزیابی و انتخاب کنیم که شایسته‌ها پست‌های کلیدی را احراز کنند؟

با این نگاه شناسایی و ارزیابی شایستگی‌ها در کارکنان و برنامه‌ریزی برای توسعه و پرورش آن‌ها به عنوان یک اولویت در مدیریت منابع انسانی شرکت‌های پیشرو مطرح می‌شود.

به منظور ارزیابی شایستگی‌های کارکنان سه رویکرد عمده وجود دارد:

  • بررسی سوابق عملکرد قبلی متقاضی با استفاده از شواهد و مدارک موجود در سازمان به طور مثال بررسی وضعیت دستیابی به شاخص‌های کلیدی عملکرد
  • بهره‌گیری از روش‌ها و ابزارهایی مثل مصاحبه شایستگی محور، مطالعات موردی، بازی‌های مدیریتی، شبیه سازی‌های شغلی و…
  • بهره‌گیری از کانون‌های ارزیابی

یکی از بهترین رویکردهای شناخت و ارزیابی شایستگی‌های کارکنان کانون‌های ارزیابی و توسعه است. کانون ارزیابی که در مقالات قبلی مفصل به آن پرداختیم. رخدادی است که در آن تعدادی کاندیدا در مجموعه تمرین‌ها یا آزمون‌ها شرکت می‌کنند و توسط ارزیابان آموزش‌دیده، از نظر شایستگی‏‌ها، مورد مشاهده و ارزیابی قرار می‌گیرند.

اما برگزاری یک کانون ارزیابی کامل یک پروژه بزرگ، پرهزینه، طولانی است و برای شرکت‌های چابک و در حال توسعه  که به طور مداوم در حال جذب، توسعه و یا ارتقای کارکنان هستند همواره قابل اجرا نیست.

در این شرایط می‌توان با بهره گیری از ترکیب انواع مصاحبه با برخی از ابزارهای کانون ارزیابی علاوه بر بالا بردن قدرت پیش بینی و پایین آوردن ریسک انتخاب، در زمان و هزینه نیز صرفه جویی نمود.

اگر به درک مفهوم چابکی در مدیریت منابع انسانی علاقمند هستید مقاله بکار گیری رویکرد چابک در منابع انسانی  را هم مطالعه کنید.

اشتراک یک تجربه

اخیرا این رویکرد را در ارزیابی شایستگی‌های گروهی از سرپرستان در یکی از شرکت‌های چابک مورد استفاده قرار دادم که در ادامه مراحل اجرایی کار را با شما به اشتراک گذاشته‌‌ام.

گام اول: توافق بر مدل شایستگی

این مدل یا فهرست شامل مجموعه‌ای از ویژگی‌ها، توانایی‌ها و مهارت‌هایی است که برای انجام موفق شغل یا نقش لازم‌اند و می‌توانند تفاوت بین عملکرد شاغلان موفق و برجسته‌ی هر شغل را با شاغلان دارای عملکرد متوسط یا ضعیف نمایان کنند. در واقع، داشتن یا نداشتن این مهارت‌ها و شایستگی‌هاست که باعث می‌شود شاغلان در یک شغل عملکردهای متفاوتی داشته باشند. مدل شایستگی‌ها محور ارزیابی است و ابزارها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که امکان بروز شایستگی‌ها را فراهم کنند، یک نمونه مدل شایستگی را در شکل زیر مشاهده می‌نمایید.

یک نمونه مدل شایستگی

گام دوم: انتخاب ابزارهای سنجش شایستگی‌ها

ابزارها برای شناخت میزان یک شایستگی در وجود یک فرد مورد استفاده قرار می‌‌گیرند، در این مرحله می‌بایست انتخاب کنیم که ترکیب کدام ابزارها به همراه مصاحبه امکان بروز شایستگی‌ها را بهتر فراهم می‌کند. در پروژه مذکور با توجه به مدل شایستگی از ترکیب مصاحبه شایستگی محور، مصاحبه موقعیتی و تمرین ایفای نقش برای ارزیابی شایستگی‌ها استفاده کردم، در ادامه هر یک از این تمرین‌ها توضیح داده شده است:

  • مصاحبه شایستگی محور: این مصاحبه بر این فرض استوار است که رفتارهای گذشته اخیر فرد بهترین پیش بینی کننده رفتار و عملکرد او در آینده، به ویژه آینده نزدیک است. این مصاحبه به شکل عمقی انجام می‌شود و آن قدر در مورد یک موضوع، تجربه، رفتار و عملکرد سوال پرسیده می‌شود که مصاحبه‌کنندگان احساس کنند که اطلاعات لازم را در مورد عملکرد فرد در موقعیت‌های خاص بدست آورده‌اند، مثلا اگر به دنبال ارزیابی شایستگی مشتری مداری هستیم یک سوالات مصاحبه مصاحبه شایستگی محور می‌تواند شبیه زیر باشد.
  • مشتری مداری: موقعیتی را توصیف کنید که اقدامی فراتر از انتظار مشتری انجام دادید؟ برای آشنایی بیشتر با این مصاحبه می‏‌توانید این فیلم را تماشا کنید.
  • مصاحبه موقعیتی: این مصاحبه با مطرح کردن موقعیت‏های فرضی که در صدد شنیدن پاسخ‏هایی در مورد عکس العمل و رفتارهای احتمالی فرد در برخورد با شرایط مورد سوال است، به گونه ‏ای که بتوان رفتار وی را در یک موقعیت مشخص پیش بینی کرد. به طور مثال برای ارزیابی شایستگی مشتری مداری در مدل شایستگی فوق یک سوال موقعیت محور می تواند شبیه زیر باشد: یکی از مشتریان بسیار ناراضی از پاسخدهی یکی از کارمندان شما، به شما مراجعه می‌کند، در این موقعیت چه اقدامی انجام می‌دهید؟
  • ایفای نقش: ایفاي نقش یک گفتگوي شبیه سازي شده است كه در آن شركت كننده با فرد دیگري كه نقش مقابل را ایفا مي‌كند، تک به تک به گفتگو مي‌پردازد و ارزیابی شوندگان بر اساس یک سناریوی خیالی و به گونه‌ای که منعکس کننده وضعیت واقعی محیط کاری آینده باشد، نقشی را بازی می‌کنند. به طور مثال برای ارزیابی شایستگی مهارت بازخورد دادن می‌توان فرد را در جایگاه مدیری قرار داد که قرار است یک جلسه بازخورد عملکرد را برگزار نماید.

این مقاله را هم مطالعه کنید: انواع مصاحبه در مدیریت منابع انسانی(راهنمای جامع)

گام سوم: ارائه گزارش

گزارش خروجی نهایی قرار است وضعیت شایستگی ارزیابی شوندگان را توصیف کند و به سازمان برای تصمیم‌گیری در خصوص انتخاب و ارتقای شایسته ترین‌ها یاری رساند، گزارش می‌تواند به تفکیک تمرین‌ها و یا به تفکیک شایستگی‌ها ارائه شود، نکته‌ای که اهمیت دارد این است که با توصیف تصویر واقعی از ارزیابی شونده، به سازمان برای تصمیم گیری نهایی کمک داده و ریسک انتخاب را به حداقل برساند، همچنین منجر به افزایش خودآگاهی در ارزیابی شوندگان شود و به آن‌ها در طراحی برنامه توسعه یاری رساند.

برشی از گزارش در مورد یک شرکت کننده در ادامه نمایش داده شده است.

توصیف وضعیت شایستگی ارزیابی شوندگان

برشی از یک گزارش شرکت کننده

جمع بندی

در این مقاله سعی کردم تجربه بکارگیری مصاحبه ترکیبی را در ارزیابی شایستگی‌های منابع انسانی به خصوص برای شرکت‌های چابک را با شما به اشتراک بگذارم، رویکردی که با بهره گیری از ابزارهای مکمل در مصاحبه، علاوه بر سرعت و مقرون به صرفه بودن از قابلیت پیش بینی بسیار بالاتری هم نسبت به مصاحبه‌های سنتی برخوردار است و می‌تواند به عنوان یک راهکار در فرآیند استخدام و ارتقای شرکت‌های چابک، بخصوص جایی که امکان بهره گیری از کانون ارزیابی به هر دلیل(هزینه، زمان، زیرساخت و…) مهیا نیست، مورد استفاده قرار گیرد و شانس انتخاب شایسته‌ترین‌ها را تا حد چشمگیری(حدود 60 درصد) افزایش دهد.

اگر به توسعه مهارت‌های مصاحبه گری خود علاقمند هستید دوره آموزشی مصاحبه گری حرفه‌ای برای شما مفید خواهد بود.

منبع: دانش و تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

تله‌های پرسش‌گری در کوچینگ
کوچینگ, مقالات

تله‌های پرسش‌گری در کوچینگ

بدون یک سوال خوب، یک جواب خوب راه به جایی نمی‌برد. (کلیتون کریستنسن)

اساس کار یک کوچ سوال پرسیدن است بهترین کوچ‌ها با توجه به سوالات خردمندانه‌ای که می‌پرسند متمایز می‌شوند؛ نه بر اساس پاسخ هوشمندانه‌ای که می‌دهند، زیرا قصد یافتن تشنگی است و نه سیراب کردن، پرسش‌های قوی و تاثیرگذار باعث می‌شود تا کنجکاوی افراد برانگیخته شده و به دنبال پاسخ بروند.
پرسش‌های خوب چالش برانگیز هستند زیرا که جلوی عذر و بهانه یا ابهام را گرفته و اصرار دارند که مراجع مسئولیت‌های خود را بر عهده بگیرد.

تله‌های پرسش‌گری
پرسش‌گری در کوچینگ ظاهری آسان و عمقی بسیار پیچیده دارد و همین باعث می‌شود گاهی اوقات کوچ‌ها به خصوص کوچ‌های تازه کار در تله‌های پرسشگری گرفتار شوند، در ادامه با برخی از این تله‌ها آشنا می‌شویم.

این مقاله را مطالعه کنید: انواع سوالات در کوچینگ + نمونه

تله‌های پرسش

پرسش‌های بسته

سوالاتی که در آن‌ها فقط پاسخ بله یا خیر دریافت می‌کنید و ادامه گفتگو سد می‌شود.
ناراحت شدم شنیدم در بیمارستان هستید الان حالتون بهبود یافته؟ بله متشکرم
ناراحت شدم شنیدم در بیمارستان هستید الان حالتان چطور است؟

پرسش‌های دارای توصیه زیرپوستی

سوالاتی که از دستور کار و ذهنیت خودتان می‌آید اما ملبس به علایق و دغدغه‌های مراجع است.
تا حالا سعی کرده‌ای برای حل این مشکل در یک دوره آموزشی شرکت کنی؟

پرسش‌هایی که با چرا شروع می‌شود

از سوالاتی که با چرا شروع می‌شوند خودداری کنید چون حالت اتهامی دارند، پرسشی مانند چرا این کار را انجام دادی یادآور زمانی است که والدین یا معلم به خاطر تکرار یک رفتار اشتباه به ما می‌گفتند و محتمل‌ترین پاسخ آن همانند یک بچه مدرسه‌ای نمی‌دانم است!
به من بگو چرا این طور فکر می کنی؟
به من بگو چه فرضیاتی داشتی؟

در حقیقت سوال با چرا مشوق یک تحلیل بی فایده است.تمرکز روی این تحلیل ها تمرکز را به جای زمان حال روی گذشته قرار داده و صرفا مشکل را برای مراجع مبهم‌تر می‌سازد.

پرسیدن سوالات پشت سر هم

سوال پرسیدن‌های پشت سرهم و متوالی هم خوب نیست، چون باعث عدم تمرکز طرفین روی موضوع می‌شود.‌ هربار، یک سوال بپرسید. فقط یک سوال در هر بار و واقعا به جواب گوش دهید.

بدانیم هدف از طرح پرسش در کوچینگ باز کردن ذهن مراجع است. حرکت در همان مسیر قبلی راه به جایی نمی‌برد، چون اگر این کار را انجام دهید به همان پاسخ‌های تکراری می‌رسید. در کل پرسشی اثرگذارتر است که در حین سادگی و پیش پا افتادگی رمز و رازی در آن نهفته باشد به گونه‌ای که منجر به اکتشاف متفکرانه از جانب مراجع شوند. بهترین پرسش‌های کوچینگ کوتاه هستند چیزی بین هفت تا دوازده کلمه به این ترتیب درک آن‌ها هم آسان می‌شود. چگونگی انجام چنین پرسشگری در ادامه آمده است.

چه جادویی

این اصل را رعایت کنید که همه پرسش‌ها با چه شروع شوند.
چه در کوچینگ قدرت جادویی دارد.
مثلا
آیا تا به حال سعی کردی یک راه حل پیدا کنی؟(فقط می‌توان به این پرسش جواب بله یا خیر داد)!
تا به حال چه روش هایی را امتحان کرده‌ای؟

برخی سوالات اثربخش کوچینگی(با چه) را در ادامه مشاهده می‌فرمایید.

چه چیزی که اگه با خودت از این جلسه ببری بهت کمک می‌کنه چیه؟
چه چیزی را می‌خواهی تغییر دهی؟
چه چیزی تو را به هیجان می آورد و الهام بخش توست؟
الان جای چه چیزی در زندگیت خالیست؟
اگر چیزی که می‌خواهی محقق شود زندگیت چه تغییری می‌کند؟
برای انجام چه چیزی هنوز آماده نیستی؟
چه چیزی در خودت را دوست داری؟

و دیگر چه: یک پرسش قدرتمند

این سوال جادویی چیزهای زیادی را خلق می‌کند: دانش بیشتر، خودآگاهی بیشتر، احتمالات بیشتر…
پرسش‌های بیشتر با فراهم کردن اطلاعات و دانش بیشتر، گزینه‌های بیشتری را برای تصمیم‌گیری فراهم می‌کند و معمولا منجر به تصمیم‌های بهتری می‌شود.

پرسش‌های تاثیرگذار مانند قطب نمایی عمل می‌کنند که قصد و جهت‌گیری کلی را مشخص می‌کنند تا بدون آن که فرد به مقصد و یا مسیر از پیش تعریف شده‌ای محدود شود نسبت به جستجوی اکتشافی گزینه‌ها و امکان‌های مختلف ترغیب شود. پرسش‌های قوی کنجکاوی را ترغیب کرده فضای ذهنی را باز می‌کند و در نهایت باعث حرکت مراجع و پیگیری تعهدات می‌شود.

منابع:
کواکتیو کوچینگ/ علی سخاوتی
مدیر در نقش کوچ/جنی راجرز، ترجمه افشین محمد
کتاب 549 پرسش قدرتمند کوچینگ/ اما لوییز، ترجمه بهناز نامدار

تجربیات شخصی نویسنده در کوچینگ

نویسنده: سونیا جلالی

ارزیابی شوندگان در کانون ارزیابی چه حقوقی دارند؟
کانون ارزیابی, مقالات

ارزیابی شوندگان در کانون ارزیابی چه حقوقی دارند؟

در کانون‌‌های ارزیابی و توسعه، ارزیابی شوندگان(داوطلبین) یکی از ارکان اصلی هستند؛ چرا که نتایج کانون قرار است به تصمیم‌گیری در خصوص انتخاب و یا توسعه آن‌ها منجر شود.

کانون‌های ارزیابی معمولا حجم وسیعی از داده‌ها و اطلاعات را در مورد ارزیابی شوندگان تولید می‌کنند. این اطلاعات از طریق تمرینات، تست‌ها، تعاملات و سایر آزمون‌های به کار گرفته شده در کانون تولید می‌شود. از آن جایی که این اطلاعات مهم، حساس و گاهی تعیین کننده و سرنوشت ساز هستند، ارزیابی شوندگان نسبت به آن حقوقی را دارا هستند که در این مقاله قصد دارم به بعضی از مهم‌ترین آن‌ها بپردازم.

حقوق ارزیابی‌شوندگان کانون ارزیابی

1- سازمان ملزم است که ارزیابی شوندگان را قبل از آغاز فرایند ارزیابی از مواردی آگاه کند. ترجیح آن است که این اطلاعات قبل از کانون و به صورت مکتوب ارائه شود. این اطلاعات می‌بایست موارد زیر را در بر بگیرد:

  • هدف از ارزیابی چیست؟
  • ارزیابی شوندگان چگونه و با چه معیارهایی انتخاب شده‌اند؟
  • ارزیابان چه کسانی هستند و چه صلاحیت‌ها و تخصص‌هایی دارند؟
  • نتایج ارزیابی چگونه نگهداری و استفاده خواهد شد؟
  • بازخوردها چه وقت و چگونه به شرکت کنندگان ارائه خواهد شد؟
  • پشتیبانی‌های آموزشی بعد از ارزیابی چگونه خواهد بود؟
  • نتایج کانون چه ارتباطی با استراتژی و فرهنگ سازمان و همچنین با سایر سیستم‌های منابع انسانی سازمان دارد؟
  • آیا ارزیابی‌های مجدد هم وجود خواهد داشت؟
  • دسترسی به گزارشات مرکز ارزیابی چگونه و تحت چه شرایطی میسر و مقدور است؟

گزارشات مرکز ارزیابی

2- کلیه ارزیابی شوندگان باید از عملکرد خود در کانون ارزیابی مطلع شوند و از همه پیشنهادها و توصیه‌ها مطلع شوند.

3- ارزيابی شوندگان عضو سازمان، امكان خواندن گزارش‌های رسمی خلاصه شده مكتوب درمورد پيشنهادها و عملكرد خود را دارند. سازمان بايد برای متقاضيان استخدام حداقل توصيه‌ها و در صورت امكان و درخواست آنها نتايج و علت نتايج گرفته شده را ارائه كند.

4- به منظور حفظ امنیت و اعتبار تمرینات و تست‌های کانون، می‌توان تمرینات و آزمون‌ها را محرمانه نگه داشت، اما منطق و اعتبار تمرینات و نتایج حاصل از ارزیابی باید حسب درخواست ارزیابی شوندگان در اختیار آن‌ها قرار گیرد.

5- سازمان بايد ارزيابی شوندگان را نسبت به اطلاعات و سوابقي كه جمع آوری، نگهداری، استفاده و منتشر می‌شوند، مطلع كند. اگر سازمان تصمیم بگیرد که از اطلاعات حاصل از ارزیابی‌ها در مواردی غیر از آن چه قبلا تعیین و اعلام شده بود استفاده کند و این استفاده به نحوی بر ارزیابی شونده اثرگذار باشد باید ارزیابی شونده را مطلع نموده و موافقت او را جلب نماید.

دانلود متن کامل خطوط راهنمای کانون ارزیابی

AC Guidelines

جایگاه کانون ارزیابی در ایران

مجدد نگاهی به این خطوط راهنما بیندازید. در کانون‌های ارزیابی که در کشور ما برگزار می‌شود به کدامیک از این خطوط پایبندیم؟

منابع
خطوط راهنما و ملاحظات اخلاقی براي عمليات كانون ارزيابي، ترجمه زهرا بدلی و محمد حبیبی
شرکت‌های موفق جهان چگونه استخدام می‌کنند؟، دکتر ابوالعلایی

نویسنده: سونیا جلالی

اگر به خدمات مشاوره مدیریت منابع انسانی و یا مشاوره کانون‌های ارزیابی و توسعه نیاز دارید خدمات مشاوره منابع انسانی آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی را ملاحظه کنید.

اینفوگرافی کوچینگ، منتورینگ و آموزش
کوچینگ, مقالات

تفاوت کوچینگ و منتورینگ

تشخیص تفاوت بین کوچینگ و منتورینگ می‌تواند گیج کننده باشد.
کوچینگ و منتورینگ اشکال متمایز اما تکمیل کننده رشد فردی و حرفه‌ای هستند. هم کوچینگ و هم منتورینگ نقش‌های محوری در تقویت پیشرفت فردی ایفا می‌کنند.
در این مقاله، ما به بررسی تعریف تفاوت‌های بین کوچینگ و منتورینگ خواهیم پرداخت و اینکه چگونه داشتن هر دو می‌تواند راز موفقیت باشد.

تعریف کوچینگ(Coaching)

یک کوچ یا مربی فردی است که به افراد برای تعیین و دستیابی به اهداف خاص، ایجاد تغییرات مثبت در زندگی شخصی و یا حرفه‌ای و غلبه بر چالش‌ها کمک می‌کند. کوچ‌ها با استفاده از یک فرآیند ساختارمند و مشارکتی، اغلب از طریق حمایت، راهنمایی و تشویق، به افراد کمک می‌رسانند.

فرآیند کوچینگ معمولاً شامل رویکردی مشارکتی و مبتنی بر مراجع است. کوچ‌ها سوالات قدرتمندی می‌پرسند، بازخورد ارائه می‌دهند و به مراجعان در ایجاد برنامه‌های عملی برای حرکت به سمت نتایج مطلوبشان کمک می‌کنند. رابطه کوچینگ بر اعتماد بنا شده است و کوچ به عنوان یک شریک حمایتی در مسیر رشد شخصی یا حرفه‌ای مراجع عمل می‌کند.

تعریف منتورینگ(Mentoring)

منتور فردی است که دانش، مهارت و یا تجربه خود را به اشتراک می‌گذارد تا به دیگری در توسعه و رشد کمک کند. یک منتور به طور معمول فردی باتجربه و دانش‌پایه بالا است که به فردی کم‌تجربه‌تر یا کم‌دانش‌تر که به او فرد تحت حمایت (منتی) گفته می‌شود، راهنمایی، پشتیبانی و مشاوره ارائه می‌دهد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: منتورینگ چیست؟ اهمیت و نقش منتورینگ در آموزش

با نگاه کردن به این دو تعریف، شاید هنوز کاملا مطمئن نباشید که تفاوت‌های کلیدی بین منتورینگ و کوچینگ چیست. یکی از بارزترین تفاوت‌ها این است که منتورینگ از جنس گفتن و هدایت کردن است، در حالی که مربیگری غیردستوری است. این در عمل به چه معناست؟ در جلسات منتورینگ، به احتمال زیاد این منتور است که بیشتر صحبت می‌کند، در حالی که در جلسات مربیگری، به احتمال زیاد مربی سوال می‌پرسد و به فردی مقابل فضایی برای تفکر و صحبت بیشتر می‌دهد. در نهایت، هم منتورینگ و هم مربیگری به افراد کمک می‌کند تا با استفاده از تجربه مربی یا منتور به جایی که می‌خواهند برسند.

تفاوت کوچینگ و منتورینگ

بیایید تفاوت کوچینگ و منتورینگ را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.

  1. زمان

    منتورینگ اغلب بلندمدت است و برخی از روابط منتورینگ بیش از 6 ماه و در موارد متعددی سال‌ها یا حتی دهه‌ها به طول می‌انجامد. در واقع، برخی از منتورها و منتی‌های مشهور، روابط منتورینگ مادام العمر را ذکر می‌کنند. در مقابل کوچینگ اغلب کوتاه‌مدت است و .ممکن است به اندازه یک مکالمه کوتاه 10 یا 15 دقیقه‌ای باشد. با این گفته، برخی از روابط کوچینگ نیز می‌توانند بلندمدت باشند

  2. رویکرد

    همانطور که ذکر شد، منتورینگ بسیار هدایتگرتر است. منتورینگ در مورد به اشتراک گذاشتن دانش، تجربه و مهارت‌های منتور، راهنمایی فرد و هدایت او به سمت مسیر درست است. برخلاف منتورینگ، کوچینگ غیرهدایتگر است، به این معنی که در مورد پرسیدن سوالات درست، ایجاد فضایی برای فردی که تحت کوچینگ قرار می‌گیرد تا به نحوه دستیابی به موفقیت بیشتر، رسیدن به اهداف و یافتن توانایی‌های درونی خود فکر کند، است.

  3. ساختار

    به طور معمول، منتورینگ از کوچینگ ساختار کمتری دارد و در حالی که داشتن دستور کار و اهداف جلسات منتورینگ توصیه می‌شود و بر عهده منتی است که آن را تنظیم کند. در مقایسه کوچینگ معمولاً از یک ساختار دقیق‌تر پیروی می‌کند.

  4. خروجی

    در نهایت، منتورینگ عمدتاً بر توسعه فردی متمرکز است و به منتی نگاه می‌کند تا تصمیم بگیرد که به چه چیزی می‌خواهد دست یابد و چه اهدافی را برای روابط منتورینگ خود در نظر دارد. کوچینگ بیشتر بر عملکرد تمرکز دارد و فرد یا افرادی که تحت کوچینگ قرار می‌گیرند را تشویق می‌کند تا در نقش‌های روزمره خود عملکرد بهتری داشته باشند.

این مقاله را مطالعه کنید: انواع سوالات در کوچینگ + نمونه

چه زمانی از کوچینگ استفاده کنیم؟

در حالی که هیچ دوره زمانی یا شرایط خاصی برای همکاری با یک کوچ وجود ندارد، اما لحظات کلیدی وجود دارد که در آنها کوچینگ می‌تواند به خصوص ارزشمند باشد.

توسعه مهارت

زمانی که نیاز به تقویت مهارت‌های خاصی مانند سخنرانی در جمع، مدیریت زمان یا رهبری دارید، یک کوچ می‌تواند کمک هدفمندی را ارائه دهد.

بهبود عملکرد

اگر هدف شما بهبود عملکرد خود در یک زمینه خاص مانند فروش، بهره وری یا مدیریت پروژه است، یک کوچ می‌تواند پشتیبانی متمرکزی ارائه دهد.

تعیین هدف و دستیابی به آن

زمانی که اهداف خاصی دارید، چه شخصی و چه حرفه‌ای، یک کوچ می‌تواند به شما در تعریف و تلاش برای رسیدن به آن اهداف با یک برنامه ساختاریافته کمک کند.

مدیریت استرس و سلامت

اگر با استرس، فرسودگی شغلی دست و پنجه نرم می‌کنید یا به دنبال سلامت کلی هستید، یک کوچ متخصص در این زمینه ها می‌تواند استراتژی‌ها و پشتیبانی را ارائه دهد.

برنامه‌ریزی برای تغییر شغل

در طول تغییر یا انتقال شغلی، یک کوچ می‌تواند به شما در شناسایی و طی کردن مراحلی که برای دستیابی به اهداف شغلی جدید خود نیاز دارید کمک کند.

یک رابطه کوچینگ همچنین نتایج ملموسی مانند کاهش نرخ فرسودگی شغلی، کاهش استرس و افزایش اشتیاق و انعطاف پذیری را به همراه دارد. چنین تحولی نه تنها برای کارمندان به صورت فردی، بلکه برای تیم‌هایی که آنها مدیریت می کنند نیز قدرتمند است.

این مقاله را هم مطالعه کنید: منتورینگ گروهی چیست؟ ۹ مرحله پیاده‌سازی

چه زمانی از منتورینگ استفاده کنیم؟

بسیاری از افراد برای دریافت مشاوره حیاتی از یک فرد حرفه‌ای باتجربه‌تر و دسترسی به شبکه ارتباطی او به دنبال یک منتور می‌گردند. بعلاوه، برخی از افراد برای دسترسی به رهبری سطح بالا که ممکن است در کار روزانه خود با آن‌ها برخورد نداشته باشند، با یک منتور کسب و کار در سازمان خود همکاری می‌کنند.

در اینجا برخی از زمان‌های رایج برای بهره‌گیری یک منتور آورده شده است:

گذارهای شغلی

اگر در حال گذر از یک تغییر شغلی مانند تغییر صنعت یا ورود به نقش‌های رهبری هستید، یک منتور می تواند بر اساس تجربیات خود شما را راهنمایی کند.

توسعه حرفه‌ای کلی

اگر به دنبال مشاوره کلی در مورد مسیر شغلی، رشد حرفه‌ای و توسعه بلندمدت خود هستید، یک منتور می‌تواند بینش و دانش خود را به اشتراک بگذارد.

کارآفرینی

راه اندازی یک کسب و کار یا کارآفرینی اغلب با چالش‌های مختلفی همراه است. یک منتور که تجربیات مشابهی را پشت سر گذاشته و دارای مهارت‌های کارآفرینی است، می‌تواند مشاوره و پشتیبانی ارزشمندی از تجربه مستقیم خود ارائه دهد.

رشد شخصی و تغییرات زندگی

در دوران رشد شخصی، تغییرات زندگی یا تصمیمات مهم، یک منتور می‌تواند در مورد برقراری تعادل بین جنبه‌های شخصی و حرفه‌ای زندگی راهنمایی کند.

شبکه سازی و ایجاد روابط

اگر به دنبال گسترش شبکه حرفه‌ای خود یا تقویت مهارت‌های بین فردی خود هستید، یک منتور می‌تواند در مورد ایجاد روابط و ایجاد یک برنامه شبکه‌سازی به شما راهنمایی کند.

جمع‌بندی

در حالی که انتخاب بین یک منتور و یک کوچ سخت است، هیچ دلیلی وجود ندارد که شما یا هیچ کارمندی مجبور به انتخاب بین آنها باشید. داشتن هر دوی آنها مزایای قابل توجهی دارد و شروع یک برنامه رسمی کوچینگ و منتورینگ یک اقدام قدرتمند برای توسعه است.

منابع:

https://www.betterup.com/blog/coach-or-mentor-you-need-both

https://www.pushfar.com/article/mentoring-vs-coaching-the-key-differences-and-benefits/

تجربیات شخصی نویسنده

نویسنده: سونیا جلالی

وبینار معجزه قدردانی از کارکنان
قدردانی و بازخورد, مقالات

برشی از وبینار معجزه قدردانی از کارکنان

65 درصد کارکنان معتقدند که ظرف یکسال گذشته به خاطر کار خوبشان مورد قدردانی قرار نگرفته‌اند!

قدردانی از آن چه که فکر می‌کنیم بسیار اثربخش‌تر است، به گونه‌ای که هیچ یافته‌ای در تمام پژوهش‌های روان شناسی و منابع انسانی به اندازۀ اثر مثبت واقف بودن به عملکرد کارکنان و قدردانی از آ‌ن‌ها، پشتیبانی نشده است.
در این وبینار آموزشی که در تاریخ 27 بهمن 99 برگزار شد، در کنار جمعی از دوستان با درک معجزه قدردانی در عملکرد کارکنان،  تکنیک‌های ساده، جدید و کاربردی قدردانی از کارکنان را مرور کردیم.

تکنیک‌هایی برای قدردانی از کارکنان

برشی از این وبینار را در ویدئو زیر مشاهده فرمایید.

انتخاب افراد استعاره
مقالات

10 گام در فرایند انتخاب کارکنان در سازمان

انتخاب افراد مناسب یکی از راز و رمزهای موفقیت موفق‏‌ترین شرکت‌های دنیاست و بسیاری از رهبران و مدیران شایسته و موفق جهان، موفقیت خود را تا حدود زیادی به جذب افراد شایسته نسبت می‌دهند. در این مقاله فرایند گام به گام انتخاب کارکنان در 10 مرحله توضیح داده شده است.

فرایند گام به گام انتخاب کارکنان

فرایند انتخاب کارکنان ممکن است بسته به سازمان و شرایط خاص آن متفاوت باشد، اما در کل مراحلی که در این فرایند معمولاً دیده می‌شوند عبارتند از:

1. تحلیل نیازمندی‌ها

در این مرحله، شناخت دقیقی از نیازمندی‌های شغلی و مهارت‌های مورد نیاز برای پر کردن یک شغل مشخص با کمک سند تجزیه و تحلیل شغل مورد بررسی قرار می‌گیرد و شغل مورد نیاز توسط سازمان تعریف می‌شود.

2. طراحی و انتشار آگهی شغلی

آگهی‌های مربوط به شغل در منابع مختلفی مانند سایت‌های استخدامی، لینکدین و سایر شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود.

3. بررسی اولیه متقاضیان

متقاضیان شغل، فرم درخواست استخدام را پر کرده و ارسال می‌کنند. در این مرحله، رزومه‌ها و فرم‌های ارسالی توسط تیم منابع انسانی یا دپارتمان مربوطه بررسی و ارزیابی می‌شوند تا متقاضیانی که مطابق با نیازمندی‌های شغل مورد نظر هستند، انتخاب شوند.

4. مصاحبه

متقاضیان انتخاب شده برای مصاحبه دعوت می‌شوند. در این مصاحبه‌ها، معمولاً دانش، شایستگی‌ها، تجربیات، و شخصیت متقاضیان بررسی می‌شود.

5. آزمون‌های علمی و فنی

در صورتی که شغل مورد نظر ایجاب کند آزمون های علمی و فنی هم از داوطلبان گرفته می‌شود. این آزمون‌ها کمک می‌کنند تا مهارت‌ها، دانش فنی و توانایی‌های عملی کارجو به طور مستقل از مصاحبه هم مورد ارزیابی قرار گیرد.

6. ارزیابی‌های روانشناختی

این ارزیابی‌ها می‌توانند شامل آزمون‌های شخصیتی، آزمون‌های هوش، و یا مصاحبه‌های روانشناسی باشند که به بررسی و ارزیابی ویژگی‌های روانی و رفتاری متقاضیان می‌پردازند.

7. ارزیابی‌های عملکرد و تجربیات قبلی

برخی سازمان‌ها از ارزیابی عملکرد گذشته و تجربیات قبلی متقاضیان استفاده می‌کنند تا عملکرد و توانمندی‌های آن‌ها را بیشتر بررسی کنند.

8. ارائه پیشنهاد استخدام

پس از مصاحبه‌ها و ارزیابی‌های لازم، یک متقاضی برای پر کردن شغل انتخاب می‌شود و یک پیشنهاد استخدام به او ارائه می‌شود.

9. قبول یا رد پیشنهاد

متقاضی انتخاب شده ممکن است پیشنهاد را قبول یا رد کند. در صورت قبول، مراحل قرارداد کاری و آموزش معمولاً آغاز می‌شود.

10. آموزش و آشنایی با شرایط کاری

کارمند جدید به طور رسمی وارد سازمان می‌شود، مراحل جامعه‌پذیری انجام می‌شود و با شرایط و مسئولیت‌های کاری خود آشنا می‌شود. این مرحله ممکن است شامل دوره‌های آموزشی و آشنایی با سیاست‌ها و فرآیندهای سازمان باشد.

همچنین، توجه به قوانین و مقررات کار، از جمله مواردی است که در طول فرایند انتخاب کارکنان باید مدنظر قرار گیرد.

توجه به ارزش‌ها و شخصیت متقاضی در فرایند انتخاب کارکنان

یکی از بهترین راه‌ها برای درک کاملی از پروسه انتخاب کارکنان، تشبیه آن به یک درخت است.
میوه‌های این درخت نشانگر، دانش، مهارت و تجربه لازم برای اجرای شغل مورد نظر است. این خصوصیات سه گانه(دانش، مهارت، تجربه) قابل اندازه‌گیری و قابل آموزش هستند و می‌توان آن‌ها را به وسیله یک مصاحبه حرفه‌ای، بررسی پیشینه، توصیه و نمونه کارها محک زد. پس میوه‌های این درخت نشاندهنده توانایی‌های یک فرد است.

روند انتخاب کارمندان

ریشه‌های این درخت استعاره از ارزش‌ها، رفتارها، قابلیت روانی، انگیزه‌ها و شخصیت متقاضی است، ویژگی‌های درونی که طی سال‌ها در وجود افراد شکل گرفته است. برای شناخت این ویژگی‌ها نیاز به ارزیابی‌های دقیق‌تر و معتبرتری نظیر کانون‌های ارزیابی داریم.

حواسمان به ریشه‌ها باشد و تنها بر اساس میوه‌ها استخدام نکنیم.به قول آقای هرب کلهر

افراد را به خاطر مهارت‌شان استخدام نکنید. به خاطر طرز نگرش‌شان استخدام کنید. همیشه می‌توان مهارت‌ها را یاد داد

منابع:

کتاب استخدام با عقل یا احساس، نوشته راب مک کی، ترجمه الناز طالب زاده

دانش و تجربیات شخصی نویسنده

نویسنده: سونیا جلالی

استراتژی در مقابل فرهنگ
فرهنگ سازمانی, مقالات

استراتژی در مقابل فرهنگ

در دنیای کسب و کار مجادله‌ای همیشگی در ارتباط استراتژی (راهبرد) و فرهنگ و نیز اهمیت نسبی هر یک از آن‌ها وجود دارد. در این نوشتار می‌خواهیم در خصوص ارتباط بین این‌دو صحبت کنیم. “فرهنگ استراتژی را در وعده صبحانه قورت می‌دهد” این جمله منسوب به دراکر است. برخی از رهبران این جمله را می‌پسندد و برخی نیز اعتقاد دارند که یکی را در مقابل دیگری قرار می‌دهد و دوگانگی نادرستی ایجاد می‌کند.
تجربه این سال‌های من از حوزه مشاوره مدیریت استراتژیک کاملا موافق این موضوع است و مثال آن شرکت‌های زیادی هستند که با وجود نزدیک شدن و حتی دستیابی به موفقیت‌هایی از طریق انتخاب و اجرای استراتژی‌های درست به دلیل برخی اقداماتی که می‌توان منشا‌ آن‌ها را از جنس فرهنگ دید کاملا عقب نشینی کردند و پروژه‌های تغییر را نیمه کاره رها کردند. این موضوع در مورد آدم‌ها هم بسیار صادق است. می‌دانیم راه و هدفی که تعیین کرده‌ایم چیست اما در عمل باورها و عادت‌هایی وجود دارند که جلوی اقدام کردن را می‌گیرند.
قبل از ادامه موضوع، لازم است از هر دو این کلمات تعریفی داشته باشیم.

استراتژی را خیلی ساده “راه رسیدن به هدف” تعریف می‌کنم. همه ما، فردی و سازمانی، نیاز داریم بدانیم به کجا می‌خواهیم برسیم و چطور؟ و استراتژی گفتگویی در خصوص مشخص کردن این راه است.
یک تعریف ساده برای فرهنگ نیز طبق آنچه ترنس دیل . الن کندی بیان می‌کنند این است: “فرهنگ شیوه انجام دادن کارهای دور و برمان” است.
فراتر از تئوری همه موافقند “کسی که هستیم” به اندازه “آنچه می‌خواهیم به دست بیاوریم.” مهم است.
عده‌ای گله می‌کنند که این بحث قدیمی است و مرغ یا تخم مرغی‌تر از آن است که کمکی کند اما من فکر می‌کنم بسیار برای سازمان‌ها مناسب و مرتبط است و چه بسا بررسی آن در سازمان تغییر ایجاد کند.
فرهنگ یا شیوه‌ی انجام کارهای دور و برمان، پیچیده است. برای آشنایی ابتدایی با فرهنگ سازمان (یا خانواده) خودتان به 10 سوال زیر پاسخ دهید:

1. چه رفتارهایی تشویق و چه رفتارهایی تنبیه می‌شوند؟
2. مردم کجا و چگونه منابع خود (زمان، پول، توجه) را هزینه می‌کنند؟
3. چه قوانین و انتظاراتی پیروی و تقویت می¬شوند و کدام نادیده گرفته می‌شوند؟
4. آیا مردم زمانی که در مورد چگونگی احساساتشان حرف می زنند و نیاز خود را مطرح می کنند، احساس امنیت می کنند و حمایت می‌شوند؟
5. چه چیزهایی مقدس‌اند؟ چه کسی درباره آنها اظهار نظر می‌کند؟ چه کسی پشتشان ایستاده است؟
6. کدام داستان ها افسانه قهرمانی هستند و چه ارزش هایی را منتقل می‌کنند؟
7. چه اتفاقی می افتد وقتی کسی شکست می خورد، ناامید می شود یا خطا می‌کند؟
8. آسیب پذیری (نبود اطمینان، خطر کردن و از نظر عاطفی در معرض قرار گرفتن) چگونه درک می‌شود؟
9. شرم و سرزنش چقدر رایج‌اند وخود را چگونه نشان می‌دهند؟
10. حد تحمل جمعی برای ناراحتی چقدر است؟ آیا ناراحتی حاصل از یادگیری، امتحان کردن چیزهای تازه و بازخورد دادن و گرفتن، هنجار است یا اینکه به “آسودگی و راحتی” ارزش زیادی داده می‌شود، و این ارزش گذاری به چه صورت است؟

این مقاله را هم مطالعه کنید:۱۷ سوال برای ارزیابی فرهنگ سازمانی

قدرت این پرسش‌ها در نوری است که بر تاریک ترین زوایای زندگی ما یعنی ارتباط گسیختگی، پرهیز از درگیر شدن و جدال ما برای ارزشمند بودن می‌تابانند. این سؤال ها نه تنها به درک فرهنگ کمک می‌کنند بلکه تفاوت آنچه می‌گوییم و ارزش‌هایی که به آنها عمل می کنیم را نیز آشکار می‌کنند. چارلز کایلی، اصطلاح ارزش‌های آرمانی (aspirational values) را برای ارزش‌های دست نیافتنی‌ای به کار می‌برد که در بهترین نیات ما، بر دیوار اتاق خواب ما، در سخنرانی‌های فرزند پرورانه ما یا در بیان رسالت، شرکت های ما جای دارند. اگر بخواهیم مشکلات را دسته بندی کنیم و راهبردهای تغییر را به وجود آوریم، باید ارزش های آرمانی خود را با آنچه ارزش‌های عملی (practiced values) می نامیم، مقایسه کنیم؛ یعنی ارزش هایی که نحوه زندگی کردن، احساس کردن، رفتار کردن و فکر کردن ما را در عمل تعیین می‌کنند. آیا عمل می‌کنیم یا فقط حرف می‌زنیم؟ چه بسا پاسخ به این پرسش‌ها ناراحت کننده باشد؟

ارزش‌های آرمانی

 

 

شکاف ارزشی

شکاف ارزشی فاصله‌ی بین ارزش‌های عملی ما (آنچه واقعا انجام می‌دهیم، می‌اندیشیم و احساس می‌کنیم) و ارزش‌های آرمانی (آنچه‌ مایلیم انجام دهیم، بیندیشیم و احساس کنیم) است. چیزی که گسست ناشی از درگیر نشدن می‌نامیم.

این درست همانجایی است که ما همکاران، مشتریان، شاگرد، معلم یا حتی بچه‌هایمان را از دست می‌دهیم. می‌توانیم قدم‌هایی برداریم و از این شکاف‌ها عبور کنیم، اما اگر این شکاف‌ها بیشتر از حد خاصی شود کارمان ساخته است.

بررسی مثال‌هایی از داخل خانواده می‌تواند این موضوع را شفاف‌تر کند. بسیاری از آنها در داخل سازمان هم مصداق پیدا می‌کنند:

• ارزش‌های آرمانی: راستگویی و درستکاری
• ارزش‌های عملی: توجیه کردن و بی خیال شدن
مادر همیشه از اهمیت راست گویی و درستکاری، با فرزندانش حرف می زند و اینکه دزدی و تقلب در مدرسه را نمی توان تحمل کرد، اما بعد از خرید از یک فروشگاه مواد غذایی، در حال گذاشتن خریدهایش در ماشین، در می یابد صندوق دار نوشابه هایی را که در چرخ خرید زیر بقیه بارها بوده، حساب نکرده است. او به جای برگشتن به فروشگاه، شانه هایش را بالا می اندازد و می گوید “تقصیر من که نیست؛ تازه، انها که دارند پول پارو می کنند.”

• ارزش های آرمانی: احترام و پاسخ گویی
• ارزش های عملی: سریع و آسان مهم تر است.
پدر در مسیر بازگشت به خانه، از اهمیت احترام و پاسخگو بودن حرف می زند اما وقتی بابی از قصد، آدم‌آهنی جدید سامی را می شکند، او ترجیح می دهد به خوردن شاتوت ادامه دهد تا اینکه بچه ها را مقابل خود بنشاند و با آنها درباره نحوه رفتار با اسباب بازی های یکدیگر حرف بزند. او به جای اینکه بگوید بابی باید عذرخواهی کند، شانه هایش را بالا می اندازد و فکر می کند: “پسرها همین اند دیگر، ” و به آنها می¬گوید که به اتاق هایشان بروند.

• ارزش های‌آرمانی : قدردانی و احترام
• ارزش های‌عملی : آزردن، قدرنشناسی، بی حرمتی
مادر و پدر همیشه احساس می کنند که دیگران قدر آنها را نمی¬دانند و از رفتارهای بی ادبانه بچه های خود خسته شده اند اما خودشان سر هم داد می زنند، و یکدیگر را با فریاد صدا می¬کنند. در خانه هیچ کس، از جمله مادر و پدر، نمی گوید “متشکرم” . افزون بر این، رفتار مادر و پدر با بچه ها و با هم تحقیرآمیز است و هر عضو خانواده از اعضای دیگر معمولا تا سر حد انفجار می¬رنجد. مشکل این است که پدر و مادرها می خواهند رفتارها، عواطف و الگوهای فکری ای را در فرزندان خود ببینند که فرزندان هرگز با آنها برخورد نکرده اند.

ارزش آرمانی: باید حد و مرز تعیین کرد.
ارزش عملی: سرکشی و بی‌توجهی مهم‌اند.
جولی هفده ساله و برادر کوچکترش، آستین، چهارده ساله است. سیاست پدر و مادر جولی و آستین در مقابل سیگار، الکل و مواد مخدر مبتنی بر کمترین حد تحمل است. متاسفانه این سیاست موثر نیست؛ هر دو این بچه ها سیگار می کشند وجولی به تازگی به طور موقت از مدرسه اخراج شده؛ چون معلمش در بطری آب مدرسه‌اش ودکا پیدا کرده است. جولی به پدر و مادرش نگاه می کند و فریاد می کشد؛ “عجب ریاکارهایی هستید! در مورد مهمانی های دیوانه واری که خودتان در دبیرستان داشتید چه می گویید؟ آن وقت که مامان به زندان رفت؟ مگر نه اینکه وقتی برای ما تعریف می کردید، فکر می کردید ماجراهایی خنده دار بوده‌اند؟ حتی عکس هایی هم به ما نشان دادید.”

اکنون بیاید به قدرت ارزش های همخوان نگاهی بیندازیم.

ارزش آرمانی و عملی همخوان ؛
ارتباط عاطفی و ارج گذاری به احساسات
مادر و پدر تلاش کرده‌اند اخلاق -احساسات مقدم است. را آرام آرام در خانواده جا بیندازند و الگوی آن باشند. یک روز عصر هانتر در حالی که آشکارا ناراحت است، از تمرین بسکتبال به خانه برمی گردد. او به عنوان دانش آموز سال دوم دبیرستان اوقات سختی را می گذراند. مربی بسکتبالش هم به او فشار می آورد. هانتر کیفش را پرت می کند کف آشپزخانه و می رود بالا به اتاقش. مادر و پدر در آشپزخانه دارند شام را آماده می کنند که این صحنه را می بینند. پدر اجاق را خاموش می کند و مادر به برادر کوچک‌تر هانتر می گوید آنها می‌خواهند با هانتر حرف بزنند و از او خواهش کنند همان جا بماند تا آنها بتوانند این کار را انجام دهند. مادر و پدر با هم به اتاق هانتر در طبقه بالا می روند و کنار تخت او می نشینند. پدر می گوید :”من و مادرت می‌دانیم که این چند هفته برای تو خیلی سخت بوده. البته دقیقا نمی دانیم چه احساسی داری اما می خواهیم بدانیم. دبیرستان برای ما هم دوران سختی بوده و ما می خواهیم در این سختی باتو باشیم.”

استراتژی و فرهنگ هر دو مهم‌اند و ما به راهبردهای شجاعانه نیاز داریم. ما باید به شکاف بین جایی که واقعا ایستاده‌ایم و جایی که می‌خواهیم باشیم توجه کنیم و از این مهم‌تر باید طبق ارزش‌هایی عمل کنیم که آن‌ها را در فرهنگ خود مهم می‌دانیم. توجه به شکاف مستلزم پذیرش آسیب‌پذیری خود و پرورش شرم-تاب‌آوری است. در ادامه بیشتر در خصوص تاب‌آوری می‌نویسم.

برگرفته از کتاب زندگی شجاعانه نوشته برنه‌براون و ترجمه آزاده و فرح رادنژاد و افسانه حجتی با آمیخته‌ای از تجربیات شخصی نویسنده

نویسنده: سیما لبیبی

فرمت برنامه توسعه فردی
مقالات, توسعه فردی

یک نمونه فرم برنامه توسعه فردی IDP (+دانلود)

در سلسله مقالات چطور به یک فرد حرفه‌ای در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل شویم؟، با هم مسیر حرفه‌ای شدن در حرفه مدیریت منابع انسانی را مرور کردیم. اما این دانسته‌ها بدون طراحی یک برنامه توسعه فردی و تعهد به عملیاتی کردن آن کامل نخواهد بود.

بنابراین پیشنهادم به همراهانی که این سلسله مقالات را مرور کرده‌اند این است که برای گام برداشتن در مسیر حرفه‌ای‌گری در حوزه مدیریت منابع انسانی همین الان دست به کار شده و برنامه توسعه فردی خویش را تنظیم نمایند. در صورتی که هنوز این مقالات را مطالعه نکردید، لطفا پیش از مطالعه ادامه این مطلب، ابتدا با اختصاص زمان کافی آنها را مطالعه فرمایید.

نمونه برنامه توسعه فردی

فرمت‌های زیادی برای تنظیم برنامه توسعه فردی در دسترس است، من هم فرمت یک نمونه برنامه توسعه فردی که خودم در مسیر حرفه‌ای شدن، از آن استفاده می‌کنم را با شما به اشتراک گذاشته‌ام.

هدف شماره 1:

 

وضع موجود:

 

وضع مطلوب:

 

عنوان فعالیت معیار موفقیت زمان شروع زمان پایان حامیان من خروجی‌ها
 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود یک نمونه برنامه توسعه فردی

شما می‌توانید نمونه برنامه توسعه فردی را از فایل زیر دانلود کنید.

IDP

با کمک این برنامه برای خودتان مشخص کنید در هر یک از ابعاد دانش حرفه‌ای و مهارت حرفه‌ای چه چیزی را می‌خواهید توسعه دهید؟

یک مثال برای طراحی برنامه توسعه فردی

به طور مثال فرض کنید در زمینه توسعه دانش حرفه‌ای یکی از حوزه‌هایی که می‌خواهید در آن دانش عمیق کسب کنید حوزه مدیریت عملکرد کارکنان است،

با کمک فرمت ارائه شده ابتدا مشخص کنید وضع موجودتان در زمینه دانش مدیریت عملکرد کارکنان چیست؟

مایلید در این زمینه به کجا برسید؟

برای رسیدن به وضع مطلوب چه اقدامات و فعالیت هایی انجام خواهید داد؟

برای تعریف این اقدامات می توانید راهکارهای ارائه شده در توسعه دانش حرفه‌ای منابع انسانی را مبنا قرار دهید، به طور مثال در خصوص ارتقا دانش حرفه‌ای در زمینه مدیریت عملکرد کارکنان، برخی از این فعالیت‌ها می‌تواند شامل مطالعه کتاب‌های مرتبط، شناخت و پیگیری افراد برتر در این حرفه، بررسی نشریات تخصصی و رصد کردن این موضوع در مقالات آن، توجه به روندهای مدیریت عملکرد کارکنان در دنیا و… باشد.

حتما برای هر فعالیت بازه زمانی، معیار موفقیت و خروجی مورد انتظار تعریف کنید.در صورتی که این امکان را داشته باشید که یک حامی انتخاب کنید، بخصوص اگر این حامی قادر به ایفای نقش مربی گری برای شما باشد، قطعا طی کردن مسیر رشد حرفه ای بسیار موثرتر و سریعتر اتفاق خواهد افتاد.

به همین ترتیب در زمینه توسعه مهارت حرفه‌ای نیز ابتدا مشخص نمایید چه مهارتی را می‌خواهید توسعه دهید؟ بهره گیری از مدل شایستگی منابع انسانی که در بخش توسعه مهارت حرفه‌ای معرفی کردیم می‌تواند به شما در شناخت مهارت‌های حرفه‌ای متخصصین منابع انسانی کمک کند.

به طور مثال یکی از اهداف شما برای توسعه مهارت حرفه‌ای (براساس مدل شایستگی منابع انسانی SHRM) می‌تواند بهبود مهارت ارتباطی باشد،حال عینا مراحل بالا را برای تنظیم برنامه توسعه در زمینه مهارت حرفه‌ای نیز تکرار کنید.

دقت کنید که بهتر است برنامه توسعه در بازه‌های کوتاه مدت مثلا سه ماهه اتفاق بیفتد، همچنین تعداد هدف‌ها خیلی زیاد نباشد، برای بازه سه ماهه تنظیم 3-4 هدف کافی است، در پایان بازه زمانی تعریف شده عملکرد خود را رصد کرده و با یادگیری از تجربیات، موفقیت‌ها و شکست‌هایتان، اهدف خود را باز طراحی کنید.

جمع بندی

بی‌شک طی این مسیر نیاز به تلاش، انگیزه و پشتکار فراوان دارد و برای مشاهده دستاوردها و نتایج می‌بایست صبور بود و صبوری کرد.

خواهشم این است تجربیاتتان از تنظیم برنامه توسعه فردی و اجرایی سازی آن را در بخش نظرات با من و سایر دوستان و رهروان این حرفه به اشتراک گذارید، تا در کنار هم بیشتر بیاموزیم و مسیر رشد حرفه‌ایمان را اثربخش‌تر پیش ببریم.

اگر در حال حاضر در حوزه مدیریت منابع انسانی مشغول به کار هستید و یا آینده حرفه‌ای خود را در این حوزه ترسیم کرده‌اید دوره‌های آموزشی مدیریت منابع انسانی را مشاهده فرمایید.

منابع:

تجربیات شخصی نویسنده در حرفه مشاوره مدیریت منابع انسانی

نویسنده: سونیا جلالی

دلایل قدردانی نکردن
قدردانی و بازخورد, مقالات

7 روش قدردانی از کارکنان در سازمان

مفهوم اشتیاق سازمانی به تازگی در ادبیات مدیریت، توجه زیادی به خود جلب کرده است، به گونه‌ای که برخی آن را یکی از داغ‌ترین موضوعات مدیریت دانسته و برخی گفته‌اند پیوند دادن کارکنان با سازمان یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی سازمان در این دهه و دهه بعدی است.

امروزه شرکت‌ها هم نگران وضع نامناسب اشتیاق و تعلق کارکنان خود هستند، فراتحليل انجام شده توسط گالوپ را که حاوی اطلاعات ارزشمندی از چند دهه قبل است در نظر بگیرید: این مطالعه نشان می‌دهد اشتیاق و مشارکت بالا( که به معنای پیوند قوی با فرد با شغل و همکاران، تلاش داوطلبانه فراتر از وظایف، احساس مشارکت قوی در کار و داشتن شانس فراوان برای یادگیری است) به شکلی پایدار منجر به پیامدهای مثبتی هم برای فرد هم برای سازمان می‌شود. این پیامدها شامل بهره‌وری بیشتر، محصولاتی با کیفیت بالاتر و سودآوری افزون‌تر است.

یکی از اصلی‌ترین مولفه‌های اثبات شده شکل گیری اشتیاق سازمانی قدردانی از کارکنان است که در این مقاله قصد دارم به آن بپردازم و موثرترین روش‌های قدردانی از کارکنان را با شما به اشتراک گذارم.

چرا قدردانی از کارکنان مهم است؟

قدردانی از کارکنان یک کار ساده اما با اثربخشی بسیار بالاست به گونه‌ای که هیچ یافته‌ای در تمام پژوهش‌های روان شناسی و منابع انسانی به اندازۀ اثر مثبت واقف بودن به عملکرد کارکنان و قدردانی آنها، پشتیبانی نشده است. بزرگترین فایدۀ توجه و قدردانی این است که رفتارهای مطلوب را تکرار پذیر می‌کند؛ یعنی احتمال رخ دادن دوبارۀ آن را بیشتر می‌کند. تشویق باعث می‌شود که یک رفتار دوباره به صورت اختیاری رخ می‌دهد. به عبارت دیگر، تشویق‌های امروز ابتکار عمل‌های فردا را خلق می‌کند.

ترک شغل به دلیل نبود قدردانی

مطالعات تام راث در کتاب سطل شما چقدر پر از نشان می‌دهد که افرادی که به طور منظم مورد تشویق و تحسین قرار می‌گیرند:

  • بهره‌وری فردی آن‌ها افزایش‌ می‌یابد.
  • تعهد آنها نسبت به همکارانشان بالاتر می‌رود.
  • احتمال این که در سازمانشان باقی بمانند بیشتر است.
  • وفاداری و رضایت بیشتری از مشتریان دریافت می‌کنند.
  • سوابق ایمنی بیشتر و حوادث کاری کمتر در کارشان دارند.

با توجه به این امر به بزرگترین تقدیری بیندیشید که تاکنون در محیط کار از شما شده است. به احتمال زیاد موجب شده است احساس بهتری نسبت به سازمانتان پیدا کنید و به نوبه خود کارایی بیشتری نشان دهید. مطالعات سازمانی نشان می‌دهد رهبران سازمانی که همه را در احساسات مثبت سهیم می‌کنند دارای گروه‌های کاری مثبت‌تر با رضایت شغلی و اشتیاق سازمانی بالاتر هستند.
حتی علم اعصاب هم نشان داده شناسایی و تقدیر بیشترین تاثیر را روی افزایش اعتماد دارد، به ویژه وقتی به سرعت پس از تحقق یک هدف انجام می‌شود، از سوی همتایان صورت می‌گیرد و وقتی ملموس، غیرمنتظره و در ملاء عام انجام می‌شود.

7 روش قدردانی از کارکنان در سازمان

در ادامه 7 روش برای قدردانی از کارکنان را با هم مرور می‌کنیم. مطمئن هستم با کمی صرف زمان و اندکی چاشنی خلاقیت، شما می‌توانید راهکارهای بیشتری را به این فهرست اضافه کنید.

1. یادداشت دست نویس یا پیام الکترونیکی

تا حالا شده که به میز خود بازگردید و کاغذ یادداشت زرد رنگی روی میز ببینید؟ کاغذ یادداشتی که رئیس شما روی آن نوشته: « کارت عالی بود!».

به این مثال توجه کنید: علی کارمند بخش خدمات مشتریان یک شرکت خدماتی است، در یکی از مکالمات تلفنی با مشتریان موفق به متقاعد سازی مشتری ناراضی از تاخیر در دریافت سفارشش شده است، بعد از صرف ناهار زمانی که به میز کاری خود بر می گردد با کاغذ یادداشتی مواجه می‌شود:

یادداشت دست نویس یا پیام الکترونیکی

تو امروز کار متفاوتی انجام دادی و کاری کردی که روز مشتری آسان‌تر بگذرد، چشمان علی پیام را دنبال می‌کند، جایی که رئیس او به طور دقیق آن چه که او در مورد مجاب کردن مشتری انجام داده، شرح داده بود، علی همچنان که این پیام را می‌خواند، لبخندی گشاده بر لبانش شگفته شد، با وجود خستگی ناشی از یک روز کار سخت که طی آن از طرف مشتریان زیادی تحت فشار قرار گرفته بود این پیام او را سرحال آورد.

کارکنان ممکن است برای حقوق سرکار حاضر شوند ولی کاغذهای یاداشت زردرنگ بسیار با ارزش‌تر از حقوق‌اند. این کاغذها هستند که تلاش آیندۀ کارکنان را نتیجه می‌دهند. قدردانی به شکل نوشته از ارزش خاصی برخوردار است زیرا ماندگار است و دریافت کننده می‌تواند بارها و بارها آن را مرور کند.

2. رساندن تشویق‌ها به گوش دیگران

این روش شیوه مناسبی است برای افرادی که نیاز به دیده شدن از جانب دیگران برای آن‌ها اولویت دارد می‌توانید در يك مراسم قدردانی با تقديم گلهای يك دسته گل به تفكيك از موفقيت‌های وی تشكر كنيد؛ به فرد مجسمه كوچكی بدهيد كه تشكر و قدردانی شما به نحوی روی آن حك شده باشد؛ تابلو نقاشی از خانواده وی به او هدیه کنید یا به طور مثال برای كاركنان برتر، مراسم تفريحی اعطای مدال را برنامه ريزی كنيد.

3. برگزاری جلسات ارائه دستاوردهای کاری

جلسات ماهانه تدارک ببینید و طی آن برترین دستاوردهای کارکنان طی آن دوره را شرح دهید، دقت کنید دستاوردها کاملا با ذکر جزئیات طرح شود، همچنین می‌توانید طی جلسات مشترک ماهانه با کارکنان، از هر یک از آن‌ها بخواهید یک فیدبک مثبت به یکی از همکاران خود بدهد. از آن‌ها بخواهید فیدبک کاملا شفاف و با ذکر جزئیات و تاثیرات آن باشد و از کلی گویی پرهیز شود.

4. بهبود شرایط کاری

به طور مثال كيفيت محيط كار او را با نو كردن صندلی يا تجهيزات كامپيوتر بهبود دهید، اگر می‌خواهد كه با هواپيما سفر كند، بليط او را از معمولی به درجه يك تغيير دهيد و به او توضيح دهيد كه به چه دليلی اين كار را انجام داده‌ايد؛
اگر قرار است كه برای مأموريت به شهر آرامی برويد، برای او يك روز استراحت، در آنجا را در نظر بگيريد.

این مقاله را هم مطالعه کنید: 31 ایده الهام‌بخش برای جشن گرفتن سالگرد همکاری کارکنان

5. مشارکت دادن خانواده کارکنان در قدردانی

هراز چند گاهی می‌توان با مشارکت دادن خانواده کارکنان در قدردانی یا ارائه پاداش، احساس بسیار خوبی آمیخته به احترام در کارکنان ایجاد کرد؛ به طور مثال در روز تولد فرزند او، كتابی به عنوان هديه برايش بفرستيد پشت جلد آن را با نوشتن این جمله امضا کنید پدر یا مادر تو در این جا خیلی عالیست.

6. اعطای نقش منتور

یکی دیگر از شیوه‌های قدردانی به رسمیت شناختن کارکنان در حوزه تخصصی‌شان و اعطای نقش منتور به آن‌هاست. مثلا می‌توانید آموزش مهارت‌های مربوط به آن حوزه را به او بسپارید. یکی دو ماه وقت بدهید تا کلاس را طراحی کنند و حسابی فکر کنند چطور می‌خواهند دانسته‌هایشان را آموزش بدهند این کار رضایت زیادی را برای کارکنان ایجاد می‌کند و برای دیگران هم فواید زیادی دارد.

7. جلسات صبحانه یا ناهار با مدیر

برای ناهار کارکنان خود را بیرون ببرید و اجازه دهید محل را انتخاب کنند. تمام تلاش خود را انجام دهید تا بحث‌های مربوط به کار را به حداقل برسانید. این زمان را اختصاص دهید تا بیشتر بدانید که علایق و سرگرمی‌های کارمند شما فراتر از زندگی کاری آنها است.

ذکر این نکته حائز اهمیت است که لزوما همه روش‌ها در خصوص همه کارکنان اثربخش نیست، قدردانی هنگامی موثرتر است که فردی، با معنا برای آن شخص، ویژه و بجا باشد. برخی از کارکنان تشویق و تحسینی بی سر و صدا و برخی دیگر تشویقی پرهیاهو در برابر همکاران را ترجیح می‌دهند.

بنابراین آن چه روشن است این که راهکار مناسب همگانی برای تشویق وجود ندارد و تشویق‌های اجباری و نادرست نیز به طور حتم تاثیر مثبتی نخواهند داشت. گاهی وقت‌ها، تشویقی که شما فکر می‌کنید می‌تواند الهام بخش باشد، در بدترین شکل خود نتیجه معکوس می‌دهد.

دلایل مدیران برای قدردانی نکردن

وقتی که این سوال را از مدیران می‌پرسیم با پاسخ‌های زیر مواجه می‌شویم!

  • من که وقت ندارم!
  • چرا باید از کارکنانم بابت انجام وظایف شان تشکر کنم؟
  • شخصیت من این طور نیست.
  • من خودم از سوی رئیسم مورد قدردانی قرار نمی‌گیرم!
  • کارکنان من هیچ وقت کاری انجام نمی‌دهند که ارزش تحسین داشته باشد.
  • من کارکنان زیادی دارم.
  • نمی‌دانم چطور این کار را انجام دهم.

به نظر شما دلایل فوق برای چشم پوشی از استراتژی که نرخ بازگشت سرمایه 100 به 1 دارد کافیست؟ یعنی بازای هر دقیقه‌ای که برای تشویق یک رفتار صرف می‌کنید می‌توانید انتظار 100 درصد پیش قدم شدن در انجام آن رفتار داشته باشید. پس چرا اینقدر قدردانی کردن کار سختی است  آن طور که باید و شاید از جانب مدیران مورد توجه قرار نمی‌گیرد؟

قدردانی از کارکنان

قدردانی و عزت نفس

از نظر من و بر اساس مطالعات و یافته‌های اخیرم در مورد این موضوع، فراتر از همه دلایل و توجیهات مدیران، یکی از اصلی‌ترین دلایلی که مدیران کارکنان خود را مورد تشویق و قدردانی قرار نمی‌دهند، کم بودن عزت نفس است. عزت نفس یعنی این که من چقدر خودم را ارزشمند می‌دانم؟ افرادی که عزت نفس پایین دارند دائما میل به انتقاد از دیگران دارند، انتقاد زیاد نشان می‌دهد که یا در خودمان احساس ارزشمندی نداریم (که سعی می‌کنیم با تخریب دیگران این احساس را تسکین بدهیم) و یا این که در دیگران حس ارزشمندی را پیدا نمی‌کنیم که هر دو از نشانه‌های عزت نفس پایین هستند.

بنابراین باید در این مورد بسیار دقیق بود و بدانیم که افزایش عزت نفس زیر بنای زندگی سالم است، عزت نفس و میزان آن تعیین کننده بسیاری از رفتارهای ما از جمله احساس مثبت به دیگران و توان قدردانی کردن از آن‌هاست. افراد و مدیران با عزت نفس بالا به راحتی از دیگران تقدیر می‌کنند. برای دانستن بیشتر در مورد موضوع عزت نفس پیشنهاد می‌کنم به کتاب صوتی عزت نفس محمدرضا شعبانعلی  مراجعه و بارها و بارها به این فایل ارزشمند گوش دهید روی عزت نفس‌تان کار کنید، قدردانی از کارکنان را تمرین کنید و تاثیرات شگرف آن در اشتیاق سازمانی و در نهایت بهبود عملکرد کارکنان سازمانتان مشاهده کنید.

فرهنگ قدردانی را جاری کنیم

با وجود ساده بودن شیوه‌های قدردانی از کارکنان در بیشتر محیط‌ های کاری کمبود آن به شدت احساس می‌شود، شاید در فرهنگی رشد کرده‌ایم که در آن آسان‌تر است به مردم اشتباهاتشان را گوشزد کنند تا این که آن‌ها را به خاطر موفقیت‌هایی که به دست آورده‌اند مورد تحسین قرار دهند.

اما حقیقت این است که مچ گیری و تأکید بر رفتارهای نامناسب، غر زدن است و علاوه بر اینکه ناراحت کننده است، ناکارآمد نیز هست. پس همین امروز شروع کنید، تلاش کنید که هر ماه دست کم پنج بار از کارکنانتان قدردانی کنید، فراموش نکنید که فردی سازی قدردانی‌ها، قدردانی شما را باارزش‌تر می‌سازد و آن چه که ما امروز در مورد دیگران مورد تحسین قرار می‌دهیم به آن‌ها کمک می‌کند تا هویت و موفقیت آینده شان را شکل دهند.

منابع:

کتاب چماق و هویج دیگر کارایی ندارد/ پاول مارسیانو

کتاب روان شناسی عزت نفس/ ناتانیل براندن

کتاب سطل شما چقدر پر است/ تام راث

فایل صوتی عزت نفس/ محمدرضا شعبانعلی

HBR

تجربیات شخصی نویسنده

نویسنده: سونیا جلالی