راهنمای کامل استخدام مبتنی بر مهارت
استخدام مبتنی بر مهارت در حال کسب اهمیت روزافزون است، چرا که عناوین شغلی، مسیرهای حرفهای و مدارک تحصیلی دیگر پیشبینکنندههای قابل اعتمادی برای عملکرد نیستند. روشهای سنتی جذب نیرو که غالباً حول محور مدارک دانشگاهی، سالهای سابقه کار و عناوین شغلی گذشته میچرخند، در همگامی با تحول سریع مهارتها و مدلهای کسبوکار با دشواری مواجه شدهاند.
بسیاری از شرکتها مزایای قابل توجهی از این تغییر رویه گزارش دادهاند: تصمیمگیری شفافتر در استخدام، دسترسی به دامنه وسیعتری از نامزدها و همسویی قویتر بین تواناییهای افراد و نتایج کسبوکار. در عمل، سازمانها تکنیکهای استخدام مبتنی بر مهارت را در سراسر فرآیند گزینش کارکنان به کار میگیرند که بیشترین کاربرد در مرحله مصاحبه (۸۷٪) و غربالگری اولیه (۶۵٪) مشاهده میشود. همچنین آنها به تدوین شرح شغل مبتنی بر شایستگی (۸۱٪) و راهنمای مصاحبه ساختاریافته (۵۸٪) روی آوردهاند.
این مقاله به بررسی دلایل اهمیت کنونی استخدام مبتنی بر مهارت پرداخته و راهنمای عملی برای رهبران منابع انسانی و جذب استعداد ارائه میدهد تا این رویکرد را به صورتی مسئولانه و در مقیاس گسترده پیادهسازی کنند.
استخدام مبتنی بر مهارت چیست؟
استخدام مبتنی بر مهارت، رویکردی در جذب نیرو است که داوطلبان را بر اساس مهارتها و شایستگیهای اثباتشده مورد نیاز برای شغل ارزیابی میکند، نه معیارهای غیرمستقیمی مانند مدرک تحصیلی، سوابق کاری، عنوانهای شغلی پیشین یا سالهای تجربه. به بیان ساده، سازمانها فرآیند استخدام را حول مهارتهایی طراحی میکنند که برای دستیابی به نتایج کسبوکار ضروری هستند.
این رویکرد با سه عنصر اصلی تعریف میشود:
۱. نیازمندیهای مهارتی مشخص (فرد باید دقیقاً چه کاری بتواند انجام دهد)
۲. سطوح تسلط بر مهارت (چه میزان از آن مهارت را باید دارا باشد)
۳. خروجیها یا نتایج قابل اندازهگیری(موفقیت در عمل چگونه به نظر میرسد).
به جای تکیه بر ویژگیهای کلیشهای و مبهم رزومهها (مانند «مهارت ارتباطی خوب»، «حل مسئله»، «کار تیمی»)، کارشناسان استخدام از ابزارهای ارزیابی مهارت استفاده میکنند تا تواناییهای عینی و قابل مشاهده را بسنجند؛ مانند: «نوشتن کوئری SQL»، «اجرای مصاحبه ساختاریافته» یا «مدیریت بودجه تأمینکنندگان».
استخدام مبتنی بر مهارت به معنای موارد زیر نیست:
- حذف کامل مدرک تحصیلی برای همه موقعیتها
- نادیده گرفتن تجربه؛ بلکه تأکید بر تأیید قابلیتهای عملی
- محدود شدن به نقشهای مبتدی؛ این روش برای موقعیتهای تخصصی و حرفهای نیز مؤثر است.
چرا این رویکرد اهمیت یافته است؟
بسیاری از سازمانها به دلیل اتوماسیون، تحول دیجیتال و نیازهای متغیر کسبوکار، با کمبود مهارتهای بیسابقهای مواجه شدهاند. برای مقابله با این چالش، آنها ذهنیت مبتنی بر مهارت را به عنوان راهکاری برای رقابت، سازگاری و نوآوری پذیرفتهاند.
تعریف کار بر اساس وظایف و مهارتهای مرتبط، روشی منعطفتر و دقیقتر برای تطبیق افراد با نتایج مورد انتظار ارائه میدهد و امکان جابجایی داخلی کارکنان بر اساس نیازهای مهارتی سازمان را فراهم میکند.
در چنین سازمانهای مهارتمحور:
- برنامهریزی نیروی کار مبتنی بر داده میشود.
- عملکرد و پاداشها بر مهارتهای اثباتشده و نتایج متمرکز میشوند.
- یادگیری و توسعه به سمت ساخت شایستگیهای راهبردی هدایت میشود، نه صرفاً آموزش برای یک نقش خاص.
استخدام مبتنی بر مهارت اکنون بهطور گسترده در رویکرد سازمانها به جذب استعدادها نهادینه شده است. با توجه به گزارش ۸۵ درصد از شرکتها مبنی بر استفاده از این روش، کارفرمایان در حال دور شدن از تکیهی صرف به مدارک تحصیلی و حرکت به سوی شواهد عملی از شایستگی افراد هستند، چرا که بازار کار بهطور پیوسته در حال تغییر است.
اگر در حال حاضر در حوزه جذب و استخدام مشغول به کار هستید و یا آینده حرفهای خود را در این حوزه ترسیم کردهاید دوره آموزشی پرورش متخصص حرفهای جذب و استخدام به شما دانش و مهارت لازم برای ایفای نقش به عنوان متخصص جذب و استخدام را میدهد.
راهنمای ۸ مرحلهای برای اجرای استخدام مبتنی بر مهارت
اجرای استخدام مبتنی بر مهارت مستلزم تغییر در نگرش سازمانها نسبت به استعداد، عملکرد و پتانسیل افراد است. اولویتدهی به توانمندیهای اثباتشده به جای عناوین شغلی و مدارک تحصیلی، نحوه تعریف نقشها، ارزیابی مهارتها و ارتباط تصمیمات استخدامی با نیازهای واقعی کسبوکار را دگرگون میکند.
این راهنمای هشت مرحلهای، این تغییر را به اقدامات عملی تبدیل میکند که تیمهای منابع انسانی و جذب استعداد میتوانند در سراسر فرآیند استخدام به کار گیرند.
۱. انتخاب نقشهای مناسب برای آغاز (پایلوت)
اجرای آزمایشی یک برنامه استخدام مهارتمحور به شما امکان میدهد بدون سنگین کردن بار تیمهای استخدام یا ایجاد اختلال در کل سازمان، گلوگاهها را شناسایی کنید.
از جایی شروع کنید که موفقیت قابل اندازهگیری باشد و نیازمندیها شدیداً مهارتمحور هستند (مانند پشتیبانی مشتری، توسعه فروش، تحلیلگران، پشتیبانی فناوری اطلاعات).
شاخصهای کلیدی عملکرد (KPIs) مانند کیفیت استخدام، زمان استخدام و نرخ ترک کارکنان تازهوارد را برای پیگیری تعیین کنید.
پس از دریافت نتایج آزمایشی، آنها را با روشهای سنتی استخدام مقایسه کنید تا اثربخشی رویکرد مهارتمحور را ارزیابی کنید.
۲. استانداردسازی مهارتها، زبان و تعاریف
در داخل سازمان، بر روی یک «ردهبندی مهارتی» مشترک توافق کنید تا هر مهارت در همه نقشها و تیمها معنای یکسانی داشته باشد. دستههای مهارتی، نامها، توضیحات، سطوح تسلط و شواهد قابل مشاهده را به زبانی ساده تعریف کنید. آنها را در یک مرجع متمرکز مستند کنید تا در دسترس همه باشد.
این کار از تکرار جلوگیری میکند، سردرگمی در فرآیند استخدام را کاهش میدهد و اطمینان میدهد که دادههای مهارتی نه تنها برای استخدام، بلکه برای ارزیابیها، مسیرهای یادگیری و جابجایی داخلی نیز قابل استفاده مجدد هستند.
۳. تعریف مهارتهای هر نقش (حداقل مجموعه مهارت ضروری)
مهارتهای «ضروری» را از «مفید اما غیرضروری» جدا کنید. مهارتهای ضروری، شایستگیهای بنیادینی هستند که یک داوطلب برای انجام مؤثر کار باید دارا باشد. مهارتهای مفید، ویژگیهای ارزشمند تکمیلی هستند که فرد را تقویت میکنند اما عدم وجود آنها مانع انتخاب نیست.
مهارتها باید شامل موارد زیر باشند: مهارتهای فنی، مهارتهای نرم (رفتارمحور) و دانش ویژه نقش. همچنین باید سطوح تسلط مورد نیاز را تعریف کنید. مهارتهای تعریفشده باید قابل مشاهده باشند یا داوطلب باید رفتارهایی را نشان دهد که سطح مهارت مربوطه را تأیید کند.
به عنوان مثال، برای نقش تحلیلگر داده، مهارتهای ضروری عبارتند از: SQL (در سطح کاربردی)، تفسیر داده و ارتباط با ذینفعان؛ در حالی که ابزارهایی مانند پایتون یا Tableau به عنوان مهارتهای قابل یادگیری در نظر گرفته میشوند، نه نیازمندیهای مانعساز.
۴. بازنویسی شرح شغل حول مهارتها و نتایج
هنگام نوشتن شرح شغل و آگهیهای استخدام، شرط مدرک یا سالهای تجربه را با نیازمندیهای مهارتی و نتایج قابل اندازهگیری جایگزین کنید. بخشی با عنوان «چگونه ارزیابی خواهید شد» اضافه کنید و توضیح دهید که داوطلبان در معرض ارزیابیهای مهارتی، مصاحبههای ساختاریافته یا ارائه نمونه کار قرار خواهند گرفت.
ارتباط دادن مهارتها به نتایج، به تیمهای منابع انسانی و جذب استعداد این امکان را میدهد با اطمینان بیشتر داوطلبانی را در اولویت قرار دهند که به شرکت در دستیابی به اهدافش کمک خواهند کرد.
به جای ذکر «حل مسئله» در شرح شغل، بنویسید: «حل دقیق مشکلات مشتریان در چارچوب SLA و در عین حفظ رضایت بالای مشتری».
۵. همسو کردن ذینفعان و آموزش مدیران استخدام
تیم جذب و مدیران استخدام را آموزش دهید تا مهارتها را با استفاده از شواهد عینی (نمونه کار، ارزیابیهای مهارتی و مصاحبههای ساختاریافته) ارزیابی کنند، نه با تکیه بر رزومه، مدارک تحصیلی یا عناوین شغلی گذشته.
به عنوان مثال، میتوانید یک کارگاه کوتاه همترازی درون تیم استخدام برگزار کنید. در این کارگاه:
– تعریف کنید که چه چیزی به عنوان شاهد معتبر پذیرفته میشود.
– نوع سوالات (رفتاری یا مبتنی بر سناریو) را برنامهریزی کنید.
– ابزار ارزیابی مناسبی که مهارتهای مورد نیاز برای موقعیت را به درستی میسنجد، انتخاب کنید.
سپس، قبل از شروع جستجوی داوطلبان، یک فرآیند نمرهدهی طراحی کنید. قبل از انتشار آگهی، منابع انسانی/جذب استعداد و مدیر استخدام باید توافق کنند که چه چیزهایی و چگونه ارزیابی و امتیازدهی خواهند شد.
یک راهنمای استخدام مبتنی بر مهارت برای جلوگیری از سوگیری در فرآیند انتخاب طراحی کنید که بر چگونگی تصمیمگیری و هدایت مصاحبه متمرکز باشد. تصمیمات نهایی و مهارتهای مؤثر بر نتیجه را مستند کنید.
این مقاله را هم مطالعه کنید: راهنمای آموزش مهارتهای مصاحبه به مدیران غیر منابع انسانی
۶. بهروزرسانی روش جستجو و غربالگری
بر اساس شواهد مهارتی غربالگری کنید: نمونهکارها، پروژهها، گواهینامهها، نتایج کمّی، روایتهای موردی. شواهد نشان میدهند که داوطلب نه تنها مهارتها را فهرست کرده، بلکه فعالانه از آنها برای تولید نتیجه استفاده کرده است. این شواهد در پیشبینی عملکرد آینده بر اساس دستاوردهای گذشته نیز مؤثر هستند.
به عنوان مثال، هنگام غربالگری برای یک نقش UX سطح مبتدی، کارشناسان جذب میتوانند نمونهکارهای پورتفولیو، پروژههای اجتماعی یا چالشهای طراحی مستندشده را به عنوان نشانههای معتبر مهارت بپذیرند. داوطلبانی که این نشانهها را نشان میدهند، صرف نظر از محل کسب تجربه، به مراحل بعدی راه مییابند.
همچنین میتوانید (با احتیاط) از سوالات حذفی بر اساس مهارتهای واقعاً ضروری استفاده کنید. این سوالات بر داشتن مجوز لازم، تسلط فنی یا نیازمندیهای قانونی استخدام متمرکز هستند.
۷. انجام ارزیابیها و مصاحبههای ساختاریافته مرتبط با شغل
از نمونهکارها، وظایف موردی، شبیهسازیها یا آزمونهای مهارتی استفاده کنید که با نقش همخوانی دارند. این ارزیابیها به داوطلبان امکان میدهند توانایی واقعی خود را در انجام وظایف خاص شغل در یک محیط واقعی یا شبیهسازیشده نشان دهند.
از مصاحبههای ساختاریافته با سوالات و چارچوب امتیازدهی یکسان استفاده کنید. برای ارزیابی مهارت حل مسئله، سوالات مبتنی بر سناریو بپرسید. برای ارزیابی مهارتهای ارتباطی و همکاری، سوالات رفتاری مطرح کنید. هر مهارت باید بر اساس یک مقیاس از پیش تعریفشده امتیازدهی شود.
به عنوان مثال، هنگام استخدام برای یک موقعیت توسعه کسبوکار، همه داوطلبان به ۶ سوال یکسان پاسخ میدهند (مدیریت اعتراض، ساختار تماس، اولویتبندی). مصاحبهکنندگان هر پاسخ را بر اساس یک چارچوب ۱ تا ۵ امتیازدهی میکنند که به نتایج گره خورده است (مثلاً: «میتواند یک مشتری احتمالی مردد را به گام بعدی هدایت کند»). این اطمینان میدهد که داوطلبان از ابتدا بر اساس معیارهای یکسان ارزیابی میشوند، نه مقایسه ذهنی.
۸. اندازهگیری، اصلاح و توسعه مقیاس
شاخصهای کیفیت استخدام (عملکرد فرد تازهوارد، زمان رسیدن به بهرهوری، حفظ کارکنان)، نرخ گذر از مراحل و تجربه داوطلب را پیگیری کنید. این معیارها مشخص میکنند که فرآیند استخدام موفق بوده یا نیاز به بهبود دارد.
پیش از گسترش دادن به نقشهای بیشتر، تعاریف مهارت، ابزارهای ارزیابی و کارتهای امتیازدهی را بهبود بخشید. این کمک میکند اطمینان حاصل شود که داوطلبان برای نقشهای حیاتی در دستیابی به اهداف کسبوکار به درستی ارزیابی میشوند.
جمعبندی
استخدام مبتنی بر مهارت، فرآیند جذب را از تمرکز بر عناوین، مدارک و سابقه به سمت شواهد توانمندیهای واقعی مرتبط با نتایج سوق میدهد. تعاریف شفاف مهارت، ارزیابی ساختاریافته و شواهد مستند، استخدام را منصفانه، قابل تکرار و قابل دفاع میسازند. این فرآیند باید به صورت سیستماتیک بنا شود تا دوباره به قضاوتهای ذهنی بازنگردد.
استخدام مبتنی بر مهارت زمانی ارزشمند میشود که به جابجایی داخلی، یادگیری و برنامهریزی نیروی کار متصل شود. شروع کوچک، استانداردسازی زودهنگام و بهبود مستمر برای ایجاد حرکت رو به جلو بدون سردرگمی تیمها حیاتی است. این رویکرد انتظارات را شفافتر میکند و از تصمیمات تجاری مطمئنتر و مبتنی بر شواهد پشتیبانی میکند.
منابع
https://www.aihr.com/blog/skills-based-hiring/
ترجمه: سونیا جلالی(با خلاصه سازی)
درباره سونیا جلالی
من سونیا جلالی هستم، موسس آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی، نزدیک به دو دهه در حوزه مدیریت منابع انسانی کارکردم و عناوین مختلفی را یدک کشیدم. از زمانی که مدیریت منابع انسانی را شناختم جایگزین بهتری برای آن پیدا نکردم که به بودن من معنا دهد، شناخت انسانها و پيچيدگیهاشون و كمك به آنها برای رشد و توسعه و موثر بودن شان در سازمان چيزی بود كه در پیاش بودم و يافتمش و رفته رفته خواندم و تجربه كردم و آموختم و لذت بردم و رشد کردم.
نوشته های بیشتر از سونیا جلالی
دیدگاهتان را بنویسید