منحنی فراموشی ابینگهاوس چیست و چه کاربردی در یادگیری سازمانی دارد؟
حافظه یکی از مهمترین و پیچیدهترین عملکردهای مغز انسان است و نقش اساسی در فرآیند یادگیری دارد. توانایی حفظ اطلاعات و یادگیری مهارتها، پایه توسعه فردی، حرفهای و اجتماعی است. در طول تاریخ، محققان علوم شناختی تلاش کردهاند تا فرایند یادگیری و فراموشی را کمی و قابل اندازهگیری کنند. یکی از اولین و مهمترین پژوهشها در این زمینه توسط هرمان ابینگهاوس (Hermann Ebbinghaus)، روانشناس آلمانی، انجام شد. ابینگهاوس با آزمایشهای دقیق و منظم روی حافظه خود، منحنی فراموشی را معرفی کرد که ابزار مهمی برای فهم نحوه پردازش و نگهداری اطلاعات توسط انسان است. در این مقاله با این منحنی و نحوه کاربرد آن در یادگیری سازمانی آشنا میشویم.
تاریخچه پژوهشهای ابینگهاوس
هرمان ابینگهاوس در اواخر قرن نوزدهم (حدود ۱۸۸۵) نخستین آزمایشهای تجربی خود را روی حافظه انسان انجام داد. او برای اندازهگیری حافظه از هجاهای بیمعنا (nonsense syllables) استفاده کرد تا تاثیر دانش پیشین و معانی شناختی بر یادگیری را حذف کند. نمونهای از این هجاها شامل ترکیب سه حرفی مانند “WID” یا “ZOF” بود که هیچ معنای شناختهشدهای نداشتند.
ابینگهاوس با تکرار آزمایشها روی خود، به بررسی دو موضوع اصلی پرداخت:
-
میزان فراموشی اطلاعات در گذر زمان
-
سرعت یادگیری و تثبیت حافظه با تکرار و تمرین
او دادههای خود را با دقت ثبت و تحلیل کرد و نخستین نمودارهای تجربی حافظه انسان را ارائه داد، که بعدها به نامهای منحنی فراموشی و منحنی یادگیری شناخته شدند.
منحنی فراموشی ابینگهاوس
یکی از اهداف ابینگهاوس، یافتن رابطه بین حافظه و زمان بود، یا به عبارت دیگر، اینکه چه مدت طول میکشد تا آنچه یاد گرفتهایم فراموش شود. بنابراین به سادهترین شکل، منحنی فراموشی تنها یک منحنی است که سعی میکند رابطه بین اطلاعات حفظشده (بعد از یادگیری) و زمان سپریشده بعد از یادگیری را نشان دهد.
منحنی فراموشی نشان میدهد که توانایی انسان برای یادآوری اطلاعات در طول زمان بهصورت نمایی کاهش مییابد، بهویژه اگر هیچ مرور یا تکراری روی اطلاعات صورت نگیرد. به عبارت دیگر، بیشترین میزان فراموشی در ساعات و روزهای اولیه پس از یادگیری رخ میدهد و سپس روند کاهش یادآوری کندتر میشود.
در نمودار زیر محور افقی زمان و محور عمودی میزان به خاطرآوری مطالب را نشان میدهد و نحوه فراموشی اطلاعات در گذر زمان به وضوح قابل مشاهده است.

همانطور که در نمودار بالا مشاهده میکنید بلافاصله پس از یادگیری، بیشترین میزان فراموشی رخ میدهد و سپس سرعت کاهش یادآوری به تدریج کمتر میشود. به طور مثال، طبق دادههای ابینگهاوس، حدود ۵۰٪ از اطلاعات جدید در همان روز اول فراموش میشود، پس از دو روز ۲۸٪، پس از شش روز ۲۵٪ و پس از یک ماه، حدود ۲۰٪ از اطلاعات اولیه حفظ میشود. این الگوی نمایی نشان میدهد که بدون مرور و تثبیت، بیشتر اطلاعات تازه یادگرفته شده، به سرعت از بین میروند و مرور مداوم برای حفظ آنها ضروری است.
این دادهها در جدول زیر نمایش داده شدهاند:
| زمان پس از یادگیری | درصد اطلاعات یادآوری شده |
|---|---|
| 20 دقیقه | 58% |
| 1 ساعت | 44% |
| 9 ساعت | 36% |
| 1 روز | 34% |
| 2 روز | 28% |
| 6 روز | 25% |
| 31 روز | 21% |
بیشتر آنچه یاد میگیریم تقریباً بلافاصله و در حدود ۱ روز فراموش میشود. بهترین راه مقابله با این موضوع، استفاده از تستها و تکرار با فاصله (spaced repetition) است.
همچنین ابینگهاوس با انجام آزمایشهای مشابه توانست نشان دهد که درصد یادآوری با تعداد دفعات مطالعه رابطه مستقیم دارد. نتایج تجربی او نشان داد که با یک تکرار تنها حدود ۲۰٪ از اطلاعات حفظ میشود، اما با افزایش تکرار به دو بار این میزان به ۳۵٪، با سه تکرار به ۴۸٪ و با پنج تکرار به ۶۰٪ میرسد. با هفت بار تکرار، حافظه به ۶۸٪ و با ده بار تکرار تا ۷۵٪ تثبیت میشود. این دادهها به وضوح نشان میدهد که با هر بار تکرار، حافظه تقویت شده و احتمال فراموشی کاهش مییابد. این منحنی اهمیت تمرین مستمر و برنامهریزیشده برای یادگیری موثر را برجسته میکند.
کاربردهای منحنی فراموشی در یادگیری سازمانی
منحنی فراموشی که در این مقاله مرور کردیم نشان میدهد که میزان اطلاعاتی که یاد میگیریم، به سرعت کاهش مییابد و بخش قابل توجهی از آن طی یک روز فراموش میشود. این پدیده میتواند برای سازمانها و آموزشدهندگان یک هشدار مهم باشد: صرف برگزاری دورههای آموزشی یا ارائه محتوا کافی نیست، بلکه نحوه تثبیت و مرور اطلاعات نیز نقش تعیینکنندهای در اثربخشی یادگیری دارد.
یکی از مهمترین کاربردهای منحنی فراموشی در محیط سازمانی، برنامهریزی آموزشهای مکرر و هدفمند است. تحقیقات نشان میدهد که اگر یادگیری تنها یک بار انجام شود، پس از مدت کوتاهی بخش بزرگی از آن فراموش خواهد شد. بنابراین، سازمانها باید به جای برگزاری یک دوره آموزشی طولانی و یکباره، برنامههای تکرارشونده و کوتاه مدت طراحی کنند. به عنوان مثال، یک دوره آموزش فروش میتواند به جای یک جلسه پنج ساعته، به پنج بخش یک ساعته تقسیم شود که هر بخش با فاصله زمانی مشخص ارائه میشود. این کار باعث میشود یادگیری به شکل پایدارتر در ذهن کارکنان تثبیت شود و اثر فراموشی کاهش یابد.
یکی دیگر از کاربردهای کلیدی منحنی فراموشی، استفاده از تکنیکهای میکرولرنیگ (Microlearning) است. میکرولرنیگ به ارائه محتوای آموزشی کوتاه و متمرکز در بازههای زمانی کوتاه گفته میشود و کاملاً با یافتههای منحنی فراموشی همخوانی دارد. سازمانها میتوانند برای تثبیت اطلاعات، پیامها یا ویدئوهای کوتاه آموزشی ۳ تا ۵ دقیقهای را در فواصل زمانی مشخص برای کارکنان ارسال کنند. به این ترتیب، علاوه بر افزایش میزان یادآوری، کارکنان زمان کمتری را از وظایف روزمره خود برای یادگیری اختصاص میدهند و آموزشها برای آنها جذابتر و قابل دسترستر میشود.
علاوه بر این، پیادهسازی سیستمهای یادگیری مبتنی بر تکرار و آزمونهای کوچک یکی دیگر از کاربردهای عملی منحنی فراموشی است. سازمانها میتوانند پس از هر جلسه آموزشی، آزمونهای کوتاه و خودارزیابیهای سریع طراحی کنند تا کارکنان بتوانند میزان یادگیری خود را بسنجند و دوباره مرور کنند. این روش علاوه بر افزایش یادگیری، باعث ایجاد انگیزه و مسئولیتپذیری فردی نیز میشود. برای مثال، بعد از یک دوره آموزش ایمنی، ارائه یک آزمون پنج سوالی آنلاین یک هفته بعد، به تثبیت مفاهیم و کاهش فراموشی کمک میکند.
بازخورد مستمر و آموزشهای شخصیسازی شده نیز با منحنی فراموشی رابطه مستقیمی دارند. وقتی کارکنان میدانند که یادگیری آنها پیگیری و بررسی میشود، انگیزه بیشتری برای مرور مطالب پیدا میکنند. سازمانها میتوانند با استفاده از ابزارهای مدیریت یادگیری (LMS) و تحلیل دادههای آموزشی، نقاط ضعف هر فرد را شناسایی کرده و محتوای تقویتی متناسب با نیاز او ارائه دهند. این کار باعث میشود اطلاعات به شکل موثرتری در حافظه بلندمدت تثبیت شود و فراموشی کاهش یابد.
در نهایت، ترکیب آموزشهای عملی با مرور برنامهریزی شده میتواند اثر منحنی فراموشی را به حداقل برساند. فعالیتهای عملی، شبیهسازیها و تمرینهای تعاملی باعث میشوند که یادگیری از سطح تئوری صرف به سطح تجربه عملی منتقل شود و احتمال فراموشی کاهش یابد. سازمانها میتوانند با طراحی چالشها و سناریوهای واقعی مرتبط با شغل، آموزشها را عمیقتر و کاربردیتر کنند.
نتیجهگیری
تحقیقات هرمان ابینگهاوس پایهای برای درک علمی حافظه و یادگیری انسان ایجاد کردهاند. منحنی فراموشی نشان میدهد که بدون مرور، اطلاعات به سرعت از حافظه کوتاهمدت پاک میشوند و منحنی یادگیری اهمیت تمرین مستمر و تکرار را برجسته میکند. دادههای تجربی و تحقیقات مدرن این نتایج را تایید میکنند و کاربردهای گستردهای در آموزش، یادگیری دیجیتال، مدیریت منابع انسانی و توسعه مهارتها دارند.
بر اساس این یافتهها، برنامهریزی یادگیری و مرور اطلاعات باید مبتنی بر زمانبندی دقیق و استفاده از تکرارهای کوتاه و مکرر باشد. این رویکرد نه تنها باعث افزایش ماندگاری اطلاعات میشود، بلکه فرآیند یادگیری را نیز بهینه میکند و بهرهوری فردی و سازمانی را افزایش میدهد.
منابع
https://members.mindtools.com/a9wjrjw/ebbinghauss-forgetting-curve
https://whatfix.com/blog/ebbinghaus-forgetting-curve/
https://elearningindustry.com/forgetting-curve-combat
نویسنده: سونیا جلالی
درباره سونیا جلالی
من سونیا جلالی هستم، موسس آکادمی تخصصی مدیریت منابع انسانی، نزدیک به دو دهه در حوزه مدیریت منابع انسانی کارکردم و عناوین مختلفی را یدک کشیدم. از زمانی که مدیریت منابع انسانی را شناختم جایگزین بهتری برای آن پیدا نکردم که به بودن من معنا دهد، شناخت انسانها و پيچيدگیهاشون و كمك به آنها برای رشد و توسعه و موثر بودن شان در سازمان چيزی بود كه در پیاش بودم و يافتمش و رفته رفته خواندم و تجربه كردم و آموختم و لذت بردم و رشد کردم.
نوشته های بیشتر از سونیا جلالی
دیدگاهتان را بنویسید