دو روش غیرمتعارف برای خلق چشمانداز شخصی
نویسنده: سونیا جلالی
زمان مطالعه: 7 دقیقه
چشم اندار شخصی
ویژن(vison) در انگلیسی یعنی توانایی تصور آینده و برنامه ریزی درست برای آن، که همان آرزوی بلند مدت است، پاسخ به این سوال که در زندگی خود می خواهید به کجا برسید؟
در واقع به بیان ساده اگر بخواهیم بگوییم ، چشم انداز هنر دیدن چیزی است که برای دیگران قابل مشاهده نیست البته باید توجه داشت که تصویر ذهنی در برابر آنچه می تواند تحقق یابد نیست بلکه چشم انداز یعنی درخواست و تقاضا از خود بهترمان یا بخش بهتر خودمان ( توانمندی ها و تعهد و ...) که ما را یاری کند تا چیزی بیشتر و برتر از آنچه هستیم ، بشویم .
احتمالا شما هم تاکنون روشهای گوناگونی برای خلق چشم انداز شخصی را شنیده و یا تجربه کردهاید، اما من می خواهم در این نوشتار، دو روش غیرمتعارف را برای ساختن یک چشم انداز شخصی را به شما معرفی کنم.
دو تمرین زیر را امتحان کنید تا به شما در روشن کردن چشم اندازتان کمک کند:
تمرین 1: نامهای به خودتان در آینده بنویسید.
این روش بسیار جالبی است برای ایجاد چشم اندازی است که امیدوارید به آن برسید. به خودتان در آینده مثلا پنج یا ده سال دیگر فکر کنید. این فرصتی است که از همه چیز فارغ شوید و رویاسازی کنید. چه احساسی خواهید داشت؟ امیدوارید چه جور شخصی باشید؟ در آن زمان چطور از پس چالش های زندگی بر میآیید؟ به چه چیزهایی رسیدهاید؟ نامه ای بر اساس این موضوعات به خودتان بنویسید. این چشم انداز چیزی را در اختیار مغزتان قرار می دهد تا به طرف آن حرکت کنید و فرصتی است که بتوانید مسیری را که میخواهید در آن قدم بگذارید کشف کنید. نامه را به دیوار خانهتان بزنید یا از یکی از دوستان خوبتان بخواهید که نامه را در زمانی در سال آینده برایتان پست کند. اکثر افراد وقتی نامهای از خودشان دریافت میکنند که پست آن را تحویل داده است، احساس بسیار خوبی پیدا میکنند و واکنش آنها نسبت به این موضوع همیشه طوری است که به نظر میرسد در بهترین زمان زندگیشان به دستشان رسیده است.
تمرین 2: در تشییع جنازهی خودتان شرکت کنید.
اين روش بسيار جالبي براي ايجاد ويژني است كه اميدواريد در آينده به آن برسيد
سعي كنيد در مقابل بي ميلي خود نسبت به انجام اين تمرين مقاومت كنيد زيرا بسيار تاثيرگذار است و به شما انگيزه مي دهد.
فرض كنيد در مراسم خاكسپاري خودتان هستيد.متوجه دوستان و اقوامي كه در اطرافتان وجود دارند هستيد، هر كدام از افراد را در نظر بگيريد و تصور كنيد كه دوست داريد هر كدام در مورد شما چه بگويند؟در واقع چيزهاي مثبتي را بشنويد كه در مورد شما و زندگيتان مي گويند
آن ها شما را چطور ارزيابي مي كنند؟ دوست داريد در مورد کدام ویژگی شخصیتی شما صحبت کنند؟چه چيزي در شما را تحسين كرده اند؟
به مدت دو هفته هر روز اين سوال را از خود بپرسيد:اگر امروز روز آخر عمرم بود، باز هم مي خواستم همان كاري را انجام دهم كه امروز به دنبالش هستم؟
در صورتي كه چندين روز پياپي پاسخ شما به اين سوال نه بود مي فهميد كه بايد چيزي را تغيير دهيد.
حتي اگر با صراحت اين سوال را از خود نپرسيد، اين حسن را دارد كه درمي يابيد به ياد مرگ بودن چقدر ارزشمند است و به شما كمك مي كند كه بيدار شويد و روي چيزي متمركز شويد كه بيشترين اهميت را در زندگيتان دارد.
ساختن یک زندگی بدون چشم انداز مثل ساختن پازل بدون داشتن تصویر دقیق از آن است. اگر در میان این هزار تکه پازل، تصویر کلی روشنی از آنچه قرار است بسازیم نداشته باشیم ، ساعت ها طول می کشد تا قطعه های درست را کنار هم بچینیم و گاهی تقریبا محال می شود. و اگر قطعاتی را با تلاش فراوان کنار هم جورکنیم، اگر به طور ناخواسته یا بر اثر تصادف یا ضربه ای به هم بریزد جور کردن مجدد آنها هم سخت خواهد بود و هم بسیار نا امید کننده. در حالیکه اگر تصویر روشنی از آنچه قرار است درست کنیم در مقابل خود داشته باشیم، خیلی راحت تر قطعه ها را یکی یکی کنار هم خواهیم چید و به دقت می دانیم که کدام رنگ در کجای پازل باید بنشیند.
منابع: اصول و مبانی مایندفولنس/ آیدا رشیدی شیراز
http://choicetheory.ir/