بهترین راه برای ساختن سازمانی که برازنده آینده باشد، ساختن سازمانی است که برازنده انسان باشد.

(گری همل)

از جای پارک در جردن تا قراردادهای روانشناختی!

نویسنده: سونیا جلالی

زمان مطالعه: 10 دقیقه

ساعت 7:30 دقیقه صبح دیروز به محل دفتر کارم در خیابان جردن رسیدم، مثل بقیه روزها تقریبا ناامید بودم که جای پارک پیدا کنم، پیدا کردن جای پارک در کوچه های منتهی به این خیابان حتی در اول صبح هم شبیه آرزو شده است و دیدن افرادی که برای جای پارک دست به یقه شده اند، تبدیل به عادت! می دانستم که مثل هر روز باید پانزده بیست دقیقه ای سرگردان در کوچه ها بچرخم تا بلکه یک جای مناسب پیدا کنم، بالاخره بعد از بیست دقیقه سرگردانی جای پارکی دو کوچه پایین تر پیدا کردم، وارد شرکت که شدم یک راست رفتم دفتر مدیرم و با دلخوری گفتم چرا شرکت هیچ فکری برای جای پارک ما نمی کنه؟ چرا من هر روز باید توی این کوچه ها سرگردان پیدا کردن جای پارک باشم؟

 

Image result for ‫معضل پیدا کردن جای پارک‬‎

در همین بین و پیش از شنیدن پاسخ مدیرم با خودم فکر کردم:

 آیا شرکت به من قول داده که در ازای همکاری من جای پارک فراهم می کند؟

آیا در قراردادهای رسمی بین من با شرکت به این موضوع اشاره ای شده است؟

یا آیا حتی در صحبت های مدیران و قول هایی که من به صورت ضمنی درک کردم چنین وعده ای داده شده؟

آیا زمانی که من این شرکت را برای کار کردن انتخاب کردم نمی دانستم که این معضل به شکل جدی در این خیابان وجود دارد؟

هر چه عمیق تر فکر کردم،بیشتر به این نتیجه رسیدم که چنین قراردادی  هرگز نوشته نشده. امضا نشده. حتی احتمالاً در موردش حرفی هم مطرح نشده. اما چرا چنین انتظاری در من ایجاد شده که الان از برآورده نشدنش احساس دلخوری دارم؟

ایجاد این انتظارات و مثال های مشابه این داستان که مطمئنا همه شما روزانه در سازمان هایتان با آن سروکار دارید، مصداق شکل گیری قراردادهای روانشناختی است.

قرارداد روانشناختی

اصطلاح قرارداد روانشناختی یا Psychological Contract برای نخستین بار توسط کریس آرجریس و ادگار شاین در دهه‌ی شصت میلادی مورد استفاده قرار گرفت.اما تعریف دقیق‌تر و ترویج مفهوم آن، توسط خانم دنیس روسو انجام شد.

 

 

مفهوم قرارداد روانشناختی
قرارداد روانشناختی

قرارداد روانشناختی به انتظارات نانوشته‌ی دوجانبه بین کارکنان و کارفرما اشاره می‌کند. بر طبق این نظریه اگرچه قراردادهای رسمی آغازگر تعامل فرد و سازمان می باشد، اما همکاری افراد در چارچوب سازمانی در قالب قراردادهای رسمی محدود نمی شود و آن چه الگوی تعاملی و تعهدات طرفینی را معین می نماید، ورای قراردادهای رسمی است.

در یک عبارت و در تعریف روسو قراردادهای روانشناختی عبارت است از مجموعه باورهایی در خصوص این که کارکنان و سازمان چه چیزی به یکدیگر ارائه نموده و چه چیزی از یکدیگر دریافت می نمایند و از آنجایی که بر اساس تفسیر و برداشت افراد شکل می گیرد می تواند برای هر یک از افراد سازمان به شکلی متفاوت تعریف گردد.

در شرایطی که کارکنان احساس کنند سازمان قول ها و تعهداتش را نسبت به آن ها برآورده می سازد(حتی اگر این قول فقط درک کارکنان باشد و هرگز چنین تعهدی شکل نگرفته باشد)، قرارداد روانشناختی برقرار و در صورتی که احساس کنند این قول ها و قراردادها برآورده نشده(شبیه داستان پارکینگ برای من)، نقض قرارداد روانشناختی در فضای ادراکی کارکنان به وقوع می پیوندد.

همانطور که حتما تجربه کرده اید، انتظارات کارکنان که ناشی از قراردادهای روانشناختی هرگز در سازمان پایان نمی پذیرند، اما ممکن است شکل و ماهیت آن در طی رابطه فرد با سازمان تغییر پیدا کرده یا گسترش یابد.  

قراردادهای روانشناختی، نانوشته و به میزان زیادی ضمنی و ناگفته است و اگرچه در بیشتر موارد الزام قانونی ندارد اما تحقق و یا نقض آن به شدت می تواند بر نگرش و رفتارهای کارکنان تاثیر بگذارد، اجرای قرارداد روانشناختی موجب احساس ارزشمند بودن و منجر به زایش اعتماد و رفتارهای کاری مثبت بین کارکنان و سازمان می شود.بنابراین فهم محتوای قراردادهای روانشناختی می تواند نقش مهمی در هدایت و جهت دهی سیاست های منابع انسانی ایفا نماید و یکی از موضوعاتی است که در مدیریت تجربه کارکنان نیز مورد توجه قرار می گیرد.

شما چه تجربه ای از نقض قراردادهای روانشناختی در سازمان هایی که در آن کار می کنید دارید؟ در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

منابع:

Denise M. Rousseau/Psychological Contracts in Organizations: Understanding Written and Unwritten Agreements 

نقش آفرینی قراردادهای روانشناختی/ جواد فقیهی پور، سمیه فقیهی پور، فاطمه کریمی جعفری

متمم

تجربیات شخصی نویسنده

 

 

برچسب ها: تجربه کارکنان, مدیریت تجربه کارکنان


  • Smileys
  • :confused:
  • :cool:
  • :cry:
  • :laugh:
  • :lol:
  • :normal:
  • :blush:
  • :rolleyes:
  • :sad:
  • :shocked:
  • :sick:
  • :sleeping:
  • :smile:
  • :surprised:
  • :tongue:
  • :unsure:
  • :whistle:
  • :wink:
 
  • 1000 تعداد کاراکتر باقی مانده
   
 

Employees are not human resources nor human capital

They are human

هیچ سازمانی نمی تواند کاری بیش از توانایی کارکنانش انجام دهد.


(پیتر دراکر)

Joomla Theme