نوشته های فرشاد صیرفی زاده
فراتر از پاداش: طلوع عصر “رفاه فراگیر” در مدیریت منابع انسانی
در دهلیزهای سازمانهای مدرن، زلزلهای خاموش در حال وقوع است. پارادایمهای کهنهی مدیریت استعداد که بر پایهی «حقوق و مزایا» بنا شده بودند، در برابر نسل جدیدی از انتظارات و واقعیتی به نام «فرسودگی شغلی» فرو میریزند. دیگر نمیتوان با یک بیمه تکمیلی قابلقبول یا چند روز مرخصی بیشتر، روح خسته و ذهن مضطرب کارکنان را التیام بخشید. منابع انسانی در حال یک پوستاندازی تاریخی است: عبور از نقش یک مدیر اجرایی مزایا و تبدیل شدن به یک معمار استراتژیک برای رفاه فراگیر (Holistic Well-being) . این مقاله به کالبدشکافی این تحول بنیادین میپردازد و نشان میدهد که چگونه سرمایهگذاری بر سلامت روان، مالی و معنوی کارکنان، دیگر یک “گزینه لوکس” نیست، بلکه اهرمی حیاتی برای بهرهوری، نوآوری و بقای سازمان در قرن بیست و یکم است.
مفهوم رفاه دیگر به معنای صرفاً “نبود بیماری” نیست. سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت را حالتی از رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی تعریف میکند و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی. سازمانهای پیشرو این تعریف را یک گام فراتر برده و ابعاد مالی و معنوی را نیز به آن افزودهاند. این نگاه جامع، پاسخی است به دنیای کاری که مرزهای میان زندگی شخصی و حرفهای در آن کمرنگ شده و استرسهای مالی و بحرانهای هویتی، مستقیماً بر عملکرد افراد در محیط کار تأثیر میگذارد. در این میان، ورود نسل Z به بازار کار، با ارزشها و اولویتهای متفاوت، این دگرگونی را شتاب بخشیده است. برای این نسل، شرکتی که به سلامت روان و معنای کار اهمیت میدهد، به مراتب جذابتر از شرکتی است که صرفاً چک حقوقی بالاتری را پیشنهاد میکند.
این مقاله، ضمن تشریح ابعاد چندگانهی رفاه فراگیر، به بررسی توجیه تجاری آن پرداخته و نقشه راهی عملی برای پیادهسازی این استراتژی در سازمانها ارائه خواهد داد. ما نشان خواهیم داد که چگونه تحلیل دادههای تندرستی، شخصیسازی بستههای مزایا و توانمندسازی رهبران خط مقدم میتوانند اکوسیستمی خلق کنند که در آن، انسانها نه بهعنوان “منابع”، بلکه بهعنوان “شرکای ارزشمند و استراتژیک کسب و کار” نگریسته میشوند.
تغییر پارادایم؛ از “مزایا” تا “رفاه فراگیر”
به طور سنتی، دپارتمان منابع انسانی مسئولیت مدیریت بستهای از مزایا (Benefits) را بر عهده داشت. این بسته معمولاً شامل بیمه درمانی، مرخصی استحقاقی، کمکهزینههای ناهار و ایابوذهاب و شاید یک کارت هدیه در مناسبتهای خاص بود. این رویکرد، واکنشی و یکسان برای همه بود. فرض بر این بود که این حداقلها برای راضی نگه داشتن کارکنان کافی است. اما این مدل دیگر کارایی ندارد. چرا؟
۱. بحران سلامت روان: گزارشهای جهانی، از جمله پژوهشهای موسسه گالوپ (Gallup) نشان میدهند که سطح استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی (Burnout) به رکوردهای بیسابقهای رسیده است. همهگیری کووید-۱۹ این بحران را تشدید کرد و تابوی صحبت درباره سلامت روان را شکست. کارکنان دیگر حاضر نیستند سلامت روانی خود را فدای شغلشان کنند و از کارفرمایان خود انتظار حمایت فعالانه دارند.
۲. واقعیتهای جدید اقتصادی: عدم امنیت مالی یک منبع استرس عظیم است. تورم، بدهیهای دانشجویی و هزینههای سرسامآور زندگی باعث شده تا سلامت مالی (Financial Well-being) به یکی از دغدغههای اصلی کارکنان تبدیل شود. استرس مالی مستقیماً به کاهش تمرکز، افت بهرهوری و تصمیمگیریهای ضعیف در محیط کار منجر میشود.
۳. تغییر نسلها و ارزشها: نسل Z و جوانترهای نسل هزاره (Millennials) صرفاً برای حقوق کار نمیکنند. آنها به دنبال “معنا” و “هدف” (Purpose) در کار خود هستند. آنها میخواهند برای سازمانی کار کنند که با ارزشهای شخصیشان همسو باشد و به جامعه خدمت کند. این همان چیزی است که میتوان آن را سلامت معنوی (Spiritual Well-being) در محیط کار نامید.
بنابراین، رفاه فراگیر یک استراتژی جامع، پیشگیرانه و شخصیسازیشده است که تمام ابعاد زندگی یک کارمند را در بر میگیرد. این رویکرد، سازمان را از یک “پرداختکننده حقوق” به یک “شریک در زندگی سالم” تبدیل میکند.
این مقاله را هم مطالعه کنید: طراحی شغل چیست؟(راهنمای کامل + مثال)
ستونهای رفاه فراگیر؛ ابعاد چندگانه سلامت کارکنان
یک استراتژی رفاه فراگیر بر پایههای مستحکمی بنا شده است که هر یک به اندازهی دیگری اهمیت دارند.
۱. سلامت روان: (Mental Well-being) سنگ بنای اصلی
سلامت روان دیگر یک موضوع حاشیهای نیست؛ بلکه در مرکزیت بهرهوری و خلاقیت قرار دارد. سازمانی که سلامت روان کارکنانش را نادیده میگیرد، در واقع موتور نوآوری خود را خاموش میکند.
- عادیسازی گفتگو: مهمترین گام، شکستن انگ و تابوی صحبت درباره مشکلات سلامت روان است. اینجاست که نقش رهبران خط مقدم (Frontline Leaders) حیاتی میشود. مدیران میانی و سرپرستان باید آموزش ببینند تا بتوانند نشانههای پریشانی روانی را در اعضای تیم خود تشخیص دهند، با همدلی به حرفهایشان گوش دهند و آنها را به سمت منابع حمایتی مناسب هدایت کنند. رهبرانی که خودشان با شفافیت از چالشهایشان صحبت میکنند، فضایی از ایمنی روانی (Psychological Safety) ایجاد میکنند که در آن، افراد برای درخواست کمک احساس امنیت میکنند.
- منابع حمایتی در دسترس: ارائه برنامههای کمک به کارکنان (EAP – Employee Assistance Programs) که شامل مشاورههای محرمانه روانشناسی است، یک استاندارد اولیه محسوب میشود. اما سازمانهای پیشرو فراتر میروند: اشتراک اپلیکیشنهای مدیتیشن و ذهنآگاهی )مانند Headspace یا (Calm، برگزاری کارگاههای مدیریت استرس و تابآوری و اختصاص “روزهای سلامت روان” که کارکنان میتوانند بدون نیاز به ارائه گواهی پزشکی، برای بازیابی قوای ذهنی خود از آن استفاده کنند.
- طراحی شغل و محیط کار: بخش بزرگی از استرس شغلی ناشی از حجم کاری طاقتفرسا، عدم شفافیت در نقشها و فقدان استقلال است. بازطراحی مشاغل برای ایجاد تعادل بهتر میان کار و زندگی، تعیین اهداف واقعبینانه و اعطای اختیار به کارکنان، تأثیری عمیق بر سلامت روان آنها دارد.
۲. سلامت مالی (Financial Well-being) :رهایی از زنجیر استرس
بر اساس پژوهشی از شرکت PwC، کارکنانی که از استرس مالی رنج میبرند، تقریباً پنج ساعت از زمان کاری خود در هفته را صرف نگرانی درباره مسائل مالی میکنند. این یعنی کاهش مستقیم بهرهوری. سلامت مالی به معنای ثروتمند بودن نیست، بلکه به معنای داشتن کنترل بر امور مالی روزمره، توانایی جذب یک شوک مالی و آزادی برای انتخابهایی است که زندگی را لذتبخش میکند.
- آموزش و سواد مالی: بسیاری از افراد فاقد دانش پایهای برای مدیریت پول، سرمایهگذاری یا برنامهریزی برای بازنشستگی هستند. سازمانها میتوانند با برگزاری وبینارها و کارگاههای سواد مالی و فراهم کردن دسترسی به مشاوران مالی بیطرف، به کارکنان خود قدرت کنترل بر آینده مالیشان را بدهند.
- ابزارهای نوآورانه: فراتر از حقوق ثابت، شرکتها میتوانند گزینههایی مانند “دسترسی به حقوق درخواستی “(On-demand Pay) را ارائه دهند که به کارکنان اجازه میدهد بخشی از حقوق کسبشده خود را پیش از پایان ماه دریافت کنند و از وامهای گرانقیمت اجتناب ورزند. برنامههای کمک به بازپرداخت وامهای دانشجویی یا ارائه وامهای کمبهره سازمانی نیز از دیگر اقدامات مؤثر است.
- شخصیسازی مزایا: پکیجهای مزایای شخصیسازیشده (Personalized Benefit Packages) در این حوزه نقش کلیدی دارند. یک کارمند جوان و مجرد ممکن است به کمکهزینه بازپرداخت وام دانشجویی نیاز داشته باشد، در حالی که یک کارمند میانسال با دو فرزند، به برنامههای پسانداز برای تحصیل فرزندان و بیمه عمر قویتر اهمیت میدهد. استفاده از پلتفرمهایی که به کارکنان اجازه میدهد بودجه مزایای خود را بین گزینههای مختلف تقسیم کنند، یک روند رو به رشد است.
۳. سلامت معنوی: (Spiritual Well-being) در جستجوی معنا
سلامت معنوی که اغلب با سلامت عاطفی و اجتماعی همپوشانی دارد، به حس هدفمندی، تعلق و همسویی با ارزشها اشاره دارد. این بعد لزوماً مذهبی نیست، بلکه به نیاز بنیادین انسان برای احساس اینکه کارش اهمیت دارد و بخشی از چیزی بزرگتر از خودش است، پاسخ میدهد.
- پیوند کار با مأموریت سازمان: رهبران باید به طور مداوم و شفاف، چشمانداز و مأموریت سازمان را با کارکنان در میان بگذارند و نشان دهند که چگونه وظایف روزمره هر فرد، در تحقق آن هدف بزرگتر نقش دارد. وقتی یک کارمند در یک شرکت داروسازی احساس کند که کارش به نجات جان انسانها کمک میکند، سطح تعهد و رضایت او به شدت افزایش مییابد.
- ایجاد حس تعلق و جامعه: فعالیتهای تیمسازی، گروههای علاقهمندی (مانند باشگاه کتاب یا گروههای ورزشی) و تشویق به همکاریهای بینبخشی، حس تعلق را تقویت میکند. ایجاد یک فرهنگ قدردانی که در آن موفقیتها (چه بزرگ و چه کوچک) به رسمیت شناخته میشوند، به افراد احساس ارزشمندی میدهد.
- فرصتهای داوطلبانه و مسئولیت اجتماعی: اختصاص ساعاتی از زمان کاری به فعالیتهای داوطلبانه یا حمایت سازمان از پروژههای اجتماعی که کارکنان به آنها علاقهمندند، راهی قدرتمند برای تغذیه روح و ایجاد حس هدفمندی است.
توجیه تجاری؛ چرا رفاه یک امتیاز نیست، بلکه یک ضرورت است؟
سرمایهگذاری بر رفاه فراگیر، یک هزینه اضافی برای سازمان نیست، بلکه یک سرمایهگذاری استراتژیک با بازگشت سرمایه (ROI) قابلتوجه است.
پیوند مستقیم با بهرهوری و عملکرد
پژوهشهای متعددی، از جمله مطالعات دانشگاه آکسفورد، نشان دادهاند که کارکنان شادتر و سالمتر، به طور میانگین ۱۳٪ بهرهورتر هستند. کارمندی که شبها به دلیل استرس مالی بیدار نمیماند و در محیط کار از حمایت روانی برخوردار است، تمرکز بالاتر، خلاقیت بیشتر و توانایی حل مسئله بهتری دارد. کاهش غیبت (Absenteeism) و حضورگرایی بیمارگونه (Presenteeism) ، یعنی حضور فیزیکی در محل کار اما با کارایی پایین به دلیل مشکلات جسمی یا روحی، از نتایج مستقیم این سرمایهگذاری است.
جذب و نگهداشت استعدادها، بهویژه نسل Z
در بازار کار رقابتی امروز که به “جنگ برای استعدادها” مشهور است، رفاه فراگیر یک مزیت رقابتی قدرتمند است. نظرسنجی شرکت دیلویت (Deloitte) نشان میدهد که نسل Z و هزاره، سلامت روان و تعادل کار و زندگی را بالاتر از حقوق و مزایای مالی در اولویت قرار میدهند. آنها به دنبال کارفرمایانی هستند که به آنها به چشم یک انسان کامل نگاه میکنند، نه یک چرخدنده در ماشین سازمان. سازمانی که در زمینه رفاه کارکنان شهرت خوبی دارد، به یک “کارفرمای منتخب” تبدیل میشود و میتواند بهترینها را جذب و مهمتر از آن، حفظ کند. کاهش نرخ خروج کارکنان (Turnover) به خودی خود صرفهجویی عظیمی در هزینههای استخدام و آموزش مجدد به همراه دارد.
نقشه راه اجرا؛ از استراتژی تا عمل
ایده رفاه فراگیر زیباست، اما پیادهسازی آن نیازمند یک برنامه مدون و تعهد همهجانبه است.
شروع با دادهها: گوش دادن قبل از اقدام
اولین قدم، درک نیازهای واقعی کارکنان است. این کار از طریق ابزارهای مختلفی ممکن است:
- نظرسنجیهای محرمانه: پرسش درباره سطح استرس، امنیت مالی، تعادل کار و زندگی و نیازهای حمایتی.
- گروههای کانونی (Focus Groups) :گفتگوهای عمیقتر برای درک تفاوتهای ظریف.
- تحلیل دادههای تندرستی: (Wellness Data Analysis) تحلیل دادههای کلی و بینام از برنامههای سلامت (مانند میزان استفاده از مشاورههای روانشناسی یا مشارکت در چالشهای ورزشی) میتواند به شناسایی روندهای کلان کمک کند. این دادهها به HR اجازه میدهد تا منابع را در جایی سرمایهگذاری کند که بیشترین تأثیر را دارد.
شخصیسازی، کلید موفقیت
نیازهای یک کارگر خط تولید با یک برنامهنویس دورکار متفاوت است. استراتژی رفاه باید انعطافپذیر و قابل شخصیسازی باشد. همانطور که پیشتر ذکر شد، ارائه بودجه سبک زندگی (Lifestyle Spending Account) که کارکنان میتوانند آن را صرف هزینههایی از کلاس یوگا و خرید تجهیزات ورزشی گرفته تا شهریه یک دوره آموزشی یا نگهداری از کودک کنند، نمونهای عالی از این رویکرد است.
توانمندسازی رهبران بهعنوان سفیران رفاه
هیچ برنامهای بدون حمایت مدیران مستقیم به موفقیت نمیرسد. سرمایهگذاری بر آموزش رهبران برای توسعه مهارتهای نرم مانند گوش دادن فعال، همدلی، ارائه بازخورد سازنده و مدیریت مکالمات دشوار، حیاتی است. آنها باید یاد بگیرند که چگونه یک “چکاپ حال” را در جلسات یک-به-یک خود بگنجانند و فرهنگ مراقبت را در تیم خود نهادینه کنند.
ارتباطات مستمر و شفاف
کارکنان باید بدانند چه منابعی در دسترسشان است و چگونه میتوانند از آنها استفاده کنند. کمپینهای ارتباطی داخلی، وبینارهای معرفی برنامهها و داستانهای موفقیت کارکنانی که از این خدمات استفاده کردهاند، میتواند به افزایش مشارکت و عادیسازی استفاده از این منابع کمک کند.
نتیجهگیری: آینده کار، انسانی است.
دوران نگاه مکانیکی به انسان به سر آمده است. سازمانهایی که در آینده موفق هستند، آنهایی خواهند بود که درک میکنند بزرگترین داراییشان، نه تکنولوژی یا سهم بازار، بلکه انرژی، خلاقیت و سلامت جامع انسانهایی است که آن سازمان را میسازند. حرکت از “مزایا” به “رفاه فراگیر” صرفاً یک ترند جدید در منابع انسانی نیست؛ این یک تحول عمیق در فلسفه مدیریت و یک ضرورت اخلاقی و تجاری است.
با سرمایهگذاری بر سلامت روان، ثبات مالی و حس هدفمندی کارکنان، سازمانها اکوسیستمی را خلق میکنند که در آن افراد نه تنها برای کار کردن، بلکه برای شکوفا شدن به آنجا میآیند. این همان جایی است که بهرهوری به اوج میرسد، نوآوری متولد میشود و نسلهای جدید استعداد، آنجا را خانه خود میدانند. آینده کار، آیندهای است که در آن، مراقبت از انسانها، هوشمندانهترین استراتژی کسبوکار است.
منابع
برای تهیه این مقاله از مفاهیم و دادههای مطرحشده در منابع معتبر زیر الهام گرفته شده است:
- Gallup, Inc. (2022). State of the Global Workplace: 2022 Report. Gallup.
- این گزارش به طور گسترده به بررسی روندهای جهانی استرس، تعهد کاری و فرسودگی شغلی میپردازد و دادههای کلیدی در مورد وضعیت روانی نیروی کار ارائه میدهد.
- Deloitte. (2023). 2023 Gen Z and Millennial Survey. Deloitte Global.
- این نظرسنجی سالانه، اولویتها و ارزشهای نسلهای جدید در محیط کار را تحلیل میکند و بر اهمیت تعادل کار و زندگی و حمایت از سلامت روان تأکید دارد.
- McKinsey & Company. (2022). Addressing employee burnout: Are you solving the right problem? McKinsey Quarterly.
- این مقاله به ریشههای سیستماتیک فرسودگی شغلی در سازمانها میپردازد و راهکارهای فراتر از اقدامات فردی را پیشنهاد میکند.
- World Health Organization (WHO). (1948). Preamble to the Constitution of the World Health Organization.
- ارائه تعریف بنیادین و جامع از سلامت که اساس مفهوم رفاه فراگیر است.
- Krekel, C., Ward, G., & De Neve, J. E. (2019). Employee Wellbeing, Productivity, and Firm Performance. Saïd Business School, University of Oxford.
- یک پژوهش دانشگاهی که ارتباط آماری مثبتی میان رفاه کارکنان و بهرهوری آنها پیدا کرده است.
- PwC. (2023). Employee Financial Wellness Survey. PricewaterhouseCoopers.
- این نظرسنجی به طور خاص تأثیر استرس مالی بر عملکرد شغلی کارکنان را اندازهگیری و تحلیل میکند.
- Edmondson, A. C. (1999). Psychological Safety and Learning Behavior in Work Teams. Administrative Science Quarterly, 44(2), 350-383.
- مقاله آکادمیک کلاسیک که مفهوم «ایمنی روانی» را معرفی کرد، مفهومی که برای گفتگوهای باز در مورد سلامت روان حیاتی است.
- AIHR (Academy to Innovate HR). Various Articles on Employee Well-being and HR Trends.
- این پلتفرم به عنوان منبع الهام اولیه برای این مقاله، مقالات و راهنماهای عملی متعددی در زمینه روندهای نوین منابع انسانی، از جمله رفاه فراگیر، منتشر میکند.
نویسنده: فرشاد صیرفی زاده
تجزیه و تحلیل افراد (People Analytics) چیست و چطور انجام میشود؟
زمانی را تصور کنید که تصمیمگیری درباره گرانبهاترین سرمایه هر سازمان – یعنی کارکنانش – بیشتر بر پایه حدس و گمان و تجربیات شخصی استوار بود تا شواهد متقن. اگرچه رگههای اولیه تلاش برای سنجش کارایی به دوران انقلاب صنعتی بازمیگردد، اما داستان واقعی و هیجانانگیز تجزیه و تحلیل افراد (People Analytics)، سفری است که در دهههای اخیر با شتابی خیرهکننده، پارادایمی نوین را در مدیریت استعدادها معرفی کرده است. این رویکرد، که در آن دادهها و تکنیکهای آماری راهنمای مدیران برای اتخاذ تصمیماتی مستندتر و اثربخشتر میشوند، منابع انسانی را از نقشی عمدتاً اجرایی به یک شریک استراتژیک بدل ساخته است.
در گذشته، واحد منابع انسانی در بهترین حالت، گزارشگری با اعداد و ارقام ساده بود، اما با طلوع عصر دیجیتال و انفجار دادههای بزرگ، همراه با جهشهای شگفتانگیز در قدرت پردازش و ظهور الگوریتمهای هوشمند، ناگهان دریچهای به سوی درک عمیقتر رفتارها، انگیزهها و پتانسیلهای انسانی گشوده شد. تجزیه و تحلیل افراد دیگر نه تنها به گذشته مینگرد، بلکه با دقتی فزاینده به پیشبینی آینده، کشف استعدادهای پنهان و شناسایی عوامل واقعی محرک بهرهوری و نوآوری میپردازد. این رویکرد نوآورانه پتانسیل ایجاد تحولی بنیادین در دستیابی به اهداف سازمانی را در خود دارد. با ما در این سفر اکتشافی همراه شوید تا رموز این تحول و چگونگی بهبود عملکرد، رضایت و مشارکت کارکنان را از طریق این دریچه نوین بازگشایی کنیم.
تجزیه و تحلیل افراد چیست و چرا اهمیت دارد؟
تجزیه و تحلیل افراد عبارت است از جمعآوری، تحلیل سیستماتیک، بهکارگیری و گزارشدهی دادههای سازمانی افراد و استعدادها به منظور بهبود تصمیمگیریهای استراتژیک و عملیاتی در حوزه منابع انسانی و دستیابی به نتایج حیاتی کسبوکار. این رشته با بهرهگیری از اصول علم داده، آمار و تحلیل کسبوکار، دادههای خام و اغلب پراکنده منابع انسانی را به بینشهای عملی و قابل اجرا تبدیل میکند. هدف نهایی تجزیه و تحلیل افراد، فراتر از ارائه گزارشهای صرف است و پاسخ به سوالات پیچیده کسبوکار، پیشبینی روندها، شناسایی ریسکها و فرصتها و در نهایت، بهینهسازی سرمایهگذاری در سرمایه انسانی را دنبال میکند. تجزیه و تحلیل افراد کلید اجرای منابع انسانی مبتنی بر شواهد است.
دو واژه تجزیه و تحلیل افراد (People Analytics) و تحلیلگری منابع انسانی (HR Analytics) اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما تفاوتی ظریف بین آنها وجود دارد. تحلیلگری منابع انسانی معمولاً به دادههای منحصراً درون واحد منابع انسانی اشاره دارد (مانند دادههای استخدام، ترک خدمت، آموزش). در مقابل، تجزیه و تحلیل افراد دامنهای وسیعتر داشته و میتواند شامل دادههایی از سایر بخشهای سازمان مانند مالی، فروش، بازاریابی و حتی دادههای مشتریان باشد تا تصویری جامعتر از تأثیر افراد بر کل کسبوکار ارائه دهد.
اهمیت روزافزون تجزیه و تحلیل افراد ریشه در چندین عامل کلیدی دارد که عبارتاند از:
- انفجار دادهها: (Big Data) سازمانها با حجم عظیمی از دادههای مرتبط با کارکنان مواجه هستند که از طریق سیستمهای اطلاعاتی منابع انسانی (HRIS)، سیستمهای مدیریت استعداد، پلتفرمهای نظرسنجی و ابزارهای همکاری دیجیتال تولید میشوند.
- پیشرفتهای فناوری : ابزارهای تحلیلی پیشرفته، بصریسازی دادهها و الگوریتمهای یادگیری ماشین، تحلیل این حجم از دادهها را امکانپذیر و کارآمدتر کردهاند.
- فشار برای اثبات ارزش استراتژیک: HR واحد منابع انسانی به طور فزایندهای تحت فشار است تا سهم استراتژیک خود را در موفقیت کسبوکار نشان دهد. تتا ابزاری قدرتمند برای اندازهگیری بازگشت سرمایه (ROI) ابتکارات منابع انسانی و ارتباط دادن آنها به نتایج ملموس کسبوکار فراهم میکند.
- رقابت بر سر استعدادها: در بازار کار رقابتی امروز، سازمانها برای جذب، توسعه و نگهداشت بهترین استعدادها نیازمند رویکردهای هوشمندانهتر و دادهمحور هستند.
انواع تجزیه و تحلیل افراد
چهار نوع اصلی تجزیه و تحلیل افراد وجود دارد که هر یک بینشهای متفاوتی ارائه میدهند و در ترکیب با هم، تصویری جامعتر میسازند:
- تحلیل توصیفی (Descriptive Analytics): به سوال “چه اتفاقی افتاده است؟” پاسخ میدهد. این نوع تحلیل، الگوهای موجود در دادههای تاریخی را برای درک گذشته بررسی میکند (مثلاً، گزارش نرخ ترک خدمت در سال گذشته).
- تحلیل تشخیصی (Diagnostic Analytics): به سوال “چرا این اتفاق افتاده است؟” پاسخ میدهد. این تحلیل یک گام فراتر از تحلیل توصیفی رفته و به دنبال دلایل و عوامل ریشهای رویدادها و روندها میگردد (مثلاً، چرا نرخ ترک خدمت در واحد X افزایش یافته است؟).
- تحلیل پیشبینانه (Predictive Analytics): به سوال “چه اتفاقی در آینده خواهد افتاد؟” پاسخ میدهد. با استفاده از دادههای گذشته و حال و مدلهای آماری، روندهای آینده را پیشبینی میکند (مثلاً، کدام کارکنان در معرض ریسک ترک سازمان هستند؟).
- تحلیل تجویزی (Prescriptive Analytics): به سوال “چه کاری باید انجام دهیم؟” پاسخ میدهد. این پیشرفتهترین نوع تحلیل است که بر اساس پیشبینیها، گزینههای اقدام و توصیههایی برای دستیابی به نتایج مطلوب ارائه میدهد (مثلاً، چه مداخلاتی برای کاهش ریسک ترک کارکنان کلیدی مؤثرتر است؟). تنها ۱۷٪ کسبوکارها از این نوع تحلیل استفاده میکنند.
تجزیه و تحلیل افراد در عمل: فرآیند، دادهها و تکنیکها
پیادهسازی موفق تجزیه و تحلیل افراد معمولاً یک فرآیند چرخهای و تکرارشونده را دنبال میکند که به ترتیب زیر است:
- تعریف مسئله و سوالات کلیدی: با پرسشهای مشخص و مرتبط با کسبوکار آغاز میشود (مثلاً، چگونه میتوانیم کیفیت استخدام را بهبود بخشیم؟).
- جمعآوری و یکپارچهسازی دادهها: دادههای مرتبط از منابع مختلف جمعآوری و تجمیع میشوند.
- پاکسازی و آمادهسازی دادهها: اعتبارسنجی، حذف خطاها و تبدیل دادهها به فرمت قابل تحلیل.
- تحلیل دادهها: استفاده از تکنیکهای آماری و تحلیلی برای کشف الگوها و بینشها.
- تفسیر نتایج و بصریسازی: تبدیل یافتهها به اطلاعات قابل فهم و ارائه از طریق داشبوردها و نمودارها.
- ارائه بینشها و اقدام: به اشتراکگذاری یافتهها با ذینفعان و تبدیل آنها به اقدامات عملی.
- ارزیابی و بازخورد: اندازهگیری نتایج اقدامات و اصلاح فرآیند برای بهبود مستمر.
دادههای تجزیه و تحلیل افراد میتوانند از منابع داخلی و خارجی متنوعی تأمین شوند که برخی از آنها عبارتاند از:
- سیستمهای اطلاعات منابع انسانی: (HRIS) دادههای پایه کارکنان، حقوق و دستمزد، سوابق.
- سیستمهای مدیریت متقاضیان: (ATS) دادههای فرآیند استخدام.
- نظرسنجیهای کارکنان: دادههای مربوط به مشارکت، رضایت، فرهنگ سازمانی.
- دادههای عملکرد: مدیریت عملکرد، دستیابی به اهداف.
- دادههای آموزش و توسعه: سوابق آموزشی، اثربخشی برنامهها.
- دادههای مالی و عملیاتی: درآمد، هزینهها، بهرهوری (برای ارتباط دادن به نتایج کسبوکار).
- دادههای شبکههای اجتماعی داخلی و ابزارهای همکاری.
- تصمیمگیری مبتنی بر شواهد: جایگزینی حدس و گمان با تصمیمات آگاهانه و دادهمحور، کاهش سوگیریها.
- بهبود فرآیند استخدام و جذب استعدادها: شناسایی کانالهای مؤثر، پیشبینی موفقیت متقاضیان، افزایش کیفیت استخدام
- افزایش نرخ حفظ و نگهداشت کارکنان کلیدی: شناسایی دلایل ترک خدمت، پیشبینی ریسک خروج و طراحی مداخلات هدفمند
- بهبود عملکرد کارکنان و سازمان: شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد بالا، بهینهسازی ساختار تیمها
- تقویت رضایت، مشارکت و تجربه کارکنان: درک نیازها و انتظارات کارکنان، طراحی محیط کاری جذابتر.
- تحقق صرفهجویی در هزینهها: کاهش هزینههای استخدام، کاهش هزینههای ناشی از ترک خدمت، تخصیص بهینه بودجه به برنامههای مؤثرتر.
- پر کردن شکافهای مهارتی: شناسایی مهارتهای فعلی و مورد نیاز آینده، طراحی برنامههای توسعه هدفمند.
- حمایت از ابتکارات تنوع، برابری و شمول: (DEI) اندازهگیری وضعیت فعلی، شناسایی نابرابریها و ارزیابی تأثیر ابتکارات.
- شکلدهی به استراتژی سازمانی: همسوسازی استراتژیهای منابع انسانی با اهداف کلی کسبوکار.
- گوگل: (Google) آزمایشگاه نوآوری افراد (PiLab) از دادهها برای شناسایی ویژگیهای مدیران و تیمهای مؤثر استفاده میکند.
- ناسا: (NASA) با ایجاد پایگاه داده نقشهبرداری استعداد، روابط بین افراد، مهارتها و پروژهها را برای تخصیص بهینه منابع و توسعه شغلی کارکنان تحلیل میکند.
- مایکروسافت: (Microsoft) ابزار “Manager Hub” به مدیران بینشها و پیشنهادهای عملی مبتنی بر داده ارائه میدهد.
- اوبر: (Uber) با توانمندسازی مدیران از طریق دسترسی به دادهها و داشبوردهای تحلیلی، مشارکت کارکنان و نتایج کسبوکار را بهبود بخشید.
- آیبیام (IBM) : با استفاده از هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل افراد توانست با دقت ۹۵٪ پیشبینی کند که کدام کارکنان در شرف ترک شغل خود هستند. این امر به آنها امکان داد تا به این نگرانیها رسیدگی کرده و روی زمینههای دیگر مانند استخدامهای آتی برای نقشهای در معرض خطر کار کنند.
- نرخ ترک خدمت کارکنان: (Employee Turnover Rate) درصد کارکنانی که در یک دوره زمانی مشخص سازمان را ترک میکنند.
- نرخ ترک خدمت زودهنگام: (Early Turnover) درصد کارکنانی که در سال اول خدمت، سازمان را ترک میکنند (نشانگر مشکلات در استخدام یا انطباق).
- نرخ غیبت: (Absenteeism Rate) میزان غیبتهای غیرموجه کارکنان.
- زمان استخدام: (Time to Hire) مدت زمان سپری شده از اعلام نیاز به یک موقعیت شغلی تا پذیرش پیشنهاد توسط نامزد.
- هزینه به ازای هر استخدام (Cost per Hire) : کل هزینههای صرف شده برای استخدام یک کارمند جدید.
- درآمد به ازای هر کارمند: (Revenue per Employee) شاخصی از بهرهوری و کارایی کلی سازمان.
- امتیاز خالص ترویجکنندگان کارکنان: (eNPS – Employee Net Promoter Score) میزان وفاداری و تمایل کارکنان به توصیه سازمان به عنوان محل کار.
- امتیاز مشارکت کارکنان (Engagement Rating) : سطح تعهد، اشتیاق و مشارکت فعال کارکنان در کار.
- کیفیت استخدام: (Quality of Hire) ارزیابی عملکرد استخدامهای جدید پس از یک دوره مشخص.
- روندها، مسائل و فرصتها را به سرعت شناسایی کنند.
- تهدیدها را قبل از تأثیرگذاری قابل توجه بر کسبوکار مدیریت کنند.
- مدیران واحدها را از تحولات تیم خود مطلع سازند.
- پاسخگویی را در قبال نتایج مرتبط با افراد افزایش دهند (مثلاً، با نمایش نرخ ترک خدمت به تفکیک مدیران).
- بهروزرسانی منظم: اطمینان از دسترسی کاربران به دادههای تازه و دقیق (ترجیحاً خودکار).
- ارائه اطلاعات مرتبط: تمرکز بر سنجهها و دادههای مفید برای اهداف کسبوکار.
- سادگی و وضوح : طراحی کاربرپسند و قابل فهم برای همه ذینفعان.
- اصلاح خطاها : تضمین کیفیت و دقت دادهها با اصلاح سریع اشتباهات در سیستمهای منبع.
- ایجاد ذهنیت دادهمحور : فاصله گرفتن از تصمیمگیری صرفاً بر اساس حس درونی و عادت کردن به تحلیل و تفسیر دادهها و توسعه سواد داده (Data Literacy)
- تقویت مهارتهای تجزیه و تحلیل افراد:
- هوش تجاری : درک چگونگی تأثیر تحلیلها بر کسبوکار.
- ارتباطات و مشاوره : انتقال مؤثر یافتهها و مدیریت انتظارات ذینفعان.
- تخصص منابع انسانی : درک عمیق فرآیندها و چالشهای .HR
- تحلیل داده : توانایی کار با دادهها، تجمیع، پاکسازی و تحلیل آنها.
- آگاهی جهانی و فرهنگی: درک تفاوتهای فرهنگی در تحلیل دادههای جهانی.
- شروع با ابزارهای در دسترس مانند Excel : اکسل برای پاکسازی دادهها، تحلیلهای سریع، ساخت داشبوردهای ساده و داستانسرایی با دادهها بسیار مفید است (مثلاً، با استفاده از .(Pivot Tables
- استفاده از مجموعه دادههای نمونه : برای تمرین و آزمایش تکنیکهای تحلیلی در صورت عدم دسترسی به دادههای واقعی سازمان.
- درک عمیق از کسبوکار: همسو کردن تحلیلها با اهداف و چشمانداز کلی سازمان.
- Microsoft Excel: ابزاری پایه اما قدرتمند برای تحلیلهای اولیه، پاکسازی داده و ساخت داشبورد.
- Python و R: زبانهای برنامهنویسی قدرتمند برای تحلیلهای آماری پیچیده، یادگیری ماشین و کار با مجموعه دادههای بزرگ.
- Microsoft Power BI و Tableau: ابزارهای پیشرو برای بصریسازی دادهها، ایجاد داشبوردهای تعاملی و گزارشدهی.
- نرمافزارهای تخصصی تتا:
- Visier: پلتفرمی جامع برای اتصال سیستمهای HR ، تحلیل روندها و پیشبینی نتایج.
- ChartHop: ابزاری برای تجمیع دادههای افراد و بصریسازی ساختار سازمانی و سناریوهای آینده.
- Orgnostic: پلتفرمی برای گردآوری دادههای HR از منابع مختلف و کشف بینشهای پنهان.
- سیستمهای اطلاعات منابع انسانی (HRIS) و سیستمهای مدیریت متقاضیان: (ATS) منابع اصلی دادههای کارکنان و فرآیند استخدام.
- Bersin, J. (2023). Irresistible: The Seven Secrets of the World’s Most Enduring, Employee-Focused Organizations. Page Two.
- Falletta, S. V. (2021). People Analytics: The Data-Driven Path to Effective Talent Management. Routledge.
- Marr, B. (2018). Data-Driven HR: How to Use Analytics and Metrics to Drive Performance. Kogan Page.
- Green, M., & Garavan, T. (2022). HR Analytics: A practical guide to using data to inform, transform and empower HR decisions. Kogan Page.
- Academy to Innovate HR (AIHR). (Various articles and resources). https://www.aihr.com/
- Gartner. (Various research reports on HR Technology and People Analytics). https://www.gartner.com/
- Deloitte. (Various insights and reports on Human Capital Trends and People Analytics). https://www2.deloitte.com/
- Harvard Business Review. (Various articles on data analytics in HR). https://hbr.org/
- SHRM (Society for Human Resource Management). (Resources and articles on HR metrics and analytics). https://www.shrm.org/
- Cascio, W. F., & Boudreau, J. W. (2016). Investing in People: Financial Impact of Human Resource Initiatives. Society for Human Resource Management.
این مقاله را هم مطالعه کنید: Gemini در مقابل ChatGPT: برای منابع انسانی کدامیک بهتر است؟
مزایای استراتژیک تجزیه و تحلیل افراد
پیادهسازی مؤثر تجزیه و تحلیل افراد میتواند مزایای قابل توجهی برای سازمان به ارمغان آورد که برخی از آنها در زیر آمده است:
نمونههای موفق
سنجههای کلیدی منابع انسانی (HR Metrics) در تجزیه و تحلیل افراد
سنجههای منابع انسانی، دادههای ورودی و پایه برای تجزیه و تحلیل افراد هستند. برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:
داشبورد تجزیه و تحلیل افراد
داشبورد تجزیه و تحلیل افراد ابزاری قدرتمند برای بصریسازی و ردیابی سنجههای کلیدی منابع انسانی در یک مکان واحد است. این داشبوردها به مدیران منابع انسانی و رهبران سازمان کمک میکنند تا:
بهترین شیوهها برای داشبورد:
چگونه با تجزیه و تحلیل افراد شروع کنیم؟
برای متخصصان منابع انسانی که میخواهند در این حوزه مهارت کسب کنند، گامهای زیر توصیه میشود:
تیم تجزیه و تحلیل افراد
قلب تپنده هر برنامه موفق تجزیه و تحلیل افراد، تیمی توانمند و هماهنگ است؛ گروهی از متخصصان که دادهها را به زبان کسبوکار ترجمه میکنند و بینشهای استراتژیک خلق مینمایند. ساختن چنین تیمی با تعریف دقیق ماموریت و اهداف آن آغاز میشود. قرار است این تیم چه معماهایی را حل کند و به چه دستاوردهایی برسد؟ پاسخ به این سوال، راهنمای انتخاب مهارتهای مورد نیاز خواهد بود؛ از تسلط بر سیستمهای اطلاعاتی منابع انسانی و جادوی اکسل پیشرفته گرفته تا مهارت در بصریسازی دادهها با ابزارهایی چون Power BI و Tableauو توانایی مدلسازی آماری با زبانهایی نظیر R یا Python و کار با پایگاههای داده .SQL اما فراتر از مهارتهای فنی، پرورش هوش تجاری در اعضای تیم حیاتی است تا بتوانند پلی میان تحلیلهای پیچیده و نتایج ملموس کسبوکار برقرار سازند. البته، این تیم برای درخشش به ابزارهای مناسب نیز نیاز دارد؛ فناوریهایی که جمعآوری، تحلیل و گزارشدهی دادهها را تسهیل میکنند.
نرمافزارها و ابزارهای تجزیه و تحلیل افراد
فناوری نقش حیاتی در تجزیه و تحلیل افراد ایفا میکند:
هوش مصنوعی در تجزیه و تحلیل افراد
ورود هوش مصنوعی مولد، بهویژه ابزارهایی چون ChatGPT، فصل جدید و هیجانانگیزی را در دنیای تجزیه و تحلیل افراد گشوده است. این دستیاران هوشمند، پتانسیل آن را دارند که به متخصصان منابع انسانی کمک کنند تا سریعتر و هوشمندانهتر با دادهها کار کنند. تصور کنید هوش مصنوعی میتواند در تفسیر اولیه مجموعه دادههای حجیم، ایدهپردازی برای سوالات تحقیقی یا حتی طراحی پیشنویس نظرسنجیها به شما یاری رساند. نیاز به یک مجموعه داده نمونه برای تمرین دارید یا در ساخت یک فرمول پیچیده اکسل گیر کردهاید؟ ChatGPT میتواند به سرعت به کمک شما بیاید و حتی بر اساس تحلیلهای اولیه توصیههایی ارائه دهد. این قابلیتها، تجزیه و تحلیل دادهها را برای طیف وسیعتری از متخصصان HR دسترسپذیرتر میکند و به آنها اجازه میدهد تا زمان بیشتری را صرف تفکر استراتژیک و حل مسائل پیچیده کنند.
با این حال، استفاده از این ابزارهای قدرتمند نیازمند هوشیاری و مسئولیتپذیری است. مهمترین نکته، حفظ حریم خصوصی و امنیت دادههای کارکنان است. هرگز نباید اطلاعات حساس، محرمانه یا قابل شناسایی افراد را مستقیماً وارد این سیستمها کرد. دادهها باید پیش از هرگونه تحلیل توسط هوش مصنوعی کاملاً ناشناس شوند. برای بهرهبرداری مؤثر کافی است ویژگیهای پیشرفته (مانند تحلیل داده در نسخههای پلاس) را فعال کرده، دادههای ناشناس خود را بارگذاری کنید و با دستورات دقیق و شفاف از هوش مصنوعی بخواهید تحلیلها یا بصریسازیهای مورد نظرتان را انجام دهد. در نهایت، فراموش نکنید که نتایج تولید شده توسط هوش مصنوعی را همیشه با دادههای اصلی و دانش تخصصی خود راستیآزمایی کنید؛ چرا که هوش مصنوعی یک همکار توانمند است، نه جایگزین قضاوت انسانی.
سخن پایانی: تجزیه و تحلیل افراد یک مزیت رقابتی پایدار
تجزیه و تحلیل افراد (People Analytics) دیگر یک گزینه جانبی نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای سازمانهایی است که به دنبال بهینهسازی بزرگترین سرمایه خود – یعنی نیروی انسانی – و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در دنیای کسبوکار امروز هستند. این رویکرد، با فراهم آوردن امکان تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، به سازمانها کمک میکند تا فرآیندهای کلیدی HR را بهبود بخشیده، فرهنگ سازمانی را تقویت کنند، بهرهوری را افزایش دهند و در نهایت، به اهداف استراتژیک خود دست یابند. اگرچه چالشهایی در مسیر پیادهسازی آن وجود دارد، اما با برنامهریزی دقیق، تعهد رهبری و تمرکز بر راهکارهای عملی، سازمانها میتوانند از پتانسیل عظیم این حوزه بهرهمند شوند. آینده کار و مدیریت استعداد به طور فزایندهای تحت تأثیر بینشهای حاصل از دادهها خواهد بود و سازمانهایی که این انقلاب دادهمحور را در آغوش بگیرند، رهبران نوآور و آیندهنگر صنایع خود خواهند بود.
منابع
برای تدوین این مقاله، از مفاهیم و اطلاعات کلی موجود در حوزه تجزیه و تحلیل افراد و منابع انسانی بهره گرفته شده است. منابع زیر میتوانند برای مطالعه بیشتر مفید باشند:
نویسنده: فرشاد صیرفی زاده
ارزشیابی مشاغل چیست؟ معرفی مدلها و روشها
یکی از مهمترین اقدامات مدیریت منابع انسانی، مدیریت جبران خدمات کارکنان است. در واقع، جبران خدمات به آن دسته از حقوق و مزایای مالی و غیر مالی اشاره دارد که به کارکنان داده میشود. جبران خدمات یکی از ابزارهای اصلی مدیران برای بهره بردن از بیشترین پتانسیل کارکنان در جهت اهداف سازمان است.
پرسشی که مطرح میشود آن است که آیا جبران خدمات برای همه کارکنان یک سازمان یکسان است؟ بدیهی است که کارکنان یک سازمان، بسته به نوع شغل، دانش، مهارت، تجربه و شرایط کاری باید حقوق و مزایای متفاوتی دریافت کنند. از این رو، مدلی جامع برای جبران خدمات کارکنان در سازمانها وجود دارد که مدل چهار عاملی (4P) نامیده میشود.
در مدل 4P، چهار عامل مورد ارزشیابی قرار میگیرند و بر اساس آن، سیستم جبران خدمات یک سازمان شکل میگیرد. این عوامل عبارتاند از:
- شغل (Position)
- شخص (Person)
- عملکرد (Performance)
- عضویت (Partnership)
بدیهی است که بدون ارزشیابی عوامل بالا، مدیریت منابع انسانی نمیتواند به یک رویکرد منطقی برای پرداخت حقوق و مزایا به کارکنان دست یابد.
همانگونه که ملاحظه میکنید، اولین عامل در این مدل، شغل است. روشهای گوناگونی برای ارزشیابی شغل وجود دارد. در این مقاله به معرفی این روشها و مدلها میپردازیم.
تعریف ارزشیابی شغل چیست؟
ارزشیابی شغل (job evaluation) عبارت است از یک روش رسمی و سیستماتیک برای تعیین ارزش یک شغل در مقایسه با سایر مشاغل در یک سازمان. اصل بنیادی در ارزشیابی شغل این است که مشاغلی که به شایستگیهای بالاتر و مسئولیتپذیریهای بیشتر نیاز داشته و شرح وظایف پیچیدهتری دارند، باید دستمزد بیشتری نسبت به سایر مشاغل با الزامات کمتر دریافت کنند.
ارزشیابی شغل نیاز به آموزش دارد. این کار باید توسط افراد آموزشدیده و با تجربه یا تحلیلگران شغل انجام شود. توجه کنید که ارزشیابی شغل با تجزیه و تحلیل شغل تفاوت دارد. در واقع، ارزشیابی شغل با تجزیه و تحلیل شغل شروع میشود و با تعیین ارزش نسبی شغل به منظور پرداخت مبلغی مناسب و عادلانه به عنوان “مزد شغل” پایان مییابد.
شایان گفتن است که اصطلاح علمی و درست برای این کار “ارزشیابی شغل” یا “ارزشیابی مشاغل” است، اما در ایران، با اصطلاح “طبقه بندی مشاغل” مرسوم شده است.
نکات کلیدی در ارزشیابی شغل
برای انجام یک ارزشیابی بهینه و کسب نتایج منطقی باید به نکات زیر توجه کنیم:
- تمرکز بر شغل، نه فرد: این فرایند به ارزشیابی شغل میپردازد و نه ارزیابی فرد.
- استفاده از استانداردهای نسبی: استانداردهای ارزشیابی شغل نسبی هستند و نه مطلق.
- انجام ارزشیابی شغل به صورت تیمی: چون این فرایند بر پایه قضاوت استوار است، انجام آن کار یک نفر نبوده، بلکه کمیتهای متشکل از نمایندگان کارکنان، نمایندگان کارفرما و شخصی بیطرف از خارج سازمان ارزشیابی مشاغل را انجام میدهند.
- تعیین ارزشهای جنبههای شغلی: ارزشیابی شغل به تعیین ارزش برای عواملی مانند دانش لازم برای انجام شغل، مهارتهای مورد نیاز، میزان تلاش در شغل، میزان مسئولیتپذیری و شرایط کاری میپردازد.
این مقاله را هم مطالعه کنید: نسل زد(Z) و ویژگیهای آنها (با مروری بر سایر نسلها)
روشهای ارزشیابی شغل
پس از انجام تجزیه و تحلیل و تهیه شرح شغل، مرحله مقایسه سیستماتیک مشاغل به منظور تدوین سلسله مراتب شغلی فرا میرسد.
روشهایی که برای ارزشیابی شغل مورد استفاده قرار میگیرند، عبارتند از:
- روش رتبهبندی (درجه بندی)
- روش طبقهبندی (گروه بندی)
- روش امتیازی
روش رتبهبندی (درجه بندی)
این روش کیفی بوده، سادهترین روش برای ارزشیابی شغل است. در روش رتبهبندی، مشاغل سازمان به ترتیب، از دشوارترین تا سادهترین (یا بر عکس) مرتب میشود. در واقع، این روش ارزش مشاغل را اندازهگیری نمیکند و تنها رتبه آنها را تعیین میکند. از این روش در سازمانهای کوچک که اطلاعات، زمان و هزینه کافی برای انجام ارزشیابی مشاغل ندارند، استفاده میشود.
یکی از معایب مهم روش رتبهبندی این است که تنها میتوان تشخیص داد که کدام شغل نسبت به دیگری دشوارتر است، بدون آن که شدت دشواری معلوم باشد. همچنین، این روش کاملا ذهنی، غیر عینی و بسیار کلی بوده، فرض بر این است که فاصله بین مشاغل مساوی است.
روش طبقهبندی (گروه بندی)
روش طبقهبندی مشاغل نیز کیفی است. اگرچه این روش کمی پیچیدهتر از روش رتبهبندی است، اما همچنان خیلی دقیق نیست. در این روش، با توجه به ویژگیهای مشاغل موجود در سازمان، تعدادی طبقه (گروه) شغلی تعیین میشود ( مثلا طبقه های 1 تا 18 ). سپس برای هر طبقه، شرح جامعی از ویژگیها و شرایط شغلی تعریف میشود. در پایان، مشاغل سازمان را بر اساس شرح هر طبقه، گروهبندی میکنند و به هر طبقه یک بازه حقوقی با محدودیت حداکثر و حداقل امتیاز اختصاص میدهند.
اگرچه استفاده از این روش ساده بوده، از اتلاف وقت جلوگیری میکند، اما معایبی نیز دارد که عبارتاند از:
- گاهی نمیتوان یک شغل را به یک طبقه اختصاص داد، زیرا ممکن است برخی ویژگیهای آن شغل با طبقه بالاتر یا پایینتر متناسب باشد.
- تهیه شرح مشاغل طبقات آسان نیست و به تجربه زیاد نیاز دارد.
روش امتیازی
روش امتیازی پر کاربردترین رویکرد ارزشیابی مشاغل در دنیاست و در حدود 75 درصد سازمانها از این روش برای ارزشیابی شغل استفاده میکنند. این روش کمّی بوده، از دو روش رتبهبندی و طبقهبندی پیچیدهتر است.
در روش امتیازی، به هریک از عوامل قابل جبران امتیازی اختصاص مییابد. این عوامل عبارتند از:
- دانش
- میزان تلاش
- مسئولیتها
- شرایط کاری
ارزشیابی مشاغل در واحدهای مشمول قانون کار بیشتر به روش امتیازی انجام میشود و نظام “طبقه بندی مشاغل” مصوب وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بر اساس این روش تدوین شده است .
مدلهای گوناگونی در دنیا بر اساس روش امتیازدهی گسترش یافته است. در همه این مدلها، عوامل قابل جبران نقش محوری در تعیین امتیاز شغل دارند. از جمله مدلهای ارزشیابی شغل به روش امتیازی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- هیگروپ (Hay Group)
- مرسر (Mercer)
- جی 20 (G20)
مدلهای ارزشیابی شغل
مدل ارزشیابی هیگروپ
مدل هیگروپ یکی از مدلهای پر کاربرد برای ارزشیابی شغل است که بر اساس سه عامل اصلی، یک شغل را ارزشیابی میکند. هریک از این عوامل اصلی شامل تعدادی عوامل فرعی هستند که در جدول زیر آمدهاند:
| عامل اصلی | عامل فرعی |
| معلومات
Know-How |
دانش فنی |
| دانش مدیریتی | |
| مهارتهای ارتباطی | |
| حل مساله
Problem Solving |
چالشهای فکری |
| فضای فکر کردن | |
| پاسخ گویی
Accountability |
آزادی عمل |
| ماهیت اثر گذاری | |
| محدوده اثر گذاری |
در مدل هیگروپ، با توجه به سطح اهمیت هر عامل فرعی در شغل مورد نظر و با استفاده از جداول سه بعدی امتیازدهی، امتیاز هر یک از عوامل اصلی تعیین میشود. در پایان، با جمع کردن امتیازهای سه عامل، ارزش نسبی شغل تعیین میشود.
مزایا و معایب مدل هیگروپ
این مدل مزایا و معایبی دارد که در ادامه به بیان برخی از آنها میپردازیم.
مزایا: از جمله مزایای استفاده از روش هیگروپ میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- روشی منصفانه و عینی برای ارزشیابی مشاغل
- امکان ارزشیابی گستره وسیعی از مشاغل
- روشی مطمئن برای تعیین حقوق عادلانه در سازمانها
- شناسایی مشاغلی با دستمزد کمتر یا بیشتر از اندازه
معایب: اگرچه مدل هیگروپ دارای مزایای زیادی است، اما معایبی نیز دارد که برخی از آن عبارتاند از:
- پیچیده و زمانبر
- نیاز به آموزش
- نامناسب برای کسب و کارهای کوچک به دلیل هزینهبر بودن
مدل ارزشیابی مرسر
شركت مرسر (Mercer) با 70 سال قدمت، 21000 كارمند و 28000 مشتری در سراسر جهان، يكی از شرکتهای بزرگ در زمینه خدمات مشاوره در حوزه مديريت سرمایههای انسانی است. یکی از متدولوژیهای معتبر و در عین حال ساده و کاربردی که در طراحی سیستم جبران خدمات مورد استفاده قرار میگیرد، مدل 3P شرکت مرسر است. این مدل بر پایه سه عامل اصلی استوار است که عبارتاند از:
- پرداخت بر اساس شغل (Position)
- پرداخت بر اساس شخص (Person)
- پرداخت بر اساس عملکرد (Performance)
بر اساس این مدل ، ارزشیابی مشاغل در 3 مرحله انجام میشود:
مرحله اول: تعیین زنجیره ارزش سازمان. در این مرحله، با توجه به محصولمحور بودن یا خدمتمحور بودن سازمان، زنجیره ارزش مناسب تعیین و امتیاز مربوط به آن محاسبه میشود.
مرحله دوم: تعیین اندازه سازمان. امتیاز اندازه سازمان با توجه به امتیاز زنجیره ارزش، میزان درآمد سازمان و تعداد کارکنان آن تعیین میشود.
مرحله سوم: ارزشیابی مشاغل. برای تعیین ارزش هر شغل و محاسبه امتیاز آن، از 5 عامل اصلی استفاده میشود که هر یک از این عوامل اصلی شامل تعدادی عامل فرعی به شرح جدول زیر هستند:
| عامل اصلی | عامل فرعی |
| اثر
Impact |
اندازه سازمان |
| ماهیت اثر در تحقق نتایج | |
| مشارکت در تحقق نتایج | |
| ارتباطات
Communication |
ماهیت ارتباطات |
| چارچوب ارتباطات | |
| نوآوری
Innovation |
ماهیت نوآوری |
| پیچیدگی مشکلات | |
| دانش و تجربه
Knowledge |
دانش و تجربه |
| مسئولیت مدیریتی | |
| گستره فعالیت سازمان | |
| ریسک
Risk |
ماهیت ریسک و خطرات |
| سطح مخاطرات محیط |
در این مدل، در حدود 60 درصد از امتیاز شغل مربوط به عامل اثر است. به بیان دیگر، هر چه شغل مورد نظر استراتژیکتر و نقش مستقیم و بیشتری در تحقق نتایج سازمانی داشته باشد، امتیاز بیشتری دریافت میکند. در نتیجه، از حقوق و مزایای بالاتری برخوردار خواهد شد.
مزایا و معایب مدل مرسر
مانند هر مدل دیگر، مرسر نیز مزایا و معایبی دارد که در ادامه به بیان تعدادی از آنها میپردازیم.
مزایا. از جمله مزایای این مدل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- ارزیابی دقیق و طبقه بندی عادلانه مشاغل
- امکان ایجاد توازن درون سازمانی در ساختار حقوق و پاداش کارکنان
- انعطافپذیری در ارزیابی و طبقه بندی مشاغل
معایب. معایب مدل مرسر عبارتاند از:
- پیچیدگی
- زمانبر بودن
مدل جی 20
مدل جی 20 دارای 20 عامل است. این عوامل در قالب چهار گروه طبقهبندی میشود. این چهار گروه و عوامل مربوط به هر گروه در جدول زیر آمده است:
| عامل اصلی | عامل فرعی |
| الزامات دانشی
( 2800 امتیاز ) |
تحصیلات |
| مهارتها | |
| تجربه | |
| اختیارات و مسئولیتهای شغل
( 5100 امتیاز ) |
منابع انسانی |
| منابع مالی | |
| منابع فیزیکی | |
| گزارشها | |
| ارتباطات | |
| روشها، استانداردها، سیستمها | |
| بهداشت و ایمنی | |
| استقلال | |
| تصمیمگیری و حل مساله | |
| پاسخگویی | |
| مسئولیتهای خاص | |
| کوشش مورد نیاز
( 1200 امتیاز ) |
کوشش فکری |
| کوشش احساسی | |
| کوشش جسمانی | |
| شرایط کاری
( 900 امتیاز ) |
خطرات شغلی و سازمانی |
| شرایط محیط فیزیکی | |
| عوامل استرسزا |
به هریک از عوامل 20 گانه بیان شده امتیازی تعلق میگیرد. در پایان، با جمع کردن امتیازهای این عوامل، امتیاز شغل و در نتیجه، ارزش نسبی آن شغل در سازمان به دست میآید.
سخن پایانی
با 3 مدل ارزشیابی شغل که بر پایه روش امتیازی استوار است، آشنا شدید. شایان گفتن است که هیچ یک از این مدلها مزیتی بر دیگری ندارد، بلکه هر مدل برای یک محیط و فضای کاری مناسب است. مثلاً، مدل مرسر معمولا برای سازمانهایی که محصولات یا خدماتی با تکنولوژی بالا ارائه میکنند، مناسب است. این در حالی است که در سازمانهای محصول محور که با انواع مشاغل و به ویژه مشاغل زیانآور سر و کار دارند، استفاده از مدل جی 20 مناسبتر به نظر میرسد. از سوی دیگر، مدل هی برای سازمانهایی مناسب است که شایستگیهای فردی نقشی در میزان حقوق و دستمزد کارکنان ندارد و تنها شغل و عملکرد آنها در تعیین حقوق و دستمزد موثر است.
افزون بر مدلهایی که پیش تر شرح داده شد، مدلهای دیگری مانند NJC ، OPM ، PA یا OCR نیز وجود دارد. هر یک از این مدلها بر عوامل خاصی تاکید دارند و متناسب با شرایط سازمانها مورد استفاده قرار میگیرند.
منابع
Dessler, Gary. (2019), Human Resource Management, 16th ed., Pearson
قلی پور، آرین. (1398). مدیریت منابع انسانی پیشرفته (1) ، طراحی، تجزیه و تحلیل، ارزشیابی و طبقه بندی مشاغل. سازمان مدیریت صنعتی
نویسنده: فرشاد صیرفیزاده